رفتن به مطلب
Added by Amir

Added by Amir

mahya619

همکار انجمن
  • تعداد ارسال ها

    2,532
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    64

تمامی مطالب نوشته شده توسط mahya619

  1. mahya619

    اشعار رضی الدین آرتیمانـی

    غزل شماره ۷۳ مرا دستی است بالا دست گردون که نتوان ز آستینش کرد بیرون منم بر درگهش چون حلقه بر در نه دست اندرون نه پای بیرون هژبرانند اینجٰا خفته در خاک دلیرانند اینجـٰا غرقه در خون تن بی‌جان چگونه زنده ماند رضی بی‌ او بگو چون زنده‌ای چون
  2. اگه احساس کردی به جایی تعلق نداری؛ باید خیلی زود اونجارو ترک کنی.

    مهم نیست اونجا، دنیای واقعی باشه یا دنیای مجازی یا حتی قلب یه نفر...

    فقط برو بدون اینکه به پشت سرت نگاه کنی چون تو،باید بری از مکانی ک دیگه جایی برای تو نداره:hanghead: 

     

    پ.ن: گاهی وقتا، رفتن بهتر از موندن و ذره ذره آب شدنه :t(26):

  3. mahya619

    اشعار رضی الدین آرتیمانـی

    غزل شماره ۷۲ مه نامهربانم بی‌گنه دامن کشید از من چه بد کردم، چه بد رفتم، چه بد گفتم چه دید از من سخن میرفت از بیگانگان، از خویشتن رفتم باین ترتیب درس آشنائی را شنید از من بخود بیگانه‌تر امروز دیدم آن ستمگر را مگر در بیخودیها آشنا حرفی شنید از من رضی راه فنا را آنچنان در پیش بگرفتم که واپس ماند بسیاری جنید و بایزید از من
  4. گاهی دستشو ول کن، تا ببینی اونم همین کارو میکنه یا محکم تر فشارش میده...:hanghead:

  5.  

    We were given: Two hands to hold
    To legs to walk
    Two eyes to see
    Two ears to listen
    But why only one heart
    Because the other was given to someone else
    For us to find

    به ما دو دست داده شده است برای نگهداشتن
    دو پا برای راه رفتن
    دو گوش برای شنیدن
    اما چرا تنها یک قلب؟
    چون قلب دیگر به فرد دیگری داده شده است که باید آن را بیابیم

    M:inlove2:F

    mahya:heart:fatemeh

  6. mahya619

    مشاعره

    دانی که چرا سِرّ نهان با تونگویم؟ طوطی صفتی طاقت اسرار نداری
  7. محض رضای خدا یه سر بزنید به اینجا.:unsure:

    پستایی ک تو بخش خودم گذاشتن،پاک کردم.

    ولی به بخشای دیگه دسترسی ندارم و مدیراشونم خیلی وقته نیستن؛لطفا یه کاری بکنید.

    نودهشتیایی که با زحمت درستش کردید داره تبدیل میشه به....

    همش پر شده از لینک سایتای *اسمشو نبر*...

  8. mahya619

    مشاعره

    سوزنده چو آتش است لیکن غم را سازنده چو آب زندگانی است بخور
  9. mahya619

    مشاعره با شعر نو

    یکی مهمان ناخوانده ز هر درگاه رانده،سخت وامانده رسیده نیمه شب از راه،تن خسته،غبار آلود نهاده سر به روی سینه رنگین کوسن هائی که من در سال های پیش همه شب تا سحر می دوختم با تارهای نرم ابریشم
  10. mahya619

    آهنگی که نفر قبلی میگه رو شنیدی؟

    عاشقشم. بماند-امیرعباس گلاب
  11. mahya619

    الان دلت برای کی تنگ شده ؟

  12. با گرگا دوستی کن

    چون فقط وقتی گرسنه میشن 

    خیانت میکنن.

