رفتن به مطلب
Added by Amir

Added by Amir

Hanie-14

چه موقع احساس کردی حالت تغییر کرده ؟

پست های پیشنهاد شده

سلام به دوستان گلم ...:)

در این تاپیک لحظه ای که احساس کردید بعد معنویتون عمق گرفته و خیلی رفتید تو حس ، بگید که چه موقع بوده؟؟

اول هم خودم میگم:smile: :

زمانی که سوزن کار گذاشتم روی صندلی دبیر عربیم ، آخه من از همون بچه گی از عربی متنفر بودم .:D

بدبخت چنان ننشسته از جاش پرید و سیخ وایساد که یک لحظه احساس کردم باید ببریمش اتاق عمل !:rolleyes::P

  • تشکر 6

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

چندماه پیش...

تهمتهایی بهم زده شد..توهینهایی..که بی اراده اشکمو درمیاورد...تنم سرد بود..تا چند روز تمام بدنم میلرزید..رنگ و روم مثل گچ دیوار شده بود..سنگین بودن اون توهینها..خیلی سنگین.

چراشو نمیدونم..که زبونمو بست..با هیچکس حرف نمیزدم..بی تفاوت و نگاه به در و دیوار..غذا از گلوم پایین نمیرفت..حقم نبود اما ...واقعا میخواستم بدونم چرا...

  • تشکر 5

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مدام این احساس بهم دست میده

  • تشکر 5

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

همیشه این حس همراهم بود اما سال 93 خودشو به سکل کامل نشون داد وتغیر درونی وبیرونی زیبایی ایجاد شد!این حس خیلی دوست داشتنی،غمگین،درد اور وزجر اوره ولی با همه اینا خوبه!

  • تشکر 4

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تقریبا یک ماه پیش ...طولش حدودا دو هفته بود

  • تشکر 4

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دیشب یه حس عجیبی داشتم

  • تشکر 7

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مطمئنا دفعاتش قابل شمارش نیست

ولی بارز ترینش وقتی بود که تقریبا همه ی دوستام تنهام گذاشتن.

حال بد بعد از اون تا چند سال  ادامه داشت تقریبا

و الان هم تا حدودی باقیه ولی نه به اون شدت. دیگه آخرای این حالمه فک کنم.

 

  • تشکر 4

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

وقتی عصبانی میشم کلا تغییر حالت میدم خیلی بد عصبانی میشم.<_<

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اخریش همین امروز صبح بود

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

وقتی چیزی باعث میشه که برم به فکر. فکرام طولانیه:smile:

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دوران ابتدایی با کلی التماسُ اینا قرار شد یبار ببرنمون سینما

کلی تعریف کردنُ منت میذاشتن اردو میبریمتون<_<

خلاصه وختی رفتیم جا اینکه فیلم طنز یا انیمیشنی چیزی بذارن

بچه های آسمانُ گذاشته بودن:mellow:

خداسرشاهده چقد گریه کردیم:cry:

تایه مدت طولانی پول فلافلم از بابام نمیگرفتم و همش ذوق داشتم مثل اون پسره علی بدبختُ فقیر نیستیم-_-

والا...

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

وقتی که از دوستام دورشدم و یکی یکی پشتم حرف زدن و هرچی که دلشون خواست بهم گفتن

از اون8 نفر یه نفر برام موند

منم تغییر کردم

با همه یه جور

با همه مهربون

با همه خوب

با همه خوب حرف میزنم

همه رو دوست دارم

اما به هرکی اندازه ی خودش بها میدم^_^

قرارم نیس کسی از زیرو بم زندگی من با خبر بشه

:smile:

  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

وقتی که اون سیلی رو نوش جان کردم

و اصلا حقم نبود

دیگه یه آدم بی تفاوت شدم

البته حقیقی نه مجازی...

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 3 دقیقه قبل، A.sanamy.D گفته است :

وقتی که اون سیلی رو نوش جان کردم

و اصلا حقم نبود

دیگه یه آدم بی تفاوت شدم

البته حقیقی نه مجازی...

:daghon:

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 11 دقیقه قبل، n-a-f-a-s گفته است :

:daghon:

:cry::cry::cry:

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

(کینه ای نیستم

اما آلزایمر هم ندارم

خصوصا وختی بعد دوسال هنوزم کرم درونت فعال میشه

در قالب نیشُ طعنه

پس توقع نداشته باش

مث قدیم رفتارت کنم

خیلی وخته رفتی لیست سیاه عزیزم)

 

++هنوزم وختی یاداون روزا میفتم دلم آتیــــــــــش میگیره:cry:

هه

همه کاسه کوزه هام سرمن آوارشد

اینش خیلی جالبـــ بود

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 5 دقیقه قبل، n-a-f-a-s گفته است :

(کینه ای نیستم

اما آلزایمر هم ندارم

خصوصا وختی بعد دوسال هنوزم کرم درونت فعال میشه

در قالب نیشُ طعنه

پس توقع نداشته باش

مث قدیم رفتارت کنم

خیلی وخته رفتی لیست سیاه عزیزم)

 

++هنوزم وختی یاداون روزا میفتم دلم آتیــــــــــش میگیره:cry:

هه

همه کاسه کوزه هام سرمن آوارشد

اینش خیلی جالبـــ بود

:cry5:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

وقتی که دیدم گریه هامو غصه هام چیزی رو تغییر نمیده...:)

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دقیقا دو سه دقه پیش وقتی فهمیدم دنیا ارزش اشک های من و نداره

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دو بار در طول زندگیم از زمانی که خودمو شناختم تا الان به طور اساسی و عمیق حالم تغییر کرد و تغییر کرده باقی موند. میشه گفت تا الان دو تا شخصیت رو گذروندم. 

زمانی که فهمیدم باید عاقل باشم

زمانی که فهمیدم هنوزم عاقل نشدم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

زمانی که تمام شک هام درمورد یک سری مسائل بسیار مهم، به یقین تبدیل شد!‌

الان حس بهتری نسبت به خودم دارم.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×