رفتن به مطلب
Added by Amir

Added by Amir

Sevda13

معرفی ونقد رمان این شب به پایان نمیرسد | Sevda13

پست های پیشنهاد شده

نام رمان: این شب به پایان نمی رسد

نویسنده: Sevda13 | کاربر انجمن نودهشتیا

خلاصه :

سختی هاوناملایمات زندگی تازیانه میزند بر روی، اندام نحیفش !

چند وقتی است که حقیقت زندگیه شومش، مثل سیلی روی صورتش کوبیده میشود.اما آیا این حقیقتی که بی رحمانه، روی صورت سپیدش دست بلند میکند، حقیقت زندگی اوست؟

چند وقتی میشود که دنباله رو نشانه هاست!

رها...این دختر سرگشته از دست زمانه؛ حقیقت را می خواند...حقیقت، حقیقی را!

یکی از همین نشانه ها، بزرگ ترین حقیقت زندگی او را آشکار می سازد!اصلا شاید خود آن نشانه حقیقت، حقیقیه زندگیش باشد!

راستی..!درمیان تاریکیه یک شب بی پایان،  نشانه ها دیده میشوند؟

 

پ.ن

سلام خدمت شما دوستان عزیز.تاپیک نقد رمان این شب به پایان نمیرسد روکمی دیر زدم تا داستان روی غلتک بیفته ویه سری چهار چوب بندی ها مشخص بشه.

امید وارم دروهله اول ازخواندن این رمان لذت ببرید ودرآخر بادرمیان گذاشتن نظرات وپیشنهادات ارزشمندتان به ادامه رمان کمک رسانی کنید.:gol:

http://forum.98ia.org/topic/26632-این-شب-به-پایان-نمی-رسدsevda13/

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

با سلام و خسته نباشید خدمت نویسنده ی گرامی

معرفی و نقد رمان این شب به پایان نمی رسد

نام:

همانطور که اطلاع دارید اسم کتاب در جذب مخاطب، نقش ارزنده ی بازی میکنه که رمان ها نیز از این دسته از کتاب مستثنا نیست.

«این شب به پایان نمی رسد» گواه زندگی شخصیت هایست که روز های سختی را پشت سر می گذارند اما نکته ی اصلی این نام، عدم داشتن جذابیت کامل برای جلب یک مخاطب است. چون با شنیدن نام رمان، به فکر تکراری و کلیشه ی بودن رمان می گردد.

برای داستان های با این نوع محتوا انتخاب نام جدید و جذاب، شاید بنظر سخت باشد اما یک راهکاری برای شما پیشنهاد می کنم: بدلیل این که نام رمان شما بلند و تقریبا یک جمله ی کامل گشته است، می توانستید با گذاشتن سوالیه ذهن خواننده را به چالش بکشید یعنی « این شب به پایان نمی رسد؟».

تا حدودی نام با محتوا داستان همخوانی داشت اما این به آن معنا نیست که از جذابیت نام رمان بکاهیم تا نام رمان همگام با محتوای داستان باشد و بر عکس.

خلاصه:

در اکثر رمان های در حال تایپ این چنین خلاصه نویسی را می توان دید، اما به آن معنا نیست که شکل متداول خلاصه نویسی باشد.

نمی دانم در خلاصه ی رمان، جز خلاصه، چه چیزی را می خواهید جای بدهید که از این طرز نوشتن استفاده نمودید. خلاصه را سعی کنید از زبان سوم شخص یا دانای کل بنویسید یعنی خوانا و عام فهم.

مقدمه:

این بخش از رمان  را می توان از جمله عناصری دانست که با بقیه ی محتوا داستان و نام رمان هماهنگی دارد. به وضوح دیده می شود که در مقدمه سعی بر آن شده تا خواننده را با فضای اصلی داستان آشنا کند اما بیشترین عیب در استفاده از علایم است که درست به آن پرداخته نشده است.

