رفتن به مطلب
Added by Amir

Added by Amir

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'اخبار سينما'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار اصلی
    • سرآغاز / به نودهشتیا خوش آمدید
    • اخبار و اطلاعیه ها
    • آموزش کار با انجمن
    • خانواده نودهشتیا
  • کتاب
    • ارسال کتاب
    • تایپ رمان
    • تالار ویرایش
    • کتاب های زبان اصلی
    • معرفی و نقد کتاب کاربران
    • رمان های کامل شده
    • دنیای کتاب
    • دانلود کتاب
    • پاتوق نویسندگان
    • داستانک
  • کتاب صوتی
    • دانلود کتاب های صوتی
    • ضبط کتاب
    • پاتوق گویندگان
    • دنیای کتاب های صوتی
  • گرافیک
    • طراحی جلد
  • درسی و دانشجویی
    • جزوه ، تحقیق ، پروژه ، پایان نامه
    • علم و دانش
    • طرح سوالات و مشکلات درسی
  • آموزش
    • آموزش آشپزی
    • آموزش های متفرقه
    • آموزش های کامپیوتری
    • درخواست آموزش و راهنمایی
  • فرهنگ و هنر
    • موسیقی
    • بیوگرافی
    • تاریخ ، ایران و جهان شناسی
    • شعر و ادبیات
  • سینما و تئاتر
    • تئاتر و نمایش
    • اخبار و معرفی فیلم
    • اخبار و معرفی سریال
    • دانلود فیلم و انیمیشن مجاز
  • مذهبی
    • حدیث
    • مشاوره مذهبی
    • تفسير و علوم قرآن
    • فقه و احکام شرعی
    • دانلود مداحی و مدیحه
  • عکس
    • گالری عکس شخصیت های ایرانی
    • متفرقه
  • عمومی
    • ورزش
    • سرگرمی
    • بحث و گفتگو
  • نودهشتیا
  • جزیره گمشده
    • سطل زباله

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


AIM


MSN


Website URL


ICQ


yahoo


Jabber


Skype


علایق

3 نتیجه پیدا شد

  1. برترین ها: مهم‌ترین، جنجالی‌ترین، موفق‌ترین، پرفروش‌ترین و جریان‌سازترین فیلم‌های سال در سینماها و جشنواره‌های سینمایی. پیدا کردن دوری (اندرو استنتُن) - آمریکا انیمیشن سه بعدی تازۀ پیکسار با رسیدن به جایگاه دومین اثر پرفروش سال ثابت کرد که هنوز فانتزی‌های معصومانه و واقعیت‌گریز محبوب‌ترین نوع سینما هستند. این فیلم، دربارۀ یک بچه ماهی کم‌حافظه که در سفری پرماجرا دنبال والدینش می‌گردد، درواقع دنبالۀ "پیدا کردن نیمو" (۲۰۰۳) است و صداپیشگان اصلی‌اش مشترکند. با آنکه نقدهای نوشته شده به فیلم در مجموع مثبت هستند، اما نمونه‌های منفی در یک نکته اتفاق نظر دارند و آن شباهت‌های بسیار زیاد داستان و موقعیت‌های "دوری" به "نیمو" است، تا جایی که انگار یک فیلم را دو بار ساخته باشند. "پیدا کردن دوری" ثابت کرد برنده مالی سال سینمایی میلادی گذشته کمپانی دیزنی بود که چهار فیلم صدرفهرست آثار پرفروش سال به آن تعلق داشت که شامل "کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی" (پرفروش‌ترین فیلم سال)، " زوتوپیا" و "کتاب جنگل" می‌شود. مجموع این چهار فیلم بیش‌از از چهار میلیارد دلار عاید این کمپانی تهیه و توزیع فیلم کرده‌اند. فروشنده (اصغر فرهادی) - ایران این افزوده دقیقۀ نود به جشنواره کن، با دو جایزۀ مهم جشنواره (بهترین فیلمنامه و بازیگر مرد) به خانه برگشت، دو جایزه‌ای که فقط آغاز سفر موفقیت‌آمیز فیلم به جشنواره‌ها، جوایز دیگر و اکران عمومی‌ رکورد شکنش در ایران بود. با این وجود، "فروشنده" اولین فیلم اصغر فرهادی است که به طور مشخص اختلاف نظرهای موجود دربارۀ سینمای او را بیش از پیش دامن می‌زند. برخی منتقدان از تکرار بی‌ظرافت همان موقعیت‌های همیشگی و اتکای بیش از حد به غافل‌گیری‌ها در آخرین لحظه شکایت کردند و برخی از نوع برخورد فیلم با