رفتن به مطلب
Added by Amir

Added by Amir

HamtaSh

بیست و هشت اشتباه نویسندگان!

پست های پیشنهاد شده

سلام

دوستان در این تایپیک قراره راجع به 28 اشتباهی که اغلب نویسندگان مرتکبشون میشن صبحت بکنیم . نویسنده : جودی دلتون

حتما بخونین و به دوستاتون پیشنهاد کنین و نظراتونو بنویسید :smile:

1- در کار نوشتن امروز و فردا نکنید!

وقتی به اجتماعی وارد میشوم و افراد تازه ای را میبینم ، یا وقتی بعد از صحبت درباره نویسندگی ، برای ناهار به جمعی وارد میشوم معمولا یکی از افراد جمع به طور ناخودآگاه می گوید :« آخ اگر من فقط وقت داشتم و میتونستم بنویسم . شاید بعد از رفتن دخترم به مدرسه یا بعد از سر و سامان گرفتن پسرم یا ...» و بعد حرفش را قطع میکند و بهانه های بیشتری می آرود ؛ بهانه هایی که برای یک عمر دست به قلم نزدن کافی است .

 

بعضی ها هم میگویند :« من عمه ای دارم که نویسنده است و واقعا هم خوب مینویسد ! اما تاحالا چیزی چاپ نکرده ! چون کارهای مهم تری داشته ، نماینده فلان ناحیه بوده و ... » یا اغلب میگویند :« من بالاخره یه روز یه کتاب مینویسم . چیزهایی که میتونم دربارش بنویسم همه ش توی دفتر یادداشت کوچیکه، آره یه روز بالاخره مینویسمشون!»

 

یک روز مینویسم! یک روز هم من میخواهم اسم یکی از کتابهایم را بگذارم «یک روز مینویسم!» همه آنهایی که حرفشان با حسن نیت همراه نیست می گویند یک روز یک کتابی مینویسم اما هیچ وقت آن را نمینویسند و امروز و فردا میکنند . البته نمیدانمچرا مردم بیشتر برای نوشتن امروز و فردا میکنند تا چیز های دیگر، شاید چون نویسندهکتاب بودن خیلی لذت دارد ، ولی نوشتن خیلی سخت است !

 

بعضی ها هم شروع به نوشتن میکنند اما هرگز نوشته هایشان را تمام نمیکنند . چند خطی ( یا چند صفحه ای) مینویسنند و بعد پاره میکنند و شروع به نوشتن یک چیز دیگر میکنند . یا از این موضوع به موضوع دگیر میپرند ، اما هیچ کدام را کامل نمیکنند .

 

شاید یک دلیل برای اینکه چرا خیلی ها در کار نوشتن امروز و فردا می کنند این باشد که آنها مجبور نیستند که بنویسند . نوشتن در زندگی آنها هرگز نیاز درجه اول نبوده است . وقتی پشت میز مینشینند تا بنویسند با دیدن کوچک ترین چیزی در اتاق ، ذهن آنها منحرف میشود : بعضی وسایل را باید تعمیر کند ، چمن های باغچه را کوتاه کند ، سگ را واکسن بزند .... این چیزها برای بسیاری از نویسنده هایی که من میشناسم در اولویت اول است و اساساَ مهم ترین مسئله برای آنها ، خانواده است .

 

پرداختن به دو اولویت اصلی ، سخت یا حتی غیر ممکن است . در واقع مثل این میماند که با یک سکه بیست و پنج سنتی به شکلات فروشی برویم ؛ در این صورت مجبوریم فقط یک چیز انتخاب کنیم! منظورم این نیست که قید خانواده را بزنیم . در طول روز خیلی کارها هست که اگر هم بخواهید نمیتوانید ا انجامشان صرف نر کنید ، مثلا خانه داری . اما میشود ریاست انجمن خانه و مدرسه جز اولویت های درجه دوم شما باشد . میتوانید از بچه هایتان ، همسرتان و ... توقع کار بیشتری داشته باشید . یا شاید بشود بعضی از کارهایی را که انجام میدهید اصلا انجام ندهید!

