رفتن به مطلب

تخته امتیازات

  1. YeGaNeH

    YeGaNeH

    همکار بازنشسته


    • امتیاز

      20,672

    • تعداد ارسال ها

      3,010


  2. paria80

    paria80

    همکار بازنشسته


    • امتیاز

      17,010

    • تعداد ارسال ها

      1,389


  3. mahya619

    mahya619

    همکار انجمن


    • امتیاز

      13,376

    • تعداد ارسال ها

      2,566


  4. n-a-f-a-s

    n-a-f-a-s

    کاربر حرفه ای


    • امتیاز

      13,297

    • تعداد ارسال ها

      2,606


مطالب محبوب

در حال نمایش مطالب دارای بیشترین امتیاز از زمان سه شنبه, 31 فروردین 1395 در همه بخش ها

  1. به انجمن نودهشتیا خوش آمدید - تاسیس 1388 - احیای مجدد 1393 عضویت شما در نودهشتیا به منزله مطالعه قوانین و موافقت با آن می باشد ، در نتیجه هرگونه رفتار و عمل خلاف مرامنامه نودهشتیا ، باعث مسدودیت های ساعتی الی مسدودیت دائمی حساب کاربری شما خواهد شد . توضیحات : معنی نام نودهشتیا چیست ؟ نام نودهشتیا برگرفته از پیش شماره کشور ایران می باشد که اولین بار توسط اولین مدیر نودهشتیا شادروان محمد جوشنی انتخاب شد موضوع سایت نودهشتیا چیست ؟ نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی ایران می باشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و ایجاد محلی برای نشر آثار هنرمندان در زمینه های مختلف مانند نو
    136 امتیاز
  2. بسم الله الرحمن الرحیم اگر به صورت میهمان در حال مشاهده این تاپیک هستید با استفاده از گزینه عضویت در بالا سمت چپ انجمن ثبت نام کنید این آموزش برای ارسال کتاب های در حال تایپ قرار داده شده در صورتی که کتاب شما کامل شده به آموزش های موجود در لینک زیر مراجعه کنید راهنمای ارسال رمان تکمیل شده آموزش تصویری رو در پست بعدی , بعد از مطالعه این متن مشاهده کنید ! درادامه تاپیک اطلاعیه ها و موضوعات جدید به این تاپیک اضافه خواهد شد ! کاربران عزیز این تاپیک رو از بالا قسمت چپ با استفاده از گزینه " دنبال کردن این موضوع " دنبال کنید تا موضوعات جدید قرار گرفت ب
    125 امتیاز
  3. نام کتاب:راز گردنبند(از مجموعه کتاب های "سرزمین بی نشان" جلد نخست) نویسنده:elina کاربر انجمن نودهشتیا سبک:تاریخی ومعمایی موضوع:تخیلی.جنایی خلاصه: به راستی معنای شوم بودن چیست؟این واژه برای من پر از آوا است.آوای آتش سوزان!آوای جدایی و شاید هم آوای میدان نبرد خونین!از ده سالگی تاکنون هرگاه دیده فرو بستم مگر اینها هیچ ندیدم.شوم بودن بوی نادانی میدهد.بوی خرافه گویی میدهد. این واژه چندین سال است شعله ای شده برای خاکستر کردن رازی بزرگ....و آن راز چیست؟آن را نه من میدانم و نه هیچکس دیگری مگر....مگر صاحب آن چشمان شگفت آور!!!!
    78 امتیاز
  4. به نام خداوندگار سرگذشت و سرنوشت سلام آرتمیس هستم (که معمولا آرتی صدام میکنن ) قبلا توی سایت نودهشتیای خودمون نویسنده بودم. یه رمان کامل داشتم (دنیا همان یک لحظه بود) و یه رمان در حال تایپ به اسم تکرار تاریخ که دارم دوباره ادامه ش میدم. اما اگه بخوام به طور کل درمورد نوشته هام بگم که مجازی نیستن شاید نزدیک شش یا هفت رمانی بشه... و اما درمورد رمان... رمانهای من معمولا، یعنی میشه گفت همه شون، یه حالت معمایی و به شدت پیچیده دارن... قطعا این یکی هم مثل بقیه ست. پس صبر شما رو میطلبه و البته طبیعتا رمان پرکششی میشه، شک نکنین! دو شخصیت اصلی رمان... یعنی رادمان و سارا، تک