مسئلۀ تجاوز. اما به نظر می‌رسد موفقیت فیلم هم‌چنان ادامه دارد و به پدیده‌ای اجتماعی بدل شده که میزان حمایت از آن گهگاه از خود سینما و ارزش‌های یک اثر سینمایی فراتر رفته و پا به حیطه‌های دیگری می‌گذارد. فروشنده برای بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان در گلدن گلوب نامزد شده است. آتش در دریا (جانفرانکو روزی) - ایتالیا از نظر زمان‌بندی و واکنش هنرمندانه به موضوعات روز، این شاید داغ‌ترین و حساس‌ترین فیلم سال بود که هیئت داوران جشنواره فیلم برلین، در صدر آن‌ها مریل استریپ، را در حد اهدای جایزه اول - خرس طلایی - تحت تأثیر قرار داد. این ساختۀ برجسته‌ترین مستندساز ایتالیایی این سال‌ها، در ابتدا قرار بود فیلمی کوتاه دربارۀ سیلِ ورود پناهجویان به جزیرۀ لامپدوسا در سیسیل ایتالیا باشد، اما بعد از این که جیانفرانکو رزی یک سال را در آن جزیره گذارند تصمیم گرفت آن را به فیلمی بلند تبدیل کند که بیش‌تر از مهاجران روی خود ساکنان جزیره تمرکز داشت. فیلم نگاهی با فاصله دارد و حتی با در نظر گرفتن موضوع تلخش، از طنز عاری نیست. عمدۀ تمرکز فیلم روی یک پسربچه است ک اوقاتش را به پرسه زدن در جزیره می‌گذراند. این اثر ستایش شده منتقدان و مخالفان خودش را هم داشت که یک دسته از آن‌ها به فقدان نمایش تأثیر حضور مهاجران بر زندگی ساکنان جزیره اشاره کرده‌اند. نرودا (پابلو لاراین) - شیلی پرکارترین یا در واقع پرفیلم‌ترین کارگردان سال پابلو لاراین شیلیایی بود که در حالی که ساختۀ سال ۲۰۱۵ اش به نام "کلوب" در کشورهای مختلف دنیا در سال ۲۰۱۶ اکران شد، دو فیلم تازۀ "نرودا" و "جکی" را به جشنواره‌های سینمایی فرستاد که هر دو تا به حال با نقدهای مثبت و ستایش‌آمیزی روبرو شده‌اند. "نرودا" دربارۀ شاعر و سیاستمدار محبوب شیلیایی پابلو نروداست و دوره‌ای را نشان می‌دهد که به دنبال محاکمه و تعقیب قانونی کمونیست‌ها، نردوا که عضو این حزب بود، وادار به فراری طولانی در شیلی و در نهایت پناه گرفتن به اروپا می‌شود. اما لاراین که فیلمش را یک اثر "ضد زندگینامه"ای خوانده با افزودن یک شخصیت خیالی که یک بازرس پلیس (با بازی گائل گارسیا برنال) است، فیلم را به بازی موش و گربه بین تخیل و واقعیت و بین دنیای ذهنی نرودا و کاستی‌های متعددش (مثل علاقه اعتیادگونه او به زنان) با دنیای آرمان‌های سیاسی و اجتماعی او تبدیل می‌کند. سیرا نوادا (کریستی پویو) - رومانی پنجمین فیلم بلند کریستی پویو که در بخش مسابقه جشنواره کن نمایش داده شد و قرار است نماینده رومانی در اسکار امسال باشد زمانی نزدیک به سه ساعت دارد و منهای دو سکانس، تماماً در یک آپارتمان کوچک در بخارست می‌گذرد. شخصیت اصلی، یک دکتر میانسال، برای مراسم درگذشت پدرش با خانواده‌اش دور هم جمع می‌شوند و تنگی فضای آپارتمان و شکاف عمیق بین دیدگاه‌های اعضای این خانواده بزرگ دربارۀ مسائلی از تروریسم تا چاوشسکو، به مجموعه‌ای از تنش‌های داراماتیک و موقعیت‌ها کمیک می‌انجامد. این کلاس درس کارگردانی فقط یک نمونه از موفقیت فیلم‌های رومانیایی امسال است. یکی دیگر از فیلم‌های مطرح سال، ساختۀ هموطن پویو، کریس منجیو، "فارغ‌التحصیلی"، بود که آن هم به موضوع شکاف طبقاتی و تنش در جامعه امروز رومانی می‌پرداخت. تونی اردمن (مارن آده) - آلمان فیلمی که هم در کن درخشید و هم در رأی‌گیری آخر سال منتقدان که توسط ماهنامه سینمایی "سایت اند ساوند" برگزار شد به عنوان بهترین فیلم سال انتخاب شد و در نهایت نماینده آلمان در اسکار شد. این کمدی نسبتاً طولانی دربارۀ پدری اهل شوخی‌های فیزیکی است که سعی دارد