رفتن به مطلب
Added by Amir

Added by Amir

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'بیوگرافی'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار اصلی
    • سرآغاز / به نودهشتیا خوش آمدید
    • اخبار و اطلاعیه ها
    • آموزش کار با انجمن
    • خانواده نودهشتیا
  • کتاب
    • ارسال کتاب
    • تایپ رمان
    • تالار ویرایش
    • کتاب های زبان اصلی
    • معرفی و نقد کتاب کاربران
    • رمان های کامل شده
    • دنیای کتاب
    • دانلود کتاب
    • پاتوق نویسندگان
    • داستانک
  • کتاب صوتی
    • دانلود کتاب های صوتی
    • ضبط کتاب
    • پاتوق گویندگان
    • دنیای کتاب های صوتی
  • گرافیک
    • طراحی جلد
  • درسی و دانشجویی
    • جزوه ، تحقیق ، پروژه ، پایان نامه
    • علم و دانش
    • طرح سوالات و مشکلات درسی
  • آموزش
    • آموزش آشپزی
    • آموزش های متفرقه
    • آموزش های کامپیوتری
    • درخواست آموزش و راهنمایی
  • فرهنگ و هنر
    • موسیقی
    • بیوگرافی
    • تاریخ ، ایران و جهان شناسی
    • شعر و ادبیات
  • سینما و تئاتر
    • تئاتر و نمایش
    • اخبار و معرفی فیلم
    • اخبار و معرفی سریال
    • دانلود فیلم و انیمیشن مجاز
  • مذهبی
    • حدیث
    • مشاوره مذهبی
    • تفسير و علوم قرآن
    • فقه و احکام شرعی
    • دانلود مداحی و مدیحه
  • عکس
    • گالری عکس شخصیت های ایرانی
    • متفرقه
  • عمومی
    • ورزش
    • سرگرمی
    • بحث و گفتگو
  • نودهشتیا
  • جزیره گمشده
    • سطل زباله

