رفتن به مطلب
Added by Amir

Added by Amir

پرچمداران

  1. Lunatic

    Lunatic

    همکار انجمن


    • امتیاز

      207

    • تعداد ارسال ها

      1,786


  2. hedeyh2002

    hedeyh2002

    کاربر حرفه ای


    • امتیاز

      53

    • تعداد ارسال ها

      1,841


  3. madhkhlfzadh7

    madhkhlfzadh7

    کاربر فعال


    • امتیاز

      32

    • تعداد ارسال ها

      1,193


  4. marjoosh

    marjoosh

    کاربر حرفه ای


    • امتیاز

      29

    • تعداد ارسال ها

      2,720



مطالب محبوب

در حال نمایش مطالب دارای بیشترین امتیاز در جمعه, 9 آذر 1397 در همه بخش ها

  1. 6 امتیاز
  2. 5 امتیاز
    ‌من از همان بچگی ام با لاکچری ها مشکل داشتم ... بچه هایی لوس و از خود راضی که همه چیز برای کودکی کردنشان مهیا بود ... آنها که توپِ چهل تکه ی براق داشتند ، در حالی که ما با توپ پلاستیکیِ راه راهمان وسطِ کوچه های خاکی بازی می کردیم ... آنها که عروسک هایشان موهایِ بلوند و رنگی داشت وقتی ما با نخ و کاموا برای عروسک هایِ کچلمان مو درست می کردیم ... همان ها که مدادِ جویده شده ی کوتاهِ ما را می دیدند و مداد نوکیِ طرح دارشان را با چه وقاحتی به رخمان می کشیدند ... همان گستاخ هایِ بی رحمی که عصرهایِ تابستان ، پزِ بستنی قیفی شان را به ما می دادند ، به ما که از همان روزها به فکرِ اقتصادِ خانواده و جیبِ پدرانمان بودیم ... ما از اولش هم معمولی بودیم ، معمولی هایِ مظلومی که هنوز هم که هنوز است لاکچری ها و زندگیِ لوکس و گران قیمتشان دست از سرِ بی حوصلگیِ شان بر نداشته ... مثلا که چه ؟! ما نبینیم و حسرت نخوریم بهتان نمی چسبد ؟! ‌ #نرگس_صرافیان_طوفان‌
  3. 4 امتیاز
    دلم برای اعضای قدیمی تنگ شده...حتی کسایی که اصلا منو یادشون نیست.... ولی من خوب یادمه... همه رو یادمه... دلم تنگ شده برای اون چترومی که جای سوزن انداختن توش نبود... برای تاپیک هایی که هر لحظه بروزرسانی می شدن... برای دلنوشته هامون توی تاپیک ادامه اش را تو بگو... برای همه ی کسایی که حرف دلشون رو اونجا میزدن... برای همه و همه و همه... برای روز اول... که با خیلیا آشنا شدم... ولی روز دوم که اومدم 90 درصدشون منو یادشون نبود برای ویدیو کالامون @marjoosh @namebaroon @parya @Royakade با این که خیلیا هستن... با این که خیلی از کاربرای جدید توی تاپیکا زیاد شرکت میکنن... ولی حس میکنم انجمن اون صفای قبل رو نداره... کاش برگردن اون روزای خوب...
  4. 4 امتیاز
    اسطوره مرد. نه از بمب هاي شیمیایی دشمن، نه از تیر و ترکش عراقی ها، نه از رنج مرگ اعضاي خانواده اش، که اسطوره با این سختی ها از پا در نمی آید. اسطوره را دشنه نامردي می کشد. اسطوره را زخم خنجر خودي از هستی ساقط می کند. ما اسطوره کُشیم. مایی که نفس هایمان مدیون اسطوره هاست؛ اسطوره هایمان را می کشیم. اسطوره - به قلم: پگاه- خرداد93 #یادی_از_گذشته
  5. 4 امتیاز
    بارانی ام.... همچون بارانی که کوبیده میشود بر پنجره اتاقم... همچون بارانی که امان نمیدهد... می بارد و می بارد و می بارد... آنقدر می بارد تا تمام شود... :))
  6. 3 امتیاز
    ----|اين روزا واسه داشتن يه حال خوب علاوه بر دلت به جيبتم نياز دارى----|
  7. 2 امتیاز
    مـــــــا ڪـــــہ ڪـــــم نخوردیــــــم از آدمــــــــای ناجــــــــور همـــــــــہ خوبن از دور .ـــــــــــــــــــــــــــــــ.
  8. 2 امتیاز
    | به من برگرد! چون مردُمی پس از جنگ ، به خرابه های شهر و خانه شان |
  9. 2 امتیاز
