رفتن به مطلب
Added by Amir

Added by Amir

dokhtar_abi

همکار بازنشسته
  • تعداد ارسال ها

    260
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

4,044 بار تشکر شده

درباره dokhtar_abi

  • درجه
    همکار بازنشسته

مشخصات کاربر

  • جنسیت
    خانم
  • علایق
    کتاااااب
    فیلم ترسنااااک
    فیلم عشقولانه که آبکی نباشه
    استقلاااااال
    فوتباااااال
    زمستوووووون
    شعرااااممممم
    پاییییییییییییییییز
    سررررررررررعتتتت
    هیجاااااااااااااان
    ماشییییییییییییین
    بارووووووووووون
    نقاشی کشییییییییدن
    ترک هااااا
    جوجه تیخی
    فریدون مشیریییییییی
    سهراب سپهرییییییییییی
    خودممممممممممممممممممممممممممممممممممم

آخرین بازدید کنندگان نمایه

5,483 بازدید کننده نمایه
  1. :7165:

    1. Shamoradi

      Shamoradi

       بالام جان:laugh:

    2. parya

      parya

      به به بلو گرل!:heartshape2:

  2. dokhtar_abi

    سرطان بدخیم

    ای وای من ایشالا که خوب شن واقعا سرطان بدترین چیزه موجود تو جهانه حتما من هم جز چهار رو براشون میخونم ان شالا که حالشون خوب شه
  3. بزن باران ببار از چشم من 

     بزن باران که شاید گریه ام پنهان بماند
    بزن باران که من هم ابری ام

    بزن باران پر از بیصبریم بزن باران که این دیوانه سرگردان بماند

    بهانه ای بده به ابر کوچکه نگاه من بر اوجه گریه ها فقط تو میشوی پناه من
    به داد من برس هوا هوای خاطرات اوست

    دلم گرفته است به این دله شکسته جان بده تو راه خانه را به پای خسته ام نشان بده
    به داد من برس هوا هوای خاطرات اوست

     

    :t(26):

    1. نمایش دیدگاه قبلی  بیشتر 2
    2. minoii

      minoii

      فدایت عالی عععع نچ نچ نچ

      دست پیش گرفتی که پس نیفتی ؟ ( البته نمیدونم درست و به جا به کار بردم یا نه )من هر روز اینجا تلپم تو نیستی دلمان برایت تنگولیده بود عزیزم :wetkissf:

    3. dokhtar_abi

      dokhtar_abi

      خخخ

      عزیزما

      قبول من هچ نیسم:t(3):

    4. minoii
  4. باروووووون:t(3):

    :hexer::19::loveshower::dancegirl2::greenstars::hapy::woow::HBD::gn::knitsmile::bollywood1::rockf:

    زیر بارونا برقص

    دیگه از دوریش نترس

    مطمئن باش عاشقت بود بر میگردع

    :rockf::bollywood1::aquariuss:

    1. marjoosh

      marjoosh

      عزیززم بارون میاد تو شهرتون؟:)

    2. dokhtar_abi

      dokhtar_abi

      ارع:t(3):

      ای عم خر ذوق 

      خواستم باهاتون شریک شم

      ارع:t(3):

      ای عم خر ذوق 

      خواستم باهاتون شریک شم

  5. امیداورم که احساستون به خیلی خوشحالم تغییر کنه

    :hexer:

    1. Serenity

      Serenity

      تشکر فاطمه خانم

      :gol:

  6. dokhtar_abi

    مصاحبه با نویسندهٔ عزیز انجمن dokhtar_abi

    خیلی مچکرم خوشحالم که پسندید همچنین برای شما هم موفقیت و سلامتی
  7. صابر ابر با نمایش «آنتی گون» به کارگردانی علی راضی، از روز یکشنبه ۱۶ اردیبهشت در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه می‌رود. ابر که پیش از این چند شخصیت دنیای درام مانند ریچارد، هملت و کالیگولا را ایفا کرده است، این بار در حضوری متفاوت ۲ شخصیت کرئون و هِمون را در نمایش «آنتی گون» ایفا می‌کند و در این نمایش با بازیگر فرانسوی ناتالی مَتی و نوال شریفی روی صحنه می‌رود. «آنتی گون» به کارگردانی علی راضی از روز یکشنبه ۱۶ اردیبهشت در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر اجرای خود را آغاز می‌کند
  8. dokhtar_abi

