رفتن به مطلب
Added by Amir

Added by Amir

gnod111

تازه وارد
  • تعداد ارسال ها

    3
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

1 بار تشکر شده

درباره gnod111

  1. gnod111

    بازی با کلمات یک نقطه

    - 4 - الإمام ناصر محمد اليماني 02 - 07 - 1429 هـ 06 - 07 - 2008 مـ ۱۶-تیر-۱۳۸۷ه.ش. 09:13 مساءً ـــــــــــــــ حکم مختصر از مهدی منتظر درباره حد زنا .. بسم الله الرحمن الرحيم {سُورَةٌ أَنزَلْنَاهَا وَفَرَضْنَاهَا وَأَنزَلْنَا فِيهَا آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لَّعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ (1) الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مِئَةَ جلدة وَلَا تَأْخُذْكُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ (2)} صدق الله العظيم [النور]. { سوره‌ای است که آن را فرو فرستادیم، و (عمل به آن را) واجب نمودیم، و در آن آیات روشنی نازل کردیم، شاید شما متذکّر شوید! (۱) هر یک از زن و مرد زناکار را صد تازیانه بزنید؛ و نباید رأفت نسبت به آن دو شما را از اجرای حکم الهی مانع شود، اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید! و باید گروهی از مؤمنان مجازاتشان را مشاهده کنند! (۲)} آیا این آيه را از آیات بینه و محکم و واضح نمی‌بینید ازآیاتی که از شدت وضوح نیازی به تأویل ندارند، چون از آیات ام الکتابند؟ شما می‌دانید معنای کلمه زناکار مرد یا زن چیست؛ اینها کسانی هستند که با کسی که همسرشان نیست مباشرت می‌کننددر حالی که تنها همسران‌شان برای مباشرت بر آنان حلال شده است. خداوند درمورد آنان حکم صد ضربه تازیانه می‌دهد فرقی ندارد مرد باشند یا زن و متأهل باشند یا مجرد. این حکم افراد ازاد است و اما در مورد كنيز؛ مجازات نصف انسان آزاد وپنجاه ضربه است. پس از آن جا که حکم زن زناکارمتأهل مسلمان صد ضربه است؛ حکم کنیز متأهل پنجاه ضربه می‌شود. خداوند تعالی می‌فرماید: {فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ} صدق الله العظيم [النساء:25]. {و در صورتی که «محصنه» باشند و مرتکب عمل منافی عفت شوند، نصف مجازات زنان آزاد را خواهند داشت.} یا مگر خداوند حد زنا را در آیه‌ای دیگر تغییر داده است؟ تمام آیاتی که خداوند حکم آنها را در آیات محکم دیگر تبدیل کرده است؛ و تمام آیاتی که تبدیل شده‌اند در قرآن عظیم موجود و متن آنها باقی است و آن حکم گرفته نشده بلکه حکمی که به جای آن آمده است استفاده می‌شود؛ لذا اگر راست می‌گویید آیه‌ای که حکم سنگ‌سار درآن آمده را برایم بیاورید. وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين.. إمام المُسلمين الهادي بكتاب الله وسنة رسوله إلى الصراط المُستقيم؛ المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني. - 5 - الإمام ناصر محمد اليماني 25 - 12 - 1430 هـ 13 - 12 - 2009 مـ ۲۲-آذر-۱۳۸۸ه.ش. 07:52 مساءً ـــــــــــــــــــــ برای حکم حق درمورد حد سنگسار حکم را به خداوند می‌سپاریم.. برادرناصرسلام علیکم؛ موضوع گفتگو درباره حکم سنگ‌سار متأهلان بود و جوابت را دادم اما پاسخی درمورد موضوع گفتگو از شما دریافت نکردم. خواهش می‌کنم پاسخ دهید تا این موضوع بسته شود. من مطمئن هستم حق با من است و جواب من درباره موضوع از کتاب کریم و سنت مطهر نبوی است. منتظر پاسخت هستم. بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام بر خاتم الأنبياء والمُرسلين جدم النّبيّ الأمّي الأمين مُحمد رسول الله عليه الصلاة والسلام وآله الأطهار به عدد ثانیه‌های دهر تا روز قیامت و روزی که مردم در پیشگاه پروردگار عالمیان قرار می‌گیرند و سلام و صلوات بر پیروان از امام علی ابوبکر و عمر و تمام انصار در عصر تنزیل و بر انصار مهدی منتظر انصار پیشگام برگزیده در عصر تأویب-قرآن- و سلام برصلوات بر تمام پیروان حق در گذشته و آینده و در ملاء الاعلی تا یوم الدین و سلام علی المرسلین و الحمدلله رب العالمین.... ای کسانی که درمورد حد زنا- عملی حرام- درمورد کسانی که مرتکب گناه بزرگ و زشت زنا می‌شوند- عملی که بر مؤمنان حرام است- سؤال می‌کنید؛ خداوند درآیات ام الکتاب؛ آیات بینه و محکم خود حد جبریّ زنا را معین فرموده است ؛ آیات برای عالم و جاهل روشن واضح است و تنها کسانی از آن حکم رو می‌گردانند که قلب‌شان از حق منحرف است. خداوند تعالی می‌فرماید: بسم الله الرحمن الرحيم {سُورَةٌ أَنزَلْنَاهَا وَفَرَضْنَاهَا وَأَنزَلْنَا فِيهَا آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لَّعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ (1) الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مِائَةَ جلدة وَلَا تَأْخُذْكُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ (2)} صدق الله العظيم [النور]. { سوره‌ای است که آن را فرو فرستادیم، و (عمل به آن را) واجب نمودیم، و در آن آیات روشنی نازل کردیم، شاید شما متذکّر شوید! (۱) هر یک از زن و مرد زناکار را صد تازیانه بزنید؛ و نباید رأفت نسبت به آن دو شما را از اجرای حکم الهی مانع شود، اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید! و باید گروهی از مؤمنان مجازاتشان را مشاهده کنند! (۲)} ای جماعت خردمندان به نام خداوندی که پروردگار من و شماو پروردگار آسمان‌ها و زمین و مابین آنها و رب عرش عظیم و پروردگار عالمیان است، از شما سؤال می‌کنم. آیا حکمی که خداوند برای زنا مقرر فرموده را از آیات محکم و بینه قرآن نمی‌یابید؟ برای همین خداوند تعالی می‌فرماید: {وَأَنزَلْنَا فِيهَا آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لَّعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ (1) الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مِائَةَ جلدة وَلَا تَأْخُذْكُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ (2)} صدق الله العظيم [النور]. { و در آن آیات روشنی نازل کردیم، شاید شما متذکّر شوید! (۱) هر یک از زن و مرد زناکار را صد تازیانه بزنید؛ و نباید رأفت نسبت به آن دو شما را از اجرای حکم الهی مانع شود، اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید! و باید گروهی از مؤمنان مجازاتشان را مشاهده کنند! (۲)} والله اگر مهدی منتظر از عالم و جاهل شما از هر فرقه یا مذهبی که باشید؛ سؤال کرده و بگوید: به من بگویید زنا یعنی چه؟ جواب عالم و جاهل شما یکی است و خواهید گفت:" زنا عمل ناشایست بین زن و مردی است که در ازداواج هم نباشند و این شوهر او و او زن این نباشد و این بر مؤمنان حرام است". مهدی منتظر در پاسخ می‌گوید: آیا کسی که به آبروی مردم تعرض می‌کند را می‌توان معذور داشت و در حکمش تخفیف قایل شد؟ جواب‌تان متأسفانه و حتماً باطل است و خواهید گفت" بله اگر متأهل نباشد معذور است و برای همین او را سنگ‌سار نکرده وحد او فقط صد ضربه تازیانه است" مهدی منتظر حق پروردگارتان در پاسخ می‌گوید: اگز زناکار مرد و زن متأهل نبوده و آزاد باشند(احرار در برابر بنده) از نظر شما معذور هستند و در حکم‌شان تخفیف داده و صد ضربه تازیانه حکم شماست؛ در این صورت به من جواب دهید حد کنیز متأهل زنا کار در آیات محکم کتاب خدا چیست؟ پاسخ حق شما از آیات محکم کتاب خدا این خواهد بود و می‌گویید خداوند تعالی می‌فرماید: {وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَانكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ}صدق الله العظيم [النساء:25]. { و آنها که توانایی ازدواج با زنان (آزاد) پاکدامن باایمان را ندارند، می‌توانند با زنان پاکدامن از ملک یمین که در اختیار دارید ازدواج کنند -خدا به ایمان شما آگاه‌تر است؛ و همگی اعضای یک پیکرید- آنها را با اجازه صاحبان آنان تزویج نمایید، و مهرشان را به خودشان بدهید؛ به شرط آنکه پاکدامن باشند، نه بطور آشکار مرتکب زنا شوند، و نه دوست پنهانی بگیرند. و در صورتی که «محصنه» باشند (شوهر دار)و مرتکب عمل منافی عفت شوند، نصف مجازات زنان آزاد شوهردار را خواهند داشت. } آن گاه مهدی منتظر به شما می‌گوید: در این صورت چگونه است که می‌بینید حد کنیز زناکارمتأهل در آیات محکم کتاب نصف زن متأهل آزاد و پنجاه تازیانه است. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ} صدق الله العظيم، {و در صورتی که «محصنه» باشند (شوهر دار)و مرتکب عمل منافی عفت شوند، نصف مجازات زنان آزاد شوهردار را خواهند داشت. } و این تصدیق فرموده خداوند تعالی است: {قَدْ بَيَّنَّا لَكُمْ الآيَاتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ (118)}صدق الله العظيم [آل عمران]. { ما آیات را برای شما بیان کردیم اگر اندیشه کنید!} وتصديق فرموده خداوند تعالى: {أَفَغَيْرَ اللَّهِ أَبْتَغِي حَكَماً وَهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلاً}صدق الله العظيم [الأنعام:114]. {آیا غیر خدا را به داوری طلبم؟! در حالی که اوست که این کتاب آسمانی را، که همه چیز در آن آمده، به سوی شما فرستاده است؛} چگونه است که خداوند به تفصیل حکم زنا را برایتان نازل فرموده و روشن نموده حد زنا برای افراد آزاد(احرار) صد تازیانه است فرقی ندارد متأهل باشند یا مجرد؟ فرد مجرد عذری برای تعدی به آبروی مردم ندارد؛ و برایتان توضیح داده شده حد کنیز زناکار با وجود این که متأهل است پنجاه تازیانه است. سؤالی که عقل و منطق مطرح می‌کند این است: چطور خداوند به شما امر می‌کند همسر کنیزتان را پنجاه ضربه تازیانه بزنید و همسران ازادتان را سنگ‌سار کنید تا بمیرند؟ مگر این دو زن زنا کار هردو متأهل نیستند؛ یکی آزاد است و دیگری کنیز ودر آیات محکم کتاب خدا آمده است حکم کنیز متأهل زناکارپنجاه ضربه تازیانه است با این که متأهل است و خداوند فرمان می‌دهد مجازات او نصف زن آزاد است؛ تا بدانید خداوند برای زنا در آیات محکم و بینه و ام الکتاب چه حکمی معین نموده است. بسم الله الرحمن الرحيم {سُورَةٌ أَنزَلْنَاهَا وَفَرَضْنَاهَا وَأَنزَلْنَا فِيهَا آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لَّعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ (1) الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مِائَةَ جلدة وَلَا تَأْخُذْكُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ (2)} صدق الله العظيم [النور]. { سوره‌ای است که آن را فرو فرستادیم، و (عمل به آن را) واجب نمودیم، و در آن آیات روشنی نازل کردیم، شاید شما متذکّر شوید! (۱) هر یک از زن و مرد زناکار را صد تازیانه بزنید؛ و نباید رأفت نسبت به آن دو شما را از اجرای حکم الهی مانع شود، اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید! و باید گروهی از مؤمنان مجازاتشان را مشاهده کنند! (۲)} پس برایتان روشن شد حد حق محکم وواضح و بینه زنا که برای عالم و جاهل روشن است صد ضربه تازیانه برای افراد آزاد فارغ از متأهل یا مجرد بودن و یا زن و مرد بودن است تا عذری برای مجردان نباشد و به او تخفیف داده شده و به زعم شما به جای سنگ‌سار،صد تازیانه به او زده شود. خداوند علام الغیوب می‌داند شما درمورد این امر دچار اختلاف خواهید شد و نفوسی را به قتل می‌رسانید که خدا فرمان کشتن آنان را نداده است و برای این که در پیشگاه پروردگارتان حجتی نداشته باشید؛ حد کنیزدر آیات محکم کتاب نصف است با وجود این که متأهل است تا بدانید شما چنان ظلمی درحق خود کرده‌اید که عرش خداوند الرحمن ازشدت غضب پروردگار بر شما تکان می‌خورد. والله با وجود این که قتل فرد بی‌گناه بالاترین جرم در کتاب خداوند است؛ اما خداوند فرمان نمی‌دهد یک قاتل را سنگ‌سار کنید تا بمیرد با این که نفسی را به قتل رسانده که خداوند کشتنش را حرام کرده و خداوند در کتاب خود مقرر فرموده جزای عمل بد مثل خود آن عمل بد است و جزای عمل نیک ده برابرآن.تصدیق فرموده خداوند تعالی: {مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَن جَاء بِالسَّيِّئَةِ فَلاَ يُجْزَى إِلاَّ مِثْلَهَا وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ}صدق الله العظيم [الأنعام:160]. {هر کس کار نیکی بجا آورد، ده برابر آن پاداش دارد، و هر کس کار بدی انجام دهد، جز بمانند آن، کیفر نخواهد دید؛ و ستمی بر آنها نخواهد شد.} اما در مورد یک عمل سوء استثناء قایل شده و گناه قتل نفس بی‌گناه را معادل کشتن تمام ذریه آدم علیه الصلاة و السلام از اولین مولود تا آخرین بشری که متولد خواهد شد؛ در نظر گرفته است. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {مَن قَتَلَ نفسًا بِغَيرِ نَفسٍ أو فسادٍ في ٱلأرضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ ٱلنّاسَ جَميعًا}صدق الله العظيم [المائدة:32]. { هر کس، انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد، چنان است که گویی همه انسانها را کشته است} و اما بیان حق: {مَن قَتَلَ نفسًا بِغَيرِ نَفسٍ} { هر کس، انسانی را بدون ارتکاب قتل بکشد} یعنی کسی کشته شود که قاتل نیست؛منطبق بر ضرب المثل شیطانی که می‌گوید اگر مدیون و بدهکار را نیافتی پسر عمویش را بگیر و از فرموده خداوند تعالی روگردان که می‌فرماید: {وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى} صدق الله العظيم [الزمر:7]. { و هیچ کس بار [گناه] دیگرى را به دوش نمى‌کشد.} وروگردان از فرموده خداوند تعالی : {وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بالحقّ وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلاَ يُسْرِف فِّي الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُوراً}صدق الله العظيم [الإسراء:33]. {كسى را كه خداوند، [كشتنش را] حرام كرده است، نكشید، مگر به حقّ. و هر كس مظلوم كشته شود، قطعاً براى ولىّ او، تسلّطى بر قاتل قرار داده‌ایم، پس نباید در كشتن [و قصاص] زیاده‌روى كند، چرا كه او مورد حمایت [خداوند] قرار گرفته است} و اما بیان فرموده خداوند تعالی: {أو فسادٍ فى ٱلأرضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ ٱلنّاسَ جَميعًا}صدق الله العظيم [المائدة:32]. { یا فساد در روی زمین بکشد، چنان است که گویی همه انسانها را کشته است} مفسدان کسانی هستند که مردم را به ناحق به قتل رسانده و اموال‌شان را به غارت می‌برند. این مانند آن است که تمام انسان‌ها را به قتل رسانده باشند ومن در کتاب هیچ جرمی بزرگ‌تر ازاین پیدا نمی‌کنم؛ با وجود این خداوند به شما فرمان نمی‌دهد برای قتل شکنجه‌اش کنید تا بمیرد؛ بلکه فرمان کشتن بدون شکنجه‌اش را می‌دهد. به خداوندی که خدا و معبودی جز او نیست قسم؛ در کتاب خدا تنها زمانی در برابر قتل نفس ؛ اجازه کشتن داده شده است به این شرط که مقتول مظلوم باشد نه ظالم و متعدی؛ که فرد متقیّ در دفاع از خود او را کشته باشد؛ خداوند دفاع از نفس را بر متقیان واجب گردانده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ (39) الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلاَّ أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كثيراً وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ (40)} صدق الله العظيم [الحج]. {به کسانى که مظلومانه مورد تهاجم و کشتار قرار گرفته‌اند، اجازه‌ی دفاع و جهاد داده شده است. و البتّه خداوند بر یارى آنان تواناست. (۳۹ همانها که از خانه و شهر خود، به ناحق رانده شدند، جز اینکه می‌گفتند: «پروردگار ما، خدای یکتاست!» و اگر خداوند بعضی از مردم را بوسیله بعضی دیگر دفع نکند، دیرها و صومعه‌ها، و معابد ، و مساجدی که نام خدا در آن بسیار برده می‌شود، ویران می‌گردد! و خداوند کسانی را که یاری او کنند یاری می‌کند؛ خداوند قوی و شکست ناپذیر است. (۴۰)} ولی شما بر اساس آن چه خداوند نازل فرموده؛ حکم نمی‌کنید؛خداوند تعالی می‌فرماید: {وَلا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ} صدق الله العظيم [المائدة:44]. {و آیات مرا به بهای اندک نفروشید. و کسانی که طبق آنچه خداوند نازل کرده داورى نکنند، کافرند.} و خداوند تعالی می‌فرماید: {وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ}صدق الله العظيم [المائدة:45]. {و کسانی که طبق آنچه خداوند نازل کرده داورى نکنند، ستمکارند} و خداوند تعالی می‌فرماید: {وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ} صدق الله العظيم [المائدة:47]. {و کسانى که بر طبق آنچه خدا نازل کرده، داورى نمى‌کنند، فاسق­اند.} دعوت کننده به سوی حکم حقی که خداوند نازل فرموده است؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني. خلیفه خداوند مهدی منتظر ناصر محمد یمانی بر ضد دشمن خداوند دونالد ترامپ شیطان اعلان جنگ می‌کند ... الإمام ناصر محمد اليماني 16 - ربيع الثاني - 1440 هـ 23 - 12 - 2018 مـ ۲-دی-۱۳۹۷ه.ش. 05:58 صبح ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى ) ــــــــــــــــــــــــ خلیفه خداوند مهدی منتظر ناصر محمد یمانی بر ضد دشمن خداوند دونالد ترامپ شیطان اعلان جنگ می‌کند ... بسم الله الرحمن الرحیم به نام خداوند واحد قهار که یاور بنده و خلیفه‌اش در زمین ناصر محمد یمانی است. سلام و صلوات بر تمام انبیاء حق خداوند از اولین تا آخرینشان محمد رسول خدا که با قرآن عظیم به سوی تمام مردم فرستاده شده و سلام صلوات بر تمام کسانی که در هر زمان و مکانی تا فرا رسیدن یوم الدین از آنها حمایت می‌کنند.... ای فرمانروایان مسلمین عرب وغیرعرب این آخرین یادآوری فرمان خدا به شما در دوران برانگیخته شدن مهدی منتظر است. فرمان خداوند خطاب به گروه‌های مؤمنی که با هم می‌جنگند این است که از در صلح و آشتی درآیند؛ ای فرمانروایان مسلمین یا امر خدا را اطاعت کنید؛ یا خداوند حکومتتان را گرفته و شما را گرفتار عذابی دردناک خواهد کرد. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ ۚ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿٢٠٨﴾ فَإِن زَلَلْتُم مِّن بَعْدِ مَا جَاءَتْكُمُ الْبَيِّنَاتُ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّـهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿٢٠٩﴾}صدق الله العظيم [البقرة]. {اى کسانى که ایمان آورده‌اید! همگى در صلح و آشتى درآیید و گام‌هاى شیطان را پیروى نکنید که او دشمن آشکار شماست. (۲۰۸) و اگر بعد از آن که نشانه‌هاى روشن براى شما آمد، دچار لغزش شدید، بدانید که خداوند عزیز و حکیم است. (۲۰۹) } ما قبل از این که ترامپ شیطان قدرت را در امریکا به دست گیرد؛ بهشما اعلان کردیم او از یاران شیطان ابلیس و از بدترین شیاطین بشر و دشمن سرسخت خداوند و مسلمانان عرب و غیر عرب و هم چنین دشمن نصاری- مسیحیان- است مگر کسانی که همانند او بوده و تظاهر به نصرانیّت می‌کنند در حالی که در باطن دشمنشان هستند؛ همان طور که دشمن تمام مسلمانان و تمام انسان‌هایی هستند که از شیاطین بشر نیستند. برای عالمیان و مسلمانان روشن شد او سرسخت‌ترین و بدترین شیطان است که عزت و حکومت را فقط برای شیاطین بشری که از اولیای او هستند ، می خواهد . برای تمام مسلمانان روشن شده است دونالد ترامپ واقعا شیطان و دشمن مسلمانان است و می خواهد با جنگ میان مسلمانان آن را تضعیف کرده و سپس جنگ جهانی بر علیه آنان اعلان نموده و زمین‌های آنان را اشغال و آنان را به قتل رساند و به جای آنها رهبرانی صهیونیست که نقشه‌های او را اجرا کردند تا از شرّش در امان بمانند سر کار بیاورد و این تنها باعث سرکشی و طمع و مکر بیشترش شد . اول خاورمیانه را اشغال می‌کند تا با استفاده از منابع و ذخایرش در برابر دیگر کشورهای عالم قدرت داشته باشد و مسلمانان را ذلیل و ناتوان گرداند. برای تمام مسلمانانی که از بیانات ناصر محمد یمانی باخبرند، روشن شد او به حق راست می‌گوید و هیچ ظلمی در حق ترامپ نکرده است. هم چنین برای عالی جناب محمد بن سلمان قسم خوردم دونالد ترامپ دشمن درجه یک او و خانواده‌اش و تمام مردم عربستان سعودی و تمام مردم عرب است. برای محمد بن سلمان روشن شد که قرین شیطان دونالد ترامپ به حق سرسخت ترین دشمن کشور عربستان سعودی است. محمد بن سلمان چند میلیارد به ترامپ به عنوان جزیه دادی تا از حمایت او برخوردار شوی؛ او با آن پولها برای اسراییل اسلحه می‌خرد تا کشور عربستان سعودی و دول خلیج و یمن را بزند و به تو حقه زد! می‌خواهد سخنان مشهوری که از راه شبکه‌ ماهواره‌ای بر زبان آورد و گفت که سعودی گاو شیر ده است را محقق کند! و اگر دیگر شیر نداشت؛ سرش را می‌برد چطور با وجود شنیدن این حرف که قلب هر عربی از آن به غیرت آمد؛ وعده‌‌هایش را باور کردی ؟ من قبل از این که حیله و نیرنگ او برایت آشکار شود در یک بیان برایت قسم خوردم که او به وعدهایی که به تو داده است وفا نمی‌کند؛ بلکه کسی که بهحق به تو وعده و به آن وفا خواهد کرد امام مهدی ناصر محمد یمانی است؛ اگرکه به درگاه خدا توبه کرده و از شکرگزاران باشی... با وجود اقداماتی که کردی و منجر به نابودی یمن شده است به تو می‌گویم: رییس قوم با کسی کینه و دشمنی ندارد ؛ اگرتو و تمام امیران دولت‌های خلیج از امام مهدی خلیفه خدا در زمین پیروی کنید؛ به خدا قسم که برعزت‌تان می‌افزاییم و بدانید عزت از آن خداوند و کسانی است که اولیای او باشند نه از آن دشمنان خدا. من حکومت را ازهیچ یک از شما نخواهم گرفت؛ مگر این که خدا با فرود عذاب آن را از شما بگیرد؛ از عذاب پروردگار عالمیان بترسید و از شکرگزاران باشید که خداوند بر قدرت و عزت شما می‌افزاید. و اگر کفران کردید؛ خواهید دانست عذاب خداوند بسیار شدید است و دنیا و آخرت را از دست می‌دهید؛ مگر کسانی از شما که پروردگارم به انان رحم کند. آیا اکنون وقت آن نیست که تو و دولت‌های عربی خلیج مرا تصدیق کنید؛ من خلیفه خداوند مهدی منتظرم نه ترامپ شیطان که به تمام کشورهای خلیج حقه زده است. خلیفه خدا مهدی منتظر در وعده خود صادق است و به فرمان پروردگارش پایبند است که اگر شکر کردید و از دعوت کننده حق پروردگارتان پیروی نمودید؛ به عزت در دنیا و آخرت نایل خواهید شد و گذشته شما آمرزیده می‌شود. به همین ترتیب به شما و تمام رهبران مؤمنین فرموده خداوند تعالی را یادآوری می‌کنیم: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّـهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ ۚ أَرَضِيتُم بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الْآخِرَةِ ۚ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ ﴿٣٨﴾إِلَّا تَنفِرُوا يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَيَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلَا تَضُرُّوهُ شَيْئًا ۗ وَاللَّـهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿٣٩﴾} صدق الله العظيم [التوبة]، {ای کسانی که ایمان آورده‌اید! چرا هنگامی که به شما گفته می‌شود: «به سوی جهاد در راه خدا حرکت کنید!» بر زمین سنگینی می‌کنید (و سستی به خرج می‌دهید)؟! آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شده‌اید؟! با اینکه متاع زندگی دنیا، در برابر آخرت، جز اندکی نیست! (۳۸) اگر (به سوی میدان جهاد) حرکت نکنید، شما را مجازات دردناکی می‌کند، و گروه دیگری غیر از شما را به جای شما قرارمی‌دهد؛ و هیچ زیانی به او نمی‌رسانید؛ و خداوند بر هر چیزی تواناست! (۳۹)} گمان نمی‌کنم این آیه نیاز به تأویل داشته باشد. تمام رهبران مسلمان و تصمیم گیرندگان کشورهای اسلامی را از تمرد و عصیان دربرابر فرمان خداوند برای برقراری صلح و آماده کردن لشکرهایشان برای جنگ با دشمن خدا و دشمن شما و سپاهش؛ برحذر می‌دارم. از قدرت و تکنولوژی او نترسید؛ چیزهای بسیار عجیبی را از خداوند خواهید دید و خواهید دانست چه کسی ضعیف‌تر و بی‌یاورتر و کم عددتر است... ای جماعت مسلمین؛ شما می دانید خداوند امام مهدی را در اوج اختلافات‌تان برمی‌انگیزد؛ این تنها اختلافت فقهی نیست؛ بلکه یک دیگر را می‌کشید. ای عجب که أحزاب و گرو‌های امت وسط ( مردمی که اسلام درمیان آنان نازل شده است) که حاملین رسالت خداوند برای تمام مردم عالم هستند؛ با یک دیگر جنگیده و هم دیگر را می‌کشند‍! سبحان الله علام الغیوب!! ما در زمان مقدر آمده‌ایم تا شما را به با نور هدایت‌گر بیان حق قرآن عظیم به منهاج اولیه نبوت بازگردانیم؛ آیا شما مسلمانید؟ بدانید من خلیفه خدا مهدی منتظرناصر محمد هستم و خداوند مرا برای ایجاد وحدت در صفوف مسلمین برای دفاع از خود در برابر نقشه‌های فاسد یهود بر انگیخته تا مانع تشکیل دولت بزرگ صهیونیستی شویم؛ دشمنان شما که قصد غلبه و نابودی اسلام و ملسمین را دارند. و اگر روبگردانید؛ به شما می گویم: منتظر باشید که من هم با شما منتظرم؛ تا زمانی که از حق روگردان باشید خداوند توافق میان شما ایجاد نخواهد کرد. و پایان بیانم؛ من آماده جنگ با تمام أحزاب و کشورهایی هستم که قصد جنگیدن با من را دارند. هیچ کس نسبت به امام ناصر محمد یمانی کینه و دشمنی ندارد مگر کسی که مورد غضب خدا قرار گرفته باشد مثل سلطان القدسی- که اگر به او حمله کنی، دهانش را باز، و زبانش را برون می‌آورد، و اگر او را به حال خود واگذاری، باز همین کار را می‌کند-[اشاره به آیه کریمه سوره الأعراف: وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَـٰكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ ۚ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَث ۚ ذَّٰلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا ۚ فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ﴿١٧٦﴾] با صالح ما هنوز در بخش گفتگو منتظریم تا ببینیم ایا جرأت می‌کند برای گفتگو حاضر شود؟ ولی کار موش فرار است آیا موش می‌تواند با شیر پنجه در پنجه بیفکند؟ اگر شیری به بخشی بیا که با وجود این که استحقاقش را نداشتی با نامت برایت درنظر گرفته‌ایم. تو اصلا از عالمان نیستی. ولی پارس کردن تو و البخیتی در شبکه ضرار ما را وادار کرد. دست از پارس کردن بردار. در میان شما افراد محترمی هستند که رهبری‌تان می‌کنند گرچه گمراهند و دیگران را هم به گمراهی می‌کشانند و کسانی را داریم که هم چنان در گمراهی آشکارند و حقیقت را از مردم عالم مخفی نگاه می‌دارند در حالی که می‌دانند ناصر محمد از راست گویان است. عبدالملک الحوثی به خدا قسم اگر یکی از ده نفری که یوسف علیه الصلاة و السلام به آنها گفته بود که : شما از نظر منزلت بدّترین مردمید!و در برابر توصیفات‌تان از خدا یاری می‌جویم[اشاره به ایه کریمه سوره یوسف: قَالَ أَنتُمْ شَرٌّ مَّكَانًا ۖ وَاللَّـهُ أَعْلَمُ بِمَا تَصِفُونَ(۷۷)] ؛ کشته میشد رؤیای یوسف علیه الصلاة و السلام؛ مختل میشد. چون اگر یکی از آنها می‌مرد؛ یازده کوکب نمی‌شدند؛ اما آیا دیدی یکی از آنان که رؤیا به او مختص بود بمیرد یا ماه وخورشید- که یوسف در خواب دیده بود- از دنیا بروند؟ و جواب از کتاب: حتی یکی از آنها از دنیا نرفت تا خداوند خواب نبیّ خود یوسف را در عالم واقعیات به صورت حقیقی محقق سازد. در مورد خلیفه خدا امام مهدی ناصر محمد یمانی هم همین طور است و زعیم علی عبدالله صالح کشته نمی‌شود تا خداوند درستی رؤیای امام مهدی را به حق ثابت نماید. ایام بین ماست ای کسی که شهادتت را کتمان می‌کنی؛ آیا از پروردگار عالمیان نمی‌ترسی چون این از آیات تصدیق مهدی منتظر ناصر محمد یمانی است؟ چه ظلمی بالاتر از این است که کسی شهادتی که ازخدا نزد اوست پنهان کند؟ حکم با خداوند است و امر خداوند در زمان مقدر به وقوع می‌پیوندد. وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين .. خليفة الله وعبده الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني . https://www.nasser-yamani.com/showthread.php?t=36489
  2. gnod111

