رفتن به مطلب
Added by Amir

جستجو در تالار

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'اجتماعی'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالار ها

  • تالار اصلی
    • سرآغاز / به نودهشتیا خوش آمدید
    • اخبار و اطلاعیه ها
    • آموزش کار با انجمن
  • کتاب
    • تایپ رمان
    • تالار ویرایش
    • کتاب های زبان اصلی
    • معرفی و نقد کتاب کاربران
    • رمان های کامل شده
    • دنیای کتاب
    • دانلود کتاب
    • پاتوق نویسندگان
    • داستانک
  • کتاب صوتی
    • ضبط کتاب
    • دنیای کتاب های صوتی
    • دانلود کتاب های صوتی
    • پاتوق گویندگان
  • درسی و دانشجویی
    • جزوه ، تحقیق ، پروژه ، پایان نامه
    • علم و دانش
    • طرح سوالات و مشکلات درسی
  • آموزش
    • آموزش آشپزی
    • آموزش های متفرقه
    • آموزش های کامپیوتری
    • درخواست آموزش و راهنمایی
  • فرهنگ و هنر
    • موسیقی
    • بیوگرافی
    • تاریخ ، ایران و جهان شناسی
    • شعر و ادبیات
  • سینما و تئاتر
    • تئاتر و نمایش
    • اخبار و معرفی فیلم
    • اخبار و معرفی سریال
    • دانلود کارتون و انیمیشن
    • دانلود سریال و مستند مجاز
  • نرم افزار و سخت افزار
    • معرفی و دانلود نرم افزار
    • درخواست نرم افزار و کرک
    • سخت افزار
  • مذهبی
    • حدیث
    • مشاوره مذهبی
    • تفسير و علوم قرآن
    • فقه و احکام شرعی
    • دانلود مداحی و مدیحه
  • عکس
    • گالری عکس شخصیت های ایرانی
    • متفرقه
  • موبایل
    • برنامه های کاربردی موبایل
    • بازی های موبایل
    • اپراتورها
    • مالتی مدیا
  • اخبار
    • اخبار و مطالب مفید روز
  • عمومی
    • ورزش
    • سرگرمی
    • بحث و گفتگو
  • بازارچه
    • بازارچه کتاب
  • نودهشتیا
    • خانواده نودهشتیا
  • جزیره گمشده
    • سطل زباله

20 نتیجه پیدا شد

  1. راز گمشده| fatii

    «بنام خدا» نام رمان: راز گمشده نام نویسنده: fatii کاربر انجمن نودهشتیا موضوع: اجتماعی، ماجراجویی خلاصه کتاب: یک راز که سالها در صندوق دل پدر ومادری در شهر لس آنجلس ِ کهنه شده وبه فراموشی سپرده شده است،ناگهان نمایان میشود واین آشکار شدن مساوی است با رسوایی خانواده جونز. اما رازها پنهان نمی مانند ولی راز این داستان در میان تصمیمات اشتباه گمشده است .وحال چه کسی میتواند او را از گرداب غفلت وبیچارگی نجات دهد و او را بر همه اشکار سازد..... مقدمه: از قرن ها پیش گفته اند، که دنیا یک روز برای توست ویک روز برعلیه تو . هنگامی که در اندیشه های خود چراغ خوشبختی خانه رویاهایت را روشن کردی، دنیا با یک باد خفیف خانه ی کوچک رویاهایت را خراب میکند. وتو میمانی و تکه تکه خاطرات خانه ی رویاهایت . تو تنهایی، و یاس وجودت را فرا میگیرد. اما اگر نتوانی پاهایت را بلند کنی . مثل پهلوان شکست خورده میمانی که زمین مسابقه اش را بوسیده وکنار گذاشته تا برای همیشه به فراموشی سپرده شود. اگر قدم هایت را استوار نکنی در زیر آوارها حرف و سرکوب روحت را از دست خواهی داد و در ذهن ها در کنجی خاک میخوری .پس برخیز تا بر مشکلات دنیا غلبه کنی.و واقعیت را بر همگی اشکار سازی.
  2. دزدی که همه چیز را دزدید | sarvenazz

