رفتن به مطلب
Added by Amir

Added by Amir

Ravi

تیم نقد
  • تعداد ارسال ها

    839
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    8

آخرین بار برد Ravi در 8 مهر

Ravi یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

2,507 بار تشکر شده

درباره Ravi

مشخصات کاربر

  • جنسیت
    خانم
  • علایق
    قربونت برم خدا...
    که اینقدر روی زمین غریبی!

آخرین بازدید کنندگان نمایه

1,301 بازدید کننده نمایه
  1. Ravi

    آتُربان | Ravi

     فصل هفتم (ردپا ) _______________________________ بخش ششم لحن پرسفون چنان تحقیر آمیز بود که جولی دلش میخواست به او بدوبیراه بگوید و بعد آنجا را ترک کند. ولی در آن شرایط این آخرین کاری بود که ممکن بود انجام دهد. البته او تصور اینکه زنده از آنجا خارج شود را هم نداشت. پرسفون که سکوت غضبناک جولی را دید پوزخند مضحکی زد و‌گفت: تو ضعیف تر از اونی هستی که بتونی دووم بیاری. بهت پیشنهاد میکنم که تو قلمروی من بمونی. تو فکر میکنی نجات دهنده ی قلمروت هستی؟» سکوت آزار دهنده ای بین آن دو حاکم شد.سکوتی که پرسفون قصد شکاندن آن را نداشت. در نهایت جولی که سعی میکرد خشمش را فرو ببرد، گفت: -« من شاید نتونم قلمروی خاک رو نجات بدم. ولی نمیتونم بی تفاوت بمونم. موندنم تو این قلمرو کمکی به من نمیکنه... من همه ی کسانی که میشناختم رو از دست دادم و اگه قرار باشه هیچ وقت نبینمشون، زنده موندن رو ترجیح نمیدم.» پرسفون که هنوز آن پوزخند را‌ به لب داشت گفت: -« تو دقیقا چی ‌میخوای؟» جولی گفت: -« خانواده ام تو گوی خاطرات اسیر شدن. من میخام اونها رو هم نجات بدی.» پرسفون که چهره اش‌در کسری از ثانیه بهت زده شده بود به طور ناگهانی قهقه ای زد که حالتش را بیش از پیش شیطانی‌ کرد. پرسفون سرش را کج کرد و گفت: -« تو فکر کردی من کیم؟ خدمتکارت؟ نگهبان قلمروها؟ نکنه فکر کردی این وظیفه ی منه؟» از جا برخاست و به سمت جولی آمد و در حالی که دور او میچرخید گفت: -« بیا یه معامله ای کنیم. تو این معامله من قلمروی خاک رو نجات میدم. کوتوله ها و أکومن رو به جایگاه اصلیشون بر میگردونم... خانواده ات رو بر میگردونم و... طلسم این دختر رو هم باطل میکنم. گرچه همه ی این کارها واقعا سخت و بیش از حد توانمه... ولی اگه معامله گر خوبی باشی و با هم کنار بیایم... هر دومون سود خواهیم کرد.» او دستش را روی بازوی جولی گذاشت و جولی که احساس سوزش شدیدی را در آن قسمت حس کرده بود به طور غریزی تکانی خورد و خود را از پرسفون دور کرد. پرسفون پوزخند صداداری زد و کمی به سمت جولی خم شد و گفت: -« آدمیزاد... باید قوی تر از این باشی. قراره دردهای‌بیشتری رو تحمل کنی.» مدام فکر پدر و عمه ی پیرش به ذهنش می آمد و تصور اینکه چه بلایی سر کریست آمده، ذق ذق درد سرش را بیشتر میکرد. نگاه شراربار و مکارانه ی پرسفون که به صورتش دوخته شده بود نیز سرنوشتی که در انتظارش بود را برایش یادآوری میکرد. حق با پرسفون، این جن زاده ی حیله گر بود. جولی خود را چنان کوچک و ضعیف دید که از فکر اینکه چطور حرف راهنمای گوی خاطرات را گوش داده و خود و بقیه را به اینجا کشانده، احساس حماقت کرد. سرش را بلند کرد و گفت: -« معامله میکنیم.» با این حرف چشمان پرسفون برقی زد و لب های باریکش به یک سمت کشیده شدند. پرسفون لحظه ای چشمانش را بست، راحت تر از آنچه بود که تصورش را میکرد. او همیشه اعتقاد داشت آدمیزاد ها چیزی بیش از آلت دست و سرگرمی نیستند. این نظر دقیقا نقطه ی مقابل نظر برادرش .... بود. مدت ها میشد که از برادرش خبر نداشت. هر دوی آنها بیش از خود، دیگری را خیره سر و لجباز میدیدند، اما در واقع هر دوی آنان بر سر آدمیزادها و کنترل آنها با هم رقابت میکردند. پرسفون بار دیگر نفس عمیقی کشید و گفت: -« بوی خون انسان! رایحه ی خوشایندیه.» جولی با آنکه ترسیده بود و احساس میکرد چیزی در دلش سقوط کرد اما از جایش تکانی نخورد. پرسفون در حالی که دامن بلندش، چون مذابی گداخته در پشت سرش امتداد داشت از جولی دور شد و گفت: -« این یه معامله ی ساده نیست. تو نمیتونی زیرش بزنی یا در انجامش کوتاهی کنی... خب، بذار اینطور بهت بگم که در برابر همه ی کارهایی که برات میکنم دو چیز رو ازت میخوام. یه خنجر که باید کمکم کنی به دستش بیارم و اون گوی سنگی که دور گردنت انداختی و... خونت!» پرسفون از حرکت ایستاد و سرش را به یک طرف کج کرد. با آنکه پشتش به جولی بود، ولی او میتوانست پوزخند حیله گرانه و آن چشم ها با آن نگاه برنده را تصور کند. جولی از قدرت این گوی خاطرات چیزی جز هشدار عمه ماری و آنچه در عمارت بارون دیده بود، اطلاع دیگری نداشت. عمه ماری از او خواسته بود که نگذارد به دست أکومن یا کوتوله ها بیوفتد، شاید در دست پرسفون آن هم در قلمروی دیگه خطر چندانی نداشته باشد. اما خونش چه ارزشی برای پرسفون خواهد داشت؟ او حتی نوه یا نبیره ی یک نگهبان نبود. او فقط به گفته ی إلف ها، برادر زاده ی یک دزد بود. او با تردید گفت: -« چرا؟ این گردنبند یا خون من به چه دردی میخوره؟» پرسفون سرش را با تأسف تکان داد و بعد انگشت ندامتش را چند بار در هوا تکان داد و گفت: -« همونطور که تو دلیلی برای خواسته های خودت داری، منم دلیلی دارم. البته لزومی به توضیح هم نمیبینم. تو میتونی انتخاب نکنی و اگه زنده بمونی از همون راهی که اومدی برگردی... البته اگه جایی برای رفتن داشته باشی.» او منتظر پاسخ جولی نماند و از او دور شد. ذهن جولی مثل موتور یک قطار شروع به ور ور کرده بود. از طرف دیگر پرسفون مدام از او دور تر میشد و تبدیل به یک شعله ی لرزان میشد. جولی با صدای بلندی گفت: -« باشه. قبوله.» همه جا دوباره در تاریکی فرو رفته بود. اما اینبار تنها نبود، صدای زمزمه هایی مدام در اطرافش میپیچید. جولی چند بار و چپ و راستش چرخید اما اگر محاصره هم شده بود هیچ چیزی نمیدید. بار دیگر شعله ی لرزانی را از دور دید که به او نزدیک میشد و همراه خود تاریکی اطرافش را میزدود. جولی در یک بارگاه مجلل سلطنتی بود که تمام دیوارش پوشیده از جواهرات رنگی و درخشان بود. او ددقیقا کنار یک حوض دایره ای فیروزه ای خالی، ایستاده بود. پرسفون که لباس پر زرق و برقی به تن داشت به او نزدیک شد و گفت: -« بیا اینطور معامله مون رو آغاز کنیم. تو خنجری که ازت میخوام رو میاری و در عوض من همراه طلسم شده ات رو نجات میدم، تو گردنبدت رو میدی و من در عوض کسانی که داخلش هستند رو آزاد میکنم و تو خونت را میدی و در عوض قلمروت رو آزاد میکنم.» جولی گفت: -« پس کریست چی میشه؟» پرسفون ابرویش را بالا انداخت و گفت: -« اون در حیطه ی من نیست. بهت که گفتم، اون توسط موجود پلیدی به دستور شخص دیگه ای تسخیر شده. متأسفانه کاری برای اون نمیشه کرد.» جولی با نگرانی گفت: -« ولی باید راهی باشه. من نمیتونم اونو تنها بذارم.» پرسفون آهی کشید و با همان لحن تمسخر آمیزش گفت: -« خدای من، شما آدم ها چقدر ضعیف و بدبخت هستید. چرا سعی میکنی کار خودت رو سخت تر کنی؟ خیلی خب... حاظری برای نجات اون معامله ی دیگه ای بکنی؟» و با شیطنت نگاهی به چهره نامطمئن جولی انداخت. جولی احساس حیوانی را داشت که قرار است برای دفع بلا قربانی شود. سرش را به علامت تایید تکان داد و زیر لب ناله کرد: -« بله.» پرسفون چهره ی به شدت مهربانانه و متقلبی به خود گرفت و گفت: -« خوبه. خیلی خوبه... من این حس فداکارانه و دوستی رو تمجید میکنم.» او در دو قدمی جولی ایستاد. سپس دسته ای از موی خود را که چون مشعل درخشانی بود در دست گرفت، ناخن درازش را روی آن کشید و دسته ی مو از همان قسمت بریده شد. آن را در کف دستش قرار داد و در حالی که همچنان پوزخند ناخوشایندی بر لب داشت بر روی دسته ی مو فوت کرد. تارهای موی درخشان به هوا برخواستن و شعله ی آتشی را در کف دست پرسفون ایجاد کردند. سپس شعله ها در حالی خاموش شدند که خنجری آب دیده و براق را بر سر جای خود گذاشته بودند. پرسفون خنجر را به دست جولی داد و گفت: -« این کلید رفت و برگشت تو به مکانیه که هم خنجر من پنهان شده و هم اون پسره، کریست! اما برای رفتن به اون مکان باید این خنجری که بهت دادم رو در بدنت فرو ککنی، این یه جادوست و آسیبی بهت نمیزنه‌. تو رو وارد قلمروی دیگه ای میکنه‌. تو باید کسی که خنجر من رو پنهان کرده با همین خنجر بکشی و خونش را جمع کنی، اون خون کریست را نجات میده.» جولی با دستان لرزانش خنجر را گرفت و گفت: -« و چطوری برگردم اینجا؟» پرسفون گردنش را کج کرد و گفت: -« به همون روشی که میری، برمیگردی.» چشمکی زد و جولی را به جلو هدایت کرد و گفت: -« برو وسط حوض بیاست.»
  2. Ravi

    مـشاعره با کلمات انتخابی

    قصه دردم همه عالم گرفت در که نگیرد نفس آشنا گر برسد ناله سعدی به کوه کوه بنالد به زبان صدا (خلیفه)
  3. Ravi

    " کتاب باز "