رابطه‌اش را با دخترش که برای یک کمپانی چندملیتی در رومانی کار می‌کند بهبود ببخشد، اما این تلاش نتیجه‌ای غیرمنتظره و پیچیده به همراه می‌آورد. فیلم تا حدودی از رابطه خود کارگردان فیلم با پدرش الهام گرفته شده است. این که کارگردانان مثل مارن آده به صدر فهرست فیلم‌های برتر سال راه پیدا کند با موفقیت مشابه دیگر کارگردانان مثل آندرا آرنولد ("عزیز آمریکایی")، میا هانسن-لاو ("آینده") و کلی رایکارت ("زنان مشخص") سال موفقی را برای فیلمسازان زن رقم زده است. پترسن (جیم جارموش) - آمریکا ساختۀ تازۀ جیم جارموش، ستاره‌کارگردان سینمای مستقل داستان یک راننده اتوبوسِ شاعرمسلک (با بازی آدام درایور) و همسر او (با بازی گلشیفته فراهانی، این بار در نقشی کاملاً غربی) است که به دنیای بی‌حادثه و ضدداستان فیلم‌های اولیه او برمی‌گردد، دنیایی که جذابیتش در مشاهدات و شنیده‌های ساده زندگی روزمره است که مملو از زیبایی و طنزاند. پیتر برادشاو در "گاردین" با اشاره به معصومیت و زیبایی سادۀ دنیای فیلم می‌نویسد: "یادم نمی آید آخرین بار کی فیلمی دیدم که شخصیت‌های بزرگسالش چنین سادگی و نیکی متواضعانه‌ای داشته باشند. این نیکی تمام قواعد دنیای مدرن را در هم می شکند، چون برخلاف معمول نه نشان داده می‌شود تا دست انداخته می‌شود و نه برای این که مورد عقوبت قرار بگیرد." اینجانب، دنیل بلیک (کن لوچ) - بریتانیا فیلم داستان یک کارگر است که بعد از یک حمله قلبی، توسط دکترش از کارکردن منع می‌شود و حالا باید از دولت مستمری بیکاری دریافت کند. اما بوروکراسی پیش روی قهرمان فیلم، دریافت این مستمری را تا حد رسیدن به نقطه بی‌بازگشت به تأخیر می‌اندازد. دنیل بلیک همچنین در طی ماه‌های بیکاری و بی‌پولی‌اش با یک مادرجوان که او هم دچار بحران مشابهی است آشنا می‌شود. "دنیل بلیک" از همان ابتدای کار تماشاگرانش را به شکلی الهام‌بخش به دو دسته موافق و مخالف تقسیم کرد. در حالی نخل طلای کن را گرفت و ثابت کرد برای فرانسوی‌ها بزرگ‌ترین کارگردان زنده بریتانیایی است، در همان‌جا بعضی فیلم را شعاری و فاقد ظرافت دانستند. در افتتاحیه جشنواره لندن فیلم، جرمی کوربین، رهبر حزب کارگر بریتانیا به تماشای فیلم رفت و کنار لوچ ایستاد. کوربین بعدتر در پارلمان بریتانیا ترزا می، نخست وزیر کشور را دعوت کرد برای دیدن تصویری از اوضاع نابسامان مساعدت‌های مالی دولتی به نیازمندان (و همین طور برای حمایت از صنعت سینمای بریتانیا) "اینجانب، دنیل بلیک" را تماشا کند. لالا لند(دیمین شزل) - آمریکا شزل در سومین فیلم بلندش هم به دنیای مورد علاقه‌اش - موسیقی و ادای دین‌های سینمایی به کلاسیک‌ها - وفادار مانده و هم یک بار دیگر اکثر منتقدان را با خودش همراه کرده است. داستان یک عشق بازیگری (اما استون) و یک موزیسین (رایان گاسلینگ) که در لس آنجلس با هم آشنا شده و به هم دل می‌بازند را شزل در دوره دانشجویی به عنوان یک موزیکال مدرن نوشت، ولی هیچ‌کس حاضر نشد روی فیلم سرمایه‌گذاری کند. اما حالا که ساخته شده، از این فیلم به عنوان اثری که می‌تواند باعث احیای ژانر از محبوبیت افتادۀ موزیکال شود یاد می‌کنند. از بین منتقدان که تقریباً بیشترشان دربارۀ کمال تکنیکی و جذابیت طراحی رقص فیلم اتفاق نظر دارند، آنتونی لِین در مجله "نیویورکر" فیلم را اثری که زیبایی‌اش فقط با تماشای آن روی پردۀ بزرگ دریافته می‌شود خوانده، در حالی که تاد مک کارتی در "هالیوود ریپورتر" نوشته نفس ساخته شدن این فیلم در این دوره و زمانه "حیرت‌انگیز" است. مایلز پیش رو (دان چیدل) - آمریکا سالی پربار برای فیلم‌های