رفتن به مطلب
Added by Amir

Added by Amir

Yasamanlovely

تازه وارد
  • تعداد ارسال ها

    12
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

31 بار تشکر شده

درباره Yasamanlovely

مشخصات کاربر

  • جنسیت
    Female
  • علایق
    خواب

آخرین بازدید کنندگان نمایه

387 بازدید کننده نمایه
  1. سلام..

    با عرض پوزش چند ارسال شما رو توی بخش اخبار بخاطره قدیمی بودن پاک کردم.

    بابت کم شدن ارسال هاتون منو ببخشید:gol:

  2. Yasamanlovely

    الیسا | yasamanlovely

    رفتیم داخل اسانسور که بالاخره اقا صحبت کردن یاشار - الیسا خانوم شما راجب این باند چی میدونین ؟ - تقریبا هیچی فقط در حدی میدونم که یه نوع مواد خودشون میسازن که سر ی ماه طرف میمیره سری تکون دادو دیگه هیچی نگفت یاشار : وای دختره چیز مغروریه موقعی فهمیدم عمو اینو انتخاب کرده به عنوان همکار من تو این عملیات ب این مهمی میخواستم خودمو بکشم اخه این فسقل چکار میتونه بکنه من موندم واقعا اون چشمای مشکیش پر از غروره یه حس خاصی تو چشماشه انگار میخواد انتقام بگیره از یکی ولی از کی چرا ؟ اه یاشار به تو چه واسه چی بهش فک میکنی وارد ساختمون شدیم پرونده ای که عمو گفته بود رو میز بود برش داشتم یه سی دی هم داخل پرونده بود - الیسا خانوم بشینین لطفا میخوام راجب پرونده صحبت کنم رو مبل توی حال نشست -خب این پروندست ببینین راجب باند نوشته من توضیح کلی میدم بعد پروندرو مطالعه کنین با جزئیات ببینین همونطور که میدونین این باند به کابوس تاریک معروفه رئیس باند هم به عقاب معروفه جاسوسمون گفته حدود 50 سال سن داره و یه پسر داره به نام یزدان که پسره دکتره متخصص مغز اعصاب و دست راست پدرش به حساب میاد و نامزدش یسنا دختر رئییس شرکت واردات صادرات اسمان مهره و کارشون واردات و صادرات لوازم یدکیه و از قضا این پدره هم به شغال معروفه با عقاب شریکن و موادی از خودشون میسازن همراه این لوازم یدکی به خارج میفرستن یا مواد مورد نیازشونو وارد میکنن در جریان باشین الیسا خانوم مهمونی امشب به مناسبت اعلام نامزدی بچه هاشون گرفتن اخر مهمونی هم محوله ای معامله میکنن منو شما به عنوان زنو شوهر وارد مهمونی میشیم کار شما اینه که با استفاده از این دوربینی که بهتون داده شده از همه چهره ها عکس بگیرین و خیلی مواظب باشین چون عقاب واقعا زرنگه سریع میفهمه ودر ضمن اقای صانعی یک ساعت دیگه برای خوندن خطبه صیغه میاد الیسا - خب توضیحاتتون کامل بود فقط این سی دی برای چیه - عکس بعضی از اصل کاریا این باند با مشخصات کامل تو این سی دیه لپ تاپی که اورده بودمو برداشتم روشن کردم سی دی رو گذاشتم داخلش به ترتیب عکسارو نگا کردیم عکس اول یه پسر چشم ابی با پوست سفید ولب بینی متناسب با صورتش مشخصات : یزدان مولایی 35 ساله متخصص مغز اعصاب در دانشگاه اکسفورد امریکا تحصیل کرده عکس دوم دختری با چشمای خاکستری لب های صورتی پررنگ پوست گندمی ابروهای شیطونی مشخصات : یسنا سنایی 26 ساله دیپلمه عکس های بعدی هم عکس اعضای باند بود ولی عکسی از عقاب و شغال نبود ما حتی اسماشونم نمیدونستیم الیسا : کثافتا همشونم خوشگل بودن یکی از یکی خوشگل تر به یاشار گفتم میرم استراحت کنم موقعی اقای صانعی اومد صدام بزنه رفتم تو اتاق و چمدونم باز کردم همه وسایلم چیندم تو کمد و کشوها رفتم خوابیدم رو تخت .... اه اه چه بوی گندی میاد همه دختر پسرا تو بغل هم مثلا میرقصیدن چه حال بهم زن بعد از جاری شدن صیغه ارایشگرا اومدن شروع به ارایش کردن برای مهمونی موقعی از اتاق اومده بودم بیرون یاشار چشم ازم برنمیداشت چقدر خوشگل بودمو خودم خبر نداشتما خخخخ الانم تو مهمونی بودیم به عنوان دکتر میلاد رحیمی متخصص قلب و عروق و دکتر محیا رحیمی متخصص ارتودنسی وارد شدیم روی یکی از صندلیا نشستیم که دقیق ب قسمت بالای باغ دید داشته باشیم صدرصد عقاب و شغال اونجا مینشستن خلاصه بعد از نیم ساعت دو نفر رفتن اونجا نشستن دید نداشتم کامل بهشون صورتاشون مشخص نبود ولی معلوم بود مسنن بنظرم همون عقاب و شغال بودن یکی از همون مردا بلند شد میکروفونو گرفت بلند رو به جمع گفت - دوستان گلم خوش اومدید تو این جشن میخوام اعلام کنم که پسر گلم یزدان با یسنا دختر عزیز بنیامین جان نامزد کردن صدای جیغ هورا بلند شد یزدان و یسنا وارد باغ شدن دقیقا از کنار ما رد شدن یزدان با اخمایی توهم یسنا هم هم که با دمش گردو میشکست لباسشم که اصن هیچی نمیپوشید سنگین تر بود یه لباس بلند ابی روشن که دو طرفش چاک خورده بود تا کنار رونش و یقه لباس کاملا باز و همه دارو ندارشو ریخته بود بیرون یه نگاه به خودم کردم یه لباس مشکلیه بلند با استین های تور یقشم پوشیده بود یاشار- اهم اهم خوردی پسررو - ایییش به تو چه یاشار - پاشو بریم پیش اون دوتا زالو باید خودمون معرفی کنیم ب سمت اون دوتا زالو ب قول یاشار رفتیم تا رسیدیم سرشون چرخید به سمتمون عقاب مردی مسن با چشمای ابی و موهای جوگندی و شغال چشم مشکی مو مشکی عقاب بلند شد به طرفمون اومد عقاب - به به دوستان تازه وارد دوتا دکتر با یاشار دست داد سرشو به سمت من چرخوند عقاب - افتخار اشنایی به چه کسیو دارم - دکتر محیا رحیمی هستم همسر میلاد جان عقاب - اوووم فک نکنم میلاد جان ناراحت بشن که یه دور با من برقصی ؟
  3. Yasamanlovely

