رفتن به مطلب
Added by Amir

Added by Amir

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'نویسندگی'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار اصلی
    • سرآغاز / به نودهشتیا خوش آمدید
    • اخبار و اطلاعیه ها
    • آموزش کار با انجمن
    • خانواده نودهشتیا
  • کتاب
    • ارسال کتاب
    • تایپ رمان
    • تالار ویرایش
    • کتاب های زبان اصلی
    • معرفی و نقد کتاب کاربران
    • رمان های کامل شده
    • دنیای کتاب
    • دانلود کتاب
    • پاتوق نویسندگان
    • داستانک
  • کتاب صوتی
    • دانلود کتاب های صوتی
    • ضبط کتاب
    • پاتوق گویندگان
    • دنیای کتاب های صوتی
  • گرافیک
    • طراحی جلد
  • درسی و دانشجویی
    • جزوه ، تحقیق ، پروژه ، پایان نامه
    • علم و دانش
    • طرح سوالات و مشکلات درسی
  • آموزش
    • آموزش آشپزی
    • آموزش های متفرقه
    • آموزش های کامپیوتری
    • درخواست آموزش و راهنمایی
  • فرهنگ و هنر
    • موسیقی
    • بیوگرافی
    • تاریخ ، ایران و جهان شناسی
    • شعر و ادبیات
  • سینما و تئاتر
    • تئاتر و نمایش
    • اخبار و معرفی فیلم
    • اخبار و معرفی سریال
    • دانلود فیلم و انیمیشن مجاز
  • مذهبی
    • حدیث
    • مشاوره مذهبی
    • تفسير و علوم قرآن
    • فقه و احکام شرعی
    • دانلود مداحی و مدیحه
  • عکس
    • گالری عکس شخصیت های ایرانی
    • متفرقه
  • عمومی
    • ورزش
    • سرگرمی
    • بحث و گفتگو
  • نودهشتیا
  • جزیره گمشده
    • سطل زباله

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


AIM


MSN


Website URL


ICQ


yahoo


Jabber


Skype


علایق

7 نتیجه پیدا شد

  1. سلام دوستان از اسم تاپیک مشخصه چیکار باید بکنید . این یه تمرین برای همه ی نویسنده های عزیز که بتونن فکرشون رو آزاد کنن و باز نگه دارن . خوب ببینید من یه کلمه می گم و به همین ترتیب نفر دوم و سوم هم یک کلمه . نفر چهارم باید با سه کلمه ی بالا یه جمله بگه . سعی کنید جملات تون قالب داستانک داشته باشن . برای این که بدونید داستانک چیه و چطور یه داستانک می نویسن به تالار داستانک تو بخش کتاب برید . اونجا همه چی رو توضیح داده . خوب اول خودم شروع می کنم : آفت جان
  2. Nazfa