    72 امتیاز
  5. قوانین بخش کتاب ( دنبال کردن این تاپیک برای دوستانی که کتاب در حال تایپ یا کتاب کامل شده دارن الزامیه ) بخش اول : قوانین کلی بخش بخش تایپ کتاب ۱. قرار دادن کتاب های چاپی که تازه منتشر شده درانجمن ممنوع می باشد برای تایپ یا انتشار کتاب های چاپی باید از تاریخ انتشار کتاب حداقل 1 سال گذشته باشد . ۲. قرار دادن کتابهای نویسندگان وبلاگ ها و سایت های دیگر در انجمن ممنوع است. ۳. برای قرار دادن کتابهای خودتان (نویسنده کتاب باید خود ایجاد کننده تاپیک و کاربر انجمن باشد.) ضمن مطالعه قوانینی که در ادامه آمده است، تاپیک زیر را مطالعه کنید: قوانین و راهنمای ارسال کتا
    69 امتیاز
  6. إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَيْهِ رَاجِعونَ بازگشت همه به سوی اوست درگذشت محمد جوشنی رو به جامعه قلم به دستان , دوستان و خانواده اون مرحوم تسلیت میگیم شاید خیلیا نشناسن ایشون رو ولی خیلیا اولین کتابخانه مجازی ایران رو میشناسن محمد جوشنی ,, شخصی که این بستر رو فراهم کرد برای خیلیا که الان اسمشون توی عرصه تألیف بر سر زبون ها افتاده تا استعداد خودشون رو شکوفا کنن خیلی ها امروزشون رو مدیون ایشون هستن , ایشون به گردن خیلیا حق داره , با سالها تلاش این محیط رو فراهم کردن تا خیلی از اثرات هنری خلق شه خیلیا که برای یک بار گذری به این سایت سر زدن بعد ها نویسنده ای ماهر شدن بعد از
    68 امتیاز
  7. سلام خدمت تمام دوستان و همراهان نودهشتیا با توجه به کاربر محور بودن نودهشتیا و هدف اصلی سایت یعنی کشف و معرفی استعداد های جدید به صورت رایگان تصمیم بر این شد که از دوستانی که به گویندگی علاقه دارن دعوت به عمل بیاریم تا به گروه گویندگان نودهشتیا بپیوندن ! در ابتدا باید خدمت دوستان عرض کنم که اگر در انجمن عضو نیستید حتما عضو انجمن بشید قبل از انجام هرکاری , تنها 60 ثانیه زمان لازم داره اگر نمیدونید چطور باید اینکارو انجام بدید به این لینک مراجعه کنید : آموزش ایجاد حساب کاربری در نودهشتیا نکته : دوستانی که تست صداشون مورد قبول باشه , عنوان کاربریشون به عنوان گوینده تغ
    62 امتیاز
  8. پست اول راستی یه نکته ای، برای اطلاع از اینکه رمان کی آپ میشه و درواقع پست جدید کی گذاشته میشه میتونین بالای صفحه سمت راست؛ کلید دنبال کردن این موضوع رو اوکی کنین تا هروقت پست جدیدی گذاشته شد به شما اطلاع داده شه.. با تچکر -خیلی خب. فقط همین جا وایستا... هر صدایی شنیدی تکون نخوریا! خب؟! باشه؟! هول کرده، ترسیده، مضطرب؛ سرش رو تند تند تکون داد و آب دهن جمع شده توی دهنش رو قورت داد. چشمهاش بزرگ تر از قبل، دودو میزد و مستاصل و نگران نگاهش میکرد. همه ی امیدش اون بود. تنها کسی که میتونست بعد از خدا توی این شرایط بهش تکیه کنه اون بود. عجیب نبود که هرچی ازش میخواد بله چشم قربان گو انجام بده... صدای
    62 امتیاز
  9. 61 امتیاز