    الیسا | yasamanlovely

    تو پارکینگ اداره بودم داشتم ماشین میوردم از پارک بیرون که یهو تققققققققققق بیااا اینم ماشینم معلوم نی به کی خورد اوه اوه مقضرم ک هستم بدبخت شدم همینطور داشتم به خودم فحش میدادم که صدا تق تق اومد برگشتم دیدم یه پسره چشم رنگی داره میزنه ب شیشه چشماش سبز بود ووویی کوفتش بشه موهاشم طلایی بود قیافش شبیه شرقیا بود داشتم انالیزش میکردم که دیدم خاک بر سرم دوساعته بهش زل زدم دارم انالیزش میکنم سریع شیشه ماشینو کشیدم پایین که گفت - مورد پسند واقع شدم ؟ وای الیسا خاک بر سرت یارو فهمید سرفه مصلحتی کردمو دره ماشین باز کردم پیاده شدم - ببخشید من حواسم نبود خسارتش هرچقدر میشه بگین پرداخت میکنم پسره - مشکلی نی ماشین من خیلی خرجش نی فقط چراغش شکسته منم از خدا خواسته گفتم باشه خدافظ سوار ماشین شدم سریع رامو کج کردم رفتم ب سمت خونه .... دره اتاقمو محکم بهم کوبیدم صدا جیغ مامان میومد هنوز - الیسا قلم پاتو خورد میکنم بخوای بری ماموریت دوباره عجب اشتباهی کردم گذاشتم پلیس شی اونی که باباتو کشت فلنگو بست در رفت 7 سال گذشته تو چطوری میخوای پیداش کنی سرهنگ- خانوم محمدی صبر کنین توضیح بدم این ماموریتو من بهش دادم اصلا ربطی به پدرش نداره بزارین بره بهترین نیروی من الیساست خودم مراقبشم بعد از کلی سرکله زدن بازم مامان قبول نکرد رفتم رو تخت دراز کشیدم گوشیمو برداشتم اهنگ چقدر تنهام از مهدی جهانی و علیشمسو گذاشم من خسته شدم از ادما طعنه هاشون خسته شدم از اومدنا رفتناشون خستم از خیابون پیادرو هاش ازت ک خواسته بودم مراقبم باش چقدر تنهام تنهام چقدر سرده بی تو دستام تورو میخوام میخوام پر از اشکه سرده چشمام هندزفری تو گوشمه یه کوله رو دوشمه یه پیرهن سیاه تنمه همونی که همیشه میپوشمه نمیدونم کجای شهرم تو کوچه ها سرگردونم به امید اینکه تورو ببینم تو سرمو برگردونم انیسا- الیسا اجی بیا شام بخور عزیزم بلند شدم رفتم پایین شام عشق من بود غذایی که میمیرم واسش ماکارونی سر میز شام همه در سکوت داشتیم شام میخوردیم که یهو مامان- میزارم بری ولی فقط بخاطر اینکه برادرزاده اقای احمدی همراته پریدم مامانیو بوس کردم قربونش برم از وقتی بابا رفته بود خیلی شکسته شده بود - قربونت برم مامانی جونی عاشقتمممممم انیسا - بسه دیه مامانم تموم شد - حسود اخان مامان خودمه خلاصه شبم با شوخی خنده گذشت تا پنجشنبه مامانی چپ میرفت راست میرفت میگفت االیسا اینکارو نکن اینکار بکن هر روز زنگ بزن فلانو اینا پنجشنبه سر ساعت 8 تو اداره بودم رفتم ب سمت اتاق سرهنگ در زدم اجازه ورود داد رفتن داخل یه پسر هم پشت ب من نشسته بود رو مبل احترام گذاشتم سرهنگ گفت بشین وقتی نشستم سرهنگ گفت سرهنگ- ایشون برادرزاده من سرگرد یاشار احمدی که قراره طی این عملیات به عنوان زنو شوهر وارد مهمونی میشین برگشتم سمتش که اونم برگشت - توووووووووووووو یاشار - اره من /: سرهنگ-مگه همدیگرو میشناسین تا خواستم جواب بدم یاشار گفت ( چه دخترخاله شدم سریع) یاشار- بعله عمو زدن ماشین منو داغون کردن خسارت هم ندادن - عه عه تو روح دروغگو خودت گفتی خسارت نمیخواد سرهنگ- بسه بسه .... خب داشتم میگفتم شما برای یک سال باید توی خونه ای باهم زندگی کنین همونطور که گفتم زنو شوهرین مثلا صیغه محرمیت یه ساله هم بینتون خونده میشه تا خواستیم اعتراض کنیم سرهنگ- حرف نباشه همین که گفتم الانم برین اتاق خانوم نصیری ( مینا خله ) تا وسایلتون بگیرین بعدشم ادرسو از خانوم نصیری میگیرین با ماشین یاشار میرین خونه دیگه صحبت جایز نبود دوتامون پاشدیم رفتیم پیش مینا یاشار هم حرفی نمیزد وارد اتاق که شدم مینا پرید بغلم از گردنم اویزون شد یاشار پشت سر من بود هنوز ندیده بودش مینا- کجا بودی عجقم نمیگی بچم غضه میخوره پدرش کجاست نمیگی زنم ویار ترشک کرده برم واسش بخرم داشت چرت پرت میگفت که صدای یاشار - اهم اهم مینا تا یاشارو دید سریع خودش جمع و جور کرد خخخخخ به منم چشم غره میرفت من رفتم یه قسمت همراه مینا یاشار هم همراه اقای میلادی رفت یه اتاق دیگه وسایلم گرفتم همراه با یه لباس مینا- ببین الیسا این گردنبد یاقوت داخلش دوربینه و این انگشتر هم شنوده این دستبند هم داخلش ردیابه خیلی مواظب باش کسی نفهمه اینجور ک فهمیدم رئیس این باند ازون زرنگایه - باشه حواسم هست فقط ببین جزئیات عملیات پروندش ب من ندادن مینا- وقتی رفتی تو اون خونه یه پوشه همراه با یه سی دی رو میزه اشپزخونست همه چی داخلش نوشته کامل - مرسی گلی خدافظ رفتم تو پارکینگ منتظر یاشار بودم بالاخره حضرت اقا پیداشون شد رفت سمت ماشینش اوه ای جوون چه ماشینی بنز کوپه زرد سوار ماشین شدیم طی راه هیچ صحبتی نکردیم تنها صدای تو ماشین صدا حامد همایون بود رسیدیم به خونه طبقه چهارم یه برج ده طبقه بود
  4. Yasamanlovely

