رفتن به مطلب
Added by Amir

Added by Amir

تمامی فعالیت ها

این جریان به طور خودکار بروزرسانی می شود     

  1. امروز
  2. cherry

    ♬ داری چه آهنگی گوش میدی ؟ ❥

    آهنگ don't kiss & tell از الکساندر ریباک این جمله اش خییییلییی قشنگ بود love is always love is always for sale because someone's willing someone's willing to pay
  3. دیروز
  4. زندگی بافتن یک قالیست 

    نه همان نقش و نگاری که 

    خودت می خواهی 

    نقشه را اوست که تعیین کرده 

    تو در این بین فقط می بافی...

  5. زندگی بافتن یک قالیست 

    نه همان نقش و نگاری که 

    خودت می خواهی 

    نقشه را اوست که تعیین کرده 

    تو در این بین فقط می بافی...

  6. هفته گذشته
  7. ZHILA

    چه بویی دوس داری ؟

    بوی انار
  8. ZHILA

    تنها شخصی که داخل زندگی خیلی واسط مهمه؟

    خواهرم زاله و دوستم قاطمه و و دوستم زینب ..
  9. ZHILA

    زیباترین نام ها ازنظرشما؟

    طاها تکین یاس مستانه اراد برسام اراس
  10. ZHILA

    به رمانی که نفر قبلیت میگه چند میدی؟

    12 قلندر بی خواب
  11. سلومممم محدککککم

    1. ZHILA

      ZHILA

      کشتی خودتو با این سلنااااا نیگاااااا کنا

  12. ZHILA

    چیزی که نفر قبلی میگه می خوای یا نمی خوای ؟

    بد نیس ی بقل با طعم پاستیل خرسی
  13. ZHILA

    صرفا جهت وقت گذرونی:)

    زله زله زله زاکت
  14. ZHILA

    بیان احساسات در همین لحظه ...

    دلم تنگه عاخه
  15. ZHILA

    الان دلت برای کی تنگ شده ؟

    یکی ک همینحا اولین بار با هم حرق زدیم یکی ک خیلی عوض شدع یکی ک می گه کاش هیح وقت منو نمی دید ولی من می گم کاش زودتر دیده بودمش... یکی ک ... خیلی بی معرته خیلی
  16. نکند تلخ شود اخر این قصه ی بد...

  17. maar

    به مائده خانوم :|

    1. maei_

      maei_

      علیکم :|

      خوش اومدی ب سایت مرده قشنگمون

  18. heliya-L

    الان دلت برای کی تنگ شده ؟

    عزیزمی چه خوب لااقل تو به یادم بودی
  19. جدیدا
  20. با گرگا دوستی کن

    چون فقط وقتی گرسنه میشن 

    خیانت میکنن.

    اما آدما، وقتی سیر میشن...:hanghead::t(34):

  21. mahya619

    اشعار فروغ فرخزاد

    در حباب کوچک روشنایی خود را می فرسود ناگهان پنجره پر شد از شب شب سرشار از انبوه صداهای تهی شب مسموم از هُرم زهر آلود تنفس ها شب ... گوش دادم در خیابان وحشت زدهٔ تاریک یک نفر گویی قلبش را مثل حجمی فاسد زیر پا له کرد در خیابان وحشت زدهٔ تاریک یک ستاره ترکید گوش دادم ... نبضم از طغیان خون متورم بود و تنم ... تنم از وسوسهٔ مت**** گشتن . روی خطهای کج و معوج سقف چشم خود را دیدم چون رطیلی سنگین خشک می شد در کف ، در زردی ، در خفقان داشتم با همه جنبش هایم مثل آبی راکد ته نشین می شدم آرام آرام داشتم لِرد می بستم در گودالم گوش دادم گوش دادم به همه زندگیم موش منفوری در حفرهٔ خود یک سرود زشت مُهمَل را با وقاحت می خواند جیرجیری سمج و نامفهوم لحظه ای فانی را چرخ زنان می پیمود و روان می شد بر سطح فراموشی آه من پر بودم از شهوت - شهوت مرگ هر دو پستانم از احساسی سرسام آور تیر کشید آه من به یاد آوردم اولین روز بلوغم را که همه اندامم باز می شد در بهتی معصوم تا بیامیزد با آن مبهم ، آن گنگ ، آن نامعلوم در حباب کوچک روشنایی ، خود را در خطی لرزان خمیازه کشید .
  22. mahya619

