رفتن به مطلب
Added by Amir

Added by Amir

پست های پیشنهاد شده

خوب سلام وخسته نباشید میگم به دوست نویسنده عزیزم sarvenazz

بریم سراغ رمان تخیلی...

خوب من رمان تخیلی زیاد خوندم اما هیچ کدوم موضوع تاریخی مثل این نداشتند

اسم رمان با توجه به نقدی که دوست قبلی کرده بود وگفته بودید منظور خاصی دارید منتظرم تا منظور رش رو بدونم.

مقدمه جالب بود.

شروع رمان وتوصیفش از ادی به عنوان یه عامل شرارت خیلی خوب بود.اما در ادامه توصیف های مکانی و ظاهری ضعیف بودند.

درقسمتی که ادی  میخاست کار خانم دارلین رو تلافی کنه.کارش اصلا شروران هنبود!

بهتره روی بحث کلمه ی شرور بیشتر دقت کنی

شرور یعنی شیطون.شر.درس نخوندن رو هم میشه قسمتی از اون قرار داد.اما تحقیر وبی ادبی جای برای شرارت نداره

ادی میتونست این تلافی رو خیلی بهتر وعملی انجام بده.تا ب اصحبت وتحقیر کردن.این بنظرم زیاد جالب نیومد

یا پدر مادر ادی زمانی که خبر اخراجش رو بهش دادند.اصلا متوجه نشدم عصبانی شدند؟بی تفاوت بودند؟نصیحتی نکردند وعکس وعمل خاصی انجام ندادند در صورتی که از یه پدر مادر چنین توقعی نمیره.

انتخاب شخصیت ها وتوصیفشون خیلی خوب بودند اما توصیف مکانی همون طور که گفتم خیلی ضیف بود.

خون اشام ها ایده خوبی بودند اما توصیف جالب وزیادی ازشو نننوشتی زاشا تبدیل به یه خون اشان شد و بی دغدغه زندگی کرد..خب طبیعت یه خون اشان مشخصه که خون میخواد پس نمیتونه بی دغدغه باشه.

پشیمونی.،این حسی بود که بشدت در ادی دیده میشد وباید بگم به موقع وکاملا درست بود

ترس برای ادی که میخواد قهرمان یه داستان باشه شاید خیلی جالب باشه اما ترس همراه با شجاعت میتونست جالب تر باشه.

دیالوگ ها با کلمه های رسمی وجدی انتخاب شدن.البته این باعث میشه جالب در صورتی که هماهنگی هم با مونولوگ هات داشته باشن

ادی به عنوان قهرمان داستان شخصیتی داره که با تموم داستانایی که تالان خوندم متفاوته..امیدوارم ااین تفاوت جذاب بمونه.

مخصوصا این قسمتی که از زاشا میگفت.من رو واقعا شوکه کرد انتظار نداشتم ادی یه خون اشام باشه چون هیچ چیزش خصوصیت یه خون اشام رو نداشت.

به طور کل رمانت خوب بود! سوال های زیادی برام به وجود اورد که ترجیح میدم صبر کنم با روند داستان جلو برم  و فکر میکنم جواب تک تک سوال هام رو میگیرم.امیدوارم که اینطور باشه.

منتظر ادامه رمانت هستم موفق باشی:gol:

  • تشکر 5

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام خدمت دوست خیلی خیلی عزیزم سروناز خانم گلم.

ببخشید که من ی کم دیر کردم برای نقد . راستش گوشیم گم شده بود و ی دو سه روزی گوشی نداشتم و نتونستم به انجمن سر بزنم . 

این هم از نقد رمان زیبای زره پوش

اسم رمان : راستش من نمیدونم دلیل انتخاب این اسم چیه و قراره چه اتفاقی بیوفته که به این نام مربوط میشه اما وقتی اسم رو برای اولین بار خوندم اصلا فکر نمیکردم که مربوط به ی قصه خوناشامی باشه واین شاید ی جورایی بشه گفت که ی نکته مثبته که خواننده رو مجبور به خوندن میکنه تا برای سوالات ذهنش جوابی پیدا کنه

خلاصه :خلاصه کامل  و در عین حال خوبی بود که بدون اشاره به محتویات قصه خواننده رو خیلی روان به سمت ماجراهای قصه هدایت میکرد.

مقدمه :کاملا معلومه که روی مقدمه وقت گذاشتی و تمام نکات مقدمه نویسی رو رعایت کردی. آفرین دوست خوبم.

جلد : در یک کلمه :خوب 

ژانر:ژانر انتخابی صحیحه اما میتونست مثلا معمایی هم بهس اضافه بشه.

شروع داستان:من از داستان هایی که با توصیف شروع میشن خیلی خوشم میاد و حس میکنم جزء داستان های موفق و مخصوص نویسندگان خوب هست و کار شما عالی بود .

قلم نویسنده :  قلم خوبی داری یعنی اینکه هنر نویسندگی در وجودت هست اما سنگین و ثقیل مینویسی دوست گلم. برای همچین رمانی نوع نوشتاری خوبی رو انتخاب نکردی و علی الرغم موضوع خوب و نکات مثبتی که در رمان دیده میشه گاهی متن اونقدر سنگینه که مخاطب رو خسته میکنه پیشنهاد میکنم برای نوشتن ی کم از اون قالب هایی که دستت رو بسته خودت رو بیرون بکش و اجازه بده هنر نوشتنت بیشتر به چشم خواننده بیاد

دیالوگ ها و مونولوگ ها : در مورد اینکه دیالوگ ها معرف شخصیت افراد بود هیچ حرف و نظری ندارم ولی روی دیالوگ و به خصوص مونوگ خیلی کار نکردی و فقط انگار داری از یک سبک خاص به سختی استفاده میکنی و خودت رو مقید میکنی که حتما این مدلی بنویسی! گاهی آدم یاد نمایشنامه های شکسپیر میوفته! عزیزم برای نوشتن خودت رو راحت بذار و اجازه بده قلمت هر طور که ذهنت بهش میگی خیلی راحت روی کاغذ هرچی دلش میخواد بیاره بعدش فقط ایرادات جمله ها را اصلاح کن , اونوقت خودت بخونش و ببین که متن و دیالوگ و بقیه موارد از زمین تا آسمون فرق کرده و شک نکن که برای خودت هم لذت بخش تر خواهد بود.

توصیفات : باید اعتراف کنم که ذهن خلاقی دارید که در زمینه توصیغات بسیار موفق هستید . تبریک میگم دوست من 

سیر داستان : هیچ حرفی برای گفتن باقی نگذاشته , همه چیز صحیح و عالی و به جاست.

علائم و اشتباهات : خب به نظر من غلط های املایی خیلی خیلی کم بود و به چشمم نیومد اما غلط های نگراشی خیلی زیاده! دوست گلم استفاده نادرست از این علایم در یک نوشته همون طور که استفاده صحیحش کمک میکنه تا متن روان و جذاب بشه ، استفاده غلط باعث سنگینی و  شکستگی متن شما میشه که هر دو مورد خواننده رو خسته میکنه , پس بهتره ی کم در این مورد هوشمندانه تر عمل بشه که من میدونم شما حتما با یک ویرایش خوب حتما این کار رو خواهید کرد.

 

شخصیت پردازی: عالی و به جا ساخته و پرداخته شدند

ایده ی داستان:وقتی راجع به ی موضوع فکر میکنی تا در غالب یک ژانر چیزی بنویسی ایده های متفاوتی توی سر آدم میچرخه اما وقتی موضوع انتخاب میشه و ی رمان رو کلید میزنی , اونجاست که هنر نوشتن و قلم نویسنده رخنمون میشه و شما هم موضوع خوبی داشتید و هم هنر نوشتن.

باور پذیری:برای یک رمان تخیلی موفقیت یعنی هرچه تخیل و باور پذیری کمتر، رمان موفق تر بنابراین بهتون تبریک میگم دوست من که خیلی خوب از عهده اش بر اومدید.

موفق و پیروزی باشی دوست خوبم 

 

 
  • تشکر 6

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
سلام به دوستان عزیز :7165:
 
رمان جدیدمون، رمان "سرزمین واقی من" هستش.
 
از امروز که شنبه هست تا سه شنبه همین هفته دارید که نقدش کنید و امتیازهاتون به این رمان رو توی پروفایلم اعلام کنید!
 
اینم لینک رمان : رمان سرزمین واقعیه من
 
 ~موفق باشید~
  • تشکر 8

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام دوستان،وقت بخیر.بازهم من آمدم و با یه نقد دیگه(یه سوال آیا من واقعا زیادی گیر میدم؟دوستان میگن گیر میدی).نویسنده های عزیز امیدوارم نقدم باعث ناراحتیتون نشه چون من عادت به تعریف الکی و به به و چه چه کردن ندارم.حقیقتو میگم و خیلیا ناراحت میشن ازشنیدنش اما من نه واقعا قصدو قرضی دارم نه وقت دشمنی باکسی رو دارم و هرچی که میگم برای کمکه ولاغیر.ببخشید پرچونگی کردم بریم سراغ نقد:axesmileyf:

نقد رمان سرزمین واقعیه من| @pariya82 @khajeh.f @mohadesehb

اسم رمان:

۱-"سرزمینه واقعیه من"ازنظر دستوری اسمتون مشکل داره،"سرزمین واقعی من"درسته.

۲-اسم انتخابی با محتوا و موضوع مرتبطه و این یه نکته ی مثبته.