    شغل!شغل!شغل!و بازم شغل

    خب بیاید با هم درباره ی شغل صحبت کنیم؟ من سوال می پرسم،تو جواب بده 1-دوست داری در آینده چه شغلی داشته باشی؟یا اگر شغلی داری،چه کاره هستی و دوست داشتی چه کاره بشی؟ 2-به نظرت نویسندگی شغله؟یا هنر؟یا تفریح؟درآمدش در چه سطحه؟ 3-افراد دور و برت،بیشتر چه شغلایی دارن؟به چه رشته هایی مربوط می شه؟انسانی؟ریاضی؟تجربی؟فنی؟ 4-به نظرت به پرستیژ خودت چه شغلی میاد؟دوستات هم باهات موافقن؟ 5-اگر جنس مخالف اینی که هستی بودی،چه رشته ای می رفتی و چه شغلی انتخاب می کردی؟ 6-به نظرت پر درآمد ترین شغل چیه؟هیجان انگیز ترین و خطرناک ترین شغل؟آرامش دهنده ترین و خاص ترین شغل؟مزخرف ترین شغل؟ 7-توی رمان هایی که تا به حال خوندی،شخصیت های مورد علاقت(مذکر)چه شغلایی داشتن؟و همچنین مونث چه شغلایی؟ 8-تکراری ترین شغل توی رمان ها؟و چه شغل هایی تا به حال توی رمان ها اسم نیاورده شده یا کم آورده شده؟ 9-دوست داری رمان بعدی که شروع می کنی بنویسی،یا بخونی شخصیت های اصلی داستان چه شغلی داشته باشن؟ 10-شغل به سمت شهرت بهتره یا درآمد؟ اول خودم 1-دوست دارم درآینده پرستار بشم و یا استاد تمام رشته ی خودم توی یک دانشگاه دولتی بشم. 2-خب نویسندگی برای کسی که از اول حرفه ای شروع کرده می تونه راه درآمد اصلی باشه؛ولی برای کسی که تفریحی نوشته می تونه یه هنر باشه و در کنار راه درآمدهای دیگه از این هنر درآمد داشته باشه. 3-خب اکثرا استاد و دبیر ادبیات و الهیات و فنون فارسی و علوم سیاسی و... هستن؛مربوط به انسانی می شه. 4-خب برای استاد شدن خوبم؛همچنین سر پرستار بخش اطفال یا زنان زایمان.عمه هام بهم میگن پرستاری به صورت مهربونت میاد 5-قطعا می رفتم هوا فضا برای خلبانی.هرچند که از راه پرستاری می تونم برم مهمانداری،ولی خلبانی یه چیز دیگه است. 6-پردرآمدترین شغل توی ایران می تونه میکاپ آرتیست یا خلبانی یا فوتبال باشه.هیجان انگیز ترین هم بازم خلبانی.آرامش دهنده ترین هم پرستاری؛وقتی به دیگران کمک می کنم آرامش میگیرم. 7-پلیس،دانشجوی روانشناسی(دانشجو بودن خودش شغله)،آرایشگر 8-تکراری ترین شغل توی رمان ها که دیگه حالم از رمان هایی که توش اسم از این شغل بیاره به هم می خوره مدیر شرکت بودن و صاحبت کمپانی بودن و مهندس بودنه.(توهینی نشه به مهندسای عزیزمون؛ولی فقط مهندسا وجهه ی پولداری نیستن که برای نشون دادن وضع خوب شخصیت همش از شرکت استفاده کنن.)شغل های زیادی هست که توی رمان اسم آورده نشده و همون شغلا می تونن باعث به وجود اومدن یه عشق باشن.مثلا مترجم و نویسنده 9-خب یه پرستار و یه راننده ی اورژانس،یا یه پرستار و آتش نشان،یه پرستار و پلیس،یه روزنامه نگار و یه مسئول کشوری،یه خبرنگار و یه پلیس و... 10-مثل اینه که بگی علم بهتره یا ثروت.من خودم شهرت رو خیلی دوست دارم. . . . حالا نوبت شماست. شروع کن
  3. آموزش مهارت های نویسندگی خلاق موضوع یا سوژه : سوژه همان اندیشه اولیه ونطفه آغازین است. جرقه ی درذهن نویسنده که حالت کشف والهام دارد. به عبارت دیگر موضوع ، همان رشته ای است که ازآغازتاپایان نوشته حضوردارد وامتدادمی یابد. دیگر عناصر و مصالح نوشته مانند دانه های تسبیحی هستند که دراین رشته کشیده می شوند تانتیجه نهایی مورد نظرنویسنده به دست بیاید. درواقع موضوع، جمله ای است که چکیده تمام مقاله است ومقاله، بسط وگسترش یافته ی همان جمله است. چنان که یک جمله می تواند توضیح وشرح یک کلمه باشد. مثلاکلمه ی « آوارگی » موضوع مقاله شماست. شماپیرامون آن چندین صفحه اظهارنظرواستدلال می کنید. می توان