رفتن به مطلب
Added by Amir

پست های پیشنهاد شده



من که بیچاره شدم کاش ولی هیچ دلی؛ گیر لحن بم مردانه ی محکم نشود !


((شهرزاد))
 

  • تشکر 12

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

-شکست لازمه زندگیه،به زندگی پشت نکن دختر جون

-این زندگیه که به من پشت کرده

از کتاب رویای ناز @missmahdiye

  • تشکر 14

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من در میان ازدحام خیال ها گم شده ام،من از طبیعت فکر ها جا مانده ام

از کتاب رویای ناز @missmahdiye

 

پ.ن : پیشنهاد میکنم این رمانو حتما بخونید :))

  • تشکر 14

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بعضی چیزا اونقدر شخصین که حتی با خودتم نباید دربارشون حرف بزنی ..

توهم بیداری - @Ghazaaleh

  • تشکر 13

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

عاشق این دیالوگم.

پیشنهاد میکنم این رمان روبخونیدحس همزادپنداری زیادی داره.

 بعضی چیزا اونقدر شخصین که حتی با خودتم نباید دربارشون حرف بزنی .

توهم بیداری|@Ghazaaleh

  • تشکر 14

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

همیشه همین بودی. چطوری میتونی بگی که عوض نشدی؟ خود تو، به خاطر اون عذاب مسخرت، باز هم همه چیز رو به نفع خودت کردی. هیچوقت نمیتونی بفهمی فکر کردن به خاطره های غم انگیز گذشتمون، چقدر خسته کننده است. دقیقا گذشته ای که تو یادت رفته

زره پوش|@sarvenazz

  • تشکر 11

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

میخوام دل بدم ، ذوب شم ، بشکنم ، ولی دیگه جسمی وجود نداره که روحم از عشق لبریز شه!

از کتاب غافل از عشق @sadeghi ^_^

 

  • تشکر 11

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خوابی که خواب نیست ؛ تنها پلک هایی بسته هستند که گواه ذهنی پرتلاطم اند .

از کتاب شب شعر @Reyhanehkh

  • تشکر 16

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

چقدر درد داشت که ساعتها می نشست وبه حرفهایی که هیچ وقت قرار نبودبزنه،فکر می کرد

از کتاب رویای ناز @missmahdiye

  • تشکر 15

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

وارتان-خیلی عوض شدی.

-آدما تغییرمی کنن.

از کتاب بمان برایم @SAD_SIN

  • تشکر 16

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من و ابرها شباهت زیادی به هم داشتیم،آنها آبستن باران بودند و من آبستن درد.

از کتاب بمان برایم @SAD_SIN

 

  • تشکر 14

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

وقتی خودت ،خودتو دست کم میگیری از بقیه چه انتظاری داری؟؟

از کتاب انعکاس رخ ماه @sahar.k111

  • تشکر 12

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

قبول کردن ترحم و دلسوزی این مردم کار اسانی نبود..

از کتاب در تلاطم خروشان زندگی @m15

  • تشکر 11

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

رمان طغیان و رویای ناز رو منم پیشنهاد میکنم.عاشقم باش {اگر اسمشو درست گفته باشم} هم جالبه

  • تشکر 10

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نمیدانم کجا خوانده ام ؟ از کجا معلوم شاید هم شنیده ام ! هر چه هست فقط میدانم ممنوعه ترین آدم های زندگیمان همیشه جذاب ترین اند 

از کتاب فابرکستل @ati_heureux

  • تشکر 16

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

این وسط باید اعتقاد داشت برخورد ما حتی با انسانهایی که در طول روز هم با آنها برخورد داریم ، یک تصادف نیست! 

از کتاب گیلانا @Alef_ariafar

  • تشکر 15

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ما انسان ها اینیم . خوب ها را ول می کنیم و خودمان را به بدها سنجاق می زنیم .

از کتاب فابرکستل @ati_heureux

  • تشکر 15

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

شب های زندگی من همیشه طولانی بود اما اگر ترانه برود .... من بی این ستاره ی قطبی چگونه راهم را پیدا کنم 

گلی در مرداب afagh7fth

  • تشکر 11

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مادربزرگم همیشه میگفت : "آدم نباید همه چیز زندگیشو به شوهرش بگه"

از کتاب میم @GhazallJafari

  • تشکر 13

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

همینطور همیشه هیپنوتیزمان می کردی.... می گفتی خوابمان می اید تا بخوابیم ؟ می شود بگویی همه چیز خوب می شود و من باور کنم ؟ می شود بگویم تو خوب می شوی و باور کنی ؟

 

afagh7fth گلی در مرداب

  • تشکر 10

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 مداد رنگی هایمان را دستمان می گیرم و تا می توانیم از این بدی ها تصاویر رنگارنگ خلق می کنیم . امان از روزی که مداد ها کوچک شوند یا بدتر، تمام شوند ! خدا نیاورد آن روزی را که تنها مداد رنگی باقی مانده ات سیاهی باشد . آن وقت باید تمام ان تصاویری را که با بند بند وجودت خلق کرده ای را به سیاهی بکشی . دور از جان تو ...دور از جان من ... خدا نکند که چشم روی خوب ها ببندی و تمام دلت را برای بدها باز بگذاری چون همان بدها ویرانت می کنند! آتشت می زنند ! مداد رنگی هایت را می شکنند . جانم برایت بگوید که این بدها بد تا می کنند . 

از کتاب فابرکستل @ati_heureux

 

پ.ن : این رمان پیشنهاد میشه .. از دستش ندین !!

  • تشکر 12

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 باز شدن در همانا و صدای آخ گفتن همانا. از هولم ، در کلاس را بستم و پشت در ایستادم. بعد از چند ثانیه با خود فکر کردم : چرا مثل خنگا پشت در ایستادم؟
دوباره باز کردن در همزمان شد با صدای آخ دوباره و این بار با شدت بیشتر! صدای خنده های بچه های کلاس را می شنیدم. با احتیاط در را باز کردم. استاد در حالی که دستش را به بینی اش گرفته بود و چند متری با در فاصله داشت گفت : بفرمائید داخل خانم زادمهر.

از کتاب گیلانا @Alef_ariafar

 

:t(1)::t(1):

پ.ن : پیشنهاد میشه .. از دست ندین !!

  • تشکر 11

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 زندگی ساده تر از این حرف هاست که برایش بجنگیم ما فقط باید بایستیم وببینیم خداوند چگونه به خاطر ما با همه میجنگد

از کتاب رخ دیوانه ی من @bikas

  • تشکر 12

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

لالا لا لا قنارى‌ها چه خسته‌اند

 

لالا بال و پر طوقى رو بسته‌اند

 

بخواب فردا تو آزادى دوباره

 

اسیر اونه که قلبش رو شکسته‌اند

 

و کاش می دانست من این ازادی مسخره را نمی خواستم . این چه ازادی بود که باید به اجبار گذشته ام را با خودم هر جا می کشاندم ؟ این چه ازادی که بود که مجبور بودم بی ترانه باشم ؟

afagh7fth گلی در مرداب

  • تشکر 10

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 مدام به صدای زنگ میگفتم:
-باشه ، باشه میام الان!
انگار تلفن میفهمد!!!

از کتاب میم @GhazallJafari

  • تشکر 8

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×