رفتن به مطلب
Added by Amir

Added by Amir

پست های پیشنهاد شده

براي آشنايي با داستان نويسي احتياج به مطالعه داريد. كتابهايي مثل هنر داستان نويسي، عناصر داستان، لوازم نويسندگي، الفباي نويسندگي و... را بخوانيد و دست از نوشتن مداوم برنداريد.
...
با استناد به كتاب"پلي به سوي داستان نويسي" اين نكته را هميشه بخاطرداشته باشيد كه پرداخت مستقيم خصوصيات اخلاقي شخصيت، نشان ميدهد كه نويسنده نسبت به شخصيت و يا شخصيت هاي داستان شناخت كافي ندارد و به همين خاطر قادر نيست كه خصلتها و عادات او را در برخورد با مسائل مختلف و حوادث گوناگون و يا از طريق گفتگوهايي كه مي كنند، به خواننده نشان دهد، و همين مسئله باعث مي شود كه داستان از شخصيت پردازي ضعيفي برخوردار باشد.
...
اصل اول در نويسندگي، قدرت تخيل و تفكرقوي نويسنده است.بايد از تكرار كلمات بپرهيزيد وبه جاي آن از كلمات زيباتر و جديدتري استفاده نماييد و اين امر ميسر نمي شود مگر با مطالعه و نگارش مستمر!!!

*دركتاب" قصه نويسي" آمده كه: سخن تا حدودي شناسنامه شخصيت است، منتها از يك سو و با سبك و زبان عمومي يك عصر ارتباط پيدا مي كند و از سوي ديگر با خلق و خوي شخصيت و حركات و سكنات او و اعمالي كه در يك وضع رواني خاص از شخصيت سر مي زند...

خواننده امروزي دوست دارد كه داستاني پراز حادثه و كشمكش بخواند و به اين راحتي مشكلات شخصيتها را پشت سر نگذارد.بايد با بهره گيري از عواملي، باعث ايجاد كشش در داستان خود شويد، تا مخاطب بر سر شوق بيايد و ناخود آگاهش وي را مجبور كندكه تا پايان اثر را مطالعه نمايد. در ضمن بهتر است از عنصر تعليق و يا همان انتظار، به عنوان يكي از عوامل ايجاد كشش بهره بگيريد. تعليق ماجرا را بين زمين و هوا معلق نگه مي دارد.طوري كه مخاطب نمي داند چه اتفاقي قرار است بيفتد.لذا دايما انتظار مي كشد و اين انتظار براي او شيرين و هيجان انگيز است.

يكي ديگر از عوامل ايجاد جذابيت، قرار دادن شخصيت در وضعيتي است كه مجبور به انتخاب باشد. انتخابي كه بسيار مهم است واگر راه را به خطا برود، خود را به تمامي باخته است. ايجاد يك موقعيت غيرعادي و گره افكني دقيق در داستان نيز، خواننده را سر شوق مي اورد و او را مشتاق به مطالعه ي ادامه اثر مي نمايد.

*در كتاب "هنر داستان نويسي"خصوصيات عنوان داستان چنين مطرح شده است: عنوان بايد تازه باشدو اسامي كهنه ديگران نباشد. عنوان بايد برانگيزنده فكر باشد و خواننده فكر كند كه با موضوع جالبي سروكار دارد.گيرا باشد و نگاه بيننده و خواننده را تسخير كند. موزون و آهنگين باشد.به داستان بخورد. طرح داستان را آشكار بكند ولي نقطه اوج را لو ندهد.پيش پا افتاده و كليشه اي نباشد.

طرح داستان برپايه كشمكش و درگيري بين شخصيتها استوار مي شود:
كشمكش دروني در درون خود فرد و در تضاد با افكار و احساساتش شكل ميگيرد و شخصيت به جان خودش مي افتدو از خويشتن انتقاد مي كند.
امادر كشمكش بيروني، او با فرد يا افرادي و يا نيروي طبيعت درگير مي شود و سعي مي كند در مقابله با آنها پيروز شود. البته هر كشمكش و جدالي علتي دارد و اين علت نيز معلول ونتيجه اي.

**استفاده از قيد و صفت مثل مايوسانه، كنجكاوانه، با التماس و... و كلمات قيودي، نه تنها هيچ جذابيتي ندارد بلكه باعث ضعف كار شما مي شود. به جاي اينكه مستقيما از كنجكاوي سخن به ميان آوريد و يا به ياس و نااميدي اشاره كنيد، بهتر است با عمل شخصيت به اين احساسات بپردازيد و با گفتار و كردار او نشان دهيد كه وي كنجكاو است يا ناراحت.

