رفتن به مطلب

mz1379

نویسنده
  • تعداد ارسال ها

    324
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    5

mz1379 آخرین باز در روز مهر 26 2017 برنده شده

mz1379 یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

6,501 بار تشکر شده

10 دنبال کننده

درباره mz1379

  • درجه
    نویسنده

مشخصات کاربر

  • جنسیت
    خانم
  • علایق
    رمان خوندن و نوشتن
    پاستیل و ترشی
    موزیک
    چادرم
    مامان و بابام

آخرین بازدید کنندگان نمایه

12,856 بازدید کننده نمایه
  1. سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام دوستای گل نودوهشتی :hey:

    خییییلی خوشحالم که بعد از مدت طولانی دوباره فرصت پیدا کردم که بیام و به سایت محبوبم سر بزنم . :heartshape2:

    اگرچه موندنی نیستم ولی بهتر از هیچیه :)

    سللااام نودوهشتیا :smileybunny1:

    1. samira7781

      samira7781

      خوش اومدی بانو:heartshape2:

    2. parniann

      parniann

      خوش اومدید! :t(35):

    3. eliibanoo
  2. کوجایی مریم جونم که دلم واست تنگهههه

    :heartshape2::wetkissf:

    موفق باشی نویسنده جان  و شاعر جانم:hapy::heartshape2:

    1. mz1379

      mz1379

      منم دلم برات خیلی تنگ شده بود عزیزززم :wetkissf:

      مرسی عزیزم :flowersmile:

  3. اگر بار گران بودیم و رفتیم :cry:

    ( کنکور ....... ) :(

    شتریه که دم خونه همه دانش آموزا میخوابه . از شانس بد من دوسال دیگه دم خونه منم میخوابه .

    به خاطر همین مجبورم یکی دوسالی از انجمن و اینترنت و کامپیوتر و این جور چیزا دوری کنم .

    ولی چه کنم که ...

    نمک در نمکدان شوری ندارد                                   دل من طاقت دوری ندارد

    جدا از این حرفا ، من یکساله که عضو نودوهشتیام و تو این یکسال اینقدر چیزای خوب و جدید یاد گرفتم ، اینقدر دوستای مهربون و خوب و عشق پیدا کردم که دل ندارم ولش کنم اما مجبورم که برم .

    از ته دلم میگم که این سایت فوق العادست ؛ هم خودش و هم اعضاش . آرزو میکنم که همتون همیشه سلامت و تندرست باشیدو خوشبخت .

    خوبی و بدی ازم دیدین حلالم کنید . اگه جایی حرفی زدم که کسی ناراحت شده معذرت میخوام منظوری نداشتم . از همه اونایی هم که تو این یه سال راهنمایی و کمکم کردن ممنونم و براشون آرزوی موفقیت میکنم .

    امیدوارم شاد و سلامت باشد ، دلم خیلی براتون تنگ میشه . امیدوارم وقتی برگشتم همتون تو انجمن باشد و من از دیدن نام کاربریتون کلی ذوق کنم . همه اونایی که من دنبالشون میکنم یا اونا من و دنبال میکنن ؛ همتونو دوست دارم .

    به امید دیداری دیگر ........

    بدرود :bye:

    :heartbreaking::cry::(:daghon::cry2::cry3::cry6::t(19)::t(17)::t(31):

    1. KIMIA

      KIMIA

      بدرود مریم جونم... دلم برات تنگ میشه:t(31):

    2. eliibanoo

      eliibanoo

      عزیز دلم امیدوارم موفق باشی

  4. mz1379

    روز شمار شروع مدرسه

    دیگه مدرسه شروع شد و .......... جدای از تموم این شوخیا و آه و ناله ها شروع سال تحصیلی 96 – 97 رو به همه تبریک میگم از ته ته ته دلم آرزو میکنم همه دانش آموزا و دانشجوها موفق باشن به امید دیداری دوباره خداحافظ
  5. سلام عاطفه جان خسته نباشی 

    اول معذرت میخوام برای لینکه این اواخر نرسیدم رمانا رو نقد کنم . از مسافرت گرفته تا مهمونی و ... همه چیز دست ب۶ دست هم داد تا فرصتم کم شه و نتونم بخونم . 

    دوم اینکه با عرض معذرت میخواستم از دور دوم نقد رمان ها انصراف بدم . چون من فردا میام ، خداحافظی میکنم و میرم . چون دوسال دیگه کنکور دارم و باید سخت درس بخونم و اصلا نمیخوام فکرم درگیر چیز دیگه ای باشه . ممکنه سال دیگه تابستون بیام ممکنه اصلا نیام تا دوسال دیگه . گفتم که یه موقع سوءتفاهم پیش نیاد که اهمیت ندادم یا چیزای دیگه . واقعا نمیتونم بیام . مسئله کنکور صددرصد برام حساس تر از نوشتن رمانمه . 

