رفتن به مطلب
Added by Amir

پست های پیشنهاد شده

mciz_photo_2017-08-22_18-52-39.jpg

  • تشکر 27

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

-عماد:آره.ببین اگه قرار باشه از کسی که جلوت سر خم میکنه بالا بری باید جلو رقیبت بایستی.

-ایول.خوبه من تا حالا اینجوری فکر نکرده بودم.

-عماد:ببین اگه فکر کنی بزرگی همچین بلایی سرت میاد.پس سعی کن دشمناتو بزرگ کنی،یه جورایی شیرشون کنی تا آخرش خودشون خودشونو نابود کنن.

از کتاب جوهر @mohammad13 

  • تشکر 29

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خیلی ها هم تنها نیستند البته هر کسی که متاهل هست لزوما عاشق نیست و هر کسی هم که سینگل هست لزوما تنها نیست ! 

از کتاب افسونگر @hamidwriter

  • تشکر 25

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

-چرااینجوری نگاه می کنی؟
+ چجوری؟
-همینجوری دیگه .
خنده ی بامزه ای کردوگفت؛
+ خنگول عاشقانست نگام!
باخنده گفتم؛
-خجالت می کشم اخه...

+فدات بشم اخه...

  • تشکر 24

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 16 دقیقه قبل، mz1379 گفته است :

-چرااینجوری نگاه می کنی؟
+ چجوری؟
-همینجوری دیگه .
خنده ی بامزه ای کردوگفت؛
+ خنگول عاشقانست نگام!
باخنده گفتم؛
-خجالت می کشم اخه...

+فدات بشم اخه...

,,,وااااااااااعی از رمان منه؟؟!!

  • تشکر 19

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 کاش میتونستم آینده ی خودم رو هم ببینم ! البته قشنگی یه داستان به غیر قابل پیش بینی بودنشه  و ما قراره بازیگر داستانمون باشیم اما بعضی داستان ها ارزش خوندن و ادامه دادن ندارن . باید مثل یه بازیگر حرفه ای فکر کنیم . هر نقشی رو قبول نکنیم !

از کتاب افسونگر @hamidwriter

  • تشکر 20

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 3 ساعت قبل، Ghazaaleh گفته است :

 کاش میتونستم آینده ی خودم رو هم ببینم ! البته قشنگی یه داستان به غیر قابل پیش بینی بودنشه  و ما قراره بازیگر داستانمون باشیم اما بعضی داستان ها ارزش خوندن و ادامه دادن ندارن . باید مثل یه بازیگر حرفه ای فکر کنیم . هر نقشی رو قبول نکنیم !

از کتاب افسونگر @hamidwriter

سپاس از انتخاب شما بانو

  • تشکر 17

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دیالوگ نه اما متن بسیار جالبی که به دلم نشست..و بنظرم حرف درستیه...!

 

عاشق زنی مشو

که می اندیشد،

که می داند،

که داناست،

که توان پرواز دارد،

به زنی که خود را باور دارد!

عاشق زنی مشو که

هنگام عشق ورزیدن، می‌خندد یا می‌گرید،

که قادر است جسمش را به روح بدل کند...

و از آن بیشتر،"عاشق شعر است"!

(اینان خطرناک‌ترین‌ها هستند)

و یا زنی که می‌تواند نیم ساعت مقابل یک نقاشی بایستد،

و یا که توان زیستن بدون موسیقی را ندارد!

عاشق زنی مشو که

پُر،

مفرح،

هشیار،

نافرمان

و جوابده است!

پیش نیاید که هرگز عاشق این چنین زنی شوی!

چرا که وقتی عاشق زنی از این دست می‌شوی...

چه با تو بماند یا نه...

چه عاشق تو باشد یا نه...

از اینگونه زن

بازگشت به عقب، هرگز ممکن نیست!

 

_مارتا ریورا گاریدو_


عطر تن یک شاعر_ hhhmmm

  • تشکر 19

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 فکر هایت تا وقتی که بر زبانت جاری نشده اند می توانند شاخ و برگ داشته باشند . تا ابد و بعد از آن به هرچه می خواهی فکر کن و تا وقتی که آن ها را به زبان نیاوری می توانند کثیف تر و کثیف تر بشوند . تفکراتت تنها چیز هایی هستند که برای خودت داری . تنها چیزی هایی که تا ابد نخواهی فروخت .

از کتاب مرا غزاله بنام @hhhmmm

  • تشکر 20

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 لذت گذشته این است که نگران نیستی بشکند ، نگران نیستی خرابش کنی و از رنج هایش به اندازه ی قبل رنج نمی کشی . 