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


AIM


MSN


Website URL


ICQ


yahoo


Jabber


Skype


علایق

13 نتیجه پیدا شد

  1. (بیوگرافی مهران مدیری) مهران مدیری متولد ۱۸ فروردین ۱۳۴۶ درتهران است. او آخرین فرزند خانواده ۶ نفری است. سه برادر بزرگ‌تر دارد و از شانزده سالگی با تئاتر آشنا شد. در سال ۱۳۶۸ وارد رادیو شد و در داستان شب به مدت شش سال به گویندگی پرداخت. او کارگردان، هنرپیشه، خواننده، مجری،طراح صحنه و لباس، مجری طرح، صداپیشه و تهیه‌کننده ایرانی است. از جمله مجموعه‌های تلویزیونی که وی در آن‌ها کارگردان و بازیگر بوده می‌توان سریال‌های: ساعت خوش، پاورچین، نقطه‌چین، شب‌های برره، باغ مظفر، مرد هزارچهره، مرد دو هزارچهره، قهوه تلخ، ویلای من، شوخی کردم و در حاشیه را نام برد. به نقل از مجله آمریکایی نیوزویک، مهران مدیری یکی از 20 چهره ی قدرتمند و پر نفوذ در ایران معرفی شده است. دردسر های مهران مدیری شامگاه دوشنبه 6 شهریور ماه مهران مدیری مهمان برنامه زنده ستاره سینما با اجرای کیوان کثیریان و همراهی امیر پوریا بود. این برنامه که به صورت زنده و با حضور تماشاگران در پردیس سینمایی کوروش و پیش از اکران فیلم سینمایی «ساعت 5 عصر» اجرا شد مدیری پاسخگوی سوالات مجریان برنامه بود. این کارگردان سینما و تلویزیون در ابتدای صحبت هایش به شروع فعالیت حرفه ای اش از تئاتر اشاره کرد و گفت:«من پیش از ورودم به تلویزیون هم در تئاتر و هم رادیو فعالیت می کردم. آن زمان یک متن را برای اجرا ارائه کردم که با مشکلاتی مواجه شد و من را به چپ بودن متهم کردند تا جاییکه حراست تالار وحدت آمد و من را بردند و کتک زدند. آن موقع اوایل انقلاب بود و هیچ کس سر جای خودش نبود و این اتفاق ها می افتاد. او در ادامه و بعد از صحبت هایش درباره دوران ممنوع الکاری خودش و گروه «ساعت خوش» بعد از پخش این مجموعه توضیح داد: بعد از «ساعت خوش» من و همه بچه ها حتی عوامل فنی، ممنوع الکار شدیم؛ تا جاییکه حتی من را به تئاتر شهر هم راه نمی دادند. آن موقع من قرار بود در فیلم سینمایی «ضیافت» مسعود کیمیایی بازی کنم، گریم شدم و مقابل دوربین هم رفتم اما از ارشاد آمدند و گفتند اصلا چرا مدیری را سر کار راه دادید! من قرار بود در این فیلم نقشی که فریبرز عرب نیا بازی کرد را بازی میکردم.» پس از پخش تیزرهای انیمیشن تهران ۱۵۰۰درسال ۱۳۹۲ با وجود آن که مهران مدیری در نقش اول بازی کرده بود، معلوم شد که هیچ اشاره‌ای به وی نشده‌است. تهیه‌کننده این مجموعه در واکنش به این موضوع عنوان کرد، به دستور صدا و سیما، نشان دادن تصویر مهران مدیری و حتی پخش صدای او و اشاره به نامش ممنوع است. پس از پخش سریال مردهزارچهره در سال ۱۳۸۸، تصمیم مهران مدیری بر ساخت و پخش سریال جدیدی به نام قهوه تلخ برای صدا و سیما بود اما به دلایل نامعلوم با موافقت مسئولان صدا و سیما همراه نشد، از دلایل عدم موافقت به مسائل مالی، محتوا و داستان سریال اشاره شده‌است. سرانجام در شهریور ۱۳۸۹ این مجموعه در شبکه نمایش خانگی توزیع شد. این سریال به موفق‌ترین سریال تبدیل شد و به عنوان پرفروش‌ترین سریال شبکه نمایش خانگی لقب گرفت. وی مجموعه تلویزیونی "در حاشیه" با نام سابق «اتاق عمل» ساخت که به کارگردانی و بازیگری، طراحی صحنه و لباس مهران مدیری، از مهر ۱۳۹۳ آغاز شد. از ابتدا با حاشیه‌هایی (مخالفت گسترده از سوی نهادهای حامی پزشکان) در ساخت همراه بود و مدتی هم ضبط و تصویربرداری آن متوقف شد که به دنبال این حاشیه‌ها با تغییراتی در متن فیلم‌نامه از شش فروردین ۹۴ پخش شد. این مجموعه تلویزیونی چهارمین سریال مهران مدیری در دههٔ ۱۳۹۰ و اولین سریال او پس از بازگشت به تلویزیون بود. ماجرای سیگار کشیدن مهران مدیری دبیر کل جمعیت مبارزه با استعمال دخانیات ایران در واکنش به سیگار کشیدن «مهران مدیری» در یک نشست خبری گفت: هر گونه رفتار از طرف افراد سرشناس و قابل اعتماد جامعه که سلامت عمومی جامعه را به گونه ای به خطر بیاندازد، نباید نادیده گرفته شود. خشایار الوند که یکی از حاضرین نشست خبری فیلم ساعت 5 عصر بود در خصوص سیگار کشیدن مهران مدیری در این نشست گفت: در اواسط نشست خبری فیلم «ساعت 5 عصر» مهران مدیری با اجازه گرفتن از حضار، فندک خود را از جیب خود در آورد و سیگاری را روشن کرد و به مهمانان سیگاری هم گفت که اگر مایل هستند، می توانند سیگارهای خود را دود کنند. این اتفاق با واکنش منفی در رسانه ها و شبکه های اجتماعی همراه شد و آنها سیگار کشیدن مدیری را ترویج استعمال دخانیات دانستند، اما عده ای هم به دلیل علاقه ای که به این کمدین دارند، سیگار کشیدن را امری شخصی عنوان کردند و از دیگران درخواست کردند که قضاوت نکنند. (مهران مدیری در برنامه هفت) بعد از اخبار ضد و نقیضی که برای انتخاب مجری برنامه هفت وجود داشت بالاخره اجرای این برنامه به رضا رشیدپور رسید و این برنامه با حضور مجری حالا خورشید روی آنتن رفت. مهران مدیری که پیش تر گفته میشد مجری برنامه هفت خواهد بود ، مهمان رضا رشیدپور در این برنامه شد و گفتگوی جذابی را در برنامه هفت رقم زد. مجری برنامه هفت اولین سوال خود از مهران مدیری را اینگونه مطرح کرد و گفت :از ما خواسته اند که از شما بپرسم که شما پشتتون به کجا گرم است که این همه در تلویزیون انتقاد میکنید و کسی با شما کاری ندارد که مهران مدیری پاسخ داد:پشت من به جایی گرم نیست ، من لذتش را میبرم و رنجش را هم میکشم . من در جلسات متعدد با تلویزیون خواهش کردم که اجازه بدهند من درباره مشکلات مردم صحبت کنم و در صحبت هایم فقط درباره گرفتاری های مردم میگویم و مشکلاتی نظیر پلاسکو و زلزله که اصلا کم اهمیت نیستند. بخش بعدی گفتگوی رضا رشیدپور با مهران مدیری درباره فروش فیلم های کمدی در گیشه سینماها بود . مهران مدیری درباره فروش بیشتر آثار کمدی در سینمای ایران گفت:جامعه ما به کمدی نیاز دارد ، جامعه ما تحت فشارهای عصبی و مشکلات است و تماشای کمدی ساعتی برای خندیدین است و این خندیدن نوعی درمان است اما متاسفانه در چند سال اخیر کمدی های مبتذل رواج بیشتری داشته اند و همین موضوع سطح توقع مردم را پایین می آورد و نباید اینگونه باشد. در بخش پایانی، گفتگویِ مهران مدیری درباره فروش فیلم های کمدی در گیشه سینماها بود. از فیلمنامه طنزی که برای ساخت دارد صحبت کرد و از ساخت یک فیلم جدی و تلخ خبر داد و در نهایت از پایان پخش برنامه دورهمی در عید نوروز 97 خبر داد . صحت و سقم یک شایعه! به گزارش سرویس کشکول جام نیوز، مسئله از اینجا شروع می شود که امید در شبکه ای ماهواره ای اعلام کرد ”مهران مدیری برادر من است و ما با هم رابطه ی خوبی داریم گرچه از هم دور هستیم ” و همین مسئله باعث می شود تا افکار عمومی جهت انتشار این خبر ، تحریک شده و خبر چه واقعیت داشته باشد و چه نه با سرعتی عجیب منتشر گردد. "مهران و اُمید با هم برادر هستند" اما باید در نظر گرفت که مهران مدیری متولد ۱۸ دی ۱۳۴۰ در تهران است و کارگردان و بازیگر مجموعه‌های طنز سینما و تلویزیون ایران است و این در حالی است که امید سلطانی معروف به امید متولد ۶ مرداد ۱۳۴۵ در چهار محال و بختیاری“ پل چوبی“ و بزرگ شده ی تهران خوانندهٔ پاپ ایرانی (به زبان‌های فارسی و کردی) است. در کل: نتیجه ای که میتوان از شواهد از جمله تفاوت های نام خانوادگی ، محل و تاریخ تولد و … گرفت این است که این خبر شایعه ای بیش نبوده و هیچ رابطه ی فامیلی بین این دو وجود نداشته است.می توان گفت امکان ایجاد چنین شایعه ای نیز از تشابه چهره ی جناب مدیری و آقای سلطانی است. جوایز: نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد بهترین بازیگر و کارگردان، سال ۱۳۷۷، برای سریال جُنگ ۷۷ بهترین بازیگر و کارگردان، سال ۱۳۷۸، برای مجموعه ببخشید شما بهترین بازیگر و کارگردان، سال ۱۳۸۱، برای مجموعه پاورچین بهترین بازیگر و کارگردان، سال ۱۳۸۲، برای مجموعه پاورچین بهترین کارگردان طنز، سال ۱۳۸۴ از شبکه سه سیما بهترین بازیگر طنز، سال ۱۳۸۵ بهترین خواننده تیتراژ، سال ۱۳۸۶ دریافت نشان خلاقیت هنری، سال ۱۳۸۶
  2. بیوگرافی کامل اکبر عبدی به همراه فیلم شناسی و عکسهای اکبر عبدی در نقشهای متفاوتش به همراه عکس “اکبر عبدی” و دخترش را در سایت نمناک ببینید. بازدید : 178,283 نفر بیوگرافی اکبر عبدی را در سایت نمناک ببینید. نام :اکبر نام خانوادگی :عبدی آقاباقر تاریخ تولد :1339/6/4 محل تولد :تهران محل زندگی :تهران تحصیلات :دیپلم تاهل :متاهل فرزندان:المیرا عبدی ----------------------------------------- اکبر عبدی 4 شهریور سال 1339 از پدر و مادری اردبیلی در تهران محله نازی آباد به دنیا آمد. کودکی اکبر عبدی او یک دختر به نام المیرا دارد. اشکان اشتیاق و المیرا عبدی دختر اکبر عبدی در یکی برای همه المیرا عبدی در ادامه مسیر پدر وارد دنیای بازیگری شده و در اولین تجربه سینمایی حرفه ای خود در فیلم یکی برای همه در نقش فرزند دختر پدرش اکبر عبدی ظاهر شد. اکبر عبدی پس از دریافت مدرک دیپلم از سال 1358 با نمایش های آماتوری فعالیت هنری اش را آغاز کرد و سپس در سال 1362 به تلویزیون رفت و در مجموعه محله بروبیا (داریوش مؤدبیان، 1363) و بازم مدرسه ام دیر شد (1365) خود را به عنوانبازیگری مستعد خلاق شناساند. بازی اکبر عبدی در فیلم باز مدرسم دیر شد عبدی با جنجال بزرگ خود را به عنوان بازیگر نقش های کمیک شناساند. جنجال بزرگ 6 سال پس از تولید به نمایش عمومی درآمد و عبدی در آن فاصله در فیلم های مردی که موش شد، اجاره نشین ها، گراند سینما و ای ایران بازی کرد، که نقش او در همه این فیلم ها کمدی بود. هنرنمایی اکبر عبدی و عزت الله انتظامی در اجاره نشین ها او بیشتر در نقش های کمدی بازی می کند و فیزیک بدنی خاص و صورت وی امکان گریم و ساختن چهره های گوناگون مانند نوجوانان و زنان را به وی می دهد. اکبر عبدی و محمدرضا شریفی نیا در اخراجی های 1 عبدی در اجاره نشین ها، ای ایران، مادر و دلشدگان (علی حاتمی) و هنرپیشه قابلیت های خود را در ایفای نقش های متنوع کمدی اثبات کرد. همین قابلیت موجب شد که عبدی در سفر جادویی هم نقش کودکی خود را ایفا کند و هم نقش میانسالی اش را، همینطور در آدم برفی در دو نقش مردانه و زنانه توانایی هایش را نشان داد. نقش اکبر عبدی در فیلم آدم برفی اکبر عبدی در سال 1368 برای بازی در فیلم مادر ساخته علی حاتمی برنده سیمرغ بلورین نقش دوم مرد از هجدهمین جشنواره فیلم فجر شد. محمد علی کشاورز و اکبر عبدی در فیلم مادر همچنین بخوانید : همه مطالب و اخبار مربوط به اکبر عبدی فیلم شناسی کارهای سینمایی اکبر عبدی 1392 خواب زده ها 1392 یکی برای همه 1391 عملیات مهد کودک 1391 شاباش 1390 پس کوچه های شمرون 1390 بچگیتو فراموش نکن 1390 تلفن همراه رئیس جمهور 1390 جابجا 1389 اخراجی ها 3 1389 مصادره 1388 شرط اول 1388 زمهریر 1388 افراطی ها 1387 چشمک 1387 اخراجی ها 2 1387 کیش و مات 1387 در شب عروسی 1387 دلداده 1387 نظام از راست 1386 کلاغ پر 1386 مظفرنامه 1385 اخراجی ها 1385 قاعدهٔ بازی 1385 گوشواره 1385 هدف اصلی 1381 کفش های جیرجیرک دار 1380 تارزن و تارزان 1380 نان و عشق و موتور 1000 1379 علی و دنی 1378 دارا و ندار 1377 جنگجوی پیروز 1377 چشم عقاب 1376 بدلکاران 1376 پنجه در خاک 1375 شب روباه 1375 عشق گمشده 1374 پاکباخته 1374 مرد آفتابی 1374 یک داستان واقعی 1373 آدم برفی 1373 آرزوی بزرگ 1373 آقای شانس 1373 تحفه هندی 1373 رویای نیمه شب تابستان 1373 سفر بخیر 1372 روز فرشته 1371 هنرپیشه 1370 دلشدگان 1370 سیرک بزرگ 1370 مدرسهٔ پیرمردها 1370 ناصرالدین شاه آکتور سینما 1369 در آرزوی ازدواج 1369 سفر جادویی 1368 ای ایران 1368 دزد عروسک ها 1368 ریحانه 1368 مادر 1367 گراند سینما 1366 غریبه 1365 اجاره نشین ها 1365 مأموریت 1364 مردی که موش شد 1363 جنجال بزرگ مجموعه های تلویزیونی اکبر عبدی 1393 معراجی ها 1392 بچه های نسبتاً بد 1392 اولین انتخاب 1391 تله فیلم داستان عوضی 1390 شوق پرواز 1390 بیدار باش 1390 تله فیلم خسیس 1388 سالهای مشروطه 1382-1388 در چشم باد 1386-1387 پاتوق 1385-1386 گل یا پوچ 1385 جابربن حیان 1381 معصومیت از دست رفته 1381 زیر آسمان شهر - سری سوم 1379 آبدار شاه 1379 به همین سادگی 1377 هتل پیاده رو 1377 راه سوم 1377 زیر بازارچه 1377 گل منگلی 1377 به سوی افتخار 1375 خاله خانم 1374 آخرین ستاره شب 1370-1372 مش خیرالله صندوقچه اسرار 1370 هزار برگ و هزار رنگ 1370 وزیر مختار 1370 امام علی 1368 سلامتی چه خوبه 1368 چراغ خانه 1367 خانواده عجیب 1366 تله تئاتر باجناقها 1364 طنزآوران جهان 1363 بازم مدرسه دیر شد 1363 محله بهداشت 1363 بازم مدرسه دیر شد 1361 محله برو بیا 1360 مثل آباد 1360 تله تئاتر سنجابها جوایز اکبر عبدی اکبر عبدی در سال 1368 برای بازی در فیلم مادر ساخته علی حاتمی برنده سیمرغ بلورین نقش دوم مرد از هشتمین جشنواره فیلم فجر شد. وی همچنین برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از سی امین جشنواره بین المللی فجر برای نقش آفرینی در فیلم خوابم می آد ساخته رضا عطارانمی باشد. عکس های اکبر عبدی اکبر عبدی در فیلم آدم برفی اکبر عبدی و مرجانه گلچین در شاهشگوش اکبر عبدی و رضا رشیدپور در برنامه دید در شب فیلم شرط اول با بازی اکبر عبدی و نگار فروزنده اکبر عبدی در فیلم خوابم میاد تصویر قدیمی اکبر عبدی و علیرضا خمسه گریم جالب اکبر عبدی و امیر نوری در کنار رضا عطاران
  3. بیوگرافی و عکسهای نسلیهان آتاگول بازیگر نقش اکیا بیوگرافی و عکسهای نسلیهان آتاگول بازیگر نقش اکیا بیوگرافی نسلیهان آتاگول نسلیهان آتاگول ۲۰ آگوست ۱۹۹۲ در استانبول ترکیه بدنیا آمد . وی بازیگر تئاتر تلویزیون و سینما ترکیه است مادر نسلیهان اصلیت روسی دارد و پدر او اهل کشور ترکیه است .نسلیهان آتاگول در دانشگاه تئاتر مشغول به تحصیل است نسلیهان آتاگول و بازیگری نسلیهان از سال ۲۰۰۶ فعالیت خود در رشته بازیگری در دنیای سینما و تلویزیون را آغاز نمود او اولین بار در فیلم عشق اول در ۲۰۰۶ شروع با بازیگری کرد و شهرت وی از بازی در نقش دنیز در سریال برگ ریزان به شهرت و معروفیت رسید و این سریال اولین کار حرفه ای وی بشمار میرود او در ۲۰۱۵ با بازی در سریال کارا سودا در نقش نیهان به عنوان برترین و پدیده های بازیگران جوان ترکیه شد و نسلیهان در سال ۲۰۱۴ با بازی در سریال fatih harbiye با Kadir Dogulu همبازی بود که با قدیر دوغولو در این سریال اشنا شدند و این دوستی دو سال صورت گرفت و در سال ۲۰۱۶ نسـلیهان آتاگول و قدیر دوغولو دو بازیگر معروف ترکیه با هم ازدواج کردند عکس های نیهان سریال کارا سودا افتخارات و جوایز نسلـیهان آتاگول جایزه بازیگر نقش مکمل جوان در جشنواره فیلم گلدن بل جایزه بهترین هنرپیشه در منتقدان فیلم ۴۵ جوایز انجمن Cahide Sonku جایزه بهترین هنرپیشه جشنواره بین المللی فیلم ۲۵ توکیو جایزه بهترین بازیگر جشنواره فیلم گلدن بل şoray امید جوان ترکیه دریافت جایزه بازیگر نقش مکمل زن در جشنواره فیلم مسکو و جایزه بهترین بازیگر زن فیلم و سریال های نسلیهان آتاگول Kara Sevda (2015 to present) Nihan Sezin Senden Bana Kalan (2015) Elif Fatih Harbiye (2013–۱۴) Neriman Sölmaz Hayat Devam Ediyor (2011–۱۲) Şirin Bakırcı Kalbim Seni Seçti (2011) Melis Canım Babam (2011) Pinar Araf (2011) Zehra Yaprak Dökümü (۲۰۰۶–۱۰) Deniz İlk Aşk (2006) Genç Bahar نسلیهان آتاگول و همسرش قدیر دوغولو
  4. بیوگرافی ملیسا آسلی پاموک : ملیسا آسلی پاموک (Melisa Asli Pamuk) بازیگر و مدل هلندی-ترکیه ای، ۱۴ آپریل ۱۹۹۱ در کشور هلند متولد شده است وی سال ۲۰۱۱ در مسابقه ملکه زیبایی ترکیه نفر اول و دختر شایسته ترکیه شده است. او همچنین در سال ۲۰۰۹ در مسابقه بهترین مانکن ترکیه عنوان بهترین مدلی را کسب کرده است. ملیسا آسلی پاموک به چهار زبان ترکی،انگلیسی،هلندی و آلمانی مسلط است و در سطح متوسط زبان فرانسوی را میداند. او در دانشگاهی در آمستردام هلند روانشناسی خوانده است او ۱ متر ۷۶ سانتی متر قد و ۵۸ کیلوگرم وزن دارد همچنین ملیسا از ۱۴ سالگی کار مدلینگ را شروع کرده است. ملیسا آسلی پاموک در سال ۲۰۰۴ و در سیزده سالگی در یک فیلم کوتاه تولید کشور هلند به عنوان نقش اول بازی کرد. او در یک مرکز فرهنگی در ترکیه آموزش بازیگری دیده است. اولین بازیگری خود در ترکیه را در یک آگهی تلویزیونی مربوط gsm بازی کرده است بعد از آن در سریال سه فصلی زمین ، آسمان عشق در نقش سودا به عنوان یکی از نقشهای اصلی سریال بازی کرده است در همان سال در فیلم سینمایی G.o.d. karakedi بازی کرده است. اما مهمترین و معروفترین نقشی که وی ایفا کرده است سال ۲۰۱۵ در سریال اکیا (کارا سودا) در نقش آسو بوده است. عکسهای ملیسا آسلی پاموک : عکسهای بازیگر نقش آسو سریال اکیا okeea (کارا سودا) بیوگرافی و عکسهای ملیسا آسلی پاموک
  5. Hediyeh.M.A