شروع داستان:

از همان ابتدا دیده می شود که نویسنده خواسته یا ناخواسته در پی آن بوده است تا خواننده را با شخصیت اصلی داستان معرفی کند و در همان خطوط ابتدایی در مورد بیشتر خصوصیات شخصیت اصلی رمان، نگاشته شده است. این شروع نیز میتواند تا حدودی درست باشد. اما گزینه های دیگری نیز میتوانستید در ابتدا بگنجانید.

سیر داستان:

سرعت پرداختن به موضوعات در مواقعی زیاد و در بعضی مواقع تقلیل یافته است. برای کاستن از سرعت سیر داستان از همان روش معمول وقدیمی استفاده نمودید: وارد نمودن شخصیت های اضافی و پرداختن به موضوع از چندین زاویه ی دید.

انگار کاری جز این از دست شما بر نمی آمد چون در طول داستان پی بردن به این که نویسنده تحت تاثیر عوامل خاصی آن را نگاشته است به چشم می خورد.

فاش شدن هویت آن شخص به اصطلاح مرموز، دلبستگی سریع شخصیت اصلی و خیلی از موارد، سریع و بدون مقدمه اتفاق افتاد که واقعا غیر طبیعی بودن در آن بیداد می کرد.

وجود یک شخصیت از قشر ضعیف اقتصادی، یک شخصیت پولدار به حیث حامی و خیلی از موارد دیگر را میتوان در ده ها رمان کامل و در حال تایپ دید.

دیالوگ و مونولوگ:

دیالوگ ها با لحن عامیانه و مونولوگ های ادبی از ابتدا تا انتها به چشم می خورد اما در تعدادی از مونولوگ ها کلمات غیر ادبی دیده می شد که بهتر است تصحیح و ویرایش گردد. که در پائین به چند نمونه اشاره می گردد.

تاخواستم جواب مادرم روبدم صدای فریادپدربلند شد (را)

به قرض وقوله میفتیم ( مونولوگ غیر ادبی)

باافکار جورواجور راه میفتم ( غیر ادبی)

صدای پچ پچ کردنشان به گوش می رسد ( نجوا)

تاالان هزار مرتبه پدرراسین جین میکرد ( غیر ادبی)

جدال عجیبی بین مشکیه صاف وبلند ( نیاز به «ه» اضافه ندارد)

و صد ها جمله ی اینچنینی که در اینجا نمی گنجد.

 

-          بنظر شخصی من وقتی یک رمان از دید شخصیت ها روایت می شود بهتر آن است تا در تمام سیر داستان با یک لحن بیان گردد در غیر این صورت پیوستگی داستان به مخاطره می افتد. وقتی در یک مونولوگ کلمات ادبی تری نگاشته شود و پس از آن کلمات عامیانه به عنوان دیالوگ وارد سیر داستان گردد، باعث می شود تا خواننده در طول مطالعه کتاب ارتباط عمیقی با داستان پیدا نکند.

علایم و اشتباهات:

از هر دو نوع اشکالات در رمان دیده می شد.

مهمترین و چشم گیرترین مشکل در قسمت فاصله گذاری بود که به صورت غیر قابل کنترل، پشت سر هم آمده است:

پدرکناردرگاه ظاهرمیشودبدون حتی نیم نگاهی به ماوارداتاقک خودش میشود.

تحقیق کنیم بفهمیم­که تواون شرکت دقیقاچی کارمیکنن،مدیرش کیه ،چیه ،چی کارس؟

به تفاوت بین این دو توجه کنید:

«تحقیق کنیم بفهمیم که تو اون شرکت دقیقا چی کار میکنن، مدیرش کیه و چی کارست؟»

تکرار حرف و تکرار علایم مجاز نیست:

چی؟؟شماره کیو؟؟

من اگه سرازکارتودرنیارم که رهانیستم باگروایل بیگی!!حالابشین وتماشاکن!!