    الیسا | yasamanlovely

    بسم الله الرحمن الرحیم الیسا : تو یه دشت سرسبز و پر از گل محمدی بودم داشتم قدم میزدم که یهو اسمون تیره و تار شد صورتی اومد روبروم الیسااااا الیسااااا فرار کن دختر زود باش فرار کننننن میدویدمو اون صورت هم به دنبالم میدوید نمیتونست از دستش فرار کنم یهو منو گرفت و ...... - الیساااا الیسااا پاشوو داری کابوس میبینی دوباره پاشو دختر پاشو سریع بلند شدم بدنم خیس عرق بود بازم همون کابوس های همیشگی ب انیسا نگاه کردم دیدم داره گریه میکنه -انیسا چرا گریه میکنی عزیزم دیگه باید عادت کرده باشی این کابوسا همیشه هستن گریه نکن دیوونه یهو خودشو پرت کرد تو بغلم بلند تر زد زیر گریه شروع کردم به دلداری دادنش بیچاره خواهرم ( ... خیلی خوشحال بودم امروز به عنوان رئیس شورا مدرسه انتخاب شدم شوق داشتم که زودتر به بابام خبر بدم خیلی کمکم کرده بود که بتونم رای بیارم سر کوچه بودم که از دور چندتا ماشین پلیس دیدم عاشق پلیسا بودم ( بابامم پلیسه )سریع دویدم طرفشون که دیدم جلو خونمون وایسادن قلبم وایساد چرا جلو در خونه ما وایسادن جلوی در خونه جلوی خونه نوار زرد کشیده بودن ( ورود ممنوع) از زیر نوارا رد شدم که یه سرباز جلومو گرفت جیغ زدم که خونمه نمیزاشت برم داخل تا اینکه دیدم یه برانکارد از خونه خارج شد و روش پارچه سفید کشیده بودن مامانمم هم انیسا بغلش بود داشت گریه میکرد دویدم طرفش پارچه رو برداشتم که ....) با اهنگ منظم نفس های انیسا فهمیدم به خواب رفته سرمو تکون دادم تا دوباره به اون روزای نفرین شده فکر نکنم سر انیسارو گذاشتم رو بالشت پتوهم کشیدم روش به چهرش نگا کردم انیسا به مامانم رفته بود صورت سفید و گرد چشماشم همرنگ چشمایه مامانم عسلی بود و موهاش فر خدادادی بود به رنگ قهوه ای روشن با لب و بینی متناسب صورتش چهرش خیلی بچگونه و مظلوم بود بلند شدم و رفتم به سمت دستشویی مسواک زدمو صورتم شستم رفتم تو اشپزخونه ساعت 3 شب بود و 4 میباست اداره باشم مامان هم طبق معمول نبود بازم بیمار اورژانسی داشتو بیمارستان بود تو فکر بودم که با صدای انیسا به خودم اومدم - الیسااا مگه نباید ساعت 4 اداره باشی دیرت شدااا - وای وای اصلا حواسم نبود انیساا تو فکر بودم خوب شد صدام زدی مرسی خواهری بلند شدمو رفتم تو اتاق و فرممو پوشیدم و چادرمو سر کردم اومدم بیرون گونه انیسارو بوسیدم و رفتم از خونه بیرون سوار 206 مشکیم شدم به سمت اداره حرکت کردم خب خودمو معرفی نکردم من الیسا محمدی 22 ساله پلیس هستم و تو قسمت مبارزه با مواد مخدر مشغول بودم درجمم سرگردیه شاید ی لحظه فک کنین مگه میشه یه دختر 22 ساله سرگرد باشه ؟ خب من تو عملیات سختی شرکت کردم که درجه تشویقی گرفتم انیسا هم 17 سالش بود و داشت برای کنکور تجربی میخوند و میخواست مثل مامانی دکتر بشه از پلیسا خوشش نمیومد منم راه بابامو ادامه دادم تا انتقامشو بگیرم .... وارد اداره شدم به سمت اتاقم رفتم هنوز ننشسته بودم که یهو در به شدت باز شد مینا دیوونه اومد داخل مینا- الیساااا پاشو ببینم سرهنگ دوساعته منتظرته تو اتاق پاشو دختر چرا دیر اومدی خنگ خدا خر الاغ - وای مینا ساکت شو عه چقدر حرف میزنی رفتم خووو نمیزارن یه لحظه ادم بشینه رفتم ب سمت اتاق سرهنگ سرهنگ احمدی دوست بابام بود که بعد از بابام عین یه پدر ازمون مواظبت میکرد چون همسرش و دخترش تو تصادف از دست داده بود همیشه منو انیسارو دخترم صدا میزد در زدم که اجازه ورود دادن وارد شدمو احترام گذاشتم سرهنگ-بشین دخترم رو مبل روبروی میز سرهنگ نشستم - بله سرهنگ با من کاری داشتین ؟ سرهنگ - دخترم از طریق جاسوسمون تو باند کابوس تاریک فهمیدیم که اخر هفته مهمونی برگزار میکنن اخر شب هم میخوان معامله بزرگیو انجام بدن تو به همراه سرگرد احمدی وارد مهمونی میشی و اطلاعات جمع میکنی از بالا دستور اومده هرچه سریعتر این باند باید منهدم بشه چون دارن خیلی از جوونایه مردمو با این مواد ب اون دنیا میفرستن امادگی داری یا یکی دیگرو جایگزین کنم؟ بد فکری نبود ولی این سرگرد احمدی کی بود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ولش ب من چه -قبوله فقط اگه میشه بیاین مامانمو راضی کنین میدونین که سخت راضی میشه سرهنگ - امشب با مامانت صحبت میکنم بیچاره حق داره بعد از موضوع پدرت بترسه دخترم بهش حق بده - ممنون سرهنگ حق میدم اگه کاری ندارین من مرخص بشم سرهنگ - برو دخترم فقط امروز شیفتت تا ساعت 2 هست دیگه فردا هم نمیخواد بیایی تا اخر هفته پنجشنبه صبح ساعت 8 اینجا باش - چشم خدانگهدار بلند شدمو از اتاق رفتم بیرون ب سمت اتاق خودم رفتم تا ساعت 2 خبری از مینا نبود فهمیدم ماموریت بهش خورده دوباره رفته وسایلمو جمع کردم رفتم از اتاق بیرون
  5. Yasamanlovely