    بازی با کلمات یک نقطه

    - 1 - الإمام ناصر محمد اليماني 04 - 08 - 1428 هـ 18 - 08 - 2007 مـ ۲۷-مرداد-۱۳۸۶ه.ش. 12:38 صباحاً ـــــــــــــــــــــ ادله برای رد حکم سنگسارمرد و زن متأهل زناکار که از جانب یهودیان وارد احکام دین خدا شده است... بسم الله الرحمن الرحيم، من المهدي المُنتظر خليفة الله في الأرض عبد النّعيم الأعظم الإمام ناصر محمد اليماني إلى جميع عُلماء الدين الإسلامي الحنيف، السلام عليكم ورحمة الله وبركاته، السلام علينا وعلى جميع المُسلمين في الأوّلين وفي الآخرين وفي الملأ الأعلى إلى يوم الدين، وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين، ثمّ أمّا بعد.. ای علمای دین حنیف اسلام؛ خداوند مرا امام امت قرار داده است تا غم واندوه را زدوده و تمامی انسان ها را از تاریکی(های جهل) خارج و به سمت نور هدایت کنم ؛(این هدایت شامل حال همه خواهد شد) مگر شیاطین انس و جن که باید طعم اعمال زشت خود را بچشند[اشاره به آیه ۱۵ کریمه سوره الحشر:ذَاقُوا وَبَالَ أَمْرِ‌هِمْ]. به اذن خداوند بجز این گروه ؛بقیه را به شکل یک امت واحد درخواهم آورد تا خداوند را آن گونه که شایسته اوست پرستیده و چیزی را همتای او نگرفته و بعضی -غیر از خدای یگانه – همدیگررا به خدایی نگیریم [ اشاره به آیه 64 سوره آل عمران :وَلَا نُشْرِ‌كَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْ‌بَابًا مِّن دُونِ اللَّـهِ ] و بجز او را نخوانیم... ای علمای مسلمین به خداوند سوگند ،نمی خواهم تا زمانی که با منطق این کتاب مبارک ،قرآن عظیم شما را وادار به تسلیم نکرده و به سکوت نکشانده باشم ؛ساده لوحانه باور کنید من مهدی منتظر هستم.(از آنجا که) این کتاب (مبارک) چه در زمان حیات رسول الله وچه در دوران بعد از ایشان از تحریف مصون مانده ونمی توانید حتی یک کلمه از حدیث خداوند را که در این قرآن عظیم آمده است ،جا به جا کرده یا به انحراف بکشانید؛ خداوند آن را حجت برشما قرار داده است تا مبادا از احادیثی که کاملا (درکلیات و جزئیات) مغایر با قرآن هستند پیروی کنید . خداوند قرآن عظیم ،این کتاب مصون از تحریف را حجت بین من و شما قرار داده است.من با بیان روشن و ادله واضح قرآنی شما را وادار به تسلیم کرده و با منطق حق و حجت های کوبنده آن که توسط هر فرد عاقلی قابل درک است شما را وادار به سکوت خواهم کرد. خردمندان بدون قطع این سخنان، تا آخر به آن گوش سپرده و زمانی که درک کردند در گمراهی هستند؛ غرورشان آنها را به گناه نکشانده و از بهترین آنها پیروی می کنند. در نتیجه خواهند دانست من امام منتظری هستم که به حق ازجانب خدا آمده ام .خدایی که رحمتش در برگیرنده همه است مگر آنان که همچون کفاری که به اهل قبور پیوسته اند؛ از رحمت او ناامیدند . این ناامیدان درست مثل شیطان رجیم که ایمان دارد خداوند حق است؛ برانگیخته شدن مردگان حق است ؛بهشت و آتش حق است از آن آگاهند ؛اما در حالی که حق بودن آن را قبول دارند به خداوندشان کافر شده اند. از حق کراهت داشته و حتی اگر راه درست و حق را بشناسند حاضر نیستند از آن پیروی کرده و طی طریق در سبیل باطل را برمی گزینند. کسانی که به خداوند دروغ می بندند را به دوستی می گیرند؛" و از همه جا طرد می‌شوند، و هر جا یافته شوند گرفته خواهند شد و به سختی به قتل خواهند رسید" [ اشاره به آیه 61 سوره الأحزاب:مَّلْعُونِينَۖ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلًا] مگر عده قلیل از آنها که نمی دانند اگر حق را باور و تصدیق کنند؛ خداوند از جانب خود یه آنها پاداش بزرگی داده و به صراط مستقیم هدایت شان خواهد کرد. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که: {ولَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِن دِيَارِكُم مَّا فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ مِّنْهُمْ ۖ وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا مَا يُوعَظُونَ بِهِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتًا ﴿66﴾ وَإِذًا لَّآتَيْنَاهُم مِّن لَّدُنَّا أَجْرًا عَظِيمًا ﴿67﴾ وَلَهَدَيْنَاهُمْ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا ﴿68﴾}صدق الله العظيم [النّساء] {اگر به آنان دستور می‌دادیم: «در راه خدا با کافران جهاد کنید(هم نوعان‌تان را بکشید)»، و یااز وطن و خانه خود(برای جهاد)، بیرون روید، تنها عده کمی از آنها عمل می‌کردند! و اگر اندرزهایی را که به آنان داده می‌شد انجام می‌دادند، برای آنها بهتر بود؛ و موجب تقویت ایمان آنها می‌شد. (۶۶) و در این صورت، پاداش بزرگی از ناحیه خود به آنها می‌دادیم. (۶۷)} لذا هرکس از شیاطین جن وانس که توبه کند ؛خواهد دید که رحمت خداوند همه چیز را دربر می‌گیرد (وسعت كُل شيء رحمته) .حتی ابلیس که شیطان رانده شده و دشمن سرسخت (و لجباز) خداوند است اگر با توبه مخلصانه به سوی پروردگارعالمین رو کند و با سجده در مقابل خلیفه خداوند در زمین در(حقیقت در) برابرفرمان خداوند سجده (اطاعت نه عبادت) کند ؛خداوند را رحیم خواهد یافت ؛چراکه رحمت او دربرگیرنده همه چیز است. خداوند تمامی گناهان را می بخشاید او غفور و رحیم است.شیطان در زمره بندگانی از خداوند است که در حق خود اسراف کرده و از رحمت خداوند ناامید گشته اند؛ لذا او نیز مشمول سخن خداوند در باره تمام بندگانی می شود که بر نفس خود ستم کرده اند حال از هر گروه و جنس و امت یا جنبنده روی زمین یا پرنده در هوا که می خواهند باشند .خداوند تعالی می فرماید: {قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّـهِ ۚ إِنَّ اللَّـهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًاإِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿53﴾ وَأَنِيبُوا إِلَىٰ ربّكم وَأَسْلِمُوا لَهُ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ ﴿54﴾ وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن ربّكم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ بَغْتَةً وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ ﴿55﴾ أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَتَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّـهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ ﴿56﴾أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللَّـهَ هَدَانِي لَكُنتُ مِنَ الْمُتَّقِينَ ﴿57﴾ أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَى الْعَذَابَ لَوْ أَنَّ لِي كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ ﴿58﴾ بَلَىٰ قَدْ جَاءَتْكَ آيَاتِي فَكَذَّبْتَ بِهَا وَاسْتَكْبَرْتَ وَكُنتَ مِنَ الْكَافِرِينَ﴿59﴾} صدق الله العظيم [الزمر] {بگو: ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‌اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می‌آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.(۵۳) و به درگاه پروردگارتان بازگردید و در برابر او تسلیم شوید، پیش از آنکه عذاب به سراغ شما آید، سپس از سوی هیچ کس یاری نشوید.(۵۴) و از بهترین دستورهائی که از سوی پروردگارتان بر شما نازل شده پیروی کنید پیش از آنکه عذاب ناگهان به سراغ شما آید در حالی که از آن خبر ندارید! (۵۵)مبادا کسی روز قیامت بگوید: افسوس بر من از کوتاهی هایی که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخره‌کنندگان (آیات او) بودم. (۵۶)یا بگوید: اگر خداوند مرا هدایت می‌کرد، از پرهیزگاران بودم. (۵۷) یا هنگامی که عذاب را می‌بیند بگوید: ای کاش بار دیگر (به دنیا) بازمی‌گشتم و از نیکوکاران بودم.(۵۸) آری، آیات من به سراغ تو آمد، امّا آن را تکذیب کردی و تکبّر نمودی و از کافران بودی! (۵۹)} و اگر مصرند که از رحمت خداوند مأیوس باشند؛ خداوند با(هرآیه) قرآن بر پلیدی قبلی‌شان اضافه می کند سپس عذاب خداوند شامل حال‌شان شده ویا خود آنها را نابود می کند یا با دستان ما همگی کشته می شوند. این از سنت های خداوند بوده و سنت او تغییر نمی کند. ای علمای مسلمان؛ گروهی از یهودیان شما را از نور خارج و به تاریکی کشانیده اند. باعث شدند از قرآن و از آیات محکم آن منحرف شده و بدون اینکه بدانید از مطالبی پیروی کنید که مغایر با قرآن است. اگر شما هنوز در مسیر هدایت هستید پس چرا نوبت به عصر و دوران من و تقدیر ظهور من رسید تا هر که از شما را که بخواهد به سوی خداوند رو کرده و توبه کند؛ با قرآن عظیم از تاریکی خارج کرده و به سوی نور هدایت کنم. خداوند تعالی (ولایت) این افراد را به دست گرفته و به مشیت خود در باره آنان جامه عمل می پوشاند و آنها را به سوی راه خداوند عزیز و حمید راهنمایی میکند .خداوند هر یک از بندگانش را که درپی هدایت باشد ؛راهنمایی خواهد کرد .خداوند هر بنده ای را که در طلب هدایت باشد به سوی خود هدایت می کند خداوند هر بنده ای را که به او رو کند هدایت خواهد کرد. خداوند در حق هیچ بنده ای ظلم نمی کند که یکی را هدایت کرده و دیگری را گمراه سازد، بلکه هر بنده ای که خواهان هدایت باشد راهنمایی کرده و کسانی را که درپی هدایت نباشند رها می کند تا در طغیان خود غوطه ور شوند. به درستی که خداوند کوچکترین ظلمی در حق انسان ها نمی کند.این خود انسان است که در حق خود ظلم می کند. بر خداوند است که کسانی که در راهِ یافتنِ حق مجاهدت کرده و حق را خواسته و جز در پی حق نیستند را به راه حق هدایت کند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که: {وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ}صدق الله العظيم [العنكبوت:69] {و آنان که در (راه) ما جهد و کوشش کردند محققا آنها را به راه‌های خویش هدایت می‌کنیم، و همیشه خدا یار نکوکاران است. (۶۹)} به خداوند قسم به دعوت من ایمان نمی آورید مگر آنکه نزد خود متألم بوده و بترسید که شاید من مهدی منتظر باشم و شما از من روگردانده باشید. لذا گناه را بر عزت ترجیح نداده و از اول تا آخر خطابه‌هایم را خوانده و به آنها فکر کنید .و با خشوع به خدا بگویید"خداوند ما؛ اگر این همان مهدی منتظر و برحق است ، دیده بصیرت ما را روشن گردان و مارا از اولین کسانی قرار ده(السابقون) که به سوی او آمده اند. واگر مثل مدعیان قبلی مهدویت دروغ‌گوست ؛ دلیلی برای ما قرار بده که بتوانیم او را به تسلیم واداشته و ساکت کنیم. اگر او ما را وادار به سکوت و تسلیم کرد و در برهان بر ما پیشی گرفت؛ خواهیم دانست که او را به عنوان امام ما برگزیده ودانش او را برهمه ما فزونی بخشیده ای. او را صاحب امر(اولی الأمر) قرار داده ای ؛کسانی که برما واجب است بعد از خداوند و رسولش از آنها پیروی کنیم چرا که چگونگی استخراج احکام قرآن را در موارد اختلاف عالمان حدیث ؛ به آنها آموخته ای". کسی که صادقانه این را بگوید ؛خداوند او را تصدیق می کند و کسی که روبرگردانده و استکبار ورزد و اندیشه نکرده و به گفتگو تن ندهد خداوند نور هدایتی برایش قرار نخواهد داد وآن کسی که خدا راهش را روشن نکند نور دیگری نخواهد یافت... مقدمه خطابه در باره بیان حق قرآن خاتمه یافت و اکنون دلایل رد سنگسار کردن زناکاران مرد و زنی را که متأهل باشند ،برای‌تان می آورم؛حکمی که خداوند هیچ نشانه و برهانی برای آن در قرآن نیاورده است . خداوند حد زنا را تعیین و در کتابش به صورت آیات محکم ،روشن و واجب الإجرا و جزو اساس قرآن بیان کرده است .اما شما علمای مسلمین ، آن را پشت سرتان انداخته و از مجازاتی که یهودیان وضع کرده اند پیروی می کنید تا جایی که قادر به صادر کردن حکم هم نیستید ،چون اگر حکم را صادر کنید رأی به هلاکت خودتان داده اید چرا که خداوند به شما فرمان نداده است که به ناحق کسی را بکشید. بلکه دستور خداوند این است که مرد و زن زناکار را بدون توجه به این که متأهل اند یا مجرد صد ضربه شلاق بزنید .به هر یک صد ضربه شلاق بزنید و در حق‌شان رأفت به خرج ندهید .باید عده ای از مؤمنان نیز شاهد این امر باشند تا باعث عبرت و پندشان شود این برای زناکار مؤمن شرمندگی بزرگی است و ترجیح می دهد که او را به قتل برسانید اما در برابر گروهی از مؤمنان شلاق نخورده و تحقیر نشود. ای مردم بدانید که این امر(شلاق خوردن جلو دیگر مؤمنان ) آسان نیست و برای گناه فاحش و راه بسیار زشت(ی چون زنا )کافیست. ومن امام تمام مسلمانان می گویم: عجبا از علمای دین حنیف اسلام که می دانند که حد زنا برای کنیزان نصف حد زنان محصنه( متأهل) آزاد قرار داده شده است. و سپس می گویند مقصود این حکم زنان مجرد و آزاد است و لذا به کنیز متأهل نصف عذاب زن مجرد و آزاد تعلق می گیرد.اما برای مرد و زن آزاد زناکاری که متأهل هستند مجازات را سنگسار تا مرگ می داند! ای علمای مسلمان شما را به خدا قسم آیا این حکم در نظرتان عادلانه است؟ چطور کنیز یا برده متأهل را نصف افراد آزاد عذاب می کنید و سپس حکم صد ضربه شلاق را منحصر به زناکاران مجرد (چه مرد و چه زن)می گردانید .چگونه حکم می کنید؟ آیا در قرآن حکم را به صورت کاملاً واضح و روشن نمی یابید و خداوند تعالی می فرماید: {فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ}صدق الله العظيم [النّساء:25] { اگر مرتکب فحشایی شدند، در این صورت بر آنان نیمی از عذاب [:مجازات] زنان شوهر دار آزاد است.} این یعنی مجازات کنیزان نصف مجازات زنان مسلمان آزاد است ؛چه این زن آزاد متأهل باشد یا مجرد. مجازات زنا در کتاب خداوند برای زنان و مردان آزاد صد ضربه شلاق است و برای هر کدام از زنان و مردان زناکاری که آزاد نباشند نصف این مقدار است چه مجرد باشند چه متأهل .لذا مجازات کنیز زناکار چه مجرد باشد چه متأهل پنجاه ضربه شلاق ونصف مجازات زن زناکار آزاد است که چه مجرد باشد و چه متأهل می بایست صد ضربه شلاق بخورد. من مهدی منتظرم و از علمای دین حنیف اسلام سؤالی دارم :چگونه از نص قرآن عظیم مجازات پنجاه ضربه شلاق را برای کنیز زناکاری که متأهل هم هست پیدا کردید ؛ و خداوند به شما فرمان نداده است که او را صد ضربه شلاق که حد زن مسلمان آزاد است بزنید بلکه خداوند تعالی فرموده است: {فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ}صدق الله العظيمبا اینکه این زن متأهل است.سپس مجازات زن زناکارآزاد متأهل را سنگسار تا مرگ قرار می دهید!آیا از نظر شما این حکم عادلانه است؟ آیا همه آنها متأهل نیستند چه آزاد و چه کنیز؟ اما برای کنیزی که متأهل هم هست مجازات کامل را اجرا نمی کنید بلکه بر طبق نص قرآن نصف مجازات که پنجاه ضربه است را برایش مقرر می سازید و می گوئید این؛ نصف مجازات زن آزاد و مجرد است! می گویم :آیا (نصف مجازات)این زن آزاد زنا کار که همسر ندارد را برای این کنیزی که علی رغم داشتن همسر تعمداً زنا کرده است قرار داده اید؟ اماچگونه تصور می کنید مجازات زن آزاد مجرد صد ضربه است اما مجازات زن آزاد متأهل سنگسار تا مرگ است و مجازات کنیز زناکارمتأهل فقط پنجاه ضربه شلاق؟ چطور مجازات همان عمل را چون زن آزاد است سنگسار تا مرگ قرار می‌دهید؟ شما را چه شده است چگونه حکم می کنید؟خداوندی که ظلم را بر نفس خود حرام کرده است ؛ چگونه به شما فرمان می دهد کنیز زناکار متأهل را پنجاه ضربه شلاق بزنید و زن زناکار آزاد و متأهل را سنگسار کنید تا بمیرد؟ خدا منزه است از چیزی که به او نسبت می دهید!!! اگر راست می گویید دلیل قرآنی برایم بیاورید که مجازات زن و مرد زناکارِ متأهلِ مسلمان ؛ سنگسار تا حد مرگ است. قرآن مرجع واقعی و حق (ما) است لذا بیایید تا در مورد این اختلافی که علمای حدیث در سنت (نبوی) دچار آن شده اند، از قرآنبرای‌تان حکم بیاورم .خواهید دید که آیات مربوط به مجازات زنا از محکم ترین و واضح ترین آیات قرآنی هستند. مجازات زنا از آیات محکم کتاب است و خداوند آن را جزو آیات اساسی قرآن (ام الکتاب) و احکام این دین حنیف اسلامی قرار داده است .لذا قبل از آن که قرآن را با صوت زیبا و به صورت تجوید و با صوتی خوش بخوانید ؛در آیاتش تدبر کنید . شما معنای قرآن را رها کرده و تمام هم و غمتان را روی قرائت شکیل آن گذاشته اید شما چیزی را حفظ کرده اید که از معنای آن اطلاعی ندارید .این حکایت خر است که از محتوای کتابی که بر پشت خود حمل می کند بی خبر است. احوال آن کسی هم که بدون فهمیدن و تدبر در قرآن ؛آن را حفظ کند همین خواهد بود. به همین دلیل خداوند فرمان داده است که در نص قرآن عظیم ،این کتاب مبارک تدبر و اندیشه کنید تا سخن خداوند را دریابید بعد از این قادر خواهید بود آن را به راحتی حفظ کرده و هرگز هم فراموش نکنید. بدانید چون معنی آن را فهمیده اید؛ حفظ کردن آن بسیار برایتان آسان می شود. پس در سوره النور تدبر کنید تا خداوند آن را نوری در مسیرتان قرار دهد که اگر خداوند راه را روشن نکند ،از جای دیگر نوری نخواهید داشت.خداوند تعالی می فرماید: بسم الله الرحمن الرحيم {سُورَةٌ أَنزَلْنَاهَا وَفَرَضْنَاهَا وَأَنزَلْنَا فِيهَا آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لَّعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ﴿1﴾ الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ ۖ وَلَا تَأْخُذْكُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّـهِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۖ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿2﴾}صدق الله العظيم [النّور] {(این) سوره ای است که آن را نازل کرده ایم، و (احکام) آن را واجب نموده ایم، و در آن آیات روشنی نازل کرده ایم، شاید شما پند گیرید. (۱)هر یک از زن و مرد زنا کار را صد تازیانه بزنید، و اگر به خدا و روز آخرت ایمان داریدإ نباید در (اجرای احکام) دین خدا نسبت به آن دو (زن و مرد) رأفت (و رحمت کاذب) داشته باشید، وباید گروهی از مؤمنان بر مجازاتشان (شاهد و) حاضر باشند. (۲)} این مجازاتی است که خداوند در قرآن عظیم برای زن و مرد مسلمان آزاد زناکار درنظر گرفته است چه فرد متأهل باشد وچه مجرد، مجازات آنها صد ضربه تازیانه است . خداوند برای‌تان روشن نموده است که مجازات زنا صد ضربه تازیانه برای زناکار مرد و زن است و در همین سوره شرح داده شده است که فرقی بین زناکار متأهل و مجرد وجود ندارد. آیه های بعدی سوره نور را پی بگیریم: {وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا ۚ وَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿4﴾ إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِن بَعْدِ ذَٰلِكَ وَأَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّـهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿5﴾ وَالَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْوَاجَهُمْ وَلَمْ يَكُن لَّهُمْ شُهَدَاءُ إِلَّا أَنفُسُهُمْ فَشَهَادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهَادَاتٍ بِاللَّـهِ ۙ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ ﴿6﴾ وَالْخَامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللَّـهِ عَلَيْهِ إِن كَانَ مِنَ الْكَاذِبِينَ ﴿7﴾ وَيَدْرَأُ عَنْهَا الْعَذَابَ أَن تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّـهِ ۙ إِنَّهُ لَمِنَ الْكَاذِبِينَ ﴿8﴾ وَالْخَامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّـهِ عَلَيْهَا إِن كَانَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿9﴾ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ وَأَنَّ اللَّـهَ تَوَّابٌ حَكِيمٌ ﴿10﴾}صدق الله العظيم [النّور] {و کسانی که زنان پاکدامن را (به زنا) متهم می کنند، سپس چهار شاهد نمی آورند، پس آنها را هشتاد تازیانه بزنید، و هرگز شهادتشان را نپذیرید، و اینانند که فاسق اند. (۴) مگر کسانی که بعد از آن توبه کنند و جبران نمایند (که خداوند آنها را می‌بخشد) زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است. (۵)و کسانی که همسران خود را (به زنا) متهم می کنند، و جز خودشان گواهانی ندارند، پس هر یک از آنها باید چهار مرتبه به نام خدا سوگند یاد کنند که او از راستگویان است. (۶) و در پنجمین بار بگوید که لعنت خدا بر او باد اگر از دروغگویان باشد. (۷) آن زن نیز می‌تواند کیفر را از خود دور کند، به این طریق که چهار بار خدا را به شهادت طلبد که آن مرد (در این نسبتی که به او می‌دهد) از دروغگویان است. (۸) و بار پنجم بگوید که غضب خدا بر او باد اگر آن مرد از راستگویان باشد. (۹) و اگر فضل و رحمت خدا شامل حال شما نبود و اینکه او توبه‌پذیر و حکیم است (بسیاری از شما گرفتار مجازات سخت الهی می‌شدید)! (۱۰)} ای علمای امت می خواهید که خداوند در همین سوره مجازات زنا را دوباره بیان می کند؟ آیا در اول سوره برای‌تان توضیح نداده است؟ {سُورَةٌ أَنزَلْنَاهَا وَفَرَضْنَاهَا وَأَنزَلْنَا فِيهَا آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لَّعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ﴿1﴾ الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ ۖ وَلَا تَأْخُذْكُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّـهِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۖ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿2﴾}صدق الله العظيم! {(این) سوره ای است که آن را نازل کرده ایم، و (احکام) آن را واجب نموده ایم، و در آن آیات روشنی نازل کرده ایم، شاید شما پند گیرید. (۱)هر یک از زن و مرد زنا کار را صد تازیانه بزنید، و اگر به خدا و روز آخرت ایمان داریدإ نباید در (اجرای احکام) دین خدا نسبت به آن دو (زن و مرد) رأفت (و رحمت کاذب) داشته باشید، وباید گروهی از مؤمنان بر مجازاتشان (شاهد و) حاضر باشند. (۲)} سپس صحبت از کسانی می شود که به زنان شان نسبت زنا داده و جز خودشان شاهدی ندارند و مجازات همسرشان را دوباره ذکر می کند.خداوند تعالی می فرماید: {وَيَدْرَأُ عَنْهَا الْعَذَابَ أَن تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّـهِ ۙ إِنَّهُ لَمِنَ الْكَاذِبِينَ ﴿8﴾ وَالْخَامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّـهِ عَلَيْهَا إِن كَانَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿9﴾ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ وَأَنَّ اللَّـهَ تَوَّابٌ حَكِيمٌ﴿10﴾}صدق الله العظيم. {آن زن نیز می‌تواند کیفر را از خود دور کند، به این طریق که چهار بار خدا را به شهادت طلبد که آن مرد (در این نسبتی که به او می‌دهد) از دروغگویان است. (۸) و بار پنجم بگوید که غضب خدا بر او باد اگر آن مرد از راستگویان باشد. (۹) و اگر فضل و رحمت خدا شامل حال شما نبود و اینکه او توبه‌پذیر و حکیم است (بسیاری از شما گرفتار مجازات سخت الهی می‌شدید)! (۱۰)} آن کیفری که از او برداشته می شود چیست؟ آن همان مجازاتی برای زنا است که در اول سوره آمده است{وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ} اگر بدانید؛ این کیفری که از او برداشته می شود تازیانه است. آیا می خواهید قرآن آنرا یکبار دیگر در همین سوره بیان کند. لذا به همین اکتفا می شود: {وَيَدْرَأُ عَنْهَا الْعَذَابَ} ای علمای امت منظور همان کیفری است که اول همین سوره بیان شد. ممکن است یکی از علمای امت سخنان مرا قطع کرده و بگوید:"چطور مجازات زن زناکار متأهل را مثل مجازات زن مجردی که همسری ندارد وتمایل شدیدش باعث سوق دادن او به سمت زنا شده است می‌دانی؟ زن متأهل عذری ندارد و(حتماً) باید سنگسار شود تا بمیرد". سپس مهدی منتظر راستین ؛امام ناصر محمد یمانی پاسخ می دهد: گیرم بهانه ای برای زنای افراد مجرد پیدا کرده باشید ؛برای کنیز متأهل به چه بهانه ای متوسل می شوید و فقط او را پنجاه ضربه تازیانه می‌زنید در حالی که در نص قرآن عظیم درباره متأهلین حکم آمده است؛ شما که مرد حکیم و فهمیده‌ای هستی. خداوند تعالی می فرماید: {وَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ مِنكُمْ طَوْلاً أَن يَنكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِن مِّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللّهُ اعلم بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ فَانكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلاَ مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِمِنَ الْعَذَابِ}صدق الله العظيم [النّساء:25] {و هر کس از شما از لحاظ مالی توانایی ازدواج با زنان آزاده مؤمن؛ نداشته باشد، پس با کنیزان با ایمانی که ملک یمین شما هستند ( ازدواج کند) و خداوند به ایمان شما داناتر است. برخی از برخی هستند، پس آنان را با اجازه اهل‌شان به ازدواج خود در آورید، و مهرشان به طور پسندیده به آنان بدهید. ( به شرط آنکه) پاکدامن باشند، نه زناکار، و نه آنان که در پنهانی دوست گیرند. پس چون ازدواج کردند، اگر مرتکب زنا شدند،پس مجازاتشان؛ نصف مجازات زنان آزاد است..} آیا برایتان روشن شد که مجازات زن و مرد مسلمان آزاد(غیر برده) چه مجرد باشند و چه متأهل صد ضربه تازیانه است ؟ واما در مورد بردگان و کنیزها، چه متأهل باشند و چه مجرد ،مجازات نصف مردان و زنان آزاد بوده و طبق نص قرآن عظیم میزان آن پنجاه ضربه تازیانه است{فَانكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلاَ مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ}صدق الله العظيم {پس آنان را با اجازه اهل‌شان به ازدواج خود در آورید، و مهرشان به طور پسندیده به آنان بدهید. ( به شرط آنکه) پاکدامن باشند، نه زناکار، و نه آنان که در پنهانی دوست گیرند. پس چون ازدواج کردند، اگر مرتکب زنا شدند،پس مجازاتشان؛ نصف مجازات زنان آزاد است..} ممکن است عالم دیگر بر سرما فریاد بزند و از کوره دربرود و با عصبانیت مانند شتر به سوی ما بیاید که:"چطور این سنت تأئید شده را رد می کنی.محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – زنی را که به حضور ایشان آمد و به گناهش اعتراف کرد و با توبه به سوی خداوند روی آورده بود را سنگسار کرد تا بمیرد و به این ترتیب ازگناه پاک گردد. از قرآن عظیم به او پاسخ می دهم و این تهمت دروغ یهودیان به رسول الله را بی اعتبار اعلام میکنم که او (رسول الله) از این (تهمت دروغ) بری است. رسول الله را نشاید که برخلاف امر خداوند در قرآن عظیم عمل نماید.( به او گفته شده است: ) ای محمد رسول خدا و ای مسلمانان هرکس که قبل از گرفتار شدن به دست شما توبه کند ؛حق اجرای حد را برایش ندارید حتی اگر مفسد فی الأرض باشد .حتی اگر در زمین با قتل فساد بپا کند و مجازات او صلب و قطع سر از بدن باشد وهیچ کس هم -جز خداوندی که دانای آشکار و نهان است و از نگاه های دزدانه و رازهای مدفون در سینه ها آگاهی دارد -از این قتل باخبر نبوده و او را دستگیر نکرده باشد اما خودش بر اثر شدت ندامت با توبه به سوی خداوند روی کند و به حضور حاکم آمده و بگوید: "من فلان شخص را کشته ام و خانواده و مردمان دیگر قاتل را نشناخته و کسی را هم تعقیب نمی کنند و اعتراف من فقط به خاطر بازگشت و توبه به درگاه خداوند است و اگر می بینید حکم من صلب و جدا کردن سر از بدن است آنرا اجرا کنید .وقتی رضای خداوند در این امر است برایم مهم نیست ." و حاکم به قرآن خداوند رجوع میکند تا ببیند مجازات این مرد که خودش آمده و قبل ازدستگیری اعتراف کرده و کسی هم به او شک نداشته و در تعقیب او نبوده است چیست؟ و میبیند حکم خداوند در قرآن عظیم این است که : او را نکشید ما مجازات وصلب(قطع سر) را از او برداشته ایم. و همینطور مجازات قطع(تازیانه زدن به کف دست و پا حداقل تا جایی که خون جاری شود) دست و پا از جهت مخالف یکدیگر را؛ چون او با توبه به سوی ما(خداوند) بازگشته است .کسی بجز ما از عمل او خبر نداشت و او با توبه به سمت ما روی آورده است . او قبل از دستگیری خودش به سراغ‌تان آمده لذا بعد از توبه حدی برای او نیست . اما اگر بعد از دستگیری و (در نتیجه) فرارسیدن مرگ توبه کرد؛ توبه او را نمی پذیریم ،چرا که این توبه:" من الان توبه کردم" در اثر دیدن مرگ و آگاهی از صلب (قطع سر) است . لذا در پیشگاه خداوند برای او و کسانی که در حال کفر بمیرند توبه ای درکار نیست . و خداوند تعالی می فرماید: {إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّـهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلَافٍ أَوْ يُنفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ۚ ذَٰلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا ۖ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿33﴾إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِن قَبْلِ أَن تَقْدِرُوا عَلَيْهِمْ ۖ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّـهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ﴿34﴾} صدق الله العظيم [المائدة] {کیفر آنها که با خدا و پیامبرش به جنگ برمی‌خیزند، و اقدام به فساد در روی زمین می‌کنند،این است که کشته شوند؛ یا سرشان از بدن جدا شود؛ یا به کف دست و پای آنها، به عکس یکدیگر(دست چپ و پای راست)، تازیانه زده شود؛ و یا از زمین تبعید گردند(مجازات زندان) . این رسوایی آنها در دنیاست؛ و در آخرت، مجازات عظیمی دارند..(33)مگر کسانی که پیش ازآنکه بر آنان دست یابید، توبه کنند،پس بدانید که همانا خداوند آمرزنده ی مهربان است.(34)} برای اندیشمندان دوباره سخن خداوند را تکرار می کنم:{إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِن قَبْلِ أَن تَقْدِرُوا عَلَيْهِمْ ۖ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّـهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}صدق الله العظيم ، {مگر کسانی که پیش ازآنکه بر آنان دست یابید، توبه کنند،پس بدانید که همانا خداوند آمرزنده ی مهربان است.