    نام کتاب: دزدی که همه چیز را دزدید نویسنده: sarvenazz کاربر انجمن نودهشتیا موضوع: اجتماعی، معمایی خلاصه کتاب: راشل فردی معمولی به نظر می رسد؛ اما شما هرگز نمی توانید بفهمید در تصورات یک انسان چه چیزهایی می گذرد. او ممکن است در فکر برنامه ریزی برای مهمانی فردا باشد، یا در حال تصمیم گرفتن برای عوض کردن آنتن قدیمی تلویزیون؛ اما چیزی که بسیار جالب به نظر می رسد این است که او در نهایت یک مخلوق ناتوان، شکست خورده و بی پناه است. با این حال، دلیلی برای محکوم کردن او به جهنمی ابدی وجود ندارد، انسان با انسانیت واقعی می شود؛ در غیر اینصورت، توهمی بیش صورت نگرفته است. اما راشل، در ذهن کوچک و گاها ساده لوح او چی می گذرد؟ " واقعیت یک توهم است، گرچه توهمی بسیار پایا"
  3. جفت هفت | Reyhaneh.kh

    «بنام خدا» نام رمان: جفت هفت نام نویسنده: Reyhaneh.kh (ریحانه السادات خسروی) | کاربر انجمن نودهشتیا ژانر :عاشقانه، اجتماعی خلاصه داستان: دختر شانزده ساله ای که به عنوان مدرس ویولن به خانه مردی فرستاده می شود تا به پسر هفده ساله اش آموزش دهد اما ساز ها ناکوک نواخته می شوند و دل ها عاشق. حالا چند سال از دلدادگی و روزمرگی های نوجوانی آن دو گذشته و چیزی به جز یک ویالون شکسته، یک دختر تنها و پسرعمویی عاشق و به دور از غوغای دل آوین نمانده است. یک جایی، دل خسته می شود از داد و ستد روزگار و راضی به ازدواج با یک معشوق مصنوعی... اما دور گردون، هوای هندوستان کرده و ساز را کوک می کند... مقدمه: روزی زنان "چارقد" به سر می کردند و سینی روی سر می گذاشتند. چشمهایشان سرمه دار می شد و برق چشم ها، دل ها را روشن می کرد. یکی قالی می بافت و دیگری دیزی بار می گذاشت. اما اینجا، کسی ساز می زند. چارقد رها می کند و چرخ می خورد میان ایوان. جفت جفت، هفت ها را می چیند و لبخندش روشنایی می بخشد. تاس می اندازد و کارت رد می کند. زندگی را بر روی شانس می چرخاند و غافل است از هیاهوی اطراف... آیین را می سازد و خودش "آوین" لقب می گیرد. یک آیین عاشقی... دو تاس که بر روی تخته پرتاب می شوند و... وقتی تا بیرون انداختن مهره ها نمانده! معشوق کجا مانده؟ زندگی جفت می آورد و آیین جوانمردانه ادامه می دهد... غافل از این که اینجا جای جوانمردی نیست. جفت هفت! معشوق، زندگی را مارس می کند...
  4. ماه کامل | Meshes.Z

    نام کتاب: ماه کامل نویسنده: Meshes.z کاربر انجمن نودهشتیا موضوع: عاشقانه،اجتماعی خلاصه کتاب: داستان گرگی که عاشق ماه می شه رو شنیدید ؟ یا داستان ماه پیشونی؟ اما متفاوت تر از این داستان هاست! می گن درزمان قدیم پرنسسی بوده؛ که هروقت ماه کامل می شد از قصرش بیرون میومده و خودش رو به تپه ای در نزدیکی شهر می رسوند و تا وقتی که ماه از آسمون محو شه بهش نگاه می کرد. هیچ کس از پرنسس مخفی شده خبری نداشت ولی داستان ها میگن پرنسس غم بزرگی رو درسینه داشت که با نگاه کردن به ماه کامل باعث تسکین اون غم می شد! اما یه شب پرنسی، پرنسس رو می بینه که به ماه کامل زل زده همون باعث می شه ... گفتار نویسنده: سلام... این تایپی که می بینید همون ماه کامل سابق هستش که بعد از ویرایش دوباره برگشته. مقدمه : همه آدم ها مانندِ ماه هستند، قسمتِ تاریکی دارند که هرگز به کسی نشان نمی دهند. حتی اگر کامل باشند
  5. نام کتاب : همه چیز آنطور که می بینیم نیست ! نویسنده : HASTI-L کاربر انجمن نودهشتیا موضوع : اجتماعی - عاشقانه - معمایی خلاصه کتاب : داستان ما از همین نقطه شروع می شود درست همین جا . همین نقطه ای که هر روز از رویش قدم بر میداریم و می گذریم . ما این نقطه را جز نقطه ای سیاه رنگ و بی اهمیت می بینیم ؟ مقدمه : من درست روبه رویت ایستاده ام جلوی چشمانت راه می روم و زندگی می کنم ... اما تو نمی بینی !
  6. دو نفر تنهای دیگر | کارگروهی