زندگینامه‌ای و سالی به مراتب پربارتر برای فیلم‌هایی دربارۀ دنیای موسیقی جاز که بعد از موفقیت فیلم "ویپلش شروع شد. این روایت از زندگی نوازنده افسانه‌ای ترومپت، مایلز دیویس، توسط بازیگر حالا کارگردان شده آمریکایی، دان چیدل، با بودجه‌ای اندک و با حمایت خانواده مایلز دیویس ساخته شد. روایت فیلم سه مقطع از زندگی این نوازنده تاریخ‌ساز را دربر می‌گردد که بدون توالی زمانی با هم ترکیب شده‌اند و در یکی از آن‌ها دیویس (با بازی خود چیدل) با یک روزنامه‌نگار که قصد دارد مقاله‌ای دربارۀ او بنویسد (با بازی یوآن مک‌گرگور) روبرو می‌شود. این تنها بخش فیلم است که حاصل تخیل نویسندگان فیلمنامه است و در واقعیت رخ نداده است. برخی به همین دلیل به فیلم ایراد گرفته‌‌اند، اما خود چیدل صادقانه دلیل افزودن این بخش و دعوت از مک‌گرگور برای بازی در آن را محبوبیت تجاری این بازیگر عنوان کرده که در نهایت می‌تواند به موفقیت بیش‌تر فیلم در جاهایی که با مایلز دیویس آشنایی چندانی ندارند کمک کند.
  2. وب سایت روزیاتو: با وجود آن که سال ۲۰۱۶ با تلخی های بسیاری همراه بود، اما نقاط مثبت زیادی نیز در آن پیدا می شود. بدون شک می توان یکی از بخش های موفق امسال را صنعت سینما دانست. بسیاری از افراد به فیلم و سینما علاقه دارند و به شدت آن را دنبال می کنند. امسال شاهد اکران فیلم های ابر قهرمانی زیادی بودیم. آن ها توانستند موفقیت تجاری زیادی کسب نمایند و مخاطبان را به سمت خود بکشانند. اما نظر منتقدان همواره با مردم تفاوت داشته است. آن ها از زوایای خاصی به تماشای آثار سینمایی می نشینند و پارامترهای دیگری برای نمره دادن به یک اثر در نظر می گیرند.با توجه به این که سال ۲۰۱۶ روزهای پایانی خود را می گذراند، این قشر نیز برترین فیلم های سینمایی از نگاه خود را معرفی کرده اند. احتمالا شما با نام «راتن تومیتوز» (گوجه فرنگی گندیده) آشنایی دارید. این پایگاه اینترنتی به نقد آثار سینمایی می پردازد و از ۱۰۰ به آن ها نمره می دهد. فیلم ها باید بتوانند امتیازی بالا تر از ۶۰ کسب کنند تا یک گوجه فرنگی رسیده نصیبشان شود. در غیر این صورت، میوه ای گندیده دریافت می کنند. منتقدان این سایت اکنون برترین فیلم های سال ۲۰۱۶ را معرفی کرده اند. مقاله را تا پایان بخوانید و با آن ها آشنا شوید. ۱- «او.جی: ساخت آمریکا» (O.J.: Made in America) بر روی فیلم و یا سریال بودن این اثر ۷ ساعت و نیمه بحث های زیادی وجود داشت. «ازرا ادلمان» کارگردان آن روشی خیره کننده و مثال زدنی (استفاده از داستان او جی سیمپسون ورزشکار سرشناس) را برای نقد کردن نژاد، سیاست، خشونت های داخلی و سیستم قضاوت آمریکا اتخاذ کرده است. با وجود آن که این اثر به ۵ قسمت تقسیم شده، هیچگاه احساس سریالی بودن را منتقل نمی کند و یه داستان قدرتمند را دنبال می نماید. تنها راه نشان دادن درست ماجرا، روشی بود که عوامل فیلم در نظر گرفتند. ۲- «لا لا لند» (La La Land) این فیلم یکی از بهترین آثار ساخته شده در سال جاری به شمار می رود. «رایان گاسلینگ» و «اما استون» به یکدیگر علاقه مند می شوند، اما به خاطر جاه طلبی های فردی از هم جدا می گردند. ساخته «دیمین شزل» تصویری را از لس آنجلس ارائه می دهد که ما تنها در رویاهایمان می توانیم آن را ببینیم. ۳- «عزیز آمریکایی» (American Honey) آندریا آرنولد کارگردان بریتانیایی این فیلم، تصمیم گرفت یک درام جاده ای درباره چند جوان بسازد. «ساشا لین» و «شایا لابوف» به ایفای نقش در این اثر سینمایی می پردازند. سادگی و نحوه فیلم برداری، شما را محو تماشای آن خواهد