    ^_^بیونک^_^

    یه سلام گرمی بکنم به همه ی نودهشتیای گل و عزیز قراره یه مسابقه جدید تو انجمن برگزار بشه به اسم بیونک!!!! خوب..یکم عجیب شد..!...در واقع بیونک مخفف بیوگرافی و داستانک هست!! از اونجایی که تو بخش بیوگرافی همه ی افراد بیوگرافی هارو به صورت کتابی مینویسن،گفتم یکم تغییر ایجاد کنیم. تو این مسابقه قراره که شما عزیزای گل،بیوگرافی یک فرد،حالا چه خواننده چه بازیگر و .. رو تو وب سایت های دیگه مطاله کنین و اونو به صورت داستانک بنویسین!! ینی بجا اینکه کتابی نوشته بشه،مثل داستاک و رمان های کوتاه،با زبان خودتون یا زبان همون فرد یا با راوی سوم شخص مینویسین!! این مسابقه هم جنبه ی سرگرمی داره،هم اینکه اطلاعاتتون در مورد افراد مشهور افزایش پیدا میکنه،و هم اینکه قلمتون هر چند کم،قوی تر میشه!! عزیزانی که میخوان برا این مسابقه که در آخر جایزه "اکانت وی.آی.پی"براشون در نظر گرفته شده،وقت دارن تا از تاریخ 1396/5/21 تا تاریخ 1396/6/3 به پی وی شخصی من اعلام آمادگی کنن... بعد از دو هفته،دیگه افراد نمیتون اعلام آمادگی کنن و درست یک روز بعد از اتمام وقت اعلام آمادگی،داوطلبان بمدت 3 روز وقت دارن تا "بیونک"فرد مورد نظر خود رو به همین تاپیک ارسال کنن..^_^ و بعد از 3 روز که داوطلبا بیونک های خودشونو ارسال کردند،کاربرای انجمن نودهشتیا،به داوطلب مورد نظر خود که "بیونکش" رو پسندیدند رای میدن و به سه نفر اول جایزه اکانت "وی.آی.پی"واگزار میشه..:) ممنون که باهام همراه بودید...حالا که تا اینجاشو خوندی یدونه اعلام آمادگیم بکن خو..
  6. چارلز داروین چارلز رابرت داروین (به انگلیسی: Charles Robert Darwin) (۱۲ فوریه ۱۸۰۹انگلستان - ۱۹ آوریل ۱۸۸۲انگلستان)، زیست‌شناس بریتانیایی و واضع نظریهفرگشت است. از آثار او می‌توان خاستگاه گونه‌ها یا «منشأ انواع» (۱۸۵۹) و تبار انسان، و انتخاب طبیعی در ارتباط با جنسیت (۱۸۷۱) را نام برد. او از اعضای انجمن سلطنتیبریتانیا بود. از کتاب او با نام کامل «خاستگاه گونه‌ها به وسیله انتخاب طبیعی» به عنوان یکی از مهمترین کتاب‌های دنیا میباشد . زادروز ۱۲ فوریهٔ ۱۸۰۹ مواوس، شروزبری، شروپ‌شر، انگلستان درگذشت ۱۹ آوریل ۱۸۸۲ میلادی (۷۳ سال) داون‌هاوس، داون، کِنت، انگلستان محل زندگی انگلستان ملیت بریتانیایی پیشه طبیعت‌گرا شناخته‌شده برای خاستگاه گونه‌ها نسب مشترک انتخاب طبیعی نقش‌های برجسته شکل‌دهی و گسترش نظریه انتخاب طبیعی لقب پدر دانش فرگشت دین ندانم‌گرا[۱] آثار خاستگاه گونه‌ها یا «منشأ انواع» (۱۸۵۹)، تبار انسان، و انتخاب طبیعی در ارتباط با جنسیت (۱۸۷۱) همسر اما داروین(در اصل اِما وجوود)(۱۸۹۶–۱۸۰۸) فرزندان ویلیام اراسموس (۱۹۱۴–۱۸۳۹)، آنه الیزابت (۱۸۵۱–۱۸۴۱)، مری الانر (۱۸۴۲)(فوت در نوزادی)، هنریتا اِما(مشهور به اتی) (۱۹۲۹–۱۸۴۳)، جرج هاورد (۱۹۱۲–۱۸۴۵)، الیزابت (مشهور به بسی) (۱۹۲۶–۱۸۴۷)، فرانسیس (۱۹۲۵–۱۸۴۸)، لئونارد (۱۹۴۳–۱۸۵۰)، هوراس (۱۹۲۸–۱۸۵۱)، چارلز ورینگ (۱۸۵۸–۱۸۵۶) والدین رابرت داروین (پدر) و سوزانا وجوود (مادر) مدال سلطنتی (۱۸۵۳)، مدال ولاستن (۱۸۵۹)، مدال کاپلی (۱۸۶۴) از کودکی تا دانشگاه چارلز رابرت داروین در ۱۲ فوریه ۱۸۰۹ در خانوادهٔ پزشکیثروتمند از شروزبری در شهرستان شروپ‌شر در انگلستانمتولد شد. او پنجمین از شش فرزند خانواده بود. پدرشرابرت داروین و مادرش سوزانا وِجوُود هر دو از خانواده‌های اصیل انگلیسی مسیحی یونیتارین بودند. وقتی داروین هشت سال داشت مادرش درگذشت. یک سال بعد او را برای تحصیل به مدرسه شبانه‌روزی در شهر همسایه فرستادند. در ۱۸۲۵ پس از صرف یک سال کارآموزی در کنار پدرش برای تحصیل پزشکی به دانشگاه ادینبرو رفت. اما خشونت عملیات جراحی باعث شد که ازپزشکی بیزار شود و در عوض نزد یک برده سیاهپوستآزاد شده به نام جان ادمونستن به آموختن تاکسیدرمیمشغول شود. داروین شیفته داستانهایی بود که ادمونستن از جنگلهای بارانی آمریکای جنوبی برایش تعریف می‌کرد. سفر با بیگل سفر با کشتی بیگل پنج سال به طول انجامید. داروین بیشتر این مدت را صرف پویش‌های زمین‌شناختی، بررسیسنگواره‌ها و مطالعه بر روی ارگانیسمهای زنده کرد. او از موجودات زنده آمریکای جنوبی هزاران نمونه گرد آورد که بسیاری از آنها تا آن زمان برای دانشمندان غربی ناشناخته بودند. همه این‌ها به علاوه یادداشت‌های مفصلی که داروین از مشاهدات خود تهیه کرده بود، در نظریه‌پردازی‌های آینده او بسیار به کار آمدند. دستاوردهای علمی پیش از ارائه نظریه در تمام طول سفر، داروین همواره از حمایت‌های استاد سابقش برخوردار بود. هنسلو ترتیب چاپ نوشته‌های داروین را می‌داد و سنگواره‌های جمع‌آوری شده را در اختیار زیست‌شناسان معتبر می‌گذاشت؛ بطوریکه وقتی در دوم اکتبر ۱۸۳۶ بیگل به بریتانیا بازگشت، داروین در جمعدانشمند ان شهرتی پیدا کرده بود. او پس از دیداری از خانه و ملاقات با پدر به لندن رفت و گروهی از بهترینزیست‌شناسان را گرد آورد تا بر روی نمونه‌های گیاهی، جانوری و زمین‌شناختی جمع‌آوری شده مطالعه کنند. هنسلو داروین را به ریچارد اوون زیست‌شناس معروف معرفی کرد. وقتی اوون در کالج پادشاه ی جراحان[۳] بر روی مجموعه سنگواره‌های داروین کار کرد با کمال شگفتی متوجه شد که آن متعلق به گونه‌هایی از جوندگانغول‌پیکر و تنبل‌هاست که نسلشان منقرض شده‌است. این کشف بیش ازپیش بر اعتبار داروین افزود. در ۱۷ فوریه ۱۸۳۷ لایل سخنرانی خود در مقام رئیس انجمنزمین‌شناسی را به یافته‌های ریچارد اوون درباره مجموعهسنگواره‌ های داروین اختصاص داد با این مضمون که گونه‌های منقرض شده با گونه‌های فعلی همان منطقه در ارتباطند. در همان جلسه داروین به عنوان عضو شورایانجمن زمین‌شناسی برگزیده شد. نگارش کتاب ی درباره زمین‌شناسی آمریکای جنوبی و تألیف کتاب چند جلدی «جانورشناسی کشتی بیگل» از جمله دیگر پروژه‌هایی بود که داروین در آن مشارکت کرد. فعالیت‌های علمی شدید داروین تا اواسط ۱۸۳۷ ادامه یافت. در این زمان او به توصیه پزشکان از فشار کار کم و برای استراحت در ییلاق اقامت کرد. این مرخصی یک ساله فرصت مناسبی برای وی بود تا بیش از پیش روی موضوع مورد علاقه‌اش یعنی تحقیق در مورد نظریه فرگشت متمرکز شود. پیدایش نظریه فرگشت داروین ابتدا به هیچ وجه در پی به چالش کشیدن فرضیهٔ ثبات گونه‌ها نبود ولی ادامهٔ تحقیقات سؤالات بی‌پاسخ زیادی پیش پایش می‌گذاشت. یک سال پیش از شروع سفر، کتاب جنجال‌برانگیزی از چارلز لایل منتشر شده بود به نام «اصول زمین‌شناسی» که داروین نسخه‌ای از آن را همراه خود داشت. نویسنده در این کتاب مدعی شده بود که سطح زمین بر اثر فرایندهای تدریجی تغییر می‌کند و دگرگونی پوسته زمین جریانی یکنواخت در طبیعت در طول تاریخ این کره‌است. وی توضیح می‌دهد که هر نوع موجود زنده ابتدا در مرکزی رشد می‌کند و از آن نقطه پخش شده‌است و نشان داد که مدتی دوام آورده تا تدریجاً از بین رفته و جای خود را به انواع دیگر داده‌است و آن رااصل مراکز آفرینش می‌نامد. از این رو او نتیجه گرفت که پیدایش انواع جدید جریانی پیوسته و یکنواخت در طول تاریخ زمین است. این نظریات که کاملاً بر خلاف باورهای رایج زمانه بود، سر و صدای زیادی در محافل علمی برانگیخت. داروین با بررسی لایه‌های سنگی و سنگواره ها در نقاط مختلف شواهد زیادی در تأیید نظریات لایل یافت. در جزایر گالاپاگوس او فسیل هایی بسیار نزدیک ولی نه کاملاً همانند با اشکال زنده پیدا کرد. وی مشاهده کرد کهلاک‌پشت های ساکن در هر جزیره اندکی با لاک‌پشت هایجزیره مجاور متفاوتند و سهره های جزیره های مختلف تفاوت کمی با یکدیگر دارند. از نظر داروین بهترین توضیح آن بود که گونه‌ها تغییر می‌کنند و اعضای هر گونه نیای مشترکی دارند. چهل سال پیش از او دانشمندی به نام تامس مالتوس در مقاله‌ای مدعی شده بود که سرعت رشد جمعیت آدمیان بیش از میزان تولید غذاست و چنانچه جمعیت بشر به طریقی کنترل نشود، با گذشت چند دهه غذای کافی برای همگان وجود نخواهد داشت و آدمی مجبور است برای به دست آوردن آن مبارزه کند. داروین دریافت که آموزه‌های مالتوس نظریات او را تکمیل می‌کند. او نتیجه گرفت که پس از ایجاد تغییر در موجودات زنده، انواعی که با محیط طبیعی ناسازگار گشته‌اند حذف می‌شوند و انواعی که تغییراتشان آن‌ها را با محیط طبیعی سازگارتر کرده‌است، جای آن‌ها را می‌گیرند. داروین این پدیده را انتخاب طبیعی نامید. از سال ۱۸۳۶ تا ۱۸۵۸ داروین مخفیانه و در اوقات فراغت روی نظریهٔ انقلابیش کار می‌کرد. او دیگر به وجود فرگشت موجودات زنده یقین پیدا کرده بود ولی از آن بیم داشت که با علنی کردن آن از سوی گروه‌های تندرو به کفرگویی متهم شود. او که می‌دانست با مطرح شدن نظریه‌اش چه جنجالی در جامعه و محافل علمی بر پا می‌شود، کوشید با انجام دادن آزمایش‌های فراوان روی گیاهان و جانوران و استفاده از تجربیات پرورش‌دهندگان کبوتر و خوک شواهد کافی و علمی برای نظریه‌اش فراهم آورد. ارائه نظریه فرگشت پژوهش‌های داروین به آرامی پیش می‌رفت. در سال ۱۸۴۲ مقاله خلاصه‌ای از نظریه‌اش تألیف کرد و در سال ۱۸۴۴ رساله‌ای ۲۴۰ صفحه‌ای درباره انتخاب طبیعی نوشت. با وجود اصرار دوستان، وی همچنان در انتشار گسترده نظریاتش مردد بود و نتایج تحقیقات خود را فقط با برخی همکاران نزدیکش همچون چارلز لایل و جوزف دالتون هوکر در میان می‌گذاشت؛ اما دریافت نامه‌ای در ژوئن ۱۸۵۸ داروین را واداشت تا تردیدهایش را کنار بگذارد. نویسنده نامه زیست‌شناس جوانی بود به نام آلفرد راسل والاس که در بورنئو کار می‌کرد. او نیز درباره فرگشت به همان اندیشه‌های داروین رسیده بود. داروین ظرف دو هفته مقاله‌ای تهیه کرد و همراه با مقاله والاس به «انجمن علمی لینیان» (Linnean Society of London) فرستاد. دوستانش ترتیبی دادند که هر دو مقاله با هم عرضه شود اما همراه با مدارکی که حق تقدم داروین را ثابت کند. داروین که اراده‌اش بر اثر آگاهی از وجود رقابت برانگیخته شده بود پس از ارائه مقاله شروع به نوشتن کتابی کرد با عنوان «پیرامون آغاز گونه‌ها به وسیله انتخاب طبیعی یا بقای نژادهای اصلح در تنازع برای بقا». در این کتاب که بعدها به عنوان «آغاز گونه‌ها» مشهور شد، وی کوشید نظریه فرگشت به وسیله انتخاب طبیعی را توضیح دهد و مدارک علمی برای آن ارائه کند. نظریهٔ داروین-والاس نظریهٔ داروین-والاس بر اساس سه مشاهده و دو نتیجهٔ کلی حاصل از این مشاهده‌ها، پایه‌گذاری شده‌است. مشاهده: اگر مقاومت محیطی نباشد، هر نوع جانداری، به قاعده تصاعد هندسی افزایش می‌یابد. به گفته دیگر، جمعیتی که در سال اول تعداد افرادش را دو برابر می‌سازد، بالقوه می‌تواند تعداد افرادش را در سال دوم، چهار برابر و در سال سوم، هشت برابر کند. مشاهده: اما در طبیعت، اگرچه گاه تغییراتی در اندازه جمعیت گونه‌ها رخ می‌دهد، اندازه جمعیت هر گونه از جانداران، در خلال مدتی طولانی ثابت می‌ماند. نتیجه: پیداست که همهٔ گامت ها به زیگوت تبدیل نمی‌شوند، همهٔ زیگوت‌ها به صورت جانداران بالغ در نمی‌آیند و همهٔ افراد بالغ باقی نمی‌مانند و تولید مثلنمی‌کنند؛ بنابراین بایستی تنازع برای بقا در میان باشد. مشاهده: همهٔ افراد یک نوع جاندار نظیر یکدیگر نیستند، بلکه نسبت به هم تفاوت‌های فردی عمده‌ای نشان می‌دهند. نتیجه: بنابراین، در تنازع بقا، افرادی که دارای تفاوت‌های مساعدترند، مزیتی در رقابت با دیگران خواهند داشت. پس تعداد بیشتری از آن‌ها باقی می‌مانند و فرزندان پرشمارتری تولید خواهند کرد. چنان‌که دیده می‌شود، داروین و والاس محیط را علت اصلی انتخاب طبیعی می‌دانستند، یعنی محیط کم‌کم جانداران دارای صفات نامساعد را از میان می‌برد و جانداران دارای صفات مساعد را حفظ می‌کند. پس از گذشت نسل‌های زیاد و متوالی و تأثیر مداوم انتخاب طبیعی، سرانجام گروهی جاندار یک صفت یا تعدادی صفات جدید و مساعد را به درجه‌ای خواهد رساند که به صورت گونه‌ای جدید، از گونهٔ اجدادی ظاهر خواهد شد. آنچه که داروین گفت داروین از روی آزمایش‌هایش در مورد پرورش جانوران و مشاهدهٔ طبیعت متوجه شد که زادگانی بیشتر از آنچه زنده می‌مانند به وجود می‌آیند. این موضوع در مورد گیاهان وجانوران از درختان تا فیل‌ها و هرچه که بین آنهاست، صادق بود. بعضی از جانوران میلیون‌ها تخم با هزاران لاروتولید می‌کنند، و برخی گیاهان میلیون‌ها هاگ یا دانه ایجاد می‌کنند، اما خوشبختانه اکثریت عظیمی از این تولیدمثلاضافی به دوران بلوغ نمی‌رسد. نیروی مشاهدهٔ صبورانه و دقیق داروین منتهی به تشخیص این شد که در طبیعت تفاوت‌هایی وجود دارد. در توله‌های یک سگ، بچه‌های ماهی کپور، افراد کشتی‌چسب یا گلثعلب هیچگاه دو فرد شبیه همدیگر نیستند. جوانه زدن دانه‌های یک گیاه، نهال‌های متفاوتی به وجود می‌آورند. نبوغ داروین در این بود که فهمید این تولیدمثل اضافی به تفاوت‌ها مربوط می‌شود. سرانجام او به این تشخیص رسید که برای به دست آوردن منابع در طبیعت رقابت وجود دارد و این‌که تفاوت‌هایی که بهتر از همه بامحیط خود سازگاری یافته‌اند افرادی را که کمتر سازگاری یافته‌اند از میدان به در می‌کنند. از آنجایی که محیط زیست این انتخاب را انجام می‌دهد، او آن را انتخاب طبیعی نامید در برابر انتخاب مصنوعی که توسط پرورش دهندگان انجام می‌شود. این فرایند به انشقاق همراه با تغییر منجر می‌شود که تعریف او از تکاملبود. امروزه از دانش ژنتیک، که در زمان داروین ناشناخته بود، برای درک شیوهٔ کار این فرایند استفاده می‌شود. انشقاق همراه با تغییر را می‌توان به شکل تغییر در تکرر ژنها توصیف کرد، تغییری در نسبت یک ژن تغییر یافته در بینن تمام شکل‌های احتمالی دیگر همان ژن. انتخاب طبیعی تولید مثل افتراقی است. با بیان دیگر، در یک محیط زیست یک شکل بیشتراز شکل‌های دیگر زادگان خود را به جا می‌گذارد. محیط زیست عامل انتخاب کننده‌است. داروین هیچ اطلاعی از منبع این تغییرات نداشت و هیچ راهی وجود نداشت تا او بفهمد که این تغییراتی را که او در آزمایش‌هایش بر روی پرورش جانوران مشاهده می‌کند اشتباه‌های شیمیایی، یا تغییرهای ناگهانی موروثی در یک ژن (جهش) هستند. به طور خلاصه تکامل عبارت است از انشقاق همراه با تغییر (تغییر در توالی ژن‌ها) که در اثر انتخاب طبیعی (تولیدمثل افتراقی) پیش می‌آید، و بر روی تغییراتی که در نتیجه جهش و عوامل دیگر ایجاد شده‌است اثر می‌گذارد، در حالی که محیط زیست کار انتخاب طبیعی را انجام می‌دهد.
  7. Shamoradi

