رفتن به مطلب
Added by Amir

Added by Amir

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'حماسی_عاشقانه_تاریخی_رمزآلود'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار اصلی
    • سرآغاز / به نودهشتیا خوش آمدید
    • اخبار و اطلاعیه ها
    • آموزش کار با انجمن
  • کتاب
    • تایپ رمان
    • تالار ویرایش
    • کتاب های زبان اصلی
    • معرفی و نقد کتاب کاربران
    • رمان های کامل شده
    • دنیای کتاب
    • دانلود کتاب
    • پاتوق نویسندگان
    • داستانک
  • کتاب صوتی
    • ضبط کتاب
    • دنیای کتاب های صوتی
    • دانلود کتاب های صوتی
    • پاتوق گویندگان
  • درسی و دانشجویی
    • جزوه ، تحقیق ، پروژه ، پایان نامه
    • علم و دانش
    • طرح سوالات و مشکلات درسی
  • آموزش
    • آموزش آشپزی
    • آموزش های متفرقه
    • آموزش های کامپیوتری
    • درخواست آموزش و راهنمایی
  • فرهنگ و هنر
    • موسیقی
    • بیوگرافی
    • تاریخ ، ایران و جهان شناسی
    • شعر و ادبیات
  • سینما و تئاتر
    • تئاتر و نمایش
    • اخبار و معرفی فیلم
    • اخبار و معرفی سریال
    • دانلود کارتون و انیمیشن
    • دانلود سریال و مستند مجاز
  • مذهبی
    • حدیث
    • مشاوره مذهبی
    • تفسير و علوم قرآن
    • فقه و احکام شرعی
    • دانلود مداحی و مدیحه
  • عکس
    • گالری عکس شخصیت های ایرانی
    • متفرقه
  • عمومی
    • ورزش
    • سرگرمی
    • بحث و گفتگو
  • بازارچه
    • بازارچه کتاب
  • نودهشتیا
    • خانواده نودهشتیا
  • جزیره گمشده
    • سطل زباله

Product Groups

چیزی برای نمایش وجود ندارد

دسته ها

چیزی برای نمایش وجود ندارد


جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


AIM


MSN


Website URL


ICQ


yahoo


Jabber


Skype


علایق

1 نتیجه پیدا شد

  1. «به نام خداوند صاحب قلم» نام رمان: افسانه یک پیاله خون نویسنده: z.h.a کاربر انجمن نودهشتیا موضوع: تاریخی_عاشقانه_حماسی_رمزآلود_غیرطبیعی خلاصه: فرزند آدریان چهارم...دختری که آمدنش خوش یمن و مبارک است...دختری که با آمدنش جنگ ها فرو می‌نشیند و آتش نفرت ها خاموش میشود.صلح...آیا صلحی موقت است؟ آیا همه چیز آرام می ماند؟ در ان سوی راستان شهر قلعه هایی قد کشیده اند...دیواری میان احساسات تو ومن...منی که گیج به دنبال راهی برای شکستن دیوار های قلعه هستم ناگاه متوقف میشوم.بر فراز تپه های راستان شهر جنگجویی میبینم.محو تماشای رقص نور طلوعت میشوم...محو ان پرتوهایی که از پس و پیش تو به دیوارهای قلعه های سنگی میتابد...گرگ و میش آسمانمان روبه روشنایی میگذارد.چشمان بی رمقم را به تو دوخته ام.خسته ام.اما تو... شمشیر کشیده ای؟ قلب من را هدف گرفته ای؟! میزنی...تابپاشد...تاصورت هامان خونین شود. می بینی؟ آسمان سرخ است... تعجب نکن! این سرخی، سرخی خون من است؛ زبانه کشیده است تا کرانه های آسمان! تا مرز میان من و تو... زخمی ام کرده ای...ولی اعتراضی نمیکنم.فقط سعی میکنم؛ این لحظات آخر غروبم راندید بگیرم...وقتی درپی غروبم طلوع تو باشد؛دیگر جان دادن ماه چه اهمیتی دارد؟ ولی تو بمان...تو بتابان! برفراز کوه های راستان شهر بایست وبتابان! می‌بینی؟ یـک پـیـاله خـون است ؛ فاصله... از طلوع تو تا غروب من! ⛔توجه توجه!⛔ موسیقی آغازین رمان!میدونم سابقه نداشت کسی تیتراژ آغازین برای رمانش بذاره!...پس تفاوت را احساس کنید(((:بنظرم با این موسیقی شاید بیشتر با حس داستان همراه شوید...ابتکاری جدید! سخن نویسنده: درود و صد درود(: راستی...اگر واقعا خوشتان نیامده گزینه ی بد را از میان گزینه های نظر به ارسال انتخاب کنید.مطمئن باشید ناراحت نمیشوم.ذوق نویسندگی ام هم کور نمیشود! دیگر نمیدانم چطور بگویم نظر بدهید(:هرچه باشد!!!مهم نظر دادن است!جان عزیزتان نظر بدهید!!)

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×