رفتن به مطلب
Added by Amir

پست های پیشنهاد شده

سرنوشت:

غربت درد های مرا کس نداند

تو؟

نه، به همین خیال باش

در برگ ریزانم عمرم

             ساعت ها توقف نمی کنند

       میچرخند

میچرخند

میچرخند، تا مرا به کام سرد زمستان دهند

       زرد می شوم

                      سرد می شوم

زیر آوار برف و بوران همچون سنگ میمانم

روز های سبزم را از یاد می برم

ای کاش!

ای کاش! جای این سرنوشت

باغبانی مرا از شاخه جدا می کرد

خوراک گوسفند می شدم

بنگر روزگارم را

بین گل و لای هم میشوم

  • تشکر 4
  • عالی 1
  • خوب 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

غروب:

مهم نیست

این لحظات رنگ پریده ای دلگیر

گردی این دنیا را ببین

روز های من و تو می آید

روز های روشن

تو سهمت را بگیر

من سهمم را خیلی وقت است گرفته ام

           بیداری شب ها

                 خواب روز ها

  • تشکر 4
  • عالی 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

حال دل:

هستم از عشقت همچو دیوانه ای

گردم دور رخت چو پروانه ای

سرشارم، سرشار از عشق و جنون

گر ندانی بین این کاسه ­ی خون

بس جور وجفا ز تو دیدم

کلامی خوش ز تو نشنیدم

کاش جای رمان خوانی

حال دل من دانی

حال دل من دانی

بجای رمان خوانی...

  • تشکر 2
  • عالی 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

آرزوی سیاه:

سیاهی شب هایم

همچون تیرگی رابطه هاست

      سلام آفتاب!

                   آفتاب! سلام

    پشت سر گذاشته ای مارا

روزگارمان تاریک است

درین تاریکی

تخریب او را خواهم

آرزویم

همین است

  • تشکر 1
  • عالی 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

افسانه ای عشق:

نوازش دستانت به گور خواهم برد

به آن جای تاریک بی نور خواهم برد

گویند آنجا کس نتواند برد چیزی

هر چی از تو دارم، به زور خواهم برد

به هر کجا افسانه ای عشقت خوانم

نوای تلخ را با چنگ و تور خواهم برد

نگذارم عشقت را جای جز قلبم

این همه به آن منزل دور خواهم برد

 

«لطفا بدون اجازه کپی نشود»

:gol::gol::gol:

  • تشکر 1
  • عالی 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بار عشق:

گناهم چیست؟ گر تو دانی بگو

همچو من عاشقی داری بگو

برایم نامه فرستی، دما دم

نمیخوانم، گر تو آیی بگو!

شعله ای عشقت بجانم است

گر تو نیز به جانم، مانی بگو

غم عشقت به جان خرم اما

تو نیز خواهی چنین باری؟ بگو!

  • تشکر 1
  • عالی 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مردن به از این باشد:

جواب دل تنگم جز تو کی دهد یارا؟

همنشین شب تار، جز تو کی شود مارا؟

چو رفتی رخ خوبت، نرفته است ز یادم

رفتی؟! برگرد گر فراموش نکرده ای راه را

فاش گویم این سخن با هر کی باشم هر زمان

هیچ نخواهم جز تو، با کس نکنم مدارا

رقیب چو بینَدم، با خنده گوید: که ای مرد

مردن بِه از این باشد چون هستیم او را دارا

شهر به شهر کوه به کوه رفته همه زین پرسیدم:

«مردن به از این باشد!؟» همه دادند همین آرا

  • تشکر 1
  • عالی 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

غم زمستان:

پاییز گذشت و سردی زمستان فرا رسید

گویند آن شور و مستی و هیجان فرا رسید

نگویم اشتباست آنچه پندارند مردم شهر

لیک گویم غم های آن مرد بی نان فرا رسید

  • تشکر 1
  • عالی 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

جدایی:

عمرمو به پات نشستم

قدرمو نمیدونستی

همه جا رفتم سراغت

مگه اینو میدونستی

 

ساعت ها ز روزگارم

میدیدمت، اما از دور

چی میشه به پام بمونی

نزاری چشام بشن کور

 

همه چی رو واست ساختم

نساختی با من خسته

از تو دور نمیشم حتی

کنی اون درو، روم بسته

 

تو مثه چشمه ای آبی

همیشه پاک و زلالی

یه چیزی تو هم بگو خوب

تو مگه همیشه لالی

 

 

دنیارو به پات میریزم

ای عزیز نازنینم

همه چی واسه تو بردار

تو گل زیباترینم

 

تو نامه واست نوشتم

مگه  میشه بی تو باشم

همه چی  واست تمومه

میدونم باید جداشم

  • تشکر 1
  • عالی 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×