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اگه به پیشرفتتون علاقه مند هستید حتما کارگاه مجازی آموزش فنون داستان نویسی رو که @Hanibal عزیز گردآوری کرده رو بخونید:

جلسه اول
(انواع داستان- داستان كوتاه- ايده يا فكر اوليه )

جلسه دوم
(مقدمه - خط طرح- بسط خط طرح به داستان)

جلسه سوم
(زاويه ديد - اول شخص- سوم شخص)

جلسه چهارم
(تعريف شخصيت - انواع شخصيت- تفاوت تيپ و شخصيت- ابزارهاي پرداخت شخصيت)

جلسه پنجم
(چگونه ديالوگ بنويسيم)

جلسه ششم
(صحنه و صحنه پردازي- توصيف- فضا سازي)

جلسه هفتم
(انواع زمان در داستان- مكان و زمان- انتقال در داستان)

جلسه هشتم (آخر)
(ظاهر و باطن داستان- لحن داستان- موضوع داستان)

 

یه بحث رجوع به گذشته در داستان هم هست ( @Hanibal عزیز این بخشو نگذاشته)  که اونو به عنوان بخش نهم و پایانی میزارم:


نکاتی درباره رجوع به گذشته:
نکته 1: رجوع به گذشته در برابر یادآوری

رجوع به گذشته، بازگشتی به قبل و بیان صحنة کاملی از زندگی گذشتة شخصیت است. اما یادآوری نکتهای گذراست که یک لحظه به ذهن خودآگاه شخصیت خطور می کند. رجوع به گذشته، شخصیت را کاملا از حال به گذشته میبرد. اما یادآوری، لحظاتی شخصیت را به یاد گذشته میاندازد اما او را به گذشته منتقل نمیکند. خواننده رجوع به گذشته، به یادش میماند اما یادآوری آن قدر زودگذر است که تأثیری ماندگار بر ذهن خواننده نمیگذارد. نکته 2: بلافاصله از «بازگشت به گذشته» استفاده نکنید.
تا داستان در زمان حال جا نیفتاده، نباید از فلاشبک استفاده کرد مگر این که قسمت عمدة داستان در گذشته رخ داده باشد.
برخی از معایب زود استفاده کردن از بازگشت به گذشته:
1. هدف از رجوع به گذشته استفاده از مصالحی همچون پسزمینهها، دروننگریها، ادراکها، انگیزهها، شکستها و موفقیتهای شخصیت است که در روابط و درگیریهای زمان حال وجود ندارد. اما قبل از استفاده از محتوای گذشته، باید زمان حال وجود داشته باشد.
2. تا وقتی خواننده نداند درگیری فعلی شخصیت چیست، علاقهای به سر درآوردن از اتفاقات گذشته ندارد. خواننده میخواهد بداند که شخصیت واقعا کیست؟
3. چون خواننده چیزی راجع به زندگی حال شخصیت نمیداند، نمیتواند اهمیت حادثه زندگی گذشته شخصیت را ارزیابی کند. زیرا معیاری برای مقایسه ندارد. و از خود میپرسد: چرا دارم چیزهایی راجع به این شخص میخوانم؟
4. هنوز وضعیت زمان حال شکل نگرفته است. بنابراین نویسنده پس از تمام شدن بازگشت به گذشته، باید به چه چیز زمان حال برگردد؟ و آیا خواننده نخواهد گفت که: «شروع داستان یادم نمیآید؟»

هدف نویسنده از قسمت آغازین داستان، شروع داستان با صحنهای نمایشی،مهیج و زنده است. ضمن اینکه می خواهد خواننده را به زندگی فعلی شخصیتها علاقمند کند. فقط وقتی صحنة آغازین قدرت پیشروی کافی داشتهباشد باید خطر کرد و داستان را مدتی به حال خود گذاشت و به گذشته بازگشت.

نکته 3: استفاده از بازگشت به گذشته برای ایجاد شک و انتظار
از بازگشت به گذشته میتوان هم برای ارائة اطلاعاتی از گذشته استفاده کرد و هم برای به تأخیر انداختن منطقی حوادث طرح. به علاوه برای انتقال نیز میتوان از بازگشت به گذشته استفاده کرد. در این حالت وقتی نویسنده پس از بازگشت به گذشته به زمان حال برمیگردد، بازگشت به گذشته حال و هوای زمان حال را تغییر میدهد. نویسنده در جاهایی از داستان عمدا سرعت پیشروی خط طرح را متوقف میکند تا شک و انتظار ایجاد کند. اما بدون این که بگذارد قدرت نیروی پیشبرنده کاهش زیادی پیدا کند، با تأخیر، خواستة خواننده را برآورده میکند. وی صرفا از بازگشت به گذشته استفاده میکند تا در گذشته وضعیت مهیجی ایجاد و آن را جایگزین وضعیت مهیج زمان حال کند.

