رفتن به مطلب
Added by Amir

Added by Amir

samira7781

نویسنده
  • تعداد ارسال ها

    509
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    2

آخرین بار برد samira7781 در 14 مرداد

samira7781 یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

5,245 بار تشکر شده

درباره samira7781

  • درجه
    نویسنده

مشخصات کاربر

  • جنسیت
    خانم

آخرین بازدید کنندگان نمایه

8,645 بازدید کننده نمایه
  1. زنی در چشم هایم خوابیده است.من میدانم که او شیطان زندگی من است.زن مرا مجبور به کاری نمیکند. اما من در تمام عمرم مثل او زندگی کرده ام.من در یک خواب عمیق زندگی میکنم. 

    -سمیرا.هـ

  2. حتم دارم یک ربع ساعت کافی باشد تا به غایت بیزاری از خودم برسم.
    #تهوع
    *ژان پل سارتر*

  3. samira7781

    معرفی و نقد رمان به طرز عجیبی چاق | hhhmmm

    درود به نویسنده ی خوش ذوق و توانمند،خانم @hhhmmm.تبریک میگم بابت این قلم جذاب و گیراتون و آرزوی بهترین ها رو براتون دارم. "نقد رمان به طرز عجیبی چاق" عنوان رمان:به نظرم کاملا مناسب میاد و با خوندنش خواننده به موضوع نو و جدید رمان شما پی میبره. جلد رمان:اینکه کلمه ی "چاق" مهر شده بود روی جلد خوشم اومد اما میتونستید عکس بهتری انتخاب کنید.البته این عکس هم مناسبه اما عکس کوچیک زیاد جالب نیست.در این مورد بهتره با گرافیست ها مشورت کنید. خلاصه کتاب:مناسب بود و با خوندنش خواننده جذب رمان میشه. مقدمه:خیلی عالی بود و واقعا از خوندنش لذت بردم.از همین مقدمه ی کوتاه میشه به تبحر نویسنده ی رمان پی برد. شروع رومان:به خوبی تونستید حال شخصیت اصلی رو توی اون برهه ی زمانی توصیف کنید و این یک شروع جذاب رو برای رمانتون رقم زده. نثر رمان:توی شروع رمان در بعضی جملات از نثر گفتاری، و در جملات دیگه از نثر نوشتاری استفاده کردید.برای مثال: داستان من از لحظه ی به دنیا آمدنم و شایدم بعد از آن شروع میشه. (گفتاری:داستان من از لحظه ی به دنیا اومدنم و شایدم بعد از اون شروع میشه.) (نوشتاری:داستان من از لحظه ی به دنیا آمدنم و شایدم بعد از آن شروع میشود.) به نظرم بهتر بود تمام مونولوگ ها (از جمله شروع رمان) رو گفتاری بنویسید.دیالوگ ها که مناسب بودند. بخش هایی که برمیگرده به گذشته ی ارمیتا بهتر بود انقدر از تکرار حروف برای فریاد یا تاکید(مثلا:مرسییییییی)استفاده نمیکردید. البته توی این بخش انتظار میره که ارمیتا حرف ها کلیشه ای بزنه و رفتار های بچگانه داشته باشه.اما در هر صورت باید علائم نگارشی رعایت بشه. توصیف شخصیت:خیلی عالی بود.به خوبی تونستم با شخصیت اصلی ارتباط برقرار کنم.همچنین پرهام خاکستری داستان و مابقی شخصیت ها به سهم خودشون توی داستان نقش داشتند. توصیف چهره:همون طور که انتظار میرفت با وجود افسردگی ارمیتا نمیاد بگه ( با اینکه چاقم ولی باز صورتم خشگله و زیبایی خودم رو دارم!)میدونی زیبا بوده اما با وجود چاقی چهره اش رو طور دیگه ای توصیف میکنه.پوست سفیدش رو نشونه ی زیبایی نمیدونه و متاسفه از اینکه این پوست چاق بودنش رو بیشتر به نمایش میذاره. چهره ها به خوبی توصیف شدن و انتظار میره که در ادامه ی داستان ازشون غافل نشید و به توصیفات پر و بال بدید. توصیف فضا:خیلی عالی بودند و توی هر مکانی که قرار میگرفت میتونستم با توصیفات اون مکان رو تجسم کنم.مخصوصا ورزش کردنش با پرهام قرمز داستان و دویدنش توی پارک با اون پیرزن. باور پذیری:در این مورد هم خوب بود.اما برام یه سوال پیش اومد که چرا این دختر یکهو چاق شده؟ و یا اینکه چرا این پسر 6 سال به پای این دختر نشسته؟اگه رفتارش باهاش خوب بود میگفتم عاشقشه اما چرا طوری رفتار میکنه که انگار داره تحملش میکنه؟ حدسیاتم درباره ی رمان:نمیدونم چرا حس میکنم این کارای پرهام خاکستری و سارا یه برنامه ست تا ارمیتا یه تکونی به خودش بده و تغییر کنه.شاید هم حسم داره بهم دروغ میگه و پرهام خاکستری جدی جدی داره به ارمیتا خیانت میکنه.اگر خیانتی در کار باشه احتمالا پرهام قرمز باعث میشه ارمیتا تغییر کنه و ایا ما میتونیم اینجا یه عشق جدید رو داشته باشیم؟ شاید هم کلا دارم اشتباه فکر میکنم و نویسنده قراره در ادامه ی داستان خواننده هاش رو غافلگیر کنه! درکل رمان قوی بود نویسنده جان و امیدوارم همچین کار های قوی از شما بیشتر ببینم. با ارزوی موفقیت های بیشتر شما در این عرصه.
  4. samira7781

