رفتن به مطلب

Hadiseh

همکار انجمن
  • تعداد ارسال ها

    1,265
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    25

Hadiseh آخرین باز در روز تیر 23 برنده شده

Hadiseh یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

4,107 بار تشکر شده

درباره Hadiseh

  • درجه
    همکار بخش فرهنگ و هنر

مشخصات کاربر

  • جنسیت
    خانم
  • علایق
    Pop Music
    Romantic Novels
    Tourism and Nature
    Horror movie
    Write memoirs

آخرین بازدید کنندگان نمایه

5,097 بازدید کننده نمایه
  1. بازگشت غرور آفرین جماااعت نودهشتی مباااارک
  2. بهترین زمستون عمرش توراه باشه
  3. سلام آقا امیر خوب هستید؟

    من همکار بخش فرهنگ و هنرم میدونم دیگه انجمن روال قبلیشو نداره ضمن اینکه ازتون میخوایم یه تحولی توی انجمن ایجاد بکنید میخواستم بپرسم چرا من وقتی وارد بخش خودم میشم هیچ اختیاری برای حذف و اضافه یا مرتب کردن بخش ندارم؟ هیچ فرقی با کاربر عادی انجمن ندارم!!!:shakinghead:

    1. Amir

      Amir

      وقت بخیر , لطفا برای من پیام خصوصی ارسال کنید

  4. از خرداد 96 اینجام اون زمان جای سوزن انداختن نبود ولی الان...
  5. Hadiseh

    مشاعره با اسم رمان

    یلدای امسال
  6. Hadiseh

    شب زده | Hadiseh

    #پارت_101 "کریستین" گوشم به حرفای سرزنشگرانه ی مایک بود که میخواست هرچه سریع تر برگردم به وریتاس اما دلمم نمیخواست سرمو بلند کنم تا نگاش کنمو خودمو سرگرم نشون میدادم و دوست داشتم هرچی سریع تر این ویدیو کال قطع بشه. مایک_ آلفا میخواد برگردی کریستین اون معتقده تو داری خودتو به کشتن میدی! پوزخندی زدمو همون طور که جلوی آینه دست به موهام میکشیدم جواب دادم: _ چطور شده داره وانمود میکنه براش اهمیت داره این موضوع؟ مایک+ همه میدونن آلفا تورو... پریدم وسط حرفشو نیم نگاهی به چهره ی درهمش توی گوشی که روی میز بود انداختمو گفتم: _ دست راست خودش توی قتل عام میدونه!
  7. Hadiseh

    شب زده | Hadiseh

    #پارت_100 "آیریس" محکم بود و این تمام چیزیه که میتونم در وصفش بگم...نمیتونم ادعایی بکنم در مورد اینکه این واکنش کریستین قابل پیش بینی یا حتی غیرقابل باور باشه!در واقع من بازم جا خوردم از اینکه کریستین داشت با تمام وجودش مقاومت میکرد که خم به ابرو نیاره اما من بازم میتونستم بفهمم چه حسی درمورد مرگ هم نوع و دوستش داره ... ضمن اینکه شاید خودشم میدونست که اون دختر یه عاشق تمام عیار براشه... نمیدونم باید برم نزدیکش و ازش بخوام منو ببخشه یا نه اما گوشه ای از ذهنم مدام فریاد میزد که این اتفاق تقصیر من نبودش...بعد اون روز که توی حالت شوک و سردرگمی همراه رولند رفتم خونشون مدام در تلاشم ک
  8. سلام عزیزم چطوری؟ امیدوارم روزگار به کامت باشه همکارجونی :winking:

    نگاه کردم از بچه های گروه فرهنگ و هنر تو آخرین بازدیدت نزدیک تره به امروز :heartshape2:

    یه خواهشی دارم گلم من رفتم تو بخش فرهنگ و هنر دیدم نمیتونم هیچ مطلبی رو توی لیست نه ویرایش کنم نه علامت دار کنم انگار اصلا مدیر اونجا نیستم ! :heartbreaking:

    میخواستم ببینی توام شرایط منو داری یا فقط مشکل منه :hanghead:

    1. mahya619

      mahya619

      سلام مهربونم، خوبم به خوبیت:wetkissf:

      همچنین جانکم،امیدوارم تو اولین روز از اخرین زمستون قرن، لبت خندون و دلت شاد باشه:JC_cupidgirl:

       

      قبلا دسترسیت کامل بود عزیزم؟یا الان اینطوری شده؟ چون من مشکلی ندارم:heartshape2:

    2. Hadiseh

      Hadiseh

      آره کامل بودش الان اینجوری شده

      هرچند اینجا دیگه پرنده هم پر نمیزنه!

  9. Hadiseh

    " فالنامه نود هشتیــــــا "

    فال حافظ ( غزل شماره 70 ) سه شنبه 20 آبان 1399
  10. Hadiseh

    همین الان دای چیکار میکنی؟

    دارم از قرنطینه منحوس کرونایی نهایت تنفر ( نمیشه گفت لذت ) رو میبرم
  11. یه بار وضو گرفتم نماز بخونم داشتم اذان میگفتم که گوشیم زنگ خورد خالم بودش اومدم جواب بدم گفتم الله اکبر هیچی دیگه از ضایع شدن زیاد هول شدم گوشی رو قطع کردم تا مدت ها سوژه خالم اینا بودم
  12. غزل شماره 84 ای رانده درگاه تو خواری و عزیزی پیدا ز تو هر چیز ندانم تو چه چیزی ما هیچ ورای تو ندیدیم و نبینیم ای آنکه بتحقیق، ورای همه چیزی ای آنکه تمیز بد و نیکت خفقان کرد بدها همه نیکند، زهی اهل تمیزی شبهه جگرت خون کند ای مدعی علم صد خرمن ازین دانش و پندار نبیزی گر اینت بود عشوه چه دلها که نسوزی ور اینت کرشمه است چه خونها که نریزی در خلوت او دورتر از هجر رضی وصل اینجاست که اصلاً نتوان کرد تمیزی
  13. Hadiseh

    مشاعره

    ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی تو بمان و دگران وای به حال دگران
  14. Hadiseh

    الان دلت برای کی تنگ شده ؟

    به حال و هوای قبلی انجمن و وقتی سرمون شلوغ بود همیشه
  15. آرزو میکنم وقتی به شیرین ترین لحظه های زندگیت میرسی بتونی با تمام وجودت ازشون استفاده کنی و فرصت لذت بردن از قشنگیای زندگیت رو از دست ندی
×
×
  • اضافه کردن...