۳-جذابیتی که اسم یه رمان بااین ژانرها باید داشته باشه رو اسم انتخابیتون نداره نویسنده های عزیز.به نظرم یه رمان بااین سبک لایق اسم خاص و جذابیه.

جلدرمان:

جلد نداشتین و توصیم اینه که از عکس های رنگی و فانتزی استفاده کنید.البته انتخال جلد سلیقیه و نمیشه من سلیقمو بهتون تحمیل کنم ولی این نظر منه.

ژانرهای انتخابی:

تخیلی:مناسبه.

طنز:یه نکته ای رو لازمه گوشزد کنم،نه به شماها بلکه به همه.طنز بالوس بودن متفاوته.به جرعت میتونم بگم نودونه درصدرمانایی که ژانرطنزدارن شدیدا لوسن و رمان شمام ازاین قاعده مستثنی نیست.به نظر من این ژانر اضافیه.

عاشقانه:چیزخاصی ندیدیم تاحالا ولی با توجه به خلاصتون حدسش سخت نیست که رمان چطور قراره پیش بره و میشه گفت مناسبه این ژانر.

خلاصه:

۱-شروع خلاصتون اینه"درمورد دختریه..."چی درمورد دختریه؟

۲-آوردن اسم شخصیت ها و بیوگرافی اونها تو خلاصه نادرسته(البته تو سایت) شما که دیگه مایه گذاشتین و کل داستانو نوشتین.خودتون باشین داستانی که اول تا آخرش مشخصه می خونین؟

۳-همون لورفتن داستان که تو مورد دوم گفتم بدجور ضربه زده به خلاصتون ومیشه گفت خلاصتون اصلا جذاب نیست.سوالاتی توذهن ایجاد می کنه اما باتوجه به اینکه کلیت داستان مشخصه چندان سوالات کلیدی ای نیستن و نمیشه روشون حساب کرد برای جذب مخاطب.

۴-علاوه براین ها متن خلاصتون منسجم و زیبا نیست و یه متن پراکندست ازنظر من.

مقدمه:

۱-مقدمه باید باید باید نوشته ی خود نویسنده باشه که خواننده بفهمه با چه نوع داستانی طرفه و قلم نویسنده چطوره؟

۲-اگه بخوایم کپی بودن متن رو درنظر نگیریم هم متن،متن جذاب و متناسبی به نظر نمیاد.

شروع داستان:

متاسفانه بایدخدمتتون عرض کنم که شروع رمانتون یه شروع کاملا کلیشه ای،تکراری و حوصله سربره که اگه من منتقد نبودم قطعا بادیدن شروع رمانتون رمانو شروع نکرده رها می کردم.یه شروع خوب باید نو و جذاب باشه.شروع خوب میتونه یه شروع با شیب ملایم باشه مثل شروع رمان کمی تا قسمتی چاق(اگر اسمشو درست گفته باشم)آرمیتای عزیز.یا میتونه یه شروع جنجالی باشه مثل شروع رمان های جراحت و زره پوش.

سیرداستان:

حس می کردم داستانتون رو دور تنده.هیچی مشخص نبود اصلا همه ی اتفاقا خیلی سریع و پشت سرهم می افتادن و خیلی سریعم میگذشتن.استپ استپ استپ.توصیف کجاست تو متن؟توصیف فقط این نیستا"من آناستازیام،رنگ چشام آبیه.موهام خرماییه.اتاقم صورتیه.من خیلی دافم.لباس مشکی با جورابای خال خال مشکی پامه و امثالهم"به توصیف تو بخش مخصوصش بیشتر می پردازیم اما روند داستانتون اصلا جالب نبود!

نثرداستان:

من به شخصه نوشته ی شما رو به عنوان رمان قبول ندارم.نوشتتون رو شاید،اونم شاید بشه تو دسته ی خاطرات قرار داد.دوستای خوبم،عزیزای دلم،نویسنده های گرامی حرف زدن شخصیت اصلی با وجدانش به من ربطی که نداره هیچ اصلا هم جذاب نیست برام.تاکید می کنم اصلا.نثرتون اصلا انسجام نداشت و من به شخصه گاهی گم می کردم داستانو بین خرمن اضافه گویی ها.ازتون یه خواهشی دارم ادبی نمی نویسید قبول ولی توروخدا الگو برداری از رمانای آبکی پرطرفدار رو تموم کنید.اون رمانا یه زمانی مخاطب داشتن،شاید الانم مخاطب داشته باشن اما یه اثرادبی و هنری محسوب نمیشن به هیچ وجه.محاوره نوشتن هم اصول و قاعده داره دوستای خوبم.

مونولوگ ها و دیالوگ ها:

-مونولوگ ها

درباره ی مونولوگ ها بالا توضیح دادم ولی کاملش می کنم.مونولوگ هاتون زیاد بودن درحالیکه نسبت دیالوگ و مونولوگ باید یکی باشه تقریبا.

-دیالوگ ها

به جای استفاده از/ و =و بقیه ی علائم لطفا اسم گوینده رو بنویسید تا خواننده راحت تر بفهمه دیالوگ رو.چه دیالوگ ها و چه مونولوگ هاتون پر بودن از قسمت های کلیشه ای و بهتره به جای کپی برداری از قلم یه سری نویسنده ی کم تجربه و کم سن مثل خودتون یکم  از فکرتون کار بکشین و الگوهاتون رو عوض کنید.

علائم و اشتباهات:

-علائم

۱-واقعا نمی دونم نویسنده ها با علائم به خصوص اون نقطه ی پایانی بدبخت چه مشکلی دارن؟خواهرای من عزیزای دلم؟نقطه های پایان جمله هاتون رو حتما بذارید.

۲-واقعا انقد حرص خوردم از غلط های املاییتون که حواسم به ریز علائم نرفت ولی تاجایی که من حضور ذهن دارم ازعلائم خیلی کم استفاده کرده بودین،علائم تو راحتی خوندن متن و درک بهتر هدف نویسنده کمک می کنن عزیزان لطفا توجه کنید بهشون.

-اشتباهات

۱-دست شویی=دستشویی

۲-بزار=بذار

۳-دانش جو=دانشجو

۴-بچه گی=بچگی

۵-دهانمو=دهنمو(متنتون محاورست ها!)

۶-پشته=پشت(به جای ـه از کسره استفاده کنید،پشت و پشته تفاوت معنایی دارن و این یه ایراد بزرگه)

۷-قافل=غافل

۸-لحضه=لحظه

۹-مماغ علوسکیم=دماغ عروسکیم(کودکستان نیومیدما عزیزای دل اومدیم رمان بخونیم)

۱۰-اف=عفو

۱۱-سلوار=شلوار

۱۲-حتا=حتی

۱۳-ایناج=اینجا

۱۴=اعضم=اعظم

۱۵=بگزار=بگذار

۱۶-اصبانی=عصبانی

۱۷-فهمود=فهموند

۱۸-خوشمل=خوشگل

۱۹-وایت=وات

۲۰-بیشگول=بیشگون

۲۱-(قضیه ی مردن بابام طولانیه...)اولا استفاده از پرانتز اینجا اشتباهه دوما داخل پرانتر گفتی بعدا میگی قضیه رو ولی بلافاصله بعدش جریانو گفتی.اینجاست که باید گفت وات د فاز؟

۲۲-صدای در خبراز اومدن مامان رو برامون آورد=صدای در خبرااز اومدن مامان میداد.یـــــــا.صدای در خبر اومدن مامان رو برامون آورد.

۲۳-توقسمت هایی که دیالوگ ها ادبی شده بودن خیلی ایراد داشتی و محاوره نویسی کر‌ده بودی مثلا"اسمت چیست؟"اینجا باید بگی نامت چیست؟یا مثلا"اینو باید شما جواب بدهید نه من"درستش اینه'این را باید شما پاسخ دهید،نه من.'

۲۴-‌کلاه یا سرکش" آ "رو بذارید دوستان خیلی مهمه.

اشتباهاتتون فقط همینا نبودن ولی بیشتر ازاینه دیگه نمیشه نام برد.وقتی اثری سه تا نویسنده داره خیلی بده که این قدر اشتباه تایپی و املایی باشه.

توصیف:

-توصیف مکان

توصیف وجود داشت اما چون اصولی ودرست به کار برده نشده بود من درک درستی از اجسام و اماکن پیدا نکردم.انگار تصوراتم تو یه هاله بودن.

-توصیف ظاهر

اینکه بیای بی مقدمه و یکباره چهره ی شخصیت اصلیت رو توصیف کنی اصلا قشنگ نیست.نه تنها قشنگ نیست بلکه حرفه ای هم نیست.کلا توصیفاتتون خوب نبودن.

-توصیف حالت

میشه به جرعت گفت نداشتین.بهتره روش کار کنین تا بتونیم درک کنیم حالت هارو.

-توصیف احساس

اگه غرزدن  و اختلاط با وجدان و خوددرگیری های شخصیت اصلی رو توصیف احساس به حساب میارید سخت در اشتباهید.

زاویه دید:

تغییر زاویه دید به جاش خوبه اما،به نظرم تواین داستان نیازی به این همه تغییر زاویه دید نبود و میشد از زاویه دید دانای کل استفاده کرد به جای پرش های متعدد از شخصیتی به شخصیت دیگه.