    سرطان بدخیم

    انشالله خدا زودتر شفاشون بده. میدونم خدا صدای بنده هاش رو میشنوه. من هم جز 6 رو میخونم.
  5. samira7781

    اعتراف نامه

    اعتراف میکنم که چهره ی زشتی دارم
  6. samira7781

    گنجینهء کتاب

    نمیدونم PDF این کتاب توی سایت ها موجود هست.یکی از بهترین کتاب هایی هست که خوندم.اگه بتونید لینکش رو بری دانلود در اختیار دوستان قرار بدید خیلی عالی میشه. نام کتاب:جزیره شاتر نام نویسنده:دنیس لهین
  7. سلام اقا میلاد.

    مثل اینکه دیر رسیدم و تایپیک نظرسنجی بسته شد.

    ولی میخواستم بگم منم تا جایی که میتونم از نویسنده ها و منتقدان انجمن حمایت میکنم.

    ظاهرا جریان فیلتر رمان مورد پسند کابرا واقع نشده.

    دروغ چرا من خودمم زیاد باهاش موافق نیستم.

    البته باید دید چطور اجرا خواهد شد.

    اگه قراره مثل نقد رمان سری قبل باشه گمون نکنم کمکی ب حال نویسنده ها بکنه.البته اگه همون نقد های دوستان نبود من هنوز سر خونه ی اولم بودم.

    یه ایده ی دیگه هم دوستان داده بودند در رابطه با اینکه منتقدی ک رمان نویسنده رو نقد میکنه همون نویسنده رمان اون منتقد رو مطالعه و نقد کنه. ب نظر کار خوبی میاد اما به یک نظم خاصی نیاز داره. یا شاید هم سختگیری بیشتر.

    در کل  هر تصمیمی که برای پیشرفت رمان ها گرفته بشه من حمایت میکنم.