  10. با عرض سلام و احترام خدمت تمام دوستان و همراهان نودهشتیا قبل از ارسال درخواست برای همکاری در انجمن به نکات زیر توجه کنید : آقایون فقط میتونن در بخش های زیر برای همکاری درخواست بدن : بخش درسی و دانشجویی , بخش موبایل , نرم افزار و سخت افزار نکات زیر برای درخواست همکاری الزامیه : - به هیچ وجه نباید در حال حاضر در انجمن دیگه ای عنوان مدیریتی داشته باشید - حداقل سن 18 سال - حتما در موضوعی که درخواست میدید , اطلاعات , علاقه و زمان کافی برای فعالیت داشته باشید - حداقل هر 4 روز یک بار باید در انجمن حضور داشته باشید و پست ارسال کنید د
    60 امتیاز
  11. مقدمه: چه سری در این گردنبند خفته که من از آن بی خبرم که مردم از آن وحشت دارند و‌ صاحبش، سیصد سال است از ما پنهان است نمیدانم، به راستی او کیست؟ او کیست که خرافه گویان گردنبند بی نظیرش را، اینگونه شوم میخوانند!! شاید او نیز، از آن بی خبر باشد؛ آری او نیز چون من است و نمیداند همه چیز، ریشه در گردنبندش دارد. با تردید، دست به قلم میبرم؛ من او را پیدا خواهم کرد. زیرا، من دختر بزرگ رئیس دربارم. الکساندرا کسیکه نام برترین شهبانوی سرزمینش را داراست. در شبی که مردم راحت آرمیده بودند ، دستور حمله ای هولناک را صادر کردم. اما اکنون، خود گام بر میدان خواهم گذاشت. من، در برابر
    59 امتیاز
  12. @Nico- @HAFEZ - @nilla66- @ati_heureux- @sadeghi- @Ali.He- @amir__over- @paria80- @Yeganeh- @Yegane98- @Lunatic- @asal.p- @eliibanoo- @afagh7fth- @ROHAMTZ- @n-a-f-a-s- @LoveHell- @samira7781- @samirahojatti- @niya99- @Miss_Celine- @minoii- @reyhan.B- @Reyhanehkh- @Hannaneh- @artmis- @fatemeh zare- @hila- @maryamalikhani- @Giso- @sahar.k111- @sabahshid- @faraz- @niloo- @2M_G15- @paradice- @shimai- @Niki Sharifi- @niki-hz-- @NinjaPrincess- @hadishbano- @dokhtar_abi- @.......- @melinaa- @namebaroon- @Gisoo- @2G_ONE- @shadi1377- @Alef_ariafar- @mz1379- @hedeyh2002- @divergentluna- @hhhmmm- @Matin
    58 امتیاز
  13. با سلام خدمت همه نویسندگان و ویراستاران عزیز انجمن جهت بهبود نحوه نگارش و درست نویسی نکات مهم ویرایشی در سه قسمت نکات مشترک، محاوره نویسی و کتابی نویسی در پستهای زیر آورده شده. از همه نویسنده های عزیزمون درخواست داریم با مطالعه این نکات و رعایت این موارد در نوشتار خود باعث رشد و بهبود نحوه نگارش صحیح شوند. همچنین رعایت این اصول در بالا رفتن سرعت ویرایش کتابهای شما بسیار مهم است. به این مسئله توجه داشته باشید که در محاوره نویسی اشکال متفاوتی از نوشتار وجود داره و مورد استفاده قرار می گیره که همه آنها می تونه درست باشه. اما ویراستاران انجمن با توجه به کتابها و نکات نوشته شده راجع به این مسئل
    58 امتیاز
  14. با سلام و عرض ادب .... درخدمت شما هستیم برای نوشتن اولین رمان گروهی این انجمن من به همراه پنج نویسنده ی عزیزی که قلم زیباشون رو صرف در این رمان میکنند بلکه شما خواننده های دوست داشتنی لذت هرچه تمام رو ببرید و لحظات خوبی رو در خواندن این رمان داشته باشید. اسم رمان:اجباری به بزرگی عشق. ژانر داستان: عاشقانه اجتماعی هست . خلاصه داستان : داستان دختری رو روایت میکنه که پدرش رو به خاطر طلبکار هاش به بند میکشند . دخترک تنها میمونه توی سختی ها و مشکلات دنیا دنبال راه چاره برای به دست اوردن تنها امید زندگیش به هر دری میزنه تا بالاخره ..... گفتار :شش نویسنده هفت روز هفته رمان رو بروز میکنیم .امیدوارم خوش