    اما آدما، وقتی سیر میشن...:hanghead::t(34):

  13. mahya619

    اشعار فروغ فرخزاد

    در حباب کوچک روشنایی خود را می فرسود ناگهان پنجره پر شد از شب شب سرشار از انبوه صداهای تهی شب مسموم از هُرم زهر آلود تنفس ها شب ... گوش دادم در خیابان وحشت زدهٔ تاریک یک نفر گویی قلبش را مثل حجمی فاسد زیر پا له کرد در خیابان وحشت زدهٔ تاریک یک ستاره ترکید گوش دادم ... نبضم از طغیان خون متورم بود و تنم ... تنم از وسوسهٔ مت**** گشتن . روی خطهای کج و معوج سقف چشم خود را دیدم چون رطیلی سنگین خشک می شد در کف ، در زردی ، در خفقان داشتم با همه جنبش هایم مثل آبی راکد ته نشین می شدم آرام آرام داشتم لِرد می بستم در گودالم گوش دادم گوش دادم به همه زندگیم موش منفوری در حفرهٔ خود یک سرود زشت مُهمَل را با وقاحت می خواند جیرجیری سمج و نامفهوم لحظه ای فانی را چرخ زنان می پیمود و روان می شد بر سطح فراموشی آه من پر بودم از شهوت - شهوت مرگ هر دو پستانم از احساسی سرسام آور تیر کشید آه من به یاد آوردم اولین روز بلوغم را که همه اندامم باز می شد در بهتی معصوم تا بیامیزد با آن مبهم ، آن گنگ ، آن نامعلوم در حباب کوچک روشنایی ، خود را در خطی لرزان خمیازه کشید .
  14. mahya619

    گلچین غزلیات سعدی

    این مطرب از کجاست که برگفت نام دوست تا جان و جامه بذل کنم بر پیام دوست دل زنده می‌شود به امید وفای یار جان رقص می‌کند به سماع کلام دوست تا نفخ صور بازنیاید به خویشتن هرک اوفتاد مست محبت ز جام دوست من بعد از این اگر به دیاری سفر کنم هیچ ارمغانیی نبرم جز سلام دوست رنجور عشق به نشود جز به بوی یار ور رفتنیست جان ندهد جز به نام دوست وقتی امیر مملکت خویش بودمی اکنون به اختیار و ارادت غلام دوست گر دوست را به دیگری از من فراغتست من دیگری ندارم قایم مقام دوست بالای بام دوست چو نتوان نهاد پای هم چاره آن که سر بنهی زیر بام دوست درویش را که نام برد پیش پادشاه هیهات از افتقار من و احتشام دوست گر کام دوست کشتن سعدیست باک نیست اینم حیات بس که بمیرم به کام دوست
  15. mahya619

    اشعار سهراب سپهری

    رنگی کنار شب بی حرف مرده است. مرغی سیاه آمده از راههای دور می خواند از بلندی بام شب شکست. سرمست فتح آمده از راه این مرغ غم پرست. در این شکست رنگ از هم گسسته رشته هر آهنگ. تنها صدای مرغک بی باک گوش سکوت ساده می آراید با گوشوار پژواک. مرغ سیاه آمده از راههای دور بنشسته روی بام بلند شب شکست چون سنگ ، بی تکان. لغزانده چشم را بر شکل های درهم پندارش. خوابی شگفت می دهد آزارش: گل های رنگ سر زده از خاک های شب. در جاده های عطر پای نسیم مانده ز رفتار. هر دم پی فریبی ، این مرغ غم پرست نقشی کشد به یاری منقار. بندی گسسته است. خوابی شکسته است. رویای سرزمین افسانه شکفتن گل های رنگ را از یاد برده است. بی حرف باید از خم این ره عبور کرد: رنگی کنار این شب بی مرز مرده است.
  16. mahya619

    اشعار رضی الدین آرتیمانـی

    غزل شماره ۷۰ غمزه خونریز و عشوه در پی جان چون توان برد دین ودل ز میان چند از حسرت سراپایت بی‌سر و پا شویم و بی دل و جان چند گیرم ز غم به دندان دست آه از دست آن لب و دندان سرو آزاد جان از ین غم داد که گرفتار توست پیر و جوان آنچنان شد غمش گریبان گیر که گریبـٰان ندانم از دامان روز وصل تو میروم از هوش شب مهتاب، وای بر کتّان دوست هر چند دشمن است با ما ما بدو دوستیم از دل و جان نکند در دلت اثر آهم چکند باد با دل سندان کاش درد دلم فزون نکنی چون به دردم نمیشوی درمان گر به عهدت زبون شویم چه باک سد اسکندریم در پیمان سر شوریدهٔ رضی است مگر که چو گوئی فتاده در میدان
  17. mahya619