    نام رمان: دو نفر تنهای دیگر نویسنده: Z_khofteh و parand2230 کاربران انجمن نودهشتیا موضوع:عاشقانه،اجتماعی،پلیسی خلاصه:زندگی دخترکی را به نظاره بنشین که گول خورد.شاید هم خودش را گول زد.احمقانه ترین کار گشتن دنبال مقصر است.دنیایمان کوچک و بزرگ می‌شود. دخترکی که ناگاه خود را میان جمعی قاچاقچی مواد مخدر می‌یابد.چه خواهد شد.کسی از دور می اید. دخترک چشمانش را تنگ می کند تا ببیند او کیست.کیستی؟حرفی نمی‌زند و پیمانه ای را به طرف دخترک می گیرد.لبخند دلربایی میزند و ان را بدست دخترک میدهد.جام از دست دخترک می افتد و روی زمین هزاران تکه میشود.زمین مست میکند.که میداند؟از این به به زمین چگونه او را خواهد چرخاند؟ مقدمه: شب از ظلمت تهی می‌گردد شاخه ها‌ی فولاد بازوی عابران را می‌خراشد تنها دودکش ها‌ی غریبه آزاد و رها در خیابان ها پرسه می‌زنند. خیابان ها معبر بی‌قراری مایند و ستارگان بخت ما در جوی غلتانند. vasko popa _در دوردست ذهن
  7. بومرنگ کاغذی | hipasos

    به نام خدا نام کتاب: بومرنگ کاغذی نویسنده: hipasos کاربر انجمن نودهشتیا موضوع: اجتماعی خلاصه کتاب: من می گویم؛ جوانه متضاد شکوفه است. می گویم من و تو چشم انتظار شکوفه هایی هستیم که بیایند و بُعدی فراتر از این جهان سه بُعدی برایمان بسازند؛ بُعدی به نام فریاد. فریادی به قصد کر کردن گوش تمام تاریکی ها. بی درنگ وقتی دستِ تلخِ تاریکی، بومرنگی کاغذی می سازد، بومرنگ با گریه های جوانه می گرید، فرقی نمی کند بومرنگ به قصد شکار پرتاب شود یا نه، شکوفه بارور خواهد شد و میوه ای آتشین به ثمر خواهد نشست؛ در آن هنگامه ی با شکوه منتظرم باشید من با آوای صبح باز خواهم گشت، من شکوفه هستم. مقدمه: خش خش، ناواضح و آرام... با دست، گوش هایت را بچسب، هیچ نخواهی شنید. خش خش، ضعیف و ترسو اصوات خاموش تلاقی در اوج خش خش
  8. معجون عشق و غرور | negin73

    نام رمان : معجون عشق وغرور نویسنده: negin73 کاربر انجمن نودهشتیا موضوع: عاشقانه/هیجانی/اجتماعی خلاصه :درمورد دختری هست که قصد ازواج نداره ولی با یک دیدارعاشق میشه و وقتی که کسی عاشق میشه دیگه نمیتونه از عشق فرار کنه دختر قصه ما هم مغروره هم لجباز با این رفتاراش یه سری اتفاقات تلخو شیرین تو سن نوجوانی براش پیش میاد امیدوارم خوشتون بیاد ....
  9. نبرد عشق | کارگروهی

