رفتن به مطلب
Added by Amir

Added by Amir

پست های پیشنهاد شده

آقا دیدم بچه ها دارن تو مشاعره کولاک میکنن(دمتونم گرم):003:

گفتیم یادی کنیم از دوران قدیم و یه تاپیک تو سری قبلی

خب کاملا معلومه جریان چیه

به جای مشاعره عادی که حرف آخر آخرین کلمه باید شروع کننده باشه

حرف انتخابی کاربر قبلیو باید ادامه بدید

برو که بریم

با من بی کس تنها شده، یارا تو بمان
همه رفتند ازین خانه، خدا را تو بمان

حرف بعدی خ

  • تشکر 9

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خیال خال تو با خود به خاک خواهم برد

که تا زد خال تو خاکم شود عبیرامیز

م

  • تشکر 5

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

موج رقص انگیز پیراهن چو لغزد بر تنش
چنان به رقص آید مرا از لغزش پیراهنش

ذ

  • تشکر 5

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی

دودم به سر برآمد زین آتش نهانی

چ

  • تشکر 5

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

چون خواب ناز بود که باز از سرم گذشت
نامهربان من که به ناز از برم گذشت

ک

  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

کجایی هم نشین لحظه های داغ و تبدارم ؟
ببین رفتی ومن با ابرها تا گریه می بارم
 

و

  • تشکر 4

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی       

تا با تو بگویم غم شب های جدایی

خ

  • تشکر 4

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خیال خال تو با خود به خاک خواهم برد

که تا زخال تو خاکم شود عبیر آمیز

ح

  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

حس و هنر به هیچ، ز عشق بهشتی ام
شرمی نیامدت که ز چشمم فکنده ا ی؟

 

ش

ویرایش شده در توسط manolu
  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

شوق دیدار تو را دارم نمی آیی چرا ؟
مثل باران ، تند میبارم نمی آیی چرا ؟
 

  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

شراب شوق می نوشم به گرد یار می گردم
سخن مستانه می گویم ولی هوشیار می گردم
گهی خندم گهی گریم گهی افتم گهی خیزم
مسیحا در دلم پیدا و من بیمار می گردم

ق

  • تشکر 4

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

قلم بنویس دردم را, که در دل دردها دارم

قلم بنویس ازحالم, که امشب غصه هادارم
 

ه

  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

همه شب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهي
به پيام آشنايان بنوازد آشنا را

 

ب

  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

باز باران با ترانه

میزند بر بام خانه

یادم آرد روز شیرین

گردش یک روز دیرین

خوب و شیرین

ز

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

زلف آشفته و خوي كرده و خندان لب و مست                                  پيرهن چاك و غزل خوان و صراحي در دست

عاشقي را كه چنين باده شبگير دهند                                                    كافر عشق بود گر نشود باده پرست

غ

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

غم به هر جا که رود سر زده آید به دلم 

چه کنم؟ خانه ی من بر سر را افتاده‌است 

(ج)

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

جواني خود مرا تنها اميد زندگاني بود

دگرمن باچه اميدي توانم زندگاني كرد

 

(م)

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مگر امروز به بالین من آیی که دگر          

عمر کوتاه مرا وعده ی فردا تنگست

(ن)

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نـــصـــیــب کــوردلــان اســت نــعــمــت دنــیــا
 تـو چـشـم رشـد و تـمـیـزی هـمـیـن گـنـاهـت بس

(الف)

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

الا ای باد شبگیری بگوی آن ماه مجلس را

تو آزادی و خلقی در غم رویت گرفتاران

(م)

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مگر لايق تكيه دادن نبودم

تو با حسرت شانه ي من چه كردي؟

(س)

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سال ها دل طلب جام جم از ما میکرد

وان چه  خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد

(ت)

 

ویرایش شده در توسط Hannaneh
  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تعريف من از عشق همان بود كه گفتم

 دربند كسي باش كه دربند حسين است

محسن كاوياني

(ب)

ویرایش شده در توسط poaro-812
  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بازآمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم

وین چرخ مردم خوار را چنگال و دندان بشکنم

(ل)

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

لازمه عاشقیست رفتن و دیدن ز دور         ور نه ز نزدیک هم رخصت دیدار هست

 

ک

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×