رفتن به مطلب
Added by Amir

Added by Amir

Hanie-14

کاربر عادی
  • تعداد ارسال ها

    102
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

471 بار تشکر شده

درباره Hanie-14

مشخصات کاربر

  • جنسیت
    خانم

آخرین بازدید کنندگان نمایه

1,799 بازدید کننده نمایه
  1. Hanie-14

    اشعار مولانا

    نور تويي سور تويي دولت منصورتويي، *** قند تویی زهر تویی بیش میازار مرا
  2. Hanie-14

    نفر قبلیت مثله کدوم شبکس؟!

    شبکه دو
  3. Hanie-14

    مطالب طنز

    ﺯﻣﻮﻧﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﺷﺪﻩ ﺩﺧﺘﺮ ۱۴ ﺳﺎﻟﻪ ﺭﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﯽ ۲۶ ﺳﺎﻟﺸﻪ.. ﺯﻥ ۴۰ ﺳﺎﻟﻪ ﺭﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﺍﻧﮕﺎﺭ ۱۴ ﺳﺎﻟﺸﻪ ... ﭘﺴﺮ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺩﺧﺘﺮﻩ .. ﺩﺧﺘﺮ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﭘﺴﺮﻩ ... ﺑﻌﺪ ﻣﯿﮕﻦ ﭼﺮﺍ ﺩﯾﻮﻧﻪ ﺷﺪﯼ ﺗﻮ ﺍﯾﺮﺍﻥ ... ﺗﻮ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑنی ) ﺗﻮ ﺣﻤﺎﻡ ﺁﻭﺍﺯ ﻣﯿﺨﻮﻧﻦ ) ﺳﺮ ﮐﻼﺱ ﻣﯿﺨﻮابن ﺗﻮ ﺭﺧﺘﺨﻮﺍﺏ ﺑﺎ ﺗﻠﻔﻦ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﻦ ﻣﻮﻗﻊ ﺩﺭﺱ ﺧﻮﻧﺪﻥ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﻣﻮﻗﻊ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﻣﯿﺪﻥ( ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﺯﺵ ﻣﺘﻨﻔﺮﻥ " ﻋﺸﻘﻢ " ﻣﯿﮕﻦ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﻥ ﺩﻋﻮﺍ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﻣﻮﻗﻊ ﺗﯽ ﻭﯼ ﺩﯾﺪﻥ واتساپ ﭼﮏ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﻣﻮﻗﻊ واتساپ ﭼﮏ ﮐﺮﺩﻥ ﻏﺬﺍ ﻣﯿﺨﻮﺭﻥ ﻣﻮﻗﻊ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﯿﺪﺍﺭن ﻣﻮﻗﻊ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ ﺧﻮﺍﺑﻦ(sad) ﺳﺮﮐﺎﺭ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﻣﯿﺨﻮﻧﻦ ﻭ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﻓﺮﺍﻏﺖ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﯾﻨﯽ ﻫﯿﭻ ﺟﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺣﺎﻟﺘﯽ ﺍﺻلا ﻣﻤﮑﻦ ﻧﯿﺴﺖ... ﻧﺨﻨﺪ‌ ﺧﻮﺩﺕ ﻫﻢ ﻫﻤﻴﻨﺠﻮﺭﻱ هستی ﻣﯿﺮﯼ ﺯﻥ ﺑﮕﯿﺮﯼ ﻣﯿﮕﻦ ﺧﻮﻧﻪ ﺩﺍﺭﯼ؟ . . ﻣﯿﺮﯼ ﻣﺴﮑﻦ مهر ﺛﺒﺖﻧﺎﻡ ﮐﻨﯽ ﻣﯿﮕﻦ ﺯﻥ ﺩﺍﺭﯼ؟ ﺣﺎﻻ ﺍﯾﻨﻮ ﮔﻮﺵ ﮐﻦ ﻣﯿﺮﯼ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺷﻐﻞ ﻣﯿﮕﻦ ﻣﺘﺎﻫﻠﯽ ؟ ﻣﯿﺮﯼ ﻣﺘﺎﻫﻞ ﺷﯽ ﻣﯿﮕﻦ ﺷﻐﻠﺖ ﭼﯿﻪ ؟ به ایران خوش امدی.
  4. Hanie-14

    اشعار مولانا

    دل در بر من زنده برای غم تست بیگانهٔ خلق و آشنای غم تست لطفی است که می‌کند غمت با دل من ورنه دل تنگ من چه جای غم تست ... از همه کس گذر کنم، از تو گذر نمی شود مشکل تو وفای من، مشکل من جفای تو کن نظری که تشنه ام، بهر وصال عشق تو من نکنم نظر به کس، جز رخ دلربای تو جان من و جهان من، روی سپید تو شدست عاقبتم چنین شود، مرگ من و بقای تو از تو برآید از دلم، هر نفس و تنفسم من نروم ز کوی تو، تا که شوم فنای تو دست ز تو نمی کشم، تا که وصال من دهی هر چه کنی بکن به من، راضی ام از رضای تو
  5. کارِ دلم به جان رسد 
    کارد به استخوان رسد

    ناله کنم بگویدَم
    دَم مزن و بیان مکُن....

