رفتن به مطلب
Added by Amir

Added by Amir

F.Ghorbaniniya

کاربر فعال
  • تعداد ارسال ها

    668
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    1

آخرین بار برد F.Ghorbaniniya در 21 دی 1396

F.Ghorbaniniya یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

1,535 بار تشکر شده

درباره F.Ghorbaniniya

  • درجه
    کاربر فعال

آخرین بازدید کنندگان نمایه

2,240 بازدید کننده نمایه
  1. F.Ghorbaniniya

    "تـراوشـــات یــــک ذهـــــــن"

    چند وقتی است که رفته ای رفته ای و من هنوز باور ندارم رفتنت را رفته ای و مادرت بی قرار تر از همیشه است نیستی و مادرت درست شبیه یک نوزاد تازه متولد شده عکست را در آغوش میگیرد و لالایی میخواند هرچند میداند که تو زیادی عمیق به خواب رفته ای و چقدر سیاهی بالای قاب عکست تیره است... گفته بودم مشکی به تو نمی آید؟ اما تو به مشکی آمدی... خوب هم آمدی... آنقدر خوب که همه ی ما را هم مشکی پوش کردی... چشمهایم را میبندم و تنها صدای شیونهای پیر زنی خسته در شیپور گوشم میپیچد...و رسوخ میکند به نقطه ای کور در اعماق قلب پریشانم... چشمهایم را میبندم و به یاد می آورم زمانی که یک مستطیل را نشانم دادند و گفتند بیا این هم عزیزتان... و من فلسفه ی دوست نداشتن درس هندسه را دانستم! درِ کمد لباسهایت را باز میکنم و کت وشلوار های ردیف شده ات آوار میشود بر سرم. شیشه ی عطر خوشبویت را در دست میگیرم و نفسی عمیق میکشم. آنقدر عمیق که مستقیما برسد به تکه ای از مغز خسته ام که زیست شناسان لوب بویایی میخوانندش! روی تختت مینشینم. دست میکشم روی گلهای زرشکی روتختیت. این گلها هم شوک زده اند! از پژمردگی گلبرگهاشان معلوم است... پا توی تراس میگذارم و دمپایی های ابری ات گلویم را قلقلک میدهند و من سیبک گلویم را میبلعم...و من زیادی صبرکردن میدانم.... آنطرف تر لاشه ی آخرین سیگارت روی جاسیگاری طلاییت دراز به دراز افتاده است. و آن روز ها من چقدر ازبوی آن لعنتی ها بدم می آمد. کاش برمیگشتی و دود سیگار هایت را یکی یکی به خوردم میدادی و من فقط سکوت میکردم. دست میگذارم روی قفسه سینه ام. چیزی به اندازه ی یک مشت زیر دستم تپیدن میگیرد. نفسم را صدا دار بیرون میدهم و دور تا دور خانه را از نظر میگذرانم...همه جا هستی و هیچ جا نیستی!! #یک_دلنوشته_ی_نسبتا_قدیمی!
  2. F.Ghorbaniniya

    " کتاب باز "

    قورباغه ات را قورت بده
  3. من از آنهایی که در باور خود همیشه "حق" دارند بیزارم...!

    #آلبر_کامو

    1. mansoor-h

      mansoor-h

      چه ادمهای بدی هستند این ادمها.ولی من دوست دارم ادمهایی رو که همیشه سعی میکنن همراه حق باشند.

  4. F.Ghorbaniniya

    فراخوان تیم ترجمه نودهشتیا

    سلام. برای زبان انگلیسی اعلام آمادگی میکنم
  5. F.Ghorbaniniya

    مشاعره(با حروف انتخابی)

    تو عروس کسی اگر بشوی نگذارم که دست روی دست من محمد علیِّ قاجارم مجلست را به توپ خواهم بست! ت
  6. F.Ghorbaniniya

    مشاعره(با حروف انتخابی)

    سالها دل طلب جام جم از ما می کرد و آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد گ
  7. و احتمالا "برگرد" ترحم آمیز ترین فعل دستوری جهان است!!
  8. F.Ghorbaniniya

    انتقادات و پیشنهادات

    سلام. من یه مدت پست جدیدی از رمانم نفرستادم حالا صفحه قفل شده. لطفا راهنمایی کنید
  9. ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام

    عزیزدل من چطوریاس؟واسه چی کم پیداست!؟

    1. F.Ghorbaniniya

      F.Ghorbaniniya

      سلام رفیق شفیق

      کم پیدایی از کم سعادتیمونه وگرنه بسی دلتنگ بودیم❤❤❤

  10. F.Ghorbaniniya

    مشاعره

    ای رفته و برگشته و برگشته و رفته من حوصله ی این همه تکرار ندارم
  11. F.Ghorbaniniya

    مشاعره

    "من عاشقِ چشمت شدم" نه عقل بود و نه دلی چیزی نمی‌دانم از این دیوانگی و عاقلی...!

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×