کرد. ۴- «سکوت» (Silence) مارتین اسکورسیزی ۳۰ سال (به علت مشکلات فنی و وسواس زیاد) تلاش کرد تا بتواند این فیلم را به نتیجه برساند. «سکوت» داستان کشیشی را روایت می کند که در قرن ۱۷ میلادی، تلاش دارد آیین مسیحیت را در ژاپن گسترش دهد. این اثر سینمایی شبیه به هیچ یک از آثار اسکورسیزی نیست و با همه فیلم های او تفاوت دارد. «اندرو گارفیلد» و «لیام نیلسون» در این فیلم به ایفای نقش پرداخته اند. ۵- «اگر سنگ از آسمان ببارد» (Hell or High Water) به جرات می توان گفت که این اثر سینمایی، بهترین فیلمنامه را در میان محصولات امسال داراست. «تیلور شریدن» نویسنده این اثر، توانسته کمک زیادی به «دیوید مکنزی» و بازیگرانی مانند «جف بریجز»، «کریس پاین» و «بن فاستر» نماید. ۶- «ورود» (Arrival) بهترین آثار علمی-تخیلی همواره از دنیای واقعی برای پایه گذاری خود استفاده کرده اند. فیلم «ورود» نیز توانسته این کار را به خوبی انجام دهد و تماشاگر را کاملا راضی کند. «امی آدامز» و «جرمی رنر» نقش دو دانشمند را بازی می کنند که قرار است از آن ها برای برقراری ارتباط با موجودات بیگانه استفاده شود. در این میان داستان هایی برای شخصیت امی پیش می آید که تماشای آن ها می تواند جذاب باشد. ۷- «منچستر کنار دریا» (Manchester by the Sea) «کنت لونرگان» این بار توانسته فیلمی بسیار خوب بسازد. مردی که نقش آن را «کیسی افلک» بازی می کند، بعد از مرگ برادرش مجبور می شود از پسر او محافظت نماید. این فیلم اندوه و سختی های بخشیدن خود را به خوبی نشان می دهد و افلک نیز بهترین بازی دوران حرفه ایش را به نمایش گذاشته است. ۸- «مهتاب» (Moonlight) «بری جنکینز» پیچیدگی های زندگی را در قالب نشان دادن ماجرای یک مرد ساکن میامی در سه بخش، به زیبایی بیان کرده است و هر کسی که به سینما علاقه دارد، باید به تماشای این اثر بنشیند. کارگردانی، بازی ها، فیلم برداری و موسیقی، در بالاترین سطح خود قرار دارند و فیلم نامه نیز بسیار خوب و حرفه ای نوشته شده است. ۹- «سرکش: داستانی از جنگ ستارگان» (Rogue One: A Star Wars Story) نخستین فیلم از این مجموعه، احساس خاص و عجیبی را به شما منتقل می کرد. هنگام به پایان رسیدن فیلم، «سرکش» به شما احساس قاطعیت را انتقال می دهد. هنوز هم نکات زیادی در محدوده کهکشان جنگ ستارگان وجود دارد، اما مخاطرات بالایی که در فیلم به چشم می خورد، هیجانی درون شما ایجاد می کند که هنگام مشاهده فیلم های اصلی این مجموعه چندان شاهدش نبودیم. ۱۰- «جکی» (Jackie) نگاه تردید آمیزی که کارگردان به «ژاکلین کندی» پس از ترور همسرش «جان اف کندی» داشته، باعث شده است که داستان به شکلی زیبا پیش برود و نشان دهد که بانوی اول آن زن ترسویی نیست که مطبوعات جلوه داده اند. ناتالی پورتمن در نقش جکی یکی از بهترین بازی های دوران کاری اش را به نمایش گذاشته و سطح فیلم را چند پله ارتقا داده است. فیلم های مورد تحسین فیلم «کنیز» (the handmaiden) محصول کشور کره جنوبی، بسیار خوش ساخت است و تماشاگر را وادار می کند که آن را تا پایان ببیند. «Kate Plays Christine» نیز برای کسانی مناسب است که به دنبال شیوه ای جدید برای روایت کردن قصه هستند. «وینر» به داستان آنتونی وینز و اعمال شیطانی او می پردازد. «Popstar: Never Stop Never Stopping» نیز یک فیلم کلاسیک و موفق خواهد بود، زیرا اندی سَنبرگ و گروهش به خوبی با فضای فیلم «This Is Spinal Tap» آشنایی دارند. «خیابان آواز» (Sing Street) نیز ماجرای کودکی که با تشکیل یک گروه موسیقی، باعث تحت تاثیر قرار گرفتن دختر داستان می شود را روایت می کند.