    57 امتیاز
  15. سلام خدمت همه دوستان عزیز نودهشتیا تا حالا شده بخوای به یکی از دوستات توی خانواده نودهشتیا تولدش رو تبریک بگی ولی ندونی تاریخ تولدش رو ؟ خیلی راحته ! توی این تاپیک تاریخ تولدتون رو ارسال کنید بعد از مدتی تاریخ تولدتون به تقویم خانواده نودهشتیا اضافه میشه و پست شما برای شلوغ نشدن تاپیک حذف میشه ! تاریخ تولدتون رو ثبت کنید , همزاد خودتون رو توی خانواده نودهشتیا پیدا کنید لیست در ماه 3 بار به روز میشود - برای به روز رسانی لیست پیام ارسال نکنید فروردین : 4 - joody 8 - TWILIGHT - Hadiseh 11 - royalfalcon724 13 - m15 14 - samiraho
    57 امتیاز
  16. 56 امتیاز
  17. نکات دیگری که باید رعایت شود: 1. از اینتر زدن بی جا بپرهیزید. اینتر در انتهای هر پاگراف باید زده شود. بین خطوط فاصله نباشد. همچنین مکالمات افراد باید خطهای جداگانه و با مشخص بودن گوینده به طرقی که در بالا گفته شده نوشته شود. دقت کنید در طول داستان مکالمات هر کس با خودش(وجدانش) باید از متن جدا شود. می تونید برای این کار از «» استفاده کنید. 2. در صورتی که از مارک یا برندهای خارجی در رمان هاتون استفاده می کنید. از صحت نام آنها و املا و کاربرد صحیح آنها مطمئن شوید. این مسئله در مورد نام و متن آهنگ های خارجی و البته ایرانی هم صدق می کنه. 3. در صورتی که مایلید از کلمات کم کاربرد استفاده کنید معان
    56 امتیاز
  18. اطلاعیه 7 دی 95 سلام به خانواده نودهشتیا با توجه به شرایط فعلی باید نکات زیر رو حتما بررسی کنید در کتابتون نودهشتیا یک سایت فرهنگی و تابع قوانین جمهوری اسلامی ایرانه استفاده از جملات تحریک آمیز ( نوع پوشش , نوع لباس , شرح اتفاقات , شرح نوع آرایش و موضوعاتی ازین قبیل ) استفاده از کلمات مثل بوسه , لب , آمیزش ج*نسی ! شی*طنت و روابط بین زن و مرد به هر نحوی , حتی بسیار کوچیک یا گنگ به هیچ عنوان قابل قبول نیست و علاوه بر اینکه کتاب شما در نودهشتیا منتشر نمیشه , از ادامه انتشار کتاب در انجمن هم جلوگیری و تاپیک شما حذف یا قفل میشه ! دوستا
    55 امتیاز
  19. نکات مشترک همزه - همزه ي مکسور پس از مصوت بلند "آ" در کلمه هاي عربي رايج در زبان فارسي به صورت "يـ" تلفظ و نوشته مي شود. مانند: زايل - داير- دايم – زايد – نايل – عايق و... - به جای ء در زبان فارسی از ی استفاده می شود. مانند خانه ی کوچک به جای خانهء کوچک. فصل و وصل کلمه - هر گاه حرف هاي "بـ" و "مـ" و "نـ" بر سر فعل هاي مصدر به همزه "اَ" در آيد همزه در کتاب به "يـ" تبديل مي شود. مانند: افگندن: بيفگند(درست) بيافگند(غلط) اندوختن: بيندوخت(درست) بياندوخت( غلط) آزردن: ميازار(درست) مآزار(غلط) - تنها در موردي که فعل با همزه و مصوت بلند "ايـ" آغاز شده باشد اين قاعده مصداق پيدا نمي کند. مانند
    55 امتیاز
  20. 54 امتیاز
  21. 54 امتیاز
