رفتن به مطلب
Added by Amir

Added by Amir

پست های پیشنهاد شده

به همان هفت رنگی که هرروز رنگ عوض میکنند

من برای تو یک رنگ بودم ولی حیــــف 

که تو از این یــــک رنگی من خسته شده بودی.

تو یک آدم جدید میخواستی وغافل از این که

من دلت را زده بودم و خودم نمی دانستم........

  • تشکر 4

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دلزده بودی اما عشق بود که در هوای نبودنت بی هوا در دلم جا ميگرفت... عاشقی نکردی تا چشمانت رنگ خماری بگیرد و دلت را بگیرد...

  • تشکر 4

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

فقـــــط من بودم و جسم تــــو

روح تو در کنــــاره من نبود....فکر تو درگیر من نبود 

من فقط جســـــم تورا در کنار خودم حس میکردم

ولی فکرت درگیــــــر دیگری بود و من......

  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

همچنان در تقلای بیهوده ی جرعه ای نفس

کسی چه می داند از خلوت شب های تنهایی که با تنی هستی اما بی جان و دل

این را با تمام وجود حس می کنی؟! بعید می دانم

...

  • تشکر 4

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بعید میدانم که توهم مانند من بیقرار باشی ...

از این دوریمان...

بعید میدانم توهم دلتنگ من باشی...

بعید میدانم دستان توهم دلتنگ دستان من باشند...

ولی چه کنم با این همه دردی که بی تو به دوش میکشم....

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

چه کنم با این همه دردی که بی تو به دوش میکشم؟؟؟

بی تو لبخند من چیزی جز تصویر نیست!

هر روز در دفترچه‌ی کوچکم مینویسم:عاشقم بود..!

و دو خط پایینتر مینویسم:

بـــــود! چقدر بوی حسرت می‌دهد، بــــود... 

یعنی چه بخواهم چه نخواهم باید باور کنم دیگر نیست!

  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نیســــــت،آری نیستـــــ

دیگر نیست تا صدایش همانند آهنگی مرا آرام کند...

دیگر نیست تا آن لبخند جذابش را ببینم و دلم ضعف رود....

دیگر نیست تا دست نوازش بر سرم بکشد ومن غرق لذت شوم...

ولی باید تحمل کنم....

  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دیگر نیست تا کنارم باشد.....

تا وقتی آشوبم،  ارامم کند...

خواهری باشد برایم که...

تمام دنیا غبطه اش را بخورند...

نیست...

تا اشک های بی امانم را پاک کند.....

نیست....

در ۱ ساعت قبل، AzadehSadini گفته است :

چه کنم با این همه دردی که بی تو به دوش میکشم؟؟؟

بی تو لبخند من چیزی جز تصویر نیست!

هر روز در دفترچه‌ی کوچکم مینویسم:عاشقم بود..!

و دو خط پایینتر مینویسم:

بـــــود! چقدر بوی حسرت می‌دهد، بــــود... 

یعنی چه بخواهم چه نخواهم باید باور کنم دیگر نیست!

 

  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بااینکه میدانم نیست

ولی هرروز صدایش در گوشم زنگ میخورد

صدای خنده هاش

صدای ارام راه رفتن هایش

صدای غرغراش

همه میگویند دیوانه شدم ولی

  • تشکر 2
  • خوب 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 5 دقیقه قبل، Yasi. گفته است :

بااینکه میدانم نیست

ولی هرروز صدایش در گوشم زنگ میخورد

صدای خنده هاش

صدای ارام راه رفتن هایش

صدای غرغراش

همه میگویند دیوانه شدم ولی

ولی این بلای اسمانی را تجربه نکرده اند...

نمی دانند نبودن کسی که همیشه بوده است، سخت است...

به خدا سخت است...

سخت است گریه های شبانه ات را ببیند ولی نتواند پاکشان کند...

نتواند ارومت کند...

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

و چه سخت است که ندانی کجاست!

و چه سخت است زمانی که تو اشک میریزی و مرهم زخمت سیگار است...

نمیدانی کدام دختر این شهر برایش عطر میخرد،

نمیدانی دلش پیش چشمان کدامیکی گیر است....

روزی اگر آهنگی با تو همدردی کرد،

فکری،دعایی،آرزویی برای شاعرش بکن لطفا....!

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نمیدانی چه سخت است تنها متولد شدن در دنیای عشق...بی آن که کسی مثل تو راهنمای چشمان کورم باشد ...

  • تشکر 2
  • عالی 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

کتاب زندگیم را برداشتم تا مرورش کنم...

خاطراتم را... چ تلخ، چ شیرین....

دیدم اولین صفحه‌ی زندگیم ، خاطره‌ی اولین دیدارم با تو بود...

و قبل از آن هیچ‌چیز نبود، گیج شدم ولی....

باز هم صدای درونم گفت::

قبل از آنکه ببینیش زندگی نکرده بودی!

زندگی تو از دیدنش به بعد شروع شد...

زندگی تو از عاشقش شدن آغاز شد....

از وقتی دم و بازدم تو او شد، زندگی تو آغااااز شـــدددد!

  • تشکر 1
  • خوب 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

و آغاز شد بیچارگی ام...

آغاز شد دیوانگی ام....

آغاز شد بی وقفه صدا زدنت...

آغاز شد کابوس های شبنه ام...

آغاز شد....

  • تشکر 1
  • عالی 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

آغاز شدم! میشود حال که من آغاز شده‌ام‌ نروی؟ تا نرفته‌ای بنالم ای قهرمانم؟

می‌شود نروی؟ نروی؟ نروی؟

کی شود برگردی؟ برگردی؟ برگردی؟

برگردی دوستت دارم! برگردی...

برگردی همه دنیایم! برگردی...

برگردی بی تو نمی‌توانم! برگردی...

می‌شود برگردی قهرمانم؟

پدرم... برگردی برگردی برگردی...

تا نرفته‌ای برگردی؟

بی تو ای قهرمان زندگی‌ام... توانی ندارم...

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هنوز هم صدایت در گوشم هست...

هنوزم یادم هست صورت ماهت را...

کنارم بمان که بی تو پوچم...

نباشی دگر نیستم...

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×