    مشاعره

    ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی که نخفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت
  6. Yasamanlovely

    رمان الیسا | yasamanlovely

    بسم الله الرحمن الرحیم نام کتاب: الیسا نام نویسنده: yasamanlovely کاربر انجمن نودهشتیا موضوع: پلیسی-عاشقانه- کمی غمگین خلاصه: داستان راجب دختریست که به دنبال انتقامه میخواد انتقام پدرشو بگیره به همین دلیل پلیس شده و وارد یه ماجرایی میشه و اتفاقاتی میفته ک میفهمه ..... الیسا : تو یه دشت سرسبز و پر از گل محمدی بودم داشتم قدم میزدم که یهو اسمون تیره و تار شد صورتی اومد روبروم الیسااااا الیسااااا فرار کن دختر زود باش فرار کننننن میدویدمو اون صورت هم به دنبالم میدوید نمیتونست از دستش فرار کنم یهو منو گرفت و ...... - الیساااا الیسااا پاشوو داری کابوس میبینی دوباره پاشو دختر پاشو سریع بلند شدم بدنم خیس عرق بود بازم همون کابوس های همیشگی ب انیسا نگاه کردم دیدم داره گریه میکنه -انیسا چرا گریه میکنی عزیزم دیگه باید عادت کرده باشی این کابوسا همیشه هستن گریه نکن دیوونه یهو خودشو پرت کرد تو بغلم بلند تر زد زیر گریه شروع کردم به دلداری دادنش بیچاره خواهرم ( ... خیلی خوشحال بودم امروز به عنوان رئیس شورا مدرسه انتخاب شدم شوق داشتم که زودتر به بابام خبر بدم خیلی کمکم کرده بود که بتونم رای بیارم سر کوچه بودم که از دور چندتا ماشین پلیس دیدم عاشق پلیسا بودم ( بابامم پلیسه )سریع دویدم طرفشون که دیدم جلو خونمون وایسادن قلبم وایساد چرا جلو در خونه ما وایسادن جلوی در خونه جلوی خونه نوار زرد کشیده بودن ( ورود ممنوع) از زیر نوارا رد شدم که یه سرباز جلومو گرفت جیغ زدم که خونمه نمیزاشت برم داخل تا اینکه دیدم یه برانکارد از خونه خارج شد و روش پارچه سفید کشیده بودن مامانمم هم انیسا بغلش بود داشت گریه میکرد دویدم طرفش پارچه رو برداشتم که ....) با اهنگ منظم نفس های انیسا فهمیدم به خواب رفته سرمو تکون دادم تا دوباره به اون روزای نفرین شده فکر نکنم سر انیسارو گذاشتم رو بالشت پتوهم کشیدم روش به چهرش نگا کردم انیسا به مامانم رفته بود صورت سفید و گرد چشماشم همرنگ چشمایه مامانم عسلی بود و موهاش فر خدادادی بود به رنگ قهوه ای روشن با لب و بینی متناسب صورتش چهرش خیلی بچگونه و مظلوم بود بلند شدم و رفتم به سمت دستشویی مسواک زدمو صورتم شستم رفتم تو اشپزخونه ساعت 3 شب بود و 4 میباست اداره باشم مامان هم طبق معمول نبود بازم بیمار اورژانسی داشتو بیمارستان بود تو فکر بودم که با صدای انیسا به خودم اومدم - الیسااا مگه نباید ساعت 4 اداره باشی دیرت شدااا - وای وای اصلا حواسم نبود انیساا تو فکر بودم خوب شد صدام زدی مرسی خواهری بلند شدمو رفتم تو اتاق و فرممو پوشیدم و چادرمو سر کردم اومدم بیرون گونه انیسارو بوسیدم و رفتم از خونه بیرون سوار 206 مشکیم شدم به سمت اداره حرکت کردم خب خودمو معرفی نکردم من الیسا محمدی 22 ساله پلیس هستم و تو قسمت مبارزه با مواد مخدر مشغول بودم درجمم سرگردیه شاید ی لحظه فک کنین مگه میشه یه دختر 22 ساله سرگرد باشه ؟ خب من تو عملیات سختی شرکت کردم که درجه تشویقی گرفتم انیسا هم 17 سالش بود و داشت برای کنکور تجربی میخوند و میخواست مثل مامانی دکتر بشه از پلیسا خوشش نمیومد منم راه بابامو ادامه دادم تا انتقامشو بگیرم .... وارد اداره شدم به سمت اتاقم رفتم هنوز ننشسته بودم که یهو در به شدت باز شد مینا دیوونه اومد داخل مینا- الیساااا پاشو ببینم سرهنگ دوساعته منتظرته تو اتاق پاشو دختر چرا دیر اومدی خنگ خدا خر الاغ - وای مینا ساکت شو عه چقدر حرف میزنی رفتم خووو نمیزارن یه لحظه ادم بشینه رفتم ب سمت اتاق سرهنگ سرهنگ احمدی دوست بابام بود که بعد از بابام عین یه پدر ازمون مواظبت میکرد چون همسرش و دخترش تو تصادف از دست داده بود همیشه منو انیسارو دخترم صدا میزد در زدم که اجازه ورود دادن وارد شدمو احترام گذاشتم سرهنگ-بشین دخترم رو مبل روبروی میز سرهنگ نشستم - بله سرهنگ با من کاری داشتین ؟ سرهنگ - دخترم از طریق جاسوسمون تو باند کابوس تاریک فهمیدیم که اخر هفته مهمونی برگزار میکنن اخر شب هم میخوان معامله بزرگیو انجام بدن تو به همراه سرگرد احمدی وارد مهمونی میشی و اطلاعات جمع میکنی از بالا دستور اومده هرچه سریعتر این باند باید منهدم بشه چون دارن خیلی از جوونایه مردمو با این مواد ب اون دنیا میفرستن امادگی داری یا یکی دیگرو جایگزین کنم؟ بد فکری نبود ولی این سرگرد احمدی کی بود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ولش ب من چه -قبوله فقط اگه میشه بیاین مامانمو راضی کنین میدونین که سخت راضی میشه سرهنگ - امشب با مامانت صحبت میکنم بیچاره حق داره بعد از موضوع پدرت بترسه دخترم بهش حق بده - ممنون سرهنگ حق میدم اگه کاری ندارین من مرخص بشم سرهنگ - برو دخترم فقط امروز شیفتت تا ساعت 2 هست دیگه فردا هم نمیخواد بیایی تا اخر هفته پنجشنبه صبح ساعت 8 اینجا باش - چشم خدانگهدار بلند شدمو از اتاق رفتم بیرون ب سمت اتاق خودم رفتم تا ساعت 2 خبری از مینا نبود فهمیدم ماموریت بهش خورده دوباره رفته وسایلمو جمع کردم رفتم از اتاق بیرون
  7. Yasamanlovely