ایده داستان:

میشه گفت ایدتون نوعه  البته اگه زندگی ماندانا تو ایران رو فاکتور بگیریم که شدیدا کلیشه ایه.ولی متاسفانه نثر ضعیفتون باعث شده ایدتون نادیده گرفته بشه.این داستان اگه ادبی نوشته بشه معرکه میشه بخاطر اون کاخ ها و باغ ها و فضای داستان.

شخصیت پردازی:

شخصیت سازیتون اصلا خوب نبو‌د.شخصیت هاتون در ایران کلیشه ای بودن و به شخصیت های تخیلیتونم خوب نپرداخته بودین.شخصیت های تخیلی باید انقدری خوب ساخته و پرداخته بشن که خواننده باورشون کنه.

باور پذیری:

۱-شاید نویسنده ها با انتخاب ژانرتخیلی بخوان شونه خالی کنن از باور پذیری اما این یه باورغلطه.تو داستان تخیلی باور پذیری اتفاقا سخت تره چرا که شما باید موجوداتی که وجود ندارن رو برای خواننده به تصویر بکشین.باور پذیری داستانتون بخاطر کم کاری تو شخصیت پردازی یکم که نه بیشتر از یکم ضعیف بود.

۲-مطب هدیه میدن بهش؟نوبره والا.

۳-دوست جونیا قرار نیست همه پولدار و بی نقص باشن،همه ی خانواده ها اپن مایند نیستن.همه ی عروسیا مختلط نیستن.

 

'پایان'

می دونم لحنم تند بوده اما من واقعا هرچی گفتم برای پیشرفت خودتون بوده و عذرخواهی می کنم اگه این رک گویی باعث رنجشتون شده.

باآرزوی بهترین ها،منتقد آزمایشی نودهشتیا هیلا

 

  • تشکر 7

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام خدمت نویسنده های عزیزمون @pariya82 @khajeh.f @mohadesehb

نقد رمان سرزمین واقعیه من

اسم رمان: باتوجه به داستانتون اسم مناسبی را انتخاب کردید.

خلاصه:درمورد دختریه به نام ابرخ، بهتربود یه داستان به اولش اضافه میکردید،

و اینکه کلا خلاصه خوبی نبود کل داستانتون را لو داده و اصلا جذابیتی نداشت.

مقدمه: از نظرمن مقدمتون به کل عوض بشه بهتره،هیچ چیز مرتبطی با داستانتون نداره

جلد: جلد که اصلا نداشتید اما بنرتون زیباست.

شروع رمان: متاسفانه شروع خوب و پرانرژی که آدمو جذب کنه نبود و تکراری بودنش اذیتم کرد.

دیالوگ ها و مونولوگها : اصلا بعضی جاها متوجه نشدم کی داره صحبت میکنه،خیلی جای کار داره هم دیالوگ ها و هم مونولوگ هاتون،بعضی قسمتها واقعا تکراری بودند.

سیر داستان: خیلی زود داره همه چی اتفاق میافته،انگار میخواهید زود سر وته رمان را تمام کنید و برید پی کارتون ،دوستای گلم یکم روند داستان را آروم تر کنید.مثل همین قضیه فوت پدر

علایم و اشتباهات: 

بچه گی/ بچگی

حتا/حتی

سلوار/شلوار

اف/عفو

دانش جو/دانشجو 

بازم غلط املایی داشتید ولی فعلا عمین چندتا تو ذهنم مونده.

توصیف مکانی: بهش اشاره کرده بودید ولی خیلی به جا نبود تا آدم درکش کنه.

توصیف ظاهری: اصلا ایتکه سریع اول داستان بری سراغ شکل ظاهری ماندانا داستانتون را خراب کرده و شکل زشتی به داستانتون را داده.

ایده رمان: اگه بعضی چیزهارو فاکتور بگیریم ایده نسبتا نویی دارید

شخصیت پردازی: متاسفانه دراین موردم خوب عمل نکرده بودید.

باورپذیری: حالا جشن تولد و ازدواج یکی بود درست،اما این وسط فقط به کادو و جشن خودت اشاره کردی و آخرش نوشتید رفتند خونه خودشون،یخته باورش واسه خواننده 

ژانر : ژانرانتخابیتون درمورد تخیلی خوب و درست بود،اما عاشقانه درموردش نظری ندارم چون هنوز به چیزی اشاره نکرده بودید و طنز که کاملا این ژانر اشتباهه حذفش کنید بنظرم بهتره

نویسنده های عزیز یه رمان گروهی باید بهتر از این ها باشه

به امید پیشرفت رمانتون،قلمتون ماندگار،یاحق...

  • تشکر 9

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خب سلام خدمت نویسندگان عزیز رمان سرزمین واقعی من . 

در ابتدا مثل دیگر نقد ها باید اشاره کنم که دید یک منتقد با دید یک خواننده تفاوت بسیاری داره . کسی که در این تاپیک رمان شما رو می خونه به هدف نقد و گرفتن اشکالات رماتون اون رو می خونه . ولی کسی که رمانی رو از انجمن دانلود می کنه و می خونه هدفش لذت بردن از داستان هستش و خیلی از اشکالاتی که اینجا گرفته میشه حتی شاید به فکر یک خواننده نرسه . ولی چرا تلاش نکنیم رمانی رو تموم کنیم که از تمام جهات عالی باشه ؟ 

اسم رمان : اسم خوبی هستش . فانتزی بودن رمان رو خیلی عالی نشون میده و باعث میشه خواننده همون اولش با کتاب حس بگیره . 

ژانر رمان : خب درسته دیگه ! البته در واقع طنز بودن رمان اصلا به چشم نمیاد . چیزی که من دیدم بیشتر هجو بود تا طنز . متوجه هستید که طنز به چیزی میگن که واقعا خنده دار باشه و در خودش کنایه داشته باشه که باعث خنده میشه ولی چیزی که شما نوشتید فقط لحنی کودکانه و چند علامت تعجب داشت و فقط خودتونو به خنده می انداخت . 

خلاصه : میان به و دست فاصله نگذاشتید و به نظرم متنتون خیلی بیش از حد خودمونی بود ! "درباره ی دختری هستش که... " آنچنان از لحاظ ادبی زیبا نیست و زیادی خودمونیه . 

مقدمه : میشه بپرسم چه ربطی به کتابتون داشت ؟!

شروع داستان : اصلا شروع قوی ای نبود . شروع می تونه همیشه خیلی جذاب تر باشه . مثلا از گذشته ها خاطره ای بیارید . یا زمان دزدیده شدن دختره رو نشون بدید . یا می تونید از توصیف بهره بگیرید . 

دیالوگ ها و مونولوگ ها : خب عامیانه بودن دیگه ! نمیشه حرفی زد . البته میشه گفت که در دیالو گ هاتون همه ی افراد خیلی کلیشه ای حرف می زدند . در مورد مونولوگ ها هم همین نظرو دارم ! 

اشتباهات و علائم :

  • همون خط اول : مامان/پاشووووووووووو به جان خودتون با یه دونه و هم آدم منظور مامانه رو می فهمه  !احتیاجی نیست انقدر به خودتون زحمت بدید . خیلی راحت می تونستید بنویسید مادرم سرم فریاد زد : پاشو ! 
  • بگذار کوتاه شده و تبدیل شده به بذار . بزار صحیح نیست . 
  • بلند شدمو غلطه . بلند شدم و 
  • بزار بگم از خودم ... اولا که بذار و دوما که از لحاظ دستوری غلطه . بذار از خودم بگم . 
  • ولی موهام....نمی دونم ... برای مکث از ویرگول استفاده میشه . 
  • خواهش می کنم تا وقتی که موضوع متن عوض نشده اینتر نزنید . 

اینا تازه پاراگراف اول پست اولتون بود ! این چه طرز نوشتنه ؟!

توصیفات : توصیف های درست و حسابی که نداشید و به نظرم همه چیز در رمانتون قابل پیش بینی بود . بدون هیچ دید نو . توصیف های شخصیتتون هم بیش از حد بود ! توی پست اول پنج خط از دختره تعریف کردید و بعد از اون هم دو ساعت لباسه رو آنالیز کردید . درسته که توصیف خوبه ولی نه اینجوری ! 

شخصیت پردازی : شخصیت هاتون ناقص هستند ! هیچ آدمی وسط مرگ و زندگیش مثل خل و چل ها نمی خنده . شما طنز ( به قول خودتون) رو جایی آوردید که به نوشته ضربه می زنه . 

باور پذیری : باور پذیری در رمان فانتزی جایی ندازه ولی همونطور که قبلا هم گفتم قابل پیش بینی بود . 

ایده ی رمان : ایده ی نویی هستش . حیف که اصلا درست پرداخته نشده . 