    نخستین عشق. اثر: ایوان تورگنیف
  4. Ravi

    چگونه کیپاپ معروف شد

    5 مشخصه بارز k-pop 1- بیش از آنکه روی تکخوان ها (خوانندگان سولو) تمرکز داشته باشد، به گروه ها اهمیت میدهد. میانگین تعداد اعضای یک گروه کی پاپ پسرانه، 4.47 عضو و برای گروه های دختران، 4.21 عضو است. 2- متن ترانه ها غالبا به زبان کره ایست، اما گاهی اوقات، ابیاتی به انگلیسی (به خصوص برای کورس) هم وجود دارد که مخاطبان بین المللی را جلب کند. 3- خوانندگان کره ای، در مقایسه با ستارگان (ایدل) های کشور های دیگر مثل چین و ژاپن، از شخصیت های برجسته تری برخوردارند. 4- موضوع (تم) اصلی آهنگ ها، عشق است و برخلاف پاپ امریکایی، موضوعات جنسی به ندرت ابراز میشوند- کی پاپ پاک تر (و به شکل مستدل، سالم تر) است. 5- بخش بصری در کی پاپ، عنصر مهمی تلقی میشود، تا حدی که ستارگان (ایدل) های کره ای، برای جذب طرفدار، اعمال جراحی زیبایی انجام میدهند. موزیک ویدئو های کی پاپ، معمولا در مقایسه با ژانرهای دیگر، زنده تر و رنگارنگ ترند. سایر خصوصیات کی پاپ: 1- کودکان به شکل موثری تربیت میشوند تا به ستاره های کی پاپ، تبدیل شوند و هیچ کس چشم از هدف برنمیدارد. 2- در کره ی جنوبی، (از لحاظ رعایت حقوق قانونی) وفاداری عمیقی نسبت به لیبل ریکورد وجود دارد. ریکورد لیبل ها، به تنهایی فراتر از یک لیبل هستند. آنها برند های قدرتمندی هستند. 3- کره در رابطه با اعضای گروه های پاپ، بسیار با تدبیر عمل میکند تا بتواند هرچقدر ممکنست، شنونده جذب کند. برای مثال میتوان گروه هایی را نام برد که حداقل یک عضو چینی دارند و میتوانند مخاطبان بالقوه ی چینی را جذب کنند. 4- در ادامه ی مورد سه، اکثر هنرمندان کی پاپ، یک آلبوم را به سه زبان مختلف کره ای چینی و ژاپنی منتشر میکنند یا آلبوم ها و آهنگ های مختلفی را به هریک از این زبانها انتشار میدهند. اگر گانگنام استایل را فراموش کرده اید، اجازه دهید به شما یادآوری کنم که این آهنگ، همان آهنگیست که در 2012، در آمریکا بسیار مورد توجه قرار گرفت اما در واقع آهنگ گانگنام استایل با اجرای (سای) تنها یک نمونه از آهنگهای پاپ با دقت مهندسی شده ی کره ای بود که بسیار معروفند. برخلاف موسیقی پاپ در غرب، کی پاپ دارای نازک طبعی، فرمول و رنگ و بوی خاصی است. این تفاوت به دلیل آنست که در کره ی جنوبی، این ستاره های جوان، از سنین پایین و تحت نظر یک لیبل، مدیریت شده اند. مانند استانداردی که در تمام طرح های صادراتی این کشور رعایت میشود، از موزیک هم انتظار میرود که در حد کمال ظاهر شود. مختصری از تاریخ کی پاپ کی پاپ به شکلی که امروز میشناسیم، در دهه ی نود میلادی شروع به شکل گرفتن کرد. اما پس از چند دهه آمیختگی فرهنگی، به مقبولیت امروز خود رسید. فرهنگ غربی که در سالهای 1950 شدیدا مورد اقبال قرار گرفت، کی پاپ را شکل داد. هرچند که حداقل از سالهای 1880 آمریکایی ها و اروپایی هایی در کره زندگی میکردند، اما در جنگ کره بود که ستاره های آمریکایی وارد کره شدند تا برای سربازها برنامه اجرا کنند و بدین گونه، سبک و خصایص فرهنگ پاپ آمریکایی را به همراه خود آوردند. کنسرت هایی که توسط تشکل uso اجرا میشدند، چهره های فریبنده ای مثل مرلین مونرو را هم شامل میشد، که همچون طوفانی، کشور جنگ زده را در مینوردید. کره ی جنوبی، به شکل ویژه ای پذیرای این سبک غربی بود و در دهه های بعد، آن را با موسیقی خود در هم آمیخت و گروه های دخترانه ای مثل (Ronettes ) و (خواهران اندروز) ایجاد کرد. در اوایل دهه ی 90 میلادی، تکنو و رپ نیز، پا به صحنه گذاشتند و کی پاپ معاصر شکل گرفت. در پایان این دهه، این ژانر، صحنه ی موسیقی را تسخیر کرد. امروزه کی پاپ، تنها یک ژانر موسیقی نیست، بلکه خرده فرهنگیست در میان نوجوانان. کی پاپ؛ نظم در بی نظمی حتی اگر شما به زبان کره ای صحبت نکنید، موزیک ویدئو های کره ای به شکلی مهندسی شده اند که برای تمام بیننده ها جذاب باشند. کنار هم قرار گرفتن رقصی طراحی شده ( همانطور که در گانگنام استایل، به گونه ای برای این موسیقی خاص طراحی شده بود که قابل تشخیص و تکرار برای طرفدارها باشد) پس زمینه های بصری زنده، و ترکیب موسیقی با اجرا کننده هایی خوش لباس و مد روز، این امکان را فراهم میکنند که ویدئو در یاد بینندگان باقی بماند. هیجان انگیز بودن رنگها و رقص های کی پاپ، نوعی بی نظمی طوفانی را القا میکند که در پس آن سالها تجربه و محاسبات دقیق وجود دارد. (سای) زمانی در امریکا به شهرت میرسد که پیش از آن، زمان درازی را صرف کسب شهرت در موطن خودش کرده. در کره ی جنوبی، مسیر ستاره شدن بسیار طولانیست و کمپانی های بزرگ ضبط، جستجو برای کشف ستاره های نسل بعد را زمانی آغاز میکنند که این ستاره های آینده کودکانی ده ساله هستند.