رفتن به مطلب

mahya619

همکار انجمن
  • تعداد ارسال ها

    2,566
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    110

تمامی مطالب نوشته شده توسط mahya619

  1. mahya619

    مشاعره

    یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض پادشاهی کامران بود از گدایی عار داشت
  2. mahya619

    مشاعره

    نخفته‌ام ز خیالی که می‌پزد دل من خمار صدشبه دارم شرابخانه کجاست
  3. mahya619

    مشاعره

    هر گلی نو که در جهان آید ما به عشقش هزار دستانیم
  4. غزل شماره83 چه التفات به خار و خس چمن داری که عار و ننگ ز نسرین و یاسمن داری تمام سحر و فسونی به دلفریبی خلق چه احتیاج به زلف و رخ و ذغن داری مگر تلافی ما در دلت گذشته که باز هزار عربده با خوی خویشتن داری خورند خون همه اعضا ز ذوق شمشیرت مگر به خاطر خود فکر قتل من داری نشاط و عیش ببزم تو خوشه چینانند که می قدح قدح و گل چمن چمن داری چه دوستیست به آن سنگدل رضی دیگر چه دشمنیست که با جان خویشتن داری
  5. mahya619

    مشاعره

    رسما فَن شدم مرا می‌گفت دوش آن یار عیار سگ عاشق به از شیران هشیار
  6. مگه میشه تو این روزا...آرزویی جز سلامتی داشت؟ سلامتی که باشه، شادی هست...دل خوشی هست...خنده هست...الهی هرکجا که هستین، سالم و تندرست باشین (یادش بخیر، روزایی که تو همه تاپیکا از خدای اعتماد‌ به نفس حرف میزدنحیف که دیگه تکرار نمیشن!)
  7. mahya619

    مشاعره

    در پرده اسرار کسی را ره نیست زین تعبیه جان هیچکس آگه نیست جز در دل خاک هیچ منزلگه نیست می خور که چنین فسانه‌ها کوته نیست
  8. الان دارم از شدت خوشحالی، گریه میکنم:cry3:

    هیچ وقت فکر نمیکردم منی که هرروز اینجا بودم، یه روز بیاد تنها ارزوم این باشه که یه بار دیگه با حاله خوب،بیام اینجا...الان، بعد از  دست و پنجه نرم کردن با کرونا و مشکلات بعدش...واقعا، از ته دلم احساس ارامش میکنم...اینکه هنوز نفس میکشم...هنوزم میتونم به نودهشتیای عزیزم سر بزنم:dnc:

    @Amir

    آقا امیر، دیگه برام مهم نیست اینجا مثل قبلش بشه همین که باشه،کافیه...لطفا...اینجارو همینطوری نگهش دارین:hanghead:

  9. mahya619

    مشاعره با شعر نو

    تن تو کوه دماوند است با غرورش تا عرش دشنه ی دژخیمان نتواند هرگز ماری افتد از پشت تن تو دنیایي از چشم است تن تو جنگل بیداری هاست
  10. فال حافظ دوشنبه-۳۰تیر۹۹
  11. غزل شماره ۸۱ خوشتر ز بهشتی و بهٰاری مجموعه لطف کردگـــاری در بزم مدام عیش و نوشی در رزم تمــــام گیر و داری در خشم و عتاب صلح و جنگی در نـــــاز و کرشمه نور و ناری از کویت اگر روم عجب نیست زین کشته تو صد هزار داری بر هر مویت دلیست آونگ هشدار که شیشه بار داری یکبار نیٰامدی بکارش تا رفت رضی بکار و باری
  12. mahya619

    سوال رو با سوال جواب بده

    چرا از من می‌پرسی؟ (خاطرات قشنگی دارم از اینجا...یادش بخیر )
  13. mahya619

    یک دروغ شاخدار بگو

    حالم خوبه...
  14. mahya619

    مشاعره

    ساقی غم فردای حریفان چه خوری پیش آر پیاله را که شب میگذرد خیام
  15. آرامش محض http://uupload.ir/view/hgb7_kristoffer_wallin_-_epilogue.mp3/ http://uupload.ir/view/33a5_michael_ortega_-_all_of_you_(2019)_songsara.net.mp3/
  16. mahya619