به امید قلمی زیباتر برای شما دوستان عزیز :gol:

  • تشکر 8

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام به نویسندگان عزیز رمان سرزمین واقعی من.
اسم رمان: اسم از نظر دستوری مشکل داره که همین مشکل توی خلاصه ی شما هم دیده میشه. جایی که گفتین پرنسسه آب ها هستش. در واقع پرنسس آب ها درسته. این به کنار اسمتون برای رمانی با این ژانر کمی زیادی عادی و معمولیه. اسم باید جوری باشه که خواننده ترغیب به خوندن بشه.
خلاصه: در خلاصه ی رمان یکم بیش از حد به موضوع پرداخته بودین. بهتر بود کمی بیشتر معمایی می کردینش و جزءیاتو توش بیان نمیکردین. خلاصه برای کلیاته نه جزءیات. شما بخشی از داستانو توی خلاصه لو دادین.
شروع رمان: خیلی تکراری بود. من خیلی رمان های زیادی خوندم که همین شروعو داشتن. شروع باید جوری باشه که بشه با اون سبک رمانو معرفی کرد. مثلا یک رمان تخیلی یک شروع استثنایی لازم داره. شروعی که خواننده با خوندنش ترغیب بشه به ادامه دادن. متاسفانه شروعتون کمی ضعیف بود.
نثر رمان: متوجه هستم که نثر عامیانه است و ادبی نیست اما میشه همین نثر عامیانه هم با اصطلاحات قشنگ و جملات احساسی صدبرابر بهتر از نثر ادبی باشه که این بسته به هنر نویسنده داره. اگر بتونین عامیانه ی رمانتونو حرفه ای تر کنین خیلی بهتره. یک مورد دیگه هم بعضی از کلماتتون توی نثر رمانه. مثلا اصلا درست نیست که بگیم لباس ابی رنگ خوشملمو پوشیدم. کلمه ی خوشگل در اینجا صحیحه. خوشمل تو مکالمه باید استفاده بشه که به نظر من همونجا هم از خوشگل استفاد بشه بهتره.
سیر رمان: خیلی برام عجیب بود که شخصیت اصلی چقدر سریع با اطرافش خو گرفت و توی یک سرزمین غریبه بودن خودشو پذیرفت. نباید احساس گیجی کنه؟ یا فکر کنه داره خواب میبینه؟
یکم روند داستان تند بود. خیلی سریع می خواستین به موضوع اصلی برسین برای همین حوادثو پشت سر هم میاوردین بدون اینکه به خواننده فرصت درکشونو بدین. بهتر بود اول یک مقدمه سازی می کردین.
توصیف: توصیف ظاهر فقط از شخصیت اول صورت گرفت. درحالی که من از سایر شخصیت ها تصور مبهمی داشتم و همون توصیفم زیادی سریع و یهویی بود. یعنی خیلی زود اومدین گفتین چشمام اونطوره موهام رنگش خاصه و اینا. توصیف برای اینکه زیباتر باشه و خواننده هم لذت ببره باید جوری انجام بشه که نامحسوس باشه در عین حال قابل تصور.
توصیف مکانی خوب بود اما میشد بهترم بشه. میتونستین اون سرزمین رو با تخیل خودتون به بهترین صورت بهش شکل بدین اما زیاد روش کار نکردین.
دیالوگ و مونولوگ: کمی سطحی و خیلی اوقات هم غیرضروری میشدن. توی رمان مکالمات بخش خیلی مهمیه. اگر روش کار نشه رمان خام و بی هدف میشه. مونولوگ هم خیلی جاها کلیشه ای بود.
باور پذیری: در این سبک رمان ها اتفاقا باید تا حد امکان از تخیل توشون استفاده بشه و با رمان های معمولی تفاوت داشته باشه برای همین جایی برای اشکال گرفتن از حوادث و فضا نیست اما برخورد و رفتار شخصیت ها باید منطقی و معنادار باشه.
ایده ی رمان: جدید بود و همونطور که یک رمان فانتزی باید باشه.
امیدوارم نقد مفید واقع بشه و ناراحت نشوه باشین.موفق باشین دوستان عزیز.
 

  • تشکر 8

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام مجدد دوستان میدونم شاید پستم اسپم باشه اما حرفمو می زنم و بعدازاینکه خونده شد و پاسخ مطلوب رو گرفتم خودم حذفش می کنم.این سه نویسنده ی عزیزتو تاپیک فعالیت داشتن؟چرا نمیان جواب نقدارو بدن پس؟

  • تشکر 6

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام خدمت دوستای خوبم و.نویسندگان.محترم رمان سرزمین.واقعی من

قبل از نقد رمان خواستم بگم من از هر سه نویسنده گرامیمون خیلی, خیلی بیشتر از اینها انتظار داشتم.دوستای خوبم اولا بهتره اگر میخواهیم به صورت گروهی بنویسیم بهتره با نویسندگانی هم.گروهی بشیم که از لحاظ نوشتاری متونمون بهم نزدیک باشه .اما  هر قسمت از رمان شما کاملا معلوم بود که توسط افراد متفاوتی نوشته شده ودر مجموع متاسفانه متن ضعیفی داشتید. به نظرم ی کم مطالعه و تمرین  نوشتن میتونه خیلی کمکتون کنه. امیدوارم جسارت منو حمل بر بی ادبی نکنید چون اینجا هدف فقط کمک به همدیگه هست و بس.

نه 

اسم رمان : اسم خوب و غیر کلیشه ای داشتید .وبرای انتخابتون خوب فکر کرده بودید .

ژانر رمان : به نظر من ژانر شما بیشتر تخیلی هست تا طنز ! چون من طنزی ندیدم.

خلاصه : خلاصه متاسفانه ضعیف بود یعنی کل داستان در یک کلام ! شما همه داستانو نوشتید که! 

مقدمه : چیزی که شما نوشتید دوست خوبم مقدمه محسوب نمیشه مخصوصا برای یک رمان طنز اصلا مقدمه مناسبی نیست.

شروع داستان : شروع نامناسبی داشتید که ضعیف بودن نثرتون رو بد جوری به رخ میکشید . من اصلا چنین انتظاری نداشتم ازتون.

دیالوگ ها و مونولوگ ها :دوستان خوبم من همیشه گفتم دیالوگ و.منولوگ یک ابزار قوی در دست نویسنده ست به این راحتی از دستش ندید. این دیلوگ های ساده و عامیانه حتی برای یک داستان تخیلی هم مناسب نیست. نوشتن رو سر , سری نگیریم. نباید فکر کنیم نوشتن ی رمان کاری نداره و همه نویسنده محسوب میشن. لطفا روی دیلوگ ها خیلی کار کنید . اجازه ندید دیلوگ های نامناسب رمانتون رو در سطح یک رمان ضعیف پایین بیاره!

اشتباهات و اشتباهات:متاسفانه بسیار بسیار زیاد بودند به حدی که به شدت توی ذوق میزد. در واقع نمیشه رمانی رو قبل از ویرایش پیدا کرد که هیچ غلط املایی و دستوری و یا تایپی در اون نباشه اما اینکه غلط ها به حدی فاحش بشه که سواد و آگاهی مارو زیر سوال ببره خیلی بده. دوستای خوبم اگر املای صحیح کلمات رو نمیدونید لااقل از ی لغتنامه کمک بگیرید تا خودتون قبل از هر کس دیگه به اشتباهاتتون پی ببرید.

توصیفات : خیلی جای کار داره. شما توصیف درستی از توصیف در ذهنتون ندارید و هر چیزی رو به گمان توصیف ،توصیف کردید و بر عکس جایی که نیاز به توصیف نیست یک سری توصیفات کسل کننده دارید.  

شخصیت پردازی : من هیچ ارتباطی نتونستم با شخصیت هاتون برقرار کنم. شاید در فانتزی بودن رمان زیادی اغراق کردید و شخصیت ها در قالب داستانتون سر در گم لاقی موندند.

باور پذیری : با توجه به ژانر انتخابیتون  اظهار نظری در این مورد نمیشه کرد.

ایده ی رمان : ایده تون خوبه اما خوب بهش نپرداختید. 

در پایان پیشنهاد میکنم برای رمانتون حتما گروه سنی تعیین کنید تا مخاطب بتونه بهتر کار شمارو قضاوت  و انتخاب کنه.

موفق باشید دوستان

 
  • تشکر 5

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام:7165:

این مدت که سرپرست های دیگه ی تایپیک نبودن و دست تنها بودم، هیچ فعالیتی از بعضی دوستان ندیدم!

رمانی رو که چند روز پیش اسمشو دادم فقط 5/6 نفر نقد کردن!

این چه وضعیه؟

ما از اول قرارمون همکاری متقابل بود !

ولی من همکاری از جانب بعضی دوستان نمیبینم!

این بار فقط اخطار میدم ولی اگر توی نقد رمان بعدی شرکت نکنن، هم رمانشون رو حذف میکنم و هم اخطار بهشون میدم!

نمیتونید توی نقد رمان ها شرکت کنید، به یکی از سرپرست ها بگید که در جریان باشن !

اگر به نقد رمانی هم نرسیدید، به این معنا نیست که دیگه نباید نقدش کنید!

نقدش میکنید و توی تایپیک نقد رمانش یا خصوصی نویسنده میفرستین!

 

@khajeh.f @sarvenazz @afagh7fth @mohammad13 @Nico @Niki Sharifi @asal.p  

@HASTI-L  @elina @fatemehzare @missmahdiye @sarvenazz @sabahshid 

@Meshes.Z @hadishbano @paradice @Nersi 

 

و اما رمانی که قراره نقد بشه رمان، " شاهزاده ایی از آسمان " هست!

اینم لینکش :

 

این رمان از امروز که جمعه هست، تا دوشنبه زمان داره!

~ موفق باشید ~

  • تشکر 7

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام دوستان خوبید؟ خسته نباشید

من تازه از سفربرگشتم میشه بگید رمان تا فردا چه ساعتی وقت نقدکردن داره؟

  • تشکر 5

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اقا اجازه...من به اقا میلاد خبر دادم!و از این رمان هم شروع به نقد میکنم شرمنده!

