رفتن به مطلب
Added by Amir

BeNNeT

معرفی کتاب بینایی

پست های پیشنهاد شده

c9bdedfbc6fc4e2188ae1065f3445ea1.jpg

کوری” و “بینایی” نام دو کتابی است که بوسیله ی ژوزه ساراماگو، نویسنده ی پرتغالی تبار و برنده ی جایزه ی نوبل، به رشته ی تحریر درآمده است. نگارنده در رمان اول، به نقد از روزمرگی و ارزش های به تطاول رفته ی یک جامعه ی نمادین می پردازد و در رمان دوم نوک تیز پیکان نقد خود را به سوی حکومت های خودکامه نشانه می گیرد و این بار قلم او چون توسنی تازنده به انتقاد از فضای اختناق و سرکوب سیاسی و اجتماعی می پردازد. در این نوشتار برآنیم به خوانش اجمالی این دو رمان بپردازیم.

بینایی، آغاز کنشگری

سال ها بعد بینایی فرا می رسد! ساراماگو رمان دیگری را تحت عنوان “بینایی” به رشته ی تحریر در می آورد که ادامه ی داستان همان شهری است که شهروندان آن، با همه گیری کوری دست به گریبان بوده اند. انتقاد از “سرکوب سیاسی” و ” انزوای اجتماعی” درون مایه ی اصلی این رمان است.

نگارنده داستان را با شرح برگزاری یک انتخابات آغاز می کند. مشاهدات از حضور کمرنگ مردم حکایت دارد. بارش شدید باران نیز این شرایط را دشوارتر نموده است. از این رو ترس و یاسی نفس گیر بر ارکان دولت چیره و مستولی می گردد. آنان با استیصال و درماندگی در پی یافتن و واکاوی علل احتمالی هستند و این بی اعتنایی را آبستن وقایع شوم و فاجعه باری می بینند.

ناگهان گویی یک دگردیسی فراگیر در جامعه رخ می دهد و حوزه های رای گیری در کل کشور مملوء از شهروندانی می گردد که به پای صندوق های رای رفته اند. ارکان قدرت از باده ی این شگفتی سرمست می شوند. اما این شادکامی دیری نمی پاید. پس از شمارش آرا شگفتی دیگری روی می دهد. آرای سفید بیش از 70 درصد اوراق را تشکیل می دهد. رئیس جمهور و دولت انتخابات را باطل اعلام می کنند. یک هفته بعد، انتخابات دوباره ای برگزار می شود.

این بار تعداد آرای سفید به 83 درصد افزایش می یابد. این وقایع آبستن و سرآغاز شروع یک بحران ناگزیر است. دولت نتیجه ی انتخابات را توطئه و دسیسه ی بیگانگان اعلام می کند و به جای عزم سفر به یکایک ریشه های احتمالی “بی اعتنایی اجتماعی” به سرکوب و خشونت روی می آورد.

چرخ دنده های خشونت و سرکوب یکی پس از دیگری به راه می افتند. سانسور مطبوعات، گروه های تفتیش عقاید، زندان، شکنجه، حکومت نظامی و بمب گذاری هیچ کدام نمی توانند منجر به اعتراف مردم مبنی بر واریز رای سفید شوند. چالش دولت اما تنها به مردم محدود نمی شود.

در کابینه و بین وزرا جدالی گریز ناپذیر شکل می گیرد. هر یک دیگری را به واریز رای سفید محکوم می کنند. وزیر دفاع چاره را گسیل نیروهای ارتش به خیابان می داند. وزیر فرهنگ با زبان شکوه و گلایه، بی اعتنایی اجتماعی را نتیجه و پیامد بودجه ی کم  وزارت خانه ی متبوع خود می داند. در این بین اما وزیر دادگستری رای سفید را نشانه ای از “بینایی” قلمداد می کند. اظهار نظری که چندان هم بی هزینه نبود و منجر به استعفای وزیر شد. از این رو سپیدی داستان کوری، که مظهر نابینایی بود، این بار نشانی از بینایی بر تارک خود دارد.

مردم  در مراسم خاکسپاری قربانیان بمب گذاری، تجمع سکوت برگزار می کنند. هیچ شعاری از جمعیت مبنی بر زنده باد و مرده باد شنیده نمی شود یا حداقل فریادی که بیانگر خواسته ی مردم باشد! راوی بار دیگر با جمله ای نافذ، تاثیرگذار و پرکشش خواننده ی خود را غافلگیر می کند و چنین رویکردی را گرچه مایه ی شگفتی می داند اما معتقد است: “شاید مردم از حرف زدن خسته اند!”

شاید این سکوت پژواک صداهای ناشنیده ای باشد، پژواکی که می کوشد با گریز از بیان صریح، از پیگیری های حقوقی بعدی ارکان قدرت مصون بماند و در عین حال پیام خود را نیز به جامعه منتقل کند. شاید پیام اوراق سفید بی تفاوتی نیست! شاید احساس بی قدرتی مزمن و رخوتی دردمندانه، آنان را به  چنین واکنش منفعلانه و ناسازگارانه سوق داده است!

داستان به اوج خود نزدیک می شود. ارکان قدرت تصمیم می گیرند به منظور تنبیه مردم، شبانه شهر را ترک کنند و پایتخت جدیدی را بنا نهند. تشویش رئیس دولت به حدی بود که صورتش را از منازل روشن بر می گرداند و همین باعث هراس آرام ترین و بی تفاوت ترین سیاستمداران می شد. اما آن چه همه را به وحشت می انداخت نبودن مردم در کنار پنجره های منازلشان بود. گویا مردم کمترین بهایی برای دولتمردان و نظامیان مملکت خود در نظر نداشتند و دشمن به حدی برای آن ها بی ارزش بود که با این عمل آن ها را تحقیر می کردند.

از این مجمل قلم راوی چون توسنی تازنده با رویکردی که بر شالوده ی آگاهی و تدبیر استوار است بر آنان که براریکه ی قدرت تکیه زده اند می تازد. از یک سو آنان را به نیرنگ و خودکامگی محکوم می کند و از سوی دیگر نقش آنان را در ” انزوا” و “بی اعتنایی” مردم به یگانگی می شناسد.

چرا که انزوا و بی اعتنایی اجتماعی هر دو از پدیده های آسیب شناختی هستند و خطر هجمه ی یک بحران گریزناپذیر را گوشزد می کنند. انزوای اجتماعی مبین انفکاک فکری افراد از استانداردهای فرهنگی و اجتماعی و بی اعتنایی اجتماعی نوعی تلقی بد بینانه، روندی منفعلانه و به عبارت بهتر افسردگی اجتماعی است.

که عامل شکل گیری هر دو پدیده، عدم اعتماد اجتماعی است. اگرچه قهرمان داستان کوری – همان که بینا بود و بینا ماند- در نتیجه ی باژگونه خوانی ارکان قدرت، عامل اصلی اتفاقات رمان بینایی قلمداد و به کام مرگ کشانیده شد اما ستیز و آویز بینایی و نابینایی پیوسته و مداوم ادامه دارد.

image.png

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×