(34)}. لذا حکم اودر صورت ارتکاب قتل دادن فدیه برای قتل غیر عمد به خانواده فرد مقتول و در صورت دزدی و راهزنی پس دادن اموال به صاحبانش است. به این ترتیب آنچه که بر گردنش است پاک می شود و خداوندتوبه او را علیرغم ارتکاب قتل می پذیرد. هیچ گناه دیگری مثل گناه قتل ناحق انسان نیست، چنانکه پاداش نجات جان یک انسان هم (مثلا) ده برابر نیست بلکه مانند نجات دادن تمام فرزندان آدم از اولین نفر تا آخرین آنهاست. شدت گناه قتل و میزان پاداش نجات دادن کسی از مرگ (با عفو و بخشش) یک سان است چرا که کتاب شدت این گناه را برابر میزان آن پاداش می داند. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که: {مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النّاسَ جَمِيعًا}صدق الله العظيم [المائدة:32] { هر کس انسانی را بدون اینکه مرتکب قتل نفس یا فسادی در زمین شده باشد؛ بکشد، چنان است که گویی همه ی مردم را کشته باشد و هر کس انسانی را از مرگ نجات دهد؛ چنان است که گویی همه ی مردم را زنده کرده است،} چگونه محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – جرأت می کند از فرمان خداوند سرپیچی کرده و برای زنی که کسی از زنای او خبر نداشته وقبل از گرفتار شدن به حضور او آمده وبا توبه خالصانه به سوی خداوند بازگشته است و خودش علنی با توبه نصوح به سراغمحمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم –حکم سنگسار صادر کند بعد بگوید فعلاً برو و فرزندت را به دنیا بیاور. سپس بعد از وضع حمل دوباره بیاید و رسول خدا به او بگوید برو و فرزندت را شیر بده .او برود و دو سال تمام فرزندش را شیر داده و دوباره برگردد! سپس رسول خدا فرزند را از میان بازوان (مادر) درآورده وبه همراه یارانش سنگ برداشته و سپس زن را سنگسار کند !! خدا با شما بجنگد آخرچگونه چنین تهمتی می زنید...چگونه یهود دین‌تان را تحریف میکند و شما به خیال اینکه به سنت رسول الله- صلّى الله عليه وآله وسلّم - پای بندید از آنها پیروی می کنید. شما نه به کتاب خدا پای بندید و نه به سنت رسولش بلکه به سنت یهود دل بسته اید که به کلی (در کلیات و جزئیات ) با آنچه که در قرآن نازل شده مغایرت دارد. سپس به بهانه اینکه تأویل آن را کسی جز خداوند نمی داند ؛ کتاب خداوند را پشت سرتان انداخته اید در حالی که مقصود خداوند (از ندانستن تأویل ...) در مورد متشابهات است..مادران‌تان به عزای‌تان بنشینند...اما یهود شما را از آیات محکم و روشن کتاب منحرف کرده اند .همان آیاتی که من با تکیه به آنها شما را به چالش کشیده و به تسلیم و سکوت کشانده ام. من با منطق قرآن از سنت حق محمد رسول الله دفاع میکنم. خداوند قرآن را مرجع سنت رسولش قرار داده است ، سنت نیز از جانب خداوند آمده است . اگر از جانب خداوند و رسولش نباشد ؛میان آن و قرآن درکلیات و جزئیات ؛مغایرت زیادی پیدا می کردید. ما آیه های خداوند را علی رغم وضوح‌شان به وسیله (خود) قرآن عظیم برای آنانی که به کتاب خداوند و سنت حق رسولش ایمان دارند شرح دادیم سنتی که نه تنها با این قرآن مغایرتی ندارد بلکه برای مسلمانان توضیحات بیشتری را بیان می کند. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که: {وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ}صدق الله العظيم [النّحل:44] { و (ما این) قرآن را بر تو نازل کردیم تا برای مردم روشن سازی ، آنچه را که به سوی آنها نازل شده است} چگونه ممکن است که بیانی مخالف آیات محکم کتاب در قرآن عظیم آورده شود؟ شمارا چه شده ؟چگونه حکم می کنید؟ باور کنید من مهدی منتظر هستم ؛ وای علمای امت اگر از اعتراف به این (حقیقت) استنکاف می کنید شما را به مباهله فرامی خوانم. از شما از هریک که به این مطالب کافرترید دعوت می کنم و سپس به درگاه خداوند تضرع کرده و لعنت خداوند بر ظالمین را خواستار می شویم. پیمانه صبر من از دست شما و سکوت طولانی تان در برابر حق پرشده است. ای علمای امت از دست شما سینه ام به درد آمده است ؛ شما که از طریق شبکه جهانی اینترنت نسبت به من آگاهی پیدا کرده اید اما بی حرکت وساکن مانده و به سایر علمای مسلمین خبر نمی دهید که ناصر محمد یمانی نامی به زعم خود مهدی منتظر است؛ بیائید تا با او بحث کرده و با قرآن اورا وادار به تسلیم و سکوت نمائیم چراکه اگر در راه باطل باشد مردم را از شر او رهانیده و نخواهیم گذاشت احدی از مسلمانان را گمراه کند و اگر او ما را به تسلیم و سکوت واداشت ؛ قبل از اینکه عذابی که قبلا با عبور سیاره آتش و باریدن سنگ های متراکم و نشان شده(سجیل منضود) بر کافران نازل شد؛ بر سرمان بیاید برایمان یقین می شود که او مهدی منتظر است. مرا باور کنید باشد که رستگار شوید. به روایات و احادیثی که یهودیان در لابلای سنت حق رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم گنجانده اند کافر شوید. از هر کسی که به خطبه ما اعتراض دارد دعوت می کنیم که برای بحث تشریف بیاورد فقط به شرطی که گفتگوی ما فقط از روی قرآن عظیم باشد.پس اگر بگویم " و از سنت" ؛ (آنان ) با احادیث نفوذی و آلوده به مجادله با حدیث واضح و روشن خداوند (آیات قرآن) برمی خیزند. و چه کسی راستگو تر از خداوند است. و سپس تصور می کنند هدایت شده اند در حالی که از قرآن فقط رسم آن برایشان باقی مانده است.هرکس به قرآن بیاویزد نجات یافته و به صراط مستقیم هدایت می گردد؛ و هر که از آن روبرگرداند به دنبال هوای نفس خود رفته و گمراه شده است گویی از آسمان سقوط کرده و مرغان او را ربوده یا باد او را به مکانی دور(سحیق= محل دور افتاده ؛جهنم) انداخته است. کارتان برایم عجیب است، علمای مسلمین و تمام کسانی که زبان تان عربی است؛ شما معنای لغوی و شرعی کلمه محصنه یعنی زن شوهردار را می دانید . هم چنین به معنی زنی است که دامنش را از عمل زنا پاک نگه میدارد. و خداوند تعالی می فرماید: {وَالَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهَا مِن رُّوحِنَا وَجَعَلْنَاهَا وَابْنَهَا آيَةً لِّلْعَالَمِينَ} صدق الله العظيم [الأنبياء:91] {و آن زن (یعنی مریم) را که دامنش را پاکیزه نگاه داشت و ما در آن از روح خود بدمیدیم و او را با فرزندش (عیسی) معجزه و آیتی بزرگ برای اهل عالم قرار دادیم. (۹۱)} من مهدی منتظرم و در شریعت دین حنیف اسلام ، ازمعنی سومی برای کلمه محصنه خبر ندارم.محصنه یعنی زن شوهردارو همین طوربه زنانی که از ( شرافت خود) محافظت میکنند (محصنات لفروجهن) نسبت محصنه داده می شودو وخداوند تعالی می فرماید: {وَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ مِنكُمْ طَوْلاً أَن يَنكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِن مِّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ }صدق الله العظيم [النساء:25] {و هر که را توانایی آن نباشد که زنان پاکدامن با ایمان (و آزاد) گیرد پس، از کنیزان مؤمنه که مالک آن شدید به زنی اختیار کند.} خداوند به مؤمنین توصیه می فرمایند با کسانی ازدواج کنند که از شرافت خود محافظت می کنند و پاک دامن هستند (محصنات لفروجهن).چراکه آنها دین دارند و گواه آن حدیثی از محمد رسول الله در باره ازدواج است: [فأظفر بذات الدين تربت يداك] صدق عليه الصلاة والسلام وآله. [پس‌ تو به‌ سوي‌ زن ‌ديندار بشتاب، دستهايت‌ را برخاک بگذار] (مترجمان:تربت یداک به معنی فقیر شوی جمله تحبی عرب برای کسی است که دوستش دارند) کسانی از شما هستند که کلام خداوند را از جا و منظور اصلی آن جا به جا میکنند، گناه این کار مانند گناه دروغ بستن به خداوند و پروردگار عالمیان است. تأویل ( و تفسیر) نکته ای بسیار مهم و اساسی است پس هرکس تأویل باطل انجام دهد قرآن را تحریف کرده و مطلبی را به خداوند نسبت می دهد که از آن چیزی نمی داند و خداوند شما را از دادن چنین نسبت هایی نهی فرموده است و کسی که ندانسته به خداوند نسبتی بدهد از امر خداوند رحمن سرپیچی و تابع فرمان شیطان شده است. خداوند تعالی می فرماید: {وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ (168) إِنَّمَا يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ (169)} صدق الله العظيم [البقره] { از گام‌های شیطان، پیروی نکنید! چه اینکه او، دشمن آشکار شماست! (۱۶۸) او شما را فقط به بدی‌ها و کار زشت فرمان می‌دهد؛ (و نیز دستور می‌دهد) آنچه را که نمی‌دانید، به خدا نسبت دهید. (۱۶۹)} ای مسلمانان بدانید که خداوند به شما اجازه نداده است که مطلبی را که نمی دانید به او نسبت دهید این امر بر شما حرام است.و خداوند تعالی می فرماید: {قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ } صدق الله العظيم [الأعراف:33] { بگو: «خداوند فقط کارهای زشت را, چه آشکارا باشد وچه پنهان, و(نيز) گناه وسرکشی بنا حق را؛ حرام کرده است, واين که چيزی را شريک خدا قرار دهيد که خداوند دليلی بر (حقانيت) آن نازل نکرده است, وچيزی را که نمی دانيد به خدا نسبت دهيد (حرام نموده است).} و خداوند تعالی می فرماید: {وَلَا تَقُولُوا لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَذَا حَلَالٌ وَهَذَا حَرَامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لَا يُفْلِحُونَ (116) مَتَاعٌ قَلِيلٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (117)} صدق الله العظيم [النحل] {و شما نباید از پیش خود به دروغ چیزی را حلال و چیزی را حرام گویید و به خدا نسبت دهید تا بر خدا دروغ بندید، که آنان که بر خدا دروغ بندند هرگز روی رستگاری نخواهند دید. (۱۱۶) (آنچه از این طریق به دست آورند) متاعی قلیل است و (در آخرت) عذابی دردناک خواهند داشت. (۱۱۷)} ای علمای مسلمین بدانید خداوند مرا برای دفاع از سنت محمد رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم- برانگیخته است چراکه که افراد پیرو باطل تحریفاتی وارد سنت نبوی کرده اند و خداوند وعده ای برای حفظ سنت از خطر تحریف نداده است: {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا(81) }صدق الله العظيم [النساء: 81] {و مى‏ گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى ‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه می دارند(برای بعد از فوت پیامبر)می نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا بس كارساز است} خداوند برای شما حجتی علیه خود قرار نداده است سبحان الله ؛ بلکهدلیل رسا (و قاطع) برای خداست ( سوره الانعام آیه 149: فَلِلَّـهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ ) . خداوند وعده فرموده اند که قرآن را برایتان از تحریف حفظ خواهند کرد . لذا ( بدانید) این قرآن در موارد اختلاف نظر علمای حدیث مرجع قاطع شماست. قرآن و سنت بیان محمدی هردو از جانب خداست( مترجم: پس هیچ گاه اختلافی باهم ندارند .اگر اختلافی بود، نشانه جعلی بودن حدیث است) {وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ } صدق الله العظيم [النحل:44] { و بر تو این ذکر (یعنی قرآن) را نازل کردیم تا برای مردم آنچه را که به آنان فرستاده شده بیان کنی و برای آنکه عقل و فکرت کار بندند. (۴۴)} اما بیان (توضیح و شرح روشن تر) قرآن که در سنت محمدی آمده است از گفتارخود محمد رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم – نیست؛ این بیان و شرح نیز از جانب خداوند آمده است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که : {فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآَنَهُ (18) ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ (19)} صدق الله العظيم [القيامه] { آن‌ گاه که بر خواندیم تو پیرو قرآن آن باش. (۱۸) پس از آن بر ماست که (حقایق) آن را بر تو بیان کنیم. (۱۹)} ای مسلمانان برای‌مان روشن شد که سنت محمدی از جانب خداوند و برای توضیح و تشریح بیشترقرآن آمده است ، در "بیان" قرآن (تشریح قرآن) هیچ چیز جز توضیح به قرآن اضافه نمی شود؛ جایزنیست کوچک‌ترین تفاوتی بین کتاب خداوند و سنت رسولش وجود داشته باشد. خداوند شما را آگاه نموده است تا در مورد احادیثی که در آن با هم اختلاف دارید، به آیات محکم و واضح و روشن کتاب خداوند رجوع و با دقت فکر کنید. اگر آن حدیث موجود در سنت از جانب خداوند نباشد ؛ خواهید دید که با کتاب خداوند اختلافات بسیاری دارد. چرا که خداوند وعده ای برای حفظ سنت محمدی نداده است ؛ وعده او حفظ قرآن (از تحریف ) است.در مورد سنت نه تنها وعده حفظ آن داده نشده بلکه شما را از مکر بزرگ دشمنان خدا (از طریق نوشتن پنهان و نادرست سنت محمدی) آگاه نموده است . خداوند که احادیث نبوی را حجت و دلیلی برایتان قرار نداده است تا باعث گمراه شدن شما از راه راست –صراط-مستقیم گردد؛ بلکه حجت و دلیل قاطع و رسای خداوند همان قرآنی است که توسط خداوند برایتان مصون از تحریف مانده است. لذا به شما امر شده هرجا که در سنت نبوی اختلاف داشتید به قرآن رجوع کنید.خداوند تعالی فرموده است: {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا(81) }صدق الله العظيم [النساء: 81] { و مى‏ گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى ‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه می دارند(برای بعد از فوت پیامبر)می نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا بس كارساز است} ای مردم تمام کشورهای اسلامی شما را دربرابر علمای‌تان به حق شاهد می گیرم که این سخن حق است کافی است که قرآن گواه آن باشد(که هست) که علمای یهود به خداوند و رسولش نسبت دروغ داده و شما را از مسیر حق گمراه و از راه مستقیم خارج کرده اند. اگر علمای امت در راه هدایت بوده و با دانش خود مرا شکست دادند ،برای تمام مسلمانان مشخص می شود که ناصر محمد یمانی در گمراهی آشکاری است. اما مهدی منتظر به حق از جانب خداوند رب العالمین آمده است و اگر نتواند با ادله کامل علمی برگرفته از قرآن ؛ بر تمام علمای مسلمان چیره شود ؛لعنت خداوند بر او باد همچنان که لعنت خداوند تا روز جزا بر ابلیس است. اگر برای کسی حقیقت روشن شد ولی حاضر به اعتراف و یاری آن نشده و سکوت اختیار کرد ؛ سکوتش در برابر حق سکوت برای شیطان است( به نفع شیطان سکوت کرده است) و لعنت خداوند بر ظالمین باشد. ای علمای مسلمین؛ انتخاب دیگری برای‌تان نمانده است؛ اگر اعتراف کردید که من بر حقم و تأییدم کردید در کنار بیت عتیق حاضر شده و بیعت خواهیم کرد. اگر سخنان مرا باطل و بی اعتبار می دانید ؛ اگر راست می گویید، دانشی راهبر تر از این ارائه کنید و به خداوند رب العالمین پیشاپیش سوگند می خورم ؛ چنان دهان شما را میبندم که راه دیگری نداشته باشید: یا ایمان آوردن و اعتراف کردن به حقیقت برای ظهور و یا روی گردندان و کافر شدن به قرآن عظیم ؛ که در این صورت مثل سایر طغیان‌گران و ستمکاران دنیا ؛ آنها که جز افزودن بر فساد کار دیگری نمی کنند ؛ هلاک خواهید شد.تازیانه عذاب خداوند به صورت سنگ های متراکم (آتشین) و سخت که از جانب خداوند مسومة بوده و قابلیت عبور از جو را دارند؛ بر سر شما و آنها فرود خواهد آمد و زمان آن دور نیست.منشاء این (باران سنگ)از هفتمین زمین ( از زمین های هفتگانه) که در پایین مکان ترین نسبت به زمین ما قرار دارد خواهد بود. این همان سیاره ای است که به نام سیاره نیبیرو ؛سیاره دهم و به قول غربی ها planet Xنامیده می شود.اگر مرا تکذیب کنید ؛ خداوند یک شبه با این سیاره عذاب ( بسیار درناک) مرا بر شما وآنها (کافران) سیطره خواهد داد در حالیکه خوار شده اید . این از نشانه های بزرگ ساعت (اشراط الساعة الکبری ) و برای اثبات صداقت مهدی منتظری است که تمام شما مسلمانان و تمام مردم دنیا از او روبرگردانده اید. او خلیفه خداوند برشماست که در زمین برانگیخته شده تا از خود قرآن (استفاده کرده و)، قرآن را برایتان تشریح کند. این تشریح قرآن با قرآن حجت خداوند بر مردمان و دلیل خلیفه بودن اوست ، اما تنها عده کمی به صدق گفتار من ایمان اورده اند.و آن کسی که مهدی منتظرناصر محمد یمانی را تکذیب کند در حقیقت از قرآن روی گردانده و قرآن را تکذیب کرده است چرا که او تنها با قرآن با مردم بحث کرده و دلیل می آورد. حکم ؛ حکم خداوند است و هم خداوند اسرع الحاسبین . من با دلایل روشن و بابصیرت ( قرآن) برای شما حجت آوردم ، اما اولین کسانی که مرا تکذیب کردند مسلمانان بودند. با چه (دلیل) حقی مرا تکذیب می کنید واگر راست می گوئید حجتتان کدام است؟ شما را چه شده است که نمی شنوید؟ گویا که من از پشت سر با ناشنوایان و گنگان حرف میزنم که شما صدای مرا نمی شنوید و یااینکه ای مسلمانان ، مؤمن به آیات قرآن عظیم نیستید.و خداوند تعالی می فرماید: {فَإِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاءَ إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ (52) وَمَا أَنْتَ بِهَادِي الْعُمْيِ عَنْ ضَلَالَتِهِمْ إِنْ تُسْمِعُ إِلَّا مَنْ يُؤْمِنُ بِآَيَاتِنَا فَهُمْ مُسْلِمُونَ (53)} صدق الله العظيم [الروم] { تو نمی‌توانی صدای خود را به گوش مردگان برسانی، و نه سخنت را به گوش کران هنگامی که روی برگردانند و دور شوند! (۵۲)و (نیز) نمی‌توانی نابینایان را از گمراهیشان هدایت کنی؛ تو تنها سخنت را به گوش کسانی می‌رسانی که ایمان به آیات ما می‌آورند و در برابر حق تسلیمند! (۵۳)} دین در زمان تنزیل قرآن غریب بود. لذا محمد رسول الله شکایت قومش را پیش خداوند برد . خداوند تعالی فرمود: {وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَٰذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا } صدق الله العظيم [الفرقان:30] {و پیامبر (خدا) گوید : پروردگارا ! بی گمان قوم من این قرآن را رها کردند .} من نیز در عصر تفسیر و تشریح قرآن ؛ به خدا شکایت می برم. همان را می گویم که جدم می گفت: {يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَٰذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا}صدق الله العظيم {پروردگارا ! بی گمان قوم من این قرآن را رها کردند .} الناصر لكتاب الله وسنة رسوله الحق الإمام ناصر محمد اليماني. - 2 - الإمام ناصر محمد اليماني 07 - 09 - 1428 هـ 19- 09 - 2007 مـ ۲۸-شهریور-۱۳۸۶ه.ش. 02:28 صباحاً ــــــــــــــــــ ای علمای امت شما را چه شده وچرا سکوت کرده اید؟ گفتار دیگری خطاب به علمای امت که از امر من خبر دارند اما سکوت کرده اند نه تکذیب می کنند و نه تأیید(ادامه نفی حد سنگسار) بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جميع الأنبياء والمُرسلين وأتباعهم بالحق إلى يوم الدين، ثُمّ أما بعد.. ای علمای امت با وجود اطلاع تان از خطابه های من ، و علیرغم اینکه جسورانه یکی از حدود کیفری ( نسبت داده شده به) دین حنیف اسلام ( یعنی سنگسار زناکار متأهل) را نفی کرده بودیم، هنوز در برابر آن سکوت اختیار نموده اید. اما من علت این سکوت را می دانم .این حدیث و کلام خداوند من و شماست که از قرآن عظیم برایتان آورده ام .اگر برهانی از جانب او نداشتم تا به حال پوست مرا با زبان های بران‌تان کنده بودید. از آنجا که حق با من ؛ناصر محمد یمانی است همگی شما را وادار به تسلیم و سکوت کرده ام ؛ و همین علت سکوت عجیبی شما در برابر کسانی است که در تکاپوی یافتن حقیقت هستند . ای علمای امت چرا در برابر حق سکوت اختیار کرده اید؛ شما به خوبی می دانید سکوت کننده در برابر حق شیطانی لال است. شما دریافته اید من از جماعت قرآنییون نیستم که فکر می کنند به قرآن درآویخته اند اما با وجود این دو نمازاز نمازهای فریضه را نمی خوانند و نمازهای روزانه را به سه نماز تبدیل کرده اند! . به همین ترتیب میدانید من از شیعیان نیستم. آنها به احادیث منقوله از اهل بیت تمسک جسته و به دنبال یافتن کتاب فاطمة الزهراء هستند ؛ من کتابی جز کتاب پدرشان( قرآن عظیم) که صلوات و سلام براو باد برای ایشان نمی شناسم. همان کتابی که آنها (شیعیان) پشت سرشان انداخته اند. من از جماعت اهل سنت نیز نیستم ، آنهایی که سنت نبوی را برگزیده و قرآن را پشت سرشان انداخته اند و می گویند تأویل قرآن را تنها خدا ؛ رسولش و صحابه همزمان پیامبر می دانسته اند. اصلا حاضر نیستند احادیث وارده را با قرآن مقایسه کنند تا ببینند آیا با کتاب( خداوند) مغایرتی دارند یا خیر!؟ همه شما از راه راست –صراط مستقیم- خارج شده اید مگر کسی که خداوند به او رحم کند. خداوند به همین علت مرا به سوی شما فرستاده است تا شما و تمام مردم را از تاریکی خارج کرده و به سوی نور برده و از عبادت رسولان و انبیاء و اولیاء الهی به سوی پرستش خداوند یکتا راهنمایی تان کنم تا به کتاب خداوند و سنت رسولش رسوله صلى الله عليه وآله وسلم، دست یازید و بین خداوند و رسولش جدایی قائل نشوید. شهادت می دهم هم قرآن از جانب خداست و هم سنت ؛ وسنت برای تشریح و توضیح روشن تر آیات قرآن بیان شده است. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که: { وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ }صدق الله العظيم [النحل:44] {و ما این ذکر [= قرآن‌] را بر تو نازل کردیم، تا آنچه به سوی مردم نازل شده است برای آنها روشن سازی؛ و شاید اندیشه کنند!} از خلال این بیان حق علمای امت در می یابند که سنت محمد رسول الله برای توضیح بیشتر آیات قرآنی آمده است؛ اما با این وجود و با کمال تأسف ،برخی شان معتقدند آیه ای در قرآن درباره رجم وجود داشته و مردم آن را از یاد برده اند و به آیه زیر از فرموده‌های خداوند تعالی استناد میکنند که: {مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا ۗ أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ(106)}صدق الله العظيم [البقرة] {نسخه ای ( رونوشتی) ازهیچ آیه ای را (از لوح محفوظ) نمی آوریم یا به تأخیر نمی اندازیم (مگر) بهتر از آن، یا همانند آن را می‌آوریم. آیا نمی‌دانستی که خداوند بر هر چیز توانا است} این نسبت دروغ برای این است که تصور می کنند{نُنسِهَا} به معنی فراموش کردن انسان ها است؛ ولی اشتباه می کنند!. پس بیائید معنی بر حق و درست آن را برایتان بازگو کنم تا شاید ( به راه درست) ارشاد شوید.این از متشابهات است .معنی(النسیء) در این جا نسیان و فراموشی نیست؛ بلکه به معنی به تأخیر افتادن است. اگر در جایی درمورد معنی یک کلمه حیران(گیج) شدید؛ دنبال معنای آن در سایر آیه ها بگردید حتی اگر آن آیه در ارتباط با موضوع مشابهی نباشد. این قیاس نیست چون هدف دریافتن معنای لغتی است که نمی دانید. این حکم نیست ، بلکه جستجوی معنی لغت درجای دیگری است که واضح تر بیان شده است. از کجا می فهمیم (النسیء)به معنی تأخیر است نه فراموشی؟ در کلام خداوند تعالی می توان آن را یافت که می فرماید: {إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيَادَةٌ فِي الْكُفْرِ}صدق الله العظيم [التوبة:37] {نسی‌ء [=تأخیر ماه‌های حرام‌]، افزایشی در کفر (مشرکان) است} علمای امت می دانند معنی النسیء اینجا :به تأخیر انداختن است تا به کمک آن زمان (ماه) حرام را تغییر داده و حرام خدا را حلال گردانند.حال به آیه اول باز می گردیم {مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا ۗ أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ(106)}صدق الله العظيم [البقرة] {نسخه ای(رونوشتی) ازهیچ آیه ای را (از لوح محفوظ) نمی آوریم یا به تأخیر نمی اندازیم (مگر) بهتر از آن، یا همانند آن را می‌آوریم. آیا نمی‌دانستی که خداوند بر هر چیز توانا است} تأویل حق این آیه برای کسانی که در جستجوی یافتن حق هستند اینجاست. من جز حق به خداوند نسبت نمی دهم.{مَا نَنسَخْ مِنْ آيَة}خداوند تعالی می فرماید: {بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ ﴿21﴾ فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ ﴿22﴾ }صدق الله العظيم [البروج] {بلکه قرآن باعظمت است... (۲۱) که در لوح محفوظ جای دارد! (۲۲)} بنابر این منظور از: {مَا نَنسَخْ مِنْ آيَة} این است که نسخه ای درست مثل نسخه ای که در لوح محفوظ هست به زمین وبه سوی مُحمد رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم – فرستاده می شود. {أَوْ نُنسِهَا} یا اینکه حکم اصلی ، ثابت و دائمی آن را به تأخیر می اندازیم ؛ و به علت حکمتی که خدا می‌داند فعلاً حکم موقت را می فرستیم تا زمان نازل شدن حکم ثابت فرابرسد. {نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا} این درباره زمانی است که آیه ای به صورت حکم اصلی و ثابت در دین حنیف آمده و وارد اساس کتاب ( ام الکتاب ) می شود.در نظر کسانی که قلبهای آنان تازه به اسلام گرویده (المولفة قلوبهم ) حکم خداوند از سبک به سنگین تر تبدیل می شود ، ولی در واقع این حکم برای آنان بهتر از حکم موقت اولی است. برای مثال خداوند تعالی می فرماید: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنتُمْ سُكَارَىٰ حَتَّىٰ تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ}صدق الله العظيم [النساء:43] {ای کسانی که ایمان آورده‌اید! در حال مستی به نماز نزدیک نشوید، تا بدانید چه می‌گویید} و سپس حکم اساسی؛ ثابت و غیر قابل تغییردر کلام خداوند تعالی بیان می گردد: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ }صدق الله العظيم [المائدة:90] {ی کسانی که ایمان آورده‌اید! شراب و قمار و بتها و ازلام [= نوعی بخت‌آزمایی]، پلید و از عمل شیطان است، از آنها دوری کنید} اجتنابی که در این جا آمده است از شدیدترین موارد تحریم است؛ به این صورت که بعد حرام شدن آن ؛باید از محل فروش آنها نیز دوری شود تا برای نوشیدن خمر وسوسه نشوید .و اینجاست که حکم آیه به حکم دیگری تغییر می یابد. این حکم ثابتی است که خداوند صدور آن را به تأخیر انداخته است. با اینکه حکم قبلی تغییر کرده اما هنوز لفظ آن در قرآن باقیست اما بعد تبدیل ؛حکم جدید لازم الإجراست( نمی توان به حکم قبلی بازگشت). سپس خداوند نکته دیگری را بیان می فرماید: {أَوْ مِثْلِهَا} در اینجا با حفظ حکم قبل ؛حکم جدیدی فرستاده می شود اما پاداش آنها با هم متفاوت است.برای مثال خداوند تعالی می فرماید: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً}صدق الله العظيم [المجادلة:12] {ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که می‌خواهید با رسول خدا نجوا کنید ،قبل از آن صدقه‌ای (در راه خدا) بدهید} قرار بر این شد که هر کس برای صحبت درامور دینی به نزد رسول الله می آید، قبل آن صدقه ای به بیت المال مسلمانان بدهد. در این امر هم حکمتی بود چون برخی ازافراد وقت رسول الله را بیهوده به هدر می دادند و ایشان نیز از باب ادب حرفشان را تا تمام نمی شد قطع نمی کردند و خیری هم در بسیاری این صحبت هایشان نبود، تا زمانی که قضیه صدقه پیش آمد.لذا دنیا طلبان و منافقین برای اینکه صدقه ای ندهند دیگر صحبت نمی کردند اما این حکم بر ایمان و اعتقاد اهالی آخرت افزود؛اما برایشان دشوار بود که وقتی چیزی برای صدقه داشتن نداشتند ،ساکت شده و سخن خیر را هم نگویند. لذا برای این آیه حکم دیگری هم آمد در حالی که حکم اول نیز بر سرجایش بود و هرکس می خواست از حکم اول ؛ و هرکه می خواست از حکم دوم تبعیت می کرد. در اینجا آیه ای می یابیم که دوحکم دارد؛ بدون اینکه حکم اول را تغییر کند. بلکه این حکم مثل اولیست(از نظر وجوب انجام).خداوند تعالی می فرماید: {أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿13﴾ } صدق الله العظيم [المجادلة] {آیا ترسیدید فقیر شوید که از دادن صدقات قبل از نجوا خودداری کردید؟! اکنون که این کار را نکردید و خداوند توبه شما را پذیرفت، نماز را برپا دارید و زکات را ادا کنید و خدا و پیامبرش را اطاعت نمایید و (بدانید) خداوند از آنچه انجام می‌دهید با خبر است! (۱۳)} ومی بینید که در اینجا حکم اول تغییر نکرده است بلکه حکمی مشابه آن آمده است ومی توان هریک را انجام داد اما پاداش حکم اول بیشتر است.اگر کسی حکم دادن صدقه را انجام ندهد خدا بر او می بخشد. می بینیم که حکم دوم ؛ اولی را نقض نکرده است بلکه برای آن آیه دو حکم آمده است؛ می توان هرکدام را انجام داد اما آنها که قبل سخن گفتن صدقه بدهند اجر دارند . این معنی فرموده خداوند تعالی است: {او مثلها} ؛ یعنی دو حکم آمده بدون اینکه حکم اول تغییر کرده باشد. ای لغت شناسان کارتان عجیب است شما می دانید ((نسخ)) یعنی از چیزی درست مثل اصل آن نسخه برداری کردن.این چیزی است که ما در لغت عربی از آن خبر داریم. ولی شما(( نسخ)) را به( تبدیل )معنی کرده اید ؛ در حالیکه در کلام خداوند استفاده از (تبدیل )کاملاً روشن است ؛از لغت نسخ استفاده نشده بلکه خداوند می فرماید: {وَإِذَا بَدَّلْنَا آيَةً مَّكَانَ آيَةٍ ۙ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُنَزِّلُ قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مُفْتَرٍ ۚ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿101﴾} صدق الله العظيم [النحل] {و هنگامی که آیه‌ای را به آیه دیگر مبدّل کنیم -و خدا بهتر می‌داند چه حکمی را نازل کند - آنها می‌گویند: «تو افترا می‌بندی!» امّا بیشترشان (حقیقت را) نمی‌دانند! (۱۰۱)} این تبدیل یک حکم به حکم دیگر است در حالی که حکم اول در قرآن باقیست اما کسی حق ندارد آنرا انجام دهد بلکه باید به حکم جدید عمل نمایدو این معنای {نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا} است و حکم به صورت دائمی از (دستور) سبک تر به سخت تر تبدیل می شود این تغییر نیز برای این است که تازه مسلمانان(المولفة قلوبهم )پذیرش بهتری داشته باشند. اگر چه حکم دوم سخت تر از اولی است اما خیر آن برای مردم بیشتر از اولیست... ولی برخی احکام هست که به حکم قبلی اضافه می شود؛ تبدیلی صورت نگرفته بلکه برای یک آیه دو حکم آمده است . می توان به هرکدام عمل کرد اما پاداش آنها متفاوت است در اینجا حکم سنگین اول ، سبکتر شده است. در این جا برای یک آیه دو حکم آمده است یکی سنگین تر ؛که حکم اول است و دیگری سبکتر که حکم دوم است. حکم اول برای کسی که بخواهد به آن عمل کند ،پابرجاست. مثل فرموده خداوند تعالی : {إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ ۚ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُوا}صدق الله العظيم [الأنفال:65] {هرگاه بیست نفر با استقامت از شما باشند، بر دویست نفر غلبه می‌کنند؛ و اگر صد نفر باشند، بر هزار نفر از کسانی که کافر شدند، پیروز می‌گردند؛} اما این حکم برای کسانی که یقین قلبیشان به این امر که" بیست نفر میتوانند دویست نفر را شکست بدهند" ضعیف باشد سنگین است و برای محقق شدن آن باید یقین قطعی داشت که: " بیست نفر جنگجو حتما میتوانند بر صد نفر غلبه کنند ". لذا برای آیه جنگ حکم دیگری به حکم اول اضافه می شود که در آن خداوند (به بندگانش)تخفیف داده است ؛بدون اینکه حکم اول حذف گرددو افرادی که یقینشان قطعی است می توانند از حکم اول که تغییری نکرده است، پیروی کنند .