چکیده مقاله شمارادریک جمله بیان کردوگفت: آوارگی چنین پیامد های منفی یامثبت دارد. یافتن سوژه یافتن موضوع بکرومناسب ازدغدغه های همیشگی نویسند گان وهنرمندان است. نویسنده حرفه ای کارخودرا بایافتن موضوع مورد علاقه ی خود آغاز می کند. برای یافتن موضوع یاسوژه باید ذهن حساس وتأثیرپذیروهمیشه فعال داشته باشیم. باداشتن ذهن تربیت یافته وخلاق ، همیشه می توانیم موضوعات بکروجذاب رابه دست آوریم . می توانیم ازهرحادثه ای برای پیداکردن سوژه های تازه استفاده کنیم. پس بگذارید هرروزبرای شماآبستن الهام، اندیشه وتخیلات تازه وجالب باشد. ذهن نویسنده بایدهمیشه آماده دریافت موضوعات جدید باشد. آدم های زیادی برلب جوی نشسته اند وعبورآب جاری را تماشا کرده اند اماتنها حافظ به کشفی رسیده است: برلب جوی نشین وگذرعمرببین کین اشارت زجهان گذران مارا بس چه کسی ازما افتادن میوه های رسیده ، ازدرخت راتماشا نکرده است؟ این ذهن آماده وخلاق نیوتن بود که ازافتادن یک سیب ازدرخت ، قانون جاذبه ی زمین را کشف کرد. نویسنده بایدهمیشه وهمه جا نویسنده باشد. بادید دقیق وچشمان تیزبه جامعه، طبیعت و هستی و... خیره شود. اندیشه های آنی وفرّاررا دردفترچه ای به بند بکشد. ودرزمان مناسب ازآن ها استفاده کند. دراطراف ما موضوعات بسیاری برای نوشتن وجوددارد. ذهن مامعمولاآماده ی پذیرش آن ها نیست. وقتی ذهن به چیزی عادت کرد درواقع دیگرآن چیزرانمی بیند. برای همین است که خاطرات وچشم دید های کودکی ما تاآخرعمرمان فراموش نمی شوند. چون آن هارا بار اول می بینیم وهنوزبه آن ها عادت نکرده ایم. درجای که سال ها زندگی کرده ایم هیچ چیزجدیدی به چشم ما نمی آید. مولانا خوب این مضمون را بیان کرده است: آب کم جو، تشنگی آوربه دست تاببارد آبت ازبالاوپست هنر، یعنی دیدن چیزهای تازه. چنان که برخی ا زصاحب نظران هنررا چنین تعریف کرده اند: « هنر، دیدن چیزهای است که دیگران نمی بینند وسپس بیان آن ها به شکلی که دیگران هم بتوانند آن چیزهاراببینند.» برای یافتن سوژه های تازه باید: 1- برداشت ها، تعریف ها وذهنیت خودمان رانسبت به هستی وزندگی تغییربدهیم . زندگی وهستی آن چیزی نیست که ما به درک ودیدن و دریافت آن عادت کرده ایم. هستی و زندگی هرلحظه وهرآن درحال دگرگونی وشدن است. به گفته ی مولانا: هرزمان نومی شود دنیا وما بی خبرازنوشدن اندربقا هرزمان نوصورتی ونوجمال تازنودیدن فرومی رد ملال 2- اندوختن تجربه های زندگی. دوگروه ازانسان ها زندگی را به درستی درک نمی کنند؛ یکی کسانی که اززندگی فا صله می گیرند ودرکناروگوشه های زندگی عمر می گذرانند. آن ها به تنهایی وانزوا پناه می برند. دیگری انسان های که درمتن زندگی غرق می شوند. آن ها ازفهم ودرک معنای زندگی عاجز می مانند. زیرا نمی دانند که چکارمی کنند. کسی می تواند اززندگی، تجربه ذخیره کند که بادیگران ومانند دیگران زندگی کند ودرعین حال درآن غرق نشود. هرچند گاهی لازم است اززندگی فاصله بگیرد وبه تماشا ومطالعه آن بپردازد. زندگی آگاهانه، عمیق وکیفی می تواند برای شما تجربه های ارزشمندی به ارمغان بیاورد. جماعت گرایی وخلوت گزینی هردوبرای نویسنده لازم است، به این شرط که هردو آگاهانه باشد. این شعرسهراب سپهری را شاید شما نیز خوانده باشید: من نمی دانم که چرامی گویند اسب حیوان نجیبی است و کبوتر زیباست و چرا در قفس هیچ کس کرکس نیست؟ گل شبدرچه کم ازلاله قرمز دارد؟ چشم ها را باید شست، جوردیگر باید دید... 3- مطالعه ی کتاب های جدید، ارتباط بادوستان تازه، خصوصا باافراد باتجربه وسردوگرم چشیده برای نویسنده بسیارمفید ولازم است. 4- خواندن دائم ونوشتن همیشگی وبرنامه ریزی شده می تواند استعداد نویسنده رادرجنبه های مختلف تعالی ببخشد. اماتأکیدبرخواندن ونوشتن بابرنامه وکیفی وحرفه ای می باشد. مناسب ترین منبع برای یافتن موضوع، زندگی اجتماعی است که هرروزپذیرای فراز وفرود های بسیاری است. ازتجربه های تلخ وشیرین خودودیگران درزندگی، واندیشه هاواحساسات خویش برای یافتن موضوع مناسب می توانیم یاری بگیریم. ویژگی های یک سوژه خوب اکنون خصوصیات یک سوژه یاموضوع خوب رافهرست می کنم: 1- ساده وروشن باشد و به قول معروف جامعیت ومانعیت داشته باشد. مطلب ازنقطه ای آغاز شود که دروازه موضوع باشد. مطالب خارج ازموضوع نباید واردموضوع شود. حدومرزمشخص وتعریف شده ای داشته باشد. وبه روشنی ازموضوعات مشابه خودش جداگردد. 2- سوژه باید قابل گسترش باشد. نویسنده بتواندآن رابسط وگسترش بدهد. 3- تازه وبکر باشد. نویسنده باید به زندگی چون رود خانه ای پایان ناپذیرنگاه کند. رودخانه ای که ازعمق زمین می جوشد وهمیشه تازه است. وهرگزکسی نمی تواند درآن دوبار شناکند. به گفته ی بزرگمهر: همه چیزرا همگان دانند وهمگان هنوزازمادرزایده نشده اند. باید به هرچیزی بااین نظرنگاه کنیم که درآن چیز، جنبه ای تازه وبیان ناشده ای وجودداردکه ما باید آن را کشف کنیم. از طرفی امروزه سوژه ی که کاملا بکر باشد کم پیدا می شود. هرموضوعی راکه شما پیدا کنید، آن رادیگران پیش ازشماکارکرده اند. باکی نیست. اگرمابه آن موضوع بادید تازه بنگریم وزاویه ی دید ما نوباشد ونیزآن راباپرداخت تازه وبیان نوارائه بدهیم درواقع موضوع تازه ای رابه خواننده ومخاطب خودمان ارائه داده ایم. دراین صورت مقاله ی ماتازگی وجذابیت یک سوژه تازه رابرای خواننده خواهدداشت. 4- سوژه بایددرحیطه آگاهی ودانش نویسنده باشد. نویسنده آن رادرذهن خود، حلاجی کرده وازمسیراحساسی آن عبورکرده باشد. داشتن اطلات لازم وکافی وتسلط برموضوع ازشرائط یک سوژه خوب وقابل گسترش است. معلومات درباره سابقه موضوع وکارهای دیگری که درباره آن موضوع انجام گرفته است، به نویسنده کمک می کند تادرباره موضوع ، زاویه جدیدی پیداکند ومطالب دیگران را تکرارنکند. 5- سوژه باید موردتوجه وعلاقه ی خواننده قراربگیرد ودرارتباط با ابعادروحی وروانی انسان باشد. خواننده بتواند به راحتی باموضوع ارتباط فکری وعاطفی برقرارکند. اگرشمایک سوژه مرده را انتخاب کنید، سوژه ای که به یکی از گرفتاری های زمانه ی ما ویاهمنوعان ما ارتباط پیدا نمی کند ویابه هرنحوی چیزی به خوا ننده نمی آموزد که به کارزندگی او بخورد،البته که مورد استقبال خواننده قرارنخواهدگرفت. هم چنین است اگرسوژه شما به مسائل خصوصی وشخصی افراد یاگروه های خاص مربوط باشدودائره ی تنگ ومحدودی رادربر بگیرد، مخاطبان اندکی خواهدداشت. هرچه موضوع عام تروانسانی ترباشد، خوانندگان بیشتری مایل به خواندن آن خواهند شد. 6- سوژه باید که باورپذیر باشد. نویسنده بتواندبااستدلال ودادن نظم معقول، آن رابرای خواننده قابل قبول سازد. 7- سوژه باید که موردعلاقه نویسنده نیزباشدوتأثیرفکری وعاطفی برخوداوگذاشته باشد. مادام که سوژه برخود نویسنده تأثیرنکرده باشد، نمی تواند نوشته ی پرشور، دل نشین ، احساس برانگیز و تأثیرگذار بوجود بیاورد. زیرا نویسنده درکارخودتلاش می کند تاچیزی راازاندیشه واحساس خودبرای خواننده انتقال دهد. چنان چه خوداو آن مضمون رانچشیده باشدوازآن تأثیرنپذیرفته باشد، نمی تواند بردیگری تأثیربگذارد. دراین صورت نوشته حالت مکانیکی وخشک و بی روح پیدا می کند. نویسنده: سید اسحاق شجاعی
  4. Wahid