    نام کتاب: نبرد عشق نویسندگان: heliya-L ، aynaz80 کاربران انجمن نودهشتیا موضوع: عاشقانه ، اجتماعی خلاصه کتاب: گاهی اوقات یک طوفان.. یک گرد باد..خیلی ناگهانی و غیر منتظره.. می آید و می‌زند بر دل دریای آرام..که شدت امواج این دریا را بیشتر می‌کند.. و حالا همان دریای آرام، تبدیل شده به دریایی طوفانی.. حال همین دریا، دریای زندگی آیناز دختر ساده و مهربان قصه ی ماست.. و موج اتفاقات زمانی شدت میگیرد، که یکتا نامزد میکند.. یکتا..دوست صمیمی آیناز که مورد پذیرش همه نیست...و به دنبال این اتفاق، اتفاقات دیگری برای آیناز میفتد که زندگی آرام و بی دغدغه اش تغییر میکند... اما سوال اینجاست این دریای آرام که حالا طوفانی شده، دوباره آرام میشود؟ چگونه؟ و یا قربانی میدهد؟ و پایان خوش.... لینک نقد رمان:
  10. توهم بیداری | Ghazaaleh

    نام کتاب : توهم بیداری نام نویسنده : Ghazaaleh کاربر انجمن نودهشتیا موضوع : درام . اجتماعی خلاصه کتاب : نگار دختر 17 ساله ای که در مشکلات مالی خانواده اش دست و پا میزند و هیچ راه گریزی ندارد .. برای رهایی از این مشکلات تن به کاری میدهد که به شدت ازآن بیزار است .. تن فروشی به قیمت آسایش بیشتر خود و خانواده اش .. نگار قدم در راهی میگذارد که گریزی ندارد و هرچه برای بیرون آمدن از آن تلاش میکند، بیشتر و بیشتر در این منجلاب غرق میشود ما داستان دختری را میخوانیم که به قیمت زندگی شرافتش را از دست میدهد ، آن هم به خواست و اراده ای از روی اجبار .. آخر این داستان چه خواهد شد؟ نگار با این روح خسته و تنی فروخته شده چه خواهد کرد؟ چه سرانجامی برای او و امثال او وجود دارد؟ دنیا با او چگونه تا خواهد کرد؟ مقدمه : دختری تنھا در مصافی سخت عشق را از وسوسھ ھایش سوا می کرد صورتش زیبا پیکرش بی نقص رقص زیبایی برای دلبری می کرد جسم او بی رخت سینھ اش پر درد تن فروشی را برای نان خوری می کرد عقده ای از فقر کینھ از ھر مرد در سکوتش اشکھا پیغمبری می کرد روح او دلسرد بغض را با درد در گلوی او فرو می کرد شھر او غمگین مردمش بی دین چشم ھا ھر لحظھ رویش داوری می کرد دختر بد بخت با نگاھی سرد غصھ اش نان بود؟ شھر فکر دیگری می کرد؟ گفتار نویسنده : این رمان به یکی از معضلات اجتماعی موجود در جامعه میپردازد که ممکن است مناسب افراد زیر 18 سال نباشد
  11. عصر پاییزی|dokhtar_abi

    نام کتاب: عصر پاییزی نویسنده:dokhtar_abi کاربر انجمن نودهشتیا موضوع:عاشقانه،غمگین،اجتماعی خلاصه: دختری از جنس روزمرگی های روزانه...دختری که طعم همسر شدن را نچشیده اما....مادر است....مادری که همه عشقش را به پای کودکش می ریزد.... کودکی با گذشته ای نامعلوم....مادری با گذشته ای تلخ......همه ی این گنگی ها و تلخی ها سرآغاز ماجراهای بسیار است،سرآغاز تنش هایی ست در دل جامعه، سرآغاز عقده های کهنه ،سرآغاز باز شدن دمل های چرکین... و وای از این سرآغازها...
  12. عشق من هوس او | yasminar

    نام رمان: عشق من هوس او نام نویسنده : yasminar کاربر انجمن نودهشتیا موضوع: (نویسنده ی گرامی وارد شود) خلاصه: این رمان مثله بقیه ی رمانا یه پسر داره یه دختر........ پسرمون یه آدم متعصب , مغرور , غیرتی ولی تا دالتون بخواد دوست دختر داشته............و اما دخترمون پاکه ولی برای دوستی با پسرا زیاد محدود نیست البته حدشو حفظ میکنه..... و حالا این دو تا رو به روی هم قرار میگیرن و ...... برای یه ماموریت عازم تهران و یه ازدواج میشن و اتفاقات جالب و خنده ار و گاهی غمگین و گریه دار براشون ميفته ......
  13. موسیقی چاشنی یک عشق تازه | heli02