هر یک از این دوحکم، صبر و پاداش خودش را دارد.حکم سنگین تر ، پاداشش نزد خدا بیشتر محاسبه می شود. حکم سبکتر پاداش (حسنات ) کمتری نسبت به حکم اول دارد.و اما حکم دوم آیه ،برای تبدیل و تغییر حکم اول نیامده بلکه مثل آن است . لذا خداوند تعالی می فرماید: {الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًا ۚ فَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ صَابِرَةٌ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ ۚ وَإِن يَكُن مِّنكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُوا أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ ﴿66﴾ }صدق الله العظيم [الأنفال] {هم اکنون خداوند به شما تخفیف داد، ودانست که در شما ضعفی است؛ بنابراین، هرگاه یک صد نفر با استقامت از شما باشند، بر دویست نفر پیروز می‌شوند؛ واگر یکهزار نفر باشند، بر دو هزار نفر به فرمان خدا غلبه خواهند کرد! وخدا با صابران است! (۶۶)} اما خداوند جنگیدن بیست نفر بر علیه دویست نفر را حرام نکرده است ؛بلکه به علت ضعیف بودن یقین(برخی جنگجویان) حکم آسان تری آمده و حکم قبلی برای هر کس که طالب آن باشد پابرجاست.این معنی {او مثلها} است. حکمی مثل حکم اول آمده است ؛ چیزی لغو نشده و امکان انتخاب هرکدام هست. اما آیا پاداش بیست نفری که صابرانه در مقابل دویست نفر پیروز شده اند مانند پیروزی صد نفر در مقابل دویست نفر است ؟ هرگز...مساوی بودن به معنی امکان اتخاذ هر یک از احکام است اما وزن این دو عمل و میزان آن ( نزد خداوند ] متفاوت است ...اگر که بدانید.... اما فریبی که یهودیان در حق این آیه بکار برده اند : {مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا ۗ أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿106﴾ }صدق الله العظيم [البقرة] {نسخه ای(رونوشتی) ازهیچ آیه ای را (از لوح محفوظ) نمی آوریم یا به تأخیر نمی اندازیم (مگر) بهتر از آن، یا همانند آن را می‌آوریم. آیا نمی‌دانستی که خداوند بر هر چیز توانا است} می گویند سنت ؛ قرآن را نسخ( به معنی فسخ کردن ؛ جایگزین شدن) کرده است!!و این که آیه رجم در قرآن بوده است ولی در سنت نسخ شده است. از آنجا که می دانند به علت غیر قابل تحریف بودن قرآن (و در نتیجه حجت بودن آن برای مؤمنان)نمی توانند شما را فریب دهند؛لذا می خواهند قرآن را (به زعم خود ) با سنت نسخ کنند. خداوند هلاکشان کند چگونه حق را بر می گردانند..{ سوره توبه ؛آیه 30:...قَاتَلَهُمُ اللَّـهُ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ}. چگونه سخن رسول الله کلام خداوند را (فسخ ) میکند؟شما را چه شده است؟! می گویند معنی {نُنسِهَا}فراموش شدن از حافظه انسان هاست!!...سپس احادیثی را که ظاهری شبیه به برخی از آیات قرآن دارند را می آورند .که نیاز به تأویل کسی داردکه آنرا بیان میکندکه منظور از النسیء بهتأخیر افتادن است نهفراموش شدن. اما با کمال تأسف کسانی که قلبشان منحرف است ؛ از احادیثی که ظاهری شبیه به این آیات دارند پیروی میکنند تا احادیث فتنه انگیز یهود را ثابت کنند. آنها نمی دانند این احادیث توسط یهود جعل شده ،بلکه تصور می کنند از جانب رسول الله صلى الله عليه وسلم آمده است. همچنین این آیاتی که با حدیث تشابه ظاهری دارند و نیاز به تأویل و تفسیر دارند را گرفته و سعی دارند با حدیث آنها را تفسیر می کنند.اینها کسانی هستند که قلبهاشان از آیات محکم و واضح قرآن منحرف شده است. قرآن را رها کرده و با احادیث جعلی به آیات متشابهه قرآن تکیه می کنند؛ در حالی که آگاه نیستند این احادیث توسط برخی یهودیان در سنت پیامبر گنجانیده شده اند. لذا قرآن آنها را گناهکار نمی داندچون قصدشان به دست آوردن دلیلی برای این حدیث است و به همین ترتیب علیرغم اینکه این آیات نیاز به تأویل دارند به دنبال تفسیر آنها هستند(توضیح : آیات متشابه نیاز به تاویل دارند و فقط راسخون می توانند آنها را تاویل و تفسیر کنند اما آنان که قلبشان منحرف است در صدد تفسیر این آیات هستند که کارشان نیست) . اما قلب آنها منحرف شده است لذا بدون توجه به این که با قرآن همخوانی دارد یا نه ؛اصرار دارند که این حدیث از جانب رسول الله - صلى الله عليه وسلم –و میگویند به این ترتیب سنت ؛قرآن را نسخ (فسخ) کرده است.این انحراف واضحی است .چگونه سخن عبد می تواند سخن خالق را فسخ نماید؟!!! تمام احادیث از جانب خداوند است.احادیث سنت نبوی برای بیان روشن تر و بیشتر قرآن آورده شده اند. لذا من معنی نسخ رامحو یا تبدیل نمی دانم. بلکه منظور آوردن نسخه ای ازلوح محفوظ است .لذا همانندهمان آیه ای (نسخه ای از همان آیه) که در لوح محفوظ وجود دارد نازل شده است. خداوند تعالی می فرماید: {مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا}صدق الله العظيم {نسخه ای(رونوشتی) ازهیچ آیه ای را (از لوح محفوظ) نمی آوریم یا به تأخیر نمی اندازیم (مگر) بهتر از آن، یا همانند آن را می‌آوریم} منظور از نسخ به هیچ وجه تبدیل نیست. کلمه تبدیل در قرآن عظیم به وضوح ذکر شده است. خداوند تعالی می فرماید: { وَ إِذَا بَدَّلْنَا آيَةً مَّكَانَ آيَةٍ ۙ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُنَزِّلُ قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مُفْتَرٍ ۚ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿101﴾ }صدق الله العظيم [النحل] {و هنگامی که آیه‌ای را به آیه دیگر مبدّل کنیم -و خدا بهتر می‌داند چه حکمی را نازل کند- آنها می‌گویند: «تو افترا می‌بندی!» امّا بیشترشان (حقیقت را) نمی‌دانند! (۱۰۱)} چگونه نسخ را تبدیل معنی می‌کنید در حالی که می دانید معنی اصلی نسخ یعنی رونوشتی مطابق اصل(نسخه) و حتی قرآن نیز می گوید نسخ به معنی رونوشت مطابق اصل است. برای مثال خداوند تعالی می فرماید: {إِنَّا كُنَّا نَسْتَنسِخُ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ}صدق الله العظيم [الجاثية:29] {ما آنچه را انجام می‌دادید می‌نوشتیم! (۲۹)} به این معنی که اعمال آنها دقیقاً طبق آنچه که انجام داده اند بدون کم وزیاد در کتاب (اعمالشان) رونوشت شده است (نسخ شده است) : {اقْرَأْ كِتَابَكَ كَفَىٰ بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا ﴿14﴾ } صدق الله العظيم [الإسراء] {کتابت را بخوان، کافی است که امروز، خود حسابگر خویش باشی! (۱۴)} سپس هر یک کتابی خواهند داشت که دقیقاً مشابه اعمالی است که انجام داده اند. هیچ عمل بزرگ و کوچکی نیست که در آن ثبت نشده باشد .هر چه کرده اند را در آن پیدا می کنند و خداوند به احدی ظلم نمی کند!!برایتان از قرآن توضیح دادیم که نسخ رونوشتی از اصل مطلب است که هیچ تفاوتی با آن ندارد.شما از معنی لغوی آن آگاه هستید. چگونه یهودیان توانسته اند شما در مورد لغتی که از معنی اش به یقین اطلاع دارید به گمراهی بکشانند؟ اگرکسی به این خطابه ما اعتراض دارد ؛خوش آمده است ؛ تشریف بیاورد برای بحث و گفتگو... أخو المُسلمين الحقير الصغير بين يدي الله والذليل على المؤمنين تواضعاً لله، الإمام ناصر محمد اليماني المهدي المنتظر والناصر لمحمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم، خداوند نام مرا نشانه ای ا برای عاقلان قرار داده است.اسم هدف را همراهی و تعقیب میکند نام مهدی منتظر از صفتش خبر می دهد (البته) اگر بیندیشید... - 3 - الإمام ناصر محمد اليماني 18 - 08 - 1430 هـ 10 - 08 - 2009 مـ 11:06 مساءً ــــــــــــــــــ پاسخ مهدی منتظر به کسی که حجت را در ظهور مهدی منتظر می‌بیند نه در قرآن حاوی ذکر... سُبحان الله عما يصفون! بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على النّبيّ الأمّي الأمين خاتم الانبياء والمُرسلين وآله الطيبين والتابعين للحق في كُل زمان ومكان إلى يوم الدين.. برادر گرامی؛ اگر حق را می‌خواهی؛ شایسته نیست جز حق به خداوند نسبت دهم و سزاوار است که از حق پیروی گردد؛ مشکل شما و علمای امت‌تان در این است که نمی‌دانید چگونه در زمانی که مهدی منتظر طبق تقدیری که خداوند در کتاب مقرر فرموده -وفرمان خدا روي حساب و برنامه دقيقي است- در عصر مقدر شدهحاضر شد؛ او را بشناسید. چه بسیار از علمای امت سؤآل کرده و گفتیم: به من جواب دهید؛ آیا خداوند مهدی منتظر را نبی یا رسولی جدید قرار خواهد داد؟ می‌دانم جوابشان چیست:به هیچ وجه ناصرمحمد یمانی: ما به حق به تو فتوا می‌دهیم که خاتم الأنبياء والمُرسلين ،مُحمد صلى الله عليه وآله وسلم است و بی‌تردید مهدي برای یاری(ناصر)َ مُحمدٍ صلى الله عليه وآله وسلم خواهد آمد". پس به آنان می‌گویم: معنی این که می‌گویید:"و بی‌تردید مهدي برای یاری(ناصر)َ مُحمد صلى الله عليه وآله وسلم خواهد آمد" چیست؟ جواب‌تان این است که: یعنی مهدی منتظر نبی جدیدی نیست؛ بلکه یاری کننده(ناصر) مُحمد صلى الله عليه وآله وسلم است. بعد سؤال دیگری در برابر علمای امت قرار می‌دهم: آیا ایمان دارید که خداوند مهدی منتظر را خلیفه خود در زمین قرار خواهد داد؟ جواب‌تان معلوم است:"‌به خداوند قسم که همین طور است" حال سؤال دیگری از آنان می‌کنم: آیا خداوند انتخاب خلیفه خود را به شما واگذار کرده تا به جای او از میان خود خلیفه خدا را انتخاب کنید؟ و شرطی که شما بین خودتان گذاشته‌اید این است که او مهدی منتظر بودنش را انکار کند ولی شما او را در حالی که ناتوان و خوار است وادار به بیعت می‌کنید و سپس علم کتاب خدا قرآن عظیم را به او می‌دهید تا در موارد اختلاف میان شما حکم کند؟ خدا را به شهادت گرفته و به حق شهادت می‌دهم شما اکنون در عصرمهدی منتظر هستید واو در میان شماست؛ پس بفرمایید و انتخابش کرده و علم بیان قرآن را به او یاد دهید؛ اگر راست می‌گویید!آیا آن شخص این افترای آشکار شما را باور می‌کند که به او بگویید: تو مهدی منتظری! از کجا می‌دانید او خلیفه خدا برشماست درحالی که خداوند نام او را به شما نفرموده است ؟ پس به شما می‌گوییم: اگر راست می‌گویید و از خدا بیشتر می‌دانید، بگویید نام او چیست! خلیفه خدا را جز خود خداوند انتخاب نمی‌کند و وقتی ملائکه به رأی پروردگارشان اعتراض کرده و گفتند:‌ {أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ}[البقرة:30]؟ {آیا کسی را در آن قرار می‌دهی که فساد و خونریزی کند} انگار که آنها از غیب می‌دانند خلفای منتخب خداوند در کتاب چه کسانی هستند. سپس خداوند آنها را به ملایکه نشان داده و می‌فرماید:‌ {أَنبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَٰؤُلَاءِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ}صدق الله العظيم [البقرة:31]. { اگر راست می‌گویید، اسامی اینها را به من خبر دهید} حال که ملایکه از دانستن نام خلفای خداوند در زمین عاجز ماندند؛ از کجا می‌دانند آنها در زمین فساد کرده و خونریزی می‌کنند؛ در حالی که حتی اسم آنها را هم نمی‌تواستند بدانند؟ اینجا بود که ملایکه دریافتند از حد خود پا فراتر نهاده‌اند و وارد امری شدند که اختیاری در آن نداشته جز این که به فرمان خداوند که آدم را به عنوان خلیفه خود در زمین برگزیده؛ در برابر او سر طاعت فرود آورند. وقتی انتخاب خلیفه شأنی است که مختص پروردگاراست؛ خداوندی که یکتاست و هیچ کس در حکم او شریک نیست؛ پس چرا شما علمای شیعه و سنی از حدتان تجاوز می‌کنید؟ و اما شیعیان قبل از این که متولد شود؛ انتخابش کرده‌اند؛ قبل از این که او یعنی "الإنسان" امام مهدی در زمان مقدر شده‌اش متولد شود و خداوند علم بیان حق قرآن را به او بیاموزد تا با برهان علمی از قرآن برتمام علمای امت چیره شود و در موارد اختلاف میان آنان حکم کند و بعد ازپراکندگی و فرقه‌گرایی و در حالی که هریک به داشته‌های خود دلخوشند؛ سپس خداوند آنها را به یک حزب واحد بر ضد طاغوت مبدل و با قران صفوف مومنین را یکپارچه می کند به پروردگارم قسم من از علمای مسلمین چیزی جز ایمان داشتن به قرآن عظیم را نمی‌خواهم و می‌دانم جوابشان چیست:" صبرکن صبرکن؛ آیا به حساب تو علمای مسلمین به کتاب خداوند قرآن عظیم ایمان ندارند؟" پس به انان می‌گویم: اگر ایمان دارید، پس چرا به دعوت برای حکمیت بر اساس کتاب خداوند پاسخ نمی‌دهید؟ شاید یکی از آنها به ما پاسخ داده و بگوید:" همانا که تأویل قرآن را جز خداوند نمی‌داند و سنت نبوی وارد شده از صحابهرسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- یا روایت عترت نقل شده از رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- برای ما کافی است" پس در جواب آنها می‌گویم: پس چرا می‌گویید در منهاج و مسیر کتاب خدا و سنت رسوش هستید؛ شما با این حجت که تأویل قرآن را کسی جز خداوند نمی‌داند؛ آن را مهجور گذاشته‌اید؟ برای این سخن که تأویل تمام قرآن را کسی جز خدا نمی‌داند برهان آشکار بیاورید. بعد یکی از آنها آیه‌ای از قرآن را می‌آورد و می‌گوید خداوند تعالی می‌فرماید: {هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أمّ الكتاب وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُوْلُوا الأَلْبَابِ} صدق الله العظيم [آل عمران:7]. { او کسی است که این کتاب را بر تو نازل کرد، که قسمتی از آن، آیات «محکم» [= صریح و روشن‌] است؛ که اساس این کتاب می‌باشد؛) و قسمتی از آن، «متشابه» است اما آنها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‌انگیزی کنند (و مردم را گمراه سازند)؛ و تفسیر (نادرستی) برای آن می‌طلبند؛ در حالی که تفسیر آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمی‌دانند می‌گویند: «ما به همه آن ایمان آوردیم؛ همه از طرف پروردگارِ ماست.» و جز صاحبان عقل، متذکر نمی‌شوند} در پاسخ آنها می‌گوییم: پس چطورتأویل این آیات محکم کتاب خدا را که می‌دانید ؛ به ناحق تأویل کرده و گفتید تأویل قرآن را جز خدا نمی‌داند در حالی که خدا چنین نفرموده است؟ آیا به خداوند نسبت دروغ می‌دهید؛ شما می‌دانید مقصود خداوند از ندانستن تأویل آیات؛ تمام قرآن نیست؟ بلکه خداوند به شما خبر می‌دهد که دسته‌ای از آیات قرآن؛ آیات محکم و بینه و ام الکتابند و ظاهر آنها مانند باطن‌شان است و این را تمام علمای شما می‌دانند ولی از آن رو گردانده و با حکم طاغوت که از نزد خدا نیست و از جانب شیطان رجیم آمده در مورد زناکار حکم می‌دهند؛ افتراهایی که از زبان شیاطین انس که اولیای شیطانند نقل می‌شود. سپس یکی از علمای دین بر سر ما فریاد می‌کشد:" حد خودت را نگه دار ناصر محمد یمانی؛ ما اولیای طاغوت نیستیم که از حکم خدا روگردان باشیم و با حکم طاغوت حکمیت کنیم" . به او جواب داده و می‌گویم: آیا آن چه که در ادامه می‌اید از آیات بینه نیست؛ یا از نظر شما متشابه است؟ آنجا که خداوند تعالی می‌فرماید: {سُورَةٌ أَنزَلْنَاهَا وَفَرَضْنَاهَا وَأَنزَلْنَا فِيهَا آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لَّعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ (1) الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مِئَةَ جلدة وَلَا تَأْخُذْكُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ (2) الزَّانِي لَا يَنكِحُ إلَّا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَالزَّانِيَةُ لَا يَنكِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَحُرِّمَ ذَلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ (3) وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاء فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جلدة وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَداً وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ (4) إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ (5) وَالَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْوَاجَهُمْ وَلَمْ يَكُن لَّهُمْ شُهَدَاء إِلَّا أَنفُسُهُمْ فَشَهَادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ (6) وَالْخَامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِن كَانَ مِنَ الْكَاذِبِينَ (7) وَيَدْرَأُ عَنْهَا الْعَذَابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْكَاذِبِينَ (8) وَالْخَامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَيْهَا إِن كَانَ مِنَ الصَّادِقِينَ (9) وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ وَأَنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ حَكِيمٌ (10)}صدق الله العظيم [النور]. { این سوره را فرستادیم و (احکامش را) فریضه (بندگان) کردیم و در آن آیات روشن نازل ساختیم، باشد که شما متذکر شوید. (۱) باید هر یک از زنان و مردان زنا کار را به صد تازیانه مجازات و تنبیه کنید و هرگز درباره آنان در دین خدا رأفت و ترحم روا مدارید اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید، و باید عذاب آن بدکاران را جمعی از مؤمنان مشاهده کنند. (۲) مرد زناکار جز با زن زناکار یا مشرک نکاح نمی‌کند و زن زانیه را هم جز مرد زانی یا مشرک نکاح نمی کند و این کار بر مردان مؤمن حرام است. (۳)* و آنان که به زنان با عفت مؤمنه نسبت زنا دهند آن‌گاه چهار شاهد (عادل) بر دعوی خود نیاورند آنان را به هشتاد تازیانه کیفر دهید، و دیگر هرگز شهادت آنها را نپذیرید، و آنان مردمی فاسق و نادرستند. (۴) مگر آنهایی که بعد از آن فسق و بهتان به درگاه خدا توبه کنند و در مقام اصلاح عمل خود برآیند، در این صورت خدا البته بسیار آمرزنده و مهربان است. (۵)آنان که به زنان خود نسبت زنا دهند و جز خود بر آن شاهد و گواهی ندارند باید از آن زن و مرد نخست مرد چهار مرتبه شهادت و قسم به نام خدا یاد کند که البته او (در این دعوی زنا) از راستگویان است. (۶) و بار پنجم قسم یاد کند که لعن خدا بر او باد اگر از دروغگویان باشد. (۷) برای رفع عذاب حد، آن زن نیز نخست چهار مرتبه شهادت و قسم به نام خدا یاد کند که البته شوهرش دروغ می‌گوید. (۸) و بار پنجم قسم یاد کند که غضب خدا بر او اگر این مرد (در این دعوی) از راستگویان باشد. (۹) و اگر فضل و رحمت خدا شامل حال شما مؤمنان نبود و اگر نه این بود که خدای مهربان البته توبه‌پذیر است و کار به حکمت کند (۱۰)} آیا خداوند فرموده که این آیات متشابه هستند و تأویل آن را جز خداوند نمی‌داند؟ بگو اگر راست می‌گویید برهانتان را بیاورید؟ اما برهان ناصر محمد یمانی در مورد این که این آیات از آیات محکم و بینه هستند، این فرموده خداوند تعالی است: {سُورَةٌ أَنزَلْنَاهَا وَفَرَضْنَاهَا وَأَنزَلْنَا فِيهَا آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لَّعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ (1) الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مِئَةَ جلدة وَلَا تَأْخُذْكُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ (2)} صدق الله العظيم [النور]. { این سوره را فرستادیم و (احکامش را) فریضه (بندگان) کردیم و در آن آیات روشن نازل ساختیم، باشد که شما متذکر شوید. (۱) باید هر یک از زنان و مردان زنا کار را به صد تازیانه مجازات و تنبیه کنید و هرگز درباره آنان در دین خدا رأفت و ترحم روا مدارید اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید، و باید عذاب آن بدکاران را جمعی از مؤمنان مشاهده کنند. (۲)} و خواهید دید بعد از آن که خداوند قدرت را در زمین به من عنایت نمود( تمکین) به غیر از حکم خدا حکم نمی دهم ؛ پس به اذن خداوند امر به معروف و نهی از منکر خواهم کرد و کسانی که مرتکب گناه زنا شده باشند چه زن و چه مرد آزاد را صد ضربه تازیانه و عبد و کنیز غیر آزاد را پنجاه ضربه تازیانه خوام زد بدون این که از تاهل و یا تجردشان سؤآل کنم. ممکن است یکی از علمای سنی یا شیعه بخواهد سخنم را قطع کرده و بگوید:"صبرکن صبرکن؛ از خدا بترس ای کسی که از سنت رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم، خارج شده‌ای؛ رسول الله به ما فرمان نداده تا به متأهلین تازیانه بزنیم؛ بلکه حکم‌شان مرگ با سنگسار است. زنای متأهلین مثل زنای مجردان نیست. فرد مجردی که به آبروی مردم تعرض می‌کند حجتی دارد؛ همسر ندارد و برای همین است که در سنت نبوی حکم زنای زناکاران متأهل مرگ با سنگسار است". پس به آنان پاسخ داده و می‌گویم: والله که اگر این حدیث برخلاف حکم حق در کتاب خدا نبود؛ من از شما پیروی می‌کردم چون نسبت به سنت نبوی که برخلاف احکام بینه و روشن کتاب خدا نباشد؛ کافر نیستم وبین خدا ورسولش فاصله نمی‌اندازم؛ پناه برخدا از کسانی باشم که تنها به قرآن تمسک می‌جویند و سنت حق محمد رسول الله را پشت سر می‌اندازند؛ و پناه برخدا از کسانی باشم که به سنت نبوی تمسک جسته و قرآن را پشت سر می‌اندازند؛ اما من امام مهدی براساس کتاب خداوند قرآن عظیم حکم می‌کنم و اگرچیزی در قرآن نبود بر اساس سنت حق نبوی حکم خواهم کرد به شرط آن که برخلاف آیات بینه کتاب خدا نباشد. ولی حکم شما برخلاف آیات بینه کتاب خداست: {سُورَةٌ أَنزَلْنَاهَا وَفَرَضْنَاهَا وَأَنزَلْنَا فِيهَا آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لَّعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ (1) الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مِئَةَ جلدة وَلَا تَأْخُذْكُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ (2)} صدق الله العظيم [النور]. { این سوره را فرستادیم و (احکامش را) فریضه (بندگان) کردیم و در آن آیات روشن نازل ساختیم، باشد که شما متذکر شوید. (۱) باید هر یک از زنان و مردان زنا کار را به صد تازیانه مجازات و تنبیه کنید و هرگز درباره آنان در دین خدا رأفت و ترحم روا مدارید اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید، و باید عذاب آن بدکاران را جمعی از مؤمنان مشاهده کنند. (۲)} شما دو نوع زنا قایل شده‌اید؛ زانی متأهل و زانی مجرد! اما زنا دو جور نیست؛ زنا یعنی برقراری رابطه جنسی از راهی غیر از سنت ازدواج که در کتاب خدا و سنت رسولش آمده است؛ چه متأهل باشند چه مجرد؛ خداوند به مجردان عذری برای تعرض به آبروی مردم را نمی‌دهد؛ آیا مردی که دور ازهمسرش است اگر به علت زنا دستگیر شود را سنگسار می‌کنید یا تازیانه می‌زنید؟ آیا پروا نمی‌کنید؟ ای علمای امت که انسانی را به بهانه زنا می‌کشید؛ جرم شما نزد خداوند مانند این است که تمام مردم را کشته باشید؛ پس چه کسی شما را از عذاب خداوند نجات خواهد داد؟ چگونه است که خداوند در آیات محکم کتاب خود مسایل کمتر و ساده‌تر از این را برای شما بیان فرموده ولی حکم زنا را بیان نمی‌کند تا گمراه نشوید و گمراه نشده و انسانی را نکشید که خداوند کشتن به ناحقش را حرام نموده است؟ حجت شما برای اختلاف بین زناکار متاهل و مجرد چیست؟ چرا خداوند به شما فرمان می‌دهد زن زناکار متأهلی را که آزاد نیست نصف زن متاهل آزاد تازیانه بزنید؛ برای این که به یقین بدانید حکم زناکار آزاد صد تازیانه و حکم عبد پنجاه ضربه است؛ خداوند در این مورد در آیات محکم کتابش به شما فتوا داده است: {فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ}صدق الله العظيم [النساء:25]. {اگر مرتكب فحشا شدند پس بر آنان نيمى از عذاب [=مجازات] زنان آزاد است} پس درمی‌یابید که عذاب زن زناکار متأهل صد ضربه تازیانه است؛ اگر راست می‌گویید چطور می‌توانید سنگسار را نصف کنید؟ و اگر گفتید:" مقصود خدا زن مجرد پاک‌دامن مسلمان است (المُحصنة المُسلمة العزباء) که شوهر ندارد و خدا برای او مقرر کرده که صد ضربه تازیانه به او بزنیم و زن غیر آزاد متأهل را نصف آن یعنی پنجاه ضربه" امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ می‌گوید: مگر شما نبودید که می‌گفتید حکم زنای متأهلان با مجردان یکی نیست؛پس چطور به زناکار زن مجرد صد تازیانه می‌زنید و به زناکار متأهلی که آزاد نیست نصف زنی که همسری ندارد تازیانه می‌زنید؟ آیا فکر نمی‌کنید؟ ای امت اسلام؛ اگر یکی از شما دو همسر داشته باشد، یکی آزاد و دیگری غیر آزاد(کنیز) و خدای نکرده هردو زنا کنند و سپس زن آزادتان محکوم به مرگ با سنگسار شود و همسر غیر آزاد تنها پنجاه ضربه تازیانه ! حکمی غیر از نصف مجازات زنای زن آزاد ( پنجاه ضربه شلاق ) برای زن غیر آزاد پیدا نمی‌کنید در حالی که او شوهر دارد؛ چطور برای کنیز آزاد خدا حکم مرگ با سنگ‌سار معین می‌کنید؟ آیا هردوی آنها کنیزان خدا نیستند؟ پنجاه ضربه تازیانه با مرگ با سنگسار تفاوت خیلی زیادی دارد؛ به خداوند و پروردگار عالمیان قسم می‌خورم که ـ قلب ـ انسان عاقل به این حکم باطل مرگ با سنگ‌سار اطمینان پیدا نمی کند؛ آیا فکر نمی کنید؟ پس می‌گویید:" سبحان الله العظیم؛ خداوند ظالم نیست! چطور برای یکی مرگ با سنگ‌سار و برای دیگری نصف حد زناکار یعنی تنها پنجاه ضربه تازیانه مقرر شود؟" آن گاه امام مهدی می‌گوید: سبحان الله العظیم و پروردگارت به احدی ظلم نمی کند؛ بلکه حکم زن زناکار آزاد صد ضربه تازیانه و حکم زن متأهل غیر آزاد نصف حکم زن آزاد شوهردار است یعنی پنجاه ضربه و خداوند این حکم را در آیات محکم کتابش چنین بیان فرموده است:‌ {وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَانكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ} صدق الله العظيم [النساء:25]. {و هر کس از شما از لحاظ مالی توانایی ازدواج با زنان آزاده مؤمن؛ نداشته باشد، پس با زنان با ایمانی که ملک یمین شما هستند ( ازدواج کند) و خداوند به ایمان شما داناتر است. برخی از برخی هستند، پس آنان را با اجازه صاحبانشان به ازدواج خود در آورید، و مهرشان به طور پسندیده به آنان بدهید. ( به شرط آنکه) پاکدامن باشند، نه زناکار، و نه آنان که در پنهانی دوست گیرند. پس چون ازدواج کردند، اگر مرتکب زنا شدند،پس مجازاتشان؛ نصف مجازات زنان آزاد است..} ممکن است عالم دیگری بخواهد سخنم را قطع کرده و بگوید:" آیا نمی‌بینی خداوند می‌فرماید: {وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنكِحَ الْمُحْصَنَاتِ} لذا مقصود زن محصنه است" در پاسخ او می‌گوییم: از نظر تو در این آیه مقصود از "محصنات" چیست؟ در پاسخم می‌گویی:" این امری شناخته شده و معروف است؛ مقصود زنان پاک‌دامنی است که خداوند و رسولش به ما توصیه می‌کنند با آنان ازدواج کنیم" در پاسخش می‌گوییم: آیا برای عفت چنین زنی حد جزایی در نظر گرفته‌ای که حال می‌خواهی زن غیر آزاد را نصف او تازیانه بزنی! آیا از خدا نمی‌ترسید؟ من در کتاب جز این دو معنی؛ معنای دیگری برای "محصنه" پیدا نمی‌کنم: زنان پاک‌دامن و زنان متأهل؛ لذا مقصود زن پاک‌دامن متدین است؛ پس باید برای ازدواج با زن دین‌دار بشتابید. ممکن است یک نفر دیگر با یک روایت کاذب از عمر بیاید و بگوید:" او گفته است: من برای شما نگرانم که قومی بیایند و سنگ‌سار را با این حجت که در کتاب خدا وجود ندارد، نفی کنم؛ همانا که در کتاب خدا آیه‌ای بودکه ما آن را می‌خواندیم و روی آن تفکر می‌کردیم: {الشيخ والشيخة فارجموهما نكالا البته}زن {و مرد پیر زناکار را سنگسار کنید که این عقوبت آنها است} خداشما را بکشد که این‌گونه به بیراهه می‌روید؛ حد زنا برای متأهل و آزاد و بنده و کنیز در آیات؛ محم کتاب آمده است ولی شما قومی هستید که افترا می‌زنید؛ اگر یکی از علمای امت می‌تواند؛ بیاید و ثابت کند در مورد نفی حد سنگ‌سار ناصر محمد یمانی گمراه است؛ همین یک برهان برای گمراه بودن ناصر محمد یمانی کافی است تا انصارش همگی دست از پیروی از او بردارند. اما اگر ناصر محمد یمانی در مورد نفی حد سنگ‌سار بر تمام علمای امتی که گمراه شده‌اند چیره شده است پس برای هر ادعایی برهان لازم است. ای رهگذر مانند نابینایان ازکنار میز گفتگو نگذر؛ که هرکس به دنبال حق آمده و نابینا باشد؛ به اذن خدا بصیرش کرده و دیدی نافذ به او می‌دهیم؛ این برای آنانی است که از خدا پروا دارند و قبل از حکم کردن؛ در بیانات تدبیر می‌کنند و خداوند برای آنان نوری قرار می‌دهد که هرکس که خدا به او نور ندهد؛ نور نخواهد داشت؛ ای رهگذر آیا نور و ظلمات برابر است؛ از اینجا به کجا می‌خواهی بروی؟ آیا بعد از حق چیزی جز گمراهی هست؟ و اما این که فتوا داده‌ای تا من ظهور نکنم؛ خداوند حجتی بر تو ندارد؛ اشتباه می‌کنی. مهدی منتظر حجت خدا برمردم نیست؛ بلکه آن چیزی بر مردم حجت است که مهدی منتظر با آن برای‌شان برهان می‌آورد یعنی بیان حق ذکر قرآن عظیم که حجت خدا و رسول خدا و مهدی منتظر است؛ کتابی که ذکر خدا برای تمام عالمیان است؛ برای هرکسی که بخواهد راه راست را در پیش گیرد. وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين .. أخوك؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني
  3. gnod111