نکته 4: بازگشت به گذشته باید گذشت زمان را نیز برساند
یکی از اشتباهات سهوی نویسندگان به هنگام استفاده از بازگشت به گذشته این است که وقتی شخصیتهایشان را به زمان گذشته میبرند، شخصیت درونی یا ظاهر آنها را تغییر نمیدهند. ممکن است شخصیتی به هفت سال یا حتا هفده دقیقة قبل وی ببریم اما نباید همه چیز او دقیقا شبیه وضع کنونیاش باشد. بلکه باید از برخی جهات: جسمانی، احساسی، ذهنی، فلسفی و ... تغییر کند.

نکته 5: بازگشت به گذشتة چند لایه
با این که بازگشت به گذشته نوعی مداخله آشکار در جریان پیشروی طرح در زمان حال داستان است، استفاده از آن به اهمیتی که نویسنده برای بازگشت به گذشته قائل است بستگی دارد. خواننده را باید به زمانی از زندگی گذشته شخصیت که دربردارنده اطلااعت تازهای است برگرداند. اگر نویسنده در حرفهاش ماهر و بر مصالح کارش مسلط باشد، زمان بازگشت به گذشته را درست انتخاب و طول آن را دقیقا ارزیابی میکند.
بنابراین وی باید زمانی را برای بازگشت به گذشته انتخاب کند که:
1. صحنة بازگشت به گذشته بدون این که سرعت پیشروی زمان حال یا شدت و حدت آن را کاهش زیادی بدهد، بار نمایشی کافی داشته باشد و موقع تمام شدن آن بتوان دوباره زمان حال داستان را از جایی که متوقف شده ادامه داد.
2. نیروی محرکة نمایشِ بازگشت به گذشته و صحنة زمان حال داستان تقریبا یکی باشد.
اگر ین شرایط فراهم بود، نویسنده نه تنها میتواند یک بار، بلکه حتا دو و یا سه بار در همان فاصلة زمانی و قبل از ادامة زمان حال داستان، به گذشته باز گردد.
داستان: آقای «اتو» زیستشناسِ شیمیدان است و در آرژانتین سکنی دارد. وی سرمی کشف کرده که بیماری جنون پیری را مداوا میکند، اما نمیتواند کشفش را اعلام کند. وی سابقا پزشک بازداشتگاههای اسیران جنگی نازیها بوده و روی زندانیان آزمایشهای غیرانسانی میکرده است.
بازگشت به گذشتة یک صفحهای اول: آقای «اتو» با تبختر در اردوگاه قدم میزند. ظاهری شرور و خشن دارد. با چوب تعلیمیاش به اسیران لاغر و نزار اشاره میکند و به نگهبانان بیرحم دستور میدهد که آنها را کشان کشان به آزمایشگاهش ببرند. بازگشت به گذشتة اول با هدایت خواننده به بازگشت به گذشتة دوم تمام میشود.
بازگشت به گذشتة نیمصفحهای دوم: آقای «اتو» با لباس رسمی جلوی آدولف هیتلر ایستاده است. هیتلر مدال دیگری به اونیفرم نظامی او میزند وقتی آنها همدیگر را در آغوش می گیرند، این بازگشت به گذشته نیز تمام میشود و نویسنده زمان حال داستان را از سر میگیرد.
زمان حال: آقای «اتو» لولة آزمایشگاهی حاوی سرمی را که بیماری جنون پیری را درمان میکند در مشتش میفشارد. خشمگین است. مجبور است مخفیانه زندگی کند. سرم را در ظرفشویی آزمایشگاهی خالی میکند.
هر دو بازگشت به گذشتة بالا، صحنههایی هستند که به ظرف زمان حال پیش میروند. بازگشت به گذشتة دوم کوتاهتر از اولی است چون وسیلة انتقال از زمان گذشته به حال داستان است. اگر نویسنده بخواهد باز هم در همین فاصله و ضمن همین بازگشت به گذشتهها، اطلاعاتی از گذشته به خواننده بدهد، از طریق بازگشت به گذشتة دوم، راه را برای خلق بازگشت به گذشتة سوم هموار میکند (مثلا آقای اتو را نشان میدهد که دارد از دست سربازان متفقین که در جستجوی جنایتکاران جتگی هستند دیوانهوار میگریزد.) و وقتی بازگشت به گذشتة سوم نیز – که کوتاهتر از بقیه است – تمام شد، دوباره داستان زمان حال را ادامه میدهد.

