رفتن به مطلب
Added by Amir

Added by Amir

پرچمداران

  1. marjoosh

    marjoosh

    کاربر حرفه ای


    • امتیاز

      40

    • تعداد ارسال ها

      2,720


  2. Nafas-80

    Nafas-80

    کاربر عادی


    • امتیاز

      37

    • تعداد ارسال ها

      254


  3. Sabaaskari

    Sabaaskari

    کاربر عادی


    • امتیاز

      35

    • تعداد ارسال ها

      189


  4. maralmahni

    maralmahni

    کاربر فعال


    • امتیاز

      29

    • تعداد ارسال ها

      596



مطالب محبوب

در حال نمایش مطالب دارای بیشترین امتیاز در یکشنبه, 7 مرداد 1397 در همه بخش ها

  1. 5 امتیاز
    دلم برای همه جای اینجا تنگ شده بود =) ♥️
  2. 4 امتیاز
    اصلا عاشقی یعنی همین بیت صائب جان تبریزی از تماشای تو چون خلق نیارند ایمان؟ کافرست آن که تو را بیند و بی دین نشود
  3. 3 امتیاز
    “No”,is a complete sentence You don’t need to explain yourself all the time _____________ " نه " خودش يه جمله ى كامله نيازى نيست هميشه خودت رو توضيح بدى
  4. 3 امتیاز
    وقتی کسی را می کشی،چیزی از او به تو منتقل می شود. یک آه،یک عطر و یا حتی یک اشاره ! من اسم این را گذاشته ام "نفرین قربانی" نفرینی که به تن و بدن می‌چسبد و آرام آرام زیر پوستت می‌خزد. بعد راهی به سوی قلبت پیدا می‌کند و تا آخر عمر همراه تو خواهد بود‌. مردمی که مرا در کوچه و خیابان می‌بینند اصلا متوجه این نمی‌شوند ولی ردپای تمام کسانی را که تا به حال کشته ام هر روز و هر لحظه در وجودم حس می‌کنم. درست مانند یک شالِ نامرئی دور گردنم می‌پیچم ! گرچه اصلا راحت نیست ولی همراه همیشگی من است. تا آنجایی که می‌دانم از آن روزی که قابیل پسر آدم، برادرش هابیل را کشت،تمام قاتل ها کسی را که می‌کشند تا آخر عمر با او زندگی می‌کنند ! #الیف_شافاک
  5. 3 امتیاز
    Hello darkness, my old friend تاریکی، دوست قدیمی من سلام! I’ve come to talk with you again اومدم تا دوباره باهات حرف بزنم
  6. 3 امتیاز
    ز یزدان دان نه از ارکان که کوته دیدگی باشد کز خطی کز خیزد توآن را از بنان بینی (ج)
  7. 2 امتیاز
    اول خانوادم و بعد همسرم
  8. 2 امتیاز
    دوتا دونه خاطره... دور دتا دور ما مثه... میله ی زندون... افتادیم گیر یه تهرون... :)))
  9. 2 امتیاز
    دوست امسالم زهرا جونم ک دیگه سال بعد باهام نیست و مدرسشو عوض کرد:(
  10. 2 امتیاز
    مرا به ذهنت نه! به دلت بسپار. من از گم شدن در جاهای شلوغ میترسم ...
  11. 2 امتیاز
  12. 2 امتیاز
    من آن نیم که حلال از حرام نشناسم شراب با تو حلال است و آب بی تو حرام
  13. 2 امتیاز
    راهِ مرا اشاره شو من به کجا رسیده ام؟ هرچه دویده ام تو را خسته شدم ندیده ام
  14. 2 امتیاز
    جانا، حدیث حسنت، در داستان نگنجد رمزی ز راز عشقت، در صد زبان نگنجد (ق)
  15. 2 امتیاز
  16. 2 امتیاز
