رفتن به مطلب
Added by Amir

Added by Amir

پست های پیشنهاد شده

کاربرای عزیز نودهشتیا وقتشه از بیکاری در بیاید و دنبال بیتای شعر بگردید تا مشاعره رو ادامه بدید

 

خب اول من شروع می کنم

 

                                 می فرو مانده به جام

                                 سر به سجاده نهادن تا کی

                                 او در اینجاست نهان

                                 میدرخشد در می

                                 گر به هم آویزیم

                                 ما دو سر گشته تنها چون موج

                                 به پناهی که تو جویی خواهیم رسید

                                 اندر آن لحضه جادویی اوج 

  • تشکر 22
  • عالی 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

جذبه عاشق اثر در سنگ خارا می کند      کوهکن معشوق خود از سنگ پیدا می کند

  • تشکر 5

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ديدگان تو در قاب اندوه


سرد و خاموش


خفته بودند


زودتر از تو ناگفته ها را


با زبان نگه گفته بودند


از من و هرچه در من نهان بود


می رميدی


می رهيدی


يادم آمد كه روزی در اين راه


ناشكيبا مرا در پی خويش


ميكشيدی


ميكشيدی


ویرایش شده در توسط Fateme7
  • تشکر 6

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یک قصه بیش نیست غم عشق و این عجب        کز هر زبان که می شنوم نامکرر است

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تا توانی میگریز از یار بد      یار بد بدتر بود از مار بد


  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در دايره قسمت ما نقطه ي تسليميم       لطف آنچه تو انديشي حكم آنچه تو فرمايي

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

يادم آمد كه روزي در اين راه/ناشكيبا مرا در پي خويش


ميكشيدي/ميكشيدي


آخرين بار/آخرین بار


آخرين لحظه تلخ ديدار/سر به سر پوچ ديدم جهان را


باد ناليد و من گوش كردم/خش خش برگهاي خزان را


  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 از منست اين غم كه بر جان منست     ديگر اين خود كرده را تدبير نيست

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ترا صدا کردم/ترا صدا کردم


تمام هستی من .../چو یک پیالۀ شیر


میان دستم بود


نگاه  آبی ماه/به شیشه ها می خورد


ترانه ای غمناک/چو دود بر می خاست


  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تـن تـو آهـنگی است
و تـن من کلمه ای است
که در آن می نـشیند
تا نـغمه ای در وجود آیـد
سروده ی که تـداوم را می تـپد
در نگاهت همه ی مهـربـانی هاست:
قـاصدی که زنـدگی را خبر می دهد.
و در سکـوتـت همه صداها
فـریـادی که بـودن را
تـجربـه می کـند.

ویرایش شده در توسط sara27
  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
دلا غــــافل ز سبحـــانی چه حاصل

مطیع نفس و شیطــانی چه حاصل

بــود قــــدر تــــو افــــــزون از ملایک

تـــو قـدر خود نمی دانی چه حاصل

  • تشکر 5

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
لب من از ترانه میسوزد

 

سینه ام عاشقانه میسوزد

 

پوستم میشکافد از هیجان

 

پیکرم از جوانه میسوزد

  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دشت هایی چه فراخ
کوه هایی چه بلند
در گلستانه چه بوی علفی می آمد
من دراین آبادی پی چیزی می گشتم
پی خوابی شاید
پی نوری ‚ ریگی ‚ لبخندی
پشت تبریزی ها
غفلت پاکی بود که صدایم می زد

 

پای نی زاری ماندم باد می آمد گوش دادم
چه کسی با من حرف می زد ؟
سوسماری لغزید
راه افتادم
یونجه زاری سر راه
بعد جالیز خیار ‚ بوته های گل رنگ
و فراموشی خاک
لب آبی
گیوه ها را کندم و نشستم پاها در آب

من چه سبزم امروز
و چه اندازه تنم هوشیار است!

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تو طاعت حق کنی به امید بهشت    نه نه تو نه عاشقی که مزدوری تو


  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

وفایی نیست در گل ها منال ای بلبل مسکین

کزین گلها پس از ما هم فراوان روید از گلها

  • تشکر 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اگر اهل دلي ديدي، سلام من رسان بر وي      كه كمتر يافتم هرجا فزونتر جستجو كردم


  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من اگر نیکم اگر بد تو برو خود را باش

که گناه دگری برتو نخواهند نوشت

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تو مو می بینی و مجنون پیچش مو        تو ابرو او اشارت های ابرو


  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

وقتی که پرسشی کنی اصحاب درد را         چون من شکسته دل ترم اول مرا بپرس

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سیه چشمی، به کار عشق استاد،
به من درس محبت یاد می داد!

مرا از یاد برد آخر، ولی من
بجز او، عالمی را بردم از یاد!

  • تشکر 4

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دوش خوابی دیده‌ام خود عاشقان را خواب کو
کاندرون کعبه می‌جستم که آن محراب کو
کعبه جان‌ها نه آن کعبه که چون آن جا رسی
در شب تاریک گویی شمع یا مهتاب کو

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

وفا نکردی و کردم خطا ندیدی و دیدم         شکستی و نشکستم بریدی و نبریدم


  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ﻣﻦ ﭘﺮ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻢ، ﺗﻮﻣﺮﺍ ﯾﺎﺩﺕ ﻧﯿﺴﺖ

ﻣﻦ ﻫﻤﺎﻧﻢ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺩﻝ ﺑﺴﺖ، ﭼﺮﺍ ﯾﺎﺩﺕ ﻧﯿﺴﺖ

ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﻓﺘﻪ ﯼ ﻣﻮﯼ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻭﺍ ﮐﺮﺩﻩ

ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺎﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻫﻤﻪ ﺭﺍ، ﯾﺎﺩﺕ ﻧﯿﺴﺖ

  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تو همچو صبحی من شمع خلوت سحرم
تبسمی کن و جان بین که همی سپرم

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مادر، این شانه ز مویم بردار

سرمه را پاك كن از چشمانم

بكن این پیرهنم را از تن

زندگی نیست بجز زندانم

 

  • تشکر 7
  • عالی 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

درباره نودهشتیا

نودهشتیا اولین کتابخانه مجازی دانلود رمان میباشد که با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی و حمایت از نویسندگان فارسی زبان آغاز به کار کرده است و بیش از یک دهه است در راستای این اهداف در حال فعالیت و خدمت رسانی به هموطنان عزیز است.

امکانات اضافی

×