     

    1. Hanibal

      Hanibal

      سلام مرسی ممنون حتما روی کمک شما حساب باز میکنم

  8. غرق در دیده ی شب ها شده ام
    می کش از نقش ثریا شده ام

    ماه من در چاه و من دیوانه از
    پژواک این تصویر یکتا شده ام

    *نظرتون درباره این دو بیت چیه دوستان؟بعد از مدت ها یه شعر نوشتم. بد شده؟*

    1. نمایش دیدگاه قبلی  بیشتر 2
    2. Mohadeseh.f

      Mohadeseh.f

      عزیززززززززززززم ... عالیه واقعا دارم جدی میگم فوق العادست:wetkissf:

    3. samira7781

      samira7781

      @mohadeseh.fفدایت محدثه بانو:heartshape2:

    4. Mohadeseh.f

      Mohadeseh.f

      خدانکنه عزیزم :JC_cupidgirl:

  9. روزه هاتون قبول باشه:dancegirl2:

    1. نمایش دیدگاه قبلی  بیشتر 10
    2. samira7781

      samira7781

      @selin:t(1)::t(35):

      شما که قرص قمری :t(1)::t(3)::t(35):

    3. OLIA

      OLIA

      سروری ٬ بانویی ٬ خانومی :smile:

    4. selin

      selin

      فدایی دارین دخملا

      خخخخخخخ

       

  10. دیگر نه آروزیی دارم و نه کینه ای،آنچه در من انسانی بود از دست دادم،گذاشتم گم بشود،در زندگانی آدم باید یا فرشته بشود یا انسان و یا حیوان من هیچ کدام از آنها نشدم، زندگانیم برای همیشه گم شد.
    #صادق_هدایت〰
    #زنده_به_گور

  11. عید نیمه شعبان رو به همگی تبریک میگم.:626gdau:

    و البته لیگ برتری شدن تیم شهر عزیزم نساجی_قائمشهر رو ب تمامی قائمشهری ها ، مازندرانی ها و تمام طرفداران این تیم تبریک میگم.:dancegirl2:

    +با کمی تاخیر:smile::gol:

  12. نظرتون درباره ی فرافکنی روحی چیه؟

    1. نمایش دیدگاه قبلی  بیشتر 6
    2. selin

      selin

      مگه مثل خواب نیست ولی با آگاهی ذهنی

      خب تو خواب احتمال فلج شدن هست؟

      بازم پرس و جو کن، ولی بازم خیلی لذت بخش باید باشه نه؟؟

      مشکل منم تمرکزه، تو از کجا یاد گرفتی؟؟

    3. samira7781

      samira7781

      اره ی چی بین خواب  و بیداری ولی روحت میتونه بدن خودتو ببینه و روح توی یه جهان موازی دیگه قرار میگیره.اگه چیزای ماورایی یا چیزایه ترسناک مثل دیدن جسم خودت ک خدابیده است رو ببینی احتمال داره با شوکی ک بهت وارد میشه از جا بپری و فلج شی .

      من برای تمرکز مشکلی ندارم ولی ترسی ک دارم مانع میشه

      یادگیریش هم با یکم مطالعه و چند جلسه هیپنوتیزم حله.

    4. selin

      selin

      امیدواری یه روز بتونم این کار رو بکنم

       

  13. اگر آسمان آینه بود،چطور می توانستیم از شر زمین خلاص شویم؟
    هر گاه از این کره ی آبی کلافه می شویم، سر بلند می کنیم و به آسمان چشم می دوزیم.چون در آسمان خبری از دروغ نیست.هیچ گاه ستاره به ماه خیانت نمی کند و در روز ظاهر نمی شود.هیچ گاه خورشید دوست باران نمی شود و یا اینکه باد، هیچ گاه ابر را بدرود نمی گوید.
    اما اگر آسمان آینه بود،نگاه هایمان محدود می شد.محدود به خودمان و آن گاه زندگی سخت تر خواهد بود.چون انسان قادر به انجام هر گونه شرارتی است.
    #samira7781
    @sat_sfr
    #دلنوشته

  14. روشن است آتش درون شب

    وز پس دودش

    طرحی از ویرانه‌های دور.

    گر به گوش آید صدایی خشک:

    استخوان مرده می لغزد درون گور.


    دیرگاهی ماند اجاقم سرد

    و چراغم بی‌نصیب از نور.

    ***

    سهراب سپهری

    روشن شب

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×