رفتن به مطلب
Added by Amir

Added by Amir

sanich

کاربر عادی
  • تعداد ارسال ها

    59
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

185 بار تشکر شده

درباره sanich

آخرین بازدید کنندگان نمایه

376 بازدید کننده نمایه
  1. sanich

    مشاعره با جملات انگلیسی

    The earth opens her warm arms to embrace me The earth is my mother She understands the sorrow of my wandering
  2. sanich

    "یک بیت از شاعر مورد علاقت بگو"

    امضام:)
  3. sanich

    کنه های مغز

    سلام بچه ها... تا حالا شده یه جمله توی مغزتون، هزار و سیصد بار تکرار بشه و ول کنتون نباشه ~_~ (مخصوصا سر امتحانا!!!!) اینجا اگر از این چیزا داشتید میتونید بزارید تا یکم با هم بخندیم P: شاید فرجی شد و از مغز پاک شد!!! خب خودم اول شروع میکنم... امروز سر جلسه ی امتحان حسابان، اهنگ پارسال بهار دسته جمعی افتاد توی مغزم! >\< و من هم خیلی زیبا، ناخوداگاه زیر لب می خوندمش یکسره و ازونجایی که معلم نمی فهمید چی میگم، فکر کرد دارم با آهنگ مثلا به بقیه ی بچه ها تقلب می رسونم! و خلاصه که چه زیبا در واقع از وسط، به دو قسمت مساوی تقسیم شدم :')
  4. sanich

    چیزی که نفر قبلی میگه می خوای یا نمی خوای ؟

    اره شاد بودن در ازای زیبایی چهره
  5. sanich

    بره به سلاخ | sanich

    شاد و سرزنده ولی با صدایی کمی عجیب گفت: سلام سَم کمی سیب زمینی و یک قوطی نخود فرنگی می خوام… اره همین رو اگه میشه بده بعد از کمی صحبت کردن تن صدا و لبخندش طبیعی تر و بهتر شده بود. چند دور دیگر هم تمرین کرد و وقتی از خود مطمئن شد، با دو به طبقه ی پایین رفت. کتش را برداشت و همانطور که به سمت در خروجی می رفت، آن را پوشید. ساعت شش بود و هنوز آفتاب غروب نکرده بود. به مرد پشت پیشخوان لبخند زد و با صدای قبراقی گفت: سلام سم. سلام خانوم مالونی، عصرت به خیر. همه چی خوبه؟ اره همه چیز خوبه. کمی سیب زمینی و یک قوطی نخود فرنگی می خوام... اره همین رو اگه میشه بده. در حالی که مغازه فروش داشت سیب زمینی ها را در کیسه می گذاشت ادامه داد: پاتریک گفت خسته هست و نمی تونه بیاد بیرون. اخه می دونی، ما هر پنج شنبه با هم بیرون غذا می خوریم. و حالا هم منو بدون هیچ سبزیجاتی توی خونه گیر انداخته! هرجور هم که شده امشب غذای من رو می خواد. گوشت چی؟ نیاز ندارین برای خونه؟ نه، یک گوشت ران بزرگ بره در فریزر پیدا کردم و میخوام از اون استفاده کنم. اووهه، خوش به حال پاتریک. راستش من تا الان از گوشت فریزری استفاده نکردم برای غذا درست کردن. می دونی چجوری میشه درستش کرد؟ نظر شخصی منو بخوای، هیچ فرقی ندارن با هم دیگه. نگران نباش… سیب زمینی های ایداهو رو می خواستی دیگه؟ اره همینا خوبن. دو تاش رو بهم بده لطفا. چیز دیگه ای می خواین؟ برای دسر چی میخواین به پاتریک بدین؟ خب… نمی دونم، تو چی میگی؟ مرد به دور و بر سوپریش نگاهی انداخت و گفت: نظرتون با چیز کیک چیه؟ میدونم که دوست داره. عالی! عاشقشه بعد از حساب کردن، دوباره لبخند بزرگ و زیبایی زد و گفت: ممنون سم، شب خوبی داشته باشی. خدافظ خانم مالونی، شما هم شب خوبی داشته باشین. بعد از خداحافظی، فقط می خواست به سمت همسرش پرواز کند. می دانست که او در خانه منتظرش است. منتظر دستپخت خوشمزه ی او. می خواست بهترین دستپختش را برای همسر مهربانش نشان دهد. بلاخره همسرش بعد از ساعت ها به خانه آمده و خسته بود. عشقش به او این اجازه را نمی داد تا او را گشنه نگه دارد. حالا اگر این وسط، وقتی وارد خانه شد، با صحنه ی ناگوار، وحشتناک و یا دردناکی رو به رو شد، کاملا طبیعی یود که آشفته ،رنجور و ترسیده شود. اما او که انتظار چیزی را نداشت… داشت؟؟ مگر در یک روز پنج شنبه ی عادی چه اتفاقی می تواند بیفتد؟ به خودش گفت: همینه راهش. همینجوری طبیعی رفتار کن. اگر همه چی رو باور کنی دیگه نیازی هم به نقش بازی کردن نداری. همانطور که زیر لب برای خود آوازی شاد را زمزمه می کرد، از در پشتی وارد آشپزخانه شد. صدا زد: پاتریک! خوبی عزیزم؟ وسایل را روی میز وسط آشپزخانه قرار داد و به سمت سالن نشیمن رفت. وقتی همسرش را روی زمین، با زانوهایی خم شده و دست پیچ خورده ای که زیر بدنش بود دید، واقعا ترسید. تمام عشقی که به پاتریک داشت را در یک آن به یاد آورد و به سمتش دوید. کنارش روی زمین نشست و پر درد اشک ریخت. دیگر هیچ نقش بازی کردنی نیاز نبود.
  6. sanich

