رفتن به مطلب

تخته امتیازات

  1. Lunatic

    Lunatic

    همکار انجمن


    • امتیاز

      6

    • تعداد ارسال ها

      1,786


  2. Reyhanh

    Reyhanh

    ویراستار


    • امتیاز

      2

    • تعداد ارسال ها

      629


  3. Sevda13

    Sevda13

    تیم نقد


    • امتیاز

      2

    • تعداد ارسال ها

      215


  4. Royakade

    Royakade

    کاربر عادی


    • امتیاز

      2

    • تعداد ارسال ها

      78


مطالب محبوب

در حال نمایش مطالب دارای بیشترین امتیاز در سه شنبه, 25 تیر 1398 در همه بخش ها

  1. به مائده خانوم :|
    1 امتیاز
  2. 1 امتیاز
  3. فراخوان جذب نیرو برای همکاری با تیم نقد سلام به نودهشتیایی های عزیز تیم نقد تصمیم به جذب نیروی جدید برای گسترده کردن تیم نقد انجمن دارد. پس هم اکنون اعلام میکنم علاقمندان به نقد برای عضویت در تیم نقد میتوانن شانس خود را امتحان کنن. برای حضور در جمع ما در همین فراخوان اعلام آمادگی کنید. قبل از اعلام امادگی لطفا دو تایپک زیر را مطالعه کنید. کارگاه نقد نویسی 1 اشنایی با شیوه عملی نقد کتاب اخطار1-توجه داشته باشید این یک تاپیک سرگرمی نیست، پس برای محک زدن خود درخواست ندهید. 2- منتقد ها انسان های صبور، با اراده آهنین و عزمی راسخ هستند
    1 امتیاز
  4. چرا اینقدر دلم میخاد منتقد شم خداااااا میدونه هستم
    1 امتیاز
  5. اگه مشکلات اخلاقی یا استعدادی نیست منم هستم
    1 امتیاز
  6. سلام منم می خواستم شرکت کنم (آماده ام)
    1 امتیاز
  7. تیم نقد مجددا برای دوستان علاقه مند به این کار آزمونی در نظر گرفته. عزیزانی که علاقه دارند اعلام کنند.
    1 امتیاز
  8. 1 امتیاز
  9. سلام عزیزای دل.شبتون خوش‌. آزمون فردا برای همه ارسال میشه. به دلیل تغییرات در روند ازمون کمی زمان از دست دادبم. موفق باشید^^
    1 امتیاز
  10. بله ما اعلام آمادگی کردیم ولی نمی دونیم قدم اول وکجا برداریم خبری از انجمن به ما نرسیده
    1 امتیاز
  11. سلام اسما جان من برای همکاری با تیم نقد اماده ام فقط باید ازمون خاصی گرفته بشه؟؟؟
    1 امتیاز
  12. تقدیم به paria80 عزیزم پست بیست و چهارم *** قاب شال سیاه رنگو دور صورتم مرتب کردم. در رو باز گذاشتم و تعارف زدم: -بفرمایید داخل. سرهنگ لبخندی زد و با مکثی تعارفمو گرفت و کفشاشو درآورد. با تشکری داخل شد و درو بست. روی سینه ی فرم نظامیشو برای صدمین بار نگاه کردم و سعی کردم این بار دیگه به ذهنم بسپرم تا هی فراموش نکنم... سرهنگ ربانی... فامیلیشو برای تثبیت توی ذهنم دوباره زیر لب زمزمه کردم،"ربانی"... -رادمان همونجاست هنوز؟ میخوام ببینمش. دستامو جلوی بدنم گرد کردم و مودب ایستادم: -بله. بفرمایید. و دستمو سمت اتاق خواب گرفتم. با همون لبخند سری تکون داد و راهی اتاق شد، قبل از اینکه خیلی دور بشه گ
    1 امتیاز
این صفحه از تخته امتیازات بر اساس منطقه زمانی تهران/GMT+04:30 می باشد
×
×
  • اضافه کردن...