رفتن به مطلب
Added by Amir

Added by Amir

Bita_Icyheart

حصار آغوش تو | Bita_Icyheart

پست های پیشنهاد شده

پارت نودو هشت

منم که آدم کینه ای نیستم هردوشون بخشیدمو بازم مامان بابا صداشون کردم که ذوق مرگ شدن.وقتی میخواستم شمعارو فوت کنم پروانه با داد گفت :

+ اول یه آرزو کن

چشمامو بستمو یه آرزو کردمو شمعارو فوت کردم که باز همه دست زدن که دانیال که کنارم نشسته بود دستمو گرفتو گفت :

+ چی آرزو کردی؟

خندیدمو رو به همه گفتم :

- والا از خدا خواستم دیگه منو سورپرایز نکنه قلبم دیگه طاقت حوادث جدیدو نداره مخصوصا اینکه دوتا خونواده پدری بشن سه تا

همه زدن زیر خنده که دانیال پر رو جلو همه پیشونیم بوسید، همون موقع بابا سپند یه جعبه موسیقی گذاشت رو پامو گفت :

+ این جعبه عزیز ترین و با ارزش ترین چیزیه که تو زندگیم دارم، مال مادرته، گفت وقتی بزرگ شدی بهت میدتش که عمرش قد نداد

لبخند غمگینی زدو با غم دره جعبرو باز کردم که از توش یه آهنگ خیلی قشنگ پخش شد که یهو گریم گرفتو میون گریه خندیدمو رو به بابا سپند گفتم :

- خیلی کادوی با ارزشی ممنون

جو حسابی ماتم زده شده بود که مهتا پاشد رفتو گیتار به دست اومدو دادش دست دانیالو گفت :

+ بیا داداش اینو من تازه گرفتم ولی بلد نیستم بزنم یه بندری بزن دلمون شاد شه

دانیال دیوونه ای نثار مهتا کردو گیتارو گرفت دستشو رفت رو یه مبل تک نفره روبروی ما نشستو گفت :

+ خب اینم کادوی تولدت بیتا جونم، آهنگ درخواستیتو بگو من بزنم ساتیار بخونه

ساتیار اخمی کردو گفت :

- من اگه بخونم مرغای همسایه از ترس تخم میزارن بابا فوقش هم خونی کنم

خندیدمو گفتم :

- خودت یه آهنگ عاشقانه انتخاب کن بزن عشقم

چشمکی زدو گفت :

+ دقیقا زدی به هدف الان خود آهنگ عاشقانرو واست اجرا میکنم

شروع کرد به زدنو ساتیارم باهاش هم خونی کرد، همه شادو خوشحال بودیم و این شد بهترین تولد زندگیم...

وقتی یاد تو میفتم 
بایدم تو هر نفس بغضم بگیره
من فراموشی بگیرم 
اون همه خاطره رو یادم نمیره
همه جا با توام عشقم 
همه جا کنارمی واسه همیشه
هر جای دنیا که باشیم 
ما که حسمون به هم 
عوض نمیشه , نمیشه
میدونی دوست دارم هر جا باشی 
حتی از من اگه جدا شی
بازم بغضت تو صدامه 
و عشقت تنها تکیه گاهمه
دوست دارم آرزومی 
هر جا میرم رو به رومی 
حسم با تو عاشقونستو 
این حاله من یه نشونست
من که زندگی ندارم 
واسه من درد نبود تو کم نیست
آره زندگی موندم اما زندگی نکردنم 
دست خودم نیست , دست خودم نیست
شاید از خودت بپرسی 
عشقه دیوونت چرا آدم نمیشه
چرا بعد این همه سال 
حتی یک شب به تو حسم 
کم نمیشه , نمیشه
آخه دوست دارم هر جا باشی 
حتی از من اگه جدا شی
بازم بغضت تو صدامه 
و عشقت تنها تکیه گاهمه
دوست دارم آرزومی 
هر جا میرم رو به رومی 
حسم با تو عاشقونستو
تو این حاله من یه نشونست
میدونی دوست دارم آرزومی 
هر جا میرم رو به رومی
حسم با تو عاشقونستو
تو این حاله من یه نشونست

عاشقانه_فرزادفرزین

یک سال بعد

رفتم داخل خونه و خودمو پرت کردم رو مبل که دانیال با داد گفت :

+ یواش تو که این بچرو امشب به فنا دادی، اون از قر دادنات تو عروسی اینم الان

کنارم با اخم نشست که رو بهش گفتم :

- اوا خب تو عروسی داداشم قر ندم پس کجا قر بدم؟حالا من هیچی پروانه شوهر ندیدرو دیدی چه قری میداد همه میگفتن عروس تابلو از خداش بوده

با این حرفم خندیدو گفت :

+ والا خوب این پروانه مخ داداشتو زد شد عروس کیانی ها ولی خب همچین راحتم نبود این داداشش پیام کشت مارو تا رضایت داد

- حالا اون یه سال وقت برد و به مخ زنی عموی جنابعالی گفت زکی که شیش ماه پیش با بنیتا عروسی کردو همه اینا به کنار دوماهه حامله بودن بنیتارو کجای دلم بزارم؟

بلند زد زیر خنده گفت :

+ ولی هیچ کدوم به پای من نمیرسه، تو یه ماه مختو زدم عروسی گرفتیم الانم که گل پسر بابا توراهه

تا خواستم بزنمش از کنارم بلند شدو گفت :

+ غلط کردم خانوم خونم من برم یه دوش بگیرم 

پا گذاشت به فرار که فحشی با صدای بلند نثار روح پاکش کردم، یک سال از ازدواج منو دنی میگذره، تو این یک سال اتفاقای زیادی افتاد، روناک عمل کردو حالش کاملا خوب شد و هفت ماه پیش جشن عروسی خودشو ایلیا برگذار شدو الان طبقه ی بالای ما زندگی میکنن ولی فعلا بچه مچه تو کارشون نیستو میخوان تنهایی خوش باشن، پیام بلاخره دلو زد به دریا از یگانه خواستگاری کردو باهم ازدواج کردن، مهیارو لیدا هم ازدواج کردنو لیدا مثل منو بنیتا حاملستو بچش دختره، مهتا و شاهین چهارماه پیش جشن عروسی گرفتنو بعد از ماه عسل توپشون اونم خارج یه خیابون پایین تر از ما خونه گرفتن که هی بیان سره منو دانیال خراب بشن، بنیتا و آرمینم که ما نفهمیدیم این مارموزا کی دلو به هم باختنو چیشد که اینجوری شد خدا میداند، پروانه هم از بس هرروز خونه داداش بدبختم پلاس بودو دریا دیگه آخریا مامان صداش میکرد بزور خودشو چسپوند به ساتیارو اینم گرفتش، خلاصه که تو این یک سال ما هر ماه عروسی یه نفر دعوت بودیمو هی یه لنگمون خونه بودو یه لنگمون تالار...

  • تشکر 2
  • عالی 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×