رفتن به مطلب
Added by Amir

Added by Amir

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'روانشناسی'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار اصلی
    • سرآغاز / به نودهشتیا خوش آمدید
    • اخبار و اطلاعیه ها
    • آموزش کار با انجمن
  • کتاب
    • تایپ رمان
    • تالار ویرایش
    • کتاب های زبان اصلی
    • معرفی و نقد کتاب کاربران
    • رمان های کامل شده
    • دنیای کتاب
    • دانلود کتاب
    • پاتوق نویسندگان
    • داستانک
  • کتاب صوتی
    • ضبط کتاب
    • دنیای کتاب های صوتی
    • دانلود کتاب های صوتی
    • پاتوق گویندگان
  • درسی و دانشجویی
    • جزوه ، تحقیق ، پروژه ، پایان نامه
    • علم و دانش
    • طرح سوالات و مشکلات درسی
  • آموزش
    • آموزش آشپزی
    • آموزش های متفرقه
    • آموزش های کامپیوتری
    • درخواست آموزش و راهنمایی
  • فرهنگ و هنر
    • موسیقی
    • بیوگرافی
    • تاریخ ، ایران و جهان شناسی
    • شعر و ادبیات
  • سینما و تئاتر
    • تئاتر و نمایش
    • اخبار و معرفی فیلم
    • اخبار و معرفی سریال
    • دانلود کارتون و انیمیشن
    • دانلود سریال و مستند مجاز
  • مذهبی
    • حدیث
    • مشاوره مذهبی
    • تفسير و علوم قرآن
    • فقه و احکام شرعی
    • دانلود مداحی و مدیحه
  • عکس
    • گالری عکس شخصیت های ایرانی
    • متفرقه
  • عمومی
    • ورزش
    • سرگرمی
    • بحث و گفتگو
  • بازارچه
    • بازارچه کتاب
  • نودهشتیا
    • خانواده نودهشتیا
  • جزیره گمشده
    • سطل زباله