    غزلیات وحشی بافقی

    مژده‌ی وصل توام ساخته بیتاب امشب نیست از شادی دیدار مرا خواب امشب گریه بس کرده‌ام ای جغد نشین فارغ بال که خطر نیست در این خانه ز سیلاب امشب دورم از خاک در یار،و به مردن نزدیک چون کنم چارهٔ من چیست در این باب امشب بسکه در مجلس ما رفت سخن ز آتش شوق نفسی گرم نشد دیدهٔ احباب امشب شمع سان پرگهر اشک کناری دارم وحشی از دوری آن گوهر سیراب امشب
  18. mahya619

    اشعار رضی الدین آرتیمانـی

    غزل شماره ۶۹ حیفم آید که گویدش کس جان از کجا جان و از کجا جانان زیر دست جفای تو زن و مرد پایمال غم تو پیر و جوان دست بر دل ز بیوفائی یار داغ بر تن ز محنت هجران بی‌وفائی، چه میکنی وعده سست عهدی، چه میکنی پیمان جور این درد میکشم ناچار تا که دردم رضی کند درمان
  19. mahya619

    عجایب غار آجانتا در هند

    یکی از عجایب دوران باستان در 100 کیلومتری از شمال شهرستاناورنگبد هند واقع شده است . این غار به سبب معماری خاص و منحصر به فردی که دارد در جهان شهره است و آن را یکی از عجایب معماری صخره ای می دانند . با دیدن این بنا انگار شهری در دل کوه قرار دارد . غار آجانتا یکی از اولین آثاری است که بودائیان در قرن یک بعد از میلاد از خود به جا گذاشته اند و از این جهت سلسله معابد بودائی در هند مرکزی موجود است . بعد از آن در قرن 5 و 6 بعد از میلاد برخی غارهای دیگر به این مجموعه اضافه شدند . یکی دیگر از شگفتی ها و البته زیبایی های این غار جای دادن مهمترین آثار نقاشی هندی در خود است . دیوار ها و سقف های این غار یا بهتر است بگوییم معبد با نقاشی ها و مجسمه های بی شماری تزئین شده اند که به زیبایی این مکان می افزایند . این غار همواره سوژه ی خوبی برای مورخان بوده و هست تا بیشتر با معماری جهان باستان آشنا شوند . آدرس :هند ، منطقه ی ماهاراشترا ، منطقه 431117
  20. mahya619