آوردمااا

سیییییس

بعد از هر کلمه ی «،»، «.» و یا هر کلمه ی دیگری فاصله ی میاید و جمله ادامه می یابد:

ملیکابادیدن من تعجب میکند.ولی وقتی درخواستم را... (ملیکابادیدن من تعجب میکند. ولی وقتی درخواستم را)

وقتی مراباگداها اشتباه میگیرند،یقینا خنده دار است (وقتی مراباگداها اشتباه میگیرند، یقینا خنده دار است)

لعنت___________ی (باید پیوسته باشد و بیشتر از سه کراکتر نباشد)

همچنین برای قطع و یا نشان وغیره از «...» استفاده شده بود اما به مقدار بیشتر از سه کراکتر:

باگرو خیلی عصبانی بود میگف.....

استفاده نادرست از علامات:

مادردر،رامحکم به هم کوبید (مادر، در را محکم به هم کوبید)

اشتباهات تایپی و نوشتاری:

هپروت ( در هیچ جای فرهنگ لغات نیافتم.)

تحدید ( تهدید به معنای ترساندن.)

بلکم (عامیانه ست و در فرهنگ لغات دیده نشد)

قوله (عامیانه ست و در فرهنگ لغات دیده نشد)

سین جین (عامیانه ست و در فرهنگ لغات دیده نشد)

مصعود (مسعود)

توصیفات:

تا حدودی تصویر سازی شده است، اما هنوز از بسیاری از شخصیت های رمان، تصویری به خواننده داده نشده است.

در خلال مونولوگ ها می توانستید تصویر های زیادی به ذهن خواننده ایجاد کنید  اما بجای آن از حالت روانی، تفکرات و حس های شخصیت اصلی یاد نمودید که گاها موثر و گاهی باعث دلسردی خواننده می گردد.

زاویه ی دید:

به دلیل تمرکز کل داستان روی یک شخصیت، زوایه ی دید پرداخته شده، بنظر مناسبترین می آمد. با این در ادامه شاهد زاویه دید دیگری از شخصیت دیگری نیز بودیم که اگر درست پیش رود میتواند به سیر داستان، بهتر پرداخته شود.

ژانر:

هر دو ژانر عاشقانه و اجتماعی بخوبی قابل مشاهده بود اما می توانستید بیشتر روی شخصیت های دیگر نیز متمرکز شوید و از زندگی آنها را نیز معلومات بیشتری از دید شخصیت اصلی به خواننده بدهید تا از این حرکت یک نواخت سیر داستان نیز بکاهید.

پ.ن: 

اشکالات یاد شده فقط به عنوان مثال ذکر شد، برای تصحیح تمام آنها، کل رمان را ویرایش نمائید.

با آروزی موفقعیت در تمام عرصه های زندگی.

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 2 ساعت قبل، Wahid گفته است :

همانطور که اطلاع دارید اسم کتاب در جذب مخاطب، نقش ارزنده ی بازی میکنه که رمان ها نیز از این دسته از کتاب مستثنا نیست.

«این شب به پایان نمی رسد» گواه زندگی شخصیت هایست که روز های سختی را پشت سر می گذارند اما نکته ی اصلی این نام، عدم داشتن جذابیت کامل برای جلب یک مخاطب است. چون با شنیدن نام رمان، به فکر تکراری و کلیشه ی بودن رمان می گردد.

برای داستان های با این نوع محتوا انتخاب نام جدید و جذاب، شاید بنظر سخت باشد اما یک راهکاری برای شما پیشنهاد می کنم: بدلیل این که نام رمان شما بلند و تقریبا یک جمله ی کامل گشته است، می توانستید با گذاشتن سوالیه ذهن خواننده را به چالش بکشید یعنی « این شب به پایان نمی رسد؟».

تا حدودی نام با محتوا داستان همخوانی داشت اما این به آن معنا نیست که از جذابیت نام رمان بکاهیم تا نام رمان همگام با محتوای داستان باشد و بر عکس.

خلاصه:

در اکثر رمان های در حال تایپ این چنین خلاصه نویسی را می توان دید، اما به آن معنا نیست که شکل متداول خلاصه نویسی باشد.