Product Groups

چیزی برای نمایش وجود ندارد

دسته ها

چیزی برای نمایش وجود ندارد


جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


AIM


MSN


Website URL


ICQ


yahoo


Jabber


Skype


علایق

6 نتیجه پیدا شد

  1. AGH

    هوش هیجانی چیست؟

    از دوران کودکی معمولا به افراد درس‌های مختلفی از جمله تاریخ، علوم و ریاضی آموزش داده می‌شود، اما آموزش‌هایی مانند شناسایی احساسات یا مقابله‌ با آن‌ها از دوران کودکی به کودکان یاد داده نمی‌شود. این مهارت‌ها می‌توانند با ارزش باشند، اما متاسفانه در نظام آموزشی تدریس نمی‌شوند. در این مقاله با هوش هیجانی یا Emotional Intelligent آشنا می‌شویم. هوش هیجانی اصطلاحی است که روان‌شناسان برای توصیف این که چگونه افراد مختلف می‌توانند به خوبی احساسات خود را مدیریت کرده و نسبت به دیگران واکنش نشان دهند، مورد استفاده قرار می‌گیرد. افرادی که از هوش هیجانی استفاده می‌کنند به مهارت‌های کمتری برای مدیریت تعارض، پاسخ به نیازهای دیگران و محافظت و مدیریت احساسات برای اینکه اخلالی در زندگی به وجود نیاید، نیاز دارند. هوش هیجانی چیست؟ اندازه گیری هوش هیجانی موضوعی نسبتا جدید در زمینه‌ی روان‌شناسی است و برای اولین بار در اواسط دهه‌ی ۸۰ میلادی کشف شده است. چندین مدل در زمینه‌ی هوش هیجانی در حال توسعه است، اما در این مقاله تنها به بررسی «مدل مختلط» از این شاخه‌ی روان‌شناسی که توسط روان‌شناس برجسته دنیل گلمن توسعه داده شده، خواهیم پرداخت. مدل مختلط دارای پنج مهارت مهم و کلیدی است: خود آگاهی: این مهارت در واقع شناخت هیجان‌های خود است؛ یعنی آگاهی از احساسات خود که شامل یک ارزیابی دقیق از زمانی است که فرد در چه زمانی به چه کمک‌ها و عواطفی نیاز دارد. خودگردانی: این مهارت به عنوان کنترل هیجان‌های خود شناخته می‌شود که باید فرد دارای مهارت کنترل و اداره هیجان‌ها، مناسب و بجا بودن آن‌ها در هر موقعیت و مدیریت هیجان‌ها باشد. در این مهارت فرد باید هیجان‌های خود را به گونه‌ای مدیریت کند که باعث ایجاد اختلاف نبوده و آرامش را در بحث و جدال‌ها حفظ کرده و همچنین از فعالیت‌های ترحم و وحشت اجتناب کند. خود انگیزشی: این مهارت نیز در واقع برانگیختن و به هیجان آوردن خود است؛ یعنی استفاده از هیجان‌ها برای هدفی خاص، تمرکز و توجه، ایجاد انگیزه در خود و تسلط بر خویشتن و خلاقیت است. در مدل گلمن این مهارت باید شامل رضایت، کنجکاوی و توجه باشد. همدلی: در حالی که سه مهارت قبلی در خصوص تعامل فرد با خود بود، این مهارت درباره‌ی تعامل فرد با دیگران است. در این مرحله فرد باید دارای مهارت شناخت هیجان‌های دیگران، توانایی همدلی و یگانگی با دیگران باشد. مهارت‌های اجتماعی: این دسته شامل استفاده از همدلی و همچنین مذاکره با نیازهای دیگران است؛ در این مهارت فرد باید بتواند روابط خود با دیگران و هیجان‌های آن‌ها را تنظیم کند. خود آگاهی قبل از انجام هر کاری ابتدا باید احساسات خود را بشناسیم. بهبود خود آگاهی اولین قدم برای شناسایی مشکلات پیرامون هر فرد است. در زیر لیستی از مواردی که باعث بهبود مهارت خود آگاهی می‌شود آمده است: یادداشت کردن احساسات: همواره توصیه می‌شود که یک یادداشت کلی از احساسات داشته باشیم. در پایان هر روز، هر آنچه که برایتان اتفاق افتاده، احساس کرده‌ و واکنش خود در برابر آن‌ها را یادداشت کنید. به طور مکرر این یادداشت‌ها را بررسی کرده و نکات مهم و برجسته‌ی آن‌ها را جداگانه مشخص کنید. پرسیدن نظرات دیگران: همان طور که قبلا در خصوص درک خود صحبت کردیم، پرسیدن نظرات دیگران برای مهارت خود آگاهی می‌تواند مفید واقع شود. سعی کنید از افرادی که شناخت بهتری از نقاط قوت و ضعف شما دارند پرسش کنید. هر نظر و حرفی که گفتند را یادداشت کرده و نظرات افراد مختلف را باهم مقایسه کنید، در آخر نظرات مهم را مشخص کنید. چیزی که مهم است اصلا با نظرات دیگران بحث و جدال نکنید، حتی ممکن است نظرات دیگران درست نباشد، شما فقط تلاش می‌کنید که ادراک دیگران از خودتان را سنجیده و بررسی کنید. مدیتیشن: زمانی که ما دارای قابلیت کنترل و آرام کردن احساسات نیستیم، می‌توانیم از قابلیت کنترل احساسات یا عادت کردن به آن‌ها استفاده کنیم. دفعه‌ی بعدی که یک واکنش احساسی را نسبت به کسی داشتید، سعی کنید قبل از واکنش مکث کنید. همچنین می‌توانید به همین منظور از مدیتیشن برای کاهش واکنش سریع مغز به احساسات استفاده کنید. اگر تا به حال تمرینات خود آگاهی را انجام نداده‌اید، موارد پیشنهاد داده شده می‌توانند شما را در این راه همراهی و کمک کنند. یک استراتژی دیگر به همین منظور استفاده از پیاده‌روی است؛ می‌توانید به پیاده‌روی‌های طولانی رفته و در طول راه عواملی را که باعث مزاحمت و ناراحتی شما می‌شود با خود بررسی کنید. نگرش و تصورات دیگران از شما نیز می‌تواند به یافتن این موارد کمک کرده و دید جدیدی از خود را ارائه می‌دهد. مهم‌ترین عامل در این زمینه بررسی مهارت‌های خود به جای تمرکز به عوامل خارجی و محیط است. خودگردانی زمانی که شناخت دقیقی از احساسات خود به دست آوردید، می‌توانید به کنترل آن‌ها اقدام کنید. مهارت خودگردانی مناسب، عبارت است از کنترل عوامل احساسات خود، عوامل بیرونی و واکنش‌ها و انجام بهترین رفتار ممکن. یکی از راه‌های کلیدی و مهم برای مدیریت احساسات خود، تغییر روش حس کردن است؛ ممکن است این توصیه‌ی قدیمی را شنیده باشید که حین عصبانیت تا ۱۰ بشمارید، یا با کسی که مشکلات بسیاری دارد و افسرده است صحبت کنید؛ اگرچه این توصیه کمی تلخ و ناگوار است اما در برخی شرایط پیشنهاد داده می‌شود. به هر حال وارد کردن یک تکان به بدن خود یا ایجاد تغییر در نحوه‌ی حس کردن و واکنش می‌تواند بسیار سازنده باشد. اگر احساس کرخی و بی‌حالی دارید ورزش کنید؛ اگر در شرایط احساسی شدیدی قرار گرفته‌اید سیلی یا ضربه‌ی محکمی به خود بزنید. در کل می‌توان گفت هر ضربه‌ی ناگهانی یا شوک خفیف به سیستم بدنی می‌تواند در شکستن روال همیشگی احساس کردن، کمک کند. به عقیده‌ی آدام دچیس یکی از نویسندگان سایت LifeHacker، می‌توان انرژی را که برای عواطف و احساسات صرف می‌کنیم در زمینه‌ای دیگر به کار برد. اشکالی ندارد اگر بخواهید مقداری از احساسات خود را نگه دارید یا اینکه از بروز دادن آن‌ها