رفتن به مطلب
Added by Amir

Added by Amir

F.Ghorbaniniya

کاربر فعال
  • تعداد ارسال ها

    669
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    1

آخرین بار برد F.Ghorbaniniya در 21 دی 1396

F.Ghorbaniniya یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

1,541 بار تشکر شده

درباره F.Ghorbaniniya

  • درجه
    کاربر فعال

مشخصات کاربر

  • علایق
    فیلم. موزیک. کتاب. زبان. نوشتن.

آخرین بازدید کنندگان نمایه

2,650 بازدید کننده نمایه
  1. سلام فاطمه خانم. خوبید؟

    1. F.Ghorbaniniya

      F.Ghorbaniniya

      سلام علی  آقا. دلتنگ حضور...

      اگه بگم خوبم که دروغه ولی خدارو شکر زندگی همچنان ادامه داره...

      شما چطورید؟ از نوشته هاتون چه خبر؟  من که یه مدت طلسم شدم انگار یه عالمه ایده تو سرم میچرخه. دست به قلم که میشم نصفه نیمه میمونه. راستش تابستون یه اتفاق ناخوشایندی افتاد که یه مقدار تحت فشار روحی و روانی بودم و ترکش هاش هنوزم به جا هست(:

      انقدر ضربه کاری و محکمی بود که خیلی از نوشته ها و خونده هام نصفه موندن و بعید میدونم حالا حالا کامل بشن! ولی راستش رو  بخواید دلم واسه این سایت و بچه هاش خیلی تنگ شده. وقتی اینجا بودم حداقل یه کم فکرم آزاد تر بود. 

      بازم معرفت شما. ممنون که یادمون کردی:gol2: 

    2. Serenity

      Serenity

      راستشو بخواید تا قبل فیلتر شدن، خیلی نسبت به سایت و فضاش، هم من و هم کلی از دوستام اعتراض داشتن. ولی جوی که بین کاربرا بود، لااقل برای من دیگه هرگز تکرار نشد. برای همین منم خیلی دلتنگ اینجا و آدماش هستم.

      خوبم خدا رو شکر. نوشته هامم، فعلا یه گوشه ای ان و خاک می خورن. چند وقتیه نوشتن رو کنار گذاشتم به خاطر مشغله ولی هرگز علاقم رو بهش از دست ندادم. این روزا بیشتر دوست دارم بخونم.

      بله انگار اینجا هم گفتید داخل پروفایل که اتفاق ناگواری براتون افتاده. درک می کنم که ضربه ی روحی چقدر رو همه چیز آدم تاثیر می ذاره. امیدوارم قوی ترتون کنه و بتونید به سلامت ازش رد بشید. مطمئن باشید این طلسم شدن قلم هم گذراست و کسی که علاقه به نوشتن داشته باشه، بالاخره دست به قلم خواهد شد.

      منم که ضربه ای مثل شما ندیدم، بعد از تموم کردن هلنا، یه جورایی نوشتن برام سخت شده و روی کاغذ آوردن ایده هام، چیزی نزدیک به محال به نظر می رسه برام؛ البته فعلا و موقتا.

      خواهش می کنم وظیفه بود. امیدوارم هر جا که هستید، دلخوش و خوشبخت باشید.

      :gol:

    3. F.Ghorbaniniya

      F.Ghorbaniniya

      ممنون همچنین شما

      امیدوارم اوضاع بر وقف مراد باشه و این سایت هم به روزای طلاییش برگرده:gol:

  2. F.Ghorbaniniya

    "یک بیت از شاعر مورد علاقت بگو"

    شخصی همه شب بر سر بیمار گریست چون صبح شد او بمرد و بیمار بزیست! #سعدی
  3. F.Ghorbaniniya

    الان دلت برای کی تنگ شده ؟

    ورژن قبلیم/:
  4. F.Ghorbaniniya

    "تـراوشـــات یــــک ذهـــــــن"

    چند وقتی است که رفته ای رفته ای و من هنوز باور ندارم رفتنت را رفته ای و مادرت بی قرار تر از همیشه است نیستی و مادرت درست شبیه یک نوزاد تازه متولد شده عکست را در آغوش میگیرد و لالایی میخواند هرچند میداند که تو زیادی عمیق به خواب رفته ای و چقدر سیاهی بالای قاب عکست تیره است... گفته بودم مشکی به تو نمی آید؟ اما تو به مشکی آمدی... خوب هم آمدی... آنقدر خوب که همه ی ما را هم مشکی پوش کردی... چشمهایم را میبندم و تنها صدای شیونهای پیر زنی خسته در شیپور گوشم میپیچد...و رسوخ میکند به نقطه ای کور در اعماق قلب پریشانم... چشمهایم را میبندم و به یاد می آورم زمانی که یک مستطیل را نشانم دادند و گفتند بیا این هم عزیزتان... و من فلسفه ی دوست نداشتن درس هندسه را دانستم! درِ کمد لباسهایت را باز میکنم و کت وشلوار های ردیف شده ات آوار میشود بر سرم. شیشه ی عطر خوشبویت را در دست میگیرم و نفسی عمیق میکشم. آنقدر عمیق که مستقیما برسد به تکه ای از مغز خسته ام که زیست شناسان لوب بویایی میخوانندش! روی تختت مینشینم. دست میکشم روی گلهای زرشکی روتختیت. این گلها هم شوک زده اند! از پژمردگی گلبرگهاشان معلوم است... پا توی تراس میگذارم و دمپایی های ابری ات گلویم را قلقلک میدهند و من سیبک گلویم را میبلعم...و من زیادی صبرکردن میدانم.... آنطرف تر لاشه ی آخرین سیگارت روی جاسیگاری طلاییت دراز به دراز افتاده است. و آن روز ها من چقدر ازبوی آن لعنتی ها بدم می آمد. کاش برمیگشتی و دود سیگار هایت را یکی یکی به خوردم میدادی و من فقط سکوت میکردم. دست میگذارم روی قفسه سینه ام. چیزی به اندازه ی یک مشت زیر دستم تپیدن میگیرد. نفسم را صدا دار بیرون میدهم و دور تا دور خانه را از نظر میگذرانم...همه جا هستی و هیچ جا نیستی!! #یک_دلنوشته_ی_نسبتا_قدیمی!
  5. F.Ghorbaniniya

    " کتاب باز "

    قورباغه ات را قورت بده
  6. من از آنهایی که در باور خود همیشه "حق" دارند بیزارم...!

    #آلبر_کامو

    1. mansoor-h

      mansoor-h

      چه ادمهای بدی هستند این ادمها.ولی من دوست دارم ادمهایی رو که همیشه سعی میکنن همراه حق باشند.

  7. F.Ghorbaniniya

    فراخوان تیم ترجمه نودهشتیا

    سلام. برای زبان انگلیسی اعلام آمادگی میکنم
  8. F.Ghorbaniniya

    مشاعره(با حروف انتخابی)

    تو عروس کسی اگر بشوی نگذارم که دست روی دست من محمد علیِّ قاجارم مجلست را به توپ خواهم بست! ت
  9. F.Ghorbaniniya

    مشاعره(با حروف انتخابی)

    سالها دل طلب جام جم از ما می کرد و آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد گ
  10. و احتمالا "برگرد" ترحم آمیز ترین فعل دستوری جهان است!!
  11. F.Ghorbaniniya

    انتقادات و پیشنهادات

    سلام. من یه مدت پست جدیدی از رمانم نفرستادم حالا صفحه قفل شده. لطفا راهنمایی کنید

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×