    نودهشتیای پارسال

    من اینجام،۱۳ مرداد۹۵ثبت نام کردم.
  21. mahya619

    غزلیات حافظ

    چو تو را به قصد جولان سم بادپا بجنبد لب سنگ خاره شاید که پی دعا بجنبد چو به محشر اندر آئی دو جهان بناز کشته عجب ار به دست فرمان قلم جزا بجنبد چه خجسته جلوه‌گاهی که به عزم رقص آنجا قدم آورد به جنبش که زمین ز جا بجنبد فکند نسیم عشقت به جهان قدس اگر ره ز هوس منزه آن را به دل این هوا بجنبد دهد آن زمان هوس را رگ ذوق من به جنبش که رکاب عزم آن مه پی قتل ما بجنبد سخن از ره دو دیده به حریم دل نهدرو به اشارهٔ ابروی او چو ز گوشه‌ها بجنبد همهٔ خسروان معنی علم افکنند گاهی که خیال محتشم را قلم لوا بجنبد
  22. ناصر چشم آذر در دهمین روز دی‌ماه ۱۳۲۹ در اردبیل متولد شد. پدر او اسماعیل چشم آذر، موسیقیدان و نوازنده تار ایرانی بود. بنابر گفته‌های خود مرحوم چشم آذر در برنامه خندوانه، برای اولین بار در سن ۱۳ سالگی پس از فوت عمویش، به‌خاطر حس و حالی خاص، به سمت موسیقی جذب شد. او در سایه‌ی آموزش‌های پدرش مراحل ابتدایی موسیقی را فرا گرفت و در همان دوران ساز آکاردئون را انتخاب کرد. او در ۱۳ سالگی اولین جایزه‌اش را برای نواختن آکاردئون در مقطع دبیرستان کسب کرد. در ۱۷ سالگی هم مسئولیت رهبری کنسرتی در سفارت ایران در کشور عراق را برعهده گرفت. او همچنین در سن ۲۰ سالگی برای فراگرفتن موسیقی «جاز» به آمریکا سفر کرد و در سال ۱۳۵۷ هم به مدت پنج‌سال برای شرکت در دوره‌های موسیقی جاز و موسیقی فیلم به کشور آمریکا سفر دیگری داشت. مرحوم ناصر چشم آذر یکی پیشگامان سازهای الکترونیکی در ایران محسوب می‌شود. یکی از معروف‌ترین کارهای آن مرحوم، آلبوم «باران عشق» محسوب می‌شود. ناصر چشم آذر در دهمین روز دی‌ماه ۱۳۲۹ در اردبیل متولد شد. پدر او اسماعیل چشم آذر، موسیقیدان و نوازنده تار ایرانی بود. بنابر گفته‌های خود مرحوم چشم آذر در برنامه خندوانه، برای اولین بار در سن ۱۳ سالگی پس از فوت عمویش، به‌خاطر حس و حالی خاص، به سمت موسیقی جذب شد. او در سایه‌ی آموزش‌های پدرش مراحل ابتدایی موسیقی را فرا گرفت و در همان دوران ساز آکاردئون را انتخاب کرد. او در ۱۳ سالگی اولین جایزه‌اش را برای نواختن آکاردئون در مقطع دبیرستان کسب کرد. در ۱۷ سالگی هم مسئولیت رهبری کنسرتی در سفارت ایران در کشور عراق را برعهده گرفت. او همچنین در سن ۲۰ سالگی برای فراگرفتن موسیقی «جاز» به آمریکا سفر کرد و در سال ۱۳۵۷ هم به مدت پنج‌سال برای شرکت در دوره‌های موسیقی جاز و موسیقی فیلم به کشور آمریکا سفر دیگری داشت. مرحوم ناصر چشم آذر یکی پیشگامان سازهای الکترونیکی در ایران محسوب می‌شود. یکی از معروف‌ترین کارهای آن مرحوم، آلبوم «باران عشق» محسوب می‌شود. او پس از شرکت در دوره‌های تکمیلی موسیقی به ایران بازگشت و از سال ۱۳۶۳ به صورت رسمی کار خود را در موسیقی فیلم، با فیلم «تاراج» آغاز کرد. اما شاید معروف‌ترین و شاخص‌ترین کار او در زمینه موسیقی فیلم، ساخت موسیقی فیلم «هامون» با کارگردانی داریوش مهرجویی و بازی خسرو شکیباییباشد. او آنقدر در این پروژه سهیم بود که حتی خودش خسرو شکیبایی را برای ایفای نقش حمید هامون به داریوش مهرجویی معرفی کرد. ناصر چشم‌آذر برای ساخت موسیقی متن فیلم هامون برنده سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن در هشتمین دوره از جشنواره فیلم فجر شد. چشم‌آذر پس از هامون، برای پروژه قصه‌های مجید با داریوش مهرجویی همکاری کرد. پس از آن هم برای اولین بار با تهمینه میلانی برای فیلم «دیگه چه خبر؟!» همکاری کرد. پس از تهمینه میلانی نوبت به دومین همکاری با ایرج قادری و این‌بار در فیلم «می‌خواهم زنده بمانم» رسید. او در سال ۱۳۷۴ در همکاری دوباره با کیومرث پوراحمد و خسرو شکیبایی موسیقی متن فیلم «خواهران غریب» را خلق کرد. موسیقی متن فیلم «خواهران غریب» برنده‌ی سیمرغ بلورین در چهاردمین دوره از جشنواره فجر شد و موسیقی متن این فیلم در جشنواره فیلم مالزی هم به عنوان بهترین موسیقی متن انتخاب شد. چشم آذر پس از همکاری با کارگردان‌های مختلف، در سال ۱۳۸۱ وظیفه آهنگسازی سریال «خواب و بیدار» به کارگردانی مهدی فخیمی زاده را برعهده گرفت. چشم آذر در سال ۱۳۸۲ اولین همکاری‌اش را با پوران درخشنده در پروژه «شمعی در باد» تجربه کرد و پس از آن در سال ۱۳۸۴ نوبت به همکاری دوباره با تهمینه میلانی رسیده بود؛ جایی که او این‌بار وظیفه آهنگ‌سازی فیلم «آتش بس» را برعهده گرفت. برخی از سینماگران بودند که هر چند سال حداقل یک پروژه را با همکاری مرحوم چشم‌آذر تولید می‌کردند. کارگردان‌هایی مانند سیروس الوند، داریوش مهرجویی و تهمینه میلانی همکاری‌های قابل توجه‌ای با او داشته‌اند. چشم‌آذر در کارنامه‌اش سابقه همکاری با عباس کیارستمی را هم دارد. طبق اعلام خودش، او و کیارستمی برای چند فیلم کوتاه دو دقیقه‌ای با هم همکاری کرده‌اند. ناصر چشم آذر صبح روز جمعه، ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۷ بر اثر عارضه قلبی درگذشت. برخی از فعالیت‌های او در زمینه آهنگ‌سازی سینمایی: ۱۳۹۴-آن‌ها-احسان سلطانیان ۱۳۹۰-گشت ارشاد-سعید سهیلی ۱۳۸۸-خسته دلان-سیروس الوند ۱۳۸۷-سوپر استار-تهمینه میلانی ۱۳۸۶-زن دوم-سیروس الوند ۱۳۸۶-قرنطینه-منوچهر هادی ۱۳۸۵-تله-سیروس الوند ۱۳۸۴-گیس بریده-جمشید حیدری ۱۳۸۴-آتش‌بس-تهمینه میلانی ۱۳۸۲-شمعی در باد-پوران درخشنده ۱۳۸۱-غزل-محمدرضا زهتابی ۱۳۸۱-خواب و بیدار-مهدی فخیم زاده ۱۳۸۰-ساقی-محمدرضا اعلامی ۱۳۸۰-قارچ سمی-رسول ملاقلی‌پور ۱۳۷۸-دختران انتطار-رحمان رضایی ۱۳۷۶-سارای-یدالله صمدی ۱۳۷۵-حریف دل-رضا گنجی ۱۳۷۴-خواهران غریب-کیومرث پوراحمد ۱۳۷۳-می‌خواهم زنده بمانم-ایرج قادری ۱۳۷۰-دیگه چه خبر؟!-تهمینه میلانی ۱۳۷۰-قصه‌های مجید-کیومرث پوراحمد ۱۳۶۸-هامون-داریوش مهرجویی ۱۳۶۳-تاراج-ایرج قادری
  23. mahya619