در زمان معین خودداری کنید. به هر حال اگر قصد انجام چنین کاری را دارید پیشنهاد می‌شود انرژی این احساسات را در زمینه‌های مفید دیگر به کار ببرید. شما همواره نمی‌توانید احساسی را که افراد یا اشیای خاص به شما منتقل می‌کنند کنترل کنید اما در عوض این قابلیت را دارید که بتوانید از واکنش‌ها و بروز احساسات خود مراقبت و کنترل کنید. اگر دارای مشکلاتی در کنترل احساسات هستید، تنها در زمان‌هایی که از نظر روحی و روانی در آرامش هستید دنبال راه‌کارهایی برای این منظور باشید؛ همه‌ی احساسات هم قابل از بین رفتن نیستند. آدام دچیس، زمان‌هایی که با افسردگی مبارزه می‌کرد آموخت که برخی احساسات به مدت طولانی باقی می‌مانند، اما همواره لحظاتی وجود دارد که ما شدت آن‌ها را کمتر حس می‌کنیم، از این لحظات برای کنترل احساسات استفاده کنید. خود گردانشی زمانی که ما درباره انگیزه در هوش هیجانی صحبت می‌کنیم منظور این نیست که با انرژی بیشتر به سر کار بروید، هدف این است که از مهارت‌های خود برای حل مشکلات استفاده کنید. به گفته‌ی روان‌شناسان یک بخش مجزا در مغز وجود دارد که هنگام فکر کردن برای رسیدن به هدف‌ها فعال می‌شود. فرقی نمی‌کند که هدف شما پیدا کردن شغل مناسب یا بهبود شغل، تشکیل خانواده یا هنر باشد، هر کسی در زندگی خود دارای اهدافی است. زمانی که انگیزه‌تان فعال شد، با تمامی واقعیت‌های زندگی آمیخته می‌شود. می‌خواهید تشکیل زندگی بدهید؟ افراد با انگیزه با افراد دارای هدف مشابه ملاقات می‌کنند. می‌خواهید به شغل خود بهبود ببخشید؟ افراد با انگیزه دوره‌های آموزشی مختلفی را به همین منظور می‌گذرانند، فرم استخدام پر می‌کنند یا به دنبال‌ راه‌های دیگری برای ارتقای شغلی هستند. به عقیده‌ی دنیل گلمن، برای استفاده از این انگیزه ابتدا باید ارزش‌های خود را شناسایی کنید. بسیاری از ما به اندازه‌ای مشغول هستیم که زمانی مجزا برای شناسایی ارزش‌های خود صرف نمی‌کنیم. یا حتی در بدترین حالت ممکن، به قدری زمان طولانی از وقت‌مان تلف می‌شود که دیگر انگیزه‌ی کافی برای انجام کارها را از دست می‌دهیم. متاسفانه نمی‌توان به طور حتمی اهداف هر کس را مشخص کرد اما افراد می‌توانند از استراتژی‌های مشخص برای این منظور استفاده کنند. به خاطرات خود مراجعه کنید؛ زمان‌هایی که احساس خوشی و رضایت داشتید. لیستی از مواردی را که به آن‌ها ارزش می‌دهید تهیه کنید. به یاد داشته باشید، افرادی که به اهداف مشابه شما دست یافته‌اند، در بلند مدت و با مرور زمان توانسته‌اند این موفقیت‌ را کسب کنند. همدلی احساسات فقط نیمی از روابط را تشکیل می‌دهند که بیشتر به آن تمرکز می‌شود، زیرا هر فرد هر روزه با خود کلنجار می‌رود. همه‌ی افراد دیگری که برای شما مهم هستند احساسات، خواسته‌ها، دلایل و ترس‌های خود را دارند. همدلی یکی از مهم‌ترین مهارت‌ها برای هدایت روابط به شمار می‌رود که در طول زندگی قابل آموختن است. در زیر به مواردی برای تمرین همدلی اشاره می‌شود: حرف نزنید و تنها گوش کنید: این مورد یکی از سخت‌ترین اما مهم‌ترین مهارت در همدلی است. شما نمی‌توانید برای درک کردن همه‌ی افراد، زندگی آن‌‌ها را تجربه کنید، اما در عوض می‌توانید به حرف‌های آن‌‌ها گوش دهید. گوش دادن یعنی اینکه به طور کامل اجازه دهید طرف مقابل حرف بزند و حرف‌ها و کلمات را نشمارید؛ یعنی شک و تردید‌های خود را برای لحظاتی کنار گذاشته و اجازه دهید طرف صحبت‌تان برای مدتی کوتاه حرف‌ها و احساسات خود را بازگو کند. همدلی بسیار سخت است، اما در هر رابطه‌ای مکث کردن حداقل به مدت ۱۰ ثانیه و اجازه‌ی صحبت دادن به طرف، می‌تواند به بهبود رابطه کمک کند. موقعیت ناخوشایند خود را به کار ببرید: یکی از سریع‌ترین راه‌ها برای محکم کردن یک نظر در ذهن این است که خود را با نظر مخالف آن مواجه کنید. برای به انجام رساندن این هدف، خود را در موقعیتی ناخوشایند قرار دهید. اگر فکر می‌کنید رئیس‌تان رفتاری غیرمنطقی دارد، اقدام‌های آن‌ها را در ذهن خود مرور کنید. اگر به جای آن‌ها بودید رفتارهای او را منطقی و با دلیل می‌دانستید؟ پرسیدن این گونه سئوال‌ها با خود می‌تواند همدلی و درک متقابل از طرف هم‌صحبت را فراهم کند. دانستن کافی نیست، درک کنید: درک کردن مهم‌ترین کلید همدلی است. همان طور که پیش از این نیز صحبت کردیم، درک کردن تفاوت بین دانستن و تجربه‌ کردن است. اگر عبارت «من می‌دانم، اما...» را بیشتر به کار می‌برید، باید کمی مکث کرده و وقفه ایجاد کنید. زمانی که کسی از تجربیات خود صحبت می‌کند، زمانی را صرف کرده و فکر کنید که اگر شما به جای آن فرد بودید و تجربیات او را داشتید چه می‌شد. اشکالی ندارد اگر زمان زیادی را برای این منظور صرف نمی‌کنید اما حتی چندین ثانیه و دقیقه می‌تواند کارآمد باشد. با این اوصاف، همدلی یعنی برقراری رابطه‌ی عاطفی با دیگران، یعنی اجازه‌ دادن به اینکه تجربیات آن‌ها با تجربیات شما ادغام شود. همدلی یعنی مکث کردن قبل از اقدام و رفتار؛ اگر طرف هم صحبت شما گریه می‌کند یا در شرایطی احساسی عمیقی قرار دارد، سعی کنید به او ناراحتی وارد نکرده و همدلی کنید. مهارت‌های اجتماعی تمامی ابزارهایی که در چهار بخش قبل به کار می‌برید در حل مشکلات اجتماعی قابل استفاه است. همان‌طور که دنیل گلمن تشریح می‌کند، مهارت‌های اجتماعی تمامی عملکرد شما هم در محل کار و هم در زندگی شخصی را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد. می‌توانید نقطه‌ی آغاز را مشکلات اجتماعی در نظر بگیرید؛ حل و فصل یک اختلاف. این درست زمانی است که تمامی مهارت‌های خود را در زندگی واقعی به کار می‌برید. در زیر به چند مورد از مواردی که در چنین زمان‌هایی کاربرد دارد اشاره می‌کنیم: شناسایی و مقابله با احساسات خود: زمانی که با کسی اختلاف دارید، شرایط سخت‌تر می‌شود. اگر طرف مقابل در شرایط احساسی قرار داشت سعی کنید ابتدا این مسئله را حل و فصل کنید. وقتی را صرف آرام کردن خود کنید و سپس برای حل مشکلات تمرکز و اقدام کنید. در روابط احساسی قبل از انتقاد به طرف مقابل خود متذکر شوید که همواره او را به یاد داشته و به فکرش هستید. شناسایی مشکلات زمانی که هر دو طرف آرام شدند: زمانی که شما در شرایط مناسب و آرامی قرار گرفتید، سعی کنید اختلافات را پیدا کنید. قبل از کشف راه‌حل‌ها، از خود و طرف مقابل مطمئن