رفتن به مطلب
Added by Amir

Added by Amir

Lunatic

معنیش چیه؟کاربردش کجاست؟

پست های پیشنهاد شده

درود فراوان خدمت خانواده نودهشتی:gn:

براتون یه تایپیک جدیداوردم که امیدوارم کارایی داشته باشه.ازاسمش یه چیزایی مشخصه اما برای اشنایی بیشتر براتون توضیح میدم داستان این تایپیک چیه؟!

  • گاهی اوقات وقتی داریم رمان مینویسم یایه متن ادبی نیازبه یه سری کلمات خاصی داریم که یه دامنه وسیعی داشته باشه وبتونه به خوبی اون حالت رو بیان کنه.اینجا برامون اسمش رو بگید تاما معنیش روبراتون پیداکنیم ویا کلمه ای که به اون نزدیکه روبراتون قرار بدیم.
  • گاهش شده نیاز به یه اسم خاص داریم که معنیش بهمون کمک میکنه بتونیم بهتر به خواننده بگیم قصدمون چیه.معنی که مدنظرتونه بگید تامابراتون اسم دخترونه یاپسرونشو پیداکنیم.
  • یه سری اوقات شده که نیاز به یه ارایه خاصی داریم ولی نمیدونیم اون چیه خب مااینجا باهم دیگه اون ارایه رو پیدامیکم.

بشتابیدکه قراره بااطلاعات بالاتری به نوشتنمون ادامه بدیم :bookworm:

  • تشکر 7
  • عالی 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام دوستای گلم.

چندوقتیه که دارم دنبال یه اسم برای شخصبتم میگردم وهمین کار باعث شده نتونم روون ادامه بدم.

چون شخصیتم اسم نداره نمیتونم باهاش همزاد پنداری کنم:/

یه اسم پسر میخوام که تقریبا معنی وزنده رو بده.البته روی اسم طوفان خیلی فکر کردم ولی خب خوشم نیومد.

:hanghead:همفکری کنید لطفا

  • تشکر 5

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در در ۱۳۹۶/۹/۲۴ در 22:53، Lunatic گفته است :

سلام دوستای گلم.

چندوقتیه که دارم دنبال یه اسم برای شخصبتم میگردم وهمین کار باعث شده نتونم روون ادامه بدم.

چون شخصیتم اسم نداره نمیتونم باهاش همزاد پنداری کنم:/

یه اسم پسر میخوام که تقریبا معنی وزنده رو بده.البته روی اسم طوفان خیلی فکر کردم ولی خب خوشم نیومد.

:hanghead:همفکری کنید لطفا

اسم "باهوز" با ریشه کردی به معنی گردباد

  یا"بریان"   ریشه کردی  به معنی گذر آب یا باد

البته اگه تا حالا انتخاب نکرده باشی:flowersmile:

  • تشکر 4

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دوستان سلام

من یه سری اطلاعات لازم دارم که امیدوارم بتونم از این تاپیک کمک بگیرم.

شخصیت اصلی رمان من، اختلال انفجاری متناوب (کنترل  خشم) داره، حالا این اختلال اگر همراه با اختلال های دیگه ای بشه، خطر ناک میشه، من اون خطر رو لازم دارم... یه راهنمایی درمورد بیماری های روانی که از کودکی با فرد همراه میشن و میشه در کنار این اختلال قرار بگیرن میخوام.:t(7):

  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 3 دقیقه قبل، hipasos گفته است :

دوستان سلام

من یه سری اطلاعات لازم دارم که امیدوارم بتونم از این تاپیک کمک بگیرم.

شخصیت اصلی رمان من، اختلال انفجاری متناوب (کنترل  خشم) داره، حالا این اختلال اگر همراه با اختلال های دیگه ای بشه، خطر ناک میشه، من اون خطر رو لازم دارم... یه راهنمایی درمورد بیماری های روانی که از کودکی با فرد همراه میشن و میشه در کنار این اختلال قرار بگیرن میخوام.:t(7):

سلام

خوب من خیلی فکر کردم. کنترل خشم باید با یه چیزی همراه بشه که تقریبا عامل هر دوش یکی باشه! بنظرم "سادیسم" یا دگر آزاری می تونه بکارت بیاد. این که شخصیت اصلی نمی تونه خودش رو کنترل کنه و بعضی وقتا این کنترل نکردن تبدیل به آزار و اذیت دیگران می شه. 