نمی دانم در خلاصه ی رمان، جز خلاصه، چه چیزی را می خواهید جای بدهید که از این طرز نوشتن استفاده نمودید. خلاصه را سعی کنید از زبان سوم شخص یا دانای کل بنویسید یعنی خوانا و عام فهم.

مقدمه:

این بخش از رمان  را می توان از جمله عناصری دانست که با بقیه ی محتوا داستان و نام رمان هماهنگی دارد. به وضوح دیده می شود که در مقدمه سعی بر آن شده تا خواننده را با فضای اصلی داستان آشنا کند اما بیشترین عیب در استفاده از علایم است که درست به آن پرداخته نشده است.

شروع داستان:

از همان ابتدا دیده می شود که نویسنده خواسته یا ناخواسته در پی آن بوده است تا خواننده را با شخصیت اصلی داستان معرفی کند و در همان خطوط ابتدایی در مورد بیشتر خصوصیات شخصیت اصلی رمان، نگاشته شده است. این شروع نیز میتواند تا حدودی درست باشد. اما گزینه های دیگری نیز میتوانستید در ابتدا بگنجانید.

سیر داستان:

سرعت پرداختن به موضوعات در مواقعی زیاد و در بعضی مواقع تقلیل یافته است. برای کاستن از سرعت سیر داستان از همان روش معمول وقدیمی استفاده نمودید: وارد نمودن شخصیت های اضافی و پرداختن به موضوع از چندین زاویه ی دید.

انگار کاری جز این از دست شما بر نمی آمد چون در طول داستان پی بردن به این که نویسنده تحت تاثیر عوامل خاصی آن را نگاشته است به چشم می خورد.

فاش شدن هویت آن شخص به اصطلاح مرموز، دلبستگی سریع شخصیت اصلی و خیلی از موارد، سریع و بدون مقدمه اتفاق افتاد که واقعا غیر طبیعی بودن در آن بیداد می کرد.

وجود یک شخصیت از قشر ضعیف اقتصادی، یک شخصیت پولدار به حیث حامی و خیلی از موارد دیگر را میتوان در ده ها رمان کامل و در حال تایپ دید.

دیالوگ و مونولوگ:

دیالوگ ها با لحن عامیانه و مونولوگ های ادبی از ابتدا تا انتها به چشم می خورد اما در تعدادی از مونولوگ ها کلمات غیر ادبی دیده می شد که بهتر است تصحیح و ویرایش گردد. که در پائین به چند نمونه اشاره می گردد.

تاخواستم جواب مادرم روبدم صدای فریادپدربلند شد (را)

به قرض وقوله میفتیم ( مونولوگ غیر ادبی)

باافکار جورواجور راه میفتم ( غیر ادبی)

صدای پچ پچ کردنشان به گوش می رسد ( نجوا)

تاالان هزار مرتبه پدرراسین جین میکرد ( غیر ادبی)

جدال عجیبی بین مشکیه صاف وبلند ( نیاز به «ه» اضافه ندارد)

و صد ها جمله ی اینچنینی که در اینجا نمی گنجد.

 

-          بنظر شخصی من وقتی یک رمان از دید شخصیت ها روایت می شود بهتر آن است تا در تمام سیر داستان با یک لحن بیان گردد در غیر این صورت پیوستگی داستان به مخاطره می افتد. وقتی در یک مونولوگ کلمات ادبی تری نگاشته شود و پس از آن کلمات عامیانه به عنوان دیالوگ وارد سیر داستان گردد، باعث می شود تا خواننده در طول مطالعه کتاب ارتباط عمیقی با داستان پیدا نکند.

علایم و اشتباهات:

از هر دو نوع اشکالات در رمان دیده می شد.

مهمترین و چشم گیرترین مشکل در قسمت فاصله گذاری بود که به صورت غیر قابل کنترل، پشت سر هم آمده است:

پدرکناردرگاه ظاهرمیشودبدون حتی نیم نگاهی به ماوارداتاقک خودش میشود.