    زندگینامه ارسطو

    ارسطو یکی از بزرگترین متفکران جهان است. در سراسر تاریخ فلسفه، گذشته از افلاطون و کانت، شاید هیچ کس ژرفا و پهنای اندیشه او را نداشته باشد، از بیست و چهار قرن تاکنون تاثیر او در فیلسوفان و دانشمندان گیتی بیرون از حد و حساب و بسا بیمانند بوده است. دانشمندان ایرانی حتی پیش از اسلام و قبل از رواج زبان عربی از او متاثر بوده‌اند استاد ذبيح الله صفا می‌نویسد: "در پاره‌ای از کتاب پهلوی اصطلاحات فراوان علمی موجود است و این اصطلاحات که غالبا قابل تطبیق بر اصطلاحات فلسفی یونانی خاصه حکمت ارسطوست، می‌رساند که تنها به وسیله عیسویان ایرانی، علم یونانی پذیرفته و به زبان سریانی ادا نشده است بلکه زرتشتیان نیز به این کار مبادرت کرده و زبان پهلوی را معادل آوردن بسیاری کلمات در برابر اصطلاحات فلسفی یونانی ثروتمند ساخته بودند...یکی از مشاهیر عیسویان [در عهد ساسانی] پولس ایرانی (paulus persa) رئیس حوزه ایرانی نصیبین است که کتابی مشتمل بر بحث درباره منطق ارسطو به سریانی برای خسرو انوشيروان نوشـــت و در آن نسـبت به اثبات وجود واجــب و توحید و سایر نظر‌های فلاسفه، برتری روش حکما بر اهل ادیان اشاره کرد ....معلمین کلیساهای نسطوری در ایران .... چون به آثار ارسطو توجه داشتند در کلیساهای خود در ایران .... با قوت بسیار به تحقیق در روش این استاد یا شراح اسکندرانی او توجه کردند... مجاهداتی که پیش از خسرو انوشيروان (531 ـ 579م ) شده بود در برابر توجه او به علوم فاقد اهمیت است. این پادشاه که هم فرمانروایی مدبّر و هم سرداری شجاع بود به حکمیت نیز علاقه داشت و از فلسفه افلاطون و ارسطو آگاه بود و ترجمه پهلوی این دو استاد را می‌خواند. ارسطو در 384 ق.م در شهر یونانی زبان استاگیرا ((stagira واقع در شبه جزیره خالکیدیکس (Chalcidice) چشم به جهان گشود. پدرش نیکو ماخوس (Nicomachus) پزشک بود و عضو صنف آسکله‌پیادای ( asclepiadae ) و طبیب در بار آمونتاس دوم (پادشاه مقدونیه Amyntas). ممکن است ارسطو از کودکی، و در نتیجه شغل پدر، به زیست شناسی دلبسته شده باشد، اما هیچ دلیلی در دست نیست که ار آن هنگام آغاز به تحقیق کرده باشد. پزشکان صنف اسکله‌پیاد فرزندان خویش کالبد شکافی یاد می‌دادند؛ اما ارسطو هنوز بسیار کوچک بود که پدرو مادرش هر دو در گذشتند و بنابراین، بعید است که او از این آموزش بهره‌مند شده باشد. ارسطو در هفده سالگی به آتن رفت و وارد آکادمیاي افلاطون (plato) شد و تا هنگام مرگ وی در 348 ق.م همچنان شاگرد و همکار او بود و آنجا ماند. اهمیت تاثیر فلسفی افلاطون در همه آثار ارسطو هویداست. حتی وقتی که او از استاد انتقاد می‌کند یعنی بیشتر اوقات به شهادت نوشته‌های موجود ـ به نبوغ افلاطون احترام عمیق می‌گذارد. پس از مرگ افلاطون‌، ارسطو از آتن رفت. ممکن است بستگيهايش با دربار مقدونيه سبب رویگردانی مردم از او شده باشد. شاید هم نسبت به انتخاباسپئوسیپوس (Speusippus) به جانشینی افلاطون نظر خوش نداشته، زیرا با رگه‌ای از آرای مکتب افلاطونی که در آثار اسپئوسیپوس پرورش داده می‌شده موافق نبوده است. به هر تقدیر، ارسطو به دهرت هرمیاس (hermias)، که از همشاگردیهای گذشته‌اش در آکادمیا و در آن زمان جبار آلوس در تروآد (Troad) بود به آن سان رفت. سه سال آنجا عضو محفل کوچکی از متفکران بود و باپوتیاس (Pythias)، دختری که هرمیاس او را به فرزندی پذیرفته بود، ازدواج کرد. در ایام اقامت در آسوس و سپس در میتوانه (Mitylene) در جزیره لیسبوس (lesbos) ، دست به پژوهشهای در زیست شناسی زد که بعدها شالوده نوشته‌هایی علمی‌اش شد. در 349 ق.م ارسطو به دعوت فیلیپ مقدونی (Philip of Macedon پادشاه مقدونیه) به پلا(pella ) پایتخت آن سرزمین رفت و مربی فرزند او، اسکندر کبیر (Alexander the great ) شد که پسری سیزده ساله بود. پس از پایان دوره تربیت اسکندر، ارسطو به استاگیرا بازگشت و چند سال آنجا بود و سپس باز به آتن رفت و به تعلیم فلسفه پرداخت. ارسطو در آتن از بیگانگان مقیم بود، بنابراین، نمی توانست مالک ملکی در آن شهر باشد. پس بیرون شهر چند ساختمان اجاره کرد و در اینجا که لوکیون (lykeion) نام گرفت. مدرسه‌ای از خود بنیان نهاد. (متصل به ساختمان اصلی ایوانی ستون‌دار "پری پاتوس Peripatos" بود و همین سبب شد که بعدها پیروان ارسطو را "پری پاتیک" بنامند). او بعضی سخنرانیها برای عامه می‌کرد، اما بشتر اوقاتش به نوشتن یا به درس گفتن برای گروهی کوچکتر از شاگردان جدی می‌گذشت. اغلب آثار موجود او متن درسهایی است که به این گروه داده شده و به نگارش در آمده است. در این گروه چند متفکر نیز مانند تئوفراستوس (Theophrastus) و ائودموس (eudemus) عضویت داشتند که بعدها خود از دانشمندان معتبر شدند. پوتیاس، همسر ارسطو هنوز دیری از این دوره زندگی نگذشته فوت کرد، و او بقیه عمر را با زنی برده به نام هرپولیس (herpyllis) به سربرد و از او پسری موسوم به نام نیکو ماخوس پیدا کرد که کتاب اخلاق نيكوماخوس را به اسم وی کرده است. ارسطو در وصیّت نامه خویش از هرپولیس به علت وفاداری و مهربانی‌اش به نیکی یاد می‌کند، هرچند تا پیش از مرگ خودش او را قانوناً از بند بردگی آزاد نکرد. بر خلاف افلاطون و بسیاریی از افراد تحصیل کرده یونانی در آن روزگار، به نظر می‌رسد که ارسطو منحصرا به جنس مخالف گرایش داشته است. چنین می‌نماید که بر زنان آنچنان احترامی نمي‌گذاشته و حتی توجه دقیقی نمی‌کرده است. وقتی که در 323 ق.م مرد و احساسات ضد مقدونی در آتن دوباره سر برداشت، ارسطو ناگزیر از ترک آن شهر شد. واضح است که معتقد بوده که جانش در خطر است، زیرا با اشاره به اعدام سقراط (Socrates) می‌گوید اجازه نمی‌دهد آتنیان "دوباره نسبت به فلسفه مرتکب گناه شوند". پس به خالکیس (chalcis) موطن خویشاوندان مادری‌اش، رفت و سال بعد به علت بیماری در‌گذشت. دانته هنگام وصف دکارت نخستین دوزخ درباره ارسطو چنین می‌گوید: دیــــدم آن پیــــر و استــــاد همه او چو چوپان و دیگران چو رمه همه ارباب فضل و دانش و هـوش حلقه طاعتش نهاده به گوش بــر فلاطــون و پیـــر او سقــــراط پیشتر از همه به قرب بساط از این بیانات مقدار احترامی را که در ارسطو طی هزار سال از آن بر خوردار بوده است می‌توان حدس زد. دوران اقتدار ارسطو هنگامی به پایان رسید که اسباب و آلات نو پیدا شد و مشاهدات روز افزون گردید و تجربیات از روی تانی و دقت علم را از نو نبا نهاد و " آلکم " و "راموس" و " راجر " و فرانسیس بیکن با اسلحه مقاومت‌ناپذیری مسلح شدند. تاکنون هیچ مغزی نتوانسته است تسلط خود را بر فکر بشر این اندازه ادامه می‌دهد. به گرداگرد خود چون نیک می‌دید بلا انگشتری و او نگین بود سال شمار زندگی ارسطو: سال ( ق م )" قبل از میلاد مسیح " 384 تولد ارسطو در استاگیرا 367 ارسطو به آتن مهاجرت می‌کند و به آکادمی افلاطون می‌پیوندد 356 تولد اسکندر کبیر 347 مرگ افلاطون. ارسطو آتن را ترک می‌گوید و عازم دربار هرمیاس در آثار نئوس می‌شود و در آسوس اقامت می‌گزیند 345 ارسطو به موتی‌لنه در جزیره لسبوس می‌رود ( و پس از چندی به استاگیرا باز می‌گردد) 343 فیلیپ مقدونی ارسطو را به می‌یزا دعوت می‌کند و به ترتیب اسکندر می‌گمارد. 341 مرگ هر میساس . 336 فیلیپ کشته می شود و اسکندر تاجگذاری می‌کند . 335 ارسطو به آتن باز می‌گردد و در لوکیون آغاز به تدریس می‌کند. 323 مرگ اسکندر 322 ارسطو از آتن به خالکیس می‌رود و در آنجا می‌میرد
  8. Shamoradi

