رفتن به مطلب
Added by Amir

Added by Amir

Serenity

نویسنده
  • تعداد ارسال ها

    374
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    2

آخرین بار برد Serenity در 25 بهمن 1396

Serenity یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است!

اعتبار در سایت

9,538 بار تشکر شده

درباره Serenity

  • درجه
    نویسنده

اطلاعات تماس

مشخصات کاربر

  • علایق
    T.me/liiveon

آخرین بازدید کنندگان نمایه

36,927 بازدید کننده نمایه

بروزرسانی وضعیت تکی

نمایش تمام بروز رسانی های وضعیت توسط Serenity

  1. دنیا که صبر کردن بلد نیست. دنیا کودک زبان نفهمیست که می دود و می دود و می دود و تو انگار که مادر باشی. فریاد می زنی که صبر کن. آهسته تر...جا ماندم و او بی اعتنا، به راهش ادامه می دهد.

    دنیا صبر کردن بلد نیست. دنیا می دود و بازی های خودش را دارد و ما یک مشت آدمیم که گرفتارش شدیم. گاهی سرگرممان می کند. گاهی دوستمان دارد. گاهی آدم هایی را که مال ما نیستند به اشتباه می نشاند سر راهمان.

    گاهی هم درست دست همانی را که باید می گذارد کف دستمان. بعد ما می خندیم و می چرخیم و می رقصیم و می زنیم زیر آواز که از این خوب تر هم مگر می شود؟ و آن وقت است که بازی تازه اش را شروع می کند و در این بازی تازه تو تنها می مانی و فریاد می زنی که صبر کن...من آدمم را گم کردم. من آدمم را از دست دادم. نمی دانم باید چه کنم. از اینجا به بعدش را بلد نیستم. صبر کن...

    و دنیا صبر کردن بلد نیست. مثل آهوی رمیده ای می دود؛ مثل کودک گریزان از خشم پدر، مثل موج در پی دریا. آنقدر می دود که تو را از رسیدن خسته می کند.

    بعد تو راه و رسم تنهایی را یاد می گیری و کم کم خطوط چهره آدمت را فراموش می کنی و گاهی معطل می مانی میان اینکه خدایا...چشم هایش قهوه ای بود یا مشکی؟

     

    " نا شناس "

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×