رفتن به مطلب

Danin72

کاربر عادی
  • تعداد ارسال ها

    376
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    4

Danin72 آخرین باز در روز 10 آذر 1398 برنده شده

Danin72 یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

2,001 بار تشکر شده

درباره Danin72

مشخصات کاربر

  • جنسیت
    آقا
  • علایق
    لبخندِ او

آخرین بازدید کنندگان نمایه

3,660 بازدید کننده نمایه
  1. سلام بر آقا دانین گل

    از خارج تشریف آوردید ؟:)

  2. Danin72

    مشاعره

    تو را ای عشق از بین هوس ها یافتم آخر شبیه آنکه در انبار کاهی سوزن خود را
  3. Danin72

    مشاعره

    ما را به رندی افسانه کردند پیران جاهل، شیخان گمراه حافظ
  4. جمله خشم از کبر خیزد از تکبر پاک شو گر نخواهی کبر را رو بی‌تکبر خاک شو خشم هرگز برنخیزد جز ز کبر و ما و من هر دو را چون نردبان زیر آر و بر افلاک شو دوست
  5. Danin72

    مشاعره

    تا تو مراد من دهی کشته مرا فراق تو تا تو مراد من دهی من به خدا رسیده ام
  6. Danin72

    مشاعره

    ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست
  7. نه ، اما صداش خوبه. مهراد جم-شمال؟
  8. Danin72

    مشاعره

    روزی که میگرفتند پیمان ز نسل آدم عشق از میان ذرات در جستجوی ما بود
  9. نه، بیشتر شبیه فحشه! مو به مو، رضا بهرام؟؟
  10. Danin72

    تست روانشناسی

    واقعا درست بود، من متولد ۱۳۷۲/۵/۵ ام شماره تولدم ۵ شد. ناهماهنگ با جماعت
  11. Danin72

    باباطاهر

    دلم زار و دلم زار و دلم زار طبیبم آورید دردم کرید چار طبیبم چون بوینه بر موی زار کره در مون دردم را بناچار
  12. Danin72

    گلچین غزلیات سعدی

    دیر آمدی ای نگار سرمست زودت ندهیم دامن از دست بر آتش عشقت آب تدبیر چندان که زدیم بازننشست از روی تو سر نمی‌توان تافت وز روی تو در نمی‌توان بست از پیش تو راه رفتنم نیست چون ماهی اوفتاده در شست سودای لب شکردهانان بس توبه صالحان که بشکست ای سرو بلند بوستانی در پیش درخت قامتت پست بیچاره کسی که از تو ببرید آسوده تنی که با تو پیوست چشمت به کرشمه خون من ریخت وز قتل خطا چه غم خورد مست سعدی ز کمند خوبرویان تا جان داری نمی‌توان جست ور سر ننهی در آستانش دیگر چه کنی دری دگر هست؟
  13. Danin72

    اشعار سلمان ساوجی

    خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را داشت و تربیت فرزندش سلطان اویس را به او واگذار کرد. وی در اواخر عمر منزوی شد و به زادگاه خود بازگشت و در همانجا در سال ۷۷۸ هجری قمری دار فانی را وداع گفت. از وی علاوه بر دیوان قصاید و غزلیات و مقطعات، دو مثنوی به نام "جمشید و خورشید" و "فراقنامه" به جای مانده است. غزل
  14. غزل شماره ۷۱ ز خواب ناز خیز و فتنه سرکن جهان یکبارگی زیر و زبر کن حذر از کوری خفاش طبعان سری از منظر خورشید در کن نگویم صورتم را بخش معنی مرا از صورت و معنی بدر کن ز پیش این پردهٔ پندار بردار زمین و آسمان زیر و زبر کن خبر گوئی از آن عیٰار دارم برو ای بیخبر فکر دگر کن جگر می پرور از خونابهٔ دل غذای دل هم از خون جگر کن رضی تا چند ازین بسیار گفتن سخن اینجا رساندی، مختصر کن
  15. چرا نیستی ابجی کوچیکه؟:wow:

×
×
  • اضافه کردن...