    خب، دست از نوشتن کشیدم. یه مدتی میشه ولی خب دیگه رسمی شد. بعد از اتمام سه رمان با بازخورد کم، و جدی تر شدن درس هام، تصمیم گرفتم دیگه به انجمن نیام. همگی حلالم کنید (: ببخشید اگه دوتا رمان رو نیمه کاره ول کردم. اگه نودهشتیا اینطوری نمیشد شاید هرجوری بود برنامه درسیم رو با نویسندگی تتبیق میدادم و نوشتن رو ول نمی کردم ولی دیگه انگیزه ای ندارم و به نظرم بعد از کنکور هم میتونم بنویسم. از دوستان عزیزم، @hhhmmm @mohadeseh.f @_Tiianara_ @namebaroon @Gisoo @parya @hipasos @502017ayatay و بقیه عزیزان تشکر می کنم و از اونایی که اسمشون در خاطرم نبود عذر می خوام و... همتون رو به خداوند منان می سپرم. پس...فعلا خداحافظ نویسندگی و نودهشتیا :")
  10. 2 امتیاز
    ما تو زمینـی زنـدگی میکنیم… که خودشو جــو گرفته! چه برسـه به آدمـاش!
  11. 1 امتیاز
    یگانه خانم رمان من و محدثه خانم و پریا اوایل تابستون تموم شد. ولی نه هنوز رفته ی روی سایت و نه اینکه ویرایش شده اصلا هیچ رمانی خیلی وقته ویرایش نشده! اینم لینکش
  12. 1 امتیاز
    کاش همه ی زن ها مردی را داشتند که عاشقشان بود ... مردی که حرف هایشان را می فهمید ... ظرافتشان را به جان می خرید ... و روزانه چند وعده ؛ از زیبایی و خاص بودنشان تعریف می کرد ... و کاش مردها ؛ زنی را کنارشان داشتند که عاشقش بودند ... که به آنها تکیه می کرد ... و قبولشان می داشت ... آن وقت جهانمان پر می شد از زنانی که پیر نمی شدند ، مردانی که سیگار نمی کشیدند ، و کودکانی ؛ که انسان های سالمی می شدند ...
  13. 1 امتیاز
    خبر خوشی که به دستم رسید و باعث شد خستگی این مدت بعد از امتحانا و از تنم خارج بشه، اول شدنم توی استان بود دعاکنید داستانام کشوری هم رتبه بیاره
  14. 1 امتیاز
    نوعی دلتنگی هم هست که در عین حال که دلت برای کسی تنگ شده،تمایلی به دیدنش نداری. همان حسی که الان دارم،که قاعدتا باید داشته باشم. خاطرات را به یاد می آورم ولی حسشان را نه. گذشته را کنکاش میکنم عکس ها را زیر و رو،دنبال سرنخم. سعی میکنم به یاد بیاورم بودن کنار تو چه حسی داشت... دست هایت را یادم است ولی گرمایشان را نه...حرف هایت را واو به واو حفظم اما حرف که مهم نیست مهم صداست که آن هم... دور شده ای آن قدر دور که انگار اصلا واقعی نبوده ای. انگار تو را داشتن مثل خواب، غیرواقعی بود و من آدمی که دم سحر بیدارش می کنند. یک تکه از تو را یادم است یک تکه را نه. میدانی چه قدر دردناک است آدم خوابش را به یاد نیاورد؟انگار توی خماری میـماند. عرض این اتاق را ساعت ها قدم میزنم. قدم میزنم و فکر میکنم درواقع قدم میزنم و "به تو " فکر میکنم.راستی چه می شود که یک نفر ساعت ها اتاقی را بپیماید و دم نزند؟چه بدانم احتمالا یا احمق است یا دلتنگ شاید هم تو را دوست دارد. دلم برای تو برای روزهایی که دنیا ما را کنار هم دید تنگ شده ولی تمایلی به بازگشت به گذشته ندارم. آدم یک بار حس و حال عاشقی دارد بعد آن جوری از تک و تا می افتد که دیگر حتی اسمش را هم نمی آورد.
  15. 1 امتیاز
    می تونی با یه نگاه سرسری بغض بدخیم من و عمل کنی تو علاج کل دردای منی خسته ام میشه منُ بغل کنی؟!
  16. 1 امتیاز
    سلام دوست جونی ها. چندساعت بیشتر تاعید نمونده و قراره سال جدید با کوله بار پر تر از همیشه سراغمون بیاد. امسال هم خوب یا بد گذشت. اومدم چندکلمه باهاتون صحبت کنم روی حساب نصیحت یاهرچیزی که کرمتونه. اتفاق های بد همیشه بیشتر توی ذهنمون میمونه و اتفاقای خوش نمیدونم حکمتش چیه که سریع میگذره انگار دنبالش کردن. بگذریم! راستش امسال مخصوصا این اواخر زیادی دماغو شدم و تندتند بایکی بحثم میشد و یاخودم دلگیر میشدم یا طرف مقابلم . دعواها و بحث های بیخود که واقعا نتیجه ای نداشت. نمیدونم شماهم چقدر این بی حوصلگی و کسل بودن رو تجربه کردید ولی خب میدونم بی نصیب هم نموندید. بیاین سال جدید رو به دور از غم و غصه و ناراحتی و کینه شروع کنیم. بیان تو این چندساعت مونده قلبمون رو بتکونیم و یه سری افراد رو که میدونیم مایه نابودی