    بیوگرافی هنری موزلی

    هنری موزلی، در23 نوامبر سال 1887 در ویموث واقع در ولایت دورست شایر انگلستان زاده شد. پدرش یک زیست شناس و استاد تشریح تطبیقی بود. موزلی کودک بسیار باهوشی بود و زمانی که تنها چهار سال داشت، پدرش را از دست داد. زندگینامه هنری موزلی هنری موزلی، در23 نوامبر سال 1887 در ویموث واقع در ولایت دورست شایر انگلستان زاده شد. پدرش یک زیست شناس و استاد تشریح تطبیقی بود. موزلی کودک بسیار باهوشی بود و زمانی که تنها چهار سال داشت، پدرش را از دست داد. در سال 1910، درسن23 سالگی به گروهی پیوست که زیر نظر ارنست رادرفورد در دانشگاه ویکتوریا در منچستر کار می کردند. او با این گروه به مدت دو سال همکاری داشت و در این جمع به عنوان شایسته ترین فرد شناخته شد. پس از چندی موزلی بر آن شد تا کار«براگ» و «بارکلا» را با هم درآمیزد. او برای طبقه بندی پرتوهای x مربوط به فلزهای گوناگون از روش نسبتاً ناقص بارکلا برحسب نفوذ پذیری، چشم پوشی کرد و به جای آن، هم چون براگ، پرتوهای یاد شده را از بلورها گذراند و طول موج آنها را با دقت اندازه گرفت. این کار در سال 1912 انجام شد، یعنی زمانی که هنوز موزلی به آکسفورد منتقل نشده بود و به طور مستقل کار می کرد. او متوجه مجموعه ای از پرتوهای x برای فلزهای کلسیم تا مس، در طول دوره ی چهارم جدول تناوبی شد که طول موج آن ها با پیشروی در این دوره از جدول با نظم چشم گیری کاهش می یافت و بنابراین انرژی بیشتری را از خود به نمایش می گذاشتند. یادآوری می شود که در آن زمان هنوز اسکاندیم در دسترس موزلی قرار نداشت و دراین مجموعه از فلزها، جای بررسی روی پرتوهای x مربوط به این عنصر خالی بود. در واقع، اگر جذر طول موج در نظر گرفته می شد، رابطه به صورت یک خط مستقیم بود و این، نکته ی بسیار مهمی به شمار می رفت. زیرا تغییر در جرم های اتمی که تا آن زمان برای داوری نظم حاکم بر جدول تناوبی مورد توجه بود، چنین نظم بی مانندی را نشان نمی داد. موزلی با جرم های اتمی عنصرها که تا یک دهم اعشار مشخص شده بود کار می کرد. بنابراین میان عنصرها تفاوت در جرم اتمی وجود داشت. از این رو، فاصله های نا منظم میان جرم های اتمی عنصرها به روشنی، با نظم مطلق موجود در روند تغییر طول موج پرتوهای x همان عنصرها قابل توجه بود. افزون براین، در برخی مکان های جدول، اگر جرم اتمی به عنوان ملاک نظم مورد استفاده قرار می گرفت، نظم کلی در مورد قرار گرفتن عنصرها با اشکال هایی روبرو می شد. چنان که جرم اتمی نیکل، اندکی از کبالت کم تر بود اما این عنصر، بنابه خواص شیمیایی باید پس از کبالت در جدول جای می گرفت. در صورت استفاده از پرتوهای x چنین بی نظمیی هرگز به چشم نمی خورد، چرا که انرژی پرتوهای یاد شده برای نیکل از کبالت بیش تر بود. موزلی چنین نتیجه گیری کرد که جرم اتمی یک عنصر، نشان دهنده ی ماهیت اساسی آن نبوده، به خودی خود برای شناسایی عنصرها کافی نیست. از سوی دیگر، طول موج پرتوهای x ویژگی اساسی عنصرها را نشان می دهد. موزلی برای یافتن آن چه که می توانست این ویژگی را به نمایش بگذارد، متوسل به نتیجه ی مجموعه ای از آزمایش های رادرفورد درباره ی اصول ساختار اتمی شد ودر همین حال، 50 سال پس از سازماندهی جدول توسطمندلیف، از اندیشه ی این شیمی دان نیز الهام گرفت. به این ترتیب بود که پیشنهاد کرد که جایگاه هر عنصردر جدول با شماره ای مشخص شود. این شماره نمایانگر دو مفهوم بود: 1) تعداد بار های مثبت موجود در هسته ی اتم های مفهوم بود. 2) جایگاه قرار گرفتن آن عنصر در جدول. بنا براین، هیدروژن به عنوان نخستین عنصر این جدول با شماره ی یک نشان داده شد و انتظار می رفت که هسته ی آن یک واحد بار مثبت داشته باشد؛ هسته ی اتم هلیم، دو بار مثبت داشت و از این رو باید دومین عنصر جدول در نظر گرفته می شد و این واقعیت تا اورانیم که آخرین عنصر شناخته شده در آن زمان بود، ادامه یافت. موزلی در سال های 1913 و 1914 باقاطعیت بیان کرد که عدد اتمی همان تعداد بارهای مثبت هسته ی یک اتم است و یافته های خود در این زمینه را در سالهای 1913 به چاپ رساند که توجه همگان را برانگیخت. چنان چه، ژرژاوربن در پاریس برآن شد که یافته های موزلی را به آزمایش بگذارد. به این ترتیب سال ها با دقت و زحمت فراوان به جدا کردن عنصرهای خاک های کمیاب پرداخت و مخلوطی از چند اکسید تهیه کرد و گمان می کرد که کسی به جز یک کارشناس نمی تواند آن را تجزیه کند. سپس این مخلوط را به دانشگاه آکسفورد آورد و طول موج پرتوهای x را برای آن به دست آورد. اوربن، پس از چندی به درستی اعلام کرد که این مخلوط شامل اوربیم تولیم، ایتریم و لوتسیم است در این حال درست به اندازه ی موزلی از این کشف درشگفت شد. او به پاریس بازگشت و نظریه ی عدد اتمی را با ایمان کامل به آن، منتشر کرد. هنگامی که مفهوم عدد اتمی ارایه شد، میان هیدروژن تا اورانیم، 87 عنصر شناخته شده قرار داشت. از آن جا که در جدول برای عنصرمکان های ویژه ای وجود داشت، بازهم هفت عنصر کشف نشده باقی مانده بود. افزون براین، عدد اتمی آن ها نیز تعیین شد که به این قرار بود : 43، 61، 72 ،75، 85، 87 و موزلی با بهره گیری از مدل اتمی بور و رادرفورد متوجه شد که فرکانس پرتوی x باید تعیین کننده ی بار هسته ی نشر دهنده ی این پرتوها باشد. او طیف های این پرتوها را بررسی کرد و در یافت که در طیف های گوناگون، برای خط های متناظر از عنصری به عنصر دیگر، یک جابه جایی در جدول وجود دارد. در پایان او به این نتیجه رسید که همه ی خواص شیمیایی اصلی یک اتم ناشی از بار هسته ی آن است نه جرم اتمی آن. با این همه تلاش، موزلی شایستگی دریافت جایزه ی نوبل در شیمی یا فیزیک را پیدا کرده بود. انتظار می رفت که او در سا ل 1916 این جایزه را دریافت کند. اما افسوس که در سال 1914 نخستین جنگ جهانی آغاز شد و موزلی با درجه ی ستوانی در بخش مهندسی ارتش برای شرکت در جنگ داوطلب شد. در بهار سال 1915 انگلیسی ها بر آن شدند تا کنترل تنگه ی باریکی را، که دریای مدیترانه را به دریای سیاه می پیوندد، در دست گیرند. در پی این تصمیم آن ها در گا لیپولی واقع در غرب ترکیه نیروی زیادی پیاده کردند و موزلی نیز در 13 جون 1915 رهسپار گالیپولی شد. در 10 اگوست همان سال، هنگامی که موزلی فرمانی را مخابره می کرد، گلوله ای به سرش برخورد کرد و در سن 28 سالگی به زندگیش پایان داد. پیکر موزلی در گالیپولی به خاک سپرده شد. آسیموف بر این باور بود که مرگ موزلی در کنار میلیون ها قربانی این جنگ، گرانبارترین ضایعه ی وارد بر نژاد انسانی به شمار می رفت. در سال 1916، هنگام اعطای جایزه ی نوبل، به دلیل ادامه ی جنگ، مراسمی به این منظور برگزار نشد. در سال 1917، جایزه ی نوبل به بارکلا داده شد؛ مردی که کارهایش پیش درآمد کشف بزرگ موزلی بود. به این ترتیب، نادانی بزرگ نژاد انسانی به تدارک نا محدود یک بی عدالتی شرم آور پرداخت. با این همه، هر گاه یادآوری شود که در سال 1916، هیچ جایزه ای با عنوان جایزه ی نوبل ارایه نشده است، جامعه ی علمی آن را حق موزلی می داند. اگر موزلی زنده می ماند، کارهای جالب تر و مهم تر دیگری نیز انجام می داد و بدون شک موفق به دریافت جایزه ی نوبل هم می شد. چنان که، سیگبان، فیزیکدان سوئدی، در نتیجه ی پیگیری کار موزلی این جایزه را دریافت کرد.
  9. Shamoradi

