رفتن به مطلب
Added by Amir

Added by Amir

پست های پیشنهاد شده

 

خراسان: قرار گذاشته بودیم که هیچ کس از رابطه ما خبردار نشود اما پس از گذشت چند ماه، فریبا دست مرا رو کرد و از سیر تا پیاز موضوع را به همسرم اطلاع داد. نمی‌دانم چرا با وجود آنکه تحصیلکرده و آگاه بودم مرتکب چنین حماقتی شدم و برای خودم دردسر بزرگی درست کردم. 

مرد جوان آهی کشید و افزود: حدود یک سال قبل به طور اتفاقی با خانمی آشنا شدم که می‌گفت اهل تهران است و مطلقه می‌باشد. فریبا با نگاه شیطانی و کرشمه‌های خود مرا فریب داد تا جایی که به پیشنهاد او به طور موقت و مخفیانه باهم محرم شدیم. 

هنوز ۲هفته از این ماجرا نگذشته بود که متوجه حرکات و رفتار مشکوک این زن جوان شدم و یک شب که به دیدنش رفته بودم او ناگهان لامپ‌های اتاق را خاموش کرد و با مشت، ضربه محکمی به شیشه پنجره کوبید و دستش غرق به خون شد. 

وقتی دلیل این کارش را پرسیدم او از من خواست تا سکوت کنم. فریبا ادعامی کرد که با اجنه و ارواح ارتباط دارد و اگر یک کلمه حرف بزنم به من آسیب شدیدی خواهد رسید. در آن لحظه صداهای عجیب و غریبی از داخل حمام خانه به گوش می‌رسید و من که از ترس داشتم سکته می‌کردم پا به فرار گذاشتم.

مدتی از این ماجرا گذشت و فریبا دست بردار نبود. او مجبورم می‌کرد که به خانه‌اش بروم و چندین بار دیگر نیز از داخل اتاق‌ها صدای عجیب و غریبی شنیدم که باعث ترس و وحشتم می‌شد. پس از آنکه مدت عقد موقت ما تمام شد می‌خواستم برای همیشه از این زن جوان خداحافظی کنم که او گفت: جن‌ها برای ما جشن عروسی گرفته‌اند و اگر خودت را کنار بکشی آن‌ها تو را می‌کشند. او حتی زخم‌های روی بدنش را نشانم داد و با گریه و ناله ادعا کرد که این بلا را جن‌ها به سرش آورده‌اند و اگر او را عقد دائم نکنم و هزینه‌های زندگی‌اش را پرداخت نکنم آن‌ها همسرم را به قتل خواهند رساند. 

من این خواسته‌اش را قبول نکردم و خودم را کنار کشیدم ولی فریبا که تیرش به سنگ خورده بود موضوع را به همسرم اطلاع داد و او را تهدید به مرگ کرد. متاسفانه در این شرایط آتش بزرگی به زندگی‌ام افتاده است. افسوس که خیلی دیر فهمیدم تمام حرف‌های فریبا دروغ بوده چرا که او با ضبط کردن صداهای عجیب و غریب و پخش مخفی آن در خانه‌اش، ترس و وحشت به جانم انداخت و با این حیله می‌خواست زندگی‌ام را صاحب شود. 
 

این زن جوان تهدید می‌کند که اگر به خواسته‌هایش نرسد دست به خودکشی خواهد زد و نمی‌دانم چه خاکی بر سرم بریزم.‌ای کاش اسیر هوی و هوس نمی‌شدم تا این بدبختی برایم درست نمی‌شد و به دام این آدم روانی نمی‌افتادم.

منبع »» تابناک

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×