این کودکان، در کنار هم شبیه یک جامعه ی موسیقی، آموزش میبینند و مهارت های خواندن، رقصیدن و روابط عمومی را کسب میکنند. زمانی که فرهنگ غرب، نسبت به این گونه تمرینات بدبین بود، دولت کره ی جنوبی، حمایت های خود را از کی پاپ، به عنوان یک سنگ بنای فرهنگی و یک صنعت پول ساز، افزایش داد و با کمک به انتشار این ویدئو ها در رسانه های جمعی و فرآیند کشف ستاره های جدید، نقش بزرگ اقتصادی خود را ایفا کرد. در این کشور، هر سال حدود 60 گروه موسیقی جدید، تشکیل میشود. هرچند که ممکنست همگی آنها به شهرت بین المللی نرسند، اما توانایی کی پاپ برای رشد دادن ستاره های بالقوه، تاثیرگذارست. آغاز به کار گروه های جدید، به گونه ای است که همهمه هایی را در پی دارد و غالبا برای اولین بار در یک برنامه ی تلویزیونی ظاهر میشوند یا برنامه ی افتتاحیه ای برای گروه جدید، برپا میکنند. نمیتوان گفت مداخله ی دولت به تنهایی، از صنعت کی پاپ حمایت میکند. همانطور که گروه های پسرانه ی آمریکایی و اروپایی، تماشاگر محور هستند (مثل وان دایرکشن)، پشتوانه ی کی پاپ، آنقدر کلان و گسترده هست که بتواند حکمفرمایی این صنعت را بر صحنه های موسیقی، تا سالها تضمین کند. ستارگان کی پاپ، در وهله ی اول، با ظاهر آراسته، اجراهای زنده ی با کیفیت و اجراهای ضبط شده ی سطح بالا و اهمیتی که برای ارزش های طبقه ی متوسط قائلند، شناخته میشوند. همین ویژگی آخر، عمیقا در موفقیت کی پاپ، در سایر نقاط دنیا تاثیرگذار بوده است. این ارزش ها، موجب شده است که صرفنظر از تفاوت های زبانی، صدای کی پاپ در سایر نقاط دنیا نیز، شنیده شود. سه لیبل بزرگ سرگرمی (اس.ام)، (وای.جی) و (جی.وای.پی) در اکثر صحنه های موسیقی کره حضور دارند و تقریبا تمام اجرا کنندگان ژانر کی پاپ را مدیریت میکنند. این آژانس ها هستند که ستاره ای بالقوه را استخدام میکنند، آموزش میدهند و سرپرستی میکنند. برآورد شده است که هزینه ی تولید یک ستاره ی کی پاپ، میلیون ها دلارست. کی پاپ برخلاف موسیقی معاصر غربی؛ به عنوان یک خرده فرهنگ، رسوم و قوانین خودش را دارد. برای مثال، انتظار میرود ستاره های جوان تر یا جدیدتر، اگر در مراسمی با قدیمی تر ها یا مسن تر ها روبرو شدند، به آنها تعظیم کنند. اگر چنین نکنند یا به گونه ای رفتار کنند که نشان دهد خود را برتر یا معروف تر میدانند، باید انتظار داشته باشند که توسط رسانه ها و طرفداران، مورد انتقاد قرار بگیرند. در داخل یک گروه هم، سلسله مراتبی وجود دارد که در رفتار اعضا، روی صحنه و پشت صحنه باید رعایت شود. رهبر گروه را سن و سال یا مدیریت، مشخص میکند. درحالی که رهبر گروه، معمولا کسی است که از بقیه بزرگتر است، جوان ترین عضو گروهست که موفقیت گروه را تضمین میکند. به این عضو مکنه 막내 ( maknae) گفته میشود که عنصر جذابیت و بامزگیست که مستقیما متناسب با امتیازات دریافتی گروه است. بعضی عبارات در کی پاپ، برجسته ترند یا غالبا تکرار میشوند مثل عبارتی در گانگنام استایل که ممکنست از آن اوپا (oppa ) را به خاطر داشته باشید که در متن موزیک، به یکی از اعضای مرد گروه اشاره دارد. همانطور که هابه (habae ) به عضو جوان تر یا کم تجربه تر گروه اشاره میکند. واژه ی ساسنگ (sasaeng ) به طرفدارانی اشاره میکند که به شکل وحشتناکی وفادارند و به اعضای گروه میچسبند. از لحاظ آماری، ساسنگ ها طرفداران دختر هستند که بین دوازده تا هجده سال سن دارند و کارهای خطرآفرینی از آنها سر میزند مثل کرایه کردن تاکسی برای تعقیب و گریز و دنبال کردن اتومبیلی که عضو گروه مورد علاقه شان در آن حضور دارد. در همین زمینه، در سال 2013 دولت اقدام به وضع قانونی برای حمایت از حریم خصوصی ستارگان در مقابل آزار طرفدارانشان کرد، چیزی که مشابه آن هنوز در غرب وجود ندارد. درحالی که جذابیت کی پاپ واضح و آشکارست، گروهی معتقدند ستاره هایی که همگی به یک شکل آموزش دیده اند، به شکل اجتناب ناپذیری شبیه هم خواهند بود. هرچند شاید کلید موفقیت کی پاپ همین باشد: سرمایه گذاری روی چیزی که به یقین، درآمدزا خواهد بود.
  5. Ravi