    اشعار زیبای استاد شفیعی کدکنی

    نتوانم به تو پیوستن و نی از تو گسستن نه ز بند تو رهایی نه کنار تو نشستن ای نگاه تو پناهم !‌ تو ندانی چه گناهی ست خانه را پنجره بر مرغک طوفان زده بستن تو مده پندم از این عشق که من دیر زمانی خود به جان خواستم از دام تمنای تو رستن دیدم از رشته ی جان دست گسستن بود آسان لیک مشکل بود این رشته ی مهر تو گسستن امشب اشک من ازرد و خدا را که چه ظلمی ست ساقه ی خرم گلدان نگاه تو شکستن سوی اشکم نگهت گرم خرامید و چه زیباست آهوی وحشی و در چشمه ی روشن نگرستن
  24. mahya619

    غزليات عطار نيشاپورى

    حقیقت چیست پیش اندیش بودن ز خود بگذشتن و با خویش بودن اگر جانت برون آید ز صورت ببینی هرچ می‌دانی ضرورت حجاب تو نیاید هر دو عالم ببینی هر دو عالم را بیک دم از این صورت اگر بیرون شوی تو مه و خورشید محجوبون شوی تو چو جانت را مقام نور دادند سر چشم تو سوی حور دادند مشو مغرور حور و خلد هرگز که بی حق نور ندهد خلد هرگز
  25. mahya619

    باباطاهر

    اگر یار مرا دیدی به خلوت بگو ای بی‌وفا ای بیمروت گریبانم ز دستت چاک چاکو نخواهم دوخت تا روز قیامت

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×