رفتن به مطلب

Mozhgan

VIP
  • تعداد ارسال ها

    653
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

6,212 بار تشکر شده

درباره Mozhgan

  • درجه
    همکار بازنشسته

آخرین بازدید کنندگان نمایه

19,188 بازدید کننده نمایه
  1. لحظه ای در گذر از خاطره ها
    ناخودآگاه دلم یاد تو کرد
    خنده آمد به لبم شاد شدم
    گویی از قید غم آزاد شدم
    هر کجا هستی دوست ، دست حق همراهت . . .

  2. لحظه ای در گذر از خاطره ها
    ناخودآگاه دلم یاد تو کرد
    خنده آمد به لبم شاد شدم
    گویی از قید غم آزاد شدم
    هر کجا هستی دوست ، دست حق همراهت . . .

    1. 502017ayatay

      502017ayatay

      مرسی که هستی:heart:

      همیشه باش... همیشه خوب باش

  3. لحظه ای در گذر از خاطره ها
    ناخودآگاه دلم یاد تو کرد
    خنده آمد به لبم شاد شدم
    گویی از قید غم آزاد شدم
    هر کجا هستی دوست ، دست حق همراهت . . .

    1. YeGaNeH

      YeGaNeH

      پشت دریا شهریست که یک دوست در آن جا دارد
      هر کجا هست، به هر فکر، به هر کار، به هر حال، عزیز است خدایا تو نگهدارش باش . :t(35):

  4. لحظه ای در گذر از خاطره ها
    ناخودآگاه دلم یاد تو کرد
    خنده آمد به لبم شاد شدم
    گویی از قید غم آزاد شدم
    هر کجا هستی دوست ، دست حق همراهت . . .

  5. :gol:

    1. Hanibal

      Hanibal

      سلام خوب هستید؟:gol:

    2. Mozhgan

      Mozhgan

      سلام تشکر.

      خوب هستین شما؟

    3. Hanibal

      Hanibal

      ممنون مرسی

      ممنون مرسی

  6. و این هم آخرین بازدید.

    خداحافظ همه .....

    چقدر سخته رو پروفایل تلگرام یکی اینو ببینی و فردا خبر مرگش بیاد.

    دیگه واقعا خداحافظتون دوستان نودهشتی.

    1. pariya4

      pariya4

      این چه حرفیه داری می زنی عزیز دلم خدانکنه

      خداحافظ گلم امیداور به همه ارزو هات برسی

      برای همه ما یه روزی لازم می شه که بریم فرقیم

      نمی کنه یا ازدنیا مجازی یا از دنیای حقیقی.

      مواظب خودت باش:rose:

       

       

    2. mira_kheradman
    3. 502017ayatay
  7. دوستان برای آرامش و شادی روح جوونمون لطفا یه فاتحه بخونید.

  8.  

     
     

    Git sonuna kadar

    تا آخر برو
    Yok artık bir duyan umursayan
    دیگه کسی نیست حرفات رو بشنوه و اهمیت بده
    Oysa ki aşk ölene kadar
    چون توی عشق باید تا اخرش (مرگ) بمونی

    Diyordun ya hani yalan dolan
    اینو تو میگفتی که دروغ بوده
    Eriyordum sensiz
    بدون تو دارم آب میشم
    Muma dönmüş kalbi
    قلبی که به موم تبدیل شده
    Hiç görmezdin
    نمی‌تونستی اینا رو ببینی
    Niye neden neden neden?
    چرا؟ برای چی، برای چی؟
    Ve uzatmak yersiz
    و ادامه دادن بی مورده
    Nasıl olsa yoldan döndürmezdin
    هر چی باشه تو از راهت برنمی‌گردی
    Niye neden neden neden?
    چرا؟ برای چی، برای چی؟
    Off
    اوه
    Veryansın edemem kadere
    نمیتونم به سرنوشت بگم هر کاری میتونه انجام بده
    Sevdim bu benim meselem
    من دوسش داشتم و این مشکل من بود
    Eğilsem bile devrilmem
    حتی اگر کمرم خم بشه، زمین نمیخورم
    Sor
    بپرس
    Dönmezsem sebebi ne diye
    اگر من برنگردم دلیلش چیه
    Aydım iyiye kötüye
    دربرار خوب و بد مثل یک ماه بودم
    Gel gör ki çok uzak
    بیا و ببین که اون روزها خیلی دور موندن
    Bir süre o sancı
    اون درد برای یک دوره ایه
    Misafir bir yangı aman aman
    یک آنیشی مهمونت میمونه آه آه
    Sonra keder bırakır yakanı
    و بعدش این شکنجه دست از سرت برمیداره
    Derindedir yankı zaman zaman
    که بعضی وقت‌ها طنین (انعکاس) شکنجه هاش خیلی عمیق هستش