    گلستان-بخش۴۲

    گر جور شکم نیستی،هیچ مرغ در دام صیاد نیوفتادی بلکه صیاد خود دام ننهادی. حکیمان دیر دیر خورند و عابدان نیم سیر و زاهدان سدّ رمق و جوانان تا طبق بر گیرند و پیران تا عرق بکنند. اما قلندران چندان که در معده جای نفس نماند و بر سفره روزی کس.
  17. mahya619

    گلچین غزلیات سعدی

    هر که نازک بود تن یارش گو دل نازنین نگه دارش عاشق گل دروغ می‌گوید که تحمل نمی‌کند خارش نیکخواها در آتشم بگذار وین نصیحت مکن که بگذارش کاش با دل هزار جان بودی تا فدا کردمی به دیدارش عاشق صادق از ملامت دوست گر برنجد به دوست مشمارش کس به آرام جان ما نرسد که نه اول به جان رسد کارش خانه یار سنگدل این است هر که سر می‌زند به دیوارش خون ما خود محل آن دارد که بود پیش دوست مقدارش سعدیا گر به جان خطاب کند ترک جان گوی و دل به دست آرش
  18. ترسم از تنهایی احوالم به رسوایی کشد ترس تنهاییست ور نه بیم رسواییم نیست -سعدی
  19. غزل شماره ۸۰ ای که به جز دلبری تو کار نداری کار جز آزار جان زار نداری ای همه داروی دل مگر تو بهشتی وی همه آرام جان مگر تو بهاری آنچه دل دشمنان بهم نسپندد چند تو بر جان دوستان بگماری بگسلم از جان و دل اگر بپذیری بگذرم از هر چه هست اگر بگذاری ریخت دلم آبرو که خونش بریزی عذر نگوئی و گر بهانه نیاری چند بر آن در روی و بار نیابی مردنت اولی دلا که عار نداری دور از آن مایهٔ حیات نمرده است زنده رضی را دگر برای چه داری
  20. قرآن که مهین کلام خوانند آن را گه گاه نه بر دوام خوانند آن را بر گرد پیاله آیتی هست مقیم کاندر همه جا مدام خوانند آن را "ت"
  21. حدیث مدعیان و خیال همکاران همان حکایت زردوز و بوریاباف است خموش حافظ و این نکته‌های چون زر سرخ نگاه دار که قلاب شهر صراف است مرگ
  22. این ماهیچه‌ی تپنده خیلی درد میکنه...متعجبم که چرا دست از تلاش برای زنده موندن برنمی‌داره؟
    چرا دیگه نمیتونم ببینم این همه آدم منو دوست دارن؟که به وجودم نیاز دارن؟
    چرا فردای بدون من....نمیاد؟
    دیگه رسیده به گلو...خستم....خیلی خسته.....دلم یه خواب عمیق میخواد...خیلی عمیق...
    چرا صبح نمیشه این شب....باز نمیشه این در....؟ 

    1. El_DoraDo

      El_DoraDo

      هرطور شده خودتو سرگرم کن:fingersmiley:
      اجازه نده این فکرای منفی، ذهنتو آلوده کنن.:no:
      هر وقت بهت نیاز داشتیم،کنارمون بودی.حالا نوبت ماست که جبران کنیم.:ale::heart:
      لطفا،خوب شو. من اون محیای قبلی رو میخوام.:tantrumsmiley:همونی که با خنده هاش بهار میشد:daghon::t(34):
      (چقد از ایموجی استفاده کردما!!:007:)

    2. mahya619

      mahya619

      مهربونه من...:cry3::t(35):

    3. Z_khofteh

      Z_khofteh

      چه حامیهخوشگلی:heart::cry6:

  23. mahya619

    مشاعره

    موفق باشید. سالک راه توکل را زغم ها باک نیست می‌توان با کشتی نوح از دل طوفان گذشت
×
×
  • اضافه کردن...