    گلچین غزلیات سعدی

    این مطرب از کجاست که برگفت نام دوست تا جان و جامه بذل کنم بر پیام دوست دل زنده می‌شود به امید وفای یار جان رقص می‌کند به سماع کلام دوست تا نفخ صور بازنیاید به خویشتن هرک اوفتاد مست محبت ز جام دوست من بعد از این اگر به دیاری سفر کنم هیچ ارمغانیی نبرم جز سلام دوست رنجور عشق به نشود جز به بوی یار ور رفتنیست جان ندهد جز به نام دوست وقتی امیر مملکت خویش بودمی اکنون به اختیار و ارادت غلام دوست گر دوست را به دیگری از من فراغتست من دیگری ندارم قایم مقام دوست بالای بام دوست چو نتوان نهاد پای هم چاره آن که سر بنهی زیر بام دوست درویش را که نام برد پیش پادشاه هیهات از افتقار من و احتشام دوست گر کام دوست کشتن سعدیست باک نیست اینم حیات بس که بمیرم به کام دوست
  23. mahya619

    اشعار سهراب سپهری

    رنگی کنار شب بی حرف مرده است. مرغی سیاه آمده از راههای دور می خواند از بلندی بام شب شکست. سرمست فتح آمده از راه این مرغ غم پرست. در این شکست رنگ از هم گسسته رشته هر آهنگ. تنها صدای مرغک بی باک گوش سکوت ساده می آراید با گوشوار پژواک. مرغ سیاه آمده از راههای دور بنشسته روی بام بلند شب شکست چون سنگ ، بی تکان. لغزانده چشم را بر شکل های درهم پندارش. خوابی شگفت می دهد آزارش: گل های رنگ سر زده از خاک های شب. در جاده های عطر پای نسیم مانده ز رفتار. هر دم پی فریبی ، این مرغ غم پرست نقشی کشد به یاری منقار. بندی گسسته است. خوابی شکسته است. رویای سرزمین افسانه شکفتن گل های رنگ را از یاد برده است. بی حرف باید از خم این ره عبور کرد: رنگی کنار این شب بی مرز مرده است.
  24. mahya619

    اشعار رضی الدین آرتیمانـی

    غزل شماره ۷۰ غمزه خونریز و عشوه در پی جان چون توان برد دین ودل ز میان چند از حسرت سراپایت بی‌سر و پا شویم و بی دل و جان چند گیرم ز غم به دندان دست آه از دست آن لب و دندان سرو آزاد جان از ین غم داد که گرفتار توست پیر و جوان آنچنان شد غمش گریبان گیر که گریبـٰان ندانم از دامان روز وصل تو میروم از هوش شب مهتاب، وای بر کتّان دوست هر چند دشمن است با ما ما بدو دوستیم از دل و جان نکند در دلت اثر آهم چکند باد با دل سندان کاش درد دلم فزون نکنی چون به دردم نمیشوی درمان گر به عهدت زبون شویم چه باک سد اسکندریم در پیمان سر شوریدهٔ رضی است مگر که چو گوئی فتاده در میدان
  25. mahya619

    غزلیات وحشی بافقی

    مژده‌ی وصل توام ساخته بیتاب امشب نیست از شادی دیدار مرا خواب امشب گریه بس کرده‌ام ای جغد نشین فارغ بال که خطر نیست در این خانه ز سیلاب امشب دورم از خاک در یار،و به مردن نزدیک چون کنم چارهٔ من چیست در این باب امشب بسکه در مجلس ما رفت سخن ز آتش شوق نفسی گرم نشد دیدهٔ احباب امشب شمع سان پرگهر اشک کناری دارم وحشی از دوری آن گوهر سیراب امشب
  26. mahya619

    اشعار رضی الدین آرتیمانـی

    غزل شماره ۶۹ حیفم آید که گویدش کس جان از کجا جان و از کجا جانان زیر دست جفای تو زن و مرد پایمال غم تو پیر و جوان دست بر دل ز بیوفائی یار داغ بر تن ز محنت هجران بی‌وفائی، چه میکنی وعده سست عهدی، چه میکنی پیمان جور این درد میکشم ناچار تا که دردم رضی کند درمان
  1. نمایش فعالیت های بیشتر

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×