  • تشکر 5

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام به نویسنده ی عزیز رمان شاهزاده ای از آسمان
اسم رمان: اسم رمان مناسب با محتوا و کاملا به جا انتخاب شده.
خلاصه: دو خط اول خلاصه عالی بود اما اون قسمتی که اومدی درباره ی شخصیت ها توضیح دادی به نظرم درست نیست. شناخت شخصیت ها و خصوصیات اونا از چیزهاییه که خواننده باید خودش در طول داستان بهش پی ببره. برای همین من فکر میکنم باید اجازه میدادی خود خواننده به درکی از شخصیت ها برسه نه اینکه توی خلاصه توضیحشون بدی.
مقدمه: مقدمه رو که خوندم اول فک کردم با محتوای عاشقانه ی رمان تناسب داره نه با محتوای تخیلی اون اما وقتی چند خط اخرو با دقت بیشتری خوندم دیدم دیدم ارتباط کاملا فوق العاده ای هم با موضوع فانتزی باید داشته باشه و از این جهت به نظرم مقدمه عالیه.
شروع رمان: شروع خوب بود. یعنی جوری بود که با خوندنش میشد شخصیت هارو به خوبی فهمید. اما میشه هیجانی تر هم باشه. البته این کاملا سلیقه ایه.
سیر حوادث: به نظر من عاشقانه ی داستان زیادی تند بود. همون اول پسره عاشق دختره بوده. بهتر بود به این روند عاشق شدن بیشتر می پرداختی و بعدها باعث این حس در اونا میشدی با اتفاقاتی که در حین داستان میاوردی تا خواننده بتونه این عشق رو درک کنه.
نثر: نثرتو خیلی دوس داشتم. در کنار عامیانه ای که داشت اما از اصطلاحات قشنگ استفاده کرده بودی تبریک میگم بهت عزیزم.
توصیفات: توصیف صحنه ها خیلی خوب بود همینطور توصیف حوادث و ظاهر اما یک نکته ای رو لازم میدونم بهش اشاره کنم اون اوایل رمان قبل از رفتنشون به اون سرزمین خیلی روی لباس و پوشش شخصیت ها تمرکز میکردی توصیف جزءیات لباس یکم حوصله سر بره برای همین زیاد روش مانور نده.
شخصیت پردازی: با اینکه شخصیت های اصلی یکم تکراریه اما تمام حرکاتشون برام قابل درکه و به نظرم تو این مورد خوب عمل کردی اما میشه بهترم باشه.
باور پذیری: رفتار شخصیت ها با توجه به جو داستان کاملا عادیه. چون رمانت یک رمان فانتزیه در اینجا تنها میتونم رفتار شخصیت هارو با توجه به مساءلی که پیش میاد بسنجم نه بیشتر.
ایده ی رمان: جدیده و این خیلی خوبه. مطمءنم اگر یکم روش کار بشه رمان خیلی خوبی از درمیاد.
خسته نباشی عزیزم و به امید موفقیتهای بیشتر.

  • تشکر 7

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام

یه مدت نبودم رمانا رو نقد کنم واقعا شرمنده عذر میخوام...

و اما بریم سراغ رمان شاهزاده ایی از اسمان!

رمان خوب و جذابیه و فقط یه سری مشکلات جزئی داره واقعا بهت تبریک میگم @Nersi جان...قلمی خوبی داری...

فقط این مشکلارو حل کنی عالی میشه!

۱_رمانت یه جورایی ادبی و عامیانه قاطی بود!نثرشو میگم...

۲_یه کلماتی بود که اگه ادم رزمی کار نباشه نمسدونه معنیش چیه مثل:تونفا یا تاتمی! اینارو بهتره معنیشو برای دیگران بنویسی گلم...

۳_خلاصه ی رمانت یکم زیاد بود...

۴_مقدمه اگه کار خودت بوده خب برای کار اولت خوبه ولی خب در کل یکم باید روش کار میکردی!

واقعا چیز دیگه ایی پیدا نکردم!اسم شخصیتات استثنایی(درست نوشتم؟!)بود...

افرین!

  • تشکر 8

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام نویسنده ی گلمون 
 

اسم رمان:  جالب بود و قشنگ فیت رمانت بود 
 

خلاصه: ببین عزیزم ... بیشتر تو نمایشنامه ها چنین خلاصه ای رو می بینیم که شخصیت ها رو معرفی کنه .. خلاصه باید یه جورایی رگه های اصلی رمان رو نشون بده و هدفت از نوشتن رو ...
 

مقدمه: حرف نداشت عزیزم ... خیلی قشنگ بود 
 

شروع رمان:خوب بود اما میشه خوبتر بشه ... مانور بیشتری بدی روش خیلی خوب میشه 
 

سیر داستان: فکر کنم برای گفتنش زود باشه ...

دیالوگ منولوگ : خوب بود ولی یکم مننولوگات رو بیشتر کنی شاید بهترم بشه  
 

نثر: شاید زیاد رو قواعد نبود اما جالی بود ... به دل می نشست ... یه جورایی مثل کتاب بانوی قصه بود ...نه که تکراری باشه ... از نظر دلنشینی ... .
 

توصیفات: برای یه رمان تخیلی به اندازه بود .
 

شخصیت پردازی: یکم احساس می کنم شخصیتات زیادی بی نقصن .... یکم دستکاری بشن بد نیست 
 

ایده ی رمان: جدیده ...

قلمت همیشه ماندگار گلم 

  • تشکر 9

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

با سلام خدمت دوست خوبم و نویسنده رمان زیبای شاهزاده ای از آسمان

نقد رمان:

اسم رمان : مناسب، صحیح و غیر تکراری بود.آفرین

ژانر رمان : صحیح انتخاب شده بود و به تمام ژانرهایی که اشاره کرده بودید در رمانتون بهش پرداختید.

خلاصه : خلاصه رو از لحاظ سبک نوشتن خوب نوشتید اما از لحاظ اصول خلاصه نویسی ی کم مشکل داشت و اون اینکه یکم مبهم و طولانی به نظر میومد اما این طولانی بودن باز هم به شرح مختصری که باید در خلاصه دیده بشه کمکی نمیکرد.

مقدمه : مقدمه خوبی رو قلم زدید و میتونه استارت خوبی برای شروع رمان باشه

شروع داستان : خب ی قصه میتونه از هرجایی شروع بشه اما چیزی که خیلی مهمه اینه که نویسنده بدونه از بیان هر قسمت چه هدفی داره و داره قصه رو به چه سمت و سویی سوق میده و شما تا حدودی در این زمینه موفق بودید.

دیالوگ ها و مونولوگ ها :شما هم مثل خیلی از دوستان خوب نویسنده به مونولوگ بیش از دیالوگ هاتون پرداختید اگر بتونید بین این دو تعادل برقرار کنید و دیالوگ ها رو هم در سطح مونولوگ هاتون ارتقا بدید بسیار عالی میشه.

اشتباهات و علایم:راستش من چیز خاصی ندیدم که بخوام ذکر کنم. 

توصیفات :متاسفانه در این زمینه زیاد خوب عمل نکردید دوست خوبم. منظور از توصیف این نیست که از عکس شلوار کاراکتر تا پشه روی دیوار خونه رو هم برای خواننده شرح بدیم بلکه باید با ظرافت کامل فضا رو طوری در ذهن مخاطب شکل بدیم که خودش بتونه همه چیز رو خیلی ملموس حس کنه و شما زیاد جای کار در این مورد دارید.

شخصیت پردازی : شخصیت های ملموسی داشتید .

باور پذیری : من مطلب اغراق آمیز ندیدم و خوب کار کرده بودید.

ایده ی رمان : جالب بود.

رمان خوبی رو شروع کردید دوست خوبم برات آرزوی موفقیت دارم.

 
 
  • تشکر 4

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

با سلام خدمت نویسنده خوبمون رمان شاهزاده ای از آسمان

اسم رمان: عالی بود و همین تکراری بهترین معذیتو داره

خلاصه رمان: زیاد به دل نشین نیود و طولانی هم بود

مقدمه: مقدمه خوبی را نوشته بودی تبریک میگم

ژانر: انتخاب ژانرت کاملا مناسب بود

اشتباهات و علایم: چیزی به چشمم نیومد

ایده رمان: جالب و نو بود آفرین

نثر: نثرتو دوست داشتم خیلی خوب و شیک نوشته بودی

توصیفات مکانی وظاهری:تا حالا که بهش خوب اشاره کرده بودی انشالله در ادامه هم به همین روند پیش بره

دیالوگ و مونولوگها: خوب بود و عالی ولی اگه یکم بینشون تعادل برقرار بشه قشنگتر میشه

بابت نوشتن رمان زیبا بهت تبریک میگم موفق باشی گلم

دوستان میدونم دیر شد هرکاری کردم نشد تو شخصی بفرستم مجبورا اینجا ارسال کردم دیگه شرمندتونم

  • تشکر 4

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در در 24 شهریور 1396 در 06:52، Yeganeh گفته است :

سلام:7165:

این مدت که سرپرست های دیگه ی تایپیک نبودن و دست تنها بودم، هیچ فعالیتی از بعضی دوستان ندیدم!

رمانی رو که چند روز پیش اسمشو دادم فقط 5/6 نفر نقد کردن!

این چه وضعیه؟

ما از اول قرارمون همکاری متقابل بود !

ولی من همکاری از جانب بعضی دوستان نمیبینم!

این بار فقط اخطار میدم ولی اگر توی نقد رمان بعدی شرکت نکنن، هم رمانشون رو حذف میکنم و هم اخطار بهشون میدم!

نمیتونید توی نقد رمان ها شرکت کنید، به یکی از سرپرست ها بگید که در جریان باشن !