    نام کتاب: موسیقی چاشنی یک عشق تازه نویسنده: heli02 کاربر انجمن نودهشتیا موضوع: موسیقی-عاشقانه خلاصه: دختر 16 ساله به اسم الیانا ، یه نوازنده ی نابغه ، عشق به موسیقی و دنیاش...که دوسال پیش بر حسب یه اتفاقی هم اخلاقش تغییر میکنه هم موسیقی رو ول میکنه.اما هنوزم وابسته به دنیای رنگارنگ موسیقیه.ولی از "مجازات" دوسال پیشش میترسه.از قضا دوست شیطون و زبون درازش اونو با پسرعموش سام ، آشنا میکنه که یه پیانیسته.این پسر عجیب ولی در عین حال ساده ، بدجوری تو دل الیانا جا باز میکنه.سونوشت اونارو با موسیقی بهم وصل میکنه اما سام متوجه میشه این اتصال تا همیشه پایدار نمیمونه...
  14. زندگی همیشه رنگی نیست | reyhane2001

    نام کتاب: زندگی همیشه رنگی نیست نویسنده: reyhane2001 موضوع: اجتماعی,عاشقانه,غم انگیز خلاصه داستان: ثنا دختر یازده ساله ای است که با خانواده اش در محله ی امیرآباد زندگی میکنند. این داستان,داستان زندگی ثنای یازده ساله ایست که چهل ساله میشود....! شخصیت ها و اسم مکان ها تقریبا همه تخیلیه. بعضی از قسمت ها یه اهنگ مرتبط داره که اسمشو بالای اون قسمت میذارم اگر خواستید میتونید برید دانلود کنید و گوش بدید دو یا سه روز یه بار قسمت جدید میذارم من تمام سعیمو میکنم که اشکال نگارشی نداشته باشه اما اگر داشت پیشاپیش معذرت خواهی نهایتا مرسی از اینکه تصمیم گرفتید رمان منو بخونید متشکرم
  15. تنهایی من | nafaas

    نام کتاب : تنهایی من نویسنده : nafaas کاربرانجمن نودهشتیا موضوع : خلاصه رمان :دختری از دیار غم دختری تنها با مشکلات روزگار ، دختری پراز عشق و مهربانی ، دختری که بدجور زندگی باهاش بد تا کرده، آیا عشق وجود داره ؟؟!! پسری با نفرتی چند ساله که این نفرت هرلحظه در قلب اون جوانه میزد ،از عشق و عاشقی بیزاره ،پسری شکست خورده ...پسری تک و تنها آیا پسر قصه ما عشق قبول میکنه ؟؟!!آیا عاشق میشه ؟؟؟!! نویسنده عزیز خلاصه رمان ویرایش شد ( از کشیدن کلمات خودداری کنید ) , موضوع اضافه شود
  16. برف سر زده | NEVISANDEH28

    نام کتاب :برف سرزده نویسنده:nevisandeh28 کاربرانجمن نودهشتیا موضوع:عاشقانه،اجتماعی،طنز خلاصه: دختری که به قول خودش خیلی خاصه،دختر مستقل و امروزی اما هیچ فرقی با بقیه نداره...البته فقط از نظر پسر داستان...اون با `پنج دختر مثل خودش دوست ...کاملا اتفاقی توی برف و سرما در دوران دبیرستان مجبور میشه خونشون و عوض کنن، توی محلشون با پسری اشنا میشه که بعدا با هم روبرو میشن..اونم کجا؟ داستان جنگ و دعوا زیاد داره ..شادی و خنده زیاد داره قهرم زیاد داره ...اما از یک جایی به بعد دیگه دختر نمی کشه اتفاق ناگواری براش میفته ..فقط به خاطر اینکه ...اون مجبور سفر کنه ...اون می فهمه که...می فهمه که...هردو دچار... گفتار نویسنده: میباره اشکایم رو شهر گونه ام تا وقتی زنده ام با تو میمونم احساس من رو قلبت میدونه دوست دارم دیوونه من به تو دلگرمم با اینکه برف میاد یه روزی میای و لب ها به حرف میاد من به تو و فردا خیلی امیدوارم خیلی برام خوبه که تورو دوست دارم شالت میرقصید تو دستای باد قلبم لرزید و عشق تورو داد احساس من رو قلبت میدونه دوست دارم دیوونه من به تو دلگرمم با اینکه برف میاد یه روزی میای و لب ها به حرف میاد من به تو و فردا خیلی امیدوارم خیلی برام خوبه که تورو دوست داره برف می بارید برف می بارید. می بارید. می بارید . . . تقدیم به پدر و مادرم که با پشت گرمی و اغوش امنشان به من دل گرمی می دهند. عسل شایان هستم... 1395/7/28
  17. عاشقم | elaai