    سر شفاعت? زبان فارسى

    سر الشفاعه الإمام ناصر محمد اليماني 24 - 02 - 1434 هـ 06 - 01 - 2013 مـ 06:26 صــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــ پاسخ امام مهدي به (ابو المهدي ) كه آمده است تا با سخنان بیهوده ما را مشغول واز كارمان بازدارد ، پس بیا علمی به تو بیاموزیم كه با آن بندگان را از عبادت بندگان خارج و به عبادت پروردگار بندگان درآوري بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة الأنبياء والمرسلين وآلهم الطيبين أجمعين وعلى من تبع نهجهم إلى يوم الدين من أوّلهم إلى خاتمهم جدّي محمد رسول الله صلّى الله عليه وآلهم وأسلّم تسليماً لا نفرق بين أحدٍ من رسله ونحن له مسلمون، أما بعد.. خداوند تعالی می فرماید : { وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّخِذَهَا هُزُوًا أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ} صدق الله العظيم [لقمان:6] {و بعضي از مردم سخنان بيهوده را مي‌خرند تا مردم را از روي ناداني، از راه خدا گمراه سازند و آيات الهي را به استهزا گيرند؛ براي آنان عذابي خوارکننده است!} ای مرد چرا با سخن بازی و سرگرمی مردم را از تدبر و تفکر در بیان حق قران باز می داری ؟ بیا علمی به تو بیاموزیم که برای اسلام و مسلمین سودمند باشد و با آن بندگان را از عبادت بندگان خارج و به عبادت پروردگار بندگان برسانی ای مرد خداوند امام مهدی را زمانی بر می انگیزد که مسلمانان از دین حق گمراه شده و به سبب اعتقاد به شفاعت بندگان در محضر خداوند به خدا مشرک شوند وامید وار باشند بندگانی از انبیاء و مقربین در درگاه رب العالمین شفاعتشان را کنند .آنان نسبت به هشدار خداوند در محکم قران عظیم کافر شدند که می فرماید : {وَأَنْذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخافُونَ أَنْ يُحْشَرُوا إِلى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِيٌّ وَلا شَفِيعٌ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ (51)} صدق الله العظيم [الأنعام] {و به وسيله آن (قرآن)، کساني را که از روز حشر و رستاخيز مي‌ترسند، بيم ده! (روزي که در آن،) ياور و سرپرست و شفاعت‌کننده‌اي جز او [= خدا] ندارند؛ شايد پرهيزگاري پيشه کنند!} و به این فرموده خداوند تعالی کافر شده اند که می فرماید: {اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ مَا لَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا شَفِيعٍ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ} صدق الله العظيم [السجدة:4] {خداوند کسي است که آسمانها و زمين و آنچه را ميان اين دو است در شش روز آفريد، سپس بر عرش (قدرت) قرار گرفت؛ هيچ سرپرست و شفاعت کننده‌اي براي شما جز او نيست؛ آيا متذکر نمي‌شويد؟!} و به این فرموده خداوند تعالی نیز کافر شده اند که : {وَاتَّقُواْ يَوْماً لاَّ تَجْزِي نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيْئاً وَلاَ يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلاَ يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلاَ هُمْ يُنصَرُونَ} صدق الله العظيم [البقرة:48] {و از آن روز بترسيد که کسي مجازات ديگري را نمي‌پذيرد و نه از او شفاعت پذيرفته مي‌شود؛ و نه غرامت از او قبول خواهد شد؛ و نه ياري مي‌شوند.} به فرموده خداوند تعالی کافرشده اند که : {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لاَّ بَيْعٌ فِيهِ وَلاَ خُلَّةٌ وَلاَ شَفَاعَةٌ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿254﴾} صدق الله العظيم [البقرة] {اي کساني که ايمان آورده‌ايد! از آنچه به شما روزي داده‌ايم، انفاق کنيد! پيش از آنکه روزي فرا رسد که در آن، نه خريد و فروش است ، و نه دوستي ، و نه شفاعت؛ و کافران، خود ستمگرند.} و به این فرموده خداوند تعالی کافر شده اند که می فرماید: {لَن تَنفَعَكُمْ أَرْحَامُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَفْصِلُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ} صدق الله العظيم [الممتحنة:3] {هرگز بستگان و فرزندانتان روز قيامت سودي به حالتان نخواهند داشت؛ ميان شما جدايي مي‌افکند؛ و خداوند به آنچه انجام مي‌دهيد بيناست.} و به این فرموده خداوند تعالی کافر شده اند که می فرماید: {يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ وَاخْشَوْا يَوْماً لَّا يَجْزِي وَالِدٌ عَن وَلَدِهِ وَلَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَن وَالِدِهِ شَيْئاً} صدق الله العظيم [لقمان:33] {اي مردم! تقواي الهي پيشه کنيد و بترسيد از روزي که نه پدر کيفر اعمال فرزندش را تحمل مي‌کند، و نه فرزند چيزي از کيفر (اعمال) پدرش را؛ } و به این فرموده خداوند تعالی کافر شده اند که می فرماید: { وَذَرِ‌ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّ‌تْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا ۚ وَذَكِّرْ‌ بِهِ أَن تُبْسَلَ نَفْسٌ بِمَا كَسَبَتْ لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّـهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ وَإِن تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لَّا يُؤْخَذْ مِنْهَا} صدق الله العظيم [الأنعام:70] {و رها کن کساني را که آيين (فطري) خود را به بازي و سرگرمي گرفتند، و زندگي دنيا، آنها را مغرور ساخته، و با اين (قرآن)، به آنها يادآوري نما، تا گرفتار اعمال خود نشوند! جز خدا، نه ياوري دارند، و نه شفاعت‌کننده‌اي! و هر گونه عوضي بپردازد، از او پذيرفته نخواهد شد؛ } پس برای آنانکه به خدا ایمان نمی آورند جز اینکه ایمانشان را به شرک بندگان مقرب آلوده کرده اند آشکار می شود که پدرانشان با عقاید باطلشان آنان راساخته اند و هیچ یک از انبیاء و اولیای راستین خداوند جرات ندارند د رپیشگاه خداوند شفاعتشان را کنند و می گویند : {فَمَا لَنَا مِن شَافِعِينَ ﴿١٠٠﴾ وَلَا صَدِيقٍ حَمِيمٍ ﴿١٠١﴾} صدق الله العظيم [الشعراء] { شفاعت‌کنندگاني براي ما وجود ندارد،و نه دوست گرم و پرمحبتي!} و چه بسا یکی از سوال کنندگان بپرسد که آیا خداوند عقیده شفاعت را از همه مخلوقات خود در آسمان ها و زمین نفی کرده است ؟و آیا کسی که به عقیده شفاعت بندگان در محضر خداوند اعتقاد داشته باشد مشرک است ؟ پس جواب را به خداوند واگذار می کنیم که در محکمات کتاب می فرمایند : {وَيَقُولُونَ هَٰؤُلَاءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ اللَّهِ ۚ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِمَا لَا يَعْلَمُ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ ۚ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿١٨﴾} صدق الله العظيم [يونس] { و مي‌گويند: «اينها شفيعان ما نزد خدا هستند!» بگو: «آيا خدا را به چيزي خبر مي‌دهيد که در آسمانها و زمين سراغ ندارد؟!» منزه است او، و برتر است از آن همتاياني که قرار مي‌دهند!} و چه بسا سوال کننده دیگری بگوید : و عکس العمل بندگان مکرم خداوند که مردم به شفاعت آنان در محضر خداوند اعتقاد داشتند و به زیارت قبرهایشان می رفتند ، و از آنان طلب شفاعت می کردند ، چه خواهد بود ؟ پس جواب را مستقیما به آیات محکم کتاب پروردگار واگذار می کنیم که می فرمایند : {إِن تَدْعُوهُمْ لا يَسْمَعُوا دُعَاءَكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ} صدق الله العظيم [فاطر:14] {اگر آنها را بخوانيد صداي شما را نمي‌شنوند، و اگر بشنوند به شما پاسخ نمي‌گويند؛ و روز قيامت، شرک (و پرستش) شما را منکر مي‌شوند،} "آیا صاحبان این اجساد که در قبرها هستند، مرده اند و چون ارواحشان نزد پروردگارشان است ، دعای آنان را نمی شوند ؟" پس جواب را مستقیما به پروردگار واگذار می کنیم که در آیات محکم کتاب می فرمایند : {وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَا يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَهُمْ يُخْلَقُونَ (20) أَمْوَاتٌ غَيْرُ أَحْيَاءٍ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ (21)} صدق الله العظيم [النحل] {معبودهايي را که غير از خدا مي‌خوانند، چيزي را خلق نمي‌کنند؛ بلکه خودشان هم مخلوقند! آنها مردگاني هستند که حيات ندارند؛ و نمي‌دانند (عبادت‌کنندگانشان) در چه زماني محشور مي‌شوند!} و آیا تمام بندگان مکرم خداوند یعنی انبیاء و اولیاء جرات تمی کنند در محضر پروردگار معبود بندگان را شفاعت کنند ؟ زیرا که در محکمات کتاب آمده است که ابراهیم علیه السلام در عذاب قوم لوط مجادله کرد و مهلتی خواست. پس از اینکه حضرت لوط عليه الصلاة والسلام علیه قومش دعا کرد؛ابراهیم مهلت خواست تا دو باره آنان را به راه راست دعوت کند شاید که هدایت شوند و خداوند تعالی می فرمایند : {فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْرَ‌اهِيمَ الرَّ‌وْعُ وَجَاءَتْهُ الْبُشْرَ‌ىٰ يُجَادِلُنَا فِي قَوْمِ لُوطٍ ﴿٧٤﴾ إِنَّ إِبْرَ‌اهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُّنِيبٌ ﴿٧٥﴾ يَا إِبْرَ‌اهِيمُ أَعْرِ‌ضْ عَنْ هَـٰذَا ۖ إِنَّهُ قَدْ جَاءَ أَمْرُ‌ رَ‌بِّكَ ۖ وَإِنَّهُمْ آتِيهِمْ عَذَابٌ غَيْرُ‌ مَرْ‌دُودٍ ﴿٧٦﴾} صدق الله العظيم [هود] {هنگامي که ترس ابراهيم فرو نشست، و بشارت به او رسيد، درباره قوم لوط با ما مجادله مي‌کرد(۷۴)...چرا که ابراهيم، بردبار و دلسوز و بازگشت‌کننده (بسوي خدا) بود!(۷۵)اي ابراهيم! از اين (درخواست) صرف‌نظر کن، که فرمان پروردگارت فرا رسيده؛ و بطور قطع عذاب (الهي) به سراغ آنها مي‌آيد؛ و برگشت ندارد!(۷۶)} همچنین حضرت نوح عليه الصلاة والسلام پروردگارش را خواند و برای پسرش از عذاب خدا در خواست شفاعت کرد . پس جواب خداوند به نوح در مورد درخواست شفاعت برای پسرش چه بود ؟ پس جواب را به پروردگار از محکم کتاب واگذار می کنیم که می فرمایند : {قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ ۖ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ ۖ فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ۖ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ ﴿٤٦﴾قَالَ رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْأَلَكَ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ ۖ وَإِلَّا تَغْفِرْ لِي وَتَرْحَمْنِي أَكُنْ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿٤٧﴾} صدق الله العظيم [هود] {فرمود: «اي نوح! او از اهل تو نيست! او عمل غير صالحي است [حاصل عملی ناشایست است]! پس، آنچه را از آن آگاه نيستي، از من مخواه! من به تو اندرز مي‌دهم تا از جاهلان نباشي!!»(۴۶) عرض کرد: «پروردگارا! من به تو پناه مي‌برم که از تو چيزي بخواهم که از آن آگاهي ندارم! و اگر مرا نبخشي، و بر من رحم نکني، از زيانکاران خواهم بود!»(۴۷)} و همچنین در مورد حضرت محمد صلى الله عليه وآله وسلم و مومنان زمانی که در مورد قومی که هدایت پذیر نبوده و به پروردگار مشرکند مجادله می کنند و خداوند می فرماید : {هَا أَنْتُمْ هَؤُلَاءِ جَادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَمَنْ يُجَادِلُ اللَّهَ عَنْهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَمْ مَنْ يَكُونُ عَلَيْهِمْ وَكِيلًا (109)} صدق الله العظيم [النساء] {آري، شما همانا هستيد که در زندگي اين جهان، از آنان دفاع کرديد! اما کيست که در برابر خداوند، در روز رستاخيز از آنها دفاع کند؟! يا چه کسي است که وکيل و حامي آنها باشد؟!} پس ای ناصر محمد حقیقت شفاعت را به ما یاد بدهپس جواب را به پروردگار از محکم کتاب واگذار می کنیم که می فرمایند : {قُلْ لِلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا ۖ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿٤٤﴾} صدق الله العظيم [الزمر] بگو: «تمام شفاعت از آن خداست، (زيرا) حاکميت آسمانها و زمين از آن اوست و سپس همه شما را به سوي او بازمي‌گردانند! "ولی ای ناصر محمد یمانی منظور خداوند از نفی شفاعت بندگان در محضر پروردگار چیست ؟ و سپس خداوند شفاعت را فقط به خودش که شریک و همتایی ندارد اختصاص می دهد ، پس او نزد چه کسی شفاعت می کند و او از همه چیز بزرگتر است و بعد از او چیزی وجود ندارد و بعد از حق چیزی جز گمراهی نیست !"پس به جواب پروردگار از محکم کتاب اکتفا می کنیم که می فرماید : {{ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ }}صدق الله العظيم [يوسف:64] {خداوند بهترين حافظ، و مهربانترين مهربانان است»} پس هرکس که اعتقاد داشته باشد که خداوند از پدر و مادرش و همه انبیاء و رسولان مهربانتر است بحق شهادت داده است که خداوند از پدر و مادرش و فرزندانش و همه مردم رحیم تر است پس بجای شفاعت خداوند شفاعت را از غیر پروردگار طلب نمی کند وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ و چه بسا یکی از سوال کنندگان بگوید : منظور شما از شفاعت ارحم الراحمین چیست ؟ آیا خداوند نزد کس دیگری برای بندگانش شفاعت می کند پس جواب را به پروردگار از محکم کتاب واگذار می کنیم که می فرمایند : {قُلْ لِلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا ۖ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿٤٤﴾}صدق الله العظيم [الزمر] {بگو: «تمام شفاعت از آن خداست، (زيرا) حاکميت آسمانها و زمين از آن اوست و سپس همه شما را به سوي او بازمي‌گردانند!»} قصد خداوند این است که کسانی که از پروردگارشان می خواهند تا به آنان رحم کرده و عذابشان نکند از آنجا که وعده خدا حق است و او ارحم الراحمین است ؛ درخواهند یافت که رحمت خداوند نزد نفسش از غضب و عذاب پروردگار شفاعت خواهد کرد ولی اغلب مردم به خدا ایمان نمی آورند مگر اینکه به سبب فهم نادرستشان از عقیده شفاعت ایمانشان را به شرک آلوده کنند و چه بسا شخص دیگری از کسانی که در قلبشان از پیروی حق انحراف هست از کسانی که آیات محکمات روشن در نفی شفاعت را پشت خود می اندازند واز ظاهر آیات متشابه که در آن سبب تحقق شفاعت در نفس خداوند آمده است ، پیروی می کنند بگوید که ناصر محد یمانی صبر کن مگر خداوند تعالی نفرموده است که : {مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِندَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ}[البقرة:255] {کيست که در نزد او، جز به فرمان او شفاعت کند؟!} {يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إلاّ مَنْ أذِنَ لَهُ الَّرحْمنُ وَرَضِي لَهُ قَوْلاً} [طه:109] {در آن روز، شفاعت هيچ کس سودي نمي‌بخشد، جز کسي که خداوند رحمان به او اجازه داده، و به گفتار او راضي است.} {وِلا يَمْلِكُ الّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إلاّ مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ يَعْلَمُون} [الزخرف:86] {کساني را که غير از او مي‌خوانند قادر بر شفاعت نيستند؛ مگر آنها که شهادت به حق داده‌اند و بخوبي آگاهند!} {وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّـهُ لِمَن يَشَاءُ وَيَرْ‌ضَىٰ ﴿٢٦﴾} [النجم]صدق الله العظيم {و چه بسيار فرشتگان آسمانها که شفاعت آنها سودي نمي‌بخشد مگر پس از آنکه خدا به کسی اجازه دهد و راضی شود} پس جواب را به پروردگار از محکم کتاب واگذار می کنیم که می فرمایند : {إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازًا ( 31 )حَدَائِقَ وَأَعْنَابًا ( 32 ) وَكَوَاعِبَ أَتْرَابًا ( 33 ) وَكَأْسًا دِهَاقًا ( 34 ) لا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلا كِذَّابًا ( 35 ) جَزَاءً مِنْ رَبِّكَ عَطَاءً حِسَابًا ( 36 ) رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الرَّحْمَنِ لا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَابًا ( 37 )} صدق الله العظيم [النبأ] {مسلما براي پرهيزگاران نجات و پيروزي بزرگي است(۳۱)باغهايي سرسبز، و انواع انگورها،(۳۲)و حورياني بسيار جوان و هم‌سن و سال،(۳۳)و جامهايي لبريز و پياپي (۳۴)در آنجا نه سخن لغو و بيهوده‌اي مي‌شنوند و نه دروغي!(۳۵)اين کيفري است از سوي پروردگارت و عطيه‌اي است کافي! (۳۶)همان پروردگار آسمانها و زمين و آنچه در ميان آن دو است، پروردگار رحمان! و هيچ کس حق ندارد بي اجازه او سخني بگويد!(۳۷)} ولی خداوند گروهی از متقیان را از خطاب پروردگار مستثنی کرده است زیرا که آن گروه سخن صواب خواهند گفت و آنان جرآت نمی کنند در محضر پروردگار معبوداز بندگان شفاعت کنند و بنابراین از گروهی ازمتقیان استثناء شده اند آنان که سخن صواب خواهند گفت و در نزد پروردگار برای بندگان طلب شفاعت نمی کنند . آنان دانستند که خداوند ارحم الراحمین است واز همه بندگان به بندگانش رحیم تر است و وعده او حق بوده و او ارحم الراحمین است ، پس چگونه از روی رحمت ، جرات طلب شفاعت برای بندگان بکنند بنابراین خداوند فرموده است : {يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلائِكَةُ صَفًّا لا يَتَكَلَّمُونَ إِلا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا ( 38 )}صدق الله العظيم [النبأ] {{ روزی که «روح» و «ملائکه» در یک صف می‌ایستند و هیچ کس، جز به اذن خداوند رحمان، سخن نمی‌گوید، و سخن صواب می گوید!}} و سوالی که مطرح می شود این است که چرا می بینیم گروهی از متقین نمی توانند الرحمن را مورد خطاب قرار دهند ؟ طبق فرموده خداوند که می فرماید : {إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازًا ( 31 ) حَدَائِقَ وَأَعْنَابًا ( 32 ) وَكَوَاعِبَ أَتْرَابًا ( 33 ) وَكَأْسًا دِهَاقًا ( 34 ) لا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلا كِذَّابًا ( 35 ) جَزَاءً مِنْ رَبِّكَ عَطَاءً حِسَابًا ( 36 ) رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الرَّحْمَنِ لا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَابًا ( 37 )} صدق الله العظيم [النبأ] {مسلما براي پرهيزگاران نجات و پيروزي بزرگي است(۳۱)باغهايي سرسبز، و انواع انگورها،(۳۲)و حورياني بسيار جوان و هم‌سن و سال،(۳۳)و جامهايي لبريز و پياپي (۳۴)در آنجا نه سخن لغو و بيهوده‌اي مي‌شنوند و نه دروغي!(۳۵)اين کيفري است از سوي پروردگارت و عطيه‌اي است کافي! (۳۶)همان پروردگار آسمانها و زمين و آنچه در ميان آن دو است، پروردگار رحمان! و هيچ کس حق ندارد بي اجازه او سخني بگويد!(۳۷)} و جواب : آنان رضوان خداوند نعیم اعظم را وسیله ای برای تحقق نعیم کوچک قرار دادند و به بهشت جنت راضی و خوشحال شدند ولی خداوند از متقینی از گروه مکرمین که قبول نکردند که به بهشت برده شوند اذن خطاب می دهد زیرا آنان به دنبال بهشت اعظم هستند و آنان به صورت گروهی به سمت خداوند محشور خواهند شد و از پروردگارشان می خواهند که نعیم بزرگتر از بهشت را برای آنان محقق کنند و راضی شود . زیرا آنان در همین زندگی دنیوی نزد الرحمن عهدی گرفتند که تا مادامی که پروردگار راضی نباشد راضی نشوند و خداوند تعالی می فرماید : {يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمَنِ وَفْدًا (85) وَنَسُوقُ الْمُجْرِمِينَ إِلَى جَهَنَّمَ وِرْدًا (86) لا يَمْلِكُونَ الشَّفَاعَةَ إِلاَّ مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمَنِ عَهْدًا (87)} صدق الله العظيم [مريم] {در آن روز که پرهيزگاران را دسته جمعي بسوي خداوند رحمان محشور مي‌کنيم(۸۵)و مجرمان را به جهنم مي‌رانيم(۸۶)آنان هرگز مالک شفاعت نيستند؛مگر کسي که نزد خداوند رحمان، عهد و پيماني دارد(۸۷)}. و راز تحقق شفاعت خداوند در نزد آنهاست و نزد الرحمن عهد كرده اند كه تا او راضي نشود ، راضي نشوند زيرا آنان مي دانند كه خداوند نسبت به بندگانش از آنها رحيم تر است و وعده او حق است و او ارحم الراحمين است و رحمت خداوند براي بندگانش از عذاب و غضب او شفاعت خواهد كرد . طبق فرمايش خداوند تعالي : {قُلْ لِلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا ۖ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿٤٤﴾}صدق الله العظيم[الزمر] {بگو: «تمام شفاعت از آن خداست، (زيرا) حاکميت آسمانها و زمين از آن اوست و سپس همه شما را به سوي او بازمي‌گردانند!»} و اين جا اتفاق غيره منتظرۀ بزرگی به وقوع مي پيوندد و رضوان خداوند در نفسش تحقق مي يابد و رحمت خداوند براي بندگانش از عذاب و غضب او شفاعت مي كند بعد از اينك طعم عذاب گناهانشان را چشيدند ، آن اتفاق غيره منتظره براي عذاب شوندگان به وقوع مي پيوندد .آنجا به قوم يحبهم الله و يحبونه (محبوبان خداوند و محبان او) مي گويند كه پروردگار شما چه گفت ؟ پس پاسخ مي گويند : حق را گفت و اوست بزرگ و بلند مرتبه طبق فرموده خداوند : {وَلا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلاَّ لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتَّى إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الْحَقَّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ} صدق الله العظيم [سبأ:23] {هيچ شفاعتي نزد اوسودي ندارد؛جز به کسی که اذن(سخن گفتن به او) داده، ! تا زماني که اضطراب از دلهاي آنان زايل گردد (و فرمان از ناحيه او صادر شود؛ در اين هنگام مجرمان) مي‌گويند: «پروردگارتان چه دستوري داده؟» مي‌گويند: «حق را و اوست بلندمقام و بزرگ‌مرتبه!»} پس سر تحقق شفاعت از خداست به اوست . و رحمت خداوند در نفسش براي بندگانش از عذاب و غضب او شفاعت مي كند و راضي مي شود تا براي قوم يحبهم الله و يحبونه (محبوبان خداوند و محبان او ) نعيم رضوان نفسش بر بندگانش را محقق سازد . پس اگر خداوند در نفسش راضي شد شفاعت تحقق مي یابد و و رحمت خداوند در نفسش براي بندگانش از عذاب و غضب او شفاعت مي كند و راضي مي شود طبق فرمايش خداوند تعالي : {وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّـهُ لِمَن يَشَاءُ وَيَرْ‌ضَىٰ ﴿٢٦﴾} صدق الله العظيم [النجم] {و چه بسیار فرشتگان آسمانها که شفاعت آنها سودی نمی‌بخشد مگر پس از آنکه خدا به کسی که بخواهد اجازه دهد وراضی شود } پس ببينيد كه اصحاب تحقق شفاعت در نفس پروردگار ، براي كسي شفاعت نمي كنند بكله از پروردگارشان درخواست تحقق نعيم اعظم مي كنند تا در نفسش راضي شود پس اگر خداوند در نفسش راضي شد شفاعت تحقق مي یابد و و رحمت خداوند در نفسش براي بندگانش از عذاب و غضب او شفاعت مي كند و بنابراين خداوند مي فرمايد : {وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّـهُ لِمَن يَشَاءُ وَيَرْ‌ضَىٰ ﴿٢٦﴾} صدق الله العظيم [النجم] {و چه بسیار فرشتگان آسمانها که شفاعت آنها سودی نمی‌بخشد مگر پس از آنکه خدا به کسی که بخواهد اجازه دهد وراضی شود } آن گروه محبوبان خداوند و محبان اویند و خداوند وعده آنها را در قران عظيم داده است اما علت اینکه تا زمانی که پروردگارشان راضی نباشد به بهشت نعيم راضي نمی شوند اينست كه آنان پروردگارشان را از بهشت (مادي ) نعيم و حور العين و و همه ملكوت بيشتر دوست دارند و بنابراين مي گويند : چگونه در بهشت مادي خوشبخت باشيم و حبيبمان ارحم الراحمين بر بندگان گمراهش متحسر و حزين باشد و به خداوند پناه مي بريم از اينكه راضي باشيم تا نفس خداوند تعالي راضي باشد . سپس همه درجات بهشت (مادي ) درجه به درجه تا بالاترين درجه و نزديكترين درجه بهشت به صاحب عرش عظيم بر آنان عرضه مي شود و گروه مكرمين (الوفد المكرمين ) آنها را نمي پذيرند و مي گويند : هيهات هيهات كه راضي شويم تا اينكه تو راضي باشي همانا كه بهشت رضوان نفس تو همان بهشت اعظم است هر چه از بهشت برما عرضه كني (نمي پذيريم ) طبق وعده حق شما {رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ}[التوبة:100] پس پروردگارا چون برما راضي شدي ما در نفسمان راضي نمي شويم تا اينكه تو راضي شوي نه متحسر و نه اندوهگين (حزين ) خدايا ما تورا بيش از همه ملكوتت در بهشت نعيم دوست داريم پس حبيب چگونه خوشبخت باشد در حالي كه مي داند حبيبش متحسر و حزين است ؟ و چه بسا گروهي از قومي كه بخدا ايمان نمي آورند مگر اينكه ايمانشان را به شرك آلوده كنند بپرسد كه آيا براي قوم يحبهم الله و يحبونه كه خدا وعده آنها را در قران داده است جايگاهي نزد مليك مقتدر قرار دادي كه انبياء و شهداء به مقامشان غبطه بخورند ؟ پس امام مهدي از پاسخ به اين سوال خود داري مي كند و پاسخ آن را مستقيما به جدم محمد رسول اللهصلى الله عليه وآله وسلم واگذار مي كنم كه مي فرمايد : [يَا أَيُّهَا النَّاسُ اسْمَعُوا وَاعْقِلُوا وَاعْلَمُوا أَنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَجَلَّ عِبَادًا لَيْسُوا بِأَنْبِيَاءَ وَلَا شُهَدَاءَ يَغْبِطُهُمُ النَّبِيُّونَ وَالشُّهَدَاءُ عَلَى مَنَازِلِهِمْ وَقُرْبِهِمْ مِنَ اللَّهِ " فَيَجِيءُ رَجُلٌ مِنَ الْأَعْرَابِ مِنْ قَاصِيَةِ النَّاسِ وَأَلْوَى بِيَدِهِ إِلَى النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، فَقَالَ : يَا رَسُولَ اللَّهِ ، نَاسٌ مِنَ النَّاسِ لَيْسُوا بِأَنْبِيَاءَ وَلَا شُهَدَاءَ يَغْبِطُهُمُ الْأَنْبِيَاءُ وَالشُّهَدَاءُ عَلَى مَجَالِسِهِمْ وَقُرْبِهِمْ مِنَ اللَّهِ . انْعَتْهُمْ لَنَا جَلِّهِمْ لَنَا يَعْنِي صِفْهُمْ لَنَا شَبِّهْهُمْ لَنَا فَسُرَّ وَجْهُ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِسُؤَالِ الْأَعْرَابِيِّ , فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : " هُمْ نَاسٌ مِنْ أَفْنَاءِ النَّاسِ وَنَوَازِعِ الْقَبَائِلِ لَمْ تَصِلْ بَيْنَهُمْ أَرْحَامٌ مُتَقَارِبَةٌ تَحَابُّوا فِي اللَّهِ وَتَصَافَوْا , يَضَعُ اللَّهُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَا يَفْزَعُونَ وَهُمْ أَوْلِيَاءُ اللَّهِ لَا خَوْفَ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ] صدق عليه الصلاة والسلام [ ای مردم بشنوید و بیندیشید و بدانید به درستی که برای خدا عز وجل بندگانی وجود دارد که نبی و شهید نیستند ولی شهدا و انبیاء بخاطر جایگاه و نزدیکی آنها به خداوند به آنها غبطه میخورند.کسی پرسید: یا رسول الله ،از آنها میگویید؟ اوصافشان را برای ما آشکار میکنید؟ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَلبخندی به اوزده وفرمودند"آنان مردمی گمنام و ازگروه های ناشناخته اند، نسبت خویشاوندی سبب ارتباط ایشان با یکدیگر نیست، [بلکه] با خداوندعزوجل پیمان مستحکم دوستی بستند.روز قیامت [نیز]، خداوندعزوجل منبرهایی از نور برایشان قرار داده، ایشان را بر روی آن می نشاند و صورت هایشان را نور می گرداند. و لباسشان را نور می گرداند انسان ها در روز قیامت هراسناکند امّا آنان نمی هراسند. آنان اولیای خدا هستند که هیچ هراسی ندارند و اندوهناک نمی شوند.] پس اي مسلمانان بعد از ظهور در حق آنان مبالغه نكنيد به خدا سوگند كه آنان و مهدي منتظر گناهان زيادي داشتند ولي توبه كنندگان پاك شده (توابين متطهرين ) حبيبان رب العالمين هستند طبق فرموده خداوند تعالي : { إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ }صدق الله العظيم [البقرة:222] {خداوند، توبه‌کنندگان را دوست دارد، و پاکان را (نيز) دوست دارد.} اما رازی كه مقام آنها و مقام امامشان مهدي منتظر را نزد پروردگار (مليك مقتدر ) بالا برد... ، آن سرّ و همه سرّ و ظاهر سرّ و باطن سرّ اين است كه آنها رضوان خداوند را غايت خود برگزيدند و نزد پروردگارشان عهد بستند كه تا او راضي نشود ، راضي نشوند . تا جایی که اگر این امر محقق نشود آنان خودشان را براي بندگان گمراه خداوند كه آنان را نمي شناسند ، فدا می کنند .با وجود این که آنان را نمی شناسند آماده هستند تا خودشان را فدا كنند و چنانچه حبيبشان خداوند ارحم الراحمين به آنان بگويد : حال كه اصرار داريد كه راضي نشويد تا اينكه خداوند در نفسش راضي بوده و متحسر و اندوهگين نباشد ، پس به سوي درب چهارم جهنم كه از بین هفت در داغترين آنهاست بشتابيد و آنجا بمانيد تا زمانيكه خداوند بخواهد و فداي بندگانم كه از صراط مستقيم گمراه شدند شوید، وپس از آن شما را از آنجا بيرون مي آورم و سپس خداوند در نفسش بر بندگان گمراهش راضي مي شود و شما را به همراه آنان همگي داخل رحمتم مي كنم و پروردگارتان در نفس خود راضي مي شود . گمان مي كنيد كه جواب گروهی که محبوبان خدایند و محبان او چه خواهد بود ؟ به خداوند عظيم سوگند كه هركس از آنان باشد این جواب را در قلبش حاضر مي بيند و می گوید: به خداوند عظيم سوگند كه با سخن به پروردگارم جواب نخواهم داد بلكه شتابان به سوي داغ ترين درب هاي جهنم خواهم رفت و لحظه اي ترديد نخواهم كرد و سعي خواهم كرد كه ازسایر برادرانم از قومی که محبوب خدایند و محب او پيشي بگيرم و خودم را زودتر از آنان در داغ ترين درب هاي جهنم بياندازم اگر اين شرط تحقق رضوان خداوند در نفسش باشد . و اين است حقيقت گروه محبوبان خداوندو محبان او... تا اصرار عظيم آنان بر تحقق رضوان نفس حبيبشان خداوند ارحم الراحمين را بدانيد و آنان به حقيقت نفسشان آگاهند و پروردگارشان به حالشان آگاه است و ما به حقيقت وصفشان در كتاب آگاه شديم . و به خداوند علي عظيم سوگند مي خورم که قلب هریک از آنها در می يابد كه گویی امام مهدي از زبان اوحرف مي زند زيرا كه هركس از گروه محبوبان خداوندو محبان او باشد در خود این استعداد كامل را مي يابد كه چنانچه خداوند به آنها بگويد : "حال كه شما راضي نمي شويد تا اينكه پروردگارتان در نفس خود راضي شود پس به سوي داغ ترين درب هاي جهنم بشتابيد ." حتي اگر پروردگارشان با اين كار آنهاا متحان كند ؛به آتش دستور خواهد داد كه برای گروهی که محبوبان خدایند و محبان او سرد و آرام ( بردا و سلاما )شود ، ولي شما را از اين امر آگاه كرديم تا مردم ازاصرار و پافشاری عظيم گروه محبوبان خداوند و محبان او براي تحقق غايتشان در نفس پروردگارشان باخبر باشند. آنان راضي نمي شوند تا او راضي شود از خود گذشتگي ها هر چه باشد مهم نيست كه پروردگارشان نزدشان از همه چيز ارزشمند تر و دوست داشتني تر و نزديك تر است و اين مهم تبديلي ندارد و چه بسا يكي از عزيزان انصار بگويد : اي امامم مهدي شما را به خداوند سوگند مي دهم آيا از اينكه من (فلان ) از آنها باشم آگاهي؟ پس امام مهدي ناصر محمد يماني در پاسخ به سوال كنندگان مي گويم : هر كدام از شما به قلب خودش بنگرد ، آيا با ملكوت بهشت (مادي ) راضي مي شود در حالي كه پروردگارش در نفس خودش راضي نباشد و متحسر و حزين است؟ پس اگر جواب اين باشد كه ، هيهات هيهات كه راضي شوم تا اينكه پروردگار حبيبم در نفسش راضي باشد نه متحسر ونه حزين. واز جنات نعيم (بهشت مادي ) و حور العين چه بخواهم در حالي كه پروردگارم براي آنانكه در اطاعت پروردگارشان كوتاهي نمودند ، متاسف و متحسر و اندوهگين باشد . سپس هريك از آنان در نفسش مي گويد : به خدا پناه مي برم از اينكه قلبم به جنات نعيم (بهشت مادي ) و حور العين راضي شود تا اينكه پروردگار حبيبم راضي شودو نه متحسرباشد و اندوهگين . آنان رضوان خداوند را غايت و هدف خود برگزيدند نه وسيله اي براي آنكه خداوند آنها را وارد بهشت كند . پس چگونه رضوان نعيم اعظم (خداوند )را وسيله اي براي رسيدن به نعيم اصغر (بهشت ) بخواهند . و چه بسا ابو المهدي كه موضوع را به مسخره گرفته است بگويد : اي ناصر محمد آيا ادعا مي كني كه رضوان خداوند بر بندگانش نعيمي بزرگتر از بهشت است ؟ برهان و دليل شما چيست ؟ (قل هاتوا برهانكم إن كنتم صادقين) پس پاسخ را مستقيما به خداوند واگذار مي كنيم كه در محكم كتابش مي فرمايد : {{{ وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِنْ اللَّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (72)}}} صدق الله العظيم [التوبة] {خداوند به مردان و زنان باايمان، باغهايي از بهشت وعده داده که نهرها از زير درختانش جاري است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و مسکن‌هاي پاکيزه‌اي در بهشتهاي جاودان (نصيب آنها ساخته)؛ و (خشنودي و) رضاي خدا، (از همه اينها) بزرگ‌تر است؛ و پيروزي بزرگ، همين است!} و چه بسا (ابو المهدي ) كه موضوع را به مسخره گرفته و بسياري از سوال كنندگان بگويند : كه آياخداوند براي بندگانش كه در اطاعت پروردگارشان كوتاهي نمودند ، متاسف و متحسر و اندوهگين است ؟ پس به آنها مي گوييم در بيان حق امام مهدي که با برهان آشكار در" اثبات خشنودي خداوند از توبه بندگانش واثبات حزن او بر بندگانش و اثبات تاسف او بر بندگانش و اثبات تحسر او بر بندگانش" كه در پاسخ به شيخ گرانقدر و محترم العتيبي نوشته شده است تدبر و انديشه كنيد . المشاركة الأصلية كتبت بواسطة العتيبي هل هذا جواب الأمام ناصر محمد اليماني على سؤالي إن كان هذا هو جواب الإمام ناصر فقولوا لي حتى أضيف تعقيبي وأستدراكاتي على رد الإمام ____________________________________ ردّ الإمام المهدي إلى فضيلة الشيخ العتيبي .. بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة الأنبياء والمرسلين وآلهم الطيبين الطاهرين ومن تبعهم بإحسان إلى يوم الدين، أما بعد.. اي عتيبي به جواب پروردگار به تو در كتاب بسنده مي كنيم . خداوند به سبب صفت رحمت عظيمش هنگامي بندگانش به خاطر كوتاهيشان در حق پروردگار در نفسشان حسرت مي خورند؛ بر آنان حسرت مي خورد، { وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّ‌بِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ بَغْتَةً وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُ‌ونَ ﴿٥٥﴾ أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَ‌تَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّ‌طتُ فِي جَنبِ اللَّـهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِ‌ينَ ﴿٥٦﴾ }صدق الله العظيم [الزمر] { و از بهترین دستورهائی که از سوی پروردگارتان بر شما نازل شده پیروی کنید پیش از آنکه عذاب ناگهان به سراغ شما آید در حالی که از آن خبر ندارید!» (۵۵) مبادا کسی روز قیامت بگوید: «افسوس بر من از کوتاهی هایی که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخره‌ کنندگان بودم!» (۵۶)} ولي حسرت در نفس آنها ديرو تنها زمانی رخ داد که خداوندعذاب را بر آنان نازل نمود .اماپس ازآنکهپروردگارآگاه شد که از کوتاهی خود در امر اطاعت ازاوپشمان و حسرت زده اند ، در نفسش بر آنها حسرت خورد؛ با وجود اينكه آنان قبلا پيامبرانشان را تكذيب نمودند و به رسالتشان كافر شدند تا آن هنگام كه صيحه (عذاب ) آنها را فرا گرفت.پس ازنازل شده عذاب و پشیمانی از كوتاهي در حق پروردگار عالمپشيمان شدندو خداوند در نفسش بر آنان حسرت خورد طبق فرمايش خداوند كه مي فرمايد : { وَمَا أَنزَلْنَا عَلَىٰ قَوْمِهِ مِن بَعْدِهِ مِن جُندٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَمَا كُنَّا مُنزِلِينَ ﴿٢٨﴾ إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ ﴿٢٩﴾ يَا حَسْرَ‌ةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّ‌سُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ يَرَ‌وْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُ‌ونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْ‌جِعُونَ ﴿٣١﴾ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُ‌ونَ ﴿٣٢﴾ } صدق الله العظيم [يس] {و ما بعد از او بر قومش هیچ لشکری از آسمان نفرستادیم، و هرگز سنت ما بر این نبود؛ (۲۸)(بلکه) فقط یک صیحه آسمانی بود، ناگهان همگی خاموش شدند! (۲۹)افسوس بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایت آنان نیامد مگر اینکه او را استهزا می‌کردند! (۳۰)آیا ندیدند چقدر از اقوام پیش از آنان را (بخاطر گناهانشان) هلاک کردیم، آنها هرگز به سوی ایشان بازنمی‌گردند (و زنده نمی‌شوند) (۳۱)و همه آنان نزد ما احضار می‌شوند! (۳۲)} زيرا كه خداوند بر بندگاني كه به خودشان ظلم كردند تاسف مي خورد طبق فرمايش خداوند : { فَلَمَّا آسَفُونَا انْتَقَمْنَا مِنْهُمْ }صدق الله العظيم [الزخرف:55] {بر آنها تاسف خورده و از آنها انتقام کشیدیم} {{ وَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ يَا أَسَفَى عَلَى يُوسُفَ وَابْيَضَّتْ عَيْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ }}صدق الله العظيم [يوسف:84] {و از آنها روی برگرداند و گفت: «وا اسفا بر یوسف!» و چشمان او از اندوه سفید شد، اما خشم خود را فرو می‌برد} و ازاین فتوا؛ مقصود خداوند از" أسف " را استنباط مي كنيم و آن حزن و اندوه است ، پس خداوند چنانچه بندگانش هدايت نشدند حزين و غمگين است ، پس هنگامي كه پيامبران الهي و پيروانش بر علیه آنان دعا كنند دعاي پيامبر و پيروانش را مستجاب مي كندو با عذاب از جانب خودش بين آنها حكم مي كند و رويگردانان از حق را هلاك مي كند ، تا زماني كه خداوند از حسرت بزرگ آنان در نفسشان به خاطر كوتاهيشان در اطاعت از پروردگارشان آگاه مي شود پس بر آنان حسرت مي خورد و او ارحم الراحمين است ولي آنان از رحمت پروردگارشان مايوس هستند طبق فرمايش خداوند كه مي فرمايد : { وَمَا أَنزَلْنَا عَلَىٰ قَوْمِهِ مِن بَعْدِهِ مِن جُندٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَمَا كُنَّا مُنزِلِينَ ﴿٢٨﴾ إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ ﴿٢٩﴾ يَا حَسْرَ‌ةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّ‌سُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ يَرَ‌وْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُ‌ونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْ‌جِعُونَ ﴿٣١﴾ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُ‌ونَ ﴿٣٢﴾ } صدق الله العظيم [يس] {و ما بعد از او بر قومش هیچ لشکری از آسمان نفرستادیم، و هرگز سنت ما بر این نبود؛ (۲۸)(بلکه) فقط یک صیحه آسمانی بود، ناگهان همگی خاموش شدند! (۲۹)افسوس بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایت آنان نیامد مگر اینکه او را استهزا می‌کردند! (۳۰)آیا ندیدند چقدر از اقوام پیش از آنان را (بخاطر گناهانشان) هلاک کردیم، آنها هرگز به سوی ایشان بازنمی‌گردند (و زنده نمی‌شوند) (۳۱)و همه آنان نزد ما احضار می‌شوند! (۳۲)} و اينجا خداوند از نفس خودش سخن مي گويد: { يَا حَسْرَ‌ةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّ‌سُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ يَرَ‌وْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُ‌ونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْ‌جِعُونَ ﴿٣١﴾ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُ‌ونَ ﴿٣٢﴾ }صدق الله العظيم، افسوس بر اين بندگان که هيچ پيامبري براي هدايت آنان نيامد مگر اينکه او را استهزا مي‌کردند! آيا نديدند چقدر از اقوام پيش از آنان را (بخاطر گناهانشان) هلاک کرديم، آنها هرگز به سوي ايشان بازنمي‌گردند! و همه آنان نزد ما احضار مي‌شوند! آيا اين آيه محكمي نيست كه فتوا مي دهد به راستي خداوند ارحم الراحمين است ، واوبخاطر بندگانی كه به خود ظلم كردند حزين بوده و اندوه مي خورد و از توبه بندگانش خوشحال مي شود؛ خداوند از طريق پيامبرش در سنت بيان و در حديیث حق فتوا داده است كه خداوند از توبه بنده اش بسيار خوشحال مي شود . طبق حديث محمد رسول الله الحقّ - صلّى الله عليه وآله وسلّم كه مي فرمايد : [ لله أشد فرحاً بتوبة عبده حين يتوب إليه من أحدكم كان على راحلته بأرض فلاة , فانفلتت منه , وعليها طعامه وشرابه فأيس منها فأتى شجرة فاضطجع في ظلها – قد أيس من راحلته – فبينا هو كذلك إذا هو بها قائمة عنده فأخذ بخطامها ثم قال من شدة الفرح اللهم أنت عبدي وأنا ربك – أخطأ من شدة الفرح – ] [[همانا خداوند شادتر مي شود به توبۀ بنده اش هنگامي که به درگاه او توبه مي کند، از يکي از شما که در بيابان بر شترش سوار بوده، ناگهان شترش از نزدش فرار کرده، در حاليکه طعام و آبش بر بالاي شتر باشد و چون از رسيدن به شترش مأيوس و نا اميد شده آمده و در سايۀ درختي غلطيده است که ناگهان متوجه مي شود که شترش در کنارش ايستاده است، و او زمامش را بدست مي گيرد و از نهايت شادماني ميگويد: خدايا تو بنده ی مني و من خداي تو ام! و از نهايت شادماني "الفاظ را اشتباه تلفظ مي کند"] و محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلم از خوشحالي عظيم نفس خداوند از توبه بنده اش به شما فتوا مي دهد و خوشحالي خداوند از خوشحالي آن صاحب شتر كه ازشدت خوشحالي اشتباه تلفظ كرد بيشتر است ، و همچنين امام مهدي از حزن واندوه و حسرت و تاسف خداوند بر رويگردانان از دعوت پيامبران به شما فتوا داد . و خدا را گواه مي گيرم كه حسرت و اندوه بر آنان در نفس پروردگار نمي آيد مگر بعد از اينكه در نفسشان به خاطر كوتاهيشان در حق پروردگارشان حسرت بخورند و قبلا به حق فتوي داديم كه حسرت در نفسشان فقط بعد از عذاب صيحة مي آيد طبق فرمايش خداوند : { وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّ‌بِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ بَغْتَةً وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُ‌ونَ ﴿٥٥﴾ أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَ‌تَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّ‌طتُ فِي جَنبِ اللَّـهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِ‌ينَ ﴿٥٦﴾ }صدق الله العظيم [الزمر] {و از بهترين دستورهائي که از سوي پروردگارتان بر شما نازل شده پيروي کنيد پيش از آنکه عذاب (الهي) ناگهان به سراغ شما آيد در حالي که از آن خبر نداريد!»(۵۵) (اين دستورها براي آن است که) مبادا کسي روز قيامت بگويد: «افسوس بر من از کوتاهيهايي که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخره‌کنندگان (آيات او) بودم!(۵۶)»} وسپس هنگامي كه خداوند دانست كه آنان بر كوتاهيشان در حق پروردگار پشيمان اند و حسرت مي خورند بلافاصله خداوند در نفسش بر آنهاحسرت مي خورد طبق فرموده خداوند تعالي : { وَمَا أَنزَلْنَا عَلَىٰ قَوْمِهِ مِن بَعْدِهِ مِن جُندٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَمَا كُنَّا مُنزِلِينَ ﴿٢٨﴾ إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ ﴿٢٩﴾ يَا حَسْرَ‌ةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّ‌سُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ يَرَ‌وْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُ‌ونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْ‌جِعُونَ ﴿٣١﴾ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُ‌ونَ ﴿٣٢﴾ } صدق الله العظيم [يس] {و ما بعد از او بر قومش هیچ لشکری از آسمان نفرستادیم، و هرگز سنت ما بر این نبود؛ (۲۸)(بلکه) فقط یک صیحه آسمانی بود، ناگهان همگی خاموش شدند! (۲۹)افسوس بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایت آنان نیامد مگر اینکه او را استهزا می‌کردند! (۳۰)آیا ندیدند چقدر از اقوام پیش از آنان را (بخاطر گناهانشان) هلاک کردیم، آنها هرگز به سوی ایشان بازنمی‌گردند (و زنده نمی‌شوند) (۳۱)و همه آنان نزد ما احضار می‌شوند! (۳۲)} و اين حجت ماست بر تو اي عتيبي پس از ياران احمد حسن يماني مباش بلكه ازدور شدن از او شاكر باش زيرا او و حزبش مردم را به شرك و مبالغه در حق پيامبران و ال بيتشان دعوت مي كند تا مردم آنان را به جاي خداوند بخوانند . واين پاسخ ما به شماست با برهان ساكت كننده اي شيخ محترم العتيبي يا اينكه شما انكار مي كني كه خداوند ارحم الراحمين است ؟ يعني به بندگانش از مادرانشان رحيم تر است، ولي بندگاني كه به خودشان ظلم كرده اند از رحمت پروردگار مايوس و نامبد( مبلس) هستندزيرا آنان آنگونه كه شايسته پروردگار است اورا نشناخته اند و قدر اورا ندانستند و به همين دليل از رحمت او مايوسند ..إنا لله وإنا إليه راجعون، وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله رب العالمين.. ألدّ أعداء الشياطين من الجنّ والإنس ومن كل جنس الإمام المهدي ناصر محمد اليماني. ـــــــــــــــــــــــــ ـ https://www.nasser-yamani.com/showthread.php?p=117249 سايت امام مهدى ناصر محمد يمانى http://www.nasser-yamani.com/home.php?styleid=2 انجمن: فارسي ترجمه بیانات امام مهدی به زبان فارسی http://www.nasser-yamani.com/forumdisplay.php?54-فارسي&styleid=2 راز شفاعت, نام بزرگترین خدا,مهدى, بیانیه قرآن, كوكب الجحيم رد بيان الشفاعه الكامل تابع بيان الشفاعه 23 - 03 - 1434 هـ 04 - 02 - 2013 مـ 04:03 صــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــ نفي شفاعة العبيد بين يديّ الربّ المعبود.. وقال الله: {فَذَكِّرْ‌ بِالْقُرْ‌آنِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ} صدق الله العظيم. رد شفاعت بندگان در پیشگاه رب معبود بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله ورسله المكرمين وآلهم المطهرين من أوّلهم إلى خاتمهم محمد رسول الله، ای کسانی که ایمان آورده اید هرگاه از آنها یاد می کنید بر آن ها صلوات و سلام بفرستید و بین هیچ یک از رسولان خداوند فرقی قائل نشوید و در شأن آنها و امام مهدی مبالغه نکنید که آنها برای دعوت شما به مبالغه در باره خود برانگیخته نشده اند، بلکه برای این به سوی شما آمده اند تا از آنها پیروی کنید و خداوند یکتا را عبادت کرده و درراه دوست داشتن خداوند(حب الله) و رسیدن به قرب الهی با آنها رقابت کنید که به پیروزی بزرگی دست یافته و به راه راست هدایت شده اید. سلام و صلوات خداوند بربندگانی که ایمان خود را به ظلم شرک آلوده نکرده اند، اینان تنها جماعتی در بین ملت ها هستند که نجات یافته (الفرقه الناجیة)و از عذاب آتش در امانند. ممکن است کسی سؤال کند:" ای ناصر محمد، مسلمانان به هفتاد و چند گروه تقسیم شده اندو قبل از این نیز محمد رسول الله در باره این رویداد غیبی به ما فتوا داده اند، ایشان که صلوات و سلام بر او باد فرموده اند: ترمذی از قول عبدالله بن عمر نقل می کند: رَسُولُ الله صلى الله عليه وسلممیفرمایند: "لَيَأْتِيَنّ عَلَى أُمّتِي مَا أَتَى عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ حَذْوَ النّعْلِ بِالنّعْلِ حَتّى إِنْ كَانَ مِنْهُمْ مَنْ أَتَى أُمّهُ عَلاَنِيَةً لَكَانَ فِي أُمّتِي مَنْ يَصْنَعُ ذَلِكَ وَإِنّ بَنِي إِسْرَائِيلَ تَفَرّقَتْ عَلَى ثِنْتَيْنِ وَسَبْعِينَ مِلّةً، وَتَفْتَرِقُ أُمّتِي عَلَى ثَلاَثٍ وَسَبْعِينَ مِلّةً كُلّهُمْ فِي النّارِ إِلاّ مِلّةً وَاحِدَةً، قَالَ ومَنْ هِيَ يَا رَسُولَ الله؟ قَالَ: مَا أَنَا عَلَيْهِ وَأَصْحَابِي". "بر پیروان من دقیقأ همان رود که بر بنی اسرائیل رفت ؛ (تا جایی که هر کاری که در آن امت بصورت علنی ظاهر شد ملت من نیز همان کردند) ؟ و بدانسان که اینان هفتاد و دو گروه گردیده اند، امت من به هفتاد و سه گروه شوند و همه آنها در دوزخ باشند مگر یک دسته که رستگار گردند، چون از وی پرسیدند که ای پیامبر خدا، آن دسته کیانند؟ فرمود: آن دسته که من و یارانم بر آنیم." پایان حدیث. سؤال این است که: این فرقه نجات یافته از عذاب آتش چه کسانی هستند تا ما به آنها بپیوندیم؟ آیا شیعیان دوازده امامی اند یا یکی از فرق اهل سنت و جماعت؟" مهدیی منتظر به تمام سؤال کنندگانی که در "دوره گفتگو قبل از ظهور" در پی یافتن حق هستند، چنین پاسخ می دهد:خداوند تعالی می فرماید: { يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ } صدق الله العظيم [النساء176] { از تو سؤال می کنند؛ بگو خداوند فرمان می دهد} حال اگر به تدبر در کتاب محفوظ از تحریف ، یعنی قرآن عظیم بازگردیم فتوای محکم خداوند درباره گروه نجات یافته از عذاب آتش را پیدا خواهیم کرد؛ جواب را در آیات محکم کتاب خداوند پیدا می کنید.خداوند تعالی می فرماید: {{{الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُوْلَئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ}}} صدق الله العظيم [الأنعام:82] {آنها که ایمان آوردند، و ایمان خود را با شرک و ستم نیالودند، ایمنی تنها از آن آنهاست؛ و آنها هدایت‌یافتگانند}] این گروه نجات یافته ( الطائفة الناجیة] در بین فرقه های مختلف پراکنده اند و فرقه مشخصی وجود ندارد که با پیوستن به آن به زعم خود فکر کنید به مذهب نجات یافتگان ملحق شده اید ، هر یک از این فرقه ها تصور می کنند که خودشان از عذاب خداوند نجات یافته اند!! هیهات ؛ هیهات، گروه نجات یافتگان در بین فرق و مذاهب گوناگون پراکنده اند .آنها مؤمنان متقی و عابدی هستند که ایمانشان به خداوند را به ظلم شرک آلوده نکرده اند و از عذاب خداوند در امانند. گواه آن فتوای خداوند در آیات محکم کتاب است که می فرماید: {{{الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُوْلَئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ}}} صدق الله العظيم [الأنعام:82] {آنها که ایمان آوردند، و ایمان خود را با شرک و ستم نیالودند، ایمنی تنها از آن آنهاست؛ و آنها هدایت‌یافتگانند}] حتی اگر به علت فتوای کسانی که نادانسته به خداوند نسبت می دهند؛مرتکب اشتباه فقهی شده باشند، تا زمانی که عامه مسلمانان با قلبی سلیم و پاک از ظلم شرک به خداوند در پیشگاه او حاضر شوند ،مورد مغفرت او قرار می گیرند. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که : {‏إِنَّ اللَّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاء وَمَن يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِيمًا‏} ‏صدق الله العظيم [النساء:48] {خداوند (هرگز) شرک را نمی‌بخشد! و پایین‌تر از آن را برای هر کس (بخواهد و شایسته بداند) می‌بخشد. و آن کسی که برای خدا، شریکی قرار دهد، گناه بزرگی مرتکب شده است} هر کس که قلبش از ظلم شرک به خداوند پاک باشد به راه راست-صراط مستقیم- هدایت شده و خداوند او را از عذاب دردناک نجات می دهد. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که: {يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ ﴿٨٨﴾ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّـهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ﴿٨٩﴾} صدق الله العظيم [الشعراء] {در آن روز که مال و فرزندان سودی نمی‌بخشد، (۸۸)مگر کسی که با قلب سلیم به پیشگاه خدا آید!» (۸۹)} شاید یکی از علمای سرشناس مسلمین بگوید": ناصر محمد، در هیچ یک ازکشورهای اسلامی بت پرستیده نمی شود، ترا چه می شود که مدام در بیاناتت ما را از شرک یه خداوند می ترسانی و دست از این هشدار برنمی داری؟" امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ وی می گوید: به خداوند قسم که اکثر مسلمانان به خداوند ایمان نمی آورند، مگر آنکه ایمان خود را با شرک به خداوند آلوده کرده باشند .دلیل آن نیز اعتقاد غلط آنها به شفاعت بنده در پیشگاه خداوند - رب المعبود- است و زمانی که کلام حق از آیات محکم کتاب برایشان نقل می شود در سینه هاشان احساس تنگی می کنند( آیات را خوش نمی دارند) لذا آنهایی که از حق دلگیر می شوند را می بینید که دائم آیات محکم کتاب را که برای علمای امت و عامه مسلمانان واضح و روشنند رها کرده و پشت سر می اندازند و به سراغ آیات متشابه می روند که نیاز به توضیح دارند و سپس آنها را باب میل خود تغییرمی دهند تا از ظاهر آن بتوانند آنهارا با احادیث فتنه برانگیزوجعلی که با بیان حق ( قرآن) تفاوت دارند، به صورت ظاهری تطبیق داده و موافق جلوه دهند و فکر هم می کنند که آیات متشابه را تأویل کرده اند. امام مهدی خطاب به آنها می گوید: پس چرا شما ازآیه های محکم و روشن کتاب که برای علمای امت و عموم مسلمین و هر عرب زبانی روشن است پیروی نمی کنید؟ اما در مورد آیات متشابه، خداوند فرمان داده است به آنها ایمان داشته باشید واگر مؤمنید ،تأویل آن را به اهل آن واگذار کنید. شاید یکی از علمای امت بخواهد بگوید:"ای کسی که ادعا می کنی مهدی منتظر هستی،آیه ای روشن از آیات محکم کتاب را برای علمای امت و عامه مسلمانان بیاور تا ببینیم آیا ما علمای امت از آن دلگیر شده و در قلبمان احساس تنگی و ناخرسندی می کنیم؟این ناخرسندی یعنی شرک به خداوند،اگر تو راست بگویی، خواهی دید که ما نه تنها از آیات روشن و محکم کتاب تبعیت نمی کنیم، بلکه آنها را پشت سر انداخته و به دنبال متشابهات می رویم. پس از بیانات محکم ی که برای علمای امت و عامه مسلمانان روشن باشد برایمان نمونه ای بیاور تا ببینیم که آیا ما از آن روبرگردانده و آن گونه که تو تصور می نمایی ،ازظاهرآیات دیگر که متشابه اند پیروی می کنیم". امام مهدی در پاسخ می گوید: خداوند تعالی می فرماید: {اللَّـهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْ‌شِ ۖ مَا لَكُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا شَفِيعٍ ۚ أَفَلَا تَتَذَكَّرُ‌ونَ ﴿٤﴾} صدق الله العظيم [السجدة] {خداوند کسی است که آسمانها و زمین و آنچه را میان این دو است در شش روز آفرید، سپس بر عرش قرار گرفت؛ هیچ سرپرست و شفاعت کننده‌ای برای شما جز او نیست؛ آیا متذکّر نمی‌شوید} خداوند برایتان فتوا داده است که انبیاء و تمام اولیاء قادر به شفاعت در پیشگاه خداوند نیستند. گواه آن فرموده خداوند تعالی است: {اللَّـهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْ‌شِ ۖ مَا لَكُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا شَفِيعٍ ۚ أَفَلَا تَتَذَكَّرُ‌ونَ ﴿٤﴾} صدق الله العظيم [السجدة] {خداوند کسی است که آسمانها و زمین و آنچه را میان این دو است در شش روز آفرید، سپس بر عرش قرار گرفت؛ هیچ سرپرست و شفاعت کننده‌ای برای شما جز او نیست؛ آیا متذکّر نمی‌شوید} {وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُوا إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِىٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:51] {و به وسیله آن (قرآن)، کسانی را که از روز حشر و رستاخیز می‌ترسند، بیم ده! (روزی که در آن،) یاور و سرپرست و شفاعت‌کننده‌ای جز او [= خدا] ندارند؛ شاید پرهیزگاری پیشه کنند} ای علمای امت و مردم عامه ، ای کسانی که ایمانتان به خداوند به شرک آلوده است و برای بندگان مقرب توان شفاعت قائلید! شما را به خدا آیااین آیه "نفی شفاعت بنده در پیشگاه خداوند " احتیاج به تأویل و تفصیل دارد درجایی که خداوند می فرماید: {وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُوا إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِىٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ و به وسیله آن (قرآن)، کسانی را که از روز حشر و رستاخیز می‌ترسند، بیم ده! (روزی که در آن،) یاور و سرپرست و شفاعت‌کننده‌ای جز او [= خدا] ندارند؛ شاید پرهیزگاری پیشه کنند } صدق الله العظيم ؟؟ و خداوند تعالی می فرماید: {وَاتَّقُوا يَوْمًا لَّا تَجْزِي نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيْئًا وَلَا يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلَا يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلَا هُمْ يُنصَرُ‌ونَ ﴿٤٨﴾} صدق الله العظيم [البقرة] {و از آن روز بترسید که کسی مجازات دیگری را نمی‌پذیرد و نه از او شفاعت پذیرفته می‌شود؛ و نه غرامت از او قبول خواهد شد؛ و نه یاری می‌شوند.} و خداوند تعالی می فرماید: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِمَّا رَ‌زَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لَّا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ ۗ وَالْكَافِرُ‌ونَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿٢٥٤﴾} صدق الله العظيم [البقرة] { ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از آنچه به شما روزی داده‌ایم، انفاق کنید! پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن، نه خرید و فروش است و نه دوستی و نه شفاعت؛ و کافران، خود ستمگرند.} و خداوند تعالی می فرماید: {وَذَرِ‌ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّ‌تْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا ۚ وَذَكِّرْ‌ بِهِ أَن تُبْسَلَ نَفْسٌ بِمَا كَسَبَتْ لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّـهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ وَإِن تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لَّا يُؤْخَذْ مِنْهَا ۗ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ أُبْسِلُوا بِمَا كَسَبُوا ۖ لَهُمْ شَرَ‌ابٌ مِّنْ حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْفُرُ‌ونَ ﴿٧٠﴾} صدق الله العظيم [الأنعام] {و رها کن کسانی را که آیین خود را به بازی و سرگرمی گرفتند، و زندگی دنیا، آنها را مغرور ساخته، و با این (قرآن)، به آنها یادآوری نما، تا گرفتار اعمال خود نشوند! جز خدا، نه یاوری دارند، و نه شفاعت‌کننده‌ای! و هر گونه عوضی بپردازد، از او پذیرفته نخواهد شد؛ آنها کسانی هستند که گرفتار اعمالی شده‌اند که خود انجام داده‌اند؛ نوشابه‌ای از آب سوزان برای آنهاست؛ و عذاب دردناکی بخاطر اینکه کفر می‌ورزیدند.} و خداوند تعالی می فرماید: {اللَّـهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْ‌شِ ۖ مَا لَكُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا شَفِيعٍ ۚ أَفَلَا تَتَذَكَّرُ‌ونَ ﴿٤﴾} صدق الله العظيم [السجدة] {خداوند کسی است که آسمانها و زمین و آنچه را میان این دو است در شش روز آفرید، سپس بر عرش قرار گرفت؛ هیچ سرپرست و شفاعت کننده‌ای برای شما جز او نیست؛ آیا متذکّر نمی‌شوید} و خداوند تعالی می فرماید: {قُل لِّلَّـهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا ۖ لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ ۖ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْ‌جَعُونَ ﴿٤٤﴾} صدق الله العظيم [الزمر] {بگو: «تمام شفاعت از آن خداست، (زیرا) حاکمیّت آسمانها و زمین از آن اوست و سپس همه شما را به سوی او بازمی‌گردانند!} ممکن است یکی از علمای مسلمان که به خداوند ایمان نیاورده مگر آنرا با شرک نسبت به انبیاء و اولیاء صالح آلوده کرده است؛ بگوید: این یعنی شما به این روایت که از محمد نبی صلی الله علیه و آله و سلم در سنن ترمذی نقل شده کافری؟(( سنن الترمذي )) 2434 أخبرنا سويد بن نصر أخبرنا عبد الله بن المبارك أخبرنا أبو حيان التيمي عن أبي زرعة بن عمرو بن جرير عن أبي هريرة قال أتي رسول الله صلى الله عليه وسلم بلحم فرفع إليه الذراع فأكله وكانت تعجبه فنهس منها نهسة ثم قال أنا سيد الناس يوم القيامة هل تدرون لم ذاك يجمع الله الناس الأولين والآخرين في صعيد واحد فيسمعهم الداعي وينفذهم البصر وتدنو الشمس منهم فبلغ الناس من الغم والكرب ما لا يطيقون ولا يحتملون فيقول الناس بعضهم لبعض ألا ترون ما قد بلغكم ألا تنظرون من يشفع لكم إلى ربكم فيقول الناس بعضهم لبعض عليكم بآدم فيأتون آدم فيقولون أنت أبو البشر خلقك الله بيده ونفخ فيك من روحه وأمر الملائكة فسجدوا لك اشفع لنا إلى ربك ألا ترى ما نحن فيه ألا ترى ما قد بلغنا فيقول لهم آدم إن ربي قد غضب اليوم غضبا لم يغضب قبله ولن يغضب بعده مثله وإنه قد نهاني عن الشجرة فعصيت نفسي نفسي نفسي اذهبوا إلى غيري اذهبوا إلى نوح فيأتون نوحا فيقولون يا نوح أنت أول الرسل إلى أهل الأرض وقد سماك الله عبدا شكورا اشفع لنا إلى ربك ألا ترى إلى ما نحن فيه ألا ترى ما قد بلغنا فيقول لهم نوح إن ربي قد غضب اليوم غضبا لم يغضب قبله مثله و لن يغضب بعده مثله وإنه قد كان لي دعوة دعوتها على قومي نفسي نفسي نفسي اذهبوا إلى غيري اذهبوا إلى إبراهيم فيأتون إبراهيم فيقولون يا إبراهيم أنت نبي الله وخليله من أهل الأرض اشفع لنا إلى ربك ألا ترى ما نحن فيه فيقول إن ربي قد غضب اليوم غضبا لم يغضب قبله مثله ولن يغضب بعده مثله وإني قد كذبت ثلاث كذبات فذكرهن أبو حيان في الحديث نفسي نفسي نفسي اذهبوا إلى غيري اذهبوا إلى موسى فيأتون موسى فيقولون يا موسى أنت رسول الله فضلك الله برسالته وبكلامه على البشر اشفع لنا إلى ربك ألا ترى ما نحن فيه فيقول إن ربي قد غضب اليوم غضبا لم يغضب قبله مثله ولن يغضب بعده مثله وإني قد قتلت نفسا لم أومر بقتلها نفسي نفسي نفسي اذهبوا إلى غيري اذهبوا إلى عيسى فيأتون عيسى فيقولون يا عيسى أنت رسول الله وكلمته ألقاها إلى مريم وروح منه وكلمت الناس في المهد اشفع لنا إلى ربك ألا ترى ما نحن فيه فيقول عيسى إن ربي قد غضب اليوم غضبا لم يغضب قبله مثله ولن يغضب بعده مثله ولم يذكر ذنبا نفسي نفسي نفسي اذهبوا إلى غيري اذهبوا إلى محمد قال فيأتون محمدا فيقولون يا محمد أنت رسول الله وخاتم الأنبياء وقد غفر لك ما تقدم من ذنبك وما تأخر اشف ع لنا إلى ربك ألا ترى ما نحن فيه فأنطلق فآتي تحت العرش فأخر ساجدا لربي ثم يفتح الله علي من محامده وحسن الثناء عليه شيئا لم يفتحه على أحد قبلي ثم يقال يا محمد ارفع رأسك سل تعطه واشفع تشفع فأرفع رأسي فأقول يا رب أمتي يا رب أمتي يا رب أمتي فيقول يا محمد أدخل من أمتك من لا حساب عليه من الباب الأيمن من أبواب الجنة وهم شركاء الناس فيما سوى ذلك من الأبواب ثم قال والذي نفسي بيده ما بين المصراعين من مصاريع الجنة كما بين مكة وهجر وكما بين مكة وبصرى وفي الباب عن أبي بكر الصديق وأنس وعقبة بن عامر وأبي سعيد قال أبو عيسى هذا حديث حسن صحيح وأبو حيان التيمي اسمه يحيى بن سعيد بن حيان كوفي وهو ثقة وأبو زرعة بن عمرو بن جرير اسمه هرم . تحقيق الألباني : صحيح تخريج الطحاوية ( 198 ) ، ظلال الجنة ( 811 ) ............. (مترجم: خلاصه روایت چنین است:بعد از آنکه راوی چند نفر از راویان را نام می برد از قول آنها می گوید که از حضرت رسول نقل شده است در روز قیامت مردم منتظر صدور حکم هستند و دنبال کسی می گردند که شفاعتشان را بکند به سراغ آدم می روند که پدر آدمیان بوده و با دست خداوند آفریده شده و روح خداوند در او دمیده شده و فرشتگان بر او سجده کرده اند؛ از او می خواهند شفاعتشان را کند اما آدم آنها را از غضب خداوند ترسانیده و می گوید به علت سرپیچی از دستور خداونددر باره درخت ؛ مورد غضب شدید خداست و نمی تواند کاری کند سراغ کس دیگری بروند.سراغ نوح می روند که اولین رسولی بوده که در زمین به سوی انسان ها فرستاده شده است اما او نیز از غضب خداوند هراسان است ودر فکر نفس خودش است سپس سراغ ابراهیم ، موسی و عیسی می روند . همین تکرار شده و همگی در اندیشه خود بوده و قادر به کمک به آنها نیستند .نهایتأ به سوی محمد رسول الله می روندو از او درخواست شفاعت می کنند. او سر بلند کرده و برای امتش شفاعت می طلبد و خداوند درهای بهشت را باز کرده و به او خطاب می کند که امت خود را بی حساب از درهای بهشت وارد آن نماید. در خاتمه نیز برای اثبات صحت حدیث چند نفر دیگر از اصحاب را شاهد می آورد. پایان ترجمه خلاصه شده حدیث) امام مهدی ناصر محمد یمانی خطاب به کسانی که ایمانشان را به شرک آلوده کرده اند می گوید: بیایید به کسانی که به جای خداوند از بندگان مقرب او درخواست شفاعت در براب عذاب آتش می کنند نگاهی انداخته و سپس ببینیم که حکم خداوند درباره این درخواست و دعاچیست، آیا به علت اینکه به جای خداوند از بندگان او می خواهند تا مورد شفاعت و رهایی از عذاب خداوند قرار بگیرند، در گمراهی آشکار هستند یا خیر؟ جواب را در آیات محکم کتاب پیدا می کنیم .خداوند تعالی می فرماید: {وَقَالَ الَّذِينَ فِي النَّارِ‌ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَ‌بَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْمًا مِّنَ الْعَذَابِ ﴿٤٩﴾قَالُوا أَوَلَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُ‌سُلُكُم بِالْبَيِّنَاتِ ۖ قَالُوا بَلَىٰ ۚ قَالُوا فَادْعُوا ۗ وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِ‌ينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ ﴿٥٠﴾} {و آنها که در آتشند به مأموران دوزخ می‌گویند: «از پروردگارتان بخواهید یک روز عذاب را از ما بردارد!» (۴۹) آنها می‌گویند: «آیا پیامبران شما دلایل روشن برایتان نیاوردند؟!» می‌گویند: «آری!» آنها می‌گویند: «پس هر چه می‌خواهید بخوانید؛ ولی دعای کافران جز در ضلالت نیست!»} صدق الله العظيم [غافر] به پاسخ فرشتگان مقرب خداوند که نگهبانان جهنم هستند نگاه کنید: {قَالُوا أَوَلَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُ‌سُلُكُم بِالْبَيِّنَاتِ ۖ قَالُوا بَلَىٰ ۚ قَالُوا فَادْعُوا ۗ وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِ‌ينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ ﴿٥٠﴾} صدق الله العظيم منظور از "بینات" که رسولان خداوند آنها را آورده اند چیست؟ پاسخ این است که : منظور آیات محکم و روشن و آشکاری است که برای نصیحت و انذار مردم آورده اند. برای مثال خداوند تعالی می فرماید: {اللَّـهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْ‌شِ ۖ مَا لَكُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا شَفِيعٍ ۚ أَفَلَا تَتَذَكَّرُ‌ونَ ﴿٤﴾} صدق الله العظيم [السجدة] {خداوند کسی است که آسمانها و زمین و آنچه را میان این دو است در شش روز آفرید، سپس بر عرش قرار گرفت؛ هیچ سرپرست و شفاعت کننده‌ای برای شما جز او نیست؛ آیا متذکّر نمی‌شوید} {وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُوا إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِىٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:51] { و به وسیله آن (قرآن)، کسانی را که از روز حشر و رستاخیز می‌ترسند، بیم ده! یاور و سرپرست و شفاعت‌کننده‌ای جز او [= خدا] ندارند؛ شاید پرهیزگاری پیشه کنند!} اما با کمال تأسف آنها در جایگاه خواندن بنده به جای خداوند منزل کرده اند -مگر کسی که خداوند به او رحم کرده باشد- لذا دعایشان در مسیر گمراهی آشکار است. گواه آن فتوای خداوند در ایه های محکم کتابش است که می فرماید: {وَقَالَ الَّذِينَ فِي النَّارِ‌ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَ‌بَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْمًا مِّنَ الْعَذَابِ ﴿٤٩﴾قَالُوا أَوَلَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُ‌سُلُكُم بِالْبَيِّنَاتِ ۖ قَالُوا بَلَىٰ ۚ قَالُوا فَادْعُوا ۗ وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِ‌ينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ ﴿٥٠﴾} صدق الله العظيم [غافر] {و آنها که در آتشند به مأموران دوزخ می‌گویند: «از پروردگارتان بخواهید یک روز عذاب را از ما بردارد!» (۴۹) آنها می‌گویند: «آیا پیامبران شما دلایل روشن برایتان نیاوردند؟!» می‌گویند: «آری!» آنها می‌گویند: «پس هر چه می‌خواهید بخوانید؛ ولی دعای کافران جز در ضلالت نیست!»} این بیان حق خداوند چیست؟{فَادْعُوا وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ}صدق الله العظيم؟ یعنی خداوند را بخوانید که از ما برشما مهربان تر است و خواندن بندگان خدا برای شفاعت در نزد خداوند جز گمراهی آشکار چیزی نیست. ای کسانی که در مقابر ائمه و بندگان صالح خداوند ، از آنها درخواست می کنید که شفیع شما در نزد خداوند باشند- بدانید- این درخواست از بنده به جای خداوندگمراهی است. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که : {وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ لَا يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ ﴿٢٠﴾ أَمْوَاتٌ غَيْرُ‌ أَحْيَاءٍ ۖ وَمَا يَشْعُرُ‌ونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ ﴿٢١﴾} صدق الله العظيم [النحل] {معبودهایی را که غیر از خدا می‌خوانند، چیزی را خلق نمی‌کنند؛ بلکه خودشان هم مخلوقند! (۲۰) آنها مرده اند نه زنده؛ و نمی‌دانند در چه زمانی محشور می‌شوند! (۲۱)} ممکن است یکی از برادران شیعه بگوید:" ای ناصر محمد ، ما الان از آنها می خواهیم تا در روز قیامت در پیشگاه خداوند برای ما طلب شفاعت نمایند" از آیات محکم خداوند قهارکه در قرآن(ذکر) آمده است ،برای شیعیان اثنی عشری پاسخ می آورم ، خداوند تعالی می فرماید: {إِن تَدْعُوهُمْ لا يَسْمَعُوا دُعَاءَكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ وَلا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ} صدق الله العظيم [فاطر:14] {اگر آنها را بخوانيد صداي شما را نمي‌شنوند، و اگر بشنوند به شما پاسخ نمي‌گويند؛ و روز قيامت، شرک (و پرستش) شما را منکر مي‌شوند، و هيچ کس مانند خبير (آگاه و دانا ) تو را (از حقايق) با خبر نمي‌سازد!} وقال الله تعالى: {وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن يَدْعُو مِن دُونِ اللَّـهِ مَن لَّا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَن دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ ﴿٥﴾وَإِذَا حُشِرَ‌ النَّاسُ كَانُوا لَهُمْ أَعْدَاءً وَكَانُوا بِعِبَادَتِهِمْ كَافِرِ‌ينَ ﴿٦﴾} صدق الله العظيم [الأحقاف] {چه کسي گمراهتر است از آن کس که معبودي غير خدا را مي‌خواند که تا قيامت هم به او پاسخ نمي‌گويد و از خواندن آنها (کاملا) بي‌خبر است؟! (و صداي آنها را هيچ نمي‌شنود!)و هنگامي که مردم محشور مي‌شوند، معبودهاي آنها دشمنانشان خواهند بود؛ حتي عبادت آنها را انکار مي‌کنند!} پس به سراغ تاويل حق آن در واقعيت مي رويم تا ببينيم پاسخ بندگان مكرم مقربين به آنان كه بجاي خداوند آنها را (بندگان مقربين)عبادت مي كنند چيست ؟ خداوند تعالي مي فرمايد : {وَقَالَ شُرَ‌كَاؤُهُم مَّا كُنتُمْ إِيَّانَا تَعْبُدُونَ ﴿٢٨﴾ فَكَفَىٰ بِاللَّـهِ شَهِيدًا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ إِن كُنَّا عَنْ عِبَادَتِكُمْ لَغَافِلِينَ ﴿٢٩﴾} صدق الله العظيم [يونس] {و کسانی که شریک (خدا) می گرفتند ( به آنها) می‌گویند: «شما (هرگز) ما را عبادت نمی‌کردید!» (۲۸)همین بس که خدا میان ما و شما گواه باشد، که ما از عبادت شما غافل بودیم! (۲۹) ای بندگان خداوند تقوای الهی پیشه کنید و تنها او را بدون هیچ شریکی عبادت نمایید . خداوند به شما اجازه نمی دهد که ازاحدی از بندگانش بخواهید تا در پیشگاه او ، شفاعت شما را کند. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که : { فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا } صدق الله العظيم [الجن:18] {پس هیچ کس را با خدا نخوانید} ممکن است کسی سؤال کند:"ولی ناصر محمد به کسانی که با آیه های متشابه مثل این فرموده خداوند تعالی :{ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ کیست که در نزد او، جز به اجازه او شفاعت کند؟} صدق الله العظيم [البقرة:255]درباره عقیده شفاعت بحث می کنند چه جوابی می دهید.آیا این آیه اجازه شفاعت به بندگانی که خدا بخواهد نیست تا در درگاه او طلب شفاعت دیگر بندگان را کنند؟"سپس امام مهدی در پاسخشان می گوید: کسانی که خداوند به آنها اذن سخن گفتن می دهد، چیزی جز حرف صواب نمی گویند. سخن آنها برای تحقق شفاعت در نفس رب است چراکه تمام شفاعت در دست خداوند است تا مگر رحمت خداوند در نفس خود او در مقابل غضب و عذابش شفاعت بندگانش را نماید. لذا آنها سخن صواب بر زبان می آورندو از او خداوند تحقق نعیم اعظم او را که رضایت او در نفس خود است مسئلت م نمایند ؛ چرا که می دانند خداوند نسبت به بندگانش از هر کسی مهربان تر است. آنها می بینند که خداوند به علت صفت رحمت خود نسبت به بندگان گمراهی –ضالین- که از کوتاهی درحق پروردگار متحسر و نادمند؛ حسرت خورده و بر آنها حزین است. خداوند به قومیکه محبوبان خدا ومحبان(يحبهم الله ويحبونه) او هستند اجازه درخواست شفاعت نداده است بلکه اینان با سخن صواب از خداوند می خواهند که شفاعت را در نفس خود تحقق بخشیده و رحمتش دربرابر غضب و عذابش از بندگانش شفاعت کند. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که: {قُل لِّلَّـهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا ۖ لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ ۖ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْ‌جَعُونَ ﴿٤٤﴾} صدق الله العظيم [الزمر] { بگو: «تمام شفاعت از آن خداست، حاکمیّت آسمانها و زمین از آن اوست و سپس همه شما را به سوی او گردانده می شوید!»} یعنی رحمت خداوند دربرابر غضب و عذابش از بندگان شفاعت کند و کسی که خداوند به او اجازه بدهد با او سخن گوید، از خداوند درخواست تحقق نعیم اعظم در نفسش را خواهد کرد تا خداوند راضی باشد، چرا که آنها خداوند را عبادت می کنند و رضوان او هدف نهایی شان است نه وسیله ای برای رسیدن به نعیم بهشت. آنها می دانند نعیم رضوان خداوند بربندگان از نعیم بهشت بزرگتر است و به همین دلیل است که هدف و غایتشان رضوان الله است چرا که آنرا بزرگتر از نعیم بهشت می یابند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که : {وَعَدَ اللّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍوَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ} صدق الله العظيم [التوبة:72] {خداوند به مردان و زنان باایمان، باغهایی از بهشت وعده داده که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و مسکن‌های پاکیزه‌ای در بهشتهای جاودان و رضای خدا، (از همه اینها) برتر است؛ و پیروزی بزرگ، همین است!} أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني. https://www.nasser-yamani.com/showthread.php?p=127709
  4. gnod111