    الیسا | yasamanlovely

    سلام دوستان میخوام اولین رمانمو بنویسم امیدوارم همراهی کنین با نظراتتون معایب و محاسب رمانمو بگین نام رمان :الیسا نویسنده : yasamanlovely موضوع : پلیسی _ عاشقانه _ کمی غمگین خلاضه : دختری که کودکی خوبی نداشته به دنبال انتقامه انتقام از کی؟ انتقام از قاتل پدرش وارد یه بازی میشه که از اخر ان خبر ندارد . نام شخصیت ها : الیسا : وعده خدا انیسا: مبارز بزرگ ( در فارسی به معنای همانند عشق) یاشار: اسمی ترکی به معنی افرین یزدان : ایزد مقابل اهریمن
  8. Yasamanlovely

    به عکس پروفایل نفر قبلی نمره بده

    19
  9. Yasamanlovely

    فیلم هندی-ایرانی

    سلام دوستان مطمئنم تقریبا همتون فیلم سلام بمبئی رو دیدین خب نظرتون راجب این فیلم چیه؟؟؟
  10. بهاره رهنما (زاده ۱۰ آذر ۱۳۵۲ در اراک) بازیگر زن ایرانی است. او کارشناسی حقوق قضایی را از دانشگاه آزاد گرفته است. همسر بهاره رهنما پیمان قاسم‌خانی نویسنده سینما است. این زوج دختری به نام پریا قاسم‌خانی دارند که تجربه حضور در تئاتر «پنجره‌ها» و فیلم سینمایی بانو را دارد. بیوگرافی بهاره رهنما بازیگر سینما و تلویزیون چکیده بیوگرافی بهاره رهنما: نام و نام خانوادگی بهاره رهنما زمینه فعالیت سینما تاریخ تولد بهاره رهنما ۱۰ آذر ۱۳۵۲ ۱ دسامبر۱۹۷۳ اراک، ایران ‏والدین بهاره رهنما جلال رهنما پروین قائم‌مقامی ملیت ایران همسر بهاره رهنما پیمان قاسم‌خانی دختر بهاره رهنما پریا قاسم‌خانی تحصیلات بهاره رهنما لیسانس ادبیات فارسی و حقوق قضایی از دانشگاه آزاد اسلامی بیوگرافی کامل بهاره رهنما: بهاره رهنما برای اولین بار با یک فیلم اکشن – افعی – به سینما‌ آمد. سپس با همسرش (پیمان قاسم خانی) در فیلم عاشقانه بازی کرد. بهاره رهنما در سال ۱۳۸۰ بازی در یک فیلم کمدی – نان و عشق و موتور هزار – را تجربه کرد که نشان از توانایی او در زمینه فیلمهای کمدی داشت. اما شاید بازی در فیلم گاوخونی ساخته بهروز افخمی یکی از بهترین فرصتها برای نمایش توانایی هایش باشد. بهاره رهنما یکی از بازیگران زن ایرانی است که در ۱۰ آذر سال ۱۳۵۲ در هزاوه از توابع استان مرکزی متولد شده. بهاره رهنما لیسانس ادبیات نمایشی و فوق لیسانس حقوق قضایی را از دانشگاه آزاد گرفته است. بیوگرافی کامل بهاره رهنما,بهاره رهنما بهاره رهنما همسر پیمان قاسم خانی نویسنده سینما(فیلم‌های دختری با کفشهای کتانی،دیشب باباتو دیدم آیدا،مارمولک و… و مجموعه‌های پاورچین، شبهای برره، کمربندها را ببندیم و خانه ما)و دختری به نام پریا قاسم خانی دارند که تجربه حضور در تئاتر پنجره‌ها و فیلم سینمایی بانو را دارد. بیوگرافی کامل بهاره رهنما,بهاره رهنما, شقایق دهقان و بهاره رهنما بهاره رهنما جاری(زن برادر شوهر) شقایق دهقان بازیگر سینما و تلویزیون می‌‌باشد. بهاره رهنما از معدود بازیگرهایی است که تحصیلات بالایی در حد دانشگاهی دارد و شاید به همین خاطر در عرصه سینما و تلویزیون کم کار است. رهنما در عرصه نویسندگی نیز فعالیت دارد