از کتاب مرا غزاله بنام @hhhmmm

  • تشکر 20

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 او به من احساس "چیزی" بودن را می دهد . 

از کتاب مرا غزاله بنام @hhhmmm

  • تشکر 20

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به عنوان یک بازمانده،قرار نیست تنها رنج را بر دوش بکشم، من خواهان به دوش کشیدن حقیقت نیز هستم.

از کتاب طغیان @Nico

  • تشکر 19

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ماه هم پشتوانه ای دارد که چنین می درخشد ؛ قطعا اگر خورشید نبود او هم مانند من با دلی تاریک به آسمان چشم می دوخت و زیر لب می گفت : ای کاش من هم ...

از کتاب آدم های تو خالی @hastil

  • تشکر 19

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

او را در آغوش نگرفتم.این را در خودم نمی دیدم

از کتاب طغیان @Nico

 

 

  • تشکر 16

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

+ پس بهم بگو اسم واقعیت چیه؟ 

- ازم گرفتنش.من یه بی نامم.

از کتاب طغیان @Nico

  • تشکر 20

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بغض میکنم آن هم از نوع رسوبی اش از همان هایی که به این راحتی ها برطرف نمی شوند لایه لایه اش با درد پر شده است.

از کتاب عصر پاییزی @dokhtar_abi

  • تشکر 17

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

" این همان طلوعی بود که شب ها منتظرش بودیم؟ "

از کتاب هلنا @Ali.He

  • تشکر 21

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

چقدر آدم ها عجیبند! حتی اگر آیندشون رو هم ببیند اول حسرت میخورند اول گریه میکنند و بعد واکنش نشون میدند !

از کتاب افسونگر @hamidwriter

  • تشکر 18

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 آدم ها میتونند از تاریخ درس بگیرند اما بزرگترین درسی که از تاریخ گرفتیم اینکه هیچکس از تاریخ درس نگرفته !

از کتاب افسونگر @hamidwriter

 
 
  • تشکر 19

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 با صدای لرزانی گفتم: مثل یه زن زندگی کن.به جای من!

از کتاب طغیان @Nico

  • تشکر 18

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

واقعا جملات خیلی قشنگی هستن. خسته نباشید. دوستان همکاری کنن:gol:

  • تشکر 17

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مرسیییی از آوردن اسمی ا زمن و  کتابممم:smileybunny1:

منم کمک میککککککککنممممممممممممم:gf::veiledsmile2::heartshape2:

  • تشکر 14

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بابا کی برمیگرده خونه آبجی ؟!

چی میگفتم وقتی حتی خودمم از برگشت پدرم به خونه مطمئن نبودم اما اون باید امیدوار میبود، اون باید میخندید 

 از کتاب "توهم بیداری" @Ghazaaleh

  • تشکر 15

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

این پیر را هم می خواهی بیاوری؟ جنگ جای این چیز ها نیست هلنا. دست و پایمان را می بندد.

نفس عمیقی کشیدم و با صدایی گرفته پاسخ دادم:

" دلش هوای رفتن کرده. بگذار دلش برایش تصمیم بگیرد. از محیط و   ظلمش خسته شده. آدم ها خسته که بشوند، دلشان می گیرد. دلشان بگیرد هوای رفتن می کنند.هوای رفتن که کنند،  من و تو که باشیم که جلویشان  را  بگیریم؟  "

- به این حرف ها نیست هلنا. این جنگ شوخی بر نمی دارد. قوی تر ها باید بیایند. این پیرمرد با کندی اش، سرعتمان را می گیرد.

-  این پیرمرد چیزی برای از دست دادن ندارد. به این دنیا هم تعلقی ندارد. او اکنون هم رفته است. قوی تر ها این هایند.

کسانی که برای رفتن می جنگند ...

 

Helena

از اقا علی حیدری .

 

 

  • تشکر 15

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

زندگی من پستی بلندی های زیادی داره مثله همه ی زندگی ها، پستی هایی که شاید تو چاه افتاده باشی و فکر کنی که دستت از همه چیز و همه کس کوتاه شده،

غافل از اینکه تو نمیدونی همین تو چاه بودنه که تو رو به معنای واقعی سعادت میرسونه. شاید فکر کنی که تنها الهه ی زندگیت رو از دست دادی، اما داشتن امیدهایی تو زندگی که ممکنه اون الهه هنوز هم وجود داشته باشه و دورادور مواظبت باشه هم بد نیست .

از کتاب غافل از عشق @sadeghi

  • تشکر 18

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×