شوید که هر دو مشکلات موجود را قبول کرده‌اید. برخی مواقع ارائه راه‌حل‌ها زمانی که طرف مقابل حتی خود مشکلات را قبول نمی‌کند، سازنده و کاربردی نخواهد بود. پایان دادن خوش به رابطه‌ها: چه در کسب و کار باشید چه در زندگی شخصی، زمانی لذت به وجود خواهد آمد که هر دو طرف یک نگرش و هدف داشته باشند. حتی اگر نمی‌توانید پایان خوشی را ایجاد کنید، از این مورد اطمینان حاصل کنید که هدفی مثبت از رابطه داشته‌اید. همواره این تصور را به همکار، دوست و رئیس خود القا کنید که با آن‌ها همراه و هدفی یکسان دارید، حتی اگر هدف شما متفاوت باشد. البته تمامی تعامل‌ها با دیگران به اختلافات ختم نمی‌شود. برخی از مهارت‌های اجتماعی موجب ایجاد و برقراری روابط جدید و معاشرت با افرادی با طرز فکرهای متفاوت می‌شود. اگرچه حل اختلافات یکی از بهترین راه‌ها برای استفاده‌ از مهارت‌های احساسی و عاطفی است. اختلافات زمانی به بهترین شکل قابل حل هستند که شما بدانید واقعا چه خواسته‌هایی دارید؛ بعد از آن می‌‌توانید به راحتی ارتباط برقرار کنید، خواسته‌های دیگران را درک کنید و شرایط مطلوب را محیا کنید. اگر به اندازه‌ی کافی توجه کنید خواهید دید که تمامی مهارت‌های هوش هیجانی خود را به کار برده‌اید.
  2. هیچ شخصی نمی‌تواند احساساتش را به طور کامل کنترل کند اما با انجام تمرین‌های ساده می‌تواند واکنش بهتر و سنجیده‌تری در شرایط حساس نشان دهد. در دنیای امروزی همه‌ی انسان‌ها درگیر کنترل احساسات خود هستند. این درگیری‌ها به دو دسته‌ی درونی و خارجی تقسیم می‌شود. به‌عنوان مثال تلاش برای برقراری تعادل میان احساسات منفی نوعی درگیری درونی حساب می‌شود. گاهی اوقات درگیری‌ها خارجی هستند مانند شرایط فردی که با هجوم پیغام‌های تبلیغاتی روبه‌رو شده و باید از میان آن‌ها بهترین برند را انتخاب کند. بنابراین هوش هیجانی یعنی توانایی تشخیص، درک و مدیریت احساسات درونی خود و احساسات دیگران بیش از هر زمانی اهمیت پیدا کرده است. البته بسیار از افراد مدیریتی روی احساساتشان ندارند زیرا اغلب آن‌ها به طور غریزی رخ می‌دهند و فرد کنترلی روی آن‌ها ندارد؛ اما می‌تواند با تمرکز بر روی افکار، نحوه‌ی واکنش نشان دادن به احساسات را مدیریت کند. هر انسانی با کمی تمرین می‌تواند افکار و درنتیجه واکنش خود را هنگام دیدن فیلم، شنیدن موسیقی و سایر کارها مدیریت کند. تمرین‌هایی که در ادامه‌ی این مقاله‌ بررسی می‌کنیم نیز به مدیریت واکنش‌های احساسی و گرفتن تصمیم‌های عاقلانه‌تر کمک می‌کنند. تصمیم‌هایی که بعد از مدتی از گرفتن آن‌ها پشیمان نخواهید شد. ۱- مکث مکث یکی از مهم‌ترین ابزارهای نشان دادن احساسات در بدن انسان است. قبل از صحبت کردن یا واکنش نشان دادن در مورد هر موضوعی کمی مکث کرده و فکر کنید. گاهی اوقات انسان‌ها تحت تأثیر احساسات لحظه‌ای خود کارهایی انجام می‌دهند که بعدا پشیمان می‌شوند و مکث کردن از بروز چنین اشتباهاتی جلوگیری می‌کند. اما مکث کردن تنها مختص شرایط ناراحت کننده نیست. گاهی اوقات انسان‌ها برای استفاده از فرصت‌ها هیجان‌زده می‌شوند. فرصت‌هایی که در یک لحظه خوب به نظر می‌رسند اما بعدا متوجه می‌شوند این شرایط چندان هم خاص نبوده‌ است. تا به حال برایتان پیش آمده تحت تأثیر حال روحی خوب یا بد خود خرید کنید؟ در آینده و در شرایط مشابه قبل از هر تصمیم کمی مکث کنید و ببینید آیا واقعا به آن کالا احتیاج دارید یا بعدا از خرید پشیمان خواهید شد. تمرین: هر زمان احساس کردید در شرایط احساسی قرار گرفته‌اید مکث کنید. زمانی که ناراحت هستید خیلی آرام از یک تا ده بشمارید. اگر می‌توانید پیاده‌روی کوتاهی داشته باشید. بهترین کار این است که بعد از رسیدن به آرامش در مورد نحوه‌ی واکنش خود تصمیم‌گیری کنید. ۲- تن صدا زمانی که با شخصی صحبت می‌کنید، طرف مقابل نیز همانند شما و با همان تن صدایی که دارید ارتباط برقرار می‌کند. اگر با آرامش و تن صدای پایین صحبت کنید آن‌ها نیز به همین شکل پاسخ می‌دهند. اگر فریاد بکشید یا خشمگین شوید، آن‌ها نیز مانند شما واکنش نشان می‌دهند. درنتیجه تن صدایی که استفاده می‌کنید مهم است. اگر نمی‌خواهید تنش ایجاد کنید، با آرامش و حساب شده صحبت کنید. تمرین: اگر بحث شدت پیدا کرد، با پایین آوردن تن صدا و استفاده از کلمات مناسب فضا را به حالت قبل بازگردانید. بعد از مدتی متوجه می‌شوید طرف مقابل نیز بسیار آرام‌تر شده است. ۳- سکوت گاهی اوقات انسان در شرایط احساسی قرار می‌گیرد که امکان ترک محل وجود ندارد. در چنین شرایطی بهترین گزینه سکوت کردن است. معمولا در این شرایط بیان کردن نظرات چندان اهمیتی ندارد و کمکی به بهبود اوضاع نمی‌کند درنتیجه بهترین کار سکوت است. با سکوت کردن شرایط را بدتر نکنید و اجازه دهید طرف مقابل به راحتی و به طور کامل احساساتش را بیان کند. تمرین: نفس عمیق بکشید و به خودتان یادآوری کنید شرایط فعلی شما و طرف مقابلتان موقت است. به یاد داشته باشید معمولا هر شخصی در این شرایط با لحن تند و اغراق‌آمیز صحبت می‌کند و بهترین کار این است که با مهربانی پاسخ دهید. در اغلب موارد شخص بعد از صحبت کردن تخلیه می‌شود و حتی شاید از حرف‌های خود ابراز پشیمانی کند. ۴- ضبط ضبط کردن به معنای گوش دادن و تمرکز کردن روی صحبت‌های طرف مقابل به قصد درک کردن چشم‌اندازهای او است. به عبارت دیگر به صحبت‌های طرف مقابل با هدف پاسخ دادن گوش ندهید، بلکه سعی کنید او را بفهمید. تمرین: زمانی که به صحبت‌های شخصی گوش می‌دهید او را قضاوت نکنید، پیشنهاد ندهید یا حتی به فکر پیدا کردن مشکلات و راه حل‌های آن نباشید. در عوض روی جمع‌آوری اطلاعات تمرکز کنید. هدف به دست آوردن بینش است. اینکه ببنید طرف مقابل چه دیدی نسبت به شما دارد، خودش را چگونه تحلیل می‌کند و شرایط را چطور ارزیابی می‌کند. گوش دادن، شکاف‌های خالی میان دانش و ادراک و سوءتفاهم‌هایی احتمالی را از بین می‌برد. ۵- بازگشت بحث‌های احساسی معمولا در مسائل عمیق ریشه دارند. این مشکلات اگر به حال خود رها شوند به رشد و تکثیر ادامه می‌دهند. درنتیجه مکث و سکوت نباید با نیت فراموش کردن کلی موضوع انجام شوند. در عوض در زمان مناسب و بعد از آرام شدن شرایط به مشکل بازگردید و برای حل آن تصمیم بگیرید. تمرین: پیش از بازگشت به یک موضوع احساسی، به این فکر کنید که چه موقع و کجا