رفتن به مطلب
Added by Amir

Added by Amir

manolu

مـشاعره با کلمات انتخابی

پست های پیشنهاد شده

ذوقی چنان ندارد، بی دوست زندگانی

دودم به سر بر آمد، زین آتشِ نهانی

(باده)

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در مذهب ما باده حلال است ولیکن

بی روی تو ای سرو گل اندام حرام است

(مذهب)

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح

صلاح ما همه آن است کان تو راست صلاح

چشم

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

آتش پر از قهر تو می گفت:برو 

جذبه ی چشم پر از مهر تو می گفت:بایست

(تلخ)

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اگر دشنام فرمایی و گر نفرین دعا گویم

جواب تلخ میزیبد لب لعل شکرخا را

(سوگند)

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سوگند به موی تو که از کوی تو رفتیم 

از کوی تو آشفته تر از موی تو رفتیم

(گناه)

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

گر تن بدهی، دل ندهی کار خراب است

چون خوردن نوشابه که در جام شراب است

گر دل بدهى ،تن ندهى باز خراب است

اين بار نه جام است و نه نوشابه، سراب است

اينجا به تو از عشق و وفا هيچ نگويند

چون دغدغه ى مردم اين شهر حجاب است

تن را بدهى ، دل ندهى فرق ندارد

يک آيه بخوانند، گناه تو ثواب است

ای کاش که دلقک شده بودم نه شاعر

در کشور من ارزش انسان به نقاب است

 

(ساقی)

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

می ای در کاسه چشم است ساقی را بنامیزد     

که مستی می کند با عقل و می بخشد خماری خوش

(عزت)

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

روزگاریست که ما را نگران می‌داری

مخلصان را نه به وضع دگران می‌داری

گوشه چشم رضایی به منت باز نشد

این چنین عزت صاحب نظران می‌داری

 

"اغیار"

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم

غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم

(لذت)

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ز آن می که حیات جاودانیست بخور
سرمایه
لذت جوانی است بخور
سوزنده چو آتش است لیکن غم را
سازنده چو آب زندگانی است بخور

"خیام جان"


اهم..."دماغ" :huh::shakinghead:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×