    حکم سیلی زدن به صورت همسر (زن)

    حكم ضرب الزوجة الإمام ناصر محمد اليماني 05 - 09 - 1436 هـ 22 - 06 - 2015 مـ 1364-04-01ه.ش. 08:13 صباحاً ـــــــــــــــــ حکم سیلی زدن به صورت همسر (زن) بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين، أمّا بعد.. ما فتوا نداده‌ایم که محکم به صورت سیلی زده شود به صورتی‌ که دردناک باشد؛ حاشا لله؛ بلکه می‌گوییم ضربه خفیف درحدی که باعث سرخ شدن صورت نشود؛ شرط دیگر اینکه فقط یک‌ بار سیلی زده شود؛ این زنش است که دارد به حق سیلی می‌خورد. ولی حق ندارد؛ سیلی را آن‌قدر محکم بزند که جایش روی صورتش بماند؛ بلکه سیلی باید با ملایمت و برای تأدیب باشد تا زنش ادب را رعایت نماید؛ ولی شرط این است که سیلی ملایم و خفیف باشد نه اینکه صورتش درد بیاید و با سرانگشت آن هم به اندازه دو انگشت به گونه‌اش ضربه بزند و حق ندارد با کف دست سیلی بزند چون ممکن است ضربه شدید باشد: بلکه حتما باید در حدی خفیف و ملایم باشد که اثری روی صورتش نگذارد. اگر فتوا می‌دادیم ضربه به بدن زنان زده شود؛ مردان فرومایه؛به قسمت‌هایی از بدن زنان‌شان ضربه می‌زدند که زن نمی‌توانست آن را حتی به نزدیکانش نشان دهد؛ ولی صورت باز است و اگر به شدت ضربه زده شود؛ قابل دیدن است؛ چون خداوند مردان را از وارد کردن ضربه دردناک که باعث باقی ماندن جایش بر بدن شود منع نموده است فرقی ندارد ضربه به کجا باشد و این امر بر مؤمنان حرام و مخالف امر خداوند است. همانا که خداوند اجازه داده است ضربه ای ملایم که دردناک نباشد و اثری باقی نگذارد استفاده شود و ضربه زدن دردناک توسط مؤمنان حرام است؛ بلکه عتاب؛دردناک‌تر بوده و تأثیر بیشتری روی قلب داشته و باعث ندامت زن از کرده خود می‌شود...اگر بدانید... وسلام ٌعلى المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين.. أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني https://www.nasser-yamani.com/showthread.php?p=193393 الإمام ناصر محمد اليماني 02 - 10 - 1432 هـ 01 - 09 - 2011 مـ 01:55 صباحاً ــــــــــــــــــــ معنای بدعت چیست؟ بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد وآله الأطهار وجميع المؤمنين، أمّا بعد.. همانا که بدعت یعنی وارد کردن چیزی از نزد خودتان در دین خدا بدون این که خداوند در مورد حرام یا حلال بودن آن برهانی نازل کرده باشد. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {وَلَا تَقُولُوا لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَذَا حَلَالٌ وَهَذَا حَرَامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لَا يُفْلِحُونَ} صدق الله العظيم [النحل:116]. { و شما نباید از پیش خود به دروغ چیزی را حلال و چیزی را حرام گویید و به خدا نسبت دهید تا بر خدا دروغ بندید، که آنان که بر خدا دروغ بندند هرگز روی رستگاری نخواهند دید} و مهم‌ترین موضوع نزد خداوند این است که به دوری و اجتناب از گناهان بزرگی که از آنها نهی شده‌اید پایبند و ملتزم باشید. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {إِن تَجْتَنِبُواْ كَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُم مُّدْخَلاً كَرِيماً} صدق الله العظيم [النساء:31]، {اگر از گناهان بزرگى كه شما را از آن نهى كرده‌اند اجتناب كنيد، از ديگر گناهانتان درمى‌گذريم و شما را به مكانى نيكو درمى‌آوريم.} آیا شادی در روز عید و پخش شیرینی بین کودکان از گناهان کبیره است! شما را چه می‌شود چگونه حکم می‌دهید؟ كساني كه به ناحق در دین خدا سخت‌گیری کرده و افراطی هستند هلاک مي شوند . ما شادی و شادمانی در عروسی را حرام نمی‌کنیم ولی رقص زنان در مقابل مردان حرام است و هرگونه گناه؛ برهنگی و شرب خمر هم حرام است؛ از خدایی پروا کنید که از خیانت چشم‌ها و رازهای پنهان در سینه‌ها آگاه است وبه ناحق بر مردم سخت گیری نکنید. شاید یکی از انصار سخن مرا قطع کرده و بگوید:" آیا این به معنای حلال بودن موسیقی و غناء است؟" جواب ما این است که : بستگی به کلمات شعر دارد؛ اگر حاوی کلمات عاشقانه و تغزل باشد؛باعث اندوه و یا برانگیخته شدن احساساتی می‌شود که مورد نظر شهوترانان است و تلاش می‌کنند با آنها زنان شریف را به فتنه بیندازند. اما شعرعاشقانه برای همسرانتان را نمی‌توانیم حرام کنیم؛ چون شاعراز روی محبتی حلال برای زنش شعر می‌سراید.اما اشعار فتنه آمیز باعث می‌شود کسانی که به خاطر شعرعاشقانه دنبال آنها می‌افتند گمراه و گرفتار هوی و هوس شده و به دام عشق حرام بدون ازدواج بیفتند. این حرام است چون از نقشه‌ها و گامهای شیطان است چون باعث به فتنه افتادن زن و پاسخ دادن به درخواستی می‌شود که خداوند آن را حرام کرده است! برخی از شعرها؛ سحرآمیزند و ثناگوئی و تمجید باعث فتنه زنان آوازه خوان می شود. اینان شاعرانی هستند که کسانی را که پیرو شهوتند و از آنها پیروی کنند را از راه راست گمراه می‌کنند. به حق فتوا می‌دهیم که شعر عاشقانه درباره عشق‌های حرام؛ در آیات محکم کتاب حرام شمرده شده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {وَالشُّعَرَ‌اءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ ﴿٢٢٤﴾ أَلَمْ تَرَ‌ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ ﴿٢٢٥﴾ وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ ﴿٢٢٦﴾}صدق الله العظيم [الشعراء]. {شاعران کسانی هستند که گمراهان از آنان پیروی می‌کنند. (۲۲۴) آیا نمی‌بینی آنها در هر وادی سرگردانند؟ (۲۲۵) و سخنانی می‌گویند که (به آنها) عمل نمی‌کنند؟! (۲۲۶)} به خدا قسم اگر تمام الحان زیبای خود را برای گفتن شعر درمورد محبت خدا ورسولش به کاربرند؛ قلبها خاشع می‌شوند و باعث سکینه و طمأنینه بیشتر قلبی می‌شود؛ مانند زمانی که به لحن و شعر "طلع البدر علينا من ثنيات الوداع" گوش می‌دهید که باعث سرور شادی در وجودتان به خاطر محبت به خدا ورسولش می‌شود. از این که قلب خود را مشغول محبت به همسران‌تان کنید بهتر است ؛ البته غزل وشعر خواندن برای همسران‌تان را بر شما حرام نمی‌کنیم ولی به شمانصیحت می‌کنیم قلب‌تان را مشغول محبت خدا ورسولش کنید. و برای اطلاع بگوییم که کسی که به زنش بیش از رسول الله محبت داشته باشد؛ از مؤمنان نیست چون راز محبت به رسول الله درشدت محبت به خداوندی است که رسول را فرستاده است . و خداوند غفور و ودود است و شما نمی‌توانید بین حب خدا و رسولش تساوی برقرار کنید و شایسته نیست چنین کنید؛ و باید یکی را از دیگری بیشتر دوست داشته باشید . درمورد محبت به همسران‌تان هم نمی‌توانید عدالت را رعایت کنید ولو این که به شدت حریص باشید ولی نمی‌توانید و یکی از آنها را بیش از دیگران دوست دارید. درمورد فرزندان‌تان هم همین طور است و نمی‌توانید از نظر محبت بین آنها با عدالت رفتار کنید. و حال به شراغ محبت خدا ورسولش می‌آییم؛ نمی‌توانی بین محبت خدا و رسولش تساوی برقرار کنید و شایسته هم نیست چنین کنید. هرکس محمدرسول الله را بیش از خداوند دوست داشته باشد؛ به خدا شرک آورده است و جز خدا ولی و نصیری نخواهد داشت. چون خداوند برهان ایمان مؤمنان را در قلبشان نهاده و برهان این ایمان در این است که ببینند در قلبشان او را بیش از هرچیز دوست دارند. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {وَمِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللَّـهِ أَندَادًا يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّـهِ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِّلَّـهِ ۗ وَلَوْ يَرَ‌ى الَّذِينَ ظَلَمُوا إِذْ يَرَ‌وْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّـهِ جَمِيعًا وَأَنَّ اللَّـهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ﴿١٦٥﴾} صدق الله العظيم [البقرة]. { بعضی از مردم، معبودهایی غیر از خداوند برای خود انتخاب می‌کنند؛ و آنها را همچون خدا دوست می‌دارند. امّا آنها که ایمان دارند، عشقشان به خدا، شدیدتر است. و آنها که ستم کردند،هنگامی که عذاب (الهی) را مشاهده کنند، خواهند دانست که تمامِ قدرت، از آنِ خداست؛ و خدا دارای مجازات شدید است} آیا می‌دانید بیان حق فرموده خداوند تعالی: {وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبّاً لِّلّهِ}؛ چیست؟ یعنی در قلب‌شان خداوند را بیش از هر چیزی دوست دارند؛ اینان مؤمنان حقیقی هستند. برهان ایمان آنها به غیب در قلب‌های‌شان است و می‌بینند در قلب‌شان بلاترین درجه محبت و دوستی نسبت به خداوند است. همانا که عاشق همیشه درپی رضای محبوب است و اگر بداند محبوب اوحزین است و راضی نیست؛ احساس سعادت نمی‌کند و اگر بداند محبوب او سعید و مسرور است؛ از سرور او شاد می‌گردد و اگر او را خشمگین و حزین یابد؛ از حزن او اندوهگین می‌شود چون رضوان محبوبش خواسته و گمشده‌ی اوست. شایسته نیست قلب چیزی را بیش از خدا دوست داشته باشد. اگر کسی را بیش از خدا دوست داشته باشد به خدا شرک آورده است وبرای خدا همانندی قایل شده است. برای همین خداوند تعالی می‌فرماید: {وَمِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللَّـهِ أَندَادًا يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّـهِ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِّلَّـهِ ۗ وَلَوْ يَرَ‌ى الَّذِينَ ظَلَمُوا إِذْ يَرَ‌وْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّـهِ جَمِيعًا وَأَنَّ اللَّـهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ﴿١٦٥﴾} صدق الله العظيم [البقرة]. { بعضی از مردم، معبودهایی غیر از خداوند برای خود انتخاب می‌کنند؛ و آنها را همچون خدا دوست می‌دارند. امّا آنها که ایمان دارند، عشقشان به خدا، شدیدتر است. و آنها که ستم کردند،هنگامی که عذاب (الهی) را مشاهده کنند، خواهند دانست که تمامِ قدرت، از آنِ خداست؛ و خدا دارای مجازات شدیداست} شاید یکی از انصار عزیزم بخواهد بگوید:"‌امام من؛ من همسرم را دوست دارم و به خدا تا او را سعادت‌مند و راضی نبینم؛ احساس سعادت نمی‌کنم؛ آیا این یعنی من به خدا شرک آورده‌ام؟" امام ناصر محمد یمانی در پاسخ او می‌گوید: خیر عزیز من؛ این محبت حقیقی است ولی اگر زنت چیزی از تو بخواهد که خدا راضی نیست و تو تلاش کنی خواسته همسرت را برآورده سازی تا رضایتش را به دست آوری؛ اینجاست که روشن می‌شود قلبت او را بیش از هرچیز دوست دارد و برای رضایت او کاری را می‌خواهی انجام دهی که خشم خدا را در پی دارد و اگر مؤمن هستید رضایت خداوند مهم‌تر و حق تر است. وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين.. خليفة الله؛ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني. ــــــــــــــــــــ https://www.nasser-yamani.com/showthread.php?p=236414 حكم الغناء الإمام ناصر محمد اليماني 28 - 08 - 1428 هـ 11 - 09 - 2007 مـ 10:05 مساءً ــــــــــــــــــــ حكم قمار و شرب خمر و موسیقی و اشعار غنایی .. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، والصلاة والسلام على محمدٍ رسول الله وآله وجميع المرسلين ومن تبعهم بإحسان إلى يوم الدّين، وبعد.. برادر گرامی درمورد اشعار غنایی؛ موضوع به کلماتی باز می‌گردد که مغنی در غزل می‌خواند؛ و این عامل به فتنه افتادن بسیاری از دختران جوان شده که گرفتار هوس و سپس فحشا می‌شوند؛ پناه به خدا از فیلم‌ها و نوارهای غنایی و غزلیات و کلماتی که عاطفه انسان را به حرکت درمی‌آورند و برای برخی از دختران جوان مانند این است که جادویشان می‌کند و وقتی یکی از مردان جوان نواری را به او هدیه کرده و می‌گوید:" هرچه که در این نوار آمده احساسات قلبی من برای توست"؛ به ان گوش داده و به دنبال آن می‌روند و به دلیل کلماتی که در شعر آمده اغوا می‌شوند. و دختران و پسران جوان اغوا شده از شعرا دنباله‌روی می‌کنند. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {وَالشُّعَرَاءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ (224) أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كلّ وَادٍ يَهِيمُونَ (225) وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ (226)}صدق الله العظيم [الشعراء] {سرگشتگان و گمراهان از شعراء پیروی می‌کنند.(۲۲۴)مگر نمی‌بینی که آنان به هر راهی بی‌هدف پا می‌گذارند (۲۲۵)و سخنانی می‌گویند که (به آنها) عمل نمی‌کنند؟! (۲۲۶)} آنها در ستایش زنان مبالغه می‌کنند و زنان با این ستودن به فتنه می‌افتند و شاعر راست گفته که: خدعـوها بـقولهم حــسـنــاءُ === والـغـواني يـغرهـن الـثــنـاء نــظرة فـابـتسامة فـــســـلام === فـــكــلام فــمـوعـد فــلـــقـاء فاتقوا الله في قلوب العـذارى === فـالـعـذارى قـلوبــهـن هـواء با تعریف از زیبایی‌اش او را گول می‌زنند تمجید زن زیبا را اغوا می‌کند نظری و لبخندی و سلامی سخنی و قراری و دیداری در برابر قلب دختران باکره تقوای الهی پیشه کنید قلب دختران باکره بر اساس هوا و میل است به خاطر اثراتی که نوارها و فیلم‌های غنایی روی دختران جوان داشته و باعث فتنه آنان می‌شوند؛ حرامند و ضرر آنها بیشتر از نفع آنها برای مردم است . نزدیک نود درصد نوارها عاشقانه و غنایی هستند و تبدیل به وسیله فتنه‌گری شده‌اند. چه بسا دختری با اهدای نوار غزل دچار فتنه شود و چه بسا شخصی با نواری از یک عالم دینی؛ هدایت گردد. شعر خیر؛ خیر است و شعر شرّ؛ شرّ و اما درمورد موسیقی بدون کلام؛ من نه آن را حرام می‌کنم و نه حلال؛ همانا که فتنه در اشعار و صدای خواننده مرد یا زن است که عواطف افراد تابع هوس را با غزل تحریک می‌کند و قلب او را به سوی کسی که دوست دارد سوق می‌دهد و به دنبال این امر اگر راهی داشته باشد به ملاقات او می‌رود؛ به خصوص اگر نوار و فیلم خاطراتی را به یادش بیاورد و بعد از آرامش و خمودگی توفان به راه می‌افتد و همان طور که شاعر می‌گوید: ( فهَيَّجَ أشجان كان القلبُ ناسيها ) ( اندوهی را که از یاد رفته بود بیدارکرد ) و نظر به ضعف انسان دربرابر توفان عاطفی اسباب فتنه حرام است. نگاه کردن؛ اشعار و غزل عاشقانه؛ خلوت کردن مرد و زن و شبکه‌های ماهواره‌‌ای بی بند و بار وغیره همگی از گام‌های شیطان بوده و به خاطر فتنه انگیز بودن حرامند؛ این سخت‌گیری نیست بلکه آسان کردن -زندگی- است. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {وَاللَّـهُ يريد أَن يَتُوبَ عليكم وَيُرِيدُ الَّذِينَ يتّبعون الشَّهَوَاتِ أَن تَمِيلُوا مَيْلًا عَظِيمًا (27) يريد اللَّـهُ أَن يُخَفِّفَ عَنكُمْ وَخُلِقَ الْإِنسَانُ ضَعِيفًا (28)} صدق الله العظيم [النساء] {خدا می‌خواهد شما را ببخشد ، امّا آنها که پیرو شهواتند، می‌خواهند شما بکلی منحرف شوید. (۲۷)خدا میخواهد کار را بر شما سبک کند؛ و انسان، ضعیف آفریده شده (۲۸)} ولی موسیقی ویا اشعاری که از این دست نباشند نه حرامند و نه حلال؛ یعنی من نیز مانند گذشتگان درمورد آنها سکوت می‌کنم ومعنی سکوت کردن درباره چیزها این است که خداوند درمورد آنها سکوت کرده و درباره آن در کتاب خدا یا سنت رسول فتوایی داده نشده است ولی اگر به دنبال چیزی بهتر می‌گردیم؛ گوش کردن به قرآن یا نوار سخنان عالم دینی بهتر از گوش کردن به موسیقی است: {وَاذْكُر رَّبَّكَ إِذَا نَسِيتَ} صدق الله العظيم [الكهف:24] {و هرگاه فراموش کردی، و پروردگارت را به خاطر بیاور} مگر غنایی که ذکر خداوند و تسبیح او در آن آمده باشد و این نوار خیر و این غنا گران‌قدر است و علت کرامت داشتن آن ذکر و تسبیحی است که از خداوند شده است.مثل ابیاتی که ناصر محمد یمانی چهارده سال پیش و قبل از آنکه خداوند علم قرآن را به او بیاموزد سروده بود . من درآن زمان اشعاری را سرودم و با پروردگارم صحبت می‌کردم: لا عــند ربـــاً أحــد واحــد هو الصـمـدا === ولــم يـــكُــن والـــداً أو كــــان مــولدا ولـــم يـكن فـي الـوجـود كـفؤاً له أحـدا === قــبل الـوجــودا فــربّي كــان مــوجـــدا وأسـتغفره في القصائد لـيس لي قـصدا === إذا تــعدى الــحـدودا غــير مــقــصـودا تـعــلم بــمــا تـــحــتويه نــية الــعـبــدا === لي نية طـــــامحه والـــرزق مــحـدودا طـــامـع لـــقُربا لــمن وجـهي له سجدا === يـاحــي قـــيوم دايـــم وانـت مـعـــبودا ذكـــرك نــــعــيمي نعيم أكبر من الخلدا === رضــوان نــفســك نعـيما غير محـدودا يــدي بـــيدك وأنـت الــقصد والــسندا === عــبدك دعــاء ليك يا من أنت مـحمودا للـعبد مغـلول يـــدا فـــقـطـع الــــمــددا === ولا تــجـودا عــــلى مـن ليس له جـودا بـــالــقـلب إيــــمان بــك يــالله لي زادا === لا زدتـــني بــالــــــبلايا زاد تـــشـديـدا والـــحمدُ لك حـــمد دايـم عـاصر الأبدا === من قلب مـخلص في الحالين مـحمـودا وحـــب لـــناس بــالــخيرات والــمـدى === مــن كــف خـلاق جـوده غـير محـدودا وامـشي مـع النّاس بالإصلاح والسدا === وأطــفئ نـيار الــفـتن لا كنت مـسنـودا وأنـــصـــر الله والـــطـاغــوت بــــاهدا === بــــالـيد والــــقـول لا بالـــقلب مـكنودا هـذه صفاتي صــــفات الأب والـــجــدا === ومــن يــكـــذب حـــقيقـه كان مـنقـودا لا بُـــد مــــرقاء لأمـــالي ولـلـمـــجــدا === بـــإذن ربّي أحــقــق كلّ مـا ريـــدا مـــا راد ربّي فــــلا ردا لـــــمــا رادا === ومـا نـــريــدُ بـــــــما لا راد مـــردودا مــــيئـس مــن الله لاما نا ادخـل اللحدا === والـــضن بـــــالله كالإيـــمـان مـعـقودا واخـــتـم صـــلاتي ولا يُحصى لها عدا === على محمدٍ رسـول الله مـشـهودا این اشعار حاوی تسبیح و تقدیس پروردگارم هستند که اجر دارد در حالی که غزل-عاشقانه- بارگناه دارد. و اما درمورد قمار و شرب خمر؛ این امور حرام هستند چون پلید بوده و ­­منجر به اعمال شیطانی خواهند شد که مصائب بزرگ‌تری را در پی دارند. و اما قمار باعث دعوا و حتی کشتن یک‌دیگر برای خوردن مال دیگران به باطل خواهد شد و اما شرب خمر منجر به فحشا می‌شود؛ عقل زایل شده و فرد اعمالی انجام می‌دهد که عمری پشیمانی درپی خواهد داشت. و اما فرموده خداوند تعالی: { فَاجْتَنِبُوهُ }[المائدة:90]، یعنی از بارها که محل مشروب‌خواری و مأمن قماربازان و قمار است دوری کنید تا مرتکب اعمالی که خداوند بر آنان حرام کرده نشوند. علت تحریم هم این است که درجمع؛ ضرر آنها بیش از منافع آنها بوده و پلیدی از اعمال شیطان است. پلیدی قلب را آلوده می‌کند و اصل انسان: باطن اوست و اگر باطن انسان درست شد؛ ظاهر او نیز درست می‌شود و اگر باطن آلوده و ناپاک شد؛ ظاهر نیز آلوده و ناپاک می‌شود. و اما درمورد میلاد رسول الله؛ خداوند برای هیچ یک از اعیاد میلاد، برهانی نازل نکرده ولو عید نزول قرآن باشد تا آیات فرقان نازل شده را بیاد آورند.علت هم این است که با بزرگداشت انبیا دچار مبالغه نشده و با این مبالغه گرفتار شرک نشوند. أخوكم الإمام ناصر اليماني. https://www.nasser-yamani.com/showthread.php?p=211401 سايت امام مهدى ناصر محمد يمانى عدد زوجات النبي الإمام ناصر محمد اليماني 18 - 07 - 1434 هـ 27 - 05 - 2013 مـ 07:18 صباحاً ـــــــــــــــــــ فتوا در مورد تعداد همسران محمدٍ رسول الله صلى الله عليه وسلم خداوند ازدواج با بیش از چهار زن آزاد را بر وی حلال نکرده بود..... نوشته اصلی توسط مكة نامه‌ای از یک هموطن غیرمسلمان. سلام علیکم سؤالاتی دارم که باعث شده از اسلام دور شوم و هیچ یک از علمای قوم و تصمیم گیرندگان،جواب آن را به من ندادند. چگونه یک نبی شرعی را مطرح می‌کند که برای خودش اجرا نمی‌شود. شرع به او اجازه ازدواج با بیش از چهار زن را نمی دهد ولی ایشان با بیش از چهار زن ازدواج کردند؛ در این مورد چه می‌گویید؟ و تفسیر این فرموده خداوند تعالی چیست: فإن كنت في شك مما أنزلنا إليك فاسأل الذين يقرءون الكتاب من قبلك؟ من شنیده‌ام که ناصر محمد؛ مهدی منتظر است و از برخی از بیانات او باخبر شده‌ام و آنها را از نظر عقلی قابل قبول و به منطق نزدیک می‌بینم. آیا ممکن است سؤال مرا جواب دهید. با احترام و تشکر. بسم الله الرحمن الرحمن، والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله وآلهم من أوّلهم إلى خاتمهم محمد رسول الله، يا أيّها الذين آمنوا صلّوا عليه وسلّموا تسليماً، أمّا بعد.. ای کسی که درمورد زیاد بودن تعداد همسران پیامبر سؤال کرده‌ای؛ من-در کتاب- نمی‌یابم خدا به او اجازه داده باشد با بیش از چهار زن آزاد ازدواج کند؛ هم چنین بر ایشان حرام شده بود که خودشان همسران‌شان را طلاق بدهند چون برای زنان مسلمان مطلقه امکان ازدواج مجدد هست؛ اما همسران محمدٍ رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- همسر پیدا نمی‌کردند چون در صورت طلاق از پیامبر؛ ازدواج با آنها بر دیگر مسلمانان حرام بود چون آنها به عنوان مادر مؤمنان به حساب می‌آمدند. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {النَّبِيُّ أَوْلَىٰ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ}صدق الله العظيم [الأحزاب:6]. { پيامبر به مؤمنان از خودشان سزاتر است و زنانش مادران مؤمنان هستند} ازدواج با بیش از چهار زن آزاد برمحمد رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- حلال نبود مگر با کنیز .وقتی که ایشان با چهار زن آزاد ازدواج کردند؛ زنان دیگر بر وی حرام هستند. از طرفی طلاق این بانوان توسط خود رسول الله حرام بود مگر یکی از همسرانش خودش درخواست طلاق می‌کرد. چون اگر آنها از پیامبر طلاق می‌گرفتند؛ کسی را برای ازدواج مجدد پیدا نمی‌کردند چرا که بعد از نبی علیه الصلاة و السلام؛ ازدواج با هسرانش بر مسلمانان حرام بود. برای همین هم ایشان اجازه نداشت همسرانش را عوض کند؛ حال هرچقدر از زیبائی بانویی خوششان می‌آمد. لذا ازدواج با بیش از چهار زن آزاد برای ایشان حرام بود مگر زنانی که به عنوان کنیز در ملک او درمی‌آمدند(ما ملکت یمینه) تصدیق فرموده خداوند تعالى: {لَّا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِن بَعْدُ وَلَا أَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ رَّقِيبًا (52) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَىٰ طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَٰكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَٰلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنكُمْ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ ذَٰلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَن تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَن تَنكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَٰلِكُمْ كَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمًا (53) إِن تُبْدُوا شَيْئًا أَوْ تُخْفُوهُ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا (54)} صدق الله العظيم [الأحزاب]. { بعد از این دیگر زنی بر تو حلال نیست، و نمی‌توانی همسرانت را به همسران دیگری مبدّل کنی [= بعضی را طلاق دهی و همسر دیگری به جای او برگزینی‌] هر چند جمال آنها مورد توجّه تو واقع شود، مگر آنچه که بصورت کنیز در ملک تو درآید! و خداوند ناظر و مراقب هر چیز است. (۵۲) ای کسانی که ایمان آورده‌اید! در خانه‌های پیامبر داخل نشوید مگر به شما برای صرف غذا اجازه داده شود، در حالی که در انتظار وقت غذا ننشینید؛ امّا هنگامی که دعوت شدید داخل شوید؛ و وقتی غذا خوردید پراکنده شوید، و به بحث و صحبت ننشینید؛ این عمل، پیامبر را ناراحت می‌نماید، ولی از شما شرم می‌کند امّا خداوند از (بیان) حق شرم ندارد! و هنگامی که چیزی از وسایل زندگی را (بعنوان عاریت) از آنان می‌خواهید از پشت پرده بخواهید؛ این کار برای پاکی دلهای شما و آنها بهتر است! و شما حق ندارید رسول خدا را آزار دهید، و نه هرگز همسران او را بعد از او به همسری خود درآورید که این کار نزد خدا بزرگ است! (۵۳) اگر چیزی را آشکار کنید یا آن را پنهان دارید، خداوند از همه چیز آگاه است! (۵۴)} از کسانی که به رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- افترا می‌زنند و خداوند برهانی برای آن نفرستاده پیروی نکنید وحسبنا الله ونعم الوكيل. سبحان ربّك ربّ العزة عمّا يصفون! وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين.. أخوكم؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني. https://www.nasser-yamani.com/showthread.php?p=232465 فاتته صلاه الفجر الفتوى الحقّ لمن فاتته صلاة الفجر لعذرٍ.. بسم الله الرحمن الرحيم والصلاة والسلام على رسل الله أجمعين والتابعين لهم بإحسان إلى يوم الدين، أمّا بعد.. و می گوییم اگر پزشکان در حال عمل جراحی بیماری هستند تا جانش را نجات دهند و عمل از زمان فجر تا عصر طول می کشد، پزشکان اجازه دارند سه نماز فجر، ظهر و عصر را با یکدیگر بصورت جمع بخوانند؛ یا اگر فردی قبل از نماز فجر بخوابد و(سهواً) تا زمان نماز عصر بیدارنشود می تواند نماز فجر و ظهر و عصر را به صورت جمع تأخیر- یعنی در زمان نماز عصر- بجا آورد چون خواب بوده و تا عصر بیدار نشده است، اواجازه دارد خداوند خودرا تسبیح گفته و نماز فجر را بعد از بیدار شدن برپادارد چون درخواب بوده و زمانی که فرد درخواب باشد فرشتگان کاتب اعمال چیزی برای او نمی نویسند .گواه آن فرموده خداوند تعالی است که : {وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ (48)} )صدق الله العظيم [الطور] {و هنگامی که برمی‌خیزی پروردگارت را تسبیح و حمد گوی!} أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني. توضیح مهم: الإمام ناصر محمد اليماني 16 - 04 - 1435 هـ 1 - 02 - 2014 مـ 04:12صباحاً توضیح مهم: این امر مربوط به کسی است که بدون قصد و نیت قبلی در این مدت بخواب رود و خواب او در نتیجه خستگی شدید بیدار ماندن در طول شب و ازپا افتادن باشد و تا زمان نماز عصر بیدار نشود و نماز صبح را بجا نیاورده باشد ، چراکه قبل از اینکه بخواب رود قصد داشته تا نماز صبح را در زمان معین شده آن بجا آورد ؛ اما متوجه گذشتن وقت نماز صبح و ظهر نشده ودر موعد بجا آوردن نماز عصر بیدار شده است، این فرد اجازه دارد سه نماز واجب را با هم بجا آورد. اما کسی که عمداً با نیت قبلی بخوابد باید توبه و استغفار کند. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که : {وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي أَنفُسِكُمْ فَاحْذَرُوهُ ۚ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ (235)} صدق الله العظيم [البقرة] {و بدانید که خداوند از نیّات درونی شما آگاه است، پس از او بترسید و بدانید که خدا بسیار آمرزنده و بردبار است} بدرستی که نمازواجب و در زمان معین باید بجا آورده شود.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که : {{ إِنَّ الصَّلاَةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَابًا مَّوْقُوتًا }} صدق الله العظيم [النساء:103] { زیرا نماز، وظیفه ثابت و معیّنی برای مؤمنان است} به درستی که زمان معینی برای ادای نمازمشخص شده است.برای مثال موعد نماز صبح از زمان سپیده دم تا طلوع خورشید است، نماز ظهر و عصررا می توان با هم و جلوتر در موعد نماز ظهر وسط روز بجا آورد یا می توان نماز عصر وظهررا در موعد نماز عصرباهم بصورت تأخیر بجا آورد (نکته: در این حالت اول نماز عصر خوانده می شود بعد نماز ظهر). وقت نماز عصر با غروب خورشید تمام می شود.ای خردمندان از خداوند پروا کنید. وسلام على المرسلين، والحمد لله رب العلمين.. أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني https://www.nasser-yamani.com/showthread.php?p=132494 التشهد الإمام ناصر محمد اليماني 10 - 05 - 1433 هـ 02 - 04 - 2012 مـ 06:09 صباحاً ـــــــــــــــــــ امام مهدی از تشهد آخر نماز برایمان می‌گوید.. بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله وآله الأطهار، وجميع أنصار الله إلى اليوم الآخر، وبعد.. انصار عزیزم فقط درمورد تشهد آخر نماز به شما خبر می‌دهم که به این ترتیب است که: {شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلائِكَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ} [آل عمران:18]. {خدا كه همواره به عدل، قيام دارد، گواهى مى‌دهد كه جز او هيچ معبودى نيست؛ و ملایکه و دانشوران (نيز گواهى مى‌دهند ) جز او، كه توانا و حكيم است، هيچ معبودى نيست.} و از آنجا که شما در ابتدا حین قرائت سوره فاتحه از خداوند درخواست هدایت کرده بودید؛ در آخر از او ثبات در این راه را طلب کنید و بعد از گفتن آیات تشهد بلافاصله بگویید: {رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ} [آل عمران:8]. {«پروردگارا! دلهایمان را، بعد از آنکه ما را هدایت کردی، منحرف مگردان! و از سوی خود، رحمتی بر ما ببخش، زیرا تو بخشنده‌ای!} و سپس بعد از آن چنین بگویید: {سُبْحَانَ رَ‌بِّكَ رَ‌بِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ ﴿١٨٠﴾ وسلامٌ على المرسلين ﴿١٨١﴾ وَالْحَمْدُ لِلَّـهِ ربّ العالمين ﴿١٨٢﴾}[الصافات]. {منزّه است پروردگار تو، پروردگار عزّت (و قدرت) از آنچه آنان توصیف می‌کنند. (۱۸۰) و سلام بر رسولان! (۱۸۱) حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است! (۱۸۲)} سپس به برادران دینی خود در سمت راست و چپ؛ ملایکه خداوند رحمن که موکل و مکلف شده‌اند اعمال شما را ثبت کنند سلام کنید و بعد از تمام شدن تشهد و تسبیح؛ نمازگزار به سمت راست رو کرده و به ملک رقیب سلام داده و بگوید: : السلام عليكم ورحمة الله. سپس به سمت چپ رو کند و به ملک عتید سلام کرده و بگوید: : السلام عليكم ورحمة الله. و سپس این دو ملک یعنی رقیب و عتید بهتر از سلامی که شما دادید پاسخ‌تان می‌دهند ولی شما نمی‌شنوید. هریک از آنها می‌گویند: وعليكم السلام ورحمة الله وبركاته،پایان جواب تا ذکری باشد برای خردمندان. تشهد آن گونه که شما از نزد خود گمان کرده‌اید نیست؛ تشهد هم از کتاب خدا استنباط می‌شود نه از پیش شما؛ چون شما از آل محمد و آل ابراهیم یاد می‌کنید ولی از رسولان قبلی یادی نمی‌کنید و به این ترتیب میان رسولان خداوند جدایی می‌اندازید؛ چرا یادی ازآنها نکرده و تحیات نماز را شامل آنان نمی‌کنید؟ یا مگر نمی‌دانید تحیات چیست؟ همانا که "تحیات" سلام خدا برشماست. مگر خداوند تعالی نمی‌فرماید: {فَإِذَا دَخَلْتُم بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُون} صدق الله العظيم [النور:61]. {و چون به خانه‌اى داخل شويد بر يكديگر سلام كنيد. اين تحيتى است مبارك و پاكيزه از جانب خدا. خدا آيات را براى شما اينچنين بيان مى‌كند، باشد كه تعقل كنيد.} یعنی به یک دیگر سلام کنید و بگویید: "السلام عليكم ورحمة الله"؛ و سپس برادران‌تان جوابی بهتر از آن بدهند و بگویند: "وعليكم السلام ورحمة الله وبركاته"تصدیق فرموده خداوند تعالى: {وَإِذَا حُيِّيْتُم بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّواْ بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَسِيبًا} صدق الله العظيم [النساء:86]. {هرگاه به شما تحیّت گویند، پاسخ آن را بهتر از آن بدهید؛ یا به همان گونه پاسخ گویید! خداوند حساب همه چیز را دارد.} أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني. https://www.nasser-yamani.com/showthread.php?p=263562 سايت وانجمن امام مهدى منتظر ناصر محمد يمانى

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×