    فصل یک صدای زنگ موبایل بیدارم می‌کنه. قلتی روی مبل می‌زنم که از درد آه از نهادم بلند می‌شه. یک هفته روی مبل خوابیدن بدترین قسمت ماجرا نیست! دستمو روی زمین می کشم تا به موبایل می‌رسم. اسم شیوا روی صفحه نمایان شده: ـ سلام شیوا: سلام چرا جواب نمیدی؟ ـ خواب بودم، تازه صدای موبایلم رو شنیدم شیوا: زنگ آیفون رو میگم. بیا درو باز کن ـ کلیدتو چیکار کردی؟ شیوا: خونه جا گذاشتم ـ الان میام قطع می‌کنه. با درد سنگین شده روی بدنم از جا بلند می‌شم. با چشم های پف کرده و صورت خواب‌آلود مانتو و شال می پوشم و از پله ها بالا می‌رم. با کلید در مغازه رو باز می‌کنم. شیوا داخل میاد. شیوا: سلام چطوری؟ ـ بد نیستم به روم می‌خنده: ـ خوابیدی یا یکی زده توی صورتت انقدر کوفته شدی؟! با این وضعی که داری بری خونه طراوت خانم نمیگه بچه ش یه هفته پیش شیوا بوده معلوم نیست چه بلایی سرش اومده؟ ـ نه که خیلی هم خونه ی تو بودم ـ اینو به خودت بگو که بهش گفتی خونه من می‌مونی. فقط میای حموم می‌کنی و میری! آخه مگه تو بی خانمانی؟ در سکوت می خندم. بیشتر از اینکه دلم یه جای راحت بخواد دوست دارم تنها باشم. از پله ها پایین می‌ریم و وارد کارگاه می‌شیم. از کنار دستگاه ها و چرخ های کفش دوزی رد می‌گذریم تا به دفتر می‌رسیم. با تعجب به زمین اشاره می‌کنه: ـ چه به روز اینجا اوردی آخه؟! بدو تمیز کن الان بقیه میان شیوا پشت میزش می شینه و من به سختی دولا راست می‌شم تا ظرف غذا و پلاستیک خوراکی ها، لباس های بهم ریخته ی روی میز کار رو جمع کنم. خودمو روی مبل می‌ندازم و گردنم رو ماساژ می‌دم. شیوا هنوز نیومده کارو شروع می‌کنه: ـ دیشب بردیا گفت بهت بگم طرح های جدیدو براش بیار که کالکشن زمستون رو شروع کنه ـ طرح هارو توی خونه جا گذاشتم ـ خب برو بیارشون برگشتن به اون خونه بعد از یک هفته برام سخته اما سخت ترین قسمت ماجرا نیست: ـ می‌شه تو بری؟ انتظار بیخود از شیوا دارم... فقط می خوام شانسم رو امتحان کنم که به پوچی می خوره. شیوا: مگه قطع رابطه کردی که اینجوری می‌کنی؟ ـ نه فقط دلم نمی خواد سینا رو ببینم ـ خب نبین برو خونه خودت برگه هارو بردارو بیار دیگه ـ مادر همیشه داخل تراس نشسته. منو می‌بینه می‌فهمه اومدم و نرفتم پیشش شیوا خسته و کلافه می‌شه: ـ تا کی می خوای به این موش و گربه بازی ها ادامه بدی؟ بالاخره اونجا خونه توئه نمی‌تونی که برای همیشه از سینا دوری کنی! مامانت هروقت بهم زنگ می‌زنه می‌فهمم چقدر دلتنگ توئه... آخه چجوری راضی شدی مامانت رو تنها بذاری نمی‌دونم! عذاب آورترین قسمت ماجرا اینه که هیچکس نمی‌فهمه چرا از اون خونه رفتم و هیچکس هم نمی‌خواد خودشو جای من بذاره تا درکم کنه. بی حوصله از تکرار دلایلی که دیگه برای خودمم پیش پا افتاده شده میگم: ـ اگه بیست سال یکی رو برادر خودت بدونی حالا بیاد ازت خواستگاری کنه تو هم بودی دیگه دلت نمی خواست به اون خونه برگردی!
  17. 2 امتیاز
    یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم مخور
  18. 2 امتیاز
    دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم با کافران چه کارت گربت نمی پرستی
  19. 2 امتیاز
  20. 2 امتیاز