باید برای برقراری آرامش صحبت کنید. بسیار مهم است که یک بحث قدیمی را چگونه بازیابی می‌کنید. برای مثال معذرت خواهی کردن، نشان دادن حس قدردانی یا مطرح کردن نقطه نظرات مشترک کمک می‌کند طرف مقابل نرم شود و دید بهتری نسبت به صحبت‌های شما داشته باشد. ۶- جلو زدن جلو زدن فیلم و تماشای سکانس پایانی فیلم را خراب می‌کند اما برای کنترل احساسات بسیار خوب است. زمانی که در یک موقعیت حساس قرار گرفتید پیش از هر کاری به عواقب واکنش خود در کوتاه و بلند مدت فکر کنید. به‌عنوان مثال تصور کنید تأمین کننده‌ای برای فروش اجناس خود دائم به شما پیشنهاد می‌دهد و برای همکاری اعلام آمادگی می‌کند. اما شما چندین سال است که با تأمین کننده‌ی دیگری کار می‌کنید و از شرایط بسیار راضی هستید. تا اینکه روزی مشکلی پیش می‌آید و طرز تفکر شما عوض می‌شود. مطمئنا در این لحظه وسوسه می‌شوید با تأمین کننده‌ی جدید وارد معامله شوید و دقیقا همین لحظه است که باید از تکنیک جلو زدن استفاده کنید. احساساتی که در لحظه دارید را فراموش کنید و از خودتان بپرسید این تصمیم در یک ماه آینده، یک یا پنج سال آینده چه تأثیری روی فعالیت‌های شما می‌گذارد؟ عواقب چنین تصمیمی برای شرکت چیست؟ همکاران و کارمندان چگونه به این موضوع واکنش نشان می‌دهند؟ تمرین: هر زمان احساسات بر شما غلبه کرد، از تکنیک جلو زدن استفاده کنید. انجام این کار به شفافیت ذهنی و گرفتن تصمیم‌های بهتر کمک می‌کند. ۷- تریلر این تکنیک برای بالا بردن میزان انگیزه و جلوگیری از به تعویق انداختن کارها مفید است. زمانی که شخصی انگیزه‌ی کافی برای دیدن فیلم ۹۰ دقیقه‌ای ندارد و چیزی در مورد داستان یا کارگردان آن نشنیده است، خلاصه‌ی فیلم یا تریلر آن را تماشا می‌کند. تماشای یک تریلر پنج دقیقه‌ای کمک می‌کند مغز انسان در مورد دیدن یا ندیدن فیلم راحت‌تر تصمیم بگیرد. تریلر نام جدید یک تکنیک قدیمی رفتار شناسی به نام «قانون پنج دقیقه» است. این قانون به این صورت است که باید خودتان را پنج دقیقه به انجام کاری مجبور کنید و بدانید بعد از گذشت این مدت می‌توانید آن را برای همیشه کنار بگذارید. در اغلب مواقع فرد بعد از گذشت این مدت انگیزه‌ی بیشتری برای ادامه‌ی کار دارد. این قانون به این دلیل جواب می‌دهد که همیشه سخت‌ترین بخش کار، شروع آن است. تمرین: اگر دنبال انگیزه برای انجام دادن کاری هستید، فقط پنج دقیقه آن را امتحان کنید. به یاد داشته باشید که هرگز به خاطر احساسات زودگذر، تصمیم‌های مهم نگیرید. اغلب ما زمانی که احساساتی می‌شویم تصمیم‌های نادرست می‌گیریم اما این هفت تکنیک کمک می‌کنند احساسات نقش مفیدتری در تصمیم‌گیری‌های مهم داشته باشند.
  3. کتاب مامان و معنی زندگی دستاورد تجربه‌ی شخصی و حرفه‌ای نویسنده‌ای توانا و روان‌درمانگری چیره‌دست است. دکتر اروین یالوم استاد روانپزشکی دانشگاه استنفورد، نویسنده‌ی رمان وقتی نیچه گریست و درسنامه‌ی معتبر روان‌درمانی اگزیستانسیال، این بار نیز شخصیت‌هایی به‌یاد‌ماندنی را به ما معرفی می‌کند. وقتی ناخوشی‌های ذهنی ریز و درشت در جامعه امروزی از سر و کول آدم بالا می‌روند، علمی وجود دارد به نام روانشناسی که به همه این ناخوشی‌ها اسم‌های دهان‌پُرکن و جذاب می‌دهد: این‌سومنیا (بیماری بی‌خوابی)، انورکسیا (بی‌اشتهایی عصبی)، اختلالات محبتی و ارتباط با دیگران و .... همه این اختلالات که گه‌گاه با عنوان «بیماری» از آن‌ها یاد می‌شود، تعاریف متعددی از سوی روانشناسان و روانپزشکان دارند و گاه برای آن‌ها درمان‌های بالینی و مشاوره‌ای تجویز می‌شود. امروزه کتاب‌های زیادی در این زمینه منتشر می‌شود و نشریات و کتاب‌های تخصصی متعددی از روانشناسان به‌نام در این زمینه به چشم می‌خورند. اما متون مناسب برای مردم عادی که دانش اندکی از علم روانشناسی دارند، چندان زیاد نیست. کتاب «مامان و معنای زندگی» یکی از همین متون علمی روانشناسی است که برای فهم عامه مردم تنظیم شده است. دانای کل قصۀ این کتاب، دکترآروین یالیوم، استاد روانپزشکی دانشگاه استنفورد است که سعی دارد تجربیات روان‌درمانی خود را داستان‌وار بیان کند و در این روایت جذاب ما را با انواع اصطلاحات تخصصی آشنا می‌کند. همان‌طور که خود نویسنده اذعان کرده «کوشیده‌ام هم قصه‌گو باشم و هم آموزگار»، در این کتاب یک دورۀ آموزشی جذاب در مورد علم روانشنانسی می‌گذرانیم که البته چندان هم خسته‌کننده نیست. این آموزگار خبره، شش داستان را در شش موقیعت تقریباً متفاوت روایت می‌کند. تعدادی از این داستان‌ها در اتاق‌های روان‌درمانی و جلسات مشاوره‌ای روی داده که ممکن است هر انسانی تجربه‌ای متفاوت از آن را داشته باشد. تعدادی از داستان‌ها هم روایت‌هایی هستند از انسان‌هایی که با مشکلات روحی و روانی و گاه جسمی روبه‌رو هستند. در دل داستان، ضمن تشریح این بیماری‌ها، راهکارهایی برای مقابله با آن‌ها ارائه می‌شود. در داستان مامان و معنی زندگی، وابستگی فرزندی را به مادر متوفی او نشان می دهد. مادر ی که در زمان حیاتش نه تنها پسرش به او افتخار نمی کرد بلکه باعث خجالت او می شد و به قول پسر، سال ها در خصومتی مداوم با او زندگی می کرد و عجیب این که، حالا بعد از مرگ مادر، در رویایی که 10 سال بعد از مرگ او میبیند تأیید و نظر مادرش را در مورد خود می خواهد...بعد از رویا از خود می پرسد آیا ممکن است من تمام عمرم در پی تأیید مادرم بوده باشم؟ یالوم به این نتیجه می رسد که کودکانی که در خانواده های ناکارآمد رشد می کنند، اغلب به سختی از آنها جدا می شوند، در حالی که کودکان والدین خوب و مهربان، با تعارض کمتری از آنها فاصله می گیرند. اصلاً مگر یکی از وظایف والدین قادر ساختن کودک به ترک خانه نیست؟ یالوم در این داستان کوتاه به خوبی نشان می دهد که همه در پشت داستان به ظاهر خشک و خشنشان واقعیتهایی به وسعت یک عمر دارند که اگر بدون قضاوت بررسی شوند مشکلات اطرافیان هم با آنها حل می شود. پسر داستان که حالا مرد بالغی است بعد از مرور بدون قضاوت زندگی خود و مادرش، تازه مادر و علت رفتارهای او را درک می کند. به او می گوید:" مامان ما باید از هم جدا بشیم، ما نباید همدیگر رو به زنجیر بکشیم...در اصل هر آدمی تو دنیا تنهاست و باید با این مسئله روبه رو بشه چون به صلاح خودشه و انسان شدن این جوریه...استقلال یافتنه! "
  4. Wahid

