رفتن به مطلب
Added by Amir

mahya619

همکار انجمن
  • تعداد ارسال ها

    2,545
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    90

آخرین بار برد mahya619 در 10 خرداد

mahya619 یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

15,197 بار تشکر شده

درباره mahya619

  • درجه
    همکار ( فرهنگ و هنر)

مشخصات کاربر

  • علایق
    The Avengers Film series
    One Hundred Years of Solitude
    The Prospering Power of Love
    Asshole No More
    War and Peace
    The Secret
    The Magic
    The Power
    Mein Kampf
    Purple
    IU

آخرین بازدید کنندگان نمایه

18,268 بازدید کننده نمایه
  1. میگن فاتحه زندگیتو وقتی باید بخونی که خدا هم ازت نا امید بشه...نکنه شما هم از اینجا قطع امید کردید؟:hanghead:

     

  2. mahya619

    "یک بیت از شاعر مورد علاقت بگو"

    من حاصل عمر خود ندارم جز غم در عشق ز نیک و بد ندارم جز غم یک همدم باوفا ندیدم جز درد یک مونس نامزد ندارم جز غم حافظ
  3. mahya619

    اشعار رضی الدین آرتیمانـی

    غزل شماره ۷۸ کیم از جان خود سیری ز عمر خویش بیزاری سیه روزی، سراسر داغ جانسوزی جگر خواری ندانم لذت آسودگی لیک اینقدر دانم که به باشد دل آزرده از سودای بسیاری بهم شیخ برهمن در خرابات مغان رقصند نه او در بند تسبیحی نه این در بند زناری چه در خلوت چه در کثرت، بهر جا هر که را دیدم نه خالی خلوتی از تو، نه بیرون از تو بازاری گرفتار گل و آن بلبل زارم که تا بوده نسوده بی‌ادب در سایهُ گلبرگ، منقاری مگر صبح ازل سازد خلاصم ور نه چون سازم که پیچیده است گردم شام هجران چون سیه ماری چه کم گردد ز معشوقی چه کم گردد ز محبوبی اگر در کار ما ضایع کند از دور دیداری کند منعم ز دیوار و در او مدعی سهل است میان ما و یاد او نخواهد بود دیواری به کار خویشتن مشغول هر کس را که می‌بینم بغیر از عاشقی کاری نیاید از رضی باری
  4. و روزی که آدمهـا
    یک‌بـار برای همیـشه از چشمانت می افتنـد؛
    مهم نیست نسبتشان چقدر نزدیک است یا چقدر دور
    مهم این است که تو تا ابـد هیـچ حسی به آنها نخـواهی داشت!
    و این، آغـاز یک راهِ طولانی ست...
     

    1. نمایش دیدگاه قبلی  بیشتر 1
    2. Z_khofteh

      Z_khofteh

      این‌تجربه‌رو دارم ولی چرا راه طولانی:hanghead:

    3. El_DoraDo

      El_DoraDo

      آخ آخ نگو که دلم خونه:heartbreaking:

    4. mahya619

      mahya619

      @madhkhlfzadh7 @El_DoraDo :grouphugg:

      @Z_khofteh چون وقتی تنهایی تو تاریکی راه میری...زمان دیر میگذره...یه قدمت،هزارتا میشه:hanghead:

  5. mahya619

    مشاعره

    یاران موافق همه از دست شدند در پای اجل یکان یکان پست شدند خوردیم ز یک شراب در مجلس عمر دوری دو سه پیشتر ز ما مست شدند
  6. ‏اونا شما رو روانی می‌کنن؛

    کاری میکنن که حرص بخورین و عصبی بشین.