البته باز هم برات می گردم... 

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 5 دقیقه قبل، ilove_Dark گفته است :

سلام

خوب من خیلی فکر کردم. کنترل خشم باید با یه چیزی همراه بشه که تقریبا عامل هر دوش یکی باشه! بنظرم "سادیسم" یا دگر آزاری می تونه بکارت بیاد. این که شخصیت اصلی نمی تونه خودش رو کنترل کنه و بعضی وقتا این کنترل نکردن تبدیل به آزار و اذیت دیگران می شه. 

البته باز هم برات می گردم... 

ممنون بابت جواب:))

این شخصیت تقریبا درمان شده، بعد هم احتمالا ربط پیدا میکنه به حوادثی که توی بچگی شاهدش بوده! سادسیم یکم وسعت دامنه پیدا میکنه، درمانش هم تقریبا مشکله.

من داشتم روی اینا فکر می کردم: اختلال شخصیت ضداجتماعی یا اختلال شخصیت مرزی 

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اختلال نافرمانی مقابله‌جویانه

 

شاید با کودکان یا نوجوانانی مواجه شده باشید که به نظر می‌رسد همیشه درحال مخالفت کردن با مراجع قدرت مثل والدین، معلمان رئیس و... هستند. اصلا مهم نیست که موضوع موردبحث چیست، مهم جروبحث کردن، خلق تحریک‌پذیر و رفتار تلافی‌جویانه است که اگر بیش از 6 ماه در یک کودک زیر 5 سال در بیشتر روزها وجود داشته باشد و در کودک بالای 5 سال دست‌کم یک‌بار در هفته در مدت 6 ماه دیده شود باید به آن شک کرد.

 

این افراد به‌عنوان افرادی زودرنج، عصبی و کینه‌جو که معمولا از انجام درخواست مراجع قدرت و عمل به قوانین سرباز می‌زنند، شناخته می‌شوند که غالبا اطرافیان نزدیک و خانواده را می‌رنجانند و رفتارشان تاثیر منفی روی کارکرد اجتماعی، تحصیلی، شغلی یا دیگر حوزه‌های مهم زندگی‌شان دارد که و اغلب باعث تخریب قابل‌توجه سازگاری هیجانی- اجتماعی فرد می‌شود. جالب است این افراد خود را نافرمان یا مقابله‌جو نمی‌دانند، در عوض غالبا رفتارشان را واکنشی به درخواست‌ها یا شرایط غیرمنطقی اطرافشان می‌دانند.


• علل احتمالی: این اختلال در خانواده‌هایی که مراقبت از کودک به‌دلیل جایگزینی‌های پیاپی مراقب، از هم گسیخته یا خانواده‌هایی که به شیوه‌ای خشن، ناپایدار یا توام با غفلت با کودک رفتار می‌کنند، شایع‌تر است و اولین علائم آن معمولا در دوران دبستان پدیدار می‌شود و اغلب مقدمه‌ای بر شکل‌گیری اختلال سلوک است.


اختلال سلوک


در این اختلال آنچه که غالب است، رفتارهای تکرارشونده نقض حقوق دیگران و پیروی نکردن از قوانین و قواعد پذیرفته‌شده جامعه است که با دست‌کم 3 مورد از این موارد که به مدت 12 ماه طول کشیده باشد، مشخص می‌شود. این موارد شامل پرخاشگری به حیوانات و انسان‌ها مثلا با قلدری کردن، تهدید کردن، زد و خورد و قساوت نسبت به انسان‌ها و حیوانات است. این افراد به‌طور عمدی به دیگران خسارت جدی وارد و اموال دیگران را تخریب می‌کنند.

 

به زور وارد حریم شخصی افراد می‌شوند و دروغ می‌گویند. در دوران نوجوانی بدون اجازه و اطلاع والدین شب‌ها بیرون از خانه می‌مانند یا دائم از مدرسه فرار می‌کنند. نکته مهم این است که این افراد به هیچ عنوان پس از انجام کار اشتباهی که انجام داده‌اند، پشیمان نمی‌شوند و احساس گناه ندارند و نگران پیامد شکستن قوانین جامعه نیستند. به نظر می‌رسد آنها نسبت به احساسات دیگران بی‌اعتنا هستند و توانایی همدلی ندارند. اگر این علائم و رفتارها از فردی که زیر 18 سال است سر بزند، تشخیص، اختلال سلوک است اما برای فرد واجد این شرایطی که بالای 18 سال دارد، تشخیص اختلال شخصیت ضداجتماعی گذاشته می‌شود.