    همه چیزی درمورد افسردگی

    افسردگی شرح بیماری : افسردگی‌ عبارت‌ است‌ از احساس‌ غم‌، دلسردی‌، یا نا امیدی‌ به‌ مدت‌ حداقل‌ 2 هفته‌ در اغلب‌ روزها و اغلب‌ ساعات‌ روز، به‌ علاوه‌ علایم‌ همراه‌. علایم‌ شایع‌ : از دست‌ دادن‌ علاقه‌؛ بی‌حوصلگی‌ و دل‌زدگی‌؛ ناتوانی‌ از لذت‌ بردن‌ احساس‌ ناامیدی‌؛ بی‌حالی‌ و خستگی‌ بی‌خوابی‌؛ خواب‌ زیاد یا ناراحت‌ گوشه‌گیری‌ اجتماعی‌؛ احساس‌ بی‌ارزش‌ بودن‌ ومورد نیاز نبودن‌ بی‌اشتهایی‌ یا پرخوری‌؛ یبوست‌ از دست‌ دادن‌ میل‌ جنسی‌ مشکل‌ داشتن‌ در تصمیم‌گیری‌؛ مشکل‌ داشتن‌ در تمرکز یکباره‌ به‌ گریه‌ افتادن‌ بدون‌ توضیح‌ مشخص‌ احساس‌ گناه‌ شدید به‌ خاطر وقایع‌ بی‌اهمیت‌ یا خیالی‌ تحریک‌پذیری‌؛ بی‌قراری‌؛ افکار خودکشی‌ دردهای‌ مختلف‌، مثل‌ سردرد، درد قفسه‌ سینه‌ بدون‌ شواهدی‌ از بیماری‌ جسمی‌ علل : برای‌ بیماری‌ افسردگی‌ واقعی‌ هیچ‌ علت‌ یگانه‌ و روشنی‌ نمی‌توان‌ متصور بود. بعضی‌ از عوامل‌ زیست‌شناختی‌ مثل‌ بیماری‌های‌ جسمی‌، اختلالات‌ هورمونی‌، یا بعضی‌ داروها می‌توانند نقش‌ داشته‌ باشند. عوامل‌ اجتماعی‌ و روانی‌ نیز می‌توانند نقش‌ داشته‌ باشند. اختلالات‌ ارثی‌ نیز می‌توانند مؤثر باشند. بروز این‌ حالت‌ ممکن‌ است‌ با تعداد وقایع‌ ناراحت‌کننده‌ زندگی‌ فرد ارتباط‌ داشته‌ باشد. عوامل تشدید کننده بیماری: عصبانیت‌ یا احساس‌ دیگری‌ که‌ فرو خورده‌ شده‌ باشد. داشتن‌ شخصیتی‌ وسواسی‌، منظم‌ و جدی‌، تکامل‌گرا، یا شدیداً وابسته‌ سابقه‌ خانوادگی‌ افسردگی‌ وابستگی‌ به‌ الکل‌ شکست‌ در کار، ازدواج‌، یا روابط‌ با دیگران‌ مرگ‌ یا فقدان‌ یکی‌ از عزیزان‌ از دست‌ دادن‌ یک‌ چیز مهم‌ (شغل‌، خانه‌، سرمایه‌) تغییر شغل‌ یا نقل‌ مکان‌ به‌ یک‌ جای‌ جدید انجام‌ بعضی‌ از اعمال‌ جراحی‌ مثل‌ برداشتن‌ پستان‌ به‌ علت‌ سرطان‌ وجود یک‌ بیماری‌ یا معلولیت‌ عمده‌ گذر از یک‌ مرحله‌ از زندگی‌ به‌ مرحله‌ای‌ دیگر، مثلاً یائسگی‌ یا بازنشستگی‌ استفاده‌ از بعضی‌ از داروها مثل‌ رزرپین‌، داروهای‌ مسدودکننده‌ بتا آدرنرژیک‌، یا بنزودیازپین‌ها محرومیت‌ از داروها و مواد محرک‌ مثل‌ کوکائین ‌، آمفتامین‌ها، یا کافئین‌ بعضی‌ از بیماری‌ها مثل‌ دیابت‌، سرطان‌ لوزالمعده ‌، و اختلالات‌ هورمونی‌ پیشگیری‌: تغییرات‌ عمده‌ زندگی‌ را پیش‌بینی‌ و آمادگی‌ لازم‌ برای‌ مواجهه‌ شدن‌ با آنها را کسب‌ کنید. حتی‌الامکان‌ از عوامل‌ خطر پرهیز کنید. عواقب‌ مورد انتظار: در بسیاری‌ از موارد، بیماری‌ خود به‌ خود خوب‌ می‌شود، اما با کمک‌ گرفتن‌ از پزشک‌ می‌توان‌ مدت‌ افسردگی‌ را کم‌ کرد و روش‌های‌ مقابله‌ با افسردگی‌ را فرا گرفت‌. عود افسردگی‌ شایع‌ است‌. درصد بهبودی‌ بالا است‌، حتی‌ اگر فرد به‌ هنگام‌ افسردگی‌، نسبت‌ به‌ بهبودی‌ خود دید منفی‌ داشته‌ باشد. عوارض‌ احتمالی‌: خودکشی‌. علایم‌ هشداردهنده‌ آن‌ عبارتند از: ـ گوشه‌گیری‌ از خانواده‌ و دوستان‌ ـ عدم‌ توجه‌ به‌ ظاهر خود ـ به‌ زبان‌ آوردن‌ این‌ که‌ فرد می‌خواهد «همه‌ چیز را تمام‌ کند» یا اینکه‌ «زیادی‌ است‌ و مزاحم‌ دیگران‌.» ـ شواهدی‌ از داشتن‌ نقشه‌ برای‌ خودکشی‌ (مثلاً نوشتن‌ وصیت‌نامه‌ یا توجه‌ به‌ یک‌ سلاح‌ قتاله‌) ـ خوشحالی‌ ناگهانی‌ پس‌ از احساس‌ نومیدی‌ طولانی‌ مدت‌ ـ عدم‌ بهبود افسردگی‌ درمان‌: اصول‌ کلی‌ ؛ در صورتی‌ که‌ علایم‌ خفیف‌ تا متوسط‌ باشند، روش‌های‌ به‌ عهده‌ گرفتن‌ مراقبت‌ از خود را در پیش‌ گیرید: با دوستان‌ و خانواده‌ صحبت‌ کنید. به‌ طور منظم‌ ورزش‌ کنید. یک‌ رژیم‌ غذایی‌ متعادل‌ و کم‌چرب‌ داشته‌ باشید. الکل‌ مصرف‌ نکنید؛ کارهای‌ عادی‌ زندگی‌ خود را ادامه‌ دهید. فیلم‌های‌ خنده‌دار و شاد ببینید. در صورت‌ امکان‌ به‌ تعطیلات‌ بروید. احساسات‌ خود را در یک‌ دفتر خاطرات‌ روزانه‌ بنویسید. سعی‌ کنید مشکلات‌ در روابط‌ با دیگران‌ را حل‌ کنید (البته‌ بهتر است‌ که‌ در این‌ زمان‌ تصمیمات‌ عمده‌ نگیرید). تا حدی‌ که‌ می‌توانید فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری خود را حفظ‌ کنید. مسؤولیت‌های‌ خود را تا زمان‌ بهبودی‌ به‌ فرد دیگری‌ واگذار کنید. به‌ گروه‌های‌ حمایتی‌ در مورد افسردگی‌ بپیوندید. داروها : داروهای‌ ضدافسردگی‌ برای‌ بعضی‌ از افراد که‌ افسردگی‌ طولانی‌مدت‌ یا نسبتاً شدید دارند. لیتیم‌ برای‌ مواردی‌ که‌ دوره‌هایی‌ از سرخوشی‌ غیرطبیعی‌ و افسردگی‌ متناوباً رخ‌ می‌دهند. فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری: محدودیتی‌ برای‌ آن‌ وجود ندارد. فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری ها و علایق‌ روزانه‌ را حفظ‌ کنید حتی‌ اگر حوصله‌ آنها را ندارید. رژیم‌ غذایی‌: یک‌ رژیم‌ عادی‌ و متعادل‌ داشته‌ باشید حتی‌ اگر اشتها به‌ غذا ندارید. درچه شرایطی باید به پزشک مراجعه نمود؟ اگر شما یا یکی‌ از اعضای‌ خانواده‌تان علایم‌ افسردگی‌ دارید. اگر احساس‌ تمایل‌ به‌ خودکشی‌ یا ناامیدی‌ دارید. یک راه عالی برای پیشگیری از افسردگی افسردگى (DEPRESSION) حالتى احساسى است كه مشخصه‏اش اندوه، بى‏احساسى (APATHY) ، بدبينى (PESSIMISM) و احساس تنهايى است. اين بيمارى كه امروزه از شيوع بالايى در ميان مراجعه كنندگان به كلينيك‏هاى روانپزشكى برخوردار است، داراى تظاهرات متنوع و زيادى بوده كه از مهمترين آنها مى‏توان به اختلالات خواب اشاره نمود. تحقيقات نشان مى‏دهد 75 درصد از بيماران افسرده مشكلى در خواب (چه به صورت بى خوابى و چه پرخوابى) دارند و همچنين علايم اين بيماران در هنگام صبح تشديد مى‏شود. نكته جالب و قابل توجه و مورد بحث ما اين است كه در اين بيماران چگالىREM حركت‏ سريع چشم در نيمه اول خواب و همچنين كل زمان REM افزايش يافته و فاصله ميان به خواب رفتن تا شروع اولين دوره REM يعنىLATENCY - REM كم شده و مرحله 4 خواب نيز كاهش مى‏يابد. پس به عبارت ساده ‏تر مى‏توان گفت، افراد افسرده زمان بيشترى را در مرحله خواب REM به سر مى‏برند. يعنى به ميزان بيشترى نسبت ‏به سايرين خواب مى‏بينند. يك روش درمانى جديد براى بيماران افسرده، بيدار نگه داشتن آن‏ها براى كاهش ميزان REM است، كه بهترين شكل آن نماز صبح است. (2) زمان نماز صبح كه مورد تاكيد قرآن و همچنين بسيارى از روايات بوده، سبب كاهش قابل توجه ميزان خواب REM در اشخاص مى‏شود. زيرا شخص نمازگزار كه خود را ملزم به اقامه نماز صبح مى‏داند و بايد صبحگاه بيدار شود، پس در حقيقت جلوى ورود به مرحله قابل توجهى از REM را مى‏گيرد. از اين جهت ‏بيدارى صبحگاهى براى نماز خود به تنهايى مى‏تواند يك عامل مهم بدون عارضه در پيشگيرى از افسردگى مطرح باشد كه بر تمام روش‌هاى درمانى دارويى و غير دارويى ارجح است، چرا كه پيشگيرى بر درمان مقدم است . حال ببينيم، اين موضوع چه ارتباطى با نماز صبح دارد، يعنى نماز صبح چه اثر درمانى مى‏تواند در اين بيماران داشته باشد؟ به طور متوسط 20 - 15 دقيقه طول مى‏كشد تا يك فرد معمولى به خواب رود. پس در عرض 45 دقيقه وارد مراحل 3 و 4 خواب شده كه اين مراحل عميقترين مراحل خواب‏اند. يعنى بيشترين تحريك براى بيدار كردن فرد در اين مراحل لازم است. حدود 45 دقيقه پس از مرحله ‏4 است كه نخستين دوره حركات سريع چشم (REM) فرا مى‏رسد. هر چه از شب مى‏گذرد، دوره‏هاى REM طولانى‏تر و مراحل 3 و 4 كوتاه‏تر مى‏شود. بنابراين در اواخر شب، خواب شخص سبك‏تر شده و رؤياى بيشترى مى‏بيند (يعنى خواب REM اش بيشتر مى‏شود). پس قسمت اعظم خواب REM در ساعات نزديك صبح به وقوع مى‏پيوندد. و از طرفى ديديم كه يكى از مشكلات مهم بيماران افسرده، افزايش يافتن طول خواب REM و خواب ديدن زياد است. از اين جهت ‏يك مبناى مهم در توليد داروهاى ضد افسردگى ايجاد داروهايى است كه كاهش دهنده مرحله REM خواب باشند (از جمله داروهاى ضد افسردگى سه حلقه‏اى) لازم به ذكر است آثار روحى و روانى ايمان به خدا و اقامه نماز بسيار زياد است و نكات علمى بسيار شگرفى در اسرار سحر كه مورد تاكيد فراوان اسلام نيز بوده، نهفته است كه انسان با دانستن آنها از تمام وجود زمزمه مى‏كند. علاوه بر اين يك روش درمانى جديد براى بيماران افسرده، بيدار نگه داشتن آن‏ها براى كاهش ميزان REM است، كه بهترين شكل آن نماز صبح است. (2) زمان نماز صبح كه مورد تاكيد قرآن و همچنين بسيارى از روايات بوده، سبب كاهش قابل توجه ميزان خواب REM در اشخاص مى‏شود. زيرا شخص نمازگزار كه خود را ملزم به اقامه نماز صبح مى‏داند و بايد صبحگاه بيدار شود، پس در حقيقت جلوى ورود به مرحله قابل توجهى از REM را مى‏گيرد. از اين جهت ‏بيدارى صبحگاهى براى نماز خود به تنهايى مى‏تواند يك عامل مهم بدون عارضه در پيشگيرى از افسردگى مطرح باشد كه بر تمام روش‌هاى درمانى دارويى و غير دارويى ارجح است، چرا كه پيشگيرى بر درمان مقدم است . لازم به ذكر است آثار روحى و روانى ايمان به خدا و اقامه نماز بسيار زياد است و نكات علمى بسيار شگرفى در اسرار سحر كه مورد تاكيد فراوان اسلام نيز بوده، نهفته است كه انسان با دانستن آنها از تمام وجود زمزمه مى‏كند؛ "اقم الصلوة لدلوك الشمس الى غسق اليل و قرءان الفجر ان قرءان الفجر كان مشهودا (3) ؛ نماز را از زوال آفتاب تا نهايت تاريكى شب برپا دار ونيز نماز صبح را، زيرا نماز صبح همواره (مقرون با) حضور (فرشتگان) است. نقش روغن ماهی در پیشگیری از افسردگی دانشمندان به شواهد جدیدی مبنی بر تأثیر روغن ماهی در درمان بیماری های روانی همچون افسردگی و "دیسلکسیا" یا "اختلال در درک نوشتار" دست یافته اند. یک محقق برجسته علوم عصبی در دانشگاه آکسفورد انگلستان اظهار داشت : این امر یک پیشرفت واقعی در کنترل افسردگی است که در دنیای غرب به میزان فزاینده ای در حال افزایش است ، زیرا براساس پژوهشهای انجام یافته در صورتی که مغز دارای چربی های مناسب نباشد در کارکردش اختلال به وجود می آید. میزان بالای استرس وفشارهای روانی ،مصرف الکل ،نیکوتین وکافئین میزان اسیدهای چرب را هرچه بیشتر کاهش می دهد و عارضه های روانی را وخیم تر نموده یا سبب بروزاین نوع عوارض می شود. پژوهشگران بر این باورند در کشورهایی که مصرف ماهی کمتر است ، در مقایسه با کشورهایی مثل ژاپن که مصرف ماهی در آنها همچنان بالاست ، موارد بروز افسردگی نیز بیشتر است . (حیات نو)
  5. Shamoradi