  3. خبرگزاری صبا: «سلام بمبئي» از چند جهت در اين‌روزهاي سينماي ايران پديده‌اي محسوب مي‌شود؛ اين کار رکورد فروش روزانه تاريخ سينماي ايران را شکسته و طي 10 روز به فروش پنج ميلياردي رسيده است، دو ستاره سينما و موسيقي؛ محمدرضاگلزار و بنيامين بهادري را در ميان بازيگران خود دارد، اولين پروژه مشترک سينماي ايران و هند بعد از انقلاب محسوب مي‌شود و يکي از جنبه‌هاي اين کار تلفيق مولفه‌هاي سينماي هند و کليشه‌هاي سينماي تجاري است. با قربان محمدپور؛ نويسنده و کارگردان اين فيلم گفت‌وگو کرده‌ايم. محمدپور علاوه بر نوشتن فيلمنامه‌هاي کارهاي تجاري مثل «خروس جنگي»، «شيروعسل»، «بله برون»، «داماد خجالتي» و... فيلم‌هايي مثل «دل بي‌قرار»، «آنچه مردان دربارة زنان نمي‌دانند» را ساخته و «سلام بمبئي» تازه‌ترين کار اوست. چشم انداز شما براي ساختن «سلام بمبئي» چه بود؟ قرار بر اين بوده که يک فيلم تجاري و بفروش بسازيد يا قصد داشتيد پروژه‌اي بين‌المللي را شروع کنيد و چشم‌انداز وسيع‌تري را براي کارتان در نظر گرفته بوديد؟ به‌نظرم «سلام بمبئي» فيلمي صرفا تجاري نيست. مي‌توانم صد دليل بياورم که در اين فيلم لايه‌هاي زيرين معنايي هم وجود دارد. تماشاگر هميشه براي من مهم بوده است؛ هميشه فيلم بايد مخاطب را براي تماشا‌کردن جذب کند. ما از روز اول کار اخبار ساختن فيلم را در راس خبرها قرارداديم. از انتخاب محمدرضا گلزار در ليست بازيگران تا همکاري با آيشواريا. از طرفي ديگر مردم ايران سينماي هند را دوست داشته و با آن خاطره‌هاي زيادي دارند. از فيلم‌هايي مثل «شعله» گرفته تا بازيگرانش. همه اين‌ها دست به دست هم داد که بخواهيم اين فيلم را کار کنيم. وقتي به فيلم محصول مشترک ايران و هند فکر مي‌کنيم پيش‌فرض اين است که مولفه‌هاي سينماي هند را در کار ببينيم که در فيلم شما اين ويژگي‌ها در کنار مولفه‌هاي فيلم‌هاي تجاري ايراني وجود دارد. اما فيلم شما در شيوه روايت بيشتر به فيلم‌فارسي‌هاي قبل از انقلاب و داشتن مولفه‌هايي مانند آواز و رقص توجه کرده، مانند آهنگ «سلطان قلب‌ها» که در کار استفاده شده است. از شش ماه قبل از آغاز ساختن سعي کردم که فيلم‌هاي هندي را زياد نگاه کنم. نوع نگارش من اين طور بود که تمام سعي‌ام را کردم که کار جذابي بنويسم. سعي کردم المان‌هاي سينماي هند را هم بگنجانم اما به‌نظرم فيلم بيشتر ايراني است تا هندي. در قسمت‌هايي از کار تلاش کردم ويژگي‌هايي از سينماي هند را هم در کار قرار دهم به اين دليل که قصد داشتيم در کشور هند نيز اکران داشته باشيم. نمي‌دانم در اين زمينه تا چه اندازه موفق بوده‌ام. وجود ساز و آواز و رقص جزو ارکان اصلي سينماي باليود است، به‌همين خاطر چند کليپ طراحي کرده و از خواننده‌هاي مطرح هندي در اين کارها استفاده کردم. فيلم روابط علي و معلولي ضعيفي دارد. براي مثال در مورد شخصيت‌پردازي، تک‌بعدي‌بودن و شکل روابط علي و کريشما که به‌اصطلاح مي‌توان گفت دم‌دستي است. شما نياز به پرداختن بهتر و کمي خلاقه‌تر در کار را احساس نکرديد؟ مواردي که شما به‌آن‌ها اشاره کرديد در يک نسخه 140دقيقه‌اي از فيلم آماده شده بود اما سينماي ايران گنجايش اين مدت را ندارد. مجبور شديم که خيلي چيزها را از کار حذف کنيم. ما تمام اين شخصيت‌ها را پردازش کرديم. وقتي علي و کريشنا همکلاسي هستند، نمي‌شود گفت که مثلا نوع آشنايي و رابطه آن‌ها دم‌دستي است و ارتباطشان به‌صورت کليشه‌اي شکل گرفته است؛ به اين دليل که ارتباطشان با جزوه‌ها شروع مي‌شود و در ادامه کليپي اجرا مي‌شود که پرکننده ماجراست. کليپي که در آن رابطه علي و کريشما در آن ترسيم مي‌شود. درباره شخصيت خواستگار متمول کريشنا چطور؟ او شخصيتي کاملا منفي و تک بعدي دارد. آيا اين امکان وجود نداشت که کمي ابعاد ملموس و انساني به او تعلق گيرد؟ سعي کردم در اين کار شخصيت منفي نداشته باشيم. به‌هر حال او هم دختر را دوست دارد و به‌خاطر عشقش مي‌جنگد. به‌خاطر همين زياد پرداخت بيشتري روي اين کاراکتر نداشتم. فيلم دو ستاره از دو عرصه هنري متفاوت دارد اما شخصيت احمد(بنيامين بهادري) و دوستش هيچ وجه پيش‌برنده‌اي در روايت ندارند و انگار تنها به‌خاطر گيشه و استقبال مخاطب، از حضور آن‌ها در کار استفاده شده است. نظر شما چيست؟ در فيلمنامه اوليه، شخصيتي که بنيامين بهادري نقشش را بازي مي‌کرد، حضور نداشت. شخصيتي که انگليسي صحبت مي‌کرد اما در ادامه، فکر کرديم شايد اين کاراکتر مخاطب را خسته کند. بنابراين شخصيتي به‌نام احمد طراحي کرديم که در خانه به زبان فارسي صحبت کند، هم‌خانه‌اي علي باشد و به ايران بيايد. ديدم که شخصيت جديد با فيلمنامه تناسب بيشتري دارد. بنابراين سعي کرديم روي آن پرداخت بيشتري داشته باشيم. شايد حس شما درست باشد. در فيلمنامه اوليه، حضور اين شخصيت زياد بود اما نبودنش تفاوتي را ايجاد نمي‌کرد. در نسخه دوم به اين فکر کردم که بايد 30درصد فيلم را به‌طور فارسي بگيرم و اين شخصيت استفاده شد. ويژگي بارز فرم بصري فيلم، استفاده از نماهاي کارت پستالي و بسيار شيک از هند است که حتي در فضاسازي دانشگاه هند هم اين ويژگي لحاظ شده است. اين‌که به‌همه چيز خوش رنگ و لعاب پرداخته‌شده، همه لباس‌هايي با رنگ‌هاي شاد پوشيده‌اند، خوشحال هستند و... اين تصاوير چه کارکردي در کار داشتند ؟ براي طراحي فضاهاي فيلم مثلا فيلمي مثل «زاغه‌نشين ميليونر» مد نظر من نبود که بدبختي‌ها را نشان بدهم يا محله‌هاي کثيف و چرک را نشان بدهم. به اين دليل که کشور هند پيشرفت زيادي کرده است. اگر به شهر بمبئي برويد انگار که در نيويورک هستيد. به اين دليل که فيلم تجاري است؛ بايد رنگ و لعاب داشته باشد، بنابراين مکان‌هاي قشنگي را به تصوير کشيديم. همان‌طور که وقتي به ايران آمديم هم از تهيه‌کننده خواستم که امکانات مناسبي را براي مکان‌ها و تصاوير خوش‌رنگ و لعاب به ما بدهد که همين‌طور هم شد. نظرتان درباره پايان‌بندي ناگهاني و بدون پشتوانه فيلم چيست؟ در انتهاي فيلم ناگهان فرزند آن‌ها به دنيا مي‌آيد که با شخصيت‌ها و انگيزه‌هايشان تناسب نداشت يا مرگي که آخر فيلم رخ مي‌هد با مختصات يک فليم تجاري همخواني کمي دارد. باورم اين است که عشق تراژدي خلق مي‌کند. تمام عاشقانه‌هاي دنيا تراژدي هستند به اين دليل که عاشق و معشوق به‌هم نمي‌رسند. اگر پايان کار را شاد در نظر مي‌گرفتيم، داستان فيلم در سالن سينما تمام مي‌شد در حالي که مي‌خواستيم داستان فيلم در ذهن مخاطب ته‌نشين شود. براي مثال در فيلم «شعله» شايد خيلي‌ها دوست نداشتند که آميتا باچان در فيلم کشته شود اما فيلمساز شخصيت او را مي‌کشد تا تاثير بيشتري را بر مخاطبانش خلق کند که مي‌بينيد «شعله» ماندگارترين فيلم سينماي هند است. درباره بچه هم کليپ فيلم توضيح‌دهنده است؛ دو ماه گذشته بنابراين به‌دنيا آمدنش هم طبيعي است. فيلم شما فروش خيلي خوبي داشت. آيا هدفي که از اول مد نظر شما بوده است همين بود و از ميزان آن راضي هستيد يا فکر مي‌کنيد فروش فيلم مي‌تواند روند صعودي‌اي طي کند و رکورد فيلم «فروشنده» را بشکند؟ آنچه مد نظر ما بود خيلي بيشتر از اين ميزان بود. برنامه‌ريزي ما اين بود که پنج ميليون نفر را به سينما‌ها بکشانيم اما شرايط عجيب و غريبي پيش آمد. براي مثال ابتدا قرار بود که «سلام بمبئي» در عيد فطر اکران شود که به‌بيستم مرداد‌ماه موکول شد که براي بعد از عاشورا و تاسوعا گذاشتيم. در ادامه ابتدا اکران را براي 23 مهر‌ماه در‌نظر گرفتند که به آبان‌ماه موکول شد که در نهايت نوبت اکرانمان به آذر‌ماه رسيد. طبيعي است که بدترين فصل اکران، زمستان است؛ بالاخره سرما، باريدن برف، کوتاهي روز و... بر گيشه تاثير منفي دارد. پيش‌بيني ما حضور پنج ميليون تماشاگر بود اما بايد توجه داشت که اصلا تيزر و تبليغات تلويزيوني نداشتيم. همچنين تيزر شبکه ماهواره‌اي جم را نداشتيم درصورتي که همه فيلم‌ها تيزرشان از اين شبکه پخش شد. به‌طور قطع اگر اين تبليغات به ما تعلق گيرد حتما در روزهاي بعد، فروش بهتري خواهيم داشت. آيا حاصل کار آن‌قدر رضايت بخش بوده که به پروژه‌هاي بين‌المللي بعدي فکر کنيد ؟ از اين کار خيلي راضي بوديم و هستيم. يقين داشتم که فيلم خوبي شده است. در جامعه ما که عشق‌ها مجازي شده‌اند، ما عاشقانه‌اي ساختيم که لحظات خوبي در آن شکل گرفته است. جداي از مورد استقبال قرار گرفتن فيلم 90 درصد تماشاچيان وقتي از سينما خارج مي‌شدند از تماشاي فيلم راضي بودند که اين خستگي را از تن ما خارج مي‌کند و باعث مي‌شود به فکر پروژه بعدي باشيم. اما عدم استقبال مسئولان و دست اندرکاران سينماي دولتي همچنان فشار روي ما گذاشته است. 48 ساعت قبل از اکران، ‌سازمان سينمايي در خواست مي‌کند که بايد فيلم را دوباره ببينند که فکر مي‌کنم بزرگ‌ترين فشار روحي و رواني را به ما وارد کرده و با سلامتي و روح و روان ما بازي کردند. آن 48 ساعت به اندازه صد سال ما را پير کرد. در اکران خصوصي و افتتاحيه فيلم، همه سفيران هند و بازيگران هند آمدند اما يک مسئول درجه چهار‌ سازمان سينمايي به اين مراسم نيامد. در حالي‌که شعار مي‌دهند سينماي ايران بايد بين‌المللي شود. چند هزار سينماي هند براي اولين بار قرار است يک فيلم ايراني را به نمايش بگذارند و اين دستاورد بزرگي است. بايد به اين دستاوردها توجه شود که متاسفانه حمايت و توجهي نمي‌شود. «سلام بمبئي» در کشورهاي انگلستان، آلمان، سوئد، کانادا، آمريکا، استراليا و... يا در حال اکران است يا ‌اين‌که قرار است به‌نمايش دربيايد اما دوستان در کشور خودمان به ما توجهي نمي‌کنند.

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×