    آتُربان | Ravi

     فصل هفتم (ردپا ) _______________________________ بخش پنجم وقتی چشم هایش را باز کرد، اولین حسی که مغذش را تحریک کرد درد فزاینده ای بود که چون چکش مدام ملاجش را میکوباند. چشمانش چون دو حفره ی ناکارآمد، او را در تاریکی غرق کرده بودند. با هر نفسی که میکشید احساس میکرد که سرش چون بادکنک پر از درد میشد و ورم میکرد. گردنش را که تاب تحمل وزن این سر بادکنکی را نداشت، با دست ماساژ داد. در آن لحظه، متوجه خشکی عضلاتش شد. پس مدت زیادی را به حال خود رها شده بود. بدنش در عکس العمل این زجرها بر روی زمین سرد و سفت در خود پیچیده بود. هوا بوی دود و آهن گداخته میداد. در آن فضای غرق تاریکی بالا تنه ی جولی در نور سبز ملایم و ضعیفی چون سوسوی شمع درخشید. یقه اش را پایین کشید و تازه به یاد گوی خاطراتی افتاد که به دور گردنش بود. آن را در مشت فشرد و سعی کرد با تمرکز کردن روی آن صدای راهنما را بشنود. در این شرایط سخت و پیچیده، توقع کمک بیشتری را داشت. اما صدایی نشنید. چشمانش را محکم تر بر هم فشرد و زیر لب گفت: -« باید کمکم کنی. نمیتونی منو اینجا تنها بذاری.» صدای خش خشی او را از جا پراند و بعد شعله ی آتشی را دید که روی زمین میخرامید و پیش می آمد. هر چه نزدیک تر میشد، شعله بزرگ تر و جزئیات عجیب دیگری به خود میگرفت. اخگرهای ریز و درشتی از اطراف آن شعله جدا میشدند و رقص کنان به سمتی پرواز میکردند و بعد‌هر کدام مشعل و چراغدان بزرگی را روشن میکردندمیکردند. این رویداد باعث شد فضای وسیع اطرافش که بی شباهت به غار نبود اندکی روشن شود. وقتی شعله ی رقصان به جلوی پای جولی رسید به دومتر دارازا رسیده بود و جزئیات آن صورت یک زن را نشان میداد. زن که پوست تن و لباس بلندش پوشیده از شعله های آتش بود ایستاد. موهای بلندش که شراره هایی از آتش گداخته ی سفید رنگ بود در هوا پیچ و تاب میخوردند. جولی از دیدن آن زن چنان مبهوت شده بود که تمام موجودات عجیب دیگری که تاکنون دیده بود را فراموش کرد. زن شعله ور، گرچه در زیبایی بی نظیر بود ولی حالت حیوانی و بی رحمی در زیر پوسته ی خود داشت که چندان در مخفی کردن آن مهارت نداشت. درنده خویی را ممیتوانست در آن گلوله های آتشی که چشمانش را تشکیل میداد، ببیند. زن لبخند مکارانه ای زد و گفت: -« من پرسفون، فرمانروای قلمروی آذرم.» جولی از جا برخاست و گفت: -« همراهای من کجان؟» پرسفون لبخندی زد و گفت: -« منظورت اون دختر بیچاره ایه که طلسم شده؟» جولی دستش را روی قلبش فشار داد تا مانع بیرون پریدن آن شود. لبهایش را محکم بر هم فشار داد و به چهره ی سرد و منتظر پرسفون خیره شد. پرسفون ادامه داد: -« فکر کنم یک همراه دیگه ای هم داشتی، کریست.» پرسفون رویش را از او برگرداند و خرامان از او دور شد. ناگهان از میان دود، تختی مرسع پدیدار شد. پرسفون روی تخت نشست و گفت: -« حتما میدونی که کریست هم طلسم شده. البته نمیشه گفت طلسم... اون توسط موجود پلیدی که وارد بدنش رفته، تسخیر شده.» جولی چند قدم جلوتر رفت و گفت: -« اونها کجاند؟» پرسفون با لحن بیخیالی گفت: -« پسره رو نمیدونم. ولی اون دختر همین جاست. » جولی برگشت و پشت سرش دختری را دید که شباهت کمی به کلودیای داشت که میشناخت. اما حتم داشت که خود اوست. رگ های سیاه ظریفی تمام پوست بدنش و صورتش را پوشانده بود. گویی در حال فساد بود. لب هایش چون قلوه سنگ تیره بالای چانه ی لرزانش قرار داشت و پرده ای سفید روی مردمک چشمهایش را پوشانده بود. سرش به طرز خطرناکی کج و روی شانه اش تکیه داشت. و دستهای کبود و خون