رفتن به مطلب
Added by Amir

Added by Amir

maryambanoo

داستان جن گیری واقعی

پست های پیشنهاد شده

سلام چند روز پیش من احضار جن از بدن انسان رو با چشم دیدم که هنوزم متحیرم یه تیکه هاییش دور از شرعه ولی دلم نیومد ننویسمدوستان خواهش میکنم آدرس این جن گیر رو نپرسید چون اصلا نمیتونم بگم . یه بار که کارم گیر کرده بود رفتم دنبال دعا نویس که یک از دوستانم خانوم پاکستانی ای رو معرفی کرد منو با خودش برد پیشش اول عصبانی شد که چرا آدرسش رو داده بمن اما قانعش کردم باهام صحبت کرد و من مات ومبهوت که حتی کوچکترین مسئله زندگیم رو میدونست ومشکلم رو باز کرد و با من دوست شد وحتی ازم پول نگرفت ازش قول گرفتم یک بار احضار جنش رو جلوی چشمم انجام بده که چند روز پیش زنگ زد و گفت بیا که موردی عالی سراغم اومده منم گازه ماشین رو گرفتم و نفهمیدم چجوری رسیدم وقتی وارد خونه شدم دیدم دو تا مرد جوان یه زن که معلوم بود مادر دو مرده و یک دختر بسیارررر زشت وژولیده داخل خونه ام جن گیر از من خواست که تلفن همراهم رو خاموش کنم اتاق رو تاریک کردن واز دختر پرسید چی شده دختره شروع کرد جیغ زدن و جن گیر شروع کردبه دعا خوندن دعا که تموم شد دختره ساکت شد وگفت من تو بدنم جن وجود داره بعد من رو نگاه کرد وگفت میدونم میخوای کمکم کنی منم یه پوز خند تصنعی زدم مادر دختره گفت هر روز تشنج میکنه دخترم جوری که وقتی بهوش میاد حدود نیم ساعت با ما صحبت میکنه اما صحبتی که ما معنیش رو نمیفهمیم.وکلماتی نامفهوم میگه شب ها مورد آزار جنسی قرار میگیره در حالی که هیچ کس نزدیکش نیست بطوری که تمام لباسش غرق خون میشود و بعدش هم بالا می آورد خانوم جن گیر این رو که شنید یه گردن بند انداخت گردنم وگفت بمن تو خیلی جوانی واین گردن بند ازت محافظت میکند من حسابی هیجان زده بودم دختر گفت بعضی اوقات من رو محاصره میکنند ومیخواهند به عقد یکی از پسران خود در آورند وبعد زن جنگیر شروع کرد اورادی را خوندن که اتصال رو برقرار کرد وهمه را از اتاق بیرون کرد ومن رو نگه داشت و گفت نرو جنیان تو را میشناسند ومنم داشتم از ترس سکته میکردم گفتم منو من رو از کجامیشناسن من صدای اجنه رو نمیشنیدم اما دختر کاملا میشنید جن گیر پرسید تو چرا آزارش میدی وگفت این دختر ازماست و ذات جنی دارد البته من نمیشنیدما جن گیر برام میگفت و گفت چه کنیم که دست از او بردارید و گفتند سیدی را که گرفته اند را پس دهند جن گیر با خشم از دختر پرسید سید پیامبر را چه کرده اید ؟ دختر گفت از من نپرسید از مادرم بپرسید جن گیر مقاربه را قطع کرد ومادر دختر رو صدا کرد و پرسید وزن جواب داد همسرم شیعه نبود وشدیدا اهل جن گیری بود روزی سیدی که بسیار در محل مشهور بود از او خواست که دست از سر جن ها بردارد و به آزار واذییتشون نپردازد بحث بالا میگیرد و شوهرم با چاقو سید را میکشد و بعد از آن هم اعدامش میکنند و من آن زمان دختر را باردار بودم بعد از اتصال دوباره مقاربه جن گیر به اجنه گفت حال چه کنیم و جنیان خواستند که ۱۴ گوسفند قربانی کنند و مسجدی در محل بنا کنند بنام آن سید و دختر نیز اهانتش را پس گیرد به آل پیامبر جن گیر از دختر خواست ابتدا مسلمان شود و به مدت ۴۰ روز در اتاقی دور از هیاهو روزه بگیرد وبا شیر وخرما افطار کند وبعد دعایی به آن ها داد که هر شب بالای سرش آب کشیده وآب آن را به دختر بخورانند ودختر تمام ۴۰ روز را استغفار کند و رفتند بعد زن جن گیر در رابست و گفت خب اجنه با این دختر چکار دارید آیا او را اذییت میکنید ابتدا جنیان هیچ نگفتند و بعد هم گفتند که ما او را سپاس داریم او از ۳تن از ما که در شکل انسان و حیوان بودیم نگه داری کرده ومشکلات ما را گشوده ولی به ما بی توجه است وما فقط میخواهیم اورا متوجه خود سازیم تا هر چه بخواهد به او بدهیم .جن گیر بمن گفت دختر جان تو از آن ها چیزی نخواه و فقط به خدایت توکل کن جنیان خود را در قالب حیوان در آورده اند و تو نیز کمکشان کرده ای تنها چیزی که از آنان میخواهی این باشد تو را نترسانند ومن خونه اومدم دیروز زن جن گیر بمن زنگ زد وبا خوش حالی گفت دختر شفا گرفته است من هم خیلی خوشحال شدم. همش حقیقتی بود که اگه منم به چشم خودم ندیده بودم واز زبان دیگری شنیده بودم باور نمیکردم .

  • تشکر 8

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

عاقا من این متنو از یه جایی کپی کردمااا،خودم ندیدم یادم رفته اول متن بنویسمش 

  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

زودتر ميگفتی بابا.چاخان پاخان کرده یارو.باور نکن عزیز من.

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

چیزی  جز حقیقت نیست 
مثل این زیاد  دیدم 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

امکان نداره..خالی بندیه...

البته ببخشیدا

ویرایش شده در توسط joody

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

منمممممم میخوامممممم....

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×