رفتن به مطلب
Added by Amir

Added by Amir

Reyhanh

ویراستار
  • تعداد ارسال ها

    629
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    9

آخرین بار برد Reyhanh در 21 تیر

Reyhanh یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

3,218 بار تشکر شده

درباره Reyhanh

  • درجه
    کاربر فعال

مشخصات کاربر

  • جنسیت
    خانم
  • علایق
    بهزاد لیتو(:
    سنتور...
    موسیقی...
    بیخیالی...
    روانپزشکی...
    ودر اخر خودم (((((((:

آخرین بازدید کنندگان نمایه

4,922 بازدید کننده نمایه
  1. چرا هنوز اینجا فعالیت می‌کنید؟! مگه فیلتر نیست:unsure:

    1. mahya619

      mahya619

      چون نمیخوام مثل چندسال پیش،از دستش بدم...

      وقتی اون زمان نودهشتیا برای اولین بار فیلتر شد...ولش کردم...البته تقصیر منم نبود بخاطر درس ی مدت نبودمو وقتی برگشتم دیدم فیلتره...

      هنوزم که هنوزه دلم برای دوستام تنگه...

      اصلا نمیخوام دوباره همچین حسیو تجربه کنم:hanghead:

  2. Reyhanh

    نودهشتیای پارسال

    چطورید بچه‌ها دلم واستون تنگ شده من روز سیزده به در ۹۶ ثبت نام کردم هعی
  3. دلم برات تنگ شده انجمن عزیز...:heartbreaking:دوسال با هم بودیم ولی برای من خیلی کمه خیلی...

  4. سلام عچقوم چه خبرا :starplucker:

    خبر نگیریا:abnabat:

    1. نمایش دیدگاه قبلی  بیشتر 4
    2. heliya-L
    3. Reyhanh

      Reyhanh

      باز تو یکی مثل منو داری رمانتو بخونه من چی بگم خخخ هیشکی نمیخونه:t(1):

    4. heliya-L

      heliya-L

      دلسرد نشو! ادامه بده. یکم بری جلوتر مطمئنا مخاطب جذب میکنی.

  5. Reyhanh

    ساحره ها | Reyhanh

    -دایی لطفا حرف الکی نزن عشقم! مگه یادت نیست؟ چشم هامو ریز کردم و گفتم: -چیو یادم نیست؟ سرشو تکون داد و گفت: -یعنی تو کوروش رو یادت نیست؟ با یه مکث کوتاه گفتم: -چرا یادمه! چطور؟ +مگه نشنیدی؟ -خب چیو؟ +اه دیونه کوروش خودکشی کرده! چشم هام از تعجب گرد شد و نوک انگشت هام یخ کرد! یعنی چه؟ این چی گفت؟! -هـــــــــا! چی میگی؟ کوروش واسه چی خودکشی کرده؟ زیبا آهی دردناک کشید و با توپ و تشر بهم گفت: -بعد از اینکه تو ولش کردی بیچاره داغون شده...! چند وقت افسردگی حاد گرفته بوده! چند روز پیش هم خودکشی کرده، ولی خدا را شکر زنده مونده! مگه تو خبر نداری؟ چشم هام دیگه داشت از حدقه میزد بیرون! آب دهنمو قورت دادم و گفتم: -دروغ میگی زیبا! اون کوروشی که من میشناختم مغرور تر از این حرفا بود! سرسخت تر از این چیزا بود... خوده، خوده ...خودش بود که همیشه بهم میگفت من به خاطر هیچ دختری خودمو خورد و کوچیک نمیکنم پس... زیبا پرید وسط حرفم و گفت: -وقتی یه مرد عاشق میشه...عشقش هم واقعی باشه، ولی عشقش ترکش کنه؛ دیوونه میشه! میفهمی دیوونه... واقعا درکش برام سخت بود! سرمو انداختم پایین و گفتم: -خب تقصیر خودش بود! اون میدونست من حساسم اما بازم با لعیا میگشت! بعدشم که... آه عمیقی کشیدم و ادامه دادم: -من عاشقش بودم خودش خراب کرد! زیبا زد رو شونه ام و گفت: -تو عاشقش نبود! از این مطمئنم... من دوستمو بیشتر از خودش میشناسم... *** اصلا نفهمیدم چی خوردم! و چطوری رسیدم به دانشگاه... از وقتی زیبا بهم اون حرفا رو زد عذاب وژدان بدی گرفتم... بیخیال کلاس بعد از ظهرم شدم و سوار ماشین شدم... اونقدر اعصابم خورد بود و اونقدر ناراحت بودم که حد نداشت! کافی بود یه نفر اعصابمو از اینی که هست بدتر کنه، اون وقته بود که... پوفی کشیدم و به سرعت از دانشگاه بیرون اومدم! طبق معمول ترافیک سنگین بود، تو این هاگیر واگیر هم که افتاب چنان میتابید که نگو! اینقدر حرصم دراومده بود که دلم میخواست داد بزنم! ولی بدبختانه نمیشد که! سرمو گذاشتم رو فرمون و چشم هامو بستم! دوباره حرف های زیبا راجبه کوروش اومد سراغم... یاد اولین باری که کوروش رو دیدم افتادم... انگار همین دیروز بود! برلی اولین بار با زیبا وارد دانشگاه شدیم... من-وای...زیبا، چه قدر باحاله... زیبا-اهوم...بالاخره به آرزمون رسیدیم.. لبخند مکش مرگمایی زدم و گفتم: -بریم بالا... زیبا هم لبخند مکش مرگمای دیگه ای زد و مثل کلاس اولی ها رفتیم داخل دانشگاه...
  6. Reyhanh