    نام رمان : عاشقم نویسنده : elaai کاربرانجمن نودهشتیا موضوع : خلاصه رمان : داستان ما راجب دختری به نام السا هست که اون رو مجبور می کنن با پسر عموش آزمان ازدواج کنه و این اتفاق مسیر زندگی السا رو عوض می کنه ( نویسنده عزیز با استفاده از گزینه ویرایش این پست , پست خود را ویرایش کنید , 3 خط خلاصه رمان و موضوع اضافه کنید )
  18. نام کتاب : دورباطل نویسنده : Nico کاربرانجمن نودهشتیا موضوع : خلاصه: محسن یه زمانی سردسته ی دستفروش های چهارراه فاتحی بود.اما به خاطر دوستای کوچیکش مجبور میشه که به مواد فروشی تن بده.به کمک دوستش رضا، به هرکاری دست می زنه تا تجربه های تلخی که داشته رو بقیه تجربه نکنند.اون خوب می دونه که خیابونا بدون سرپناه چطوری میشن! و از اون جایی که به تنهایی تو این محیط بزرگ شده،خوب می دونه کی وقت فرار و پنهان شدنه.به همین خاطر یه نقشه ی بزرگ می کشه،نقشه ای که دوستان کوچیکش رو نجات میده اما به قیمت گیر افتادن خودش تموم میشه. و درست، لحظه ای که فکر می کنه از شر گذشته ی تاریکش خلاص شده،دنیا مثل یه دور باطل می چرخه و اون رو در بدترین خاطره اش به دام می اندازه. ممنون از دوستانی که من رو با خوندن این داستان همراهی می کنند.
  19. به نام خداوندگار سرگذشت و سرنوشت نام رمان: رسم تقدیر نویسنده: Artmis69 کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: رازآلود - عاشقانه خلاصه: سارا جم، دختری که حافظه شو از دست داده بدون اینکه بدونه وسط جنجال بین دوتا پسر با یه گروه قاچاق قرار میگیره. این بین سایه ی کسی رو میبینه که تنها کورسوی گذشته شه. آدمی که خودش رو پنهان میکنه و نمیخواد سارا گذشته رو به خاطر بیاره. مرد جوونی که مربوط میشه به هفت ماه گذشته ی زندگیش. و حالا سارا مونده و سیر اتفاقاتی که اگه نتونه به یاد بیارتشون، امنیت خودش، مرد مجهولش و حتی اطلاعات سازمان امنیت کشور که با هفت ماه گذشته ش گره خورده؛ به خطر میفته... ولی... چرا؟ لینک رمان: رسم تقدیر / Artmis69
  20. رسم تقدیر | Artmis69