    تست استعداد نویسندگی

    مهارت نویسندگی خود را ارزیابی کنید با این پرسش‌نامه می‌توانید میزان مهارت و استعداد نویسندگی خود را ارزیابی کنید. در پایان با توجه به امتیازی که کسب می‌کنید راهکاری برای شما ارائه می‌شود. با انجام این تست مشخص می‌شود که استعداد نویسندگی دارید یا نه. حالا به موارد زیر از ۱ تا ۵ امتیاز بدهید. ۱ به معنای بد و ۵ به معنای خارق العاده است. در پایان امتیازهای خودتان را جمع بزنید. من در هر حس و حالی که باشم، بدون توجه به خلق و خویم، حتماً سعی می‌کنم که بنویسم. ۱ – ۲ – ۳ – ۴ – ۵ من حین نوشتن به ویرایش نوشته‌ام فکر نمی‌کنم. و سعی می‌کنم به ندای منتقد درونم توجهی نکنم. ۱ – ۲ – ۳ – ۴ – ۵ من کتاب‌های آموزش نویسندگی را مطالعه می‌کنم و به یادگیری و بهبود مهارتم اهمیت می‌دهم. ۱ – ۲ – ۳ – ۴ – ۵ من به نوشتن صفحات صبحگاهی علاقه‌مندم و هر روز صبح به محض بیدار شدن سه صفحه کامل می‌نویسم. ۱ – ۲ – ۳ – ۴ – ۵ من همیشه یک دفترچه یادداشت همراه خودم دارم و ایده‌های جالبی را که به ذهنم می‌رسد ثبت می‌کنم. ۱ – ۲ – ۳ – ۴ – ۵ من حین نوشتن موبایلم را کنار می‌گذارم و سعی می‌کنم عوامل حواس‌پرتی را از خودم دور کنم. ۱ – ۲ – ۳ – ۴ – ۵ من از روی آثار نویسندگان بزرگ و حرفه‌ای رو نویسی می‌کنم تا رمز و راز آثار آن‌ها برایم آشکار شود. ۱ – ۲ – ۳ – ۴ – ۵ من نوشتن روی کاغذ را به تایپ کردن با کامپیوتر ترجیح می‌دهم. ۱ – ۲ – ۳ – ۴ – ۵ من از ارائه و انتشار نوشته‌هایم و بازخورد گرفتن هراسی ندارم. ۱ – ۲ – ۳ – ۴ – ۵ من نمی‌گذارم هیچ روزی بدون نوشتن سپری شود. ۱ – ۲ – ۳ – ۴ – ۵ -اگر امتیاز شما بیش از ۴۵ است، شما استعداد نویسندگی دارید. همین الان بروید و شروع کنید به نوشتن. -اگر امتیاز شما بین ۳۰ تا ۴۵ است، شما استعداد نویسندگی دارید. همین الان بروید و شروع کنید به نوشتن. -اگر امتیاز شما کمتر از ۳۰ بود، شما استعداد نویسندگی دارید. همین الان بروید و شروع کنید به نوشتن.
  5. چطور می‌توان خود را برای نویسنده شدن آماده کرد؟ زیاد خواندن و زیاد خواندن و زیاد خواندن. خواندن بسیار ضروری است. شما باید خیلی بخوانید. برای این‎که نویسنده خوبی شوید باید خواندن را دوست داشته باشید. چون نوشتن نه با شما شروع می‌‎شود، نه از چیز دیگری سرچشمه می‌‎گیرد و نه از نقطه صفری آغاز می‌‎شود. شما در نویسندگی خیلی پرکارید؛ رمان، مقاله، یادداشت. چطور تصمیم می‌گیرید که چه چیزی را کی بنویسید؟ این چیز خیلی عجیبی است چون عناصر زیادی در آن دخیل است که بسیار جذاب و غیرقابل توصیف‌اند. من می‌گویم: «من این کتاب را خواهم نوشت.» و بعد می‌نشینم و شروع می‌کنم آن را در خیالم فصل‌بندی کردن و با خود می‌گویم فردا چنین و چنان می‌نویسم. می‌خوابم و صبح بلند می‌شوم، می‌روم پشت می‌زم، قلم را بر می‌دارم و چیزهایی به کلی متفاوت از کار در می‌آیند. شاید این به آن معنی باشد که رویا‌ها به صورت مرموزی در بخشی از زندگی نوشتاریتان دیکته می‌شوند. شما خواب‌های احمقانه‌ای دارید. همه ما خواب‌های احمقانه‌ای می‌بینم. ما عریان در خیابانیم، چقدر وحشتناک! از پشت‌بام می‌افتیم، در دریا غرق می‌شویم؛ آن‌ها خواب‌هایی هستند که شما به خاطر می‌آورید اما درباره خواب‌هایی که به خاطر نمی‌آورید چه؟ من فکرمی‌کنم این‌ها خواب‌های واقعاً مهم زندگی شما هستند. به عنوان یک نویسنده داشتن یک زندگی منظم مهم است؟ نویسنده از این نظر هیچ تفاوتی با یک بنا یا یک راننده اتوبوس ندارد. شما باید نظم و انضباط داشته باشید. اسکار وایلد می‌گوید که «نویسندگی، ۱۰ درصدش نبوغ است، ۹۰ درصدش نظم و انضباط.» برای نوشتن باید نظم و انضباط داشته باشید که این کار آسانی نیست. این کار خیلی انفرادی است. شما همیشه تنها هستید. شما در یک شرکت نیستید. شما در این حس، احساس لذت نمی‌کنید. شما ازطریق احساسات دیگری، از خود لذت می‌برید. شما به حفر اعماق خود مشغولید اما عمیقاً تنهایید. این یکی از تنها‌ترین شغل‌های جهان است. در تئا‌تر شما با همراهان، کارگردانان و بازیگران هستید. در فیلم، در یک مجموعه، اما در نویسندگی شما تنهایید. این کار خیلی استقامت و چیزهای دیگر می‌خواهد. شما واقعاً باید عاشق آن باشید که چنین تنهایی عظیمی را تاب بیاورید. به عنوان بخشی از فرآیند نوشتنتان، بازنویسی چقدر اهمیت دارد؟ نه آنقدر مهم نیست. مقدار زیادی از بازنویسی در سرم انجام می‌شود. هنگام تایپ کردن هم یک مقدار دیگری اصلاح انجام می‌دهم و قدری هم در صفحه پرینت گرفته شده اما نه زیاد. به نظرم به راحتی آنچه را دقیقاً می‌خواهم بگویم در اختیار دارم. نوشته‌هایم را اصلاح می‌کنم اما نه مثل بالزاک که دیوانه‌وار به چاپخانه می‌رفت تا در آخرین لحظه چیزی را تغییر دهد. خشک شدن قلم نویسندگان مشهور برای شما پیش نیامده؟ نه، نه. من هر گز از چنین چیزی رنج نبرده‌ام. دوستانی داشتم که از سترون شدن قلمشان دق کردند. دوست خوب شیلیایی داشتم به نام خوزه دنوسو، یک رمان‌نویس، که فکر می‌کنم همین خشک شدن قلمش او را کشت. او خیلی نگران بود و از این موضوع رنج می‌برد. اما شکر خدا چنین چیزی هیچ وقت برایم پیش نیامده، هیچ وقت. برای همین است که من مرتب مقالات و سخنرانی می‌نویسم چون وقتی درباره ادبیات قلمم به بن‌بست می‌رسد، می‌گویم حالا وقت آن است که سخنرانی‌ای بنویسم. حالا زمان آن رسیده که از آزادی بنویسم. پس من به خوبی ماشین نوشتن را روغن‌کاری می‌کنم. من همیشه مشغول به کارم. چطور می‌تواند یک نویسنده رنج نبرد؟ می‌شود جور دیگری رنج برد نه به خاطر خشک شدن قلم. نگرانی‌های دیگری هم وجود دارد مثل پیدا نکردن موضوع درست و حسابی، تردیدی که شما را وا می‌دارد آنچه را که نوشته‌اید میان خیلی چیزهای دیگر به داخل سطل زباله بیندازید و از این جور چیز‌ها. بله این اتفاق‌ها می‌افتد اما نه خشک شدن قلم به نحوی که نشود نشست و نوشت. مسئولیت نویسنده در جامعه از دید شما چیست؟ نوشتن کتاب. نوشتن کتاب بهترین کاری است که می‌تواند بکند؛ نوشتن کتاب‌های خوب. همه چیز به دنبال آن می‌آید. لحظاتی وجود دارد که شمای نویسنده تحت این مسئولیت سیاسی اعلام می‌کنید که من این‌طرفی هستم، من با مردم هستم. و این‌طور شما بیانیه صادر می‌کنید بعدش کتاب‌های بد می‌نویسد اما مورد قبول واقع نمی‌شود چون شما آن طرفی بودید نه این‌طرفی. خیلی از کتاب‌های بد را آدم‌های خوب می‌نویسند در آمریکای لاتین که به طور واضح اینطور بوده است. زمانی پابلو نرودا به من گفت: می‌‎دانی، همگی ما نویسندگان آمریکای لاتین با حمل کشور‌هایمان به پشت‏ خود، سفر می‌‎کنیم. ما کشور‌هایمان را پشت‎مان حمل می‌‎کنیم و در قبال کشور‌هایمان مسئولیم زیرا که در کشورهای