    مولانا

  6. شب به 
    دل گفتم 
    چــه بــاشـــد آبروے زنـدگــی 
    گفت چون پروانه در آغـوش ِ 
    ... دلبــــر 
    سـوختـن 


    بیـدل_دهلــوے

    * شب خوش *

  7. بـگذار که هشتــم گـرو نــه بـاشد

    گر هشت رضا و نُه جواد است چه غم؟


    شهادت امام جواد"عليه السلام"تسليت باد
      
     

  8. Hanie-14

    اشعار مولانا

    خویش را چون خار دیدم سوی گل بگریختم خویش را چون سرکه دیدم در شکر آمیختم کاسه پرزهر بودم سوی تریاق آمدم ساغری دردی بدم در آب حیوان ریختم دیده پردرد بودم دست در عیسی زدم خام دیدم خویش را در پخته‌ای آویختم خاک کوی عشق را من سرمه جان یافتم شعر گشتم در لطافت سرمه را می بیختم عشق گوید راست می گویی ولی از خود مبین من چو بادم تو چو آتش من تو را انگیختم
  9. Hanie-14

    اشعار پروین اعتصامی

    ای گل تو ز جمعیت گلزار چه دیدی؟ جز سرزنش و بد سری خار چه دیدی؟ ای لعل دل افروز تو با این همه پرتو جز مشتری سفله به بازار چه دیدی؟ رفتی به چمن لیک قفس گشت نصیبت غیر از قفس ای مرغ گرفتار چه دیدی؟
  10. بنشین!
    مرو!
    که در دلِ شب، در پناه ماه..
    خوش تر ز حرفِ
    عشق و 
    سکوت و
    نگاه نیست...

     
    فریدون مشیری**

     

  11. Hanie-14

    اشعار مولانا

    خیری بنمودی و ولیکن شری نرمی و خبیث همچو مار نری صدری و بزرگی و زرت هست ولیک انصاف بده که سخت مادر غری....
  12. بعضى آدمها را بايد آنقدر تكثير كرد ،
    تا مبادا نسلشان منقرض شود ...!

    آنها كه دليلِ حالِ خوبتان هستند !
    آنها كه حتى با فكر كردن بهشان ،
    لبخند روى لبت مي‌نشيند ...!

    همان آدمهايى كه در بدترين شرايط ،
    شما را تمام و كمال پذيرا بودند ...!

    داريد اگر از اين ناياب ها ،
    دو دستى بچسبيدشان ...

  13. Hanie-14

    اشعار هاتف اصفهانی

    افسوس که از همنفسان نیست کسی وز عمر گرانمایه نمانده است بسی دردا که نشد به کام دل یک لحظه با همنفسی بر آرم از دل نفسی
  14. Hanie-14

    اشعار شهریار

    هیچ یادم میکنی آرام جان خسته ام هیچ یادم میکنی معشوقه ی ممنوعه ام هیچ یادم میکنی شبها که من سرگشته ام در قرار عاشقی چون موجها گمگشته ام هیچ یادم میکنی آن سان که من یاد توام از فراق عشق تو چون لاله ای پژمرده ام هیچ یادم میکنی شیرین ترین شهدانه ام ای که شیرینی لبت، شیرین ترین ترانه ام هیچ یادم میکنی ای باده جانانه ام ای که عشق تو زده آتش بر این غمخانه ام هیچ یادم میکنی در هجر تو جان داده ام از غم نا دیدنت چون مرده جانان مرده ام... مهربانی هم بلد بودی عجب نامهربان بعد عمری یادت افتاده که یاری داشتی وقت رفتن بغض کردی خیره ماندی سوی من شاید از دیوانه ی خود انتظاری داشتی ...
  15. ﻭَﻗﺘﺎﻳـے ﻫَﺴﺖ …
    √ ﻧﻪ " ﮔﺮِﻳـــــﻪ ﻛَﺮﺩﻥ " ﺁﺭﻭﻣﺖ ﻣﻴــــ ﻜﻨﻪ …ツ
    √ ﻧﻪ " ﻧـــــــــفـﺲ ﻋﻤﻴﻖ " 〇
    √ ﻧﻪ " ﻳﻪ ﻟﻴـــــﻮﺍﻥ ﺁﺏ ﺳَــــــــﺮﺩ …" ∝
    √ ﻧﻪ " ﺩٰاﺩ ﺯﺩَﻥ " …
    √ﻳﻪ ﻭﻗﺘﺎﻳــــــــے ﻫﺴـــــﺖ ﻛﻪ
    √ﻓﻘﻂ…↯↯↯~
    √نــــیاز داری↯↯↯
    √یکى بهت بگه من هنوز هستم چه مرگته.

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×