 

وقتی من اولویت زندگی ام را انتخاب کردم، دیگر کار خیلی راحت بود . از پخت و پز ، رفت و روب ، دوخت و دوز و .... که قبلا با شور و شوق اجام میدادم ، دست کشیدم و همه فکر ذکرم را گذاشتم روی نوشتن .

 

تا شروع به نوشتن نکنید دگیر هیچ کدام از اشتباهات دیگر مهم نیست!

  • تشکر 3
  • عالی 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تمرین هایی برای کسانی که دائم امروز و فردا میکنند

 

1. چشمانتان را ببندید و به دوران کودکیتان فکر کنید . به زمان یا اتفاق خاصی در آن دوران یا یک روز خاص ( نه مثلا تمام تابستان ) فکر کنید واحساسی را که آنموقع داشتید دوباره در ذهنتان زنده کنید . بعد آن را بنویسید و بگذارید دیگران نیز آن را حس کنند ، بشنوند ، بچشند یا ببینند

 

2. چیزی بدیع درباره هر روز تعطیلی که دوست دارید بنویسید . هر چه که دوست دارید بنویسید . فقط یادتان باشد جمله ای را که قبلا جایی خوانده یا شنیده اید ننویسید ! سعی کنید درباره تعطیلی خودتان بنویسید . بعد میتوانید آن را به یک داستان تبدیل کنید!

 

3. مجله ای را باز کنید و اولین سطر داستان یا مقاله ای را بخوانید. بعد آن را روی کاغذ بنویسید . حال وانمود کنید این سطر ، سطر اول شماست . با آن چه میکنید ؟ سطر بعدی داستان را خودتان بنویسید ...

 

4. سعی کنید راجع به هرچیزی که از آن بدتان یا خوشتان میآید بنویسید

 

5. سراغ قفسه دارو ها یا ادویه جات برید و بی آنکه اسم داروها یا ادویه جات رو بخونید ، در های آونها رو بازکنید و با چشمان بسته آنها را بو کنید . حتما یکی از آنها راهنمای نوشتن برای شماست ! ( یاد آور خاطره )

 

6. کیف پول ، کیف دستی یا کشویتان را باز کنید و ببینید چه چیزی قوه تخیل شما را فعال میکند!

 

7. کتابی را باز کنید و راجع به اولین کلمه ای که به چشمات خورد ، بنویسید

 

8. چیزی را زنده فرض کنید و از زبان آن بنویسید

 

9. درباره کاراکتر یکی از فامیل ، دوستان یا آشناهایتان بنویسید

 

  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

با سه تا گزینه اول خیلی موافقم.ولی مثلا من خودم رو مثال میزنم.یه ایده بینظیر دارم و نمیتونم بهش پر و بال بدم.نوشتن مثل یه نهاله.بابد اینقدر بهش برسی تا بزرگ بشه.خوش به حال دوستانی که میتونن بنویسن.ایده خیلی زیاده هممون کلی ایده داریم ولی پرداختن به اون و رمانش کردن خیلی سخته.مرسی از پست خوبتون

  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در در 5 خرداد 1397 در 13:57، Hanibal گفته است :

با سه تا گزینه اول خیلی موافقم.ولی مثلا من خودم رو مثال میزنم.یه ایده بینظیر دارم و نمیتونم بهش پر و بال بدم.نوشتن مثل یه نهاله.بابد اینقدر بهش برسی تا بزرگ بشه.خوش به حال دوستانی که میتونن بنویسن.ایده خیلی زیاده هممون کلی ایده داریم ولی پرداختن به اون و رمانش کردن خیلی سخته.مرسی از پست خوبتون

خواهش میکنم 

ادامشو در آینده حتما میزارم

  • تشکر 4

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×