رفتن به مطلب

اعتراف نامه


پست های پیشنهاد شده

بببینن خودش داره میگه دیگه همه شاهد

  • تشکر 1
لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
  • پاسخ 137
  • Created
  • آخرین پاسخ

Top Posters In This Topic

Top Posters In This Topic

Popular Posts

سلام دوستان عزیز     از اسمش معلومه که موضوع تایپیک چیه  :002:  اعترافات شما میتونه شامل موارد زیر باشه: 1.سوتی هایی که دادین  :002:  2.خرابکاری هایی که کردین  :002:  یک نکته: از گذاشتن پست نا م

اعتراف مینمایم که یه بار اول راهنمایی زنگ تفریح که تموم شد و همه رفتن سر کلاساشون با سه تا از دوستای شیرین عقلم وسط سالن طبقه دوم کش بازی کردیم. حالا نپر، کی بپر. صدا تو سالن میپیچید بد جور. آخرم ناظم

سر كلاس علوم رفتيم ازمايشگاه وقتى مى خواستيم بشينم موقع نشستن صندلى ها و سراميك كف ازمايشگاه بعد از برخور باهم يه صداى ناجورى مى داد بعد كه همه نشستيم معلم خواست بشينم بازم يه صداى ناجورى اومد منم گفت

اعتراف میکنم دستم درد گرفت از بس نوشتم

  • تشکر 1
لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اعتراف می کنم هنوز خسته نشدم

  • تشکر 2
لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اعتراف میکنم که خیلی میترسم برای فردا که علوم و هدیه داریم و من اصلا نگا نکردمشون

  • تشکر 1
لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 16 ساعت قبل، Sub.asal گفته است :

اعتراف میکنم که خیلی میترسم برای فردا که علوم و هدیه داریم و من اصلا نگا نکردمشون

دغدغت خیلی بچه کانه هست

  • تشکر 2
لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 4 ساعت قبل، hedeyh2002 گفته است :

دغدغت خیلی بچه کانه هست

آخه اگه تو دینی به جای زشت بد بنویسم یه نیم نمره کسر میکنه:(

  • تشکر 2
لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 18 ساعت قبل، Sub.asal گفته است :

آخه اگه تو دینی به جای زشت بد بنویسم یه نیم نمره کسر میکنه:(

بازم بچکانه است رفیک

  • تشکر 1
لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اعتراف میکنم اگه دست من بود یه سریا برای بار دوم منو نمیدیدن..

و منم اونا رو!

 

  • تشکر 3
لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
  • 2 weeks later...

این سوتی که دادم و دارم تعریف می کنم تو همین نودهشتیا،اتفاق افتاده.

یادمه یه روز تعطیل بود،فکر کنم ولادت پیامبر بوده.من و خانواده شیراز بودیم تو حرم شاه چراغ!من نشسته بودم و با آقا علی چت می کردم.بهشون گفتم:من الآن چاه چراغم.به جای اینکه بنویسم شاه نوشتم (چاه)خلاصه من این کلمه رو چند بار هم نوشتم.اصلا تمام حواسم جای دیگه ای بود.علی آقا هم چیزی به این اشتباهم نگفتن.

عادت دارم یه بار دیگه پیامارو بخونم.وقتی خوندم دو دستی زدم تو سرم.جریانو به مادرمم گفتم.ایشونم گفت خاک تو سرت آبرومونو بردی،از بس هولی!

شاید سوتی خنده داری نباشه ولی من وقتی بهش فکر می کنم خنده م می گیره!

آقا علی مشغول ذمبه ای این پیام رو دیدی،نخندی!!:t(2):

  • تشکر 3
لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
  • 7 months later...
در در 25 آذر 1397 در 14:05، madhkhlfzadh7 گفته است :

این سوتی که دادم و دارم تعریف می کنم تو همین نودهشتیا،اتفاق افتاده.

یادمه یه روز تعطیل بود،فکر کنم ولادت پیامبر بوده.من و خانواده شیراز بودیم تو حرم شاه چراغ!من نشسته بودم و با آقا علی چت می کردم.بهشون گفتم:من الآن چاه چراغم.به جای اینکه بنویسم شاه نوشتم (چاه)خلاصه من این کلمه رو چند بار هم نوشتم.اصلا تمام حواسم جای دیگه ای بود.علی آقا هم چیزی به این اشتباهم نگفتن.

عادت دارم یه بار دیگه پیامارو بخونم.وقتی خوندم دو دستی زدم تو سرم.جریانو به مادرمم گفتم.ایشونم گفت خاک تو سرت آبرومونو بردی،از بس هولی!

شاید سوتی خنده داری نباشه ولی من وقتی بهش فکر می کنم خنده م می گیره!

آقا علی مشغول ذمبه ای این پیام رو دیدی،نخندی!!:t(2):

عه! منم پس دقت نمی کردم چی میگید وگرنه حتما یه واکنشی نشون می دادم.

:t(1):

  • تشکر 2
  • عالی 1
لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اعترا می کنم همیشه توی تعارفا وقت خدافظی وقتی تعارف کم میارم الکی لبامو تکون می دم ی لبخند مزحکم می زنم.

  • تشکر 1
  • خوب 1
لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در در 31 تیر 1398 در 18:02، Serenity گفته است :

عه! منم پس دقت نمی کردم چی میگید وگرنه حتما یه واکنشی نشون می دادم.

:t(1):

پس خوب نشد ندیدید! معلوم بود شما هم حواستون جای دیگه ست!:t(11):

  • عالی 2
لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
  • 1 year later...

اعتراف می کنم پیامای سالای قبلم رو که اینجا می خونم از این همه بچگی اون سال هام خنده ام می گیره: )

اعتراف می کنم اگر می تونستم، تموم پیامام و پاک می کردم...

و در نهایت اعتراف می کنم اینجا دوست داشتنی ترین مخروبه ایه که تا به حال دیدم :)

اعتراف می کنم پیامای سالای قبلم رو که اینجا می خونم از این همه بچگی اون سال هام خنده ام می گیره: )

اعتراف می کنم اگر می تونستم، تموم پیامام و پاک می کردم...

و در نهایت اعتراف می کنم اینجا دوست داشتنی ترین مخروبه ایه که تا به حال دیدم :)

لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×
×
  • اضافه کردن...