و همچنین وی از معدود هنرمندانی است که وبلاگ می‌‌نویسد. فیلم‌های سینمایی بهاره رهنما: * افعی * عاشقانه * غزال * بادام‌های تلخ * بچه‌های بد * نان، عشق و موتور هزار * گاوخونی * توفیق اجباری * ده رقمی * دایره زنگی * شبانه * چارچنگولی * ماجراهای اینترنتی * پوپک و مش ماشاالله * ما سه نفر * سن پطرزبورگ * ورود آقایان ممنوع * بعد از ظهر سگی *آس و پاس * ۳۶۰ درجه * طبقه حساس * آشنایی با لیلا * بچگیتو فراموش نکن * خنده در باران * جرم * زنان ونوسی، مردان مریخی * زن‌ها شگفت انگیزند * هرچی خدا بخواد بازی های بهاره رهنما در تئاتر: * ۱۳۷۵ – تله تئاتر «ای نسیم باران» * ۱۳۷۹ – تله تئاتر پیش از آشنایی * ۱۳۸۴ – تئاتر پنجره‌ها – کارگردان: فرهاد آییش * ۱۳۸۷ – خدای کشتار – کارگردان:علیرضا کوشک جلالی * ۱۳۸۸ – هاملت با سالاد فصل – کارگردان:هادی مرزبان * ۱۳۹۰ – می خواهم با میوسوو ملاقات کنم – کارگردان:محمود عزیزی * ۱۳۹۰ – فیل – کارگردان:بهناز نازی * ۱۳۹۰ – تراس – کارگردان:محمدرضا خاکی * ۱۳۹۴- عامدانه، عاشقانه، قاتلانه - نویسنده و کارگردان: ساناز بیان * ۱۳۹۴ - انگار در چشم‌های تو اسب می‌دود (بازیگر) کارگردان :طاها ذاکر * ۱۳۹۳ - آرسنیک و تور کهنه (بازیگر) * ۱۳۹۳ - دورهمی زنان شکسپیر (بازیگر، نویسنده و کارگردان)[۵] * ۱۳۹۲ - با من بستنی می‌خوری؟ (بازیگر و کارگردان)[۶] * ۱۳۹۲ - بادی که تو را برد‚ مرا خشک کرد - کارگردان:علی نرگس نژاد * ۱۳۹۲ - پسران آفتاب - کارگردان:سیامک صفری * ۱۳۹۱ - غبار - کارگردان:بهاره رهنما * ۱۳۹۱ - چشم‌هایی که مال توست - کارگردان:نسیم ادبی * ۱۳۹۱ - این تابستان فراموشت کردم - کارگردان: بهاره رهنما * ۱۳۹۱ - خیال‌های جاده جاجرود - تهران - کارگردان:غزاله معتمد * ۱۳۹۱ - گروتسکی بر تبار شناسی دروغ و تنهایی - کارگردان:سجاد افشاریان سریال‌های تلویزیونی بهاره رهنما: * بازگشت به خانه (۱۳۷۵) * داستان یک شهر۲ (۱۳۷۹) * ملاصدرا(مجموعه تلویزیونی با نام روشنتر از خاموشی) (۱۳۷۹) * من یک مستأجرم (۱۳۸۲) * زیر زمین (۱۳۸۵) * کتاب فروشی هدهد (۱۳۸۵) * مرد هزار چهره (۱۳۸۷) * مامور بدرقه (۱۳۸۷) * گاوصندوق (۱۳۸۸) * کشیک قلب (١٣٩٥) * غیرعلنی (۱۳۹۴) * خوب بد زشت (۱۳۹۳) * پژمان (۱۳۹۲) * خداحافظ بچه (۱۳۹۱) * چک برگشتی (۱۳۹۰) تله‌فیلم های بهاره رهنما: * بازی به کارگردانی سروش صحت فیلمنامه های بهاره رهنما: * شبهای برره(یکی از نویسندگان) * باغ مظفر(یکی از نویسندگان) * شمس العماره(یکی از نویسندگان) شبکه نمایش خانگی بهاره رهنما: * شام ایرانی به کارگردانی بیژن بیرنگ * ساخت ایران * شرف خانواده فاضل کتاب های بهاره رهنما: * چهار چهارشنبه و یک کلاه‌گیس منتشر شده توسط نشر چشمه در تابستان ۱۳۸۸ * مالیخولیای محبوب من * زن باران * ماه هفت شب اعضای هنرمند خانواده بهاره رهنما: * پیمان قاسم خانی(همسر) * پریا قاسم خانی(فرزند) * مهراب قاسم خانی(برادر شوهر) * شقایق دهقان(جاری) * نیروانا قاسم خانی * پروین قائم مقامی(مادر)
  11. Yasamanlovely