    به نام خداوندگار سرگذشت و سرنوشت سلام آرتمیس هستم (که معمولا آرتی صدام میکنن ) قبلا توی سایت نودهشتیای خودمون نویسنده بودم. یه رمان کامل داشتم (دنیا همان یک لحظه بود) و یه رمان در حال تایپ به اسم تکرار تاریخ که دارم دوباره ادامه ش میدم. اما اگه بخوام به طور کل درمورد نوشته هام بگم که مجازی نیستن شاید نزدیک شش یا هفت رمانی بشه... و اما درمورد رمان... رمانهای من معمولا، یعنی میشه گفت همه شون، یه حالت معمایی و به شدت پیچیده دارن... قطعا این یکی هم مثل بقیه ست. پس صبر شما رو میطلبه و البته طبیعتا رمان پرکششی میشه، شک نکنین! دو شخصیت اصلی رمان... یعنی رادمان و سارا، تک به تک عادات رفتاریشون براساس دو فرد واقعی نوشته شده. پایان رمان رو همون اواسطش می خونیم... در حالی که رمان هنوز تموم نشده!! مسائلی که توی بخش خلاصه میخونین فقط یه بخش خیلی خیلی کوچیک و جزئی از داستانه که یجورایی هیچ ارتباطی به کل موضوع نداره و فقط جرقه ی آغازه... دوستایی که رمان قبلیم ، تکرار تاریخ، رو میخوندن باید بدونن که مقدمه ها رو خودم مینویسم و مقدمه یجورایی بیان کننده ی کل داستانه اما به شدت پوشیده و نامعلوم... پس مقدمه رو با دقت بخونین!! خلاصه: سارا جم، دختری که حافظه شو از دست داده بدون اینکه بدونه وسط جنجال بین دوتا پسر با یه گروه قاچاق قرار میگیره. این بین سایه ی کسی رو میبینه که تنها کورسوی گذشته شه. آدمی که خودش رو پنهان میکنه و نمیخواد سارا گذشته رو به خاطر بیاره. مرد جوونی که مربوط میشه به هفت ماهِ گذشته ی زندگیش. و حالا سارا مونده و سیر اتفاقاتی که اگه نتونه به یاد بیارتشون، امنیت خودش، مرد مجهولش و حتی اطلاعات سازمان امنیت کشور که با هفت ماه گذشته ش گره خورده؛ به خطر میفته. ولی... چرا؟ مقدمه: «کفشهای مردانه»اش را به پا میکند و تا ایستگاه زمان کل مسیر را می دود... به شوق زیستن؛ به مقصد می رسد و مثل همیشه از بلیط فروش آشنا بلیط تهیه میکند... به شوق زیستن؛ قطار سرنوشت با صدای کوبنده ی شوق زیستن فرا میرسد... نگاهش روی واگن ها می چرخد، نام واگن ها برایش خاطره انگیز است... بازی با مورچه ها، امتحانات نهایی، صبح کنکور، به پایان رساندن فوق تخصص، ازدواج... نگاهش می ایستد. به پایان رساندن فوق تخصص. شوق زیستن لبخند گرمی روی لبهایش می آورد. آنقدر برای زیستن شوق داشته که در مرگ فنا ناپذیر شده! به سمت واگن انتخابی اش گام بر میدارد تا آینده را رقم بزند. نگاهی برای احتیاط به بلیطش می اندازد. انتظار دارد مثل همیشه با عبارت «اختیاری» روبه رو شود؛ اما عبارت روی بلیط قدمهایش را متوقف میکند... «رسم تقدیر» حتما باید سوار این واگن شود؟! متعجب، برای اعتراض به بلیط فروش سر برمی گرداند اما غیبش زده! نگاه مبهوتش روی واگن ها می چرخد... بله! یک واگن با این نام... گردن دراز میکند و سرکی میکشد... دخترکی روی یکی از صندلی های واگن نشسته که هم مسیرش است... دخترکی؛ با «کفشهای مردانه»!! ... ژانر: رازآلود - عاشقانه صفحات: نمیدونم قراره چقدر بشه ولی قطعا باید بالای 500 صفحه بکشه ... و اما جلد خوشـــگلمون!! با تشکر از Dorsa64 و AmirHossein عزیز خلاصه که تچکـــرات اینم از لینک معرفی و نقد رمان: نقد رمان رسم تقدیر / Artmis69 توجه توجه! ارسال رمان بدون ذکر منبع و بدون موافقت نویسنده در سایتهای دیگه که خودش غیرقانونی هست و پیگیری قانونی هم داره، همینجا درمورد موافقت نویسنده خدمتتون عرض شود بنده مخالفم... ممنون از اینکه همکاری می کنین آهان راستی داشت یادم می رفت... نمیدونین اینکه رمان آدم اولین رمانی باشه که توی یه سایت تاپیک تاییدش زده میشه چه حس خوبیه!! منتظر حمایت های خوبتون هستم

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×