گرفته اش، لخت و آویزان در دو سوی تن نحیفش آویزان بود. موهایش در هم و پریشان بود. گویی طوفان بزرگ و سختی را پشت سر گذاشته است و شاید هم در عمق وجودش هنوز اسیر یک طوفان بود. جولی تکان عصبی خورد، البته نه از ترس و یا شوکه شدن. او غم سوزناک و عمیقی را با دیدن حال نزار کلودیا در دلش احساس کرد. لحظه ای که به درازای عمر یک شهاب بود فکر کرد که حق با کلودیاست و او و عمه اش مسبب از هم پاشیدن خانواده ی میلر شده است. گرچه میدانست این درست نیست. ولی احساس تأسف ممکن است هر نادرستی را حتی برای مدت کوتاهی، درست نشان دهد. به سمت کلودیا حرکت کرد که پرسفون با لحن آمرانه ای گفت: -« بهش نزدیک نشو. این طلسم طوری کار میکنه که هر کسی که باهاش در تماس باشه رو درگیر میکنه.» جولی در حالی که حلقه ی اشکش را پس میزد تا این فرمانروای مغرور شاهد ضعفش نباشد گفت: -« حالش خوب میشه؟» پرسفون دستش را بلند کرد و در حالی که بی دلیل انگشتان کشیده و ناخن های بلندش را وارسی میکرد پاسخ داد: -« راهی هست. اما خیلی سخته. این طلسم خیلی قویه. اما قبل از هر چیزی...» نگاهش را به جولی انداخت و گفت: -« بهم بگو چرا وارد قلمروی من شدی؟» جولی سرمای گوی خاطرات را در زیر یقه اش حس میکرد. نگاه بی احساس پرسفون شک و دلشوره ی عجیبی به دلش انداخته بود. اگر حاظر به کمکش نمیشد چه؟ جولی در این مسیر تمام کسانی را که میشناخت از دست داده بود. به چشمان درخشان پرسفون نگاه کرد و گفت: -« قلمروی خاک تو خطره و عمارت نگهبان دروازه سقوط کرده. اومدم که ازتون کمک بخام.» پرسفون با تکبر به تخت تکیه داد و گفت: -« چرا فکر کردی که کمکتون میکنم؟» جولی توقع شنیدن این حرف را داشت. اما حالا که در این شرایط قرار گرفته بود آن اعتماد به نفسی که در خود سراغ داشت را نمیدید. گرچه آن زمان هرگز فکر نمیکرد کریست تسخیر و کلودیا طلسم شود و خودش به تنهایی در برابر فرمانروای قلمروی آذر بیاستد. جولی نفس عمیقی کشید و جمله ای که بارها در ضمیر خود آن را تمرین کرده بود را به زبان آورد: -« کوتوله های جنگجو، طلسم اهریمن أکومن را با کمک آینه ی إلف ها از بین برده، اگه اونها موفق بشند قلمروی ‌خاک رو نابود کنند، قلمرو‌های دیگه در خطر هستند. أکومن کسیه که پدر شما رو کشته.» پرسفون چشمانش را بست و لحظه ای سکوت کرد و بعد گفت: -« أکومن پدرم رو نکشت، حماقتش کشت. من مثل اون نیستم. ولی... شاید... کمکتون کنم.»
  6. کیپاپ یا همان پاپ کره ای، یک سبک موسیقی شامل پاپ، بابلگام پاپ، رقص، الکترونیک،الکتروپاپ، هیپ هاپ، راک و آر اند بی است که ریشه آن به کره جنوبی بر می‌گردد. این سبک به شکل یک خرده‌فرهنگ در میان نوجوانان و جوانانِ سراسر جهان در آمده و محبوبیت بسیاری کسب کرده‌است. ریشه‌های فرهنگی آن به دهه‌های ۱٩٨۰ و ۱٩٩۰ در کره جنوبی میرسد که بیشتر مربوط به مناطقی چون سئول · اینچئون · بوسان · جزیره جیجو است. از ترانه‌های این سبک که همه‌گیر شده‌اند می‌توان به گانگنام استایل، جنتلمن و "The Boys" اشاره کرد. اگرچه در کره جنوبی، کی پاپ دیگر سبک‌های معروف موسیقی را نیز دربر می‌گیرد، اما در خارج از این کشور واژه کی-پاپ معمولاً در تعریف ترانه‌هایی بکار می‌رود که توسط آیدل‌های کره‌ای اجرا می‌شود. این ترانه‌ها بیشتر سبک‌های رقص، رقص الکترونیک، هیپ هاپ و آر اند بی را دربر می‌گیرند. از گروه سو تای‌جی اند بویز به عنوان آغازگر کی-پاپ مدرن یاد می‌شود که موجب افزایش محبوبیت رقص و رپ در این کشور شد. سبک‌هایی همچون بلد و راک امروزه نیز پر طرفدار می‌باشند. (سوتای جی) از اواسط