    معرفی و نقد رمان خدمتکار من | zb4435

    سلام و سخته نباشید خدمت نویسنده ی عزیز رمان خدمتکار من نارم رمان: خدمتکار من، اسم رمان مولفه ها و ویژگی های بسیاری داره که اگر بخوام کوتاه بگم باید جذاب باشه مرتبط با موضوع باشه وخلاقیت داشته باشه اسم رمان شما مرتبط با موضوعه اما متاسفانه خلاقیتی نداره یک جور هایی تکراری هستش خواننده در نگاه اول که اسم رمان رو میدونه یک داستان کلیشه ای که در رمان های دیگه با اسم هایی مثل این بوده یادش میاد و از خوندن رمان شما زده میشه. خلاصه: خلاصه ی رمان یعنی اینکه یک توضیح کلی و متخصر با حفظ جذابیت های رمان و سعی در لو نرفتن داستان داشته باشی اما خلاصه ی شما علاوه بر اینکه اشکالات نگارشی مثل استفاده ی زیاد ازفعل شد داشت در حالی که شما می تونستید با چند کلمه و حرف ربط این افعال رو حذف کنید. در کنار این مشکل چیزی که شما به عنوان خلاصه نوشتید فقط توضیح دادن چند پارتی از رمان بود از ابتدای خلاصتون به وضوح توصبف و تعریف رو شروع کردید و در آخر خیلی گنگ اون رو ول کردید انگار شما داستانتون رو براس کسی تعریف کردید اما خلاصه باید یک سری کد ها و المان هایی رو به خواننده بده! ژانر: ژانر عاشقانه انتخاب درستی برای رمانتون بوده. مقدمه: مقدمتون جالب بود یک جمله ی یک خطی! گاهی اوقات توضیح اضافه لازم نیست و یک جمله ی یک خطی منظور رو از همه ی لحاظ می رسونه. متن:«اشتباهات و علامات، شروع داستان، متن داستان، سیر داستان» شروع داستان: شروعتون میشه گف خوب بود سوال هایی رو در ذهن مخاطب ایجاد میکنه که اون رو ترغیب میکنه رمان رو ادامه بده سیر داستان:چند پارت اول داستان این ویژگی رو داشت اما بعدش یک نواخت شد...اصلا انگار رمان شما قسمت های اولش گم شده. ما رمان های بسیاری داریم که از وسط ماجرا شروع شدند اما بعد از گذشت چند صفحه پاتک کوچیکی به قبل میزنن اما رمان شما رفته به رفته یک نواخت شد . متن داستان: متن داستان شما تکلیفش مشخص نبود گاهی ادبی بود گاهی محاوره ای و گاهی هم مخلوطی از این دو و خب این موضوع باعث میشه که مخاطب و خواننده رمان شما دچار ردرگمی و تضاد بشه و این از جذابیت رمان شما می کاهه شما استعداد خیلی بالایی در زمینه ی ادبی نویسی و توصیف دارید و توصیفاتتون اونقدری زیبا بودند که من از خوندشون احساس خیلی خوب بهم دست میداد، پس تکلیف متن داستانتون رو مشخص کنید! اشتباهات و علامات: متاسفانه خیلی کم از علائم نگارشی استفاده کردید که این موضوع اصلا خوب نیست وقتی شما از علائم نگارشی استفاده کنید با مخاطبتون ارتباط برقرار میکنید که چه طوری و با چه لحنی رمان شما رو بخونه. و اینکه غلط های املایی بسیار دیده میشد که وجود این غلط های املایی صورت خوشی نداره و بهتره که برای بالا بردن ارزش اثرتون اون ها رو برطرف کنید. اشتباهات متن از لحاظ دستوری و نگارشی : خیلی حرف میزنی رها ها داری عصبیم میکنی(اینجا نیازی به کلمه ی ها نیست خیلی حرف میزنی رها، داری عصبانیم میکنی) حقیقت این بود که تمام دلیلی که رهام را به شمال دعوت کرده بودند 2 چیز بود ..