اگر به نقد رمانی هم نرسیدید، به این معنا نیست که دیگه نباید نقدش کنید!

نقدش میکنید و توی تایپیک نقد رمانش یا خصوصی نویسنده میفرستین!

 

@khajeh.f @sarvenazz @afagh7fth @mohammad13 @Nico @Niki Sharifi @asal.p  

@HASTI-L  @elina @fatemehzare @missmahdiye @sarvenazz @sabahshid 

@Meshes.Z @hadishbano @paradice @Nersi 

 

و اما رمانی که قراره نقد بشه رمان، " شاهزاده ایی از آسمان " هست!

اینم لینکش :

 

این رمان از امروز که جمعه هست، تا دوشنبه زمان داره!

~ موفق باشید ~

سلام دوستان 

دوستانی که در این تاپیک ثبت نام کرده بودن، پس کجا هستن؟ دقیقا رمان شاهزاده ای از آسمان فقط توسط ۵ نفر نقد شده! دوستانی که رمان هاشون جز اولین رمان ها بود دلشون رو خوش نکنن که رمان من نقد شد من دیگه کاری ندارم، بر طبق قوانین امتیاز رمان هاشون حذف میشه اگر به نقد نکردن ادامه بدن. لطفا کمی زحمت بکشید و نقد بکنید وقتی برای بهتر شدن سطح رمان ها تلاش میکنیم. 

اگر دوستان خواستار فرصت هستن با این که دو روز از فرصت این رمان گذشته یک روز دیگه هم یعنی فردا تا ساعت ۶ عصر فرصت نقد رمان شاهزاده ای از آسمان رو دارید.

به امید همکاری بیشتر و پیشرفت....

  • تشکر 7

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام ! سلام ! سلام ! :cheers1:

آقا ببخشید من این چند وقته درست و حسابی نبودم ! مسافرت بودم تازه امروز برگشتیم ! 

خب ! یه سلام مخصوص هم عرض می کنم خدمت @Nersi نویسنده ی رمان شاهزاده ای از آسمان ! قبل از اینکه رمانتون رو نقد کنم همون حرف همیشگی رو به شما هم می می زنم : این نقد هایی که در این تاپیک در مورد رمان شما انجام میشن بر طبق یک اصول و استاندارد هایی هستند که یک خواننده ای که هدفش فقط خوندن و لذت بردن از رمان شماست به اون ها شاید اصلا توجهی هم نکنه . بنابراین نقد های منفی در این تاپیک به معنای بی ارزش بودن رمان شما نیست . بلکه به این معناست که رمانتون می تونه خیلی زیاد پیشرفت کنه . 

اسم رمان : اسم زیبایی بود . تم فاتزی رو کاملا نشون داد ولی به نظرم اسم آنچنان تازه ای نبود . 

ژانر رمان : تخیلی همون ترجمه ی ژانر فانتزیه ! یکی از این ها رو باید حذف کنید . 

خلاصه ی رمان : خلاصه ی خوبی بود . البته اینتر هاتون بی دلیل بود یعنی قالبش رو خراب کرده بودید . چیزی که به نظرم رسید این بود که باید کمی بیشتر در مورد این راز توضیح می دادید . یه جور هایی هم رابطه ی نامزد کردن این دختر با این راز عجیب گفته نشده بود و به نظر از هم گسسته می آمد . و این که جمله ی اول رو اگر به آخر متن می بردید جذاب تر می شد به علاوه ی این که باید از نثر ادبی استفاده می کردید که به تم فانتزی تون بخوره . ولی شما در بخشی از خلاصه ادبی و در بخشی دیگر عامیانه نوشتید  : 

حسیبا؛ دختری معمولی مثل همه دخترها که غافل از سرنوشت شگفت‌انگیزی که در انتظارش است ، با پسری به نام آرتین نامزداست. آرتین پلیسی وظیفه‌شناس و بی‌باک ، که علاقه‌ی چندانی به این ازدواج ندارد. در کشاکش داستان، رازی بزرگ در دنیایی از ناشناخته‌ها برملا میشود؛سرنوشتی عجیب در حال رقم‌خوردن است؛ رازی که برای فاش‌شدن به دوازده قربانی نیاز دارد. رازی که ...

جلد : جلد ندارید . پیشنهادی که دارم اینه که با توجه به اسم از تم آبی استفاده کنید . اگر می خواید عکس یک دختر رو بگذارید باید صورتش معلوم نباشه که هم به شخصت درون ذهن خواننده آسیب نزنه و هم کمی مرموز باشه که به خلاصه هم بیاد. ولی اگر عکس دیگه ای در نظر دارید نمی تونم نظری بدم در کل !

مقدمه : مقدمه ی بسیار قوی ای بود . نقطه ی اوج نوشته تون همون پایانش بود . اولش که خوندم احساس کردم که ربط چندانی نداره به رمان ولی وقتی بخش "آبی تر از همیشه " رو خوندم به یاد آسمان افتادم و به این نتیجه رسیدم که شاید منظوری از نوشته تون دارید . 

آغاز رمان : با کیسه بوکس شروع شد ! چرا مردم این روزا گیر دادن به کیسه بوکس ؟! شروع تازه ای نبود جدا . توی چند تا رمان دیگه هم خونده بودم  یه چیزی شبیه این . چیزی که به نظرم اومد این بود که خیلی همه چیز رو دارید برملا می کنید ! توی پاراگراف اول کلی اطلاعات رو همینجوری مفتی دادید به خواننده ! این موضوع کمی باعث میشه که رمانتون در نظر اول کمی ناشیانه به نظر بیاد . مثلا اینجا رو نگاه کنید : 

فکر این که این‌قدر سریع دلم رو به یه دختر باختم، داشت دیوونه‌ام می‌کرد. کی فکرش رو می‌کنه دختری که برای حل مهم‌ترین پرونده عمرم طعمه‌ای بود، شکارچی دلم شده. این برای من که همیشه از عشق و عاشقی فراری بودم، یک رسوایی بزرگ بود.

این جا شما سریع اومدید گفتید که این پسره پلیسه ، عاشق شده ، عاشق طعمه ی پرونده شده ، عصبانیه از این موضوع ، هیچوقتم تا حالا عاشق نشده ! این موضوع باید حداقل صفحه ی اول رو می گرفت نه پاراگراف اول ! خواننده خوشش نمیاد که همه ی اسرار رو همون اول بهش تزریق کنید . به نظرم در شروع رمانتون باید این طرف شبیه چی به کیسه بوکس ضربه می زد و عصبانیتش رو خیلیبیشتر آشکار می کرد . مثلا می تونست اینجوری باشه : 

با تونفا ضربه‌ی محکمی به کیسه بوکس زدم؛ صدای بلندی داد و چند بار دور خودش چرخید. هنوز راضی نشده بودم؛ ضربه محکم‌تری زدم و این کار رو دوباره و سه‌باره تکرار کردم. احساس می کردم عصبانیتم هر لحظه به جای کم شدن بیشتر میشه . کی فکرشو می کرد ؟ آخه کی فکرشو می کرد ؟! ضربه ها رو محکم تر کردم و احساس کردم کم کم دست خودمم داره درد می گیره. آخه چطور ممکنه که من یه همچین آدم احمقی باشم ؟ آخه چرا اون ؟! ضربه ی بعدیم انقدر محکم بود که کیسه بوکس نزدیک بود پاره بشه . با عصبانیت تونفا رو پرت کردم طرفی و روی زمین نشستم .

یه همچین چیزی ! اینجا شما دارید برای حدود سه خط خواننده رو کنجکاو می کنید که داستان چیه و این طرف برای چی عصبانیه و باعث میشه تمایل داشته باشه که رمان رو ادامه بده . شروع رمان خیلی مهمه . باید خیلی بیشتر روش کار کنید . چیز دیگری که به نظرم رسید این بود که داشتید از کلمات و اشیایی استفاده می کردید که بیشتر افراد نمی شناسن مگر این که ورزشکار باشن . مثلا تونفا و تاتمی ! من خودم رفتم سرچشون کردم و با دیدن عکسشون فهمیدم چی هستن ! باید یه جورایی توی پرانتز معنی شونو می نوشتید یا اون پایین صفحه اشاره می کردید که اینا چین !

دیالوگ ها و مونولوگ ها : مونولوگ ها رو که اشاره کردم ! خیلی همه چیز رو ساده گفتید و راز ها رو برملا کردید . این که مونولوگ بنویسید به این معنی نیست که تمام راز ها رو ملا کنید . مثلا در یک رمان کارآگاهی من خونده بودم که شخصیت اصلی یک کاراگاه بود که دنبال یک قاتل می گشت ولی در تمام این مدت خودش قاتل بود و در پایان رمان این موضوع آشکار شد ! خود کارآگاه می دونست که خودش قاتله ولی این دلیل نمی شد که خواننده هم این موضوع رو بدونه ! در مورد دیالوگ هاتون هم باید بگم که به نظرم قابل قبول و باور بودند و شبیه صحبت های عامیانه بودند . 