    به آخرین فیلمی که دیدی از 10 نمره بده!

    Closer (با بازی ناتالی پورتمن) 10
  7. sanich

    مشاعره

    یاد باد آنکه سر کوی توام منزل بود دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود
  8. sanich

    مشاعره

    دردم از یار است و درمان نیز هم دل فدای او شد و جان نیز هم
  9. sanich

    مشاعره

    یاد باد آنکه سر کوی توام منزل بود دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود
  10. sanich

    اگه یه روز دنیا به اخر برسه دوستداری کنار کی باشی؟

    پدربزرگم دلم میخواد برگرده و پیشم باشه.. حداقل برای اون لحظه =)
  11. sanich

    معرفی فیلم های توپ

    به نظر من یک سری فیلم ها هستن که در تاریخ فیلم سازی موندگار میشن مثلا Lion, Leon the professional, The Notebook, Forrest Gump این ها رو به شدت توصیه میکنم ببینید:)
  12. Forrest Gump این فیلم در مورد یک فرد هست که از هوش کمی برخوردار هست که همین موضوع باعث سخت شدن زندگیش میشه. توی این فیلم مشکلات این فرد به زیبایی تمام، از زبان همین فرد که حالا تقریبا میان سال شده بیان میشه. جزو بهترین فیلم هایی بود که در تمام عمرم دیدم. خخخیییللییی بازی تام هنکس (که نقش اصلی هم هست) رو دوست داشتم. به غیر از تام هنکس، رابین رایت هم بازی میکنه در این فیلم..
  13. sanich

    چند خطی های انگلیسی

    fail is foul and foul is fail William Shakespeare, Macbeth شکست ناپاکیست و ناپاکی شکست است.
  14. sanich

    شاه بیت آهنگات رو بنویس (آهنگای خارجی)

    you can go higher, you can go deeper, there are no boundaries above and beneath you, brake every rule 'cause there's nothing between you and your dreams میتونی به بالا ها بری، میتونی به قهقرا ها بری، هیچ مزری برای تو وجود نداره. همه ی قانون ها رو بشکن چون هیچ چیزی بین تو و رویا هات قرار نگرفته no boundaries, Adam Lambert
  15. sanich

    مشاعره

    شکر شکن شوند همه طوطیان هند زین قند پارسی که به بنگاله می رود

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×