هستن رو بیرون کنیم. پرده هارو بکشیم تا نور بتابه و قلبمون از کدری خارج بشه. بیشتر از قبل بین خانواده باشیم و سعی کنیم رابطه های گسسته شده رو محکم کنیم. از یه سری دوستامون شاید بیخبر بودیم یه خبر بگیریم شاید چند روز پیش یادش افتاده باشیم و چشممون تر شده باشه شاید چندساعت پیش باهاش درددل کردیم و الان دوباره دلمون تنگشه هرچی که هست غرورمون رو کنار بزاریم و برای یه بارم شده ما پیش قدم دوستی و محبت باشیم . دیگه خیلی دارم پر حرفی میکنم:/ در اخر خواستم بگم امیدوارم بالن خوشبختی پر باد توی اسمون زندگیتون پرواز کنه خیلی دوستون دارم و سال جدید و پیشاپیش به همتون تبریک میگم.
  17. 1 امتیاز
    امروز قصد داشتم بیام چند کلمه باهاتون حرف بزنم . از یه سری ها تشکر کنم به خاطر بودنشون. درسته این پیام رو هیچ وقت نمی بینن ولی مهم این بود من تشکرمو کردم. امروز زنگ تفریح با بچه ها بحث مون شد سر یه سری خاطرات و من یاد چنتا دوست فوق العاده افتادم که هر روز خداروشکر می کنم برای وجودشون. برای حضور پرنگی که داشتن و حمایت های بی دریغشون. از یه سری ها گله کنم به خاطر وجودشون. نه اینکه نباشن باشن ولی اینطوری عذاب اور نباشن. ولی خب کلا چیزایی که می خواستم بنویسم یادم رفت و یاد بحثمون با اقاامیر سر یه ای پی افتادم و کلی خندیدم . خب از ایشونم تشکر می کنم که اون خاطره اشکامو خشک کرد. سرتونو درد نیارم کلا می خواستم بهتون بگم به خاطر وجود دوستاتون ازشون تشکر کنید شاید یه روزی نبودشون باعث حسرتتون بشه:) در پناه حق
  18. 1 امتیاز
    بنفش شدنت مبارک عزیزدلم♡_♡
  19. 1 امتیاز
    خوب يا بدش را نمى دانم اما اگر مبتلايش شدید محال است درمان شود! "دلتنگى" را مى گويم فرقى نمى كند که چگونه گاهى با يك آهنگ... گاهى با يك عكس... يا هرچيزى كه حجمِ انبوهى از خاطرات را داشته باشد به سراغتان مى آيد، گلويتان را مى فشارد و آرام آرام جانتان را مى گيرد. عُشاق مراقب باشند خطرِ دلتنگى همين حوالى پرسه مى زند! درپناه حق
  20. 1 امتیاز
    من زندگی را سخت مشغولم
  21. 1 امتیاز
    اعتراف میکنم همیشه اولین کارها را با حماقت ظریفی انجام داده ام، البته پشیمان هم نیستم، اولین کارها همیشه که نباید درست باشند! مثلا اولین بار: _ژله را در ظرف نوشابه خانواده درست کردم و گذاشتم سفت شود! _قرمه سبزی را بدون لوبیا پختم! _بلیط مترو را سمت چپ گیت زدم و به سرعت قصد رفتن بعد از نفر جلویی را داشتم که لای گیت گیر کردم و تا یک هفته کمردرد داشتم! _جای گیرنده و فرستنده میل را اشتباه زدم و به خودم میل دادم! _مراسم عروسی یک دوست را اشتباه گرفتم و حتی هدیه هم دادم! _جای پدال گاز و کلاچ را اشتباه گرفتم و همزمان پایم را روی گاز و ترمز گذاشتم و خودرو کمرش شکست! _طرز باز کردن لوله جاروبرقی را نمیدانستم و 1ساعتی با کمر خم و زاویه 180 درجه جارو زدم و باز تا یک هفته کمردرد داشتم! _اسپری حشره کش را با خوشبو کننده اشتباه گرفتم! _در چشم خودم چسب فوری ریختم! _عاشق تو شدم! و "بر خلاف نظر همه" به تو گفتم "دوستت دارم" و این "احمقانه ترین" کاری بود که از نظر دیگران کرده ام، اما راستش را بخواهی درست ترین کاری که کرده ام همین آخری بود، خب دوستت داشتم چه باید میکردم؟!
  22. 1 امتیاز
    استیل بانو حال احوال؟ داستان اینکه کنار اسم من هی یه بی معرفت میچسبونی چیه؟ بی معرفت منم یا تو؟
  23. 1 امتیاز
    شیرینی های زندگانی بیش از یک بار به کام نمی نشیند، اما تلخی هایش هربار تازه اند... هربار تازه تر ...
  24. 1 امتیاز
    مبارکه سمیرای عزیز به امید موفیقت های بیشتر
  25. 1 امتیاز
    وییییییییی ابی پرنگ شدی ونوسم مبارکهههههههه
این صفحه از پرچمداران بر اساس منطقه زمانی تهران/GMT+04:30 می باشد

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×