قلم نویسنده: از همون اولش که خوندم رمانتون رو به نظرم رسید که اطلاعات زیادی دارید و قلمتون می تونه ورزیده باشه . فقط باید مشخص کنید که می خواید نثرتون عامیانه یا ادبی باشه و به همون صورت برید جلو . قلمتون می تونه خیلی تقویت شه و به نظرم می تونه خیلی قلم زیبایی باشه . همین الانش هم به نظرم از خیلی از نویسنده ها قلم خیلی زیباتری دارید . و یک موردی که به ذهنم رسید و نمی دونم کجا بگم این بود که وقتی این شخص عاشق این دختره است باید وسط عصبانی بودنش هم نتونه دلش بیاد بهش توهین کنه و یا با فکر کردن به این دختره لبخند به لبش بیاد و بعدش از خودش عصبانی بشه که لبخند زده ! 

توصیفات : کمی به نظرم کلیشه ای بودند ! کلیشه ای ننویسید ! اگه این پسره رفته خواستگاری دختره و می خواسته که اینو عاشق خودش کنه نباید با جذبه و غرور رفتار می کرده . باید اولش خیلی خودمونی بوده باشه و بعدش معلوم شه که مغرور و با جذبه است . یا مثلا با این دختره همیشه مهربون باشه و با دیگران مغرور و این دختره حس کنه که مهربونیش مشکوکه . کلا توصیفاتتون بیش از حد روراست و رک بود .

باور پذیری : باور پذیر ...نسبتا بود ! واقعا نمی تونم چیزی بگم در این مورد . بالاخره رمانتون فانتزی بود و رمان های فانتزی نباید زیاد هم قابل باور باشن . 

ایده : اولش ایده ی جدیدی نبود ولی بعدش که ادامه پیدا کرد و کمی وارد فانتزی بودن شد به نظرم اومد که ایده اش تازه داره شروع میشه ! 

به امید قلمی پاینده برای شما ! :flowersmile:

  • تشکر 7

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام دوستان:7165:

متاسفم که طول کشید تا بیام رمان بعدی رو معرفی کنم

از همگی عذرمیخوام

و رمان بعدی، رمان " شب مهتابی و رخ شاه " هست

این رمان یک هفته وقت داره!

از امروز جمعه تا جمعه ی آینده این رمان وقت داره

اینم لینکش: 

 تا پست ۱۴ صفحه ی ۳ رمان رو فقط باید مطالعه کنید!

~ موفق باشید ~

  • تشکر 8

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام به همه ی دوستان عزیزم و یک سلام ویژه هم مخصوص نویسنده ی خوش قلم و با استعداد رمان شب مهتابی و رخ شاه.

باید دیروز میومدم ولی از اونجایی که هنوز کسی نقد نکرده فک کنم زیادم دیر نباشه.

بریم سراغ نقد...

اسم رمان: اسم با وجود یکم طولانی بودنش اما به دل میشینه و به نظرم دوست داشتنیه. ولی هنوز ربطشو به موضوع نفهمیدم جز اسم شخصیت اول داخلش.
خلاصه: خلاصه به نظرم کاملا حساب شده و مناسبه. کلمات فوق العاده بیان شدن و به خوبی هم اشاره به موضوع رمان داره.
مقدمه : خیلی قشنگ و عالیه. فکر کنم کار خودت باشه که اگه اینطوره جا داره تبریک بگم به قلم و بیان احساست. واقعا مناسب فضای رمانه.
نثر رمان: نثرت بعضی جاها یکم غیرمعمولی بود نه اینکه بد باشه فقط یکم نیاز به تامل بیشتر برای درک داشت چون پیچیدگی های خاصی داشت بعضی کلماتی که استفاده کرده بودی مثل کذب می طلبید که نثرت ادبی باشه اما با همین نثر عامیانه هم خوب از پسش بر اومدی. حس لطیف و احساس توش موج میزد و از ترکیبات قشنگی هم استفاده کردی. اون پیچیدگی ها هم بدش نکرده بود فقط متفاوتش کرده بود... قلمت خیلی متفاوت و جالب بود... فکر میکنم دلیلشم آگاهی بالات از کلمات مختلف بود. هرچی یک نویسنده کلمات متفاوت بیشتری استفاده کنه نثر قابل درک تر و قشنگ تر میشه و نثر تو عزیزم این ویژگی رو واقعا داشت.
اما یک سری نکات ریز و جزءی رو موظف میدونم خودمو بهشون اشاره کنم.
"یاد اور نابودی میشد" میشد معمول نیست. "یاد اور نابودی بود" درسته.
"که با نگاه راننده که..." توش تکرار داره بخوای بهتر بنویسی میتونی بگی "که با نگاه راننده از آینه، دستم سر خورد و ..." تا از تکرارم جلوگیری بشه.
"مگر نه محرم من بود؟" بهتره گفته بشه "مگر نه اینکه محرم من بود؟"
"شلیک به اصطلاح خنده" هم یکم نا مناسبه بهتره کلمه ی اصطلاحو حذف کنی و همون "شلیک خنده سر  دادم" رو بنویسی.
توصیف: از طرز توصیفت خیلی خوشم اومد مثلا توی توصیف مکان اومدی با ترکیب کردن احساسات شخصیت اول توصیف جزءیاتو انجام دادی که این یک کار حرفه ای بود.
علاءم و اشتباهات: اون موقعی که من شروع به خوندن رمانت کرده بودم چندتا غلط املایی هم دیدم مثل اظافه که اضافه درسته یا حظور که درست نیس و حضور درسته. بلعکس هم باید بالعکس نوشته بشه.
شخصیت پردازی: شخصیت اصلی دختر کاملا قابل درکه و اونقدر کلیشه ای و تکراری نیست. به نظر من تا حدودی جدیده اونم به خاطر مونولوگ ها و بیان احساساتی که از حوادث داشت میفهمم. درباره ی شخصیت حسام با توجه به کارایی که کرد اما بازم نمیتونم بد تصورش کنم و عنوان شخصیت فرعی منفی رو بهش بدم چون عکس العمل هاش بعضی جاها با اون چیزی که تصور میکنم فرق داره. به نظرم نوعی سادگی خاص تو وجودشه.
سیر حوادث: چیزی که توی رمانت یکم ممکنه حوصله سر بر باشه همینه که اون اوایل بیشتر حوادث رمان حول شخصیت های فرعی میچرخه. یعنی درسته که شخصیت اصلی رمان مهتابه و از زاویه دید اونه اما اتفاقات رمان کمتر حول اون میچرخه بیشتر متوجه اطرافیانشه. و مهتاب فقط ابراز احساسات میکنه توی مونولوگ ها به خاطر اتفاقاتی که برای دیگران افتاده. اما این تنها توی صفحه ی اول و دوم بود و از اواسط رمان حوادث خیلی خوب پیش رفت و شخصیت مهتاب یه جورایی رنگ گرفت. یه چیزایی هم مثلا مثل اون خاطرات گذشته و تطبیقش با حوادث حال خیلی فضای رمان رو دوست داشتنی کرده بود. من به شخصه خیلی دوستش داشتم.
باور پذیری: کاملا به جا بود اتفاقات رمان و من هیچ اشکالی از رفتار شخصیت ها و احساسات نامعقول ندیدم.


در کل واقعا رمان زیبایی نوشتی عزیزم و میدونم که زیاد روش کار کردی. تبریک و خسته نباشی بهت میگم دوست خوبم.

 

  • تشکر 6

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خب خب خب ! سلام عرض می کنم به دوست عزیزم @hadishbanoی گل !

من رمان جنابعالی رو خیلی وقته که دنبال می کنم و قلمتو خیلی دوست دارم ! و همینطور می دونم که خیلی آدم با جنبه ای هستی ولی بر طبق عادت همون حرفی رو که به همه در اول نقد رمانشون می زنم بهت میگم : نقد هایی که در این تاپیک انجام میشه فقط از دید چند منتقد هستش . متوجه هستی که گاهی اوقات افراد با خوندن رمان تو حتی اگه ببینن رمانت عالی هستش می گردن که یه سری اشکال الکی هم شده پیدا کنن ! ولی خوب اتفاقا این خوب هستش و تو با این نقد های این جا می تونی مطمئن باشی که بعد از ویرایش رمانت می تونه بدون هیچ نقصی باشه ! ولی کل حرفی که دارم اینه که اجازه نده این نقد ها روحیه ات رو ازت بگیرن . مطمئن باش که یک خواننده رمانت رو می خونه که لذت ببره و صد درصد هم لذت خواهد برد و گاهی حتی به ایراد هایی که اینجا گرفته میشه فکر هم نمی کنه . 

اسم رمان : اسمت خیلی اسم جدیدیه ! اولش که رمانت رو خونده بودم فکر می کردم که شاید ربطی نداره به داستانت ولی هر چقدر که بیشتر می خوندم می دیدم که تو با علامات و اشاراتی داری این اسم رو به رمانت وصل می کنی که مهارت تو رو نشون میده . 

ژانر : خب عاشقانه است دیگه ! نمیشه حرفی زد . 

خلاصه ی رمان : یه خورده به نظرم خلاصه ات یه جوریه ! یعنی خب خیلی خوب نوشته شده و همچنین خیلی هم داستان رو به روشنی تعریف کرده . ولی به نظرم یه خورده شبیه به مجری گری فوتبال(!) یا یه همچین چیزیه ! مخصوصا همون جمله ی اول که میگه "این بار داستانی متفاوت تر از هر داستانی که شنیده اید " 

مقدمه : قشنگ گریه آوره ! قشنگ گریه آوره ! تبریک میگم برای نوشتن همچین متن گریه آوری !!

جلد : جلد به این قشنگی ! جلد به این جذابیت ! جلد به این قشنگی کی دیده ؟! مخصوصا اون شاه پشتش که خیلی هم جذاب و زیبا و با اقتداره ! :smile:

شروع رمان : توی تاکسی شروع میشه ! به نظرم شروع زیبا و نوییه . 