سال ۲۰۰۰ میلادی، موج کره‌ای به طور چشمگیری در کشورهای حاشیه اقیانوس آرام رواج یافت و به دنبال آن قاره آمریکا، اوراسیا و آفریقای شمالی را دربرگرفت. براساس گزارش رویترز، محبوبیت تک‌آهنگ «گانگنام استایل»، ورودجی‌ وای‌ جی، بیگ بنگ، جی دراگون، گرلز جنریشن و تی-آرا به جدول موسیقی بیلبورد ۲۰۰، راه را برای موفقیت دیگر هنرمندان کره‌ای در صنعت موسیقی ایالات متحده گشود. گروه جی وای جی اهنگ گانگنام اسنتال از خواننده معروف رپ کره ای به نام پارک جه سانگ با نام هنری سای گروه بیگ بنگ جی دراگون گروه گرلز جریشین گروه تی ارا همچنین نیویورک تایمز، اجرای گروه توانی‌وان در نیوجرسی را به عنوان یکی از «برترین کنسرت‌های سال ۲۰۱۲» نامید. گروه توانی وان همچنین ، بی تی اس اولین گروه کی پاپی بود که در بیلبورد میوزیک اواردز امریکا دو سال پیاپی برنده جایزه شد.با استفاده از شبکه‌های ارتباط جمعی و جذب کاربران اینترنتی، شهرت کی-پاپ بیش از پیش رو به افزایش است. آیدل پاپ کره‌ای یا آیدل کیپاپ اصطلاحی است که برای معرفی یک خواننده در کره جنوبی به کار می‌رود. در کره جنوبی استعدادهای خوانندگی معمولاً توسط نمایندگی‌هایی با آزمون یا به طور آزاد جذب می‌شوند تا به کارآموز تبدیل شوند. هرروز صدها داوطلب در آزمون‌های جهانی ای که توسط کمپانی‌ها برگزار می‌شود شرکت می‌کنند تا شانس کارآموز شدن را داشته باشند. سایر افراد یا به طور آزاد جذب می‌شوند یا به خوانندگی خیابانی روی می‌آورند. افرادی که آزمون را با موفقیت پشت سر می‌گذارند با کمپانی‌ها قراردادهای طولانی مدتی می‌بندند. هیچ زمان مشخصی برای آغاز کار یک کارآموز یا آیدل وجود ندارد و حتی ممکن است بسیار جوان باشند. فرایند کارآموزی ممکن است از چند ماه تا چند سال طول بکشد و معمولاً شامل کلاس‌های خوانندگی، رقص و زبان است که به همراه سایر کارآموزان برگزار می‌شود. گاهی اوقات دوران کارآموزی افراد با تحصیل آنها در مدرسه همراه می‌شود، هرچند که برخی کارآموزان مدرسه یا دانشگاه را برای تمرکز روی آیدل شدن رها می‌کنند. در سال ۲۰۱۲ روزنامه وال استریت نوشت که هزینه کارآموزی یکی از اعضای گروه گرلز جنریشن حدود سه میلیون دلار بوده است سیستم کارآموزی کیپاپ توسط لی سومان، رئیس کمپانی اس ام به محبوبیت رسید. این سبک به عنوان یک سبک جدید توسط رسانه‌های غربی نیز مورد توجه قرار گرفت. در سال ۲۰۱۳ درآمد متوسط یک آیدل کیپاپ حدود ۴۶ میلیون وون برآورد شد. این مقدار تقریباً دو برابر درآمد متوسط آیدل‌ها در سال ۲۰۱۰، یعنی ۲۶ میلیون وون بود که نشان دهنده یک افزایش درآمد قابل توجه در سال‌های اخیر بود. درآمد بعضی از پردرآمدترین آیدل‌های کیپاپ مثل جی دراگون بسیار بیش از این مقادیر بوده است برای مثال در سال ۲۰۱۵جی دراگون به تنهایی ۷۹۰ میلیون وون درآمد داشته است. آیدل‌ها همچنین می‌توانند درآمد بیشتری با امضای قرارداد با شرکت‌های تجارتی و بازرگانی یا تبلیغات کسب کنند. هنگامی که بازدید موزیک ویدئو یک گروه در یوتیوب از یک میلیون می‌گذرد آن موزیک ویدئو می‌تواند درآمدزایی خوبی برای گروه به همراه داشته باشد. بعضی از آیدل‌ها مورد هجوم و تعرض بعضی از طرفداران افراطی قرار می‌گیرند و در نتیجه تحت محافظت امنیتی قرار می‌گیرند. برخی از تعرض‌ها به زندگی شخصی آیدل هاست مانند تعقیب کردن آنها، نصب دوربین در خوابگاهشان، حضور در صحنه‌های شخصی زندگی آنها یا حمله به آنها برای ابراز علاقه. این افراد که در کره سسنگ (Sasaeng) نامیده می‌شوند را می‌توان بعد منفی زندگی یک آیدل دانست.
  7. Ravi