(چه کسی به این منظور این دعوت رو انجام داده بود! شما فقط نوشتی این دعوت رو انجام دادند ذکر نکردی که چه کسی این کار رو کرده) مطمئنم گوش دادنش به ضررتون نخواهد بود(شما دیالوگ ها رو از ابتدای رمان به صورت محاوره ای شروع کردید پس این قسمت رو هم باید به صورت محاوره ای بنویسید مثلن بنویسید گوش دادنش به ضررتون نیست) زون جایی که شنبه بود من و رها کلاس نداشتیم و خوشبختانه نباید رها رو بیدار میکردم(اشاره به سنگین بودن خواب رها) (این قسمت اصلا نیازی به جملات توی پرانتز نیست شما نباید به هیچ عنوان منظورتون رو به صورت جدا گانه بیان کنید باید توی متنتون جاش بدید و یا از گفتنش صرف نظر کنید) مبل رو واسش عقب کشیدم ..(مبل رو عقب کشید! بهرته از کلمه ی صندلی استفاده کنی چون واقعا قابل باور و با دلیل نیست که مبل رو عقب بکشی نیازی به این کار نیست) ایشی کشید (فعل کشید برای این جمله چندان جالب نیست بخصوص از اون جایی که متن داستان شما ادبی هستش بهتر بود می نوشتید زیر ایشی گفت) بده از نظرت ؟(به نظرت؟!) میفهمی صدامو(میشنوی صدامو. میفهمی چندان جالب نیست برای صدا!) امروز همش دارم شما رو دردسر میدم ...(شاید نوشتن زحمت میدم روان تر باشه و منظور شما رو به درستی بیان کنه) توصیف مکان: توصیف هاتون خیلی زیبان و این نشون از اینه که شما قلم خوبی دارید اما هنوز سیر رمانتون رو پیدا نکردید بعضی از توصبف هاتون با تمام زیبایی هاش خسته کننده و زیاد هستند. اما به طورکلی توصیف های زیبایی رو دارید. شخصیت پردازی: شخصیت های رمان شما هم چنان گنگ هستند و شما باید در ادامه بیشتر به معرفی شخصیت هاتون بپردازید. ایده ی رمان: ایده ی رمانتون ایده ی جدیدی نیست همونطور که از اسم مشخص بود داستان عاشقانه ارباب خونه و خدمتکارش هست و اینکه شما اینقدری گنگ نوشتید و فقط به اتفاقات روزمره ای که میوفته رد طی داستان بسنده کردید دارید یک کلیشه ی خسته کننده ساختید بهتره که هرچه سریعتر این یک نواختی رو از بین ببرید مخاطب رو اینقدر منتظر فهمیدن گذشته ی داستان نذارید ممکنه که مخاطب از این همه سردرگمی در یک داستان خسته بشه ودیگه اون رو نخونه پس خیلی زود باید به نجات داستانتون بپردازید. زاویه ی دید: زاویه ی دید رمانتون متغیر بود گاهی رهام بود گاهی راشا گاهی رها گاهی سیاوش گاهی دینا و گاهی هم دانای کل این همه روای داشتند شاید از جذابیت رمانتون کم کنه بزارید بعضی چیزها رو خود خواننده کشف کنه مثلا نقشه ی سیاوش توی شمال که اصلا متوجه نشدیم چی بود و به کجا ختم شد ای کاش میذاشتید خواننده خودش اون رو درک کنه. دیالوگ ها ومنولوگ ها: همونطور در بخش علامات اشتباهات و متن رمان اشاره کردم شما تکلیف دیالوگ هاتون هم مشخص نیست گاهی محاوره ای گاهی ادبی بهتره که این ها رو برطرف کنید واین که با وجود متن احساسی و ادبی غالب بر رمان شما این الفاظ و صحبت هایی که دینا با خودش داره خیلی تو ذوق میزنه و بهتره که عوض بشن. رمان شما ژانر طنز نداره و شما مجبور نیستید که از این الفاظ استفاده کنید. باورپذیری: موضوع رمان شما به صورت کلی ملموس نیست یعنی خیلی کم ما این جور داستان ها رو از زبان مردم عادی می شنویم اتفاقات داستاناون چیز عجیبی نیست اما ملموس نیست یک جور هایی فانتریه و بازهم میگم برای برطرف کردن این موضوعات باید هرچه سریعتر به سری از اتفاقات گذشته بپردازید. پ.ن: در بعضی از قمست های رمان شما شما داخل پرانتز اون صحنه رو توضیح دادید وبراش دلیل آوردید نیازی به این کار نیست شما باید این توضیح و دلیل رو در متن داستان به کار ببرید نه به صورت جدا گانه به خواننده بگید. با آرزوی موفقیت و بهترین ها برای شما دوست عزیز.
  9. سینه مالامال درد است

    ای دریغا مرهمی...