تحقیق کنیم بفهمیم­که تواون شرکت دقیقاچی کارمیکنن،مدیرش کیه ،چیه ،چی کارس؟

به تفاوت بین این دو توجه کنید:

«تحقیق کنیم بفهمیم که تو اون شرکت دقیقا چی کار میکنن، مدیرش کیه و چی کارست؟»

تکرار حرف و تکرار علایم مجاز نیست:

چی؟؟شماره کیو؟؟

من اگه سرازکارتودرنیارم که رهانیستم باگروایل بیگی!!حالابشین وتماشاکن!!

آوردمااا

سیییییس

بعد از هر کلمه ی «،»، «.» و یا هر کلمه ی دیگری فاصله ی میاید و جمله ادامه می یابد:

ملیکابادیدن من تعجب میکند.ولی وقتی درخواستم را... (ملیکابادیدن من تعجب میکند. ولی وقتی درخواستم را)

وقتی مراباگداها اشتباه میگیرند،یقینا خنده دار است (وقتی مراباگداها اشتباه میگیرند، یقینا خنده دار است)

لعنت___________ی (باید پیوسته باشد و بیشتر از سه کراکتر نباشد)

همچنین برای قطع و یا نشان وغیره از «...» استفاده شده بود اما به مقدار بیشتر از سه کراکتر:

باگرو خیلی عصبانی بود میگف.....

استفاده نادرست از علامات:

مادردر،رامحکم به هم کوبید (مادر، در را محکم به هم کوبید)

اشتباهات تایپی و نوشتاری:

هپروت ( در هیچ جای فرهنگ لغات نیافتم.)

تحدید ( تهدید به معنای ترساندن.)

بلکم (عامیانه ست و در فرهنگ لغات دیده نشد)

قوله (عامیانه ست و در فرهنگ لغات دیده نشد)

سین جین (عامیانه ست و در فرهنگ لغات دیده نشد)

مصعود (مسعود)

توصیفات:

تا حدودی تصویر سازی شده است، اما هنوز از بسیاری از شخصیت های رمان، تصویری به خواننده داده نشده است.

در خلال مونولوگ ها می توانستید تصویر های زیادی به ذهن خواننده ایجاد کنید  اما بجای آن از حالت روانی، تفکرات و حس های شخصیت اصلی یاد نمودید که گاها موثر و گاهی باعث دلسردی خواننده می گردد.

زاویه ی دید:

به دلیل تمرکز کل داستان روی یک شخصیت، زوایه ی دید پرداخته شده، بنظر مناسبترین می آمد. با این در ادامه شاهد زاویه دید دیگری از شخصیت دیگری نیز بودیم که اگر درست پیش رود میتواند به سیر داستان، بهتر پرداخته شود.

ژانر:

هر دو ژانر عاشقانه و اجتماعی بخوبی قابل مشاهده بود اما می توانستید بیشتر روی شخصیت های دیگر نیز متمرکز شوید و از زندگی آنها را نیز معلومات بیشتری از دید شخصیت اصلی به خواننده بدهید تا از این حرکت یک نواخت سیر داستان نیز بکاهید.

سلام عرض میکنم خدمت شما دوست عزیز.به خاطر وقتی که برای نقد "رمان این شب به پایان نمیرسد" صرف کردین ازتون ممنونم.

همه گفته هاتون رو به گوش جان میسپارم!

تنهانکته ای که باید ذکر بشه درمورد شخصیت های رمان هست.شما ذکر کردین که شخصیت های اضافی وارد رمان شده اما باید بگم که تمام شخصیت هایی که تورمان درموردش بحث میشه بعد ها  نقش مهمی رو درروند رمان ایفا میکنند وقرار نیست روند رمان مثل خیلی از نوشته های دیگه که یه دختراز قشر ضعیف بامرد پول داری ازدواج میکنهباشه.

 

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×