    ماوراالطبیعه در معجزات

    انسان ها‌ از دیر باز در ارزوی داشتن قدرت فراطبیعی بوده که بتوانند از طریق آن به آمال و آرزوهایشان برسند. اما این خواسته از کجا سرچشمه میگیرد؟ آیا انسان به طور فطری در طلب قدرتی است که به دلایلی از او گرفته شده است؟ ایا انسان در دیرباز طعم این قدرت را چشیده بوده است؟ آیا اهرام مصر٬ پیشرفت عجیب تمدن سومر و هزاران کشفیات تاریخی عجیب دیگر، ناشی از این قدرت فراموش شده است؟ آیا انسان نیز قدرتهای ماوراالطبیعه دارد؟ میگویند اجنه که در آفرینش فاقد جسم بودند، قدرت به کار گیری قدرت روحی خود را داشتند و از این طریق کم کم به راه انحراف کشیده شدند و ادعای خدایی کردند. بعد از مجازات آنها به دستور خداوند، انسان خلق شد و برای آنکه راه تکرار بر خطر بسته شود، روح انسان که قوی تر و برتر از اجنه بود در قالب جسم خاکی قرار گرفت. ولی آیا این جسم خاکی به طور کمال و تمام مانع بروز قدرت ماورالطبیعی روح بزرگ انسان میشود؟ و اگر جواب منفی است، چه کسانی میتوانند به این قدرت برسند. انرژی حیاتی، جنبة نادیدنی هستی‌ است که جهان را شکل می‌دهد و همه چیز را به جنبش درمی‌آورد. این انرژی قابل دیدن و لمس کردن نیست، اما مانند هوایی که تنفس می‌کنیم ما را دربرگرفته و موجب ایجاد توازن در روح، روان و جسم ما می‌شود. نیروی ذاتی روح به صورت بالقوه و نهفته در روح تمام انسان‏ها وجود دارد. در تاریخ ملل و فرهنگ‏های مختلف، همچنین در تاریخ ادیان الهی و مکاتب گوناگون تجربه‏های متعدد و بسیاری از پدیده‏های عجیب و اعمال خارق‏العاده مشاهده و ثبت شده است، اعمالی چون: شفا دادن بیماری‏ها، غلبه برطبیعت (ایجاد باد، باران، طوفان)، برخاستن از زمین و پرواز کردن، خبردادن از غیب و پیش‏گویی کردن، قدرت تحقق بخشیدن به خواسته‏ها، تبدیل چیزهای مختلف به یکدیگر، زنده کردن مردگان و… که تحت عناوین مختلفی همچون معجزه وکرامات شناخته می‏شوند. درباره چگونگی وقوع این پدیده‏های فوق طبیعی یا صحت و سقم آن، نظرها و دیدگاه‏های گوناگونی وجود دارد. عده‏ای این پدیده‏ها را صرفاً منحصر به عهد عتیق می‏دانند و آنها را به اولیاء خداوند نسبت می‏دهند. عده‏ای هم به طور کلی وقوع این اعمال را رد می‏کنند و آنها را منتج از اوهام و شعبده تلقی می‏کنند. در این میان محققان و دانشمندانی هم وجود دارند که به بررسی این گونه اعمال می‏پردازند و سعی در دریافت قوانین حاکم بر اعمال فوق طبیعی دارند. به طور کلی مکاتب باطنی وقوع اعمال خارق‏العاده را به توانایی ذاتی روح نسبت می‏دهند و اظهار می‏کنند که نیروی ذاتی روح به صورت بالقوه و نهفته در روح تمام انسان‏ها وجود دارد. در خبر است که یک مرتاض هندی به خدمت امام صادق (علیه السلام) رسید و اظهار کرد که هر چه امام (علیه السلام) در دست خود پنهان کند می‏داند، و از عهده ادعای خویش بر آمد تا اینکه امام (علیه السلام) پرسید: الان در دست من چیست؟ پاسخ داد: شما تخم کبوتری را از دورترین مناطق هند، از بالای فلان درخت برداشته‏ای. (مرتاض از کاری که امام کرده بود در شگفت ماند) امام پرسید: از کجا دانستی؟ عرض کرد: به تمام موجودات عالم نظر انداخته، همه را در جای خود دیدم، فقط یکی از تخمهای آن کبوتر در جای خود نبود، فهمیدم شما برداشته‏اید. امام فرمود: به چه وسیله به این قدرت رسیده‏ای؟ پاسخ داد: از مخالفت با هوای نفس. امام (علیه السلام) او را به اسلام دعوت نمود، آن شخص نپذیرفت، حضرت فرمود: تو تصمیم گرفته‏ای که با نفس خود مخالفت کنی، اکنون نیز باید با نفس خویش مخالفت کنی و مسلمان شوی، او پذیرفت و مسلمان شد. آن گاه امام (علیه السلام) چیزی را در دست خود پنهان نمود و از او خواست که بگوید در دستش چیست. او گفت: دیگر آن قدرت را از دست دادم و دیگر به من الهام نمی‏شود. حضرت فرمود: تو گمراه و پیرو شیطان بودی، خداوند به وسیله الهامات مخصوص پاداش مخالفت با هوای نفس را به تو داده و تو را از دیگران ممتاز کرده بود، لکن در آخرت اهل جهنم بودی، ولی اکنون که تشریف به اسلام یافتی، آن نیروی شیطانی گمراه کننده را از کف دادی و خداوند آخرت سعادتمندانه و زندگی جاودانی را برای تو مهیا ساخت. از این دست داستان و احادیث بسیار زیاد است. اگرچه شفای مریضان توسط پیامبران و ائمه و یا زنده کردن مردگان و راه رفتن روی آب جزو معجزات است ولی بدون قدرت های ماورالطلبیعه نیز غیر ممکن است زیرا بر اساس قانون هر علتی معلول و هر معلولی علتی دارد. ما حتی روایاتی داریم که به دست کردن انگشتر که سنگ های خاصی نیز دارد تاکید شده است که دارای قدرتهای خاص است و یا حک کردن بعضی ادعیه ها بر روی آن باعث تاثییر بر اطرافیانمان و حواسمان دارد که نشان از قدرت متافیزیک و ماوراالطبیعه است. اما در کل باید گفت قدرت ماوراالطبیعه ای که در روح هر انسانی به ودیعه گذاشته شده است، بسته به میزان ایمان ما دارد. روزی یکی از اصحاب پیامبر به رسول خدا گفت: -« عیسی(ع) روی آب راه میرفت و غرق نمیشد.» رسول خدا فرمود اگر ایمانش قدری بیشتر میبود در آسمان پرواز میکرد. همین است درباره ی سرد شدن آتش بر ابراهیم و بقیه معجزات آنها.
  8. Ravi

    مشاعره با ضرب المثل

    در دیزی بازه، حیای گربه کجاست؟
  9. Ravi

    دانلود آهنگ های کیپاپ

    سلام به همه دوستان کیپاپی... در هر پست با دو آهنگ و همینطور ترجمه ی آنها در خدمتیم، امیدوارم لذت ببرید. دانلود موزیک ویدیوی Idol با زیر نویس فارسی، ورژن جدید با نیکی میناژ idol- video زیرنویس لیریک دانلود آهنگ ddu-du از بلک پینک موزیک ویدیو زیر نویس فارسی لیریک
  10. Ravi

    مشاعره با ضرب المثل

    هر که بامش بیش، برفش بیشتر
  11. Ravi

    مشاعره با شعر نو

    در عبور از کوچهْ بازاری ناگهان مانند من ، نیش ِکوچه باز شد از شعرک ِِ نیم بند ِیلدایی ت در گوشم ! ماه هم خندید بر دنیای ما و ستاره با تو هم آواز شد ...
  12. Ravi

    مـشاعره با کلمات انتخابی

    طره شاهد دنیی همه بند است و فریب عارفان بر سر این رشته نجویند نزاع عمر خسرو طلب ار نفع جهان می‌خواهی که وجودیست عطابخش کریم نفاع
  13. Ravi

    مشاعره(با حروف انتخابی)

    ژاله صبح دانی خبر از چه می دهد اشکی که شبش پای عزیزی رفته است ط
  14. Ravi

    مشاعره

    یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا نوح تویی روح تویی فاتح و مفتوح تویی سینه مشروح تویی بر در اسرار مرا

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×