     

  10. سلام

    ای کاش زودتر می رسیدم میومدم انجمن و یه تبریک عید جانانه بهتون میگفتم

    اما نشد...

    سفر بودم

    و ای کاش سفر نمیرفتم...

    دل و دماغ شادی برای عیدی که با مرگ عزیز زندگیم آغاز شده ندارم

    اما ان شالا که عید شما بهار شما پر از خوبی و خبرهای خوب باشه

    واقعا دل و دماغ خوشحالی ندارم

    عیدتون مبارک

    سالتون قشنگ

    آرزوهای رنگارنگتون واقعی

    سالی پر از خوبی خوشی سلامتی

     :rose:

    1. نمایش دیدگاه قبلی  بیشتر 7
    2. dokhtar_abi

      dokhtar_abi

      مرسی عزیزدلمم

      امیدوارم:rose:

    3. mahya619

      mahya619

      تسلیت میگم عزیزم...امیدوارم قلب مهربونت...دیگه رنگ غم نبینه:flowersmile:

    4. dokhtar_abi

      dokhtar_abi

      مرسی عزیزم امیدوارم:rose:

  11. dokhtar_abi

    حمایت از رمان کاربران سایت

    مرسی عزیزدل رمان اویال روایت ثابتی داره پارت های بعدی بین گذشته و حال در نوانه اما قبول دارم فعل هام گاهی مشکل داره که باید برطرفشون کنم علائم نگارشی و غلط املایی هم بسیار دارم از عواقب ساعت 2 شب رمان نوشتنه عزیز دلمی مچکرم همچین شما هم مرسی عزیزدلمممممممممم .واقعا مرسی خودمم در جریان اشتباه تایپی و غلط املایی بسیار دارم چون در محیط تاریک و ساعت 2 شب رمان رو مینوسیم خیلی اشتباهات وجود داره مرسی از این یادآوری دقیق حتما برطرفشون میکنم عزیز منی
  12. سلام عزیزم خوبی؟

    عیدت مبارک .

    1. dokhtar_abi

      dokhtar_abi

      سلام عزیزدل مچکر

      شما خوبی

      ممنونم

      عید شما هم مبارک سالی سرشار ار خوبی و خوشی انشالا:rose:

    2. reyhan.B

      reyhan.B

      ممنون عزیز .

      خواهش میکنم وظیفه بود.

      همچنین تو هم سال خوبی داشته باشی

  13. سلام آقا علی خوبید خوشید ایام به کامه؟

    خیلی اتفاقی چشم به تایپ دست نوشته های خاکیتون افتاد و خب داشتم مطالعش می کردم که این شعر رو دیدم

    قبل از هرچیزی باید بگم که خیلی خوب بودن و شما برید سمت شعر و دل نوشته های ادبی متن هاتون قشنگن

    خوب بریم سر نکته ای که جسارتا میخام عرض کنم

    بازیگر عشق بازی کرد،

    حقیقت مُرد؛

    عشق، بازی نبود ...

    ......................................

    این شعری که گذاشتید بهش میگن شعر هایکویی

    کوتاه ترین حجم با بیشترین معنی

    و اینکه بازهم توصیه میکنم به طور اساسی و جدی برید سمت شعر استعدادش رو دارید

    موفق باشید و عصر بخیر

    1. Serenity

      Serenity

      سلام فاطمه خانم ممنون عالیم شما چطورید؟

      لطف دارید. معمولا می نویسم و نوشتن رو قطع نمی کنم.

      اما در رابطه با شعر ما تو یه سایته دیگه یه مسابقه داشتیم به اسم طرح تلگرافی. از این نوع شعر ها می ذاشتیم. در واقع این اسم ابداعیه خودمون بود.

      با این حال ممنونم از توصیتون. خودمم علاقه دارم و حتما دنبالش می کنم.

      :gol:

    2. dokhtar_abi

      dokhtar_abi

      مرسی

      چقدر خوبه کهههه

      موفق باشید:rose:

    3. Serenity
  14. dokhtar_abi

    تبریک به تمام ابی ها

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×