    بیوگرافی ارشمیدس

    ارشمیدس دانشمند و ریاضیدان یونانی در سال 212 قبل از میلاد، در شهر سیراکوز یونان چشم به جهان گشود و در جوانی برای آموختن دانش به اسکندریه رفت. وی بیشتر دوران زندگی خود را در زادگاهش گذرانید و با فرمانروای این شهر، رابطه دوستی نزدیک داشت. در اینجا سخن از معروفترین استحمامی است که یک انسان در تاریخ بشریت انجام داده است. در داستانها چنین آمده که بیش از 2000 سال پیش در شهر سیراکوز، پایتخت ایالت یونانی سیسیل آن زمان، ارشمیدس ریاضیدان و مشاور دربار پادشاه یمرون، یکی از معروفترین اکتشافات خود را در خزینه حمام انجام داده است. روزی در حمام عمومی، پایش را داخل خزینه نهاد و در آن نشست. در حین انجام این کار، بالا آمدن آب خزینه را مشاهده نمود و ناگهان فکری به مغزش خطور کرد. او بلافاصله لنگی را به دور خود پیچید و با این شکل و شمایل به سمت خانه روانه شد و مرتب فریاد می زد، یافتم، یافتم. او چه چیزی را یافته بود؟ پادشاه به او ماموریت داده بود که راز جواهر ساز خیانتکار دربار را کشف و او را رسوا کند. شاه هیرون بر کار جواهر ساز شک کرده بود و چنین می پنداشت که بخشی از طلای تاج شاهی را برای خود برداشته و باقی آن را با فلز نقره که بسیار ارزانتر بود، مخلوط کرده و تاج را ساخته است. هر چند ارشمیدس می دانست که فلزات گوناگون وزن مخصوص متفاوت دارند، ولی تا آن لحظه این طور فکر می کرد که مجبور است تاج شاهی را ذوب کرده، آنرا به صورت شمش طلا قالب ریزی کند تا بتواند وزن آن را با شمش طلای نابی به همان اندازه مقایسه کند؛ اما در این روش، تاج شاهی از بین می رفت، پس او به دنبال راه دیگری بود. در خزینه حمام مشاهده نمود که آب خزینه بالاتر آمده و بلافاصله تشخیص داد که بدن او میزان معینی از آب را در خزینه حمام پس زده و جا به جا کرده است. وی با عجله و سراسیمه به خانه بازگشت و شروع به آزمایش عملی این یافته کرد. او چنین اندیشید که اجسام هم اندازه، مقدار آب یکسانی را جا به جا می کنند، ولی اگر از نظر وزنی به موضوع نگاه کنیم، یک شمش نیم کیلویی طلا کوچکتر از یک شمش نقره به همان وزن است( طلا تقریباٌ‌ دو برابر نقره وزن دارد). بنابراین، باید مقدار کمتری آب را جا به جا کند. این فرضیه ارشمیدس بود و آزمایشهای او این فرضیه را اثبات کرد. او برای این کار نیاز به یک ظرف آب و سه وزنه با وزنهای مساوی داشت که این سه وزنه عبارت بودند از: تاج شاهی، هم وزن آن طلای ناب و دوباره هم وزن آن نقره ناب. او در آزمایش خود، تشخیص داد که تاج شاهی میزان بیشتری آب را نسبت به شمش طلای هم وزنش پس می راند، ولی این میزان آب کمتر از میزان آبی است که شمش نقره هم وزن آن را جا به جا می کند. به این ترتیب، ثابت شد که تاج شاهی از طلای ناب و خالص ساخته نشده، بلکه جواهر ساز متقلب و خیانتکار آن را از مخلوطی از طلا و نقره ساخته است و به این ترتیب، ارشمیدس یکی از چشمگیرترین رازهای طبیعت را کشف کرد و آن هم اینکه، می توان وزن اجسام سخت را به وسیله مقدار آبی که جا به جا می کنند، اندازه گیری کرد. این قانون« وزن مخصوص» را اصل ارشمیدس می نامند که امروزه به آن چگالی هم می گویند. حتی امروز با گذشت 23 قرن از آن زمان، بسیاری از دانشمندان در محاسبات خود متکی به این اصل هستند. به هر حال، ارشمیدس در رشته ریاضیات از ظرفیت هوشی بسیار بالا و چشمگیری برخوردار بود. وی توانست سطح و حجم اجسامی مانند کره، استوانه و مخروط را حساب کند و روش نوینی را برای اندازه گیری در دانش ریاضی پدید آورد. بدست آوردن عدد نیز از کارهای گرانقدر وی می باشد. او کتابهایی درباره خصوصیات و روش های اندازه گیری اشکال هندسی و حجم آنها از قبیل مخروط ، منحنی حلزونی و خط مارپیچ، سهمی، سطح کره «ماده غذایی» و استوانه نوشت. علاوه بر آن، قوانینی درباره سطح شیب دار، پیچ اهرم و مرکز ثقل کشف کرد. ارشمیدس در مورد خودش گفته ای دارد که با وجود گذشت قرنها جاودان مانده است. وی بیان می دارد : « نقطه اتکایی به من بدهید، من زمین را از جا بلند خواهم کرد». عین همین مطلب، به صورت دیگری در متون ادبی زبان یونانی از قول ارشمیدس نقل شده است؛ اما مفهوم در هر دو صورت یکی است. ارشمیدس همچون عقاب، گوشه گیر و منزوی بود. در جوانی به مصر مسافرت کرد و مدتی در شهر اسکندریه به تحصیل پرداخت و در این شهر دو دوست قدیمی یافت. یکی از آنها « کونون» ( این شخص ریاضیدان قابلی بود که چه از لحاظ فکری و چه به لحاظ شخصیت، احترام بسیاری برای ارشمیدس قائل بود) و دیگری « اراتوستن» که گرچه ریاضیدان لایقی بود، اما مردی سطحی به شمار می رفت که برای خویش احترام خارق العاده ای قائل بود. ارشمیدس با کونون ارتباط و مکاتبه دائمی داشت و قسمت مهمی از آثار خویش را در این نامه ها با او در میان گذاشت. با درگذشت کونون، ارشمیدس با شاگردان وی مکاتبه می کرد. یکی از روشهای نوین ارشمیدس در ریاضیات، به دست آوردن عدد بود. وی برای محاسبه عدد پی، یعنی نسبت محیط دایره به قطر آن، روشی را ارائه داد و ثابت کرد که عدد محصور مابین 7/1 3 و 71/10 3 است. گذشته از آن، روشهای مختلف او برای تعیین جذر تقریبی اعداد نشان می دهد که وی قبل از ریاضی دانان هندی، با کسرهای متصل یا مداوم و متناوب آشنایی داشته است. وی در حساب، روش غیر عملی و چند عملی یونانیان را - که برای نمایش اعداد از علائم متفاوت استفاده می کردند- کنار گذاشت و دستگاه شمارشی را اختراع کرد که نوشتن و خواندن هر عدد بزرگی را امکان پذیر می ساخت. دانش تعادل مایعات بوسیله ارشمیدس کشف شد و او توانست قوانین آنرا برای تعیین وضع تعادل اجسام غوطه ور به کار برد. همچنین برای اولین بار، برخی از اصول مکانیک را به وضوح بیان کرد و قوانین اهرم را کشف نمود. در سال 1906 ج.ل. هایبرگ مورخ، دانشمند و متخصص تاریخ ریاضیات یونانی در شهر قسطنطنیه موفق به کشف مدرک با ارزشی شد. این مدرک کتابی است به نام قضایای مکانیک و روش آنها که ارشمیدس برای دوست خود اراتوستن فرستاده بود. موضوع این کتاب، مقایسه حجم یا سطح نامعلوم شکلی با حجم و سطوح معلوم اشکال دیگر است که بوسیله آن، ارشمیدس موفق به تعیین نتیجه مطلوب می شد. این روش یکی از عناوین افتخار ارشمیدس است که ما را مجاز می دارد تا او را اندیشمندی متجدد و امروزی بدانیم، زیرا وی همه چیز و هر چیزی را که استفاده از آن به نحوی ممکن بود، به کار می برد تا بتواند به مسائلی که ذهن او را مشغول می داشتند، حمله ور گردد. دومین نکته ای که ما را مجاز می دارد تا عنوان متجدد را به ارشمیدس بدهیم، روشهای محاسبه اوست. وی دو هزار سال قبل از اسحاق نیوتن و لایب نیتس موفق به اختراع «حساب انتگرال» شد و حتی در حل یکی از مسائل خویش نکته ای را به کار برد که بر مبنای آن، می توان او را از پیشقدمان حساب دیفرانسیل دانست. زندگی ارشمیدس- همچون زندگی هر ریاضیدان دیگری که تامین کامل داشته باشد و بتواند همه ممکنات هوش و نبوغ خود را به مرحله اجرا درآورد- با آرامش کامل می گذشت. در سال 287 قبل از میلاد که رومیان شهر سیراکوز را به تصرف خود درآوردند، سردار رومی مارسلوس دستور داد که هیچ یک از سپاهیانش حق اذیت و آزار، توهین و ضرب و جرح این دانشمند و متفکر مشهور و بزرگ را ندارند. با این وجود، ارشمیدس قربانی غلبه رومیان بر شهر سیراکوز شد. او به وسیله یک سرباز مست رومی به قتل رسید و این در حالی بود که در میدان بازار شهر در حال اندیشیدن به یک مسئله ریاضی بود. می گویند آخرین کلمات او این بود : دایره های مرا خراب نکن. به این ترتیب، زندگی ارشمیدس بزرگترین دانشمند تمام دوران ها خاتمه پذیرفت. این ریاضیدان بی دفاع 75 ساله، در 287 قبل از میلاد درگذشت
  10. بیوگرافی و زندگینامه بروسلی بروسلی یک قهرمان افسانه ای که دیگر تاریخ مانند او را نخواهد دید. بیوگرافی و زندگینامه بروس لی در سال 1964، بروس شروع به تدریس هنرهای رزمی در کالیفرنیا کرد. تا این زمان کونگ فو مانند یک راز فوق محرمانه فقط به چینی ها آموزش داده می شد. ولی بروس فکر می کرد که این کار بی معنی است. او معتقد بود که هر نوع دانشی باید به همه آموزش داده شود و اگر قرار است به یکدیگر آسیب برسانیم، برای آن به کونگ فو نیازی نداریم. به همین دلایل، بروس هنرجویان سیاه پوست و سفیدپوست را می پذیرفت. بروس لی فقط یک ستاره سینمایی، رزمی کار و نماد فرهنگی نبود. او مرد فوق العاده و خستگی ناپذیری بود که بر همه موانعی که زندگی بر سر راهش می گذاشت غلبه کرد و در هر رشته ای که وارد می شد موفق می شد. او فیلم های بسیار موفقی نیز ساخت و اولین سوپراستار چینی بین المللی شد که بر موانع نژادی و ملیتی غلبه کرد. در زیر به واقعیت ها و ماجراهای جالبی درباره این مرد استثنائی اشاره می کنیم: 1. بروس به آمریکا فرستاده شد تا دست از مبارزه های خیابانی بردارد. بروس لی هم مانند ابرقهرمان های دنیا داستانی جالب و منحصر بفرد دارد. بروس در دهه پنجاه در خیابان های هنگ کنگ بزرگ شد. در این زمان، هنگ کنگ پر از آدم هایی بود که تلاش می کردند از دولت کمونیست و ظالم چین فرار کنند و در نتیجه هنگ کنگ منطقه بسیار پرجمعیتی بود و افراد بی خانمان، فقیر و مجرم زیادی در آن پرسه می زدند. بروس که آن زمان بچه بود وارد دار و دسته ای به نام ببرهای خیابان جانکشن شد. متأسفانه این دار و دسته خیلی هم خوب نبود و در نتیجه بیش از چند بار در دعواهای خیابانی کتک های بدی خوردند. روزی بروس 13 ساله با چشم سیاه و کبود به خانه آمد و خواست که او را برای کلاس کاراته ثبت نام کنند. مادرش موافق بود و در نهایت برای او یک مربی گرفتند که از قضا مربی افسانه ای کونگ فو یعنی ییپ من بود. بیشتر چیزهایی که بروس از ییپ من یاد می گرفت را در دعواهای خیابانی پیاده می کرد. او همیشه با خودش نانچیکو حمل می کرد و به دار و دسته های دیگر حمله می کرد. بروی در این سن کاملاً نترس و جسور بود و یک بار به پسر یکی از اعضای تریاد (سازمان مخفی چینی که فعالیت های غیرقانونی مانند قاچاق مواد مخدر انجام می دهد) حمله کرد و او را کتک زد. بالاخره پدر و مادر او به این نتیجه رسیدند که بهتر است او را از کشور خارج کنند و به پلیس رشوه دادند تا او را از لیست دردسرسازهای مشهور خارج کند تا بتوانند او را به آمریکا بفرستند. 