• علل احتمالی: یکی از عواملی که برای ابتلا به این اختلال ذکر شده، ژنتیک است. این اختلال میان کودکانی که دارای والدین دچار اختلال شدید مصرف الکل، اختلال افسردگی و دوقطبی هستند یا سابقه اختلال سلوک و اختلال شخصیت ضداجتماعی دارند، شایع‌تر است. اختلال سلوک ممکن است با شروع زودرس رفتارجنسی، مصرف الکل، سیگار کشیدن، مصرف مواد غیرقانونی و اعمال بی‌پروا و مخاطره‌جویانه همراه باشد.


جنون آتش‌افروزی


افراد مبتلا به این اختلال به آتش‌افروزی عمدی و هدفمند می‌پردازند. این افراد پیش از اقدام به برافروختن آتش، تنش یا برانگیختگی عاطفی قابل‌توجهی را تجربه می‌کنند و پس از اقدام، احساس لذت، ارضا یا تسکین می‌کنند. شیفتگی خاصی به آتش دارند و مجذوب شعله‌ها می‌شوند.


این آتش‌افروزی فقط به قصد لذت بردن است و هیچ‌گونه مقاصد مالی، ابراز عقیده سیاسی، پنهان کردن یک جرم، ابراز خشم یا انتقام‌جویی درمیان نیست. جالب است این افراد ممکن است دائم به مراکز محلی آتشنشانی سربزنند یا حتی آتشنشان شوند تا بتوانند با آتش در ارتباط باشند. این افراد فکرشده عمل می‌کنند و ممکن است برای آتش افروختن از قبل برنامه‌ریزی کرده و تدارک دیده باشند. آنها به پیامد مرتبط با زندگی یا اموالی که در آتش از بین می‌رود، بی‌تفاوت‌اند. در افراد مبتلا به جنون آتش‌افروزی، رویدادهای آتش‌افروزی، دوره‌ای هستند و ممکن است از نظر فراوانی افت و خیز داشته باشند. اگر آتش‌افروزی برای کسب منفعت، کارشکنی یا کینه‌جویی باشد، این تشخیص گذاشته نمی‌شود.


• علل احتمالی: این اختلال در پسران، به‌ویژه در افراد با مهارت‌های اجتماعی ضعیف‌تر و افراد با مشکلات یادگیری بسیار، بیشتر دیده می‌شود.


جنون دزدی


ناتوانی مکرر برای مقاومت در برابر تکانه‌های دزدیدن اشیایی که برای استفاده شخصی یا برای ارزش مادی بالا دزدیده نمی‌شوند، وجود دارد. فرد احساس تنش فزاینده‌ای بلافاصله پیش از دزدی دارد که این تنش پس از ارتکاب به عمل دزدی، به احساس لذت و رضایت تبدیل می‌شود. دزدی به هیچ عنوان به‌علت نیاز مالی، ابراز خشم یا کینه‌جویی انجام نمی‌شود و واکنشی به توهم و هذیان نیست. اشیای دزدیده‌شده برای فرد ارزش اندکی دارند و فرد به‌راحتی قادر به پرداختن پول آنهاست. حتی ممکن است فرد این اشیاء را دور بیندازد یا در انباری ذخیره کند یا حتی مخفیانه آنها را بازگرداند. این دزدی‌ها اغلب ازپیش برنامه‌ریزی‌شده نیستند و بدون کمک گرفتن از دیگران انجام می‌شوند.

 

افراد دچار جنون دزدی معمولا در برابر تکانه دزدیدن مقاومت می‌کنند و آگاه‌اند که کارشان اشتباه است. آنها از دستگیر شدن می‌ترسند و از کاری که انجام می‌دهند، احساس گناه می‌کنند.


• علل احتمالی: دیده شده که بستگان درجه اول افراد دچار جنون دزدی میزان‌های بالاتری از اختلال وسواسی- جبری در مقایسه با جمعیت عمومی دارند. همچنین به نظر می‌رسد اختلال مصرف مواد در این افراد شایع‌تر است.

 

میتونی از این اختلال ها استفاده کنی . چون همراه اختلالی که گفتی امکان بروزشون هست . به جز اینا به نظر من میتونی از اختلال دوقطبی هم استفاده کنی.

موفق باشی:heart:

  • تشکر 2
  • عالی 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×