    تنهایی شب |Reyhanh

    بعد چند ثانیه ی کوتاهی سکوت بینمون بود گفتم: -سها! نمیدونم چرا، ولی حنانه تا حالا بهم نگفته بود! حتی یه بار هم بهم نگفت عاشق شده... سها دارم دیوونه میشم! تو جای من نیستی که بفهمی، که بفهمی خواهری که هر روز جلوی چشم هاته با دختری دوسته که تو هر روز توی دانشگاه میبنیش و اصلا بهم محل نمیدن! سها سخته بفهمی این هنه مدت حتی خواهرت بهت نگفته، چی تو دلشه! یعنی تا این حد غریبه ام براش؟ پلک هامو بستم، قطره اشکی از چشمم سرازیر شد... دیگه اشکام راه خودشونو پیدا کرده بودن. و بدون خجالت و بی صدا راه خودشون رو پیدا میکردن و بیرون می اومدن! نمیدونم چه قدر گریه کردم؛ چه قدر گذشت، یک ساعت، دو ساعت یا نیم ساعت... ولی با صدای زنگ خونه به خودم اومدم. نگاهی به سها انداختم، با آرامش بهم نگاه کرد و رفت در رو باز کرد! بی هیچ حرفی در خونه رو باز کرد و رفت بیرون، منم از جام بلند شدم ولی سرم به شدت گیج رفت! زمین و زمان دور سرم میچرخیدن، نتونستم روی پاهام باستم و افتادم روی زمین. کم کم پلک هام افتاد روی هم و رفتم در دنیایه بیخبری! **** با سوزش بدی توی دستم چشم هامو بی هوا باز کردم، یه کم دیدم تار بود! اما دیدم که خوب شد با دو تا دریای طوفانی مواجه شدم! اون دریا ها طوفانی بود ولی نه از روی خشم و عصبانیت بلکه از روی نگرانی! پلک هامو چند بار باز و بسته کردم... این دفعه با قیافه ی نگران حنا وسها روبه رو شدم. حنا-ریحانه خوبی؟ نگاهی بهش کردم و سرمو تکون دادم! زد زیر گریه دستمو بردم سمت چشم هاش و اشک هاشو پاک کردم! با صدای محکم و زیبایه یه نفر دیگه سرمو برگردونم! و دوباره حس تعجب اومد سراغم. انگار متوجه نگاه های خیره ام شد. -زیاد کنجکاوی نکن من همون پسره هستم که توی دانشگاه و جلوی در خونتون دیدش! یا بهتره بگم ساشا بردار سها! پوزخندی زدم و دستمو گذاشتم روی سرم. ساشا-میشه دستتو بدی بهم تا سرمو از دستت دربیار؟ نگاهی بهش کردم و دستمو گذاشتم در اختیارش. خیلی با دقت سرمو از دستم دراورد و یه پنبه گذاشت روی دستم و از جاش بلند شد.
  7. Reyhanh

    یک دروغ شاخدار بگو

    دارون اینقدر شلوغه!! گم شدم توش!! (دارون اسم شهرمونه)
  8. Reyhanh

    برای نفر قبلیت چه آرزویی داری؟!

    لب دریا، آتیش و ماهی کبابی
  9. Reyhanh

    چیزی که نفر قبلی میگه می خوای یا نمی خوای ؟

    نوووچ یه چیز شیرین؟؟؟
  10. Tell me بگو به من
  11. Reyhanh

    چیزی که نفر قبلی میگه می خوای یا نمی خوای ؟

    نه خواب؟؟؟
  12. Reyhanh

    برای نفر قبلیت چه آرزویی داری؟!

    همین الان یه خبر خوب بهش برسه
  13. Reyhanh

    برای نفر قبلیت چه آرزویی داری؟!

    یکی بیاد تو زندگی که از ته دل دوستش داشته باشه (:
  14. Reyhanh

    دوست

    دوست نشو

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×