2. بروس در سال 1958 قهرمان چاچا در هنگ کنگ شد. قبل از آنکه بروس از هنگ کنگ خارج شود، مهارتی را انتخاب کرده بود. علاوه بر اینکه او یکی از بهترین رزمی کاران زنده آن زمان بود، در رشته رقص چاچا نیز استعداد فراوانی داشت. ظاهراً بروس یک سال پس از آنکه شروع به تمرین جدی در درس های کونگ فو کرد، به این سرگرمی روی آورد. در ابتدا او برای تحت تأثیر قرار دادن یک دختر، در کلاس رقص چاچا ثبت نام کرد، ولی خیلی زود در آن مهارت پیدا کرد. او همچنین متوجه شد که تمرین این رقص به بهبود حرکات پا و حفظ تعادل او در کونگ فو نیز کمک می کند. می گویند او همیشه کارتی از 100 حرکت انفرادی رقص همراهش بود که به او کمک می کرد تا کارش را راه بیندازد. او در سن 18 سالگی آنقدر در این رقص مهارت داشت که مسابقات چاچا در هنگ کنگ را برد و قهرمان شد. جالب آنکه وقتی بروس می خواست به آمریکا سفر کند فقط 100 دلار در جیبش داشت، ولی با یاد دادن این رقص به مسافرین آمریکایی پولدار هواپیما توانست پول خوبی دربیاورد. بیوگرافی و زندگینامه بروسلی 3. مبارزه با Wong Jack Man در سال 1964، بروس شروع به تدریس هنرهای رزمی در کالیفرنیا کرد. تا این زمان کونگ فو مانند یک راز فوق محرمانه فقط به چینی ها آموزش داده می شد. ولی بروس فکر می کرد که این کار بی معنی است. او معتقد بود که هر نوع دانشی باید به همه آموزش داده شود و اگر قرار است به یکدیگر آسیب برسانیم، برای آن به کونگ فو نیازی نداریم. به همین دلایل، بروس هنرجویان سیاه پوست و سفیدپوست را می پذیرفت. در جامعه چینی واکنش منفی شدیدی به این قضیه شکل گرفت و مردان زیادی به آموزشگاه بروس می آمدند و به او طومار مزین می دادند. در این طومار اعلام می شد که مرد دارنده آن، یعنی وونگ جک من، به نیابت از جامعه چینی برای مبارزه با بروس آمده است. اگر بروس می باخت، دیگر اجازه نداشت به غیرچینی ها نحوه مبارزه را بیاموزد. بیوگرافی و زندگینامه بروسلی همه اینها بلوفی بیش نبودند تا بروس را بترسانند. ولی بروس لی کسی نبود که بتوان به این راحتی او را تهدید کرد، بنابراین با شنیدن این خبر، او به شدت عصبانی شد و قبول کرد با وونگ جک من مبارزه کند. البته هیچ ویدئویی از این مبارزه وجود ندارد، ولی شاهدین قابل اعتماد زیادی وجود دارند که ادعا می کنند این مبارزه چند دقیقه بیشتر طول نکشید. در نهایت وونگ جک من فهمید که نمی تواند بروس را شکست دهد و سعی کرد فرار کند. بروس او را تعقیب کرد و آنقدر او را کتک زد تا بالاخره تسلیم شد. دیگر هیچ مبارزه طلب دیگری به آموزشگاه بروس فرستاده نشد و بروس به آموزش کونگ فو به افرادی با نژادهای مختلف ادامه داد. البته وونگ مبارزه با بروس را طور دیگری تعریف می کند. او ادعا می کند که بروس بجای آنکه با او دست بدهد، مشتی ناگهانی به صورت او زده و در بقیه مبارزه نیز فقط سعی کرده با ضربه انگشت او را کور کند. وونگ همچنین ادعا می کند که مبارزه نزدیک به مساوی تمام شد. ولی قطعاً هرگز نخواهیم دانست که آن روز واقعاً چه اتفاقی افتاده است. 4. بروس از جراحت مرگبار نخاعی جان سالم به در برد. در سال 1970، بروس لی جراحتی داشت که برای بیشتر ورزشکاران جراحت تمام کننده حیات ورزشی محسوب می شود. روال تمرینات بروس حتی اگر همه آنها را درست انجام می داد، بسیار دشوار و خطرناک بود و این در شرایطی بود که او هنگام تمرین همه احتیاط های لازم را می کرد. یک روز او تصمیم گرفت که قبل از انجام تمرین “صبح بخیر” خودش را گرم نکند. تمرین “صبح بخیر” بدین شکل بود که او یک هالتر 45 کیلویی را روی شانه هایش می گذاشت و آنقدر خم می شد تا بدنش با زمین موازی می شد. بیوگرافی و زندگینامه بروسلی آن روز گرم نکردن بروس قبل از تمرین باعث شد که آسیب ببیند و با درد کمر شدیدی او را در بیمارستان بستری کنند. به او گفته بودند که چهارمین عصب سرینی در نخاع او آسیب دیده است. پزشک بروس به او گفته بود که دیگر هرگز نباید کونگ فو کار کند، حداقل در سطح قبل نباید این کار را بکند. آنها به بروس گفته بودند که حداکثر کاری که می تواند بکند این است که “زندگی نرمالی” داشته باشد. بروس تا شش ماه سخت تلاش می کرد تا به آنها ثابت کند که اشتباه می کنند. او فلسفه خودش را عمیق تر می کرد و به خودش می آموخت که چطور دوباره راه برود. در نهایت او با پای خودش از بیمارستان خارج شد و توانست سریعتر و قویتر از قبل شود. 5. هنرجویان معروف بروس لی در چند برنامه تلویزیونی و فیلم سینمایی آمریکایی بازی کرد که فیلم The Green Hornet یکی از آنها بود، ولی بخاطر نژادپرستی با حرفه بازیگری در تقلا بود. بیشتر تهیه کننده و مدیران تلویزیونی ریسک انتخاب یک مرد آسیایی برای نقش اول فیلم را نمی پذیرفتند. علیرغم این موضوع، بروس از سوی افراد مشهور و ستاره هایی که فراتر از رنگ پوست او را می دیدند، مورد توجه فراوان قرار گرفت. در میان هنرجویان معروف او می توانند به ستاره هایی همچون استیو مک کوئین، جو لوئیس، چاک نوریس، جیمز کوبرن و کریم عبدالجبار اشاره کرد. بروس سعی می کرد تا با بالا بردن هزینه هر ساعت آموزش به 250 دلار، این ستاره ها را ناامید کند، زیرا نمی خواست آنها فکر کنند که می توان با چند درس ساده در کونگ فو استاد شد. ولی هر چه او قیمت را بالاتر می برد، ستاره ها سریعتر سراغ او می آمدند. حتی یک بار بروس به سوئیس سفر کرد تا به رومن پولانسکی درس خصوصی بدهد. 6. یک بار بروس اتفاقی جکی چان را کتک زد. جکی چان به عنوان سیاهی لشگر جوانی در چند تا از فیلم های بروس لی آغاز به کار کرد. یکی از اولین فیلم هایی که جکی در آن بازی کرد، Fist Of Fury بود که در این فیلم او از یکی از ساختمان های بلند سقوط کرد و توانست رکورد بلندترین سقوط را در سینمای چین بشکند. در همان فیلم، او را به دیواری کوباندند. منظورمان این است که جکی چان کسی نیست که بتوان با روش های معمولی او را کتک زد یا کشت. بیوگرافی و زندگینامه بروسلی وقتی جکی چان در فیلم “اژدها وارد می شود” بازی می کرد، از پشت به بروس لی حمله کرد و بطور اتفاقی چماق به صورتش خورد. خوشبختانه جکی چان که مثل ما آدم های معمولی نیست، با جراحات کوچکی توانست جان سالم بدر ببرد. او از این حادثه خنده اش گرفت و از فرصتی برای ملاقات و احوالپرسی با بت خود پیدا کرد لذت برد. 7. هالیوود علناً ایده او را دزدید. در دهه هفتاد، بروس لی برای پیدا کردن نقش در تقلا بود، بنابراین سعی می کرد تا ایده خودش را برای استودیوهای تلویزیونی ببرد. برنامه پیشنهاد او درباره یک رزمی کار چینی بود که در غرب قدیم می گشت و سعی می کرد با کونگ فو بر چیزهای بد غلبه کند. متأسفانه تهیه کنندگانی که او با آنها حرف می زد به ایده او شک داشتند، زیرا فکر می کردند که ایده او نتیجه ای دارد و دلیلش هم این است که ستاره اصلی او “خیلی چینی” است. ایده ها در نهایت رد شد… و چند سال بعد کونگ فو ظهور یافت. بیوگرافی و زندگینامه بروسلی نام بروس لی در تیتراژ Kung Fu دیده نشد و او هیچ پولی دریافت نکرد. به گفته تهیه کنندگان و سازندگان این برنامه – و خود وارنر برادرز – Kung Fu بر اساس ایده های بروس لی ساخته نشده بود. و ما فکر می کنیم که این فقط یک تصادف عظیم باشد که همان استودیویی که بروس لی به آن مراجعه کرده بود و ایده اش را در مورد کونگ فو کار چینی در دنیای غرب مطرح کرده بود، برنامه ای در مورد یک رزمی کار چینی ساخت که در دنیای غرب به دنیای درست کردن چیزهای غلط با هنر کونگ فو بود! 8. بروس برای دوربین ها زیادی سریع بود. نمی توان در مورد بروس لی مطلبی نوشت و نگفت که او در واقع ماشینی بود که از آینده برگشته بود! این موضوع وقتی جالب تر می شود که به این موضوع اشاره کنیم که بروس اغلب حرکاتی را اجرا می کرد که اصولاً نباید ممکن و شدنی باشند، مثلاً ضربه های مشت او آنقدر سریع بودند که چشم نمی توانست حرکت آن را ببیند. در سال 1966 بروس لی برای نقش کاتو در فیلم The Green Hornet انتخاب شد، ولی وقتی فیلمبرداری آغاز شد، فیلمبردار فهمید که ضربات مشت و پای بروس آنقدر سریع هستند که در دوربین اصلاً دیده نمی شوند. بالاخره این مشکل را بدین ترتیب حل کردند که از بروس خواستند کمی آهسته تر مشت و پا بزند. وقتی می خواهیم فیلم های او را ببینیم، باید روی حرکت آهسته حرکات او را مشاهده کنیم تا ببینیم چه اتفاقی می افتد. زیرا در سرعت معمولی فیلم بسیاری از حرکات او آنقدر سریع هستند که اصلاً دیده نمی شوند. بیوگرافی و زندگینامه بروسلی 9. او از چاک نوریس سرسخت تر بود. همه می دانند که چاک نوریس آدم کله شقی و رعب انگیزی است و به این راحتی ها نمی شود با او مبارزه کرد. بنابراین حدسش سخت است که در مبارزه بین بروس لی و چاک نوریس کدامیک برنده می شود؟ چاک نوریس و بروس لی با هم دوست بودند و امروزه وقتی با چاک نوریس مصاحبه می شود و این سوال از او پرسیده می شود، چاک از جواب دادن طفره می رود و قضیه را فلسفی می کند. قدیم ها چاک چنین جواب هایی می داد: «آیا در یک مسابقه واقعی بروس لی را شکست می دادم؟ ببخشید که اینطوری جواب می دهم: “خودنمایی، تصور احمق ها از افتخار است.”» بیوگرافی و زندگینامه بروسلی با این وجود، یک بار (و فقط یک بار) وقتی دی وی دی تحلیل “اژدها وارد می شود” ساخته می شد، چاک بطور قاطع به این سوال جواب داده بود… و جوابش مثبت بود، حتی چاک نوریس هم اعتراف کرده بود که بروس لی در مبارزه او را شکست می دهد. متأسفانه تنها زمانی که می توانیم با چشم خودمان این قضیه را ببینیم، وقتی است که این دو در “راه اژدها” با هم رو در رو می شوند. 10. سوء استفاده از بروس در سال 1973، بروس لی فوت کرد، در حالیکه فقط در 5 فیلم (در نقش اصلی) بازی کرده بود. ولی جالب است که مرگ تراژیک و بی موقع بروس لی در واقع ژانر جدیدی در فیلم های کونگ فو ایجاد کرد که آن هم ژانر سوء استفاده از بروس بود. تعداد کل این فیلم های تقلیدی جمعاً 168 فیلم است. در اصل بروس لی آنقدر محبوب شد که فیلمسازان فهمیدند هر چیزی در مورد نام او یا شبیه به او، فروش خیلی خوبی خواهد داشت. بنابراین شروع به پول در آوردن از این قضیه کردند. بیوگرافی و زندگینامه بروسلی آخرین فیلم بروس لی، بازی مرگ (Game Of Death) نام داشت که ساخت آن به پایان نرسید. اولین سوء استفاده فیلمسازان این بود که این فیلم را با کنار هم گذاشتن فیلم های قدیمی و استفاده از بازیگران شبیه به بروس کامل کردند. برای آنکه فیلم را بلندتر کنند، بطور بی شرمانه ای از فیلم های به خاک سپاری واقعی بروس لی – و حتی تصاویری از جنازه او – استفاده کردند
  11. «محمدرضا عبدالملکیان» در 14 خرداد سال 1336 در نهاوند چشم به جهان گشود. او از شاعران نوجوی معاصر و فارغ التحصیل مقطع دکترا از دانشگاه کشاورزی تهران است.کودکی و تحصیلات خود را در نهاوند گذراند و در سال 1350 دیپلم طبیعی گرفت، در سال 1354 هم مدرک مهندسی از دانشکده کشاورزی همدان گرفت، او در اردیبهشت 1357 به عنوان محقق در موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران مشغول به کار شد. در سال 1363 به عنوان کارشناس به سازمان آموزش کشاورزی وزارت کشاورزی منتقل شد و برای مدتی هم رئیس اداره تدوین کتب درسی آن سازمان بود. «عبدالملکیان» از سال 1370 تا کنون مدیر کل دفتر آموزش های رسمی وزارت کشاورزی است.اولین شعر او به هنگام تحصیل در (17 سالگی) در مجله امید ایران و اولین مجموعه شعرش، در سال 1354 انتشار یافت.«عبدالملکیان» عضو هیئت مدیره انجمن شاعران ایران و هم چنین عضو شورای عالی خانه هنرمندان است.«محمدرضا عبدالملکیان» از شاعران نوگو و نوجوی عصر انقلاب است که از ابتدای کار شاعری، به شیوه های شعری نو روآورد. او در انواع قالب های شعر فارسی طبع آزمایی کرده است، اما اشعار مطرح او را عمدتا قالب های نونیمایی و اشعار منثور (سپید) او تشکیل می دهد. «عبدالملکیان»، در ابتدا به قالب چهارپاره های پیوسته روی آورد و در این عرصه، اشعار قابل توجهی سرود. او در زمینه سرایش رباعی و دوبیتی با گویش نهاوندی نیز ابتکاراتی در ترکیب عرضه می کند. اشعار نوی او به سبک نیمایی و منثور، حکایت از شاعری دارد که به دنبال زبانی مستقل و خاص است.اغلب سروده های او، رنگ عاشقانه با درون مایه اجتماعی دارد که با لحنی صمیمی و زبانی ساده و خوش آهنگ و به دور از ابهام، بیان شده است. انسان و احوالات درونی او و عشق به تعالی، مضامین اصلی درون مایه شعری او را تشکیل می دهند که از مشخصه های شعری او نیز هستند. در اشعار او گرایش به یافتن زبانی خاص کاملا آشکار است و در موفق ترین اشعار او جلوه ای محسوس دارد. اشعار او غالبا روایی است، تا تصویری که دارای ترکیبات و تعبیرات بدیع و ابتکاری باشد. در شعر او گرایش به ساده زیستن و عشقی پاک بازتاب دارد.در مجموع ، «محمدرضا عبدالملکیان» از شاعران با استعدادی است که با اشعاری عاشقانه و انسانی، با لحنی صمیمی و عاطفی و زبانی ساده و خوش آهنگ و درد آشنا، یکی از مطرح ترین شاعران عصر انقلاب به شمار می آید.از او مجموعه های مه در مه (مجموعه شعر)، ریشه در ابر (مجموعه شعر)، مهربانی، رد پای روشن باران، آوازهای آبادی (مجموعه اشعار) و رباعی امروز (مجموعه رباعی از شاعران معاصر) و ... انتشار یافته است.
  12. جنیفر لارنس : Jennifer Lawrence تاریخ تولد : 15 آگوست 1990 در کنتاکی، ایالات متحده معرفی کوتاه : جنیفر لارنس با نام کامل " جنیفر شریدر لارنس " در شهر لوئیزویل از توابع ایالت کنتاکی چشم بر جهان گشود. وی در سن 14 سالگی به شهر بزرگ نیویورک مسافرت کرد تا بتواند آینده اش را در این شهر رقم بزند. در ابتدا او به مانند بسیاری از دختران نوجوان آمریکایی ، حرفه مدلینگ را پیش گرفت اما پس از مدتی متوجه شد که نمی تواند در این شغل موفق باشید چراکه آرزوی او بازیگری بود. جنیفر پس از ترک حرفه مدلینگ، مصرانه به دنبال جلب نظر مساعد نمایندگان استعداد یابی بود و برای تست بازیگری به استودیوهای مختلفی مراجعه کرد که در اکثر موارد درتست بازیگری رد می شد! اما بالاخره به نحوی عجیب موفق به جلب نظر یک نماینده استعداد یابی شد. جنیفر در این تست متنی را از روی کاغذ روخوانی کرد که به گفته نماینده استعداد یابی " بهترین روخوانی بود که در تمام مدت کاری اش دیده بود!" پس از این، جنیفر به پروژه های مختلف تلویزیونی معرفی شد و سرانجام برای حضور مستمر در هالیوود به شهر لس آنجلس نقل مکان کرد. در لس آنجلس، جینفر ابتدا کارش را با نقشهای کوتاه در پروژه های تلویزیونی آغاز کرد اما خیلی طول نکشید که با نقش ری دالی در فیلم تحسین شده « استخوان های زمستان » به شهرت جهانی برسد. « استخوان های زمستان » یکی از موفق ترین فیلمهای سال 2010 بود که جدای از جوایز گوناگونی که از جشنواره های مختلف بدست آورد، برای جنیفر لارنس نیز بسیار حائز اهمیت بود چراکه توانست کاندیداتوری اسکار بهترین بازیگری نقش اول زن را به ارمغان بیاورد. جنیفر لارنس پس از « استخوان های زمستان » ، در پروژه های مهمتری ایفای نقش کرده که از جمله آنها می توان به « مردان ایکس : درجه یک » اشاره کرد و بزودی هم فیلم « عطش مبارزه » از وی به نمایش در خواهد آمد که این یکی می تواند جنیفر لارنس را تبدیل به یک ستاره دست نیافتنی کند. نکاتی که احتمالاً درباره جنیفر لارنس نمی دانید : چپ دست هست. وی توسط یک عکاس در نیویورک کشف و به یک نماینده استعداد یابی معرفی شده بود یکی از طرفداران پرو پا قرص جف بریجز است رابطه ای را با نیکلاس هولت آغاز کرده، این دو در جریان فیلمبرداری فیلم « مردان ایکس : درجه یک » با یکدیگر آشنا شدند. برای بازی در فیلم « استخوان های زمستان » مجبور شد تا چوب بری را فرا بگیرد گیتار را به خوبی می نوازد یکی از خوش اقبالان دنیای بازیگری می باشد چراکه تنها به فاصله 2 سال از فارغ التحصیلی اش از دبیرستان موفق شد تا بازیگری را آغاز کند. در جایی گفته بود که خیلی هیجان زده می شود که مردم او را دختر جذابی می خوانند اما علاقه ای ندارد که به او لقب های زشت بدهند! در 2 فیلم موفق جشنواره ساندنس حضور پیدا کرده و یکجورایی شهرت اش را مدیون این جشنواره است؛ اولی « استخوان های زمستان » و دیگری هم « شبیه دیوانه » بود. گفته که مریل استریپ ، کیت بلانشت و لورا لینی الهام بخش او در بازیگری بوده اند. پدرش یک شرکت بتن سازی به نام " لارنس و شرکا » را اداره می کند. یکبار جمله ای عجیب گفته بود که چندان به مزاق بازیگران خوش نیامد، او گفته بود : «من کارهایی که عاشقش هستم رو انجام می دم و بعدش هم ماه ها استراحت می کنم چراکه کلی پول گیرم میاد که برای یک دختر 21 ساله زیادی هم هست، من نمی دانم چرا بازیگران همیشه از حقوقشان ناراضی هستند!» دومین بازیگر جوان زن تاریخ سینماست که موفق به کاندیداتوری در رشته بهترین بازیگر نقش اول زن شده است. اولی کیشا کستل – هیوز بود که در سال 2002 برای فیلم Whale Rider کاندید شده بود جنیفر لارنس از جمله بازیگرانی هست که هیچ دوره بازیگری را نگذرانده است. مهمترین فیلمهای جینفر لارنس : The Beaver X-Men: First Class Winter's Bone Like Crazy The Hunger Games Devil You Know The Burning Plain عکس های جذاب جنیفر لارنس ۲۰۱۴ , جنیفر لارنس در مراسم اوسکار تصاویر جذاب جنیفر لارنس عکس های جذاب جنیفر لارنس , بیوگرافی جنیفر لارنس عکس های جذاب جنیفر لارنس , بیوگرافی جنیفر لارنس عکس های جذاب جنیفر لارنس , بیوگرافی جنیفر لارنس عکس های جذاب جنیفر لارنس , بیوگرافی جنیفر لارنس
  13. نام: سحر نام خانوادگی: قریشی تاریخ تولد: 1366/10/6 محل تولد : تهران به نقل از آکاایران :سحر قریشی در ششمین روز از دی ماه سال ۱۳۶۶ در تهران متولد شد. او بازیگر سینما و تلویزیون است و بازیگری را با فیلم سینمایی لج و لج بازی آغاز کرد سحر قریشی تنها یک برادر دارد و رنگ های مورد علاقه اش مشکی ، آبی و قرمز است طرفدار دو آتیشه استقلال است سحر قریشی دوست دارد هر چه زود تر به اوج برسد و این آینده را برای خود پیش بینی میکند. برای قریشی نوع پوشش و لباس خیلی اهمیت دارد . او حسین سهیلی زاده را مانند پدرش دوست دارد. سحر قریشی سابقا همسر مهران اخوان ذاکری بود، این دو مدتی قبل طلاق گرفتند.

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×