    روانشناسی چیست؟

    روان شناسی چیست؟ روان شناسی عبارت است از مطالعه و شناخت علمی چگونگی و چرایی ابعاد مختلف رفتار موجود زنده، به ویژه انسان. در این تعریف بیشترین توجه به رفتار و جنبه های مختلف آن است. به دیگر سخن، به یك معنا می توان روان شناسی را رفتار شناسی نامید، چرا كه موضوع اصلی روان شناسی به عنوان یك علم رفتاری ، مطالعه فعالیت ها و واكنش های حیوان وانسان در شرایط و موقیعت های مختلف است. و اما منظور از " رفتار" آن دسته از حالت ها، عادت ها، فعالیت ها، كنش ها و واكنش های نسبتاً پایداری است كه از انسان سر می زند و همواره قابل مشاهده، اندازه گیری ، ارزیابی و پیش بینی است. رفتارهای انسانی را می توان به انواع مختلف تقسیم كرد، از جمله: رفتار شخصی : رفتاری است كه كاملاً جنبه شخصی دارد، مثلاً فردی همواره لباس قهوه ای رنگ می پوشد و یا عادت دارد روزی سه مرتبه مسواك بزند. رفتار شغلی : یعنی رفتار خاص یا عادتی كه انسان در كار و حرفه از خود نشان می دهد، مثلاً همیشه بعد از نماز صبح كارش را شروع می كند ویا همواره با دو انگشت تایپ می نماید. رفتار تحصیلی : عبارت است از رفتار كودك یا بزرگسال در ارتباط با امور تحصیلی، فی المثل دانش آموزی همیشه قبل از تدریس معلم درس مورد نظر را مطالعه می كند و یا این كه برای یادگیری بهتر خلاصه نویسی كرده، با صدای بلند درس می خواند. رفتار اجتماعی: رفتار فرد در تعاملات بین فردی و معاشرت های اجتماعی است، به عنوان نمونه خوش قول بودن و تقدم درسلام داشتن. در ارزیابی رفتار باید توجه كرد كه رفتار چه كسی، در چه شرایط و موقعیتی و با چه فراوانی و شدتی مورد بررسی قرار می گیرد؛ چرا كه زمانی می توانیم برداشت وتفسیر جامعی از رفتار یك فرد داشته باشیم كه شرایط زمانی و مكانی، موقعیت بروز رفتار و ویژگی های زیستی ، ذهنی و روانی وی را مورد توجه كافی قرار دهیم. شاخه های مختلف روان شناسی از زمانی كه روان شناسی به عنوان یك علم مستقل مطرح شده است، روان شناسان در زمینه موضوعات خاص، پژوهش های فراوانی به عمل آورده اند، به گونه ای كه امروزه شاهد شعب و شاخه های مختلف روان شناسی هستیم. متداول ترین شاخ های روان شناسی عبارت است از: 1- روان شناسی رشد و كودك روان شناسی كودك به مطالعه مستمر رشد از زمان تشكیل نطفه تا دوران بلوغ و نوجوانی می پردازد. موضوعاتی از قبیل نقش وراثت و محیط در شكل گیری شخصیت كودك، چگونگی رشد بدنی، ذهنی،عاطفی، كلامی، اجتماعی ، حسی و حركتی، همچنین نحوه بازی، خویشتن داری، تقلید و همانند سازی كودك و نوجوان و تحولات دوران بلوغ در این شاخه از روان شناسی مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد. 2- روان شناسی شخصیت در این شاخه از روان شناسی ابعاد مختلف شخصیت، جنبه های ادراكی، هیجانی، ارادی و بدنی افراد و چگونگی سازگاری فرد با محیط مورد مطالعه قرار می گیرد. 3- روان شناسی اجتماعی روان شناسی اجتماعی ازتعامل فرد واجتماع، قانون های روانی گروه ها و سازمان های اجتماعی بحث می كند و در زمینه هایی از قبیل: معیارها و هنجارهای اجتماعی، مناسبات بین گروهی، باورهای عام، تكوین بازخوردها وتغییرنگرش ها و نقش رسانه ای جمعی به مطالعه و تحقیق می پردازد. 4- روان شناسی بالینی این رشته از روان شناسی ویژگی های شخصیتی، اختلالات عاطفی و مشكلات رفتاری افراد را با بهره گیری از ابزارهای روان شناختی مورد بررسی ودرمان قرار می دهد. 5- روان شناسی مرضی در این شاخه از روان شناسی اختلالات عاطفی و رفتاری و بیماری های مختلف روانی مورد بررسی قرار گرفته، روش های درمانی متداول در جهت حفظ بهداشت روانی ارائه می شود. 6- روان شناسی كودكان استثنایی روان شناسی كودكان استثنایی به مطالعه ویژگی های جسمی، روانی، حسی، حركتی، شناختی و اجتماعی كودكان عقب مانده ذهنی، نابینا و نیمه نابینا، ناشنوا و نیمه ناشنوا، ناسازگار، مصروع، كودكان معلول جسمی- حركتی، دانش آموزان مبتلا به اختلال خاص در یادگیری و كودكان و نوجوانان تیز هوش و خلاق می پردازد. این شاخه از روان شناسی همچنین در زمینه علل مختلف معلولیت، راه های پیشگیری از معلولیت و روش های اصلاح و ترمیم نارسایی ها و اختلالات رفتاری مباحثی را مطرح می كند. 7- روان شناسی تربیتی این رشته ازروان شناسی كه درواقع مهمترین وكاربردی ترین رشته های روان شناسی است، تلاش دارد اصول، قوانین و یافته های روان شناسی و شاخه های مختلف آن را در قلمرو تعلیم و تربیت مورد استفاده قرار دهد. در روان شناسی تربیتی موضوعاتی از قبیل: روشهای مختلف یادگیری و قوانین آن، فرایند تفكر و اندیشیدن، یادآوری و به یادسپاری، حافظه و فراموشی، هوش و انگیزش، سنجش و اندازه گیری و كاربرد آزمون های روانی، نقش معلم و متعلم در انتقال یادگیری، شرایط و موقعیت یادگیری، انضباط و پیشرفت تحصیلی مورد توجه و مطالعه قرار می گیرد. روان شناسی تربیتی و قلمرو آن همان گونه كه پیش تر اشاره شد موضوع اصلی روان شناسی تربیتی یا پرورشی به كار بستن قواعد و یافته های شاخه های مختلف روان شناسی در فرایند تعلیم و تربیت است. به عبارت دیگر هدف اصلی روان شناسی تربیتی توجه عمیق به امر مهم آموزش و پرورش و پرداختن به عوامل مؤثر در یادگیری، پیشرفت تحصیلی، سازگاری، تحول ذهنی و روانی و رشد متعادل انسان است. اركان اصلی روان شناسی تربیتی به طور خلاصه می توان موضوعات، پایه ها یا اركان اصلی روان شناسی تربیتی را در هفت محور زیر مورد توجه قرار داد: 1- قوانین و عوامل موثر در فرایند یادگیری 2- ویژگی های یادگیرنده یا تربیت شونده 3- موضوع یادگیری یا پیام تربیتی 4- موقیعت یادگیری یا شرایط انتقال پیام تربیتی 5- روش های تعلیم و تربیت یا انتقال پیام 6- ویژگی های مربی یا انتقال دهنده پیام 7- ارزیابی و ارزش سنجی
  6. sara27

    معنی این حرکات چیست؟

    انگشتش را می‌مکد؟ مکیدن انگشت فقط یک رفتار کودکانه نیست. بسیاری از بزرگسالان هم از این رفتار به عنوان واکنش به موقعیت‌های استرس‌زا و برای کسب آرامش استفاده می‌کنند. آدم‌های همیشه مضطرب معمولا این رفتار را به عادت تبدیل می‌کنند و گاه و بیگاه انگشت‌شان را می‌مکند. برای اینکه آنها عادت‌شان را ترک کنند، باید ریشه اصلی اضطرابشان را پیدا و آن را درمان کنید. زبانش را جمع می‌کند؟ معمولا افراد این كار را برای رد و مخالفت با چیزی انجام می‌دهند. در چنین شرایطی انگار که خوراکی ترشی خورده باشند، زبانشان را در قسمت وسط دهان جمع می‌کنند. حس کردن این واکنش ممکن است برای شما دشوار باشد اما در حالت شدیدتر افراد در کنار جمع کردن زبانشان، چین و چروك‌هایی را هم در بینی ایجاد و چشم‌هايشان را هم جمع می‌کنند که به شما در شناسایی این حالت کمک می‌کند. دست به دهان است؟ آدم‌هایی که هنگام حرف زدن دستشان را روی دهنشان می‌گیرند، می‌خواهند خودشان را سرکوب کنند. اغلب آنها به‌طور ناخودآگاه این کار را انجام می‌دهند تا خودشان را از شوک یا احساس خجالتی که گرفتارش شده‌اند، نجات دهند. لب‌هایش را می‌جود؟ آدم‌های عصبانی، لب پایین خود را جویده و سرشان را تكان می‌دهند. برای آنها جویدن لب راهی برای رسیدن به آرامش و فراموش کردن عوامل استرس‌زاست. شاید چنین فردی در لحظه‌ای که لب‌هایش را می‌جود، دلیلی برای عصبی بودن داشته باشد و شاید هم از یک خشم درونی و عصبانیت همیشگی رنج ببرد. پس در رابطه با چنین فردی، کمی محتاط‌تر عمل کنید تا خشمش دامن‌گیرتان نشود. خودکار و مدادش را می‌جود؟ این دسته از آدم‌ها هم از همان مشکل افرادي رنج می‌برند که ناخن خود را می‌جوند. آنها هم می‌خواهند با کارهایی مثل مكیدن انگشت یا جویدن خودكار به آرامش درونی برسند. ممکن است این رفتار آنها یک واکنش لحظه‌ای باشد، اما امکان دارد چنین عادتی بیش از حد در آنها ریشه دوانده باشد و برای برطرف کردن آن، نیاز به جایگزین کردن رفتارهای دیگر یا کمک یک روانشناس وجود داشته باشد.

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×