    درمان موخوره

    موخوره یکی از مشکلات موهای بلند می باشد. با داشتن موخوره نوک موهای شما نازک شده و حالت بسیار بدی به موهای شما خواهد داد.حال برای این موخوره ها چه باید کرد؟ موخوره(TRICHOPTLOSIS ) آسيبى است كه برس و سشوار به موى سر وارد مى كنند. در اين آسيب لايه و سطح محافظ مو در انتهاى فيبرهاى مويى نوك مو از بين مى رود. موخوره بيشتر در موهاى خشك و شكننده به وجود مى آيد. وقتى سطح محافظت كننده مو از بين مى رود و امكان جايگزينى آن به وجود نمى آيد، سر ِ مو چند شاخه مى شود. هرچند سال ها قبل زنان براى مبارزه با موخوره نوك موهاى خود را مى سوزاندند ولى اين كار باعث مى شود، سلول هاى بيشترى نابود شود.در هر حال اين مشكل بسيار رايج است. موخوره,درمان موخوره, موخوره‌ی شدید می‌توانید با انجام اقداماتی مانع ایجاد بیشتر موخوره‌ در آینده شوید. در اینجا توصیه‌هایی در این مورد آورده شده است: • به طور منظم موهای خود را کوتاه و مرتب کنید تا تکه‌های موخوره بریده شوند. • متوجه باشید که اگر انتهای موخوره دار موهای خود را از بین نبرید، این آسیب ادامه یافته و موخوره مسیر خود را از انتهای مو به سمت بالا ادامه می‌دهد و سبب شکستگی بیشتری در مو می‌شود که دیگر قابل‌درمان نیست. • مصرف محصولات حالت‌دهنده به مو را به حداقل برسانید، زیرا این محصولات سبب ایجاد مشکلات بیشتری می‌شوند. • از برس های پلاستیکی با منافذ خالی دوری کنید. روی موهای خشک تنها از برس‌هایی استفاده کنید که دندانه‌های آن از مواد کاملاً طبیعی ساخته‌شده باشند و روی موهای خیس باید تنها از شانه‌هایی که دندانه‌هایی با فاصله دارند استفاده کنید. این کار از آسیب بیشتر به مو جلوگیری می‌کند. • کمتر به موها شامپو بزنید تا از خشک تر شدن موها جلوگیری کنید. • اگر در روزهایی که موهای خود را نمی‌شویید کاری باید روی آن‌ها انجام دهید، سعی کنید بر روی موهایتان نرم‌کننده بزنید. • از یک نرم‌کننده برای مراقبت بیشتر از موها استفاده کنید. • به طور منظم از یک نرم‌کننده قوی استفاده کنید. اینکه هر چند وقت یک‌بار از آن استفاده کرده و نوع نرم‌کننده‌ی شما چیست بستگی به شرایط و نیاز موهای شما دارد. موخوره,درمان موخوره, موخوره‌ی شدید • از یک محصول درمانی برای موخوره استفاده کنید. اگرچه این ماده نمی‌تواند آسیب وارده را از بین ببرد، اما می‌تواند کاری کند که موهای شما زیباتر به نظر برسند. • متوجه باشید که موهای بلند بیشتر در خطر موخوره قرار دارند زیرا بخش بیشتری از مو به اطراف برخورد می‌کند و آسیب بیشتری را متحمل می‌شود. بنابراین اگر از موخوره‌ی شدید رنج می‌برید، یک مدل کوتاه‌تر را امتحان کنید . • به مدت زیاد در معرض خورشید، کلر و گرما قرار نگیرید زیرا تمامی این عوامل به موهای شما آسیب می‌زنند. • اگر موهای شما واقعاً در شرایط بدی قرار دارند از رنگ کردن یا آرایش موها خودداری کنید. این کارها تنها شرایط موهای شما را بدتر می‌کنند. • اگر باید موهای خود را سشوار بکشید یا فر کنید، تنظیمات ملایم را انتخاب کرده و برای نتیجه‌ای که دنبال آن هستید کمترین میزان ممکن از گرما را انتخاب کنید. همچنین نسبت به حالت عادی سشوار را کمی از سر خود دورتر نگه‌دارید، تا گرما بیشتر پراکنده ‌شود. • هر زمان که ممکن است بگذارید موهایتان طبیعی بمانند، زیرا با اصلاح مکرر و مراقبت، موهای شما بهترین شکل ممکن را خواهند داشت. توجه : از آرایشگر خود بخواهید هیچ‌گاه از تیغ برای شکل دادن و آرایش موهای شما استفاده نکند، زیرا این کار سبب ایجاد موخوره بیشتر در موهای شما می‌شود. موخوره,درمان موخوره, موخوره‌ی شدید غير از درمان هاى گياهى ذكر شده براى معالجه موخوره، به موارد زير توجه كنيد: - نوك موها را چند سانتيمتر كوتاه كنيد. - از برس ها و شانه هايى از جنس مواد طبيعى ( چوب و ...) استفاده كنيد. - از روغن هاى گياهى به موهايتان بماليد. - از شامپو هاى طبيعى كه اسيدى و قليايى نيستند استفاده كنيد. - هنگام شست و شوى موها از آب خيلى گرم استفاده نكنيد. - كمتر از سشوار استفاده كنيد. - گاهى موهايتان را ببافيد. توصیه‌های اضافی : • از کش‌های پلاستیکی یا کلیپس‌های فلزی برای موهای خود استفاده نکنید، زیرا ممکن است موهای شما را بشکنند. به جای آن از کش‌هایی که روکش پارچه‌ای دارند و ملایم‌ترند استفاده کنید. • از محصولات مو که دارای ضد آفتاب‌اند استفاده کنید تا به مراقبت از موهای خود کمک کنید.
  12. Yasamanlovely

    طرز تهیه چیکن استراگانف

    : سینه مرغ خرد شده یک عدد پیاز خرد شده 1 عدد قارچ خرد شده یا پرک شده 1 پیمانه سیب زمینی خلالی 3 عدد برای تزئین نمک و فلفل و ادویه کاری به میزان لازم خامه 3 قاشق غذاخوری شیر یک لیوان ارد 2 قاشق غذاخوری روغن به میزان لازم طرز تهیه : پیاز رو در روغن سرخ کرده ، مرغ های خرد کرده رو بهش اضافه کنیم. بعد هم نمک و ادویه و فلفل و قارچ. شیر رو در ظرف جداگانه ای ریخته و روی حرارت میذاریم. آرد رو در کمی آب سرد حل کرده و توی شیر میریزیم و مرتب به هم میزنیم تا گوله نشه. مخلوط شیر و آرد رو با مرغ ها که سرخ کرده بودیم مخلوط میکنیم و در آخر خامه رو اضافه کرده و سریع از روی حرارت برمیداریم. چون خامه اگه روی حرارت بمونه میبره. مخلوط آماده شده رو در ظرف سرو ریخته و با چیپس خلالی تزئین کنیم.
  13. Yasamanlovely