  22. آغاز: آهسته، گام از گام برمیدارد و از پله های سرد و سنگی یاد بود بالا میرود.نسیم سرد زمستانی، با تب و تابش شعله های آتش در آتشدان های کنار درب های یاد بود را به این سو و آن سو هدایت میکند. "ای سرزمین من، ای طبیعت سرد سده را نزدیک بباید..." این جمله ی زیبا، سر در معبد بزرگ والاحضرت الکساندرا است؛ که با گران بها ترین قلم در آن زمان، نوشته شده است.درب های بلند و سنگی، به روی او و همراهانش گشوده میشود.کلاه شنل سپیدش بی هوا روی شانه هایش می افتد و او،با گام های بلند تر از پیش وارد یاد بود میشود.خدای من! چه زیبا! چه فرخنده!سمت راستش، نقش هایی ست از جنگ، از پیروزی و از شکست...به س
    54 امتیاز
  23. به سوی کاخ میتازد؛ زیرا او امروز قرار است به عنوان مشاور شهبانو ایزابلا (شهبانوی نخست دربار و همسر فرمانروای کنونی که لیو نام دارند)جای آموزگاری حضور یابد و با دانش آموزان نوجوان به بحث و گفتگو بپردازد.پس از اندکی، به نزدیکی دروازه های کاخ می رسد. نگهبانی، جلو می آید و پس از تعظیم می گوید: _درود بانو!می توانم نشانتان را بررسی کنم؟ آهسته دستش را به سوی نشان زرین رنگش که نقش دو شمشیر را داراست و به جامه اش(لباسش)آویزان است می برد ، آن را از جامه اش جدا میکند و به نگهبان می دهد.نگهبان، نخست دقیق به نشان و سپس، با تردید به او می نگرد؛ او نیز، منتظر و کلافه به پیرامون خودنگاه می کند، تا این
    53 امتیاز
  24. قوانین بخش رمان برای احترام به شما کاربران و نویسنده های عزیز ایجاد شده در صورتی قسمتی از توضیحات مبهم بود یا متوجه نشدید از طریق پیام خصوصی مشکلتون رو مطرح کنید تا در کوتاه ترین زمان ممکن به شما پاسخ داده بشه نکاتی که باید بیشتر بهش توجه کنید : وقتی قسمت جدید رمان رو تایپ میکنید از اینتر زدن پرهیز کنید و بین خط ها فاصله ایجاد نکنید ( در کدوم یکی از روزنامه یا کتاب های چاپی دیدید که نوشته ها یک خط در میون باشن و بین هر خط یک فاصله وجود داشته باشه ؟) به همین متن توجه کنید بین خط ها هیچ فاصله ای وجود نداره ! به علائم نگارشی دقت کنید و تاپیک نکات ویرایشی رو مطالعه کنید , از شکلک ها ( هر نوع
    53 امتیاز
  25. 52 امتیاز
  26. 52 امتیاز
  27. 51 امتیاز
  28. درب های پایان به رویش گشوده می شوند و کاخ شهبانو، در برابر نمایان می شود؛ کاخی بزرگ و تجملاتی، سمت چپش در انتها کتابخانه ای بزرگ قرار دارد که میز گرد چوبی با صندلی هایی از همان جنس، جلوی آن چیده شده و شهبانو با جامه ابریشمی آبی رنگ و تاج زیبای الماسشان، به کتابخانه تکیه زده و کتابی می خوانند. آهسته، گام برمی دارد و خود را به نزدیکی میز گرد می رساند؛ اوه خدای من! در آن کتاب چه نوشته شده که علیا حضرت، اینگونه مجذوب آن هستند؟؟!!تعظیم می کند و می گوید: _درود علیا حضرت! شهبانو که تازه متوجه او شده اند، سرشان را بالا می آورند و با لحن دلنشینی می گویند: _درود بر شما،بنشین الکسا! _اطاعت
    50 امتیاز