    مرسی از صبر و حوصلت 

    موفق باشی 

    1. ati_heureux

      ati_heureux

      سلام عزیز دلم 

      من خودم این چندوقته خیلی درگیری داشتم . اصلا از اوضاع تایپک خبر ندارم . بر خلاف تو من می خوام از امروز فعالیتم رو دوباره شروع کنم ولی برای تایپک رمان محبوب بهتره به نیلا جون یا اقا میلاد بگی 

      ایشالا موفق بشی گلم و به هر چی می خوای برسی

  6. mz1379

    روز شمار شروع مدرسه

    اول مهر ماه شنبس … غروب جمعه ی ۳۱شهریور … صدای اذانم میاد ! فرداش باید بری مدرسه بعد ۳ ماه … تصورِشم عذاب آوره ؛ وای داره گریم میگیره ، دستمال کاغذی برسون … سلام عشقولیا من دوباره اومدم اول از همه شروع ماه عزاداری سیدالشهدا رو به همه عزیزان تسلیت میگم . انشاءالله عزاداریتون مقبول درگاه حق باشه . ولی اینا دلیل نمیشه که فردا رو به یادتون نیارم دیگه بحث ، بحث ِ چهار روز و پنج روز و اینا نیستش که . همین فردا باید صبح اول وقت بریم مدرسه . لباسا باید اتو زده باشه هرچی ناخوناتون و بلند کردین حالا باید همش کوتاه شه خواب دم صبح تعطیله ای خدااااا
  7. mz1379

    قولت را بشکن | mz1379

    از در که رفتم تو رایکا تا من و دید بدو اومد سمتم . دوزانو نشستم و محکم بغلش کردم . دلم مثل گنجشک تند تند میزد . یه جوری بیقرارش بودم که انگار بچه خودمه . میخواستم بهش بگم اومدم ببرمت که بابک آروم دم گوشم گفت : - بهتره الآن بهش نگی . معلوم نیست کی بتونیم ببریمش . اذیت میشه . چشم از بابک گرفتم و به رایکا نگاه کردم . لبخندی زدم و گفتم : - تو برو بازی کن تا من یه سر برم پیش خانوم ملکلی کار دارم بیام . سرشو تکون داد و گونمو و بوسید و رفت . بلند شدم و همراه بابک به دفتر مدیریت رفتیم . خانوم ملکی از روی صندلیش بلند شد و گرم باهامون احوالپرسی کرد . وقتی نشستیم بابک قضیه رو مطر
  8. mz1379

    تلافی کن

    مرسی خانوم
  9. شروع مدارس نزدیکه و من باید برم .....

    :heartbreaking::frustratedf::cry::daghon::cry2::t(19):

  10. mz1379

    روز شمار شروع مدرسه

    یه ﭼﯿﺰﯼ ﺑﮕﻢ؟ . . . اول مهـــــــر سلام دوسِتان گرامی ببخشید یک روز غیبتم رو عذر میخوام دیشب نبودم نتونستم پست بذارم .... امروز اومدم دوباره یادآوری کنم که ... امروز 30 . 6 . 1396 هستش و تنها . . . . . . . . 2 روز دیگر مانده به شروع بدبختی .... خداحافظ تا فردا ...
  11. mz1379

    تلافی کن

    مرسی گلم
  12. mz1379

    عشق به سبک نرسیدن | mz1379

    وقتی آماده شدم ، رو به روی آیینه قدی اتاقم ایستادم .صورتم از گریه ملتهب بود . سیلی به صورت ملتهبم زدم تا همه چیز را به حالت اولیه برگردانم . آخرین شب نشینی قبل از جشن عقد ، امشب بود . فردا جشن عقدشان بود . خیلی سعی میکنم که ناراحتی ام را بروز ندهم اما گاهی نمیشود . گاهی آنقدر خوب فیلم بازی میکنم که به خودم میگویم آفرین چه بازیگری ! از خودم بدم می آید . من که هیچوقت دروغ نمیگفتم حالا برای پوشاندن حالم مجبور به دروغ گفتن هستم . فیلم بازی میکنم تا نفهمند چه بدحالم . خدایا عاقبتم را به خیر بگذران . صدای مادر در این میان رشته افکارم را از هم گسست . - نگار بیا داریم میریم . سوار بر ماشین پ
  13. mz1379

    روز شمار شروع مدرسه

    حلول ماه مهر ماه اتمام خوابهای رویایی شب بیداری های طولانی بخور بخواب و بیکاری گشت و گزار و عیاشی بر شما خجستگان عزیزتر از جان ، تبریک و تسلیت باد … سلام سلام ، همگی سلام ... سلام دوستان ... شب زیباتون بخیر ... امروز 28 . 6 . 1396 هست و بدبختانه . . . . . . . . . . . . فقط چهار روز دیگه 4 روز بازگشایی مدارسه موفق و موید باشید تا فردا
  14. دوستانی که تمایل دارن ولی دعوت نشدن چی ؟
  15. mz1379

    ژینگولک بازار

    یکی از قشنگترین خاطره‌های زمان مدرسه اینه که وسط کلاس درس ناظم میومد میگفت فلانی بابات اومده دنبالت کتاباتو جمع کن بیا انگار تو حبس ابدی، عفو رهبری بهت خورده. *************** موضوع انشا: تابستان خود را چگونه گذرانده اید؟ به نام خـــدا کنار پریز، در جوار شارژر
×
×
  • اضافه کردن...