    طرز تهیه بیف استراگانف

    استراگانوف اصلی گوشت گوساله بدون استخوان (فیله) نیم کیلو پیاز دو عدد متوسط خامه 200 گرم نمک و فلفل سیاه و زردچوبه به مقدار لازم و قارچ نیم کیلو برای بیف استروگانوف اصلی باید گوشت رو به صورت نوارهایی به پهنای یکی دو سانت و ضخامت نیم تا یک سانت به صورت استیک خرد کنیم. پیاز ها رو هم خلالی خرد میکنیم و در مقداری روغن یا کره سرخ میکنیم. طلایی که شد گوشت ها رو بهش اضافه میکنیم و با کمی فلفل سیاه تفت میدیم. البته حرارت رو کم میکنیم و میذاریم به مدت ده دقیقه تا یک ربع سرخ بشه و کاملا بپزه. چون تکه ها خیلی نازک و در واقع استیک هستن زود میپزن.بعدش هم بهش نمک اضافه میکنیم و خامه و بعد اط ده دقیقه روی حرارت ملایم آماده اس. بیف استروگانوف اصلی روسیه همینه. ولی معمولا کشورهای دیگه که درستش میکنن بهش قارچ هم اضافه میکنن که میشه بیف اند ماشروم استروگانوف!!! برای قارچ هم باید قارچهارو ورق کنیم و به هنگام تفت خوردن به گوشت اضافه کنیم و بقیه مراحل. میتونید به اندازه چند قاشق بهش آب هم اضافه کنید. اگر هم دیدید غلظتش کمه، از یکی دو قاشق آرد کمک بگیرید ( یا همون اول به گوشت در حال تفت اضافه کنید یا در انتها در نصف استکان آب سرد حل کنید و ده دقیقه آخر بهش اضافه کنید.) نکات و فن و فنون خوشمزه شدن بیف استراگانوف اول از همه اینکه توصیه میکنم قارچ رو حتما و حتما اضافه کنید چون طعمش رو بی نظیر میکنه. دوم اینکه هرچی گوشت ها استیکی تر باشه و طعم خامه بیشتر توش نفوذ کنه خوشمزه تر میشه سوم اینکه خیلی ها رب رو قبل از خامه بهش اضافه میکنن که شخصا اینکارو توصیه نمیکنم. اونم به خاطر اینه که بدون رب یک طعم خیلی خیلی جدید و خاص و خوش آیند رو تجربه میکنید. بیف استراگانوف رو معمولا با پاستا و سیب زمینی سرخ شده سرو میکنن که خوشمزگیش رو بیشتر به رخ میکشه. البته در بعضی جاهام دیدم که با برنج سرو کنن. ولی من اینکارو تاحالا نکردم و نمیدونم خوب میشه یا نه.
  14. Yasamanlovely

    طرز تهیه تیرامیسو

    *. تیرامیسو یکی از محبوب ترین کیک ها و دسرهای ایتالیایی است. تیرامیسو دسری لایه لایه است و خوردن تکه ای از آن طعم منحصر به فردی در دهان ایجاد می کند بنابراین همراه آن ماده غذایی خاصی توصیه نمی شود تا طعم خود دسر قابل حس باشد. با ما همراه باشید تا طرز تهیه این دسر خوشمزه را به شما آموزش دهیم طرز تهیه تیرامیسو,روش تهیه تیرامیسو,طرز تهیه تیرامیسو ایتالیایی طرز تهیه تیرامیسو,روش تهیه تیرامیسو,طرز تهیه تیرامیسو ایتالیایی,تیرامیسو,طرز تهیه تیرامیسو با پتی بور,طرز تهیه تیرامیسو ساده,طرز تهیه تیرامیسو بدون تخمه مرغ طرز تهیه تیرامیسو ایتالیایی زمان کل : 35 دقیقه مواد لازم دسر تیرامیسو : مواد لازم اندازه مقدار / کالری تخم مرغ 4 عدد 100 گرم / 147 کالری شکر 4 قاشق غذاخوری 100 گرم / 400 کالری پنیر خامه ای 500 گرم 100 گرم / 439 کالری قهوه یک فنجان 100 گرم / 2 کالری بیسکویت 340 گرم 100 گرم / 330 کالری شکلات تلخ رنده شده برای تزیین 100 گرم / 500 کالری طرز تهیه دسر تیرامیسو : *. آکاایران : زرده ها را همراه با شکر بزنید. سپس پنیر خامه ای را در آن بریزید و اگر 2 تا از سفیده ها را برای اینکه مخلوط به آرامی سفت شود استفاده کنید. مخلوط را به هم بزنید. سپس فنجان قهوه تهیه شده را در یک کاسه بریزید اینجا می توانید مخلوط را مزه کنید برای اینکه مطمئین شوید همانی باشد که می خواهید). *. سپس بیسکویت ها را در قهوه بریزید سعی کنید قالب به اندازه ای بزرگ باشد که بتواند مخلوط پنیر خامه ای را نگه دارد. آن را از مخلوط پر کنید و به مدت 2 ساعت در جای خنک نگه دارید، سپس شکلات رنده شده ای را که تهیه کرده اید روی آن بپاشید. این مقدار مواد برای 6 تا 8 نفر کافی است. *. نکته : تخم مرغ تازه و با کیفیت زرده را از سفیده جدا کنید. *. نکته : قهوه خوری قهوه اسپرسو رقیق شده با آب و شیرین شده با شکر. *. نکته : می توانید در میان بیسکویت ها از لایه های باریک موز هم استفاده کنید. خواص موز : *. موز تاثیر خوبی در تامین رشد و تعادل سیستم اعصاب دارد. *. برای درمان ضعف بدن موز را با عسل بخورید. *. موز مدر است. *. موز بعلت دارا بودن قند زیاد برای مبتلایان به مرض قند مضر است و نباید در خوردن آن افراط کنند .
  15. Yasamanlovely

    خنده

    سوییچ ماشین برای خانمها فقط برای باز و بسته کردن در خودرو استفاده میشه اما برای آقایون: خلال دندان گوش پاک کن وسیله در زدن وسیله خاروندن سر ، گردن و … و تمام نقاط بدن وسیله دفاعی برای جدا کردن آدامس از ته کفش برای بیرون آوردن سنگ ریزه و یا پیچ از تایر خودرو جدا کردن سنگ از رو نون سنگک قاچ کردن و پوست کندن انواع میوه نوشتن انواع یادگاری جابه جا کردن زغال قلیون و …/:

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×