ما آزادی سیاسی نیست و بیسوادی بیداد می‌کند. به خاطر همه این دلایلی که می‌‎دانید، این وظیفه ماست که صدایی در سکوت باشیم اما امروزه دیگر مانند آن زمان نیست. اکثر کشورهای آمریکای لاتین با انجام منظم انتخابات، داشتن احزاب سیاسی، آزادی و اختیار برای اتحادیه‏‌ها به دموکراسی رسیده‎اند. به طور کلی، آزادی دموکراتیک در آمریکای لاتین وجود دارد. بنابراین اگر می‌‎خواهید نویسنده‎ای شوید که در سیاست مشارکت داشته باشید، این کار را با صداقت در گفتار انجام دهید: من یک سیاستمدار و نویسنده هستم. نویسنده بودن به من امتیازات ویژه‎ای نمی‌‏دهد. اجازه بدهید با عقاید سیاسی و عملکردم به قضاوت بنشینم. این تنها بخشی از آن است. اما نویسندگانی هستند که می‌‎گویند: من هیچ کاری با سیاست ندارم. در سمت دیگری ‎ایستاده‎ام و کتاب‌هایم را می‌‎نویسم و تنها یک شخصیت ادبی هستم. بعد از انتخاب موضوع از چه منابعی الهام می‌‎گیرید؟ فکر می‌‎کنم این بخشی از عملکرد رویاست؛ عمق ناخودآگاه. در حال حاضر می‌‎خواهم رمانی درباره آخرین روز زندگی ایمیلیانو زاپاتا، رهبر چریکی مکزیکی بنویسم؛ روزی که او به ضرب گلوله کشته شد و اینکه چه چیز دیگری در کشور اتفاق افتاد. این چیزی است که می‌‎خواهم بنویسم. در آنجا موضوعی هست که روشن و واضح است اما روش و سبکی که آن را بنویسم، مولفه‎‌ها، واقعا هنوز نمی‌‎دانم چطور این کار را می‌کنم. قطع نظر از جنبه‎های ساختاری، مطمئن نیستم چطور می‌‎خواهم آن را انجام دهم؛ چرا که آن بستگی به حافظه‌‎ام، ترسم، رویا‌هایم، خواسته‎‌هایم و میلیون‎‌ها چیزهای دیگری دارد که در این لحظه‎‎ای که با هم صحبت می‌‎کنیم غیر قابل توصیف است. آیا نوشتن، گفت‌و‌گویی با خود یا با جامعه است؟ بله، نوشتن در واقع گفت‏وگو با فرهنگ خود، با تمدن خود، با تمام چیزهایی است که می‌‎شناسید و تمام چیزهایی که نادیده گرفته‎اید. چیزی را که نادیده می‌گیرید، برای نوشتن از اهمیت بیشتری برخوردار است تا نسبت به آنچه که می‌‎دانید؛ برای این‌که آن‎چیزی را که می‌‎دانید، شناخته شده است و چیزی را که نمی‌‎دانید‌‌ همان چیزی است که تصور می‌‎کنید. این باعث می‌‎شود که مجبور به نوشتن شوید. اگر وجود دارد، نوشتن درباره‌اش چندان جالب نیست، زیرا شما فقط منعکس کننده چیز‌ها و تقلیدکننده زندگی هستید اما زمانی که در مورد چیزی که هنوز وجود ندارد، صحبت می‌‎کنید یا چیزی که وجود دارد اما پنهان یا ممنوع شده، پس به چیز جالب‎تری می‌پردازید. چطور می‌توان خود را برای نویسنده شدن آماده کرد؟ زیاد خواندن و زیاد خواندن و زیاد خواندن. خواندن بسیار ضروری است. شما باید خیلی بخوانید. برای این‎که نویسنده خوبی شوید باید خواندن را دوست داشته باشید. چون نوشتن نه با شما شروع می‌‎شود، نه از چیز دیگری سرچشمه می‌‎گیرد و نه از نقطه صفری آغاز می‌‎شود. باید آگاه باشید که سنت عظیمی در پشت سرتان وجود دارد، سنتی که به خیلی وقت پیش بر می‌‎گردد؛ به کتاب مقدس، هومر و خیلی چیزهای دیگر. اگر واقعا می‌خواهید نویسنده شوید، باید خودتان را به عنوان بخشی از زنجیره هستی ببینید. شما بخشی از فرآیند کلام، حافظه و تخیل هستید. به طور خلاصه، فکر می‌کنم که برای خلق کردن، باید از سنت مطلع باشید اما برای زنده نگه داشتن سنت، باید چیز جدیدی خلق کنید؛ این راهکار من است.
  6. Ghazaaleh