  9. بعضی وقتا هست که یهویی از هرچی بنی بشره زده میشی دلت یه جای دور و خلوت و یه دنیا سکوت میخواد و دیگر هیچ. یه مدتیه از اون وقتا و حالاست.

    سکوت و سکوت و سکوت و مرگ ... فقط همین.

  10. رفیق داریم تا رفیق

    یکی انقدر بزرگه که هواتو همیشه و همه جا داره حتی وقتی نیستی

    یکی انقدر حقیر و بدبخته که تو رو باهات خوبه ولی پشتت خرابت می کنه

    رفیق داریم تا رفیق .... 

    1. Ponyo

      Ponyo

      اشتباه از همون جمله ى اولت شروع ميشه، رفيق نداريم تا رفيق، آدما يا رفيقتن يا نيستن، ماها فكر ميكنيم بعضيا رفيقن در صورتى كه نيستن، رفيق هيچوقت بد نميشه. ماها نميدونيم كيا رفيقن، فكر ميكنيم همه رفيقن. :gn:

    2. Mozhgan

      Mozhgan

      دقیقا. حوصله ی آدمارو ندارم دیگه به خدا.

  11. حواستان باشد با چه کسانی دوست میشوید....

    من ترجیح میدهم دو تا 50000 تومان داسته باشم 

    تا پنجاه تا 2000 تومانی.

    ارزش انسان ها به افکار و رفتار آنهاست نه پول و جمالشان.

  12. Mozhgan

    رسم عاشقی | Mozhgan

    تا آخر شب فرصتی پیش نیومد که ازش بپرسم. *** همراه شیوا و سپیده تو پاساژ می چرخیدیم و بی هدف مغازه ها رو نگاه می کردیم، قصد خرید نداشتم اما انقدر این روزا احساس تنهایی و افسردگی می کردم که فقط می خواستم به هر طریقی که شده از خونه بزنم بیرون ... مخصوصا روزایی که هستی رو هادی می برد، خودم زنگ زدم و خواستم که با هم بریم بیرون. سپیده_ اه، بسه دیگه خسته شدم ... چیزی هم نخریدیم که. شیوا دستشو زد پشت کمر سپیده و با یه حالت خنده داری، صداشو کلفت کرد و گفت: _ غر نزن ضعیفه، آدم جلو شوهرش انقد مویه نمی کنه که، زنم زنای قدیم ... والا جیکشون در نمیومد. سپیده شالشو گرفت رو ص
  13. Mozhgan

    رسم عاشقی | Mozhgan

    « ندا » چند هفته از روزی که پرهام اون پیام عاشقانه رو برام فرستاده بود می گذشت و هنوز موقعیتش پیش نیومده بود تا ازش در موردش سوال کنم. راستش روم نمیشد بهش زنگ بزنم یا اس بدم، آخه می گفتم چی؟ نمی گفت این دختر چقدر هوله؟ اگه ضایعم کنه چی؟ گذاشتم هروقت دیدمش، حالا یه جوری می فهمم دیگه! پرهامم به خاطر شغلش این مدت سرش شلوغ بود و تو مهمونیا شرکت نمی کرد تا امروز که قرار بود همه با هم بریم تولد الیسا. جلوی آینه ایستادم و برای آخرین بار به خودم نگاه انداختم، تو این یه سال اخیر از شدت فشار و استرس کلی وزن کم کرده بودم، با دقت به تک تک اجزای صورتم نگاه کردم ... زیر چشمام گود افتاده بود و اون طراوت
×
×
  • اضافه کردن...