رفتن به مطلب
Added by Amir

پست های پیشنهاد شده

نگاهی به کتاب من زنده ام ,خاطرات دوران اسارت به قلم خانم معصومه آباد
منتقد: ابوالفضل طاهرخانی
بعضی از خاطرات به واسطه قلم توانای نویسنده اش پا را از حیطه خاطرات فراتر نهاده و با زیرکی بدون این که به طور کل وارد دنیای رمان یا داستان شود .از ابزار کاربردی آنان استفاده به جا کرده است.
خاطرات از جمله قالب ادبی است که نوبسنده اش از سرگذشت خود یا اطرافیان خود یا دیگرانی که مدتی با آنها برخورد داشته می گوید یا می نویسد. اما این مسیر نوشتن موقعی برای خواننده جذاب و خواندنی می شود که نویسنده تنها به نوشتن خاطرات بسنده نکند بلکه همه عناصر نوشتاری اعم از احساسات .تخیل.مستندات,و مهمات را طوری در هم آمیزد که مخاطب را با خود همسفر کند تا آخر کتاب را با اشتیاق بخواند.
من زنده ام نوشته خانم معصومه آباد که چهار سال  را در بدترین شرایط در اسارت ارتش بعثی عراق بوده ,از جمله خاطرات پویا و تاثیر گذاری است که یک سر و گردن از خاطرات هم ردیف خود بالاتر است.
خانم آباد در طول کتاب صرفا به گفتن خاطرات بسنده نکرده ,بلکه با استفاده از عناصر داستانی اعم از گفتگو ,توصیف (توصیف پویا و ایستا) شخصیت پردازی و ... تلاش کرده که قامتی نو بر خاطرات خود بپوشاند. البته توصیفات و شرح ریز خاطرات و حوادث پیرامون آن نشان از  خزانه گسترده واژگان و معلومات نویسنده دارد.
نویسنده در ربط و وصل خاطرات و روند ماجرا طوری عمل کرده که خواننده احساس ناگسستگی و پراکندگی در متن نکند. یعنی عین یک خیاط ماهر طوری کلمات و جملات را به هم دوخته که خواننده رابی هیچ اجباری تا پایان با خود می برد.
خواننده می داند که خاطرات یک آزاده را می خواند که مدت چهار سال در اسارت بوده اما کنجکاو است که بداند این چهارسال مشقت بار چگونه بر او و هم سلولی هایش گذشته است.
تصاویر و توصیفات کتاب در اغلب مواقع بجا زیبا و جذاب ,نشان از احاطه نویسنده و البته دیگرانی که اورا یاری کردند تا کتاب به سرانجام برسد ,دارد.
از آن جائیکه نویسنده خاطرات را با زاویه دید من راوی بیان کرده(البته می توان از زاویه دیگر این خاطرات را بیان کرد مثلا سوم شخص.اما  بهترین و منطقی ترین زاویه دید همان زاویه من راوی است که بیشترین تاثیر را روی خواننده دارد)
در بیشتر جاها این خاطرات چون راوی هم راوی عامل و هم راوی شاهد است,زوایا و ناگفته های پنهان ماجرا و شخصیت ها را گام به گام بر خواننده باز می کند. اما در جایی که این روایت از زبان سلمان برادر خانم معصومه آباد روایت می شود به دلیل زبان بسیار شبیه روایت احساس می کنیم که باز روایت را معصومه روایت کرده نه سلمان.منظورم تفاوت زبان روایت یا گفتگو در شخصیت هاست که در این قسمت رعایت نشده است.
در برخی جاها نیز نوع روایت نشان می دهد که راوی بر مکان و فضای روایت دسترسی نداشته اما طوری روایت می کند که گویی در همان جا بوده .
نویسنده در بازگشت به گذشته (فلاش بک) با هوشیاری عمل کرده است. نگاه کنید به خاطره اعتصاب غذا که راوی به جای نگهبان عراقی مادرش را می بیند که دریچه سلول را باز می کند و به او چهل نان می دهد . در صحنه بعد چنان با ظرافت نشان می دهد که راوی این ها را در خواب می بیندکه خواننده این مرز خواب و واقع را به راحتی و قابل قبول بدون هیچ چالشی می پذیرد.
درست است که نویسنده توانسته است با توصیفات خارج از خاطرات خواننده را با خود همراه کند. مثل دیدن قاصدک در اناق شمس(اتاق خورشید) اما گاهی این دانایی و توصیفات خارج از محیط خاطرات که ضمن این که حرکت خاطرات و زمان جاری را کند می کند.  خواننده را مجاب می کند که شلاقی از این ها عبور کند تاببیند سر انجام کار را.
من زنده ام نه تنها کتابی تاثیر گذار بلکه تفکر گذار نیز هست.
نثر و پرداخت کتاب روان و شیوا و متفاوت با دیگر خاطراتی است که در حیطه دوران اسارت نوشته شده است.
  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×