    خانمِ نویسنده

    اینجا مطلبی ارسال کنید نظراتتون رو فقط در نمایم بیان کنید *-*
  7. afagh7fth

    قلم خود را تقویت کنید

    12 قدم برای تقویت مهارت نویسندگی : بدون شک، نوشتن یکی از مهارت‌هایی است که در زندگی به آن نیاز پیدا می‌کنید. مثل نوشتن یک نامه، رزومه، پست وبلاگ، کارت، کتاب، ایمیل، پیغام، گزارشات فروش، و یا هر چیزی که به ارتباط افکار و ایده‌ها نیاز دارد. نوشتن و خواندن دو مهارت مهم اکتسابی در زندگی هستند. یک نویسنده‌ی خوب می‌تواند تقریبا هر کاری را انجام دهد. من شخصا اهمیت نوشتن را وقتی درک کردم که به یک کار‌آفرین تبدیل شدم. هر روز برای وبلاگ خود پست می‌نویسم، در روز تعداد زیادی ایمیل ارسال می‌کنم و در رسانه‌های اجتماعی مطالبی می‌نویسم. اگر این مهارت را نمی‌دانستم، هرگز قادر نبودم کارها‌یم را انجام بدهم. کسب‌وکارم تنها یک هفته دوام می‌آورد و نهایتا مجبور به ترک شغلم می‌شدم. اما من این مهارت را یاد گرفتم. و از آن ممنونم. از معلمانم سپاسگزارم که در دوران مدرسه من را مدام مجبور به نوشتن می‌کردند، که آن موقع برایم شبیه یک انتقام بی‌پایان بود! این کار مهارتم را در نوشتن تقویت کرد، گرچه در آن زمان از آن متنفر بودم! آن‌چه در طول سال‌ها درباره ی نوشتن یاد گرفتم، می‌تواند در ۱۲ مرحله‌ی ساده گنجانده شود. این مراحل در هر نوعی از نوشتن می‌توانند به کاربرده شوند. چه بخواهم یک پیغام بنویسم یا روی کتاب بعدی کار کنم، به این ۱۲ قدم برای نوشتن تکیه می‌کنم! ۱- آنچه باعث حواس‌پرتی می‌شود را از خود دور کنید. قبل از اینکه شروع به نوشتن کنید، هر گونه حواس‌پرتی را از ذهن خود دور کنید. اگر لازم است به اتاق آرامی بروید، تلفن خود را خاموش کنید، خود را با لپ‌تاپ‌تان در کمد زندانی کنید! حواس‌پرتی یکی از موانع بزرگ در نوشتن است. افرادی که برای نوشتن وقت نمی‌گذارند، هرگز قادر به نوشتن نیستند. ۲- به آنچه می‌خواهید بنویسید فکر کنید. آن‌چه را می‌خواهید بنویسید به دقت در ذهن خود تصور کنید. ایده‌ی خوبی برای عنوان، موضوع و نکته‌ای که می‌خواهید به آن برسید، داشته باشید. قبل از آن‌که چیزی بنویسید، به موضوعی که می‌خواهید بنویسید فکر کنید. ۳- به چه کسی می‌خواهید بنویسید. دریابید مخاطب شما کیست. کارآفرینان، کارمندان، مادران، نوجوانان، مردان میان‌سال، کسی که شما را دوست دارد، یا شخصی کاملا متفاوت؟ قبل از هر چیزی این موضوع را مشخص کنید. ۴- طوفان فکری برای ایده‌های خود ایجاد کنید. اکنون می‌توانید شروع به نوشتن کنید. یک خودکار و تکه‌ای کاغذ بردارید یا کامپیوتر خود را روشن کنید و شروع کنید. من معمولا تعداد زیادی از نکات و جمله‌هایی که به ذهنم می‌رسد و می‌دانم که می‌خواهم از آن‌ها استفاده کنم را یادداشت می‌کنم. وقتی تعدادی از آنها را نوشتید، این مرحله را به پایان رسانده‌اید. ۵- زیپ مغزتان را باز کنید و هر چه به ذهن‌تان می‌رسد را بنویسید. اگر هنوز دست به کار نشده‌اید، لپ‌تاپ و ورد را باز کنید. حال از نکاتی که در مرحله‌ی قبل یادداشت کردید و نکاتی که در هر لحظه به ذهن‌تان می‌رسد استفاده کنید، هر چه که به ذهن‌تان می‌رسد را یادداشت کنید. اجازه دهید ذهن‌تان سر‌ریز شود و کلمات خودشان را در نوشته‌تان جا دهند. ۶- سعی نکنید زیبا‌سازی کنید-فقط بنویسید! این کار را تا زمانی که نوشتن‌تان تمام شود انجام دهید. سعی نکنید جملات را زیبا کنید یا اشتباهات نگارشی را اصلاح کنید. این موضوع تنها باعث می‌شود که سرعت‌تان کم شود و جلوی جاری شدن ذهن را می‌گیرد. رمز به انجام رساندن کارها در همین است. افراد زیادی منحرف می‌شوند و دست از کار می‌کشند تا همه چیز را به بهترین شکل در بیاورند. این کار را نکنید! ۷- حالا می‌توانید زیباسازی کنید. اگر تا به اینجا مراحل را به درستی انجام داده باشید، می‌توانید آن‌چه را نوشته‌اید اصلاح کنید تا بهتر به نظر برسد. نوشته را به آرامی بخوانید. ببینید جملاتی که نوشته‌اید تا چه اندازه روان هستند. کلمات تکراری را تغییر دهید، هر جا که نیاز به مکث است ویرگول بگذارید و اشتباهات را اصلاح کنید. ۸- جمله را به خوبی آغاز کنید. جملات بعدی مغز شما را منفجر می‌کنند! این طرز نوشتن توجه و علاقه‌ی دیگران را جلب می‌کند که در ادامه چه می‌خواهد گفته شود. اطمینان حاصل کنید که در بازنویسی از جملات آغازین خوبی استفاده می‌کنید. اگر مقدمه و جمله آغازین خسته‌کننده‌ای داشته باشید، کسی مایل به خواندن نوشته‌ی شما نخواهد بود! ۹- از غلط یاب استفاده کنید. اگر چه غلط یاب سیستم شما ممکن است تمام اشتباهات را اصلاح نکند، اما راه مؤثر و آسانی برای پیدا کردن اشتباهات املایی در نوشته است. ۱۰- از یک دوست بخواهید نوشته‌تان را ویرایش کند. با توجه به اینکه غلط یاب نمی‌تواند تمامی اشکالات را پیدا کند، ضروری است که شخص دیگری به نوشته‌تان نگاهی بیاندازد. ممکن است نوشته‌ی خود را بارها بخوانیم و بگوییم چه چیز خوبی نوشته‌ایم؛ اما نگاه بی‌طرفانه دیگران، بازخوردی به ما می‌دهد که به اصلاح اشتباهاتمان کمک زیادی می‌کند. ۱۱- تغییرات لازم را انجام دهید. به آن‌چه ویراستار می‌گوید توجه کنید و برای بار آخر به نوشته‌ی خود نگاهی بیاندازید. اگر فکر می‌کنید نظر شخص دیگر درست است، به آن گوش دهید. اگر نظراتش را به دقت در نظر گرفتید اما با برخی از آنها مخالف هستید، نوشته را همان‌طور که خودتان می‌خواهید نگه دارید. با توجه به همه این‌ها، این نوشته‌ی شماست و شمایید که می‌دانید چه می‌خواهید بگویید. تنها به یاد داشته باشید یک ویرایش‌گر خوب برای کمک به شما آماده است، پس دقت کنید که با هر آن‌چه که او می‌گوید مخالفت نکنید. ۱۲- نوشته‌تان را منتشر کنید. حالا زمان آن رسیده که نوشته‌تان را منتشر کنید. اگر تمام مراحل را به دقت انجام داده باشید، باید برای به اشتراک گذاشتن نوشته‌ی فوق‌العاده‌ی خود با دنیا هیجان‌زده باشید. از کار خود لذت ببرید و بگذارید دیگران ببینند چه چیزی را با تلاش خلق کرده‌اید. نوشته‌ای که به اشتراک شده می‌شود و مورد تقدیر و ستایش قرار می‌گیرد برای هر نویسنده‌ای یک موفقیت محسوب می‌شود. این مراحل را دنبال کنید و پیشرفت را در نوشتن‌تان ببینید. تمام نویسندگان توانا از دستورالعملی شبیه به این استفاده می‌کنند. بنابراین هرگاه در نوشتن با مشکل روبرو شدید به این مراحل رجوع کنید. همه‌ی ما داستانی برای گفتن داریم، با دنبال کردن این ۱۲ قدم می‌توانید همین حالا داستان خود را با دنیا به اشتراک بگذارید!

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×