رفتن به مطلب
Added by Amir

Outis

داستانک "عشق غیر انسانی" به قلم Outis

پست های پیشنهاد شده

به نام خدا

اسم داستانک : عشق غیر انسانی

نویسنده: Outis

 

زمانی که آن دختر زیبا را دید هوش از سرش پرید. بعد از کلی کلنجار رفتن با خود (به مدت یک هفته) که آیا برود به او ابراز علاقه کند یا خیر؟! بلاخره به خود جرات داد تا نزدش برود. این را نیز بگویم که جک قبلا دو بار عاشق شده بود اما هر دو یک طرفه بودند. جک با کلی نگرانی و ترس پیشش رفت و گفت: خانم من شما را دوست دارم.

خانم: منم شما را دوست دارم!

جک اصلا باورش نشد! چگونه ممکن بود؟! ولی میگویند تا سه نشه بازی نشه!

آنها هر روز قرار میگذاشتند و بهشون حسابی خوش میگذشت. توی یکی از همین قرار ها قهوه داغ بر روی دست خانم افتاد ولی اصلا جیکش در نیومد! جک حسابی متعجب شد! گفت:چیزیت نشد؟ خانم گفت: نه این انسانها هستن که درد میکشن ما درد نداریم!

جک بیشتر متعجب شد و با خنده گفت: مگه تو آدم فضایی هستی؟

-:نه من رباتم. ولی اگه میخوای آدم فضایی صدام کنی مشکلی نیست!

جک خندید و گفت: پس منم یه اژدها هستم.

ربات دستش را جلو آورد و ساق دستش را بهش نشون داد. بر روی ساق دستش یه نقطه قرمز وجود داشت. آن را لمس کرد و قسمتی از پوستش را بیرون کشید و جای شارژ و باطری او نمایان شد!

جک کاملا گیج شده بود و نمی توانست صحبت کند. سریع آنجا را ترک کرد. او مدتی کاملا به فکر مشغول بود. نمی توانست قبول کند که عاشق یک ربات شده.

 با خودش میگفت پس واسه همین بهم جواب رد نداد چون انسان نبود!

بعد از مدتی این موضوع را قبول کرد و با ربات ازدواج کرد. به ربات گفت درست است تو رباتی. ولی بیش از انسانها به من محبت کردی... .

چهارمین داستانک من بود. نظرتونو حتما بگید. سپاس

ویرایش شده در توسط Outis
اصلاح (طبق گفته های Gisoo)
  • تشکر 10
  • عالی 1
  • خوب 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خب اول از همه که سلام

داستانکتو خوندم آقا احمد

موضوع جالبی داشت اما بنظر من کار زیاد داشت. میتونستی حس داستان رو بیشتر کنی و یه جاهایی هم از کلمات درخور تری استفاده کنی.

مثلا به جای: "بهش" از به" او " استفاده میکردی بهتر بود.

یا به جای "پیشش" از "نزدش" استفاده میکردی.

بعداز کلی کلنجار رفتن که آیا برود بهش ابراز علاقه کند یا خیر؟

اول که اینجا یک عدد "خود" کم داره.کلنجار رفتن با چی؟با کی؟ با خودش دیگه!

صحیح ترش این بود: بعد از کلی کلنجار رفتن با خودش، که آیا برود به او ابراز علاقه کند یا خیر؟

و یک جاهایی از کلمه ی "آن" استفاده کردی و یه جاهایی گفتی مثلا قرار "میگذاشتن". در صورتی که یا باید میگفتی "اون" و "میگذاشتن" .

یا باید میگفتی "آن" و "میگذاشتند".

من فکر میکنم زبان یا باید کتابی و ادبی باشه یا گفتاری و محاوره ای. ترکیبشون چیز جالبی از آب درنمیاد.

اما موضوعت خیلی جالب بود. همین ریزه کاری هارو که رعایت کنی قلم جذابی داری.موفق باشی:gol:

  • تشکر 3
  • خوب 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 1 دقیقه قبل، Gisoo گفته است :

خب اول از همه که سلام

داستانکتو خوندم آقا احمد

موضوع جالبی داشت اما بنظر من کار زیاد داشت. میتونستی حس داستان رو بیشتر کنی و یه جاهایی هم از کلمات درخور تری استفاده کنی.

مثلا به جای: "بهش" از به" او " استفاده میکردی بهتر بود.

بعداز کلی کلنجار رفتن که آیا برود بهش ابراز علاقه کند یا خیر؟

اول که اینجا یک عدد "خود" کم داره.کلنجار رفتن با چی؟با کی؟ با خودش دیگه!

صحیح ترش این بود: بعد از کلی کلنجار رفتن با خودش، که آیا برود به او ابراز علاقه کند یا خیر؟

و یک جاهایی از کلمه ی "آن" استفاده کردی و یه جاهایی گفتی مثلا قرار "میگذاشتن". در صورتی که یا باید میگفتی "اون" و "میگذاشتن" .

یا باید میگفتی "آن" و "میگذاشتند".

من فکر میکنم زبان یا باید کتابی و ادبی باشه یا گفتاری و محاوره ای. ترکیبشون چیز جالبی از آب درنمیاد.

اما موضوعت خیلی جالب بود. همین ریزه کاری هارو که رعایت کنی قلم جذابی داری.موفق باشی:gol:

خیلی ممنون بابت نقد خوبتون. حتما مواردی که گفتید رو اصلاح میکنم. داستانک بعدی رو بهتر مینویسم:gol::gol::gol:

  • تشکر 5

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 2 دقیقه قبل، Outis گفته است :

خیلی ممنون بابت نقد خوبتون. حتما مواردی که گفتید رو اصلاح میکنم. داستانک بعدی رو بهتر مینویسم:gol::gol::gol:

خواهش میکنم.

چون انتقاد پذیرید، مطمئناً پیشرفت میکنید. 

پیروز باشید:gol:

  • تشکر 5

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

رباطا که احساس ندارن چرا هیچکس نباید جکو دوست داشته باشه :t(16):

  • تشکر 5

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 42 دقیقه قبل، pariya82 گفته است :

رباطا که احساس ندارن چرا هیچکس نباید جکو دوست داشته باشه :t(16):

ولی هوش مصنوعی که دارن! شاید چند سال دیگه دیدیم که رباتا هم دارای احساس شدن! از علم هیچی بعید نیس!

اینو باید از همونایی پرسید که جکو دوس نداشتن!

  • تشکر 4

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در هم اکنون، Outis گفته است :

ولی هوش مصنوعی که دارن! شاید چند سال دیگه دیدیم که رباتا هم دارای احساس شدن! از علم هیچی بعید نیس!

اینو باید از همونایی پرسید که جکو دوس نداشتن!

:t(16): ولی نمیشه یه رباتو مثله آدم دوست داشت

میشه؟!

  • تشکر 4

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 2 دقیقه قبل، pariya82 گفته است :

:t(16): ولی نمیشه یه رباتو مثله آدم دوست داشت

میشه؟!

بستگی داره ربات باهات چه برخوردی داشته باشه! اگه بهتر از آدما باهات برخورد کرد 100% میشه!

  • تشکر 4

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در هم اکنون، Outis گفته است :

بستگی داره ربات باهات چه برخوردی داشته باشه! اگه بهتر از آدما باهات برخورد کرد 100% میشه!

باید امتحان کرد!

  • تشکر 4

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

داستانک خوبی بود . مفهوم جالبی داشت .

اره درسته گاهی وقتا ربات ها میتونن بهتر از خیلی از ادم ها باشن .

  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×