رفتن به مطلب
Added by Amir

Mhds142

کاربر عادی
  • تعداد ارسال ها

    178
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    1

آخرین بار برد Mhds142 در 12 بهمن 1396

Mhds142 یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است!

اعتبار در سایت

1,047 بار تشکر شده

درباره Mhds142

  • درجه
    VIP Member

مشخصات کاربر

  • جنسیت
    خانم
  • علایق
    :)

آخرین بازدید کنندگان نمایه

2,011 بازدید کننده نمایه
  1. همین الان دای چیکار میکنی؟

    آهنک گوش میدم...
  2. خاطرات روزانه

    چه خاطره ای وقتی روز رو با گریه برای کسی شروع کنی که دنیاته.... :))) و چندتا خبر بد، که نگرانیاتو بیشتر میکنه...
  3. بلند شو و ببین گلی را که دوست داشتی برایت آوردم...کجایی ای همه کسم... کجایی گریه هایم را ببینی... ببینی که بی تو انگار هیچ کس اطرافم نیست... انگار فقط منم و یک قبر میان آن همه قبر تنها....
  4. بلند شو و ببین گلی را که دوست داشتی برایت آوردم...کجایی ای همه کسم... کجایی گریه هایم را ببینی... ببینی که بی تو انگار هیچ کس اطرافم نیست... انگار فقط منم و یک قبر میان آن همه قبر تنها....
  5. چه نباشی چه باشی تو باورمی
    فکر هرشب تو سرمی عشق اول و آخرمی
    نرو از همه خاطره هام ای رویام
    نرو ای همه دنیام
    من بدون تو تنهام تو که میدونی.... :))))

     

  6. ولی چه زود گذشت عاشقانه هایمان... چه زود گذشت گرمی دستانت... و چه دیر میگذرد زمان با دوری تو...
  7. همین الان دای چیکار میکنی؟

    این شباهتا واقعا عجیبه.... :))))))) آهنگ گوش میکنم «مثلا»درس میخونم! تو نودهشتیا چرخ میزنم...
  8. ای دوست من! میدانی؟ شاید اگر هیچ وقت برای دل کوچکم مهم نبودی... اگر هیچ وقت دستانت دستان بی پناهم را احاطه نمی کردند... اگر آن روز اسیر چشمانت نشده بودم، هیچ گاه قصه ی بی غصه مان، اینگونه به سر نمی رسید.... :))))))
  9. نقش بزن!

    گاهی وقتا فکر می کنی همه چی داره همونجوری پیش میره که همیشه میخواستی.... ولی وقتی به خودت میای و میبینی همه ی اونا یه رویا بیشتر نبوده، تنها امیدت میشه خدا و حقیقی شدن اون رویاها... :))))
  10. اول اسم کسی رو که دوسش داری رو بگو

    G H E
  11. درخت های جنگل

    لازم نیست هر سال،

    گذرنامه هایشان را تمدید کنند...

    توی فرودگاه،

    جلوی ورود هیچ گوزنی را نمی گیرند

    درناها،

    کافیست بال هایشان را باز کنند 

    تا قامت آسمان را داشته باشند...

     

    اما من

    هرکجای جهان که می ایستم،

    وطنم نمی شود

    اسیر غربتم رفیق...

    هرگز از هیچ ابری نپرس،

    کجای زمین به دنیا آمده است...

     

    #علیرضا_طالبی_پور

  12. هری پاتر و زندانی آزکابان (3) پس از اینکه عمه مارج وارد خانهٔ خالهٔ هری پاتر می‌شود با هری درگیری پیدا می‌کند و هری ناخواسته باعث اتفاق ناخوش‌آیندی می‌شود: عمه مارج باد شده و مانند بادکنکی به هوا می‌رود. هری از خانه فرار می‌کند و منتظر اظهارنامه وزارت جادو می‌شود زیرا انجام جادو برای افراد زیر هفده سال ممنوع است و هری فقط ۱۳ سال سن دارد. اما او سرانجام می‌فهمد که سیریوس بلک کسی بوده که پدر و مادرش را به ولدمورت فروخته و اکنون از زندان فرار کرده و حالا دنبال اوست و به همین دلیل وزارت برای او حکم اخراج نمی‌فرستد تا بتواند در مدرسه هاگوارتز در امان باشد. هری در سالی سخت قرار دارد که همواره باید مواظب باشد که مورد حملهٔ سیریوس بلک قرار نگیرد. اما در پایان مشخص می‌شود که سیریوس بلک پدر خواندهٔ اوست و دوست صمیمی پدرش و کسی که پدرش را به ولدمورت لو داده پیتر پتی‌گرو بوده که خودش را به شکل موشی در آورده بوده که از قضا موش خانگی رون ویزلی بهترین دوست هری بوده‌است. اما درست وقتی که همه چیز درست می‌شود و سیریوس موش را به شکل عادی برمی‌گرداند و همه به اینکه به وسیله او بی گناهی سیریوس را ثابت کنند امیدوار می‌شوند همه چیز نقش بر آب شده و پیتر پتی‌گرو فرار می‌کند. بعد از اینکه سیریوس دوباره زندانی می‌شود هری و هرمیون گرنجر، دوست صمیمی او، به گذشته بازگشته و سیریوس را نجات می‌دهند. همچنین هری با موجوداتی به نام دیوانه‌ساز مبارزه می‌کند. در نهایت سیریوس بلک به کمک ساعت زمان هرمیون گرینجر فرار کرده و هری به مدرسه باز می‌گردد.
  13. یه جمله بنویس و تقدیم کن به کسی که خیلی دوسش داری:)

    تو در عالم نمی گنجی ز خوبی...:))))

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×