رفتن به مطلب
Added by Amir

Added by Amir

maya23

لج دربیارترین شخصیت رمانی که خوندید

پست های پیشنهاد شده

طناز تو رمان کوه غرور 

با اون کاری که اخر رمان کردا دلم میخواست برم تو رمان خفش کنم و برگردم

نیما تو پاییزان 

الهی تو جهنم اتیش بگیری

 

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ارشام

تو گناه کار از خشک بودنش خوشم نمی یومد

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

کامران توی رمان زندگی اجباری ( به نظرم واقعا خل و چل بود هیچی حالیش نمیشد فقط کتک میزد این و اونو :padded: )

پدرام توی رمان عشق و احساس من ( نقشش واقعا اضافی بود کلا بیکار بی عار میچرخید و کارارو خراب میکرد  :frustratedf:)

نیما توی رمان قرار نبود ( کلا باهاش حال نمیکردم شبیه این بچه سوسولا بود که سریع میزنن زیر گریه ؛ شاید گریه نمیکرد ولی رو مخ من بود:wacko: )

آرشاویر توی رمان توسکا ( نمیدونم چرا کلا شیش میزد بیچاره ؛ اون آخرش که با ماشین اومد وسط سفره عقد ! کلا کاراش آنرمال بود ... با دست پس میزد با پا پیش میکشید :shakinghead:)

در در Monday, July 10, 2017 در 16:46، Nico گفته است :

رت باتلر از بربادرفته، البته خود اسکارلت اوهارا هم دست کمی از اون نداشت.

دقیقاااااا ... جفتشون رو مخ بودن اه اه اه...:shakinghead:

 

  • عالی 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

آرشاویر رمان توسکا

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هیتکلیف در رمان بلندیهای بادگیر

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

آزاد بی بی بیدل

کیان رسوب

کوروش زندگی خصوصی

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

شخصیتی که دوس داشتم مثل اون باشم : شاهزاده آندره تو رمان جنگ و صلح

شخصیتی که شبیهش بودم زیاد : گریشکا تو رمان دن آرام

شخصیت هایی که خوشم اومد : رائین ( شب های آفتابی من ) دانیار ( اسم رمانش یادم نیست ) باده ( زیتون )

هامین ( آنتی عشق )

بقیه اش یادم نمی یاد ....

  • خوب 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در در 11/18/2016 در 18:40، SabaZz گفته است :

بلوط تو رمان زندگی غیر مشترک. واقعا تا لحظۀ آخر هم دختر بی منطق، بی ادب و اعصاب خوردکنی بود.

وای اون نفرت انگیز ترین شخصیت رمان بود اه اه:babai:

  • تشکر 1
  • عالی 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 شاداب بود تو رمان اسطوره!

چقدر که شخصیت مزخرفی داشت.همش یا گریه میکرد یا خجالت میکشید دیگه شورشو دروورده بود.

توسکا و ارشاویر تو رمان تووسکا!

نقش اصلی دختر تو رمان آن سال ها اسمشو یادم نیست اما خیلی رو مخ بود.

 

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×