سیر داستان : سیر خیلی خوبی داشتی و داری . نمی دونم جدا اینطوریه یا نه ؟! ولی از دفعه های قبلی که رمانت رو نقد کرده بودم احساس می کنم یه سری اشکالاتیش رفع شده . واقعا ازت ممنونم که انقدر اهمیت دادی !

دیالوگ ها و مونولوگ ها : دیالوگ ها و مونولوگ هاتم به نظرم خیلی خیلی طبیعی میان . واقعا خیلی دارم می گردم دنبال اشکال توشون ! فقط تنها چیزی که به نظرم یه خورده توشون اشکال بود این بود که گاهی اوقات یه خورده حرف زدن عامیانه و ادبی قاطی می شد . البته زیاد نبود که معلوم بشه یا هر چی ! ولی به نظرم خودت بعد از تموم شدن رمانت یه دور بخونش و یه ویرایشی بکنش . 

نثر داستان : به نظرم قلم زیبایی داری . یکی از مشخصه های قلمت سادگیش هستش . همین سادگی قلمت باعث میشه که خیلی بیشتر به شخصیتت بخوره . چون شخصیت مهتاب درست مثل خودت و نثرت شخصیتی باوقار و ساده هستش که گاهی شیطنت می کنه ولی این شیطنت هاشم با وقاره ! بنابراین میشه گفت که نثر داستانت دقیقا همونیه که باید باشه ؛ یه نثر نسبتا ادبی و نسبتا عامیانه ی ساده ! 

شخصیت پردازی : به نظرم شخصیت هات خیلی عالی پردازش شدن و من تک تکشون رو دوست دارم . چیزی که وجود داره اینه که وقتی می خواستی شخصیتی رو بسازی که آدم ازش متنفر باشه انجامش می دادی و وقتی می خواستی آدم عاشق شخصیت بشه باز هم آدم عاشقش میشد . در کل اینکه این یکی از مشخصه های نوشته ی عالیه . به علاوه ی این که من نمی تونستم توی شخصیت هات هیچ خلائی حس کنم . 

توصیفات : توصیفات شخصیت رو زیاد بهشون نپرداخته بودی به نظرم . ولی بقیه ی توصیفاتت مثل توصیف مکان و حالت و اینا عالی بود ! اگه اجازه بدی بخش مورد علاقه مو اینجا نقل قول کنم : 

نقل قول

چه قدر تُن صداش شکل بابا بود ، این شباهت بی نظیرش به بابا تَن من رو از حصار ترس آزاد و از شدت غریبی به یخ بستن وادار میکرد. به سختی بلند شدم که آغوشش رو برام باز کرد. خودم رو در بین آغوشش محصور کردم و عطرش رو نفس کشیدم.بغضم ترکید ، من رو از آغوشش بیرون کشید و با تعجب و نگرانی نگاهم کرد. با کف دستش اشک های بر روی گونم رو پاک کرد. به ناگه اشک هام بند اومد و تنها هق هق رو برام باقی گذاشت.سرم رو از دستم درآوردم، از تخت پایین اومدم و روسریم رو سرم کردم‌. محمد هم از روی تخت بلند شد و باهم از اتاق بیرون رفتیم. 

باور پذیری : به نظرم رمانت باور پذیر بود . البته بایدم بگم که بعضی وقتا یه سری چیزایی از زیر دستت در می رفت . مثلا در مورد عمه اش ، یه وقتایی خیلی عاشقش بود و یه وقتایی عجیب ازش متنفر بود . درک نمی کردم که چرا اینجوری رفتار می کنه . 

ایده ی داستان : 

به نظرم ایده ی جذابی بود . درسته که اولش وقتی مقدمه رو خوندم یه کمی به نظرم کلیشه ای اومد ولی بعدش متوجه شدم که اصلا از این خبرا نیست ! ولی جدا تلاش کن مقدمه تو بهتر بنویسی چون که به طرز عجیبی در نگاه اول بد به چشم میاد و باعث میشه مخاطب دلش نخواد ادامه بده رمانت رو . 

در آخر به امید قلمی زیباتر برای شما نویسنده ی عزیز. 

  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام خدمت نویسنده گلمون @hadishbano

اسم رمان: کاملا جدید و جذابه

خلاصه رمان: خیلی عالی بود بهت تبریک میگم بابت نوشتنش

مقدمه: مقدمتم زیباست ولی نمیدونم قلم خودته یا نه،اگه قلم خودت باشه بهت تبریک ویژه میگم

جلدرمان: جلدشم زیبا طراحی شده و کاملا به داستانت میاد.

باورپذیری: باتوجه به اتفاقات داستانت همه چیز خوب نوشته شده بود.

ایده رمان: ایدت تازه و نو بود یکم اولش جذبم نکرد اما تو قسمتهای بعدیش باعث شد بخونمش و کاملا جذبش بشم

علایم و اشتباهات: آفرین همه چز عالی بود منکه هیچ اشتباهی به چشمم نیومد

توصیفات مکانی: خیلی خوب بهش عمل کرده بودی.

توصیفات ظاهری: برخلاف مکانی بهش زیاد عمل نکرده بودی البته نظر منه 

شخصیت پردازی: عالی بودند مخصوصا شخصیت حسام خیلی دوستش داشتم خیلی خوب تونستی شخصیتهای مثبت و منفی را نشون بدی و همینکه کلیشه ای نبودند باعث میشو باهاشون ارتباط برقرار کنیم.

دیالوگ و مونولوگها: دلیلی که رمانت را اینقدر جذاب کرده بود همین قوی بودن دیالوگهات بودند خیلی خیلی بی عیب و نقض بود

بابت نوشتن همچین رمانی بهت تبریک میگم موفق باشی عزیزم،قلمت مانا

  • تشکر 6

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

با سلام خدمت دوست خوبم 

نقد رمان:

اسم رمان : اسم رمانت به نظرم جالبه و این جناسی که در رخ ماه به کار بردی قشنگ ترش کرده 

ژانر رمان : ژانر عاشقانه برای رمانت درسته ولی من بقیه دوستانمون هم در نقدهام گفتم که بهتره رمان با هر ژانری که هست ی پیامی برای مخاطب داشته باشه و نویسنده از نوشتن رمان هدفی رو دنبال کنه و اون هدف رو مثلا به عنوتن ژانر اجتماعی میتونی کنار ژانر عاشقانه استفاده کنه.

خلاصه : میشه گفت هم خوب بود و هم نبود! اینکه قصه رو لو نمیداد، جذاب بیان شده بود، طولانی نبود و … خیلی خوبه ولی بیشتر از اینکه شبیه خلاصه باشه شبیه ی تبلیغ تلویزیونی ضعیف بود! مثل تبلیغات کوچه و بازاری که میگه بشتابید، بشتابید … من فکر میکنم شما میخواستید قبل از شروع قصه به مخاطب هیجان بدید برای خوندن متن اما دوست خوبم هر چیزی راهی داره باید این هیجان رو آروم آروم با خود قصه شروع کنی و اونو مشتاق کنی برای خوندن بیشتر.

مقدمه : مقدمه قشنگی بود بهت تبیک میگم

شروع داستان : شروع خوبی بود اما من هنوزم موندم این همه هیجان برای چیه؟ طرف اتنقدر هیجان داره که میخواد در ماشین رو باز کنه و بپره بیرون بعد خیلی عادی میره مادرشو میبینه و خداحافظی میکنه و خیلی ریلکس خونه میمونه! ی کم به نظرت تند نرفتی؟

دیالوگ ها و مونولوگ ها :به نظرم هم روی دیالگ و هم مونوگ ها خوب کار کرده بودید

اشتباهات و علایم:علایم و اشتباهات زیادی نداشتید و متن رو با دقت تایپ کرده بودید و نثر عامیانه و ادبی همه جای نوشتتون با هم ادغام شده بود و چون بعضی جاها از کلمات سنگین ادبی استفاده کردید یک دفعه کنار ی جمله ساده و عامیانه بد جوری توی ذوق میرنه و اینکه ادغام فعل جملاتی که افعال یکسان دارند خیلی خوبه ولی گاهی باعث گیج شدن خواننده میشه و بهتر برای اینکه از این امر جلوگیری بشه به هر دو جمله فعل بدیم اما افعال هم معنی مثل  :"این شباهت بی نظیرش به بابا تَن من مرا از حصار ترس آزاد  میکرد و از شدت غریبی به یخ بستن وا می داشت".

توصیفات :فضا سازی قصه خوب بود اما در مورد حالات و خصوصیات شخصی شخصیت ها کمی ضعیف عمل کردید.

شخصیت پردازی : شخصیت های ملموسی رو میشد توی قصه حس کرد.

باور پذیری : خوب بود.

ایده ی رمان : اگر همین طور خوب ادامه بدید ایده خوبی خواهد شد.

در کل رمان خوبی بود و براتون آرزوی موفقیت میکنم دوست خوبم

 
 
  • تشکر 5

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام:veiledsmile2:

فعالیت توی تایپیک خیلی کم شده و هر رمان رو شاید 2/3 نفر نقد کنن!

زمان مدارس هم هست و بعضی از دوستان وقت ندارن

بنابراین تصمیم گرفتیم که تایپیک رو قفل کنیم تا عید نوروز یا تا زمان اتمام مدارس

~موفق باشید~

  • تشکر 7

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×