    نویسنده گرامی ضمن خوش آمدگویی، لطفا قبل از شروع تایپ رمان خود، تایپیک های زیر را به دقت مطالعه فرمایید: قوانین ارسال رمان اطلاعیه های بخش کتاب نویسنده گرامی قبل از شروع نگارش داستان حتما تاپیک های زیر را مطالعه کنید: نحوه ی قرار دادن کتاب در سایت مهمترین نکات ویرایشی | مخصوص نویسندگان و ویراستاران انجمن نویسنده عزیز : در هر قسمت از رمان باید حداقل 20 خط کامل در پست جدید ارسال کنید , در صورت کمتر بودن پست جدیدی که ارسال کردید با قسمت بعدی یا قبلی رمان ادغام میشه ! بین نوشته ها و خط ها به هیچ وجه اینتر نزنید و بین خط ها فاصله ایجاد نکنید ! از بزرگ کردن متن و تغییر فونت خودداری کنید , حداکثر سایز مجاز برای نوشته ها 18 ! از شکلک های گوشی یا هر کیبوردی مثل ( ♣◘♦♠ ) و هرگونه شکلک یا عکس در متن استفاده نکنید که در اخر مجبور بشید کل رمان رو ویرایش کنید و این شکلک هارو حذف کنید ! ( شکلک های عکسی در فایل نهایی نمایش داده نمیشه , شکلک های کیبوردی در همه دستگاه ها پشتیبانی نمیشه و نمایش داده نمیشه ! ) به غیر از ادامه داستان در تاپیک ,, ارسال پست هایی مثل : دیگه ادامه نمیدم , یا بعد امتحان ها میام و ... مجاز نیست برای صحبت با خواننده حتما باید قسمت جدید رمان رو انتشار بدید و اول یا آخر پست با رنگ آبی متن خود را به عنوان گفتار نویسنده ارسال کنید ( حداکثر 2 خط ) تبلیغ رمان کاربرها تنها در امضا شخصی کاربر مجاز میباشد , ارسال پیغام خصوصی به کاربران , ارسال پست در تاپیک های دیگه و... یا به هر نحوه تبلیغ رمان ممنوع میباشد ! بعد از ارسال 25 قسمت از رمانتون میتونید تایپیک نقد رمانتونگرو در تالار معرفی و نقد کتاب کاربران ایجاد کنید **بعد از ایجاد تایپیک، رمانتون توسط تیم نقد، نقد و بررسی میشه و شما موظف هستید بر اساس نقدهای تیم نقد، رمانتون رو ویرایش کنید** شما میتونید بعد از ارسال 25 قسمت , در تاپیک طراحی جلد طراحی جلد رمان های در حال تایپ درخواست ارسال کنید تا برای رمان شما گرافیست های انجمن جلد طراحی کنن ** قبل از ارسال درخواست جلدتون، تایپیک نکاتی برای درخواست جلد رمان را مطالعه فرمایید ** و در تایپیک جامع اعلام پایان تایپ رمان پایان تایپ رمان خود را میتوانید اعلام کنید! توجه داشته باشید که هر رمان پس از اتمام به تالار ویرایش جهت ویراستاری منتقل شده و انتقال به این بخش الزامی خواهد بود از شما کاربر گرامی تقاضا میشود که قوانین این بخش را رعایت فرمایید موفق باشید تیم مدیریت بخش کتاب انجمن نودهشتیا .:: هرگونه کپی برداری از مطالب , تصاویر و... طبق قانون جرائم رایانه ای ماده 21 و حقوق حمایت از پدیدآورندگان غیر مجاز بوده و پیگرد قانونی دارد ::.
  21. 2 امتیاز
    می رسد روزی که شرط عاشقی دلداگی ست آن زمان،هردل فقط یک بار عاشق می شود..
  22. 2 امتیاز
    اونی که موجب تغییر طرز فکرم شد
  23. 2 امتیاز
    ضعف و عجز و فقر ما دانسته ای درد مارا هم دوا دانسته ای "ز"
  24. 2 امتیاز
    دلم برای این سایت میسوزه.... حالا به هر دلیلی که هممون میدونیم و به روی خودمون نمیاریم. ولی غیر از سوزشش، تنگ هم شده... برای کاربرایی که دوستشون دارم: @YeGaNeH. @Hanibal . @Gisoo. @HAFEZ . @Wahid. @hhhmmm. @parya. @Reyhaneh.kh. @SabaZz. @hipasos. @omid. @Serenity . @BeNNeT. @Lunatic. @Amir
  25. 2 امتیاز
    دلم گرفته باشد و تو نباشی ... و من جایی میان سطر های این شعر مرده باشم ... دلت ک گرفت این شعر را بخوان ... من ... جایی میان سطر های این شعر ... مرده ام...
این صفحه از پرچمداران بر اساس منطقه زمانی تهران/GMT+03:30 می باشد

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×