  29. با این سخن، هر یک از دانش آموزان به ژرفای اندیشه های خود فرو میروند؛ به راستی این بانو، رایزن ویژه ی شهبانوی سرزمینشان است؟ چرا از آنان اینگونه درخواستی دارد؟‌ آیا میشود به او اعتماد کرد؟ ناگاه آبتین سکوت کلاس را در هم می شکند؛ _خوب، اگر ما این حرف ها راباور نداشتیم که آنهارا به زبان نمی آوردیم! _شاید ولی(آهسته تر از پیش ادامه میدهد)ایستادگی(مقاومت) بس است؛ مگر نه اینکه یک آموزگار، باید راستی رابه دانش آموزان بیاموزد؟!!! با این سخن، دانش آموزان دیگر تردیدی در اعتماد به او نمیبینند. آریانا: _یعنی اکنون ما باید، چه کنیم؟ _راست بگویید و از ظاهر سازی...پرهیز کنید؛ در ضمن هر آنچه در
    50 امتیاز
  30. سلام خدمت همه ی بچه های گل نودهشتی... باعث افتخاره که خدمتتون هستم... 1- اینجانب آرتمیس هستم بروبچ میگن آرتی 23 سالمه... البته در واقع 22 سال و خورده ای که میگم 23. مامان و بابام و کلا جد و آبادمون همینجا تهران به دنیا اومدیم و میشه گفت بومی تهرانم. فرزند دوم و آخر خانواده م. یه برادر بزرگتر دارم. دیگه اینکه... راهنمایی و دبیرستانمو فرزانگان (سمپاد/ تیزهوشان) گذروندم خواستم انتخاب رشته کنم برم انسانی ولی خب... تو خودت سمپادی هستی دیگه یه سری قوانینی داره که خلااااصه بخوای بری انسانی یا هنر کلا کارت با حضرت فیله... هیچی دیگه به هزار بدبختی رفتیم انسانی بعد تو کنکور رتبه ی وکالت دانشگاه تهر
    50 امتیاز
  31. سلام و درود خدمت خانواده نودهشتیا با توجه به اینکه دوستان قصد کمک مالی به انجمن رو داشتن و پیام های متعددی برای این گروه کاربری دریافت کردیم , گروه کاربری ویژه ای برای این عزیزان که قصد حمایت از نودهشتیا رو دارن ایجاد کردیم که امکانات این گروه رو شرح میدم : امکانات کاربران VIP ✔️ توانایی ویرایش نامحدود مطالب و تاپیک های خود ✔️ توانایی ویرایش نام کاربری ( هر 90 روز 1 بار ) ✔️ توانایی بزرگ کردن سایز نوشته ها ✔️ توانایی رنگی کردن نوشته ها ✔️ توانایی رنگی کردن پس زمینه نوشته ها ✔️ توانایی قفل و بازگشایی تاپیک های خود ✔️ توانایی حذف مطالب خود ✔️ توانای
    49 امتیاز
  32. 49 امتیاز
  33. پست دوم به ثانیه نکشید که یه پرستار و یه دکتر وارد اتاق شدن و دنبال اون ها هم همون پسر در حالی که نفس نفس میزد. پرستار نزدیکم شد، فکر کردم کارم داره اما مشغول وصل کردن یه سری پنبه های گرد به پوست دستم شد. نگاهم کشیده شد به پسره که تکیه داده بود به چارچوب در و با نفس نفس و عجله داشت با کسی تماس می گرفت. صدای دکتر مسیر نگاهمو تغییر داد... -خب دخترم. کاملا واضح میشنوی که چی میگم درسته؟ سرمو تکون دادم. خم شد سمتم: -حرف بزن. -بله میشنوم. -خوبه. من رو، خانوم پناهی رو واضح میبینی یا حس میکنی یکم تار میبینی؟ -نه کاملا واضح. حواسم به پرستار بود که داشت یه چیزایی مینویشت، شایدم پرستار نبود، شاید است
    49 امتیاز
  34. 48 امتیاز
  35. به نام خالق تاریخ سلام آرتمیس هستم (که معمولا آرتی صدام میکنن ) قبلا توی سایت نودهشتیای خودمون نویسنده بودم. یه رمان کامل داشتم (دنیا همان یک لحظه بود) و یه رمان در حال تایپ هم الان دارم به اسم رسم تقدیر . اما اگه بخوام به طور کل درمورد نوشته هام بگم که مجازی نیستن شاید نزدیک شش یا هفت رمانی بشه... ... و اما درمورد رمان... خب اول خدمتتون عرض شود که این رمان رو ابتدا توی نودهشتیا دات کام شروع کردم ولی در حین تایپ بودم که سایت براش مشکلاتی پیش اومد و... خلاصه الان از اول شروعش کردم و دارم ادامه میدم. بار اول که گذاشتمش روی سایت یه سری مشکلاتی داشت که قطعا برای این بار حل شده
    48 امتیاز
  36. شهبانو نزدیکش می ایستند و می‌گویند: _مشکلی پیش آمده؟ کاغذ را به ایشان می‌دهد و می‌گوید: _فرمان شما! شهبانو لبخند دلنشینی می‌زنند و می گویند: _چرا فرمان من؟ آهی می کشد و می‌گوید: _من نمی توانم فرمان شما را بپذیرم. _چرا؟ _چون خشنودی پدر و مادرم در این نیست. شهبانو می خندند و می‌گویند: _نیازی نیست این را بگویی؛ ما با جناب وزیر سخن گفته ایم؛ همه چیز به امروز بستگی خواهد داشت. این سخن، موجب شگفتی اش می‌شود.شگفتا! چگونه پدرش خشنودشده اند؟... نزدیک غروب آفتاب پس از پوشیدن جامه مبارزه ی سیاه رنگی، پارچه ای به همان رنگ را روی چهره ی خود می بندد. (..._هم
    48 امتیاز
  37. سلام خدمت همه دوستان گرامی ! با توجه به اینکه خیلی از عزیزان سوال کرده بودن در مورد این مسئله ,, این تاپیک رو برای راهنمایی نویسنده های عزیز ایجاد کردیم ! تعاریف فروم چیست : فروم: به همین مکانی که هم‌اکنون در آن هستید و در آن فعالیت می کنید، «فروم» یا «انجمن» یا «تالار گفتمان» می‌گویند. اینجا «انجمن نودهشتیا» است. تاپیک چیست: موضوعی که در هر بخش انجمن توسط کاربران ایجاد می‌شود، «موضوع» و یا «تاپیک» نام دارد. تاپیک فعّال: تاپیکی که کاربران قادر باشند در آن نوشته ارسال کنند، تاپیکی که حذف نشده و یا بسته نباشد، فعّال است. تاپیک مهم: تاپیک‌هایی که همواره در صدر تاپیک‌های بخش قرار دارند، «ت
    48 امتیاز
  38. نام کتاب : نیش پروانه نویسنده : REYHANEHKH کاربر انجمن موضوع : جنایی خلاصه : داستان راجع به یک گروه قاچاق مواد که رئیس این باند یه دختر . یه دختر به اسم پروانه . پروانه ای که با تمام ظرافت های زنانه اش خطرناک ترین راه رو انتخاب کرده . راهی برای انتقام . انتقام خاندانی که در عرض چند روز قتل عام شدن . قتل عامی که سرنوشت رو عوض کرد . سرنوشت دو عاشقی که هیچوقت بهم نرسیدن ... مقدمه : در اوج بود . به خود می بالید . فکر می کرد به ماه رسیده است . دست دراز کرد تا ماه را بگیرد .او این بار نیفتاد بلکه ماه را گرفت . او این بار ، در اوج قله ، با ماه سقوط کرد . اری ، او تحمل نور ماه
    47 امتیاز
  39. سلام به همه ی رمان نویسا و رمان خون های دوست داشتنی انجمن نودهشتیا.  من نویسنده نیستم ولی این مطلب رو جایی خوندم و ازش خوشم اومد، گفتم شاید بد نباشه که با شما به اشتراک بذارمش تا شما هم ازش لذت ببرین.  موضوع و رمان تکراری ممنوع! صرفا جهت خنده. قسمت اول: با خواندن چند رمان (ترجیحا آبکی) حسابی جَو شما را میگیرد و ول کنِ شما هم نیست! در چنین زمانی این تفکر به سراغتان می آید که "چرا من ننویسم؟!" بدین ترتیب شروع می کنید به پروراندن شخصیت های اصلی رمانتون. معمولا دختر داستان شامل فاکتورهای زیر است: ۱. دختری بلوند با چشم هایی به رنگ آسمان آبی یا سبز جنگلی، خلاصه کلا اروپایی! یا ...
    46 امتیاز
  40. نام کتاب:بمان برایم نویسنده:hila کاربر انجمن نودهشتیا موضوع:عاشقانه،اجتماعی خلاصه:همه ی ما آدم ها روایتی داریم؛روایتی که شبیه هیچ روایت دیگری نیست.در این دنیای پر از روایت من راوی داستانی هستم که در گذشته های دور ریشه دارد،در زمان حال جریان دارد و سر درازش ما را برای کشف رازهایی به آینده خواهد برد.این داستان روایتگر زندگی دختریست که با دریافت هدیه ای پی به حقایقی می برد و برای کشف رازهای زندگی اش عازم سفری می شود؛سفر به سرزمینی که مامن حوادث تلخ و شیرینی است که زندگی دختر داستانمان را دستخوش تغییر و تحول می کند.این روایت شبیه هیچ روایت دیگری نیست! سخن نویسنده:بمان برایم او
    46 امتیاز
  41. 46 امتیاز
  42. مقدمه: ماندنت که حتمی است تنهاسوالی که باقی می ماند این است "درکجامی مانی؟" درخاطراتم؟ یا... درکنارم؟ بین ماندن و ماندن تفاوت بسیاراست، توهمیشه درقلب و خاطرم می مانی اما... اما کاش در کنارم هم بمانی. هرچه را دوست داشته ام ازدست داده ام ای دوست داشتنی ترینم؛ لطفا تو بمان برایم. ********************************** فصل اول -هـــــــــی دخترجون!عاشقـــــــــــی؟یه ساعته دارم بوق میزنم؛بروکنارراهوبندآوردی. راننده ی مسن تاکسی باصدای فریادش و آن صدای گوشخراش بوق ماشینش من را ازدنیای فکر و خیال بیرون کشید و پرتم کردوسط دنیای واق
    46 امتیاز
  43. سلووووم به دوستان عزیز این تاپیکو زدم برای بچه های خوش ذوق هنرمند انجمن که تو کار نقاشی و طراحی هستن این تاپیکو به این منظور نزدم که کسی با کسی مقایسه بشه یا رقابتی بوجود بیاد! فقط برای دیدن نقاشی های دوستان عزیزمون این تاپیکو زدم که از دیدن هنرشون لذت ببریم! :002: توجه! بچه ها لطفا دیگه نظر ندید و پست اسپم ارسال نکنید فقط نقاشیهاتون رو بزارید که بقیه برای دیدنشون راحت تر باشن با تشکر اول نقاشیای خودمو میزارم:
    45 امتیاز
  44. دستم را دور ماگ حاوی نسکافه حلقه کردم و خیره ی چهره ی مهربان وارتان شدم.ازآخرین باری که اورا دیده بودم هیچ تغییری نکرده بود،فقط مهربانتر نگاه می کرد و بیشتر می خندید.صدای آرامش بخشش که بلند شد،دست از کاوش چهره ی گندمگونش برداشتم وبه صدای دلنشینش گوش سپردم. وارتان-چه عجب!بعدچندماه یاد ما کردی؟ جرعه ای ازنوشیدنی ام نوشیدم،تلخی خفیفش به دلم نشست و باعث شد لبخندمحوی روی لبهایم بیاید. -نیما گفت بالآخره ازخرشیطون پیاده شدی و مطب گرفتی.اومدم تا هم دیدار تازه کنیم و هم ازصحت این خبر مطمئن بشم. لبخند عمیقی روی لبهای باریکش نشاندوگفت: -اگه نبودی شاید هیچوقت،هیچکس نمی تونست منو ر
    45 امتیاز
  45. محاوره نویسی نکات کلی - تبديل "ها" ي نشانه ي جمع به "ا": مثل کارگرا، مردا، کتابا به جاي کارگرها، مردها، کتاب ها. - تبديل "ان" در وسط و آخر کلمه به "ون": مثل اون، نون، جون، ارزون، بدونم و خونه به جاي آن، نان، جان، ارزان، بدانم و خانه. - تبديل "اين" به "اِن": مثلا، اِنقدر به جاي اين قدر. - تبديل "آ" به "او": مثلا، اومد به جاي آمد. - حذف "ه" ي وسط: بخوام، بخواد، بدم و بِدن، به جاي بخواهم، بخواهد، بدهم و بدهند. - حذف "ه" ي "هم" بعد از کلمه ي قبلي: منم رفتم، مام رفتيم، اونام رفتن و آشم خورديم به جاي من هم رفتم، ما هم رفتيم، آن ها هم رفتند و آش هم خورديم. - حذف "و" از وسط کلمه: برم، مي رم،
    45 امتیاز
این صفحه از تخته امتیازات بر اساس منطقه زمانی تهران/GMT+03:30 می باشد
×
×
  • اضافه کردن...