نکته 6: بسط خاطرات
خواننده را به دو طریق میتوان به خاطرات گذشتة شخصیت ارجاع داد:
1. با اشارة تازه به حادثهای در گذشته
نویسنده با اشارة تازه به خاطرة گذشتة شخصیت، حادثة جدیدی خلق میکند که قبلا ذکری از آن در داستان به میان نیامده است. و چون شخصیت به دلیلی خاص این خاطره را به یادآورده است، محتوای جدید، حضور و وجود کنونی شخصیت را بیشتر تثبیت میکند و خواننده شناخت بیشتری از او به دست میآورد.
2. با بسط اشارة تکراری به حادثهای در زندگی گذشته
نویسنده با افزودن مطالب تازه (دروننگری؛ ادراکات جدید؛ بسط موقعیت و ...) معنای حادثهای تکراری را بسط میدهد و به این ترتیب اشاره مجدد به آن را توجیه میکند. بنابراین نویسنده میتواند بارها به یک خاطره اشاره کند مشروط بر این که هر بار مطالب تازهای بر آن بیفزاید و از خاطره مفهومی عمیقتر و قویتر ارائه دهد.

نکته 7: در صحنههای انفعالی، از بازگشت به گذشته استفاده کنید
زمان و جای گریز زدن از زمان حال به گذشته و استفاده از بازگشت به گذشته را باید دقیق انتخاب کرد. اگر نویسنده در گرماگرم حادثه از بازگشت به گذشته استفاده کند، ممکن است سرعت پیشروی داستان را متوقف کند و بار نمایشی حادثه را از بین ببرد. و باز اگر گفتگوهای شخصیت را که افشاگر اطلاعات مهمی است قطع کند و از بازگشت به گذشته استفاده کند، انسجام متن گفتگو را از بین برده است. و بالاخره اگر وی وقتی که شخصیت دارد واکنش تندی و تیز احساسی یا ذهنی در برابر وضعیتی نشان میدهد و در نتیجه نکتهای را کشف و تغییر میدهد، مکاشفة شخصیت را متوقف و از بازگشت به گذشته استفاده کند،تأثیر مکاشفة درونی را از بین برده است.
بنابراین زمانی که شخصیت غیرفعال یا در حالت انفعالی و به زبان دیگر در حال انجام کاری پیش پا افتاده یا کاری است که به کسی صدمه نمیزند باید از بازگشت به گذشته استفاده کرد.

نکته 8: رجوع شفاهی به گذشته
رجوع شفاهی و با سخنان واقعی شخصیت به گذشته،جایگزین خوبی برای رجوعبع گذشته از طریق ذهن خودآگاه شخصیت است.حتی وقتی هم که رجوع به گذشته در طول خط داستان، مهم است، خواندن گفتگوی بسیار طولانی ملالآور است. از طرف دیگر ممکن است داستان جذاب باشد، اما بیان شفاهی آن، فاقد قوت نمایشی باشد.
داستان: دادگاه هنگام محاکمة سربازی به جرم خیانت از او میپرسد که دوشنبه سب کجا بوده است؟ سرباز نیز شروع به «شهادت دادن» میکند.
اگر نویسنده بگذارد سرباز، داستان را به طور کامل نقل کند، سرعت پیشروی صحنه و بار نمایشی آن کم میشود. نقل گفتگوی طبیعی نیز درازگویی است. و باز در این حالت ذکری از ادا، حالت و حرکات جسمانی شخصیت به میان نمیآید. بلکه شخصیت صرفا اطلاعاتی را از طریق گفتگویی طبیعی و طولانی در اختیار خواننده میگذارد. اما داستانی که شخصیت نقل میکند به اندازه داستانی که نشان خواننده میدهیم، تصویری و زنده نیست.
از سوی دیگر اگر سرباز، داستان را به شیوهای که نویسنده مینویسد، تعریف کند، داستان بیش از حد دقیق و خوشساخت خواهد شد. در این حالت گفتگوها نیز به نظر غیرطبیعی خواهد آمد. گویی به جای آن که کسی آن را تعریف کند، نوشته است.
برای آن که صحنه تبدیل به گفتگوی طولانی و خسته کننده نشود؛ نویسنده باید داستان را پس از صحبتهای اولیة سرباز، بنویسد. در حقیقت داستان باید تبدیل به صحنههای متوالی نمایشی در محدودة صحنة زمان حال دادگاه، و در حقیقت رجوع شفاهی به گذشته شود. انتقال نیز بسیار ساده است:
مثال (شهادت سرباز): «عرض کنم، آن شب در پادگان بودم و داشتم پوتینهایم را واکس میزدم که خوب؛ جناب سروان آمد تو. خیلی شق و رق و مرتب بود. مثل برق از جایم پریدم. خوب ترسیده بودم ...»
سروان با قدمهای بلند به سوب او رفت و بعد نیشش به خنده واشد. گفت: «راحت باش پسر». سرباز عرق کردهب ود. سروان پاکتی از جیبش درآورد ....»
و نویسنده داستان را تا بسط کامل صحنه، به همین ترتیب تصویر میکند. اما صحنة نمایشی را یکی، دوسطر مانده به آخر؛ متوقف میکند و به صحنة دادگاه برمیگردد تا سرباز با زبان خودش داستان را به پایان برساند.

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×