    بعد واکنشتون رو به خاطر میسپارن و در مواقع نیاز میکوبنش تو سرتون-_-

     

    پ.ن: اسم این "اونا" سواستفاده‌گرِ عاطفیه! ازشون دوری کنین. مثل سمی که مقدارش کمه ولی هرروز وارد بدنت میشه؛ آروم آروم از درون، داغونت میکنن:)

    1. نمایش دیدگاه قبلی  بیشتر 3
    2. Z_khofteh

      Z_khofteh

      @mahya619نبودا، اینی اینقدد پیچیدیه که حتی نفهمیدم پیچیدس:shakinghead:

    3. mahya619

      mahya619

      @Z_khoftehوقتی میگی زندگی انقدر پیچیده شده.نگران مسیر رو‌به‌روت نباش.هرکس به اندازه توانش،سختی میکشه.پس تو به همون اندازه قدرت داری :t(2)::heart:

    4. Z_khofteh
  7. هیچ آدمی یهویی همه چیز رو ول نمیکنه بره
    اول شور و اشتیاقش میره
    بعد امیدش
    بعد باورش
    آخرش،وقتی دیگه هیچ راهی باقی نموند؛خودش...

    پ.ن۱:یه آدم تا چه حد میتونه مهربون باشد که تو هی سیلی بزنی به احساسش؟

    پ.ن(همینجوری) : به همه لبخند بزن. اجازه بده که بفهمن تو امروز قوی‌تر از اون چیزی هستی که دیروز بودی!:yess:

     

    1. madhkhlfzadh7

      madhkhlfzadh7

      وضعیتای خیلی قشنگی می ذاری خوشگل خانوم:gol:

    2. mahya619

      mahya619

      @madhkhlfzadh7:wub::heart:
      سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند^_^

  8. یکی را از متعلمان کمال بهجتی بود و معلم از آنجا که حس بشریت است با حسن کبیره او معاملتی داشت و وقتی که به خلوتش دریافتی گفتی نه آنچنان به تو مشغولم ای بهشتی روی که یاد خویشتنم در ضمیر می آید ز دیدنت نتوانم که دیده در بندم و گر مقابله بینم که تیر می آید باری پسر گفت آن چنان که در آداب درس من نظری میفرمایی در آداب نفسم نیز تأمل فرمای تا اگر در اخلاق من ناپسندی بینی که مرا آن پسند همی‌نماید بر آنم اطلاع فرمایی تا به تبدیل آن سعی کنم. گفت ای پسر این سخن از دیگری پرس که آن نظر که مرا با تست جز هنر نمیبینم. ور هنری داری و هفتاد عیب دوست نبیند به جز آن یک هنر
  9. mahya619

    اشعار رضی الدین آرتیمانـی

    غزل شماره 77 ای کاش که بود ما نبودی یا بنمودی هر آنچه بودی نگشود ز کعبه در کسی را از ما در دیر را سجودی ز افسانهٔ واعظان فسردیم ای مطرب عاشقان سرودی کی مرد غم تو بودم ای عشق صد بار فزونم ار نمودی جز دوست اگر ز دوست خواهی در مذهب عاشقان جهودی مجنون توام چنانکه بودم با ما نه‌ای آنچنانکه بودی ای دل چه به های های گریی هوئی مگر از رضی شنودی
  10. mahya619

    مشاعره

    ای آمده از عالم روحانی تفت حیران شده در پنج و چهار و شش و هفت می نوش ندانی ز کجا آمده‌ای خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت
  11. عشق چیز عجیبیه جدا...
    اولش میترسی که به دامش بیوفتی...
    وقتیم گرفتارش شدی...میترسی که آزادت کنه..
    ترسناکه...اینکه همش باید ترسه از دست دادنشو داشته باشی...
    ترسناکه.....وقتی آزادت میکنه...حسرت روزایی رو میخوری که دیگه غیرممکنه برگردن...
    ترسناکه....این شیرینیی که پر از ترس و حسرت و درد و غمه...
    درسته که عشق مقدسه...درسته...ولی اینم قانون طبیعته....از دست دادن هر چیز ارزشمندی، بهای سنگینی داره...
    تاوان از دست دادن عشق....هاله های سیاهیه که روحت رو تیره میکنه...
    توی چاه سیاه زندگی پرتت میکنه و تو راه نجاتی نداری...

    اصلا چرا عاشق میشیم که این همه زجر بکشیم؟
    بهتر نیست فقط همو دوست داشته باشم؟
    دوست داشتن همیشگیه از بین نمیره...فقط بعضی وقتا ممکنه ماهیتش عوض شه و به تنفر تبدیل شه.تنفری که صددرصدی نیست...
    ولی عشق....بالاخره یه روز به آخرش میرسه...

    نکته اخلاقی: سعی کن عاشق نشی...اگرم شدی...زود خودتو از این منجلاب بکش بیرون.تمام سعیتو بکن.
    پ.ن: اینجا بارونیه...برای یه بارم که شده، وقتی میری بیرون با خودت چتر نبر...لذت ببر از رحمت خدا.چشماتو ببند، سرتو بگیر بالا...آرامشی داره که هیچ جا گیرت نمیاد :)
    پ.ن2: حرف دلو باید جایی زد که دل میخواد. اینجا، همون جاست!

    #محیا_نوشت

  12. 제대로 잘 먹어 다 지나가니까

    بهم اطمینان بده که خوب غذا میخوری، چون همه‌ی اینا میگذره!

    예전처럼 잠도 잘 자게 될 거야

    حالا دیگه میتونی مثل قبل راحت به خواب بری....

    진심으로 빌게

    من واقعا از اعماق قلبم اینو میگم؛

    너는 더 행복할 자격이 있어

    که تو حق داری شادتر باشی...

    ~~~

    외로웠던 만큼
    به همون اندازه که تنها بودی،
    너를 너보다 사랑해줄 사람
    امیدوارم شخصی رو ببینی؛
    꼭 만났으면 해
    که بیشتر از خودت، تو رو دوست داشته باشه.

    IU - Ending Scene

    1. El_DoraDo

      El_DoraDo

      چقدر متنش قشنگه:t(19):

    2. mahya619

      mahya619

      اوهوم،خیلی...:t(9):

  13. چیزی از عشق بلا خیز نمی‌دانستم

    هیچ از این دشمن خونریز نمی‌دانستم

    در سرم بود که دوری کنم از آتش عشق

    چه کنم؟ شیوه ی پرهیز نمی‌دانستم

    گفتم ای دوست،تو هم گاه به یادم بودی؟

    گفت من نام تو را نیز نمی‌دانستم

    بغض را خنده ی مصنوعی من پنهان کرد

    گریه را مصلحت‌آمیز نمی‌دانستم

    عشق اگر پنجره‌ای باز نمی کرد به دوست

    مرگ را این همه ناچیز نمی‌دانستم

     

    "سجاد سامانی"

    1. El_DoraDo

      El_DoraDo

      این داغونم کرد...(گفتم ای دوست،تو هم گاه به یادم بودی؟ گفت من نام تو را نیز نمی‌دانستم)
      دقیقا همین چندروز پیش برای خودم اتفاق افتاد:daghon:
       

    2. mahya619

      mahya619

      اوا جان، تو چرا غصه میخوری؟ این دوستت بود ک تو رو از دست داد! اون باید گریه کنه به حال خودش.
      اینو بدون...تهش فقط خودت میمونی و خودت. هیچکس نیست که واقعا دوستت داشته باشه و بهت اهمیت بده.
      یادبگیر فقط به خودت تکیه کنی.اگه تو نتونی محکم قدم برداری،یگانه هم مثل مامانش میشه.<_<

      به خودت بیا مادر نمونه:97:

    3. El_DoraDo

      El_DoraDo

      ممنون محیاجانم:flowersmile:

      مثل همیشه، حرفات مسکنه و وجودت قوت قلب:wub:

  14. دل ناله کند از من
    من ناله کنم از دل 
     یارب تو قضاوت کن
    دیوانه منم یا دل؟:hanghead:

    1. Z_khofteh
    2. mahya619

      mahya619

       اره...اگه این دل حرف میفهمید که دل نمیشد...میشد مغز:blink::hanghead